ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > آلمان > سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴/۴/۱۵ تعداد بازدید: 1163

با شروع بحران اوکراین از سال 2014، شاهد آغاز دوره جدیدی از تنش‌ها میان روسیه و غرب هستیم که در دوره پسا جنگ سرد بی‌سابقه بوده است. اشتفان مایستر[1]، عضو شورای سیاست خارجی آلمان[2]، مقاله‌ای در این رابطه در فروردین 94 منتشر نموده است. وی در مقاله خود با عنوان «نظریاتی در باره سیاست خارجی جدید آلمان در قبال روسیه»[3]، درگیری با روسیه را یک چالش طولانی مدت می‌داند و معتقد است که حل و فصل آن به یک تغییر استراتژی اساسی نیازمند است و تمرکز سیاسی آلمان و اتحادیه اروپا را برکل دول مشترک‌المنافع و استقلال یافته شوروی سابق، می‌طلبد. وی ضمن تحلیل تنش میان روسیه و غرب، به سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه پرداخته که عمدتا بر بهره‌گیری از قدرت نرم آلمان استوار است. وی در نهایت راهکارهایی ارائه می دهد که معتقد است در راستای دستیابی به اهداف مورد‌نظر اروپا و غرب مبنی بر ایجاد تغییرات سیاسی میان مدت و بلند مدت در روسیه، در چارچوب یک سیاست دوسویه «مهار و همکاری» ضروری هستند. راهکارهای ارائه شده ایشان، همواره از سوی کشورهای اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی ایران، بویژه در موقعیت‌های بروز اختلاف، بحران و تنش در روابط، بکارگرفته شده است.

ge & ru



اشتفان مایستر پژوهشگر شورای سیاست خارجی آلمان معتقد است؛ از آنجا که اروپا و آمریکا تمایل چندانی به واکنش نظامی در بحران اوکراین ندارند، لذا تحریم‌ها تنها ابزاری هستند که غرب بواسطه آن می‌تواند خطوط قرمز خود را به دولت کرملین نشان دهد. البته اعمال تحریم‌ها اگرچه موجب بروز معضلات اقتصادی فزاینده‌ای برای روسیه و شرکای تجاری او در اتحادیه اروپا شده است اما همزمان اثر معکوسی نیز داشته‌ است، چرا که ضمن تحکیم و ثبات نظام حکومتی روسیه، موجی از وطن‌پرستی را سبب شده و انزواگرایان در روسیه را تقویت کرده‌ است و در نهایت باعث شده است، محبوبیت پوتین در سال2014 به بیش از 80 درصد افزایش یابد.

از این رو معتقد است:

الف-  تحریم‌ها تنها یک ابزار هستند و نمی‌توانند جایگزین یک سیاست فعال شوند.

ب- حفظ وابستگی متقابل اقتصادی و اجتماعی به عنوان مهمترین ابزار سیاست آلمان در قبال روسیه ضروری است و نباید به دلیل وخامت اوضاع سیاسی متوقف شود، زیرا تنها از این طریق می‌توان جایگاه فعالان وابسته به اروپا  و نخبگان در روسیه را تقویت کرد.

ج- اگرچه تقویت روابط نزدیک اقتصادی با روسیه، همواره از سوی اتحادیه اروپا به عنوان ابزاری برای اعتمادسازی و دست‌یابی به شرایط برد-برد در دستور کار قرار‌گرفته است، اما از دیدگاه روسیه، روابط اقتصادی با اروپا سلاحی تلقی می‌شود که غرب سعی دارد بوسیله آن روسیه را مجبور کند تا از مواضعش در قبال اوکراین عقب نشینی کند. چنین نگرشی از جانب روسیه می‌تواند موجب کاهش هر چه بیشتر روابط اقتصادی با اروپا، پیدا کردن شریک تجاری جایگزین (به ویژه چین) و اتکاء بیشتر به صنعت بومی شود.

د- حکومت فعلی روسیه، «منطق هزینه–فایده»[4] را دنبال می‌کند و این بدان معناست که روسیه از منطق اقتصادی پیروی نمی‌کند و حفظ قدرت را با تکیه به داخل و حمایت از خود را از طریق منزوی کردن خویش در دستور کار دارد. به همین خاطر از سال 2012 شاهد امنیتی شدن روسیه در همه بخش‌های سیاست، اقتصاد و جامعه هستیم. لذا از آنجا که در حال حاضر مسائل امنیتی و ژئوپولیتیکی، مبنای تصمیمات و رفتار روسیه را تشکیل می‌دهند، این کشور در کوتاه مدت در قبال تحریم‌های اقتصادی مقاوم است.

وی همچنین در تبیین اهداف سیاست‌های اتحادیه اروپا و آلمان در قبال روسیه بر این باور است که سیاست‌های اتخاذی اروپا باید درکوتاه مدت موجب برقرای ثبات در اوضاع اوکراین شوند، در میان مدت آمدن روسیه به پای میز مذاکره را برای دستیابی به توافقی موقت تضمین کنند و در بلند مدت امکان برقراری روابط را در تمامی بخش‌های امنیتی، اقتصادی و انرژی و همچنین اجرای قوانین بین‌المللی در مقابل روسیه را فراهم سازند.
تغییرات اساسی در روسیه مستلزم تغییر رژیم  در این کشور است و هرچند وقوع آن در آینده نزدیک، غیر محتمل و تنها از داخل خود روسیه امکا‌ن‌پذیر است اما با وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی و قدرت گرفتن ملی‌گراها در روسیه، احتمال عدم ثبات و ناپایداری در موقعیت فعلی رهبری روسیه، هم در داخل این کشور و هم در منطقه شوروی سابق بسیار زیاد است.
از این‌رو اتخاذ یک سیاست دوسویه مبتنی بر «مهار و همکاری»  را به منظور تغییرات سیاسی میان مدت و بلند مدت در روسیه، ضروری دانسته و معتقد است دولت فدرال و اتحادیه اروپا باید در چارچوب این سیاست، اقدامات ذیل را در دستور کار خود قرار دهند:

1. دولت آلمان و اتحادیه اروپا باید همزمان با تحریم برخی از نخبگان و بخش‌های اقتصادی روسیه، در برابر جامعه و مردم این کشور رویکرد مثبتی را در دستور کار خود قرار دهند. از این‌رو باید در مقابل اعمال ممنوعیت سفر برای سران روسی، اخذ ویزا برای اکثریت جامعه روسیه سهولت یابد. علاوه بر آن باید برنامه‌های فرهنگی مانند تبادل نخبگان جوان، روزنامه‌نگاران و دانشجویان (در قالب بورسیه‌هایی مانند اراسموس موندوس[5]) به شدت گسترش یابد.

2. بهبود سیاست‌های ارتباطی برای جامعه روسیه و اقلیت‌های روسی‌زبان در اتحادیه اروپا نیز می‌تواند در کنار دیگر ابزارهای کوتاه مدت، در جهت تقابل با حکوت روسیه به‌کارگرفته شود. اتحادیه اروپا همچنین باید گسترش برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی (مانند دویچه‌وله و بی‌بی‌سی) را به زبان روسی‌ در دستور کار خود قرار داده و ارائه مستقل و حرفه‌ای شبکه اروپایی «یورو نیوز» به زبان روسی را نیز به طور جدی دنبال کند.

3. حمایت از روزنامه‌نگاران آزاد در روسیه و اوکراین باید هسته اصلی برنامه‌های حمایتی بنیادها و مؤسسات قرار گیرد. در این زمینه باید برای روزنامه‌نگاران و خبرنگاران امکان ارائه گزارش و پوشش خبری منطقه، در رسانه‌های آزاد اینترنتی فراهم شود. علاوه بر آن باید تعداد رسانه‌های روسی‌زبان که بی‌طرفانه به ارائه گزارش در خصوص مسائل و تحولات داخلی کشورهای استقلال یافته شوروی سابق می‌پردازند، افزایش یابد.  

4. افزایش ظرفیت تجزیه و تحلیل تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ‌سیاسی-امنیتی همه کشورهای مشترک المنافع و جمهوری‌های استقلال یافته شوروی سابق و همچنین بهبود توافق و همگرایی میان اعضای اتحادیه اروپا امری ضروری است.

5. تلاش برای تغییرات سیاسی میان مدت و بلند مدت در روسیه از طریق عوامل داخلی و اتخاذ یک سیاست دوسویه مبتنی بر «مهار و همکاری». بدین منظور باید آنجا که نیاز است، مهارکردن روسیه در دستور کار قرار گیرد و آنجا که امکان برقراری روابط با این کشور وجود دارد، از سیاست همکاری بهره جست.

6. اقتصاد آلمان در روسیه در میان مدت با چالش عمده‌ای مواجه است. از آنجا که برای مسکو تفکرات سیاسی_ امنیتی نسبت به منطق اقتصادی ارجحیت دارد، بنابراین شرایط سرمایه گذاری در روسیه غیر قابل پیش بینی باقی می‌ماند. با این وجود، شرکت های آلمانی باید تا جایی که از لحاظ اقتصادی برایشان امکان‌پذیر است در روسیه فعال باقی بمانند و به کسب و کار خود ادامه دهند. علاوه بر این، اقتصاد آلمان باید کماکان به عنوان یک ابزار ارتباطی مهم، در راستای تقویت تبادلات و افزایش ارتباطات سیاسی و تجاری با روسیه ایفای نقش کند.

7. سیاستمداران آلمانی باید ساختار تحریم‌ها را به گونه‌ای تنظیم کنند که همه چیز برای شرکت‌ها شفاف و واضح باشد و قوانین مربوط به ممنوعیت‌های صادراتی[6] به خصوص در مورد محصولات با کاربرد دوگانه[7]، از شفافیت کافی برخوردار باشند. هرچند اقتصاد، کماکان نقش اصلی را در روابط آلمان-روسیه بازی می‌کند، اما با این حال اقتصاد باید همواره در خدمت سیاسی‌کردن روابط[8] باشد. بدین ترتیب، جنبه‌های سیاسی-امنیتی، نقش پررنگ‌تری را برعهده می‌گیرند و سیاست بر سرمایه گذاری‌های روسیه در اتحادیه اروپا کنترل شدیدتری را اعمال خواهد کرد.

8. در سیاست‌ فعلی آلمان در قبال اروپای شرقی، سیاست «اول روسیه»[9]، دیگر جایی ندارد. برای ایجاد ثبات در وضعیت اوکراین در کوتاه مدت، به توافقنامه‌ای نیاز است که در آن حق حاکمیت محدود کشورهای مشترک‌المنافع لحاظ شده باشد. حداقل در میان مدت بهتر است که موضوع پیوستن اوکراین و دیگر کشورهای مستقل مشترک‌المنافع به ناتو از دستور کار خارج شود. البته همزمان با آن باید شرایط بهتر و بسترهای جدیدی به وجود آید که  ثبات امنیتی کشورهای خارج ناتو را تضمین کند و عضویت ناتو در بلند مدت را به آن‌ها نوید دهد.

9. سازمان امنیت و همکاری اروپا[10]، ابزار بسیار ضعیفی است که از طریق آن نمی‌توان با روسیه بر سر موضوعات امنیتی وارد مذاکره شد و به دنبال برقراری ثبات در وضعیت اوکراین بود. در کنار آن ابزار جدیدی نیاز است؛ از شورای ناتو-روسیه[11] می‌توان به عنوان چنین ابزاری استفاده کرد، زیرا روسیه نمی‌تواند ناتو را تحریم کند و آمریکا به عنوان یک شریک مذاکره‌کننده و بازیگر مهم حوزه های سیاسی-امنیتی در این شورا حضور دارد. البته به موازات آن، سازمان امنیت و همکاری اروپا باید روند جدیدی را نیز در پیش بگیرد تا بتواند نظام امنیت دسته جمعی و اعتماد سازی را تقویت کند.

 

جمع بندی و نظریه:

به نظر می رسد آلمان به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا با در اختیار داشتن بیش از یک چهارم مبادلات تجاری اتحادیه و همچنین بزرگ‌ترین شریک تجاری روسیه، تمایل چندانی به تحریم‌های گسترده علیه روسیه ندارد و اعمال تحریم‌ها بیشتر جنبه سمبولیک داشته و به منزله اعتراض به عملکرد روسیه در بحران اوکراین و الحاق شبه جزیره کریمه است.
آلمان سعی می‌کند تا ضمن مدیریت بحران، مناقشات را از طریق راهکارهای دیپلماتیک حل و فصل کند و مانع از تشدید و تداوم تنش‌ها و اختلال در مناسبات سیاسی و تجاری میان اتحادیه، روسیه و کشورهای اروپای شرقی شود. البته بررسی رویکرد آلمان در قبال روسیه به ویژه در شرایط بحرانی کنونی، پیچیده‌تر از تجزیه و تحلیل‌های عادی است و نمی‌توان یک خط مشی ثابت و مشخصی را برای آن تعیین کرد، اما آنچه که می توان به عنوان اولویت دیپلماتیک برلین و مهمترین ابزار سیاست آلمان در قبال روسیه دانست، حفظ روابط اقتصادی و اجتماعی فی‌مابین در چارچوب یک سیاست دوسویه «مهار و همکاری» است.
آلمان اگرچه گاهی با سیاست‌های تحریمی آمریکا علیه روسیه همراه شده است، ولی در مجموع برآن است تا با استفاده از قدرت نرم[12] و نه برخورد و رویارویی مستقیم با روسیه، به اهداف خود در جهت تغییر رفتار و یا همسو کردن مواضع روسیه با ارزش‌ها و سیاست‌های غرب، دست ‌یابد. از این رو سعی می‌کند با تحت تأثیر قرار دان افکار عمومی در روسیه و نزدیک ساختن آن‌ها به ارزش‌های غربی از طریق برنامه‌های حمایتی مانند تبادلات اجتماعی از یک طرف و فراهم آوردن شرایطی برای وخیم شدن اوضاع اقتصادی در روسیه و در تنگنا و مشقت قرارگرفتن مردم از طرف دیگر، تغییرات سیاسی مد‌ نظرش را در بلند مدت توسط ملت روسیه و از داخل خود کشور عملی سازد.
بطور خلاصه، آنچه که از نظر اشتفان مایستر، عضو شورای سیاست خارجی آلمان، می‌بایست در دستور کار سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه قرار گیرد، به شرح ذیل می‌باشد:

. تأکید بر ابزاری بودن تحریم ها و لزوم جایگزینی آن‌ها با یک سیاست فعال،

. تنظیم ساختار تحریم‌ها به‌گونه‌ای که قوانین مربوط به ممنوعیت‌های صادراتی به خصوص در مورد محصولات با کاربرد دوگانه از شفافیت برخوردار باشند،
. حفظ وابستگی متقابل اقتصادی و اجتماعی به عنوان مهمترین ابزار سیاست آلمان در قبال روسیه (با هدف تقویت جایگاه فعالان وابسته به اروپا و نخبگان روسیه)،
. استفاده از اقتصاد به عنوان یک ابزار ارتباطی مهم، در راستای تقویت تبادلات و افزایش ارتباطات سیاسی و تجاری با روسیه (هرچند اقتصاد، کماکان نقش اصلی را در روابط آلمان-روسیه بازی می‌کند، اما باید در خدمت سیاسی‌کردن روابط باشد. بدین ترتیب، جنبه‌های سیاسی-امنیتی، نقش پررنگ‌تری را برعهده می‌گیرند و سیاست بر سرمایه گذاری‌های روسیه در EU کنترل شدیدتری را اعمال خواهد کرد).
. اعمال ممنوعیت سفر برای سران روسی و در مقابل، تسهیل برنامه‌های فرهنگی مانند تبادل نخبگان جوان، روزنامه‌نگاران و دانشجویان بخصوص در قالب بورسیه‌ها،
. قرار دادن نخبگان و افکار عمومی روسی در برابر حاکمیت سیاسی در روسیه،
. بهبود سیاست‌های ارتباطی برای اقلیت‌های روسی‌زبان در اتحادیه اروپا و بکارگیری آن در کنار دیگر ابزارهای کوتاه مدت، در جهت تقابل با حکوت روسیه،
. گسترش برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی (مانند دویچه‌وله و بی‌بی‌سی) به زبان روسی،
. حمایت از روزنامه‌نگاران آزاد در روسیه و اوکراین،
. افزایش ظرفیت تجزیه و تحلیل تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ‌سیاسی-امنیتی همه کشورهای مشترک المنافع و جمهوری‌های استقلال یافته شوروی سابق،
. توجه به تغییر رژیم در روسیه برای ایجاد تغییرات اساسی در این کشور،

همانگونه که ملاحظه گردید، پیگیری اهداف آلمان در تقابل با روسیه از طریق اتکا بر رویکرد استفاده از قدرت نرم تا حد بسیار زیادی به الگوی رفتاری اتحادیه اروپا در برابر جمهوری اسلامی ایران شباهت دارد. این سیاست بویژه هنگام بروز اختلافات سیاسی و تنش در روابط، با شدت بیشتری دنبال می‌شود. نمونه‌هایی از این نوع سیاست را پس از حوادث فتنه سال 1388، از سوی اتحادیه اروپا در برابر ایران شاهد بوده‌ایم.

 

ضمیمه: بیوگرافی اشتفان مایستر

- از سال 2004-2003، همکاری با مرکز روابط بین الملل ورشو در سمت دستیار تحقیقاتی و از سال 2007-2004، همکاری با بخش سیاست خارجی و روابط بین الملل دانشگاه ینا.

- اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته‌های علوم سیاسی، تاریخ اروپای شرقی و تاریخ معاصر از دانشگاه فریدریش-شیلر ینا. اخذ مدرک دکتری در سال 2007 با موضوع «تحول در نظام آموزش عالی روسیه» و  تحصیل در رشته‌های علوم سیاسی و تاریخ در دانشگاه‌های ینا، لایپزیگ، و نیژنی نووگورود[13].

- از ژانویه 2008 تا جولای 2013، همکاری با شورای سیاست خارجی آلمان به عنوان محقق در حوزه «روسیه و همکاری‌ با شرق اروپا»

- از جولای 2010، همکاری با مرکز مطالعاتی اروپای شرقی و مرکزی شورای سیاست خارجی آلمان به عنوان ناظر پروژه تحقیقاتی «غلبه بر قطب بندی بین روسیه و غرب»

- از آگوست 2013 تا جولای2014، همکاری با شورای روابط خارجی اروپا به عنوان کارشناس ارشد مسائل سیساسی

- از آگوست 2014، مدیر برنامه «اروپای شرقی، روسیه و آسیای مرکزی» در مرکز مطالعاتی بوش روبرت[14]؛ این مرکز وابسته به شورای سیاست خارجی آلمان است و در حوزه اروپای شرقی و مرکزی فعالیت می‌کند.

- ناظر انتخابات سازمان امنیت و همکاری اروپا در طی چند دوره و مسئول پروژه های آموزشی در روسیه

- زمینه های تخصص:

. سیاست خارجی و امنیتی روسیه، روابط اتحادیه اروپا و روسیه

. سیاست های روسیه در زمینه‌های انرژی، اقتصاد و آموزش و پرورش

. همکاری‌های اتحادیه اروپا با کشورهای اروپای شرقی به خصوص با قفقاز جنوبی، بلاروس و اوکراین

. روابط روسیه با کشورهای مشترک المنافع و جمهوری‌های استقلال یافته شوروی سابق

. سیاست شرقی لهستان در قبال روسیه، اوکراین و بلاروس

 

صفورا رئوفی / 6 خرداد 1394


[1] . Stefan Meister

[2] . DGAP: Deutsche Gesellschaft für Auswärtige Politik

شورای سیاست خارجی آلمان، اندیشکده‌ای با سابقه‌ پنجاه ساله در زمینه اقناع افکار عمومی و تبیین سیاست خارجی آلمان است که طرف مشورت نهادهای رسمی در حوزه سیاست خارجی قرار می‌گیرد. لذا دیدگاه‌ها و برون داده‌های این اندیشکده، بسیار مورد توجه بوده و از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

[3].  Thesen für eine neue deutsche Russlandpolitik

[4] . Kosten- Nutzen-Rationalität

[5] . Erasmus- Programm

[6] . Exportverbote

[7] . Dual-use-Produkte

[8] . Politisierung der Beziehungen

[9].  Russia first

[10] . OSZE

[11] . NATO-Russland-Rat

[12] . Zivilmacht

[13] . Nischnij Novgorod  (به روسی: Нижний Новгород)

[14] .BOSCH ROBERT

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

کمیسیون شرق اقتصاد آلمان

۱۳۹۷/۱/۲۱

بررسی اهداف و ابزارهای نفوذ آلمان در خاورمیانه: کردستان هدف اصلی آلمان

۱۳۹۷/۱/۲۰

ترجمه کامل سخنرانی وزیر خارجه آلمان در کنفرانس بررسی سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۷/۱/۱۲

ماراتن تشدید تنش‌ها در روابط ترکیه و آلمان

۱۳۹۶/۵/۱

راهکارهای تصمیم سازان بنیاد علم و سیاست آلمان SWP برای حفظ ترکیه در بلوک غرب

۱۳۹۶/۱/۱۹

از سیاست نگاه به شرق تا سیاست سرد: مرکل، پوتین و سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۶/۱/۱۵

جایگاه منطقه خلیج فارس در سیاست خارجی و امنیتی آلمان پس از جنگ سرد

۱۳۹۶/۱/۱۵

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۲۵

لایحه جدید وزارت دفاع آلمان؛ کنترل‌های امنیتی اسلامگرایان افراطی در ارتش

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

۱۳۹۵/۹/۲۹

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

۱۳۹۵/۹/۳

اهداف آلمان در دور جدید "امنیتی سازی" و "ایران‌هراسی"

۱۳۹۵/۷/۲۸

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۷/۲۴

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

۱۳۹۵/۴/۱۵

برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

۱۳۹۵/۴/۶

فهم سیاست در آلمان

۱۳۹۵/۲/۲۹

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۲/۴

معرفی کتاب «قدرت در مرکز»اثر دکتر هرفرید مونکلر

۱۳۹۴/۱۲/۱۱

ترمیم وجهه عربستان در مسئله تروریسم، سیاست جدید ائتلاف غربی

۱۳۹۴/۱۲/۲

تحلیلی کوتاه از سفر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان به تهران

۱۳۹۴/۹/۲۵

نگاهی کوتاه به زندگی و دوران صدارت اعظمی هلموت اشمیت

۱۳۹۴/۸/۳۰

رسوایی های اطلاعاتی اخیر در آلمان؛ بازتابی از سیاست خارجی آلمان و روابط فراآتلانتیکی

۱۳۹۴/۴/۱۵

سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۴/۴/۱۵

روایتی دیگر از همکاری جاسوسی آلمان و آمریکا

۱۳۹۴/۲/۲۷

افشای حمایت مالی آلمان از برنامه‌ هسته‌ای رژیم صهیونیستی

۱۳۹۴/۲/۱۵

نگرش نزدیکِ ایران و آلمان نسبت به تحولات یمن

۱۳۹۴/۲/۱۴

حمايت رئيس جديد پليس جنايي آلمان BKA از مبارزه با تروریسم اسلامگرایانه

۱۳۹۴/۲/۱۳