ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > آلمان > بررسی اهداف و ابزارهای نفوذ آلمان در خاورمیانه: کردستان هدف اصلی آلمان

بررسی اهداف و ابزارهای نفوذ آلمان در خاورمیانه: کردستان هدف اصلی آلمان

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱/۲۰ تعداد بازدید: 57

کردستان_آلمان

نگارنده: سعید انوری

جهان در معرض بازتوزیع و بازتعریف منافع و حوزه‌های نفوذ است و تقسیم جهان توسط قدرت‌های بزرگ وارد مرحله‌ی جدیدی شده است. قراردادها و توافقاتی که بعد از جنگ جهانی اول و دوم برای تقسیم حوزه‌های نفوذ، میان فاتحان این جنگ‌ها منعقد شد، مانند «سایکس پیکو» رسماً به پایان رسیده، یا مانند اعلامیه‌ی «بالفور» بعد از گذشت 100 سال از عمر آن خود منشأ کشمکش و ناامنی و انتخاب اورشلیم به‌عنوان پایتخت رژیم اشغالگر شده است، یا مانند «معاهده‌ی لوزان» توان کنترل قدرت‌طلبی بازیگران منطقه‌ای را ندارد. در حال حاضر منطقه‌ی غرب آسیا بیش از سایر مناطق جهان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تجلّی و ظهور نظم جدید و به‌تبع آن کشمکش فزاینده بر سر نفوذ و منافع به حساب می‌آید.

کشور آلمان، به‌عنوان قدرت ژئوپلیتیک سنتی پا به عرصه‌های سیاسی گذاشته و در اسناد راهبردی خود آشکارا تمایل به حضور فعال و نقش‌آفرینی جدّی در عرصه‌ی منازعات جهانی را ابراز می‌کند. از آنجا که خاورمیانه به روشنی یکی از اهداف نفوذ و حضور آلمان در مناطق فرا قاره‌ی اروپاست، در نوشتار حاضر تلاش می‌شود مهم‌ترین ابزار این کشور برای اعمال نفوذ و تأثیرگذاری بر آینده‌ی خاورمیانه و کمتر تأثیرپذیری از تهدیدات و تحولات این منطقه بازشناسی و تحلیل شود.

در کنار منافع اقتصادی حضور آلمان در خاورمیانه، آن چه امروز در صدر اولویت این کشور قرار دارد، مسائل امنیتی و مقوله‌ی مقابله با افراط‌گرایی اسلامی و جنگ با تروریسم است. بجاست اگر معتقد باشیم فهم کنونی آلمان از خاورمیانه عمیقاً تحت تأثیر پارادایم امنیتی-استراتژیک قرار دارد و ملاک و معیار اصلی تصمیم گیران آلمانی در ارتباط با این منطقه، مقولات «امنیت»، «مبارزه با تروریسم» و «کمتر تأثیرپذیری از تنش‌های منطقه» است.

در مطالعات و نظرورزی‌های سیاسی و امنیتی آلمان، منطقه‌ی خاورمیانه منبع صدور تروریسم، بحران و ناامنی به کل قاره‌ی اروپا تلقّی می‌شود و آلمان به طور خاص در حوزه‌ی مسئله‌ی تروریسم خود را متأثّر از وقایع اخیر خاورمیانه می‌داند. از سال 2015 حضور وسیع پناه‌جویان در آلمان، این کشور را با مسئله‌ی تهدید ارزش‌ها و اصول بنیادین هویتی از جانب مسلمانان مواجه ساخته است، بحرانی که یکی از نتایج آن قدرت گیری تدریجی راست افراطی در آلمان است. با اطمینان می‌توان گفت که آلمان از منطقه‌ی خاورمیانه احساس تهدید می‌کند و از چند دهه قبل به دنبال متحد منطقه‌ای برای مهار این تهدید فزاینده است. در تحلیل حاضر نشان داده خواهد شد که آلمان چگونه از حدود چهار دهه‌ی گذشته به دنبال یافتن چنین متحدی گزینه‌های مختلف را آزموده است و امروز پس از ناامید شدن از گزینه‌ای کلاسیک (دولت‌های مستقر) توجه خود را صرف پتانسیل‌ها و نیرویی جدید در منطقه کرده است.

ترکیه انتخاب اول آلمان

از میان کشورهای خاورمیانه مورد نظر آلمان، ترکیه به دلایل گوناگون دارای رابطه‌ای ساختاری با این کشور بوده است. وجه امنیتی و نظامی این ارتباط را می‌توان در مسئله‌ی عضویت ترکیه در ناتو مشاهده و تحلیل کرد. علاوه بر آن حضور بیش از دو و نیم میلیون ترک‌تبار در کشور آلمان و ارتباط فرهنگی و اقتصادی گسترده، بر اهمیت ترکیه برای آلمان می‌افزاید. با ظهور حزب عدالت و توسعه و حضور موفق این حزب محافظه‌کار در ساختار سیاسی ترکیه از سال 2003، اروپائیان و به‌ویژه آلمان امیدوار بودند بتوانند در جهان اسلام متّحدی استراتژیک برای غرب برای ایجاد توازن با انقلاب اسلامی بیابند تا بتواند با ایجاد و تثبیت قرائتی «میانه‌رو» از اسلام که با ارزش‌های غرب، مانند دموکراسی و حقوق بشر نیز سازگار باشد، سدی در قبال جمهوری اسلامی ایران ایجاد نمایند. این بزرگ‌ترین ویژگی ترکیه و حزب عدالت و توسعه در نگاه آلمانی‌ها و با اهمیت‌ترین موضوع برای اتخاذ این راهبرد بود.

پس از شروع ناآرامی‌های جهان عرب در سال 2011، این گزاره بسیار تبلیغ می‌شد که حزب عدالت و توسعه ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان، می‌تواند الگویی برای تمام کشورهای مسلمان منطقه باشد. اسلامِ حزب عدالت و توسعه، دقیقاً همان اسلامی بود که آلمانی‌ها برای خاورمیانه و به‌ویژه در تقابل با اسلام سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی ایران، می‌خواستند و تبلیغ می‌کردند.

تغییر نگاه آلمان به ترکیه با توجه به تحولات سریع خاورمیانه شامل:

- مسائل سوریه و پیچیدگی‌های آن؛

- سرنوشت اخوان المسلمین در مصر و مخالفت ترکیه با رفتار غرب نسبت به دولت محمد مرسی؛

- اعتراضات سال 2013 در استامبول و احساس خطر اردوغان از رفتار رسانه‌های آلمان در حمایت از معترضان ضد دولتی که منجر به موضع‌گیری‌های تند مقامات دو کشور علیه یکدیگر شد؛

 - مسئله‌ی پناهندگان سوری و نقش ترکیه در اعمال فشار بر اروپا در این پرونده؛

- تحولات پس از کودتای نافرجام ترکیه در سال 2016؛

موارد فوق، مؤلفه‌های تأثیرگذار در تغییر چهره‌ی حزب عدالت و توسعه و هم‌چنین ترکیه نزد مقامات آلمان بودند.

 امروز تصویری که از رئیس‌جمهور ترکیه و حزب او در رسانه‌های آلمانی زبان تبلیغ می‌شود، تصویر یک دیکتاتور ناقض حقوق بشر است که با رفتارها، با برنامه‌ها و با ارزش‌های سیاسی بنیادین آلمان تعارضی عمیق دارد.

پس از رفراندوم ترکیه در سال 2017 که زمینه‌ی تغییر نظام سیاسی این کشور از پارلمانی به ریاستی و افزایش نقش رئیس‌جمهور فراهم می‌ساخت، مشخص شد اکثریت 63 درصدی ترک‌تباران آلمان، به نفع اردوغان و برنامه‌ی حزب او رأی داده‌اند. بازتاب این موضوع نزد افکار عمومی و تصمیم گیران سیاسی و هم‌چنین رسانه‌های آلمان گسترده بود تا حدی که افکار عمومی و سیاست‌مداران این کشور را با این واقعیت مواجه ساخت که ترک‌تباران این کشور علیرغم تولد در آلمان و تابعیت آبمانی و حضور چند دهه‌ای در آلمان، به ارزش‌های کشور مبدأ خود وابستگی بیشتری دارند و می‌توانند نقش اهرم فشار دولت ترکیه در داخل آلمان را ایفا نمایند.

 به‌علاوه، در حال حاضر یکی از مسائل مهم تصمیم سازان سیاسی آلمان، عبارت است از کشیده نشدن نزاع‌های داخلی ترکیه به درون کشور آلمان و تبدیل نشدن آلمان به عرصه‌هایی برای مواجهه و درگیری میان مخالفان و موافقان رئیس‌جمهور فعلی ترکیه. در مجموع می‌توان گفت هرچند ترکیه به علل مختلف، به‌ویژه عضویت در ناتو و حجم چشمگیر مبادلات اقتصادی، هنوز شریکی مهم برای کشور آلمان به حساب می‌رود، اما از دید امنیتی و ایدئولوژیک (مسئله‌ی ارزش‌های دموکراتیک غربی)، همکاری‌های راهبردی با ترکیه همراه با نگرانی‌هایی عمیق است و در فرآیند تحولات چند سال اخیر ثابت شد که ترکیه به‌عنوان شریک راهبردی مورد نظر آلمان، به‌منظور الگو شدن برای کشورهای اسلامی محسوب نمی‌گردد.

کشورهای عربی انتخاب الزام‌آور و پر دردسر آلمان

در رویکرد جدید آلمان که در فضای بی‌اعتمادی سیاسی نسبت به ترکیه ایجاد شده است، بازیگران کلاسیک دیگری که می‌توانند برای سامان‌دهی به نظام امنیتی مورد نظر آلمان در این منطقه موضوعیت پیدا کنند، کشورهای عرب منطقه هستند.

در حوزه‌ی خلیج‌فارس و در رابطه‌ی امنیتی و شبه استراتژیک آلمان با کشورهای عرب این منطقه نیز، بررسی‌ها نشان می‌دهد نخبگان سیاسی آلمان، کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس را به دلیل خاستگاه تندروی‌های مذهبی، تکیه‌گاه امنیتی جدّی و قابل اعتمادی برای آلمان و حتی اروپا نمی‌دانند.

از سوی دیگر کارشناسان و اندیشه‌ورزان سیاسی و امنیتی آلمان پیش‌بینی می‌کنند با انتخاب ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، مبادلات نظامی با این کشورها تقویت خواهد شد. بر مبنای این تحلیل، کشورهای مذکور به دلیل وحشت از تغییرات داخلی و نارضایتی‌های اجتماعی و کشیده شدن دایره تخاصمات منطقه‌ای به سطح داخلی کشورهایشان، بیش‌ازپیش تلاش می‌کنند تا آمریکا را در تخاصمات منطقه خلیج‌فارس درگیر کنند و عامل و پشتیبان حضور مستقیم ایالات متحده در منطقه شوند.

کارشناسان آلمانی پیش‌بینی کرده‌اند که در دولت ترامپ احتمالاً فشارهای ایالات متحده به آلمان نیز برای افزایش حضور نظامی و یا هزینه‌های نظامی در منطقه افزایش خواهد یافت. رویکرد جدید آلمان به منطقه هم نشان می‌دهد که برلین میلیتاریزه شدن منطقه خلیج‌فارس را به نفع آلمان و اروپا نمی‌داند و اعتقاد دارد که آلمان می‌بایست از سیاست دخالت فزاینده‌ی امریکا در منطقه دوری و از نزدیک شدن روزافزون به عربستان سعودی اجتناب کند و منافع و اولویت‌های خود را مستقل از آمریکا و در قالب اتحادیه اروپا بازتعریف کند. از سوی دیگر از نگاه آلمان کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس در بخش مبارزه با تروریسم هم شرکای قابل اعتمادی به حساب نمی‌آیند، زیرا انگیزه‌ی اصلی این کشوها مقابله با نفوذ ایران و نه مقابله مؤثر با تروریسم است.

 در مجموع می‌توان گفت آلمان علیرغم رابطه‌ی تجاری گسترده، در افق درازمدت که برای خود در غرب آسیا ترسیم کرده، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس را متحدان امنیتی خود در خاورمیانه نمی‌داند و در تحلیل نهایی آلمان کشورهای عرب خلیج‌فارس را به لحاظ ارزش‌ها و اصول، دچار تعارض بنیادین با غرب و در حوزه مبارزه با تروریسم این کشورها را بازیگرانی مردّد و بی‌انگیزه می‌داند. اما به دلیل برخورداری کشورهای عربی از منابع مالی گسترده، آلمان علیرغم اعتراضات داخلی، فروش اسلحه به این کشورها را در چارچوب مسئولیت‌های خود در ناتو و اتحاد ترانس آتلانتیک با هدف ایجاد توازن قوا میان کشورهای حوزه خلیج‌فارس با ایران ادامه می‌دهد.

کردستان انتخاب درازمدت و راهبردی آلمان

بر خلاف ترکیه و کشورهای عرب حوزه‌ی خلیج‌فارس، چهره کردها در رسانه‌ها و اندیشکده‌های مؤثر آلمان چهره‌ای مثبت است. در رویکرد جدید اندیشمندان و سیاستمداران آلمان، کردها تنها جایگزین خط مقدم دفاع از ارزش‌های سیاسی و فرهنگی غرب، در تقابل با تروریسم و افراطی‌گری اسلامی قرار دارند.

انجمن کردهای آلمان، به‌عنوان مهم‌ترین نماینده‌ی کردها در این کشور، در ترویج این انگاره فعال است که هیچ یک از ملت‌ها و قومیت‌های منطقه‌ی خاورمیانه به‌اندازه‌ی کردها به غرب نزدیک نیستند. به نظر می‌رسد فرآیند درک مشترک در میان نخبگان سیاسی آلمان و کردها در حال شکل‌گیری است و مؤلفه‌های آن را می‌توان به شرح زیر برشمرد:

کردها فاقد هرگونه تعصب و نسبتی با اسلام سیاسی هستند و به همین دلیل پتانسیل دوران‌گذار این منطقه از اسلام سیاسی به دموکراسی محسوب می‌شوند؛

کردها به دموکراسی، سکولاریسم، حقوق بشر، تساوی حقوق زنان و مردان و همزیستی مسالمت‌آمیز عقاید و در مجموع ارزش‌های فرهنگی و سیاسی غرب پایبند هستند و آماده‌اند نمونه‌ای از اجرای این ارزش‌ها را به نمایش گذارند؛

* کردها در سه سال اخیر در حال مبارزه با داعش و خطر تروریسم بوده‌اند. از آنجا که این مبارزه با حمایت و کمک‌های مادی و نظامی آلمان همراه بوده است، می‌تواند از آن به‌عنوان بخشی از همکاری امنیتی و استراتژیک بر سر اهداف مشترک یاد کرد؛

* از نگاه دیگر مبارزان کرد در سال‌های اخیر غیرمستقیم در واقع از اروپا هم در برابر تهدیدات داعش به‌عنوان دشمنانشان هم دفاع کرده‌اند و امروز می‌بایست به دلیل این فداکاری از حمایت اقتصادی و سیاسی و نظامی آلمان و حتی اروپا برخوردار شوند.

* در مسائل داخلی داخل آلمان که این کشور به دلیل حضور پررنگ مهاجران با مشکلی به نام «Integration» و انتقال ارزش‌های بنیادین خود به نسل‌های بعدی مواجه است، بنابراین کردهای برخوردار از مزیت‌های ادغام، توان گسترش این ارزش‌ها هستند، زیرا در شمار بزرگ‌ترین اقلیت قومیِ وفادار به این ارزش‌ها به شمار می‌روند. از جهت ایدئولوژیک می‌توان گفت که در مقیاس داخلیِ آلمان، ترک‌ها معضل و کردها راه‌حل هستند.

بر مبنای این انگاره‌ها، به نظر می‌رسد پرورش و آماده‌سازی کردها در آلمان و در اقلیم کردستان به‌منظور تأثیرگذاری بر آینده‌ی خاورمیانه، از اولویت‌های آلمان است. بر این مبنا، دولت آلمان تصمیم دارد آموزش پیشمرگه‌های کرد در سوریه و عراق را در مسیر مبارزه با تروریسم و تسلیح جنگجویان کرد را ادامه دهد. این تصمیم در میان و بلندمدت مقدمه‌ای برای طرح‌ریزی جغرافیای جدید برای ژئوپلیتیک منطقه است که
می‌تواند در کوتاه‌مدت و میان‌مدت «مسئله‌ی کردی» و کردستان مستقل را تبدیل به اهرمی برای فشار بر ترکیه، ایران، عراق و سوریه کند.

کردهای هیبریدی (دو منظوره) پرورش یافته در آلمان، می‌توانند در داخل این کشور نیز به‌عنوان ابزار کنترل ترک‌های ناسیونالیست و همچنین وابستگان به حزب عدالت و توسعه بکار گرفته شوند و در وزن‌کشی‌های اجتماعی و سیاسی درون آلمان نقش‌آفرینی کنند. در نهایت نیز در درازمدت سیاست‌مداران کردِ پرورش یافته در آلمان، با بازگشت به منطقه توان تغییر معادلات، انتقال ارزش‌ها و ایجاد پایگاهی مستحکم برای آلمان و حتی تشکیل دولت کردستان را فراهم خواهند کرد.

 

گروه تخصصی آلمان

27 آذر 1396

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

کمیسیون شرق اقتصاد آلمان

۱۳۹۷/۱/۲۱

بررسی اهداف و ابزارهای نفوذ آلمان در خاورمیانه: کردستان هدف اصلی آلمان

۱۳۹۷/۱/۲۰

ترجمه کامل سخنرانی وزیر خارجه آلمان در کنفرانس بررسی سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۷/۱/۱۲

ماراتن تشدید تنش‌ها در روابط ترکیه و آلمان

۱۳۹۶/۵/۱

راهکارهای تصمیم سازان بنیاد علم و سیاست آلمان SWP برای حفظ ترکیه در بلوک غرب

۱۳۹۶/۱/۱۹

از سیاست نگاه به شرق تا سیاست سرد: مرکل، پوتین و سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۶/۱/۱۵

جایگاه منطقه خلیج فارس در سیاست خارجی و امنیتی آلمان پس از جنگ سرد

۱۳۹۶/۱/۱۵

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۲۵

لایحه جدید وزارت دفاع آلمان؛ کنترل‌های امنیتی اسلامگرایان افراطی در ارتش

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

۱۳۹۵/۹/۲۹

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

۱۳۹۵/۹/۳

اهداف آلمان در دور جدید "امنیتی سازی" و "ایران‌هراسی"

۱۳۹۵/۷/۲۸

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۷/۲۴

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

۱۳۹۵/۴/۱۵

برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

۱۳۹۵/۴/۶

فهم سیاست در آلمان

۱۳۹۵/۲/۲۹

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۲/۴

معرفی کتاب «قدرت در مرکز»اثر دکتر هرفرید مونکلر

۱۳۹۴/۱۲/۱۱

ترمیم وجهه عربستان در مسئله تروریسم، سیاست جدید ائتلاف غربی

۱۳۹۴/۱۲/۲

تحلیلی کوتاه از سفر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان به تهران

۱۳۹۴/۹/۲۵

نگاهی کوتاه به زندگی و دوران صدارت اعظمی هلموت اشمیت

۱۳۹۴/۸/۳۰

رسوایی های اطلاعاتی اخیر در آلمان؛ بازتابی از سیاست خارجی آلمان و روابط فراآتلانتیکی

۱۳۹۴/۴/۱۵

سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۴/۴/۱۵

روایتی دیگر از همکاری جاسوسی آلمان و آمریکا

۱۳۹۴/۲/۲۷

افشای حمایت مالی آلمان از برنامه‌ هسته‌ای رژیم صهیونیستی

۱۳۹۴/۲/۱۵

نگرش نزدیکِ ایران و آلمان نسبت به تحولات یمن

۱۳۹۴/۲/۱۴

حمايت رئيس جديد پليس جنايي آلمان BKA از مبارزه با تروریسم اسلامگرایانه

۱۳۹۴/۲/۱۳