ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

نوشتار دیگران > اتحادیه اروپا > برنامه موشکی ایران؛ بخشی از پویایی امنیت منطقه ای

برنامه موشکی ایران؛ بخشی از پویایی امنیت منطقه ای

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۱۰ تعداد بازدید: 319

اندیشکده سوئدی مطالعات بین‌المللی صلح (SIPRI) در گزارشی به قلم دکتر تیتی اراستو، پژوهشگر حوزه رژیم منع اشاعه و خلع سلاح جهانی به بررسی موضوع برنامه موشکی ایران و تبعات آن برای صلح و امنیت منطقه‌ای پرداخته است.



استدلال محوری ایشان در این مقاله این است که برنامه موشکی و آزمایش‌های موشکی ایران اقدام طبیعی یک کشور در راستای ایجاد بازدارندگی منطقه‌ای در مقابل رقبایی است که توان تسلیحاتی آن‌ها به‌واسطه خرید سلاح‌های غربی مدام در حال تقویت شدن است. بر این اساس، ایشان با رد احتمال تلاش ایران برای دست‌یابی به موشک‌های دوربرد دارای قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای با استناد به دلایل فنی محکم، برنامه ایران برای توسعه توان موشکی متعارف خود را نه تنها تهدیدی برای امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی ندانسته بلکه آن را بخشی از پویایی امنیت منطقه‌ای می‌داند.

در بخش ابتدایی این گزارش تحلیلی با عنوان " اختلاف فرا آتلانتیکی بر سر برجام و انسجام فرا آتلانتیکی علیه تهدید موشکی ایران" ایشان به تفاوت نگاه اروپا و آمریکا به برجام اشاره کرده و استدلال می‌کند که در حالی که اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی برجام را دستاوردی بزرگ برای رژیم عدم اشاعه و امنیت بین‌الملل می‌دانند؛ دولت ترامپ با اشاره به گنجانده نشدن موضوعاتی نظیر : فعالیت منطقه‌ای ایران و برنامه موشکی این کشور در برجام، آن را توافقی ناقص دانسته و از اروپا انتظار دارد تا به جبران نقایص برجام، آمریکا را در سیاست سخت‌گیرانه‌اش در قبال کنترل و محدودسازی برنامه موشکی ایران همراهی کند. در این راستا، اروپا در عین دفاع از برجام، برنامه موشکی ایران را محکوم کرده و به دنبال یافتن زمینه مشترک با ایالات‌متحده در جهت مهار توان موشکی ایران است. صحبت‌های ماکرون در این رابطه و همچنین، بیانیه مشترک سه کشور آلمان، فرانسه و بریتانیا در اکتبر 2017 در محکوم کردن برنامه هسته‌ای و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران شاهدی بر این مدعاست. اما یک پرسش کماکان پابرجاست و آن این است که آیا اروپا نیز دقیقاً همان درک از تهدید آمریکا نسبت به برنامه موشکی ایران را دارد؟ و آیا اروپا اقدام تنبیهی را برای مقابله با این برنامه کارگشا می‌داند؟ در ادامه، نویسنده به بیان مبهم قطعنامه 2231 سازمان ملل در رابطه با موشک‌های بالستیک ایران اشاره کرده و آن را عامل اصلی اختلاف بین ایران و طرف‌های غربی می‌داند. در این قطعنامه از ایران خواسته شده است تا هیچ‌گونه فعالیت مرتبط با تولید موشک‌های بالستیک دارای قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای انجام ندهد. بر این اساس، از یک سو ایران استدلال می‌کند که برنامه موشکی‌اش متعارف بوده و بنابراین، هیچ ارتباطی به قطعنامه 2331  ندارد و از سوی دیگر، طرف غربی خواهان تعلیق کلیه آزمایش‌های موشکی ایران به مدت 8 سال است. در این راستا، دولت ترامپ اعتقاد دارد که آزمایش‌های موشکی ایران روح برجام را نقض کرده و نقض آشکار توافق محسوب می‌شود؛ در حالی که اروپایی‌ها عبارت نقض آشکار را قبول نداشته و استدلال می‌کنند که برنامه موشکی ایران هیچ‌گونه ارتباطی به برجام نداشته و ندارد. البته در ادامه و همان‌گونه که اشاره شد فرانسه،آلمان و بریتانیا در همراهی با آمریکا و با ابن استدلال که موشک‌های آزمایش شده توسط ایران به طور ذاتی قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را در اختیار دارند و با اشاره به شباهت میان فنّاوری پرتاب ماهواره و موشک دوربرد؛ از شورای امنیت سازمان ملل درخواست کردند تا نسبت به برنامه ماهواره‌ای و موشکی ایران واکنش نشان دهد.

در بخش دوم گزارش با عنوان " ارتباط میان سلاح هسته‌ای و آزمایش‌های موشکی" نویسنده با اشاره به اینکه هیچ‌گونه معاهده بین‌المللی در رابطه با کنترل موشک‌های بالستیک وجود ندارد؛ به این موضوع اشاره می‌کند که کنترل موشک‌های بالستیک در ذیل معاهدات مربوط به کنترل سلاح‌های هسته‌ای قرار می‌گیرد؛ چرا که به لحاظ تاریخی، موشک‌های دوربرد بالستیک مهم‌ترین مکانیسم انتقال کلاهک‌های هسته‌ای بوده‌اند. در عین حال، برخی از کشورهای دنیا موشک‌های متعارف بالستیک را عنصر ضروری امنیت ملی‌شان می‌دانند. در ادامه، نویسنده با اشاره به اینکه 31 کشور در دنیا دارای موشک‌های بالستیک هستند که از این بین، نه کشور دارای سلاح هسته‌ای نیز هستند؛ این پرسش را مطرح می‌کند که چرا آمریکا صحبتی درباره موشک‌های بالستیک کشورهایی مانند عربستان سعودی و اسرائیل نکرده و همواره از ایران صحبت می‌شود؟ در پاسخ به این پرسش، نویسنده دلیل این موضوع را سیاسی دانسته و مهم‌ترین دلایل آن را به شرح روبرو معرفی می‌کند: 1) تلاش ایران برای توسعه مداوم موشک‌هایش از طریق آزمایش‌های پیوسته؛ 2) روابط خصمانه ایران و آمریکا؛ 3) این باور که ایران قادر است تا پس از انقضای مدت توافق هسته‌ای، توان موشکی و هسته‌ای خود را ترکیب کند و 4) خرید فنّاوری موشک از ایران توسط کره شمالی و احتمال همکاری موشکی این دو کشور در آینده و همچنین، ارسال فنّاوری ساخت موشک از سوی ایران برای سوریه؛

در بخش بعدی گزارش با عنوان "ارتباط میان ماهواره و موشک‌های دوربرد" نویسنده با اشاره به پیشرفت فعالیت‌های ماهواره‌ای ایران به نگرانی در رابطه با ارتباط میان این برنامه با برنامه موشک‌های دوربرد ایران اشاره کرده و این نگرانی را به دلایل روبرو وارد نمی‌داند: تا به امروز هیچ تجربه‌ای از استفاده از فنّاوری پرتاب ماهواره برای ساخت موشک ثبت نشده است؛ در حالی که مثال‌های متعددی از روند معکوس آن یعنی رسیدن از فنّاوری ساخت موشک دوربرد به فنّاوری پرتاب ماهواره وجود دارد. در توضیح این ادعا نویسنده به دلیلی فنی اشاره کرده و اظهار می‌دارد که فنّاوری پرتاب ماهواره نمی‌تواند راهی میانبر برای ساخت موشک دوربرد باشد؛ چرا که فنّاوری موشک بر خلاف ماهواره باید به‌گونه‌ای باشد که موشک بتواند مجدداً به جو زمین بازگردد. افزون بر این، حتی اگر ایران بخواهد به سمت ساخت موشک دور برد حرکت کند؛ پروسه‌ای زمان‌بر خواهد بود که ابتدا نیاز به آزمایش موشک‌های میان برد دارد و بنابراین ، قابل‌کنترل توسط جامعه بین‌الملل خواهد بود.

در بخش چهارم گزارش با عنوان "موشک‌های ایران و سیاست دفاع ضد موشکی ناتو" نویسنده این استدلال را مطرح می‌کند که بخشی از انسجام غرب درباره برنامه موشکی ایران به سیاست دفاعی ناتو موسوم به "EPPA " بازمی‌گردد. هدف اعلام‌شده این سیاست، تطابق ناتو با محیط امنیتی در حال تغییر و حفاظت از جنوب شرق اروپا در مقابل موشک‌های کوتاه و میان برد ایران بود. البته در مراحل بعدی پیش‌بینی‌شده بود تا استقرار سیستم‌های دفاع ضد موشک‌های قاره‌ای نیز در دستور کار قرار گیرد که البته دولت اوباما اظهار داشت که در صورت از بین رفتن تهدید موشکی و هسته‌ای ایران، ضرورتی برای استقرار این سیستم وجود ندارد. در ادامه، دبیر کل وقت ناتو، آندرس راسموسن EPPA‌ را سیاست رسمی ناتو خوانده و مشخصاً به ایران اشاره کرد؛ هر چند در اجلاس 2010 لیسبون هیچ ارجاعی به ایران داده نشد و این سیاست در جهت مقابله کلی ناتو با توسعه سلاح‌های موشکی معرفی شد. از دید اروپایی‌ها نیز این سیاست، اقدامی در جهت تقویت روابط فرا آتلانتیکی و باز اطمینان بخشی به ناتو در مقابل تهدید روسیه بود. اجرای این سیاست در دوران اوج مناقشه هسته‌ای ایران با مشکلی مواجه نبود اما پس از حصول توافق هسته‌ای، شرایط تغییر کرد. در ماه می 2016 ناتو شروع به ساخت یک پایگاه دفاع ضد موشکی در لهستان کرد؛ پایگاهی که هدف اعلامی از ساخت آن، مقابله با موشک‌های میان برد و در بلندمدت دوربرد ایران بود؛ موشک‌هایی که ایران اساساً در اختیار نداشت. در این راستا نیاز اروپا به حضور نظامی آمریکا در خاک این قاره و همچنین، نیاز به حفظ و تقویت روابط فرا آتلانتیکی در عصر باز ظهور تهدید روسیه پس از بحران کریمه سبب شده است تا اروپایی‌ها ارزیابی آمریکا از تهدید  موشکی ایران را زیر سؤال نبرند.

در بخش پنجم گزارش با عنوان "برنامه موشکی ایران به عنوان یک بازدارنده منطقه‌ای" نویسنده بحث خود را با این استدلال شروع می‌کند که برنامه موشکی و آزمایش‌های موشکی ایران اقدام طبیعی یک کشور در راستای ایجاد بازدارندگی منطقه‌ای در مقابل رقبایی است که توان تسلیحاتی آن‌ها بواسطه خرید سلاح‌های غربی مدام در حال تقویت شدن است. در ادامه نویسنده اظهار می‌دارد که به رغم اینکه تحریم‌های بین‌المللی اعمال شده علیه ایران، توان این کشور برای توسعه سلاح‌های متعارفش را تحلیل برده است اما،‌ایران موفق شده تا در ساخت موشک‌های بالستیک به عنوان عنصر ضروری امنیت و دفاع ملی‌اش خودکفا شود.  او با اشاره به جنگ تحمیلی هشت‌ساله عراق علیه ایران، دست‌یابی ایران به موشک‌های بالستیک را نقطه عطفی برای ایران در جنگ دانسته و بیان می‌کند که از آن زمان به بعد این موشک‌ها به عنصر جدایی ناشدنی امنیت ملی ایران بدل شدند. همچنین او از نقش بازدارندگی این موشک‌ها در اوج بحران هسته‌ای و در زمانی که احتمال حمله آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران وجود داشت صحبت می‌کند. در قسمت پایانی این بخش نیز نویسنده دلایلی فنی و غیر فنی را بیان می‌دارد؛ دلایلی که نشان می‌دهد برنامه موشکی ایران متعارف بوده و به منظور حمل کلاهک هسته‌ای طراحی نشده است؛ این دلایل عبارت‌اند از: 1) موشک‌های ایران کوتاه برد و میان برد بوده و دوربردترین آن‌ها که 1600 کیلومتر برد دارد می‌تواند اسرائیل و پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار خواهد دهد. 2) تمرکز آزمایش‌های موشکی ایران بر روی افزایش دقت و نه برد موشک‌ها بوده است؛ درحالی‌که اگر قرار بود این موشک‌ها سلاح هسته‌ای حمل کنند؛ به دلیل حجم بالای تخریب این سلاح‌ها، نیازی به نقطه زنی نبود.3) برنامه موشکی ایران اقدامی بازدارنده در مقابله با سیستم دفاع ضد موشکی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس و اسرائیل است. در این راستا ایران موشک‌هایی با قابلیت حمل چند کلاهک در اختیار دارد که به منظور عبور از سیستم دفاع ضد موشکی طراحی شده است.

در بخش ششم و پایانی گزارش با عنوان " قرار دادن برنامه موشکی ایران در چهارچوبی اروپایی" نویسنده گرایش غربی (به‌طور مشخص، آمریکایی) به مقابله با برنامه موشکی ایران بدون در نظر گرفتن توازن نظامی در منطقه خاورمیانه را ناشی از تجربه تاریخی آمریکا و وفاداران منطقه‌ای‌اش دانسته و معتقد است که علیرغم فشار جدی که روی اروپا در جهت پیوستن به کمپین آمریکایی در مقابله با برنامه موشکی ایران و انجام اقدامات تنبیهی وجود دارد؛ اروپا باید این موضوع را در چهارچوب درک خود مورد بررسی قرار دهد. در ادامه او با اشاره به اینکه نباید برنامه موشکی ایران را در خلأ بررسی کرد استدلال می‌کند که برنامه ایران برای توسعه توان موشکی متعارف اش نه تنها تهدیدی برای امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی نبوده بلکه بخشی از پویایی امنیت منطقه‌ای است. همچنین، ایشان با بیان اینکه این موشک‌ها در استراتژی امنیت ملی ایران نقش ایفا می‌کنند؛ درخواست از ایران برای متوقف کردن روند آزمایش‌های موشکی خود را غیر واقعی می‌داند. افزون بر این، نویسنده استدلال می‌کند که تلاش اروپا برای حفاظت از برجام نباید تحت تأثیر فشارهای غیر واقع‌گرایانه برای مقابله با برنامه موشکی ایران واقع شود.  در نهایت، نویسنده این واقعیت را بیان می‌دارد که اکنون زمان مناسبی برای گفتگو با ایران بر سر برنامه موشکی‌اش نیست؛ چرا که حداقل احترام و اعتماد متقابل که پیش‌شرط ضروری چنین مذاکراتی است بین ایران و آمریکا وجود نداشته و هرگونه تلاش اروپایی نیز تحت تأثیر ایده آمریکایی برای مذاکره مجدد بر سر برجام بی نتیجه خواهد بود. افزون بر این‌ها، طرف‌های غربی هنوز به تعهدات خود در قبال برجام بطور کامل عمل‌نکرده‌اند.

در پایان نیز نویسنده با اشاره به اینکه هرگونه تلاش برای محدود کردن توان تسلیحاتی ایران باید همراه با تلاش‌های موازی جهت محدود کردن توان رقبای ایران باشد به اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی توصیه می‌کند تا از کانال‌های سیاسی خود در منطقه با ایران و کشورهای دیگر استفاده کرده تا بتوانند فهم عمیق‌تری از نگرانی‌های امنیتی آن‌ها به دست آورده و این فهم را در آینده‌ای نزدیک در خدمت تشکیل رژیم خلع سلاح در منطقه قرار دهند./2

 

اندیشکده سیپری   30 اکتبر 2017

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

برنامه موشکی ایران؛ بخشی از پویایی امنیت منطقه ای

۱۳۹۶/۸/۱۰

کاغذ سفید کمیسیون اروپا در سال 2017

۱۳۹۶/۱/۱۹

فروپاشی اتحادیه اروپا؟

۱۳۹۵/۱۲/۲۱