ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > ایالات متحده آمریکا > مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ

مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۴/۱۳ تعداد بازدید: 554

نگارنده: سید جواد هاشمی

مقدمه:

برخلاف جاروجنجال‌های نادرست بسیار، سیاست خارجی دونالد ترامپ مطابق با الگو و به عوامل کاملاً قابل‌شناسایی (داخلی، بین‌المللی و شخصیتی) وابسته است؛ هرچند که انتخاب وی به‌عنوان چهل و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات‌متحده موجب تعجب و سرگردانی بسیاری در سراسر جهان گردید. در طی چهار ماه گذشته که از دولت وی می‌گذرد، او میزبان رهبران و مقامات خارجی مختلفی از اروپا (نخست‌وزیر بریتانیا[1]، نخست‌وزیر دانمارک، صدراعظم آلمان و نخست‌وزیر ایرلند)؛ از آسیا (رئیس‌جمهور چین و نخست‌وزیر ژاپن)؛ از خاورمیانه (پادشاه اردن، رئیس‌جمهور مصر، نخست‌وزیر عراق، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، رئیس‌جمهور ترکیه، وزیر دفاع عربستان و وزیر خارجه روسیه)؛ و از قاره آمریکا (نخست‌وزیر کانادا، رئیس‌جمهور پرو) بوده است. اعضای کابینه و مشاوران ترامپ نیز سفرهای خارجی به کشورهای آسیا-اقیانوسیه (معاون اول)، روسیه (وزیر خارجه)، افغانستان (وزیر دفاع) و عراق (مشاور) داشته‌اند. اولین دور سفرهای خارجی ترامپ نیز (همزمان با انتخابات ریاست جمهوری ایران) به عربستان، رژیم صهیونیستی و واتیکان بوده است. در این چهار ماه، او فرمان پرتاب 59 موشک تاماهاک به یک پایگاه هوایی در سوریه، بمب موسوم به مادر تمام بمب‌ها در افغانستان و حرکت ناوگان آمریکایی به سمت آب‌های کره شمالی را صادر کرده است.

این پژوهش در ادامه سلسله گزارش‌های راهبردی مربوط به انتخابات آمریکا می‌باشد و در کنار گزارش «بررسی تیم سیاست خارجی و امنیتی ترامپ» خواهد کوشید تا به درکی نسبی از دکترین ترامپ در زمینه سیاست خارجی دست یابد تا زمینه‌ساز پیش‌بینی برخورد ترامپ با مسائل مختلف به‌ویژه در صحنه بین‌الملل گردد. لذا به جهت عدم تکرار مطالب واضح‌تر در مورد دونالد ترامپ، همچون زندگی شخصی، اظهارات در مورد مهاجران و زنان و ...، صرفاً با نگاهی به عملکرد او در طی چهار ماه گذشته، در پی استخراج مدل دکترین سیاست خارجی وی است.

معرفی:

ترامپ در جامعه آمریکایی به عنوان شخصیت جنجالی و تلویزیونی، دلال یا معامله‌گر[2] مطرح بوده و فاقد هرگونه سابقه سیاسی است. در جریان انتخابات، تمایل ترامپ به روسیه باعث شده بود که وی را با القابی همچون «نامزد کرملین» نیز خطاب قرار دهند. او مالک کازینوها، هتل‌ها و آسمان‌خراش‌های متعددی در سراسر جهان و طرفدار زنان زیبا، کاخ‌های مجلل و ماشین‌های لوکس است. وی تجربه شکست‌های زیادی از جمله ورشکستگی و دو ازدواج ناموفق را در کارنامه خود دارد که توانسته است از تمامی آن‌ها عبور کند. اخلاق او به نحوی است که برای داشتن نفوذ بیشتر، بدون توجه به توانایی‌های شخصی‏اش، در قول دادن افراط و غلو می‌نماید و این تنها مربوط به دوران انتخابات نمی‌گردید، به‌طوری‌که اظهارات ترامپ اغلب متناقض و اغراق‌آمیز بوده است. او به شدت به قانون و نظم توجه دارد که البته منظور از این قانون‌مداری و نظم، تعریف خود ترامپ از آن است. این نظم و ترتیب می‌تواند در مورد کیک شکلاتی بر سر میز شام با رئیس‌جمهور چین و یا پرداخت منظم بودجه ناتو توسط اعضای آن و یا حتی مبارزه با داعش باشد. وی علاقه زیاد به مسائل نظامی و دید نظامی دارد و این به دلیل سابقه حضور وی در دانشکده نظامی نیویورک در زمان نوجوانی است.

اجداد پدری دونالد ترامپ از آلمان و از مذهب مسیحی لوتری[3] و اجداد مادری وی از اسکاتلند و از پیروان مذهب مسیحی پرسبیترین[4] هستند؛ گفته می‌شود خود شخص ترامپ نیز از مسیحیان پرسبیترین محسوب می‌شود. دونالد ترامپ در 23 اردیبهشت 96 در سخنرانی خود در جمع دانشجویان دانشگاه مسیحی لیبِرتی نیز اعتقادات خود را پنهان نکرد و ابراز داشت که «در آمریکا، ما دولت را نمی پرستیم، ما خدا را میپرستیم.»

ترامپ شخصیتی است اهل گفتگو ولی ممکن است خیلی اهل گوش دادن نباشد. او فاقد یک ایدئولوژی متمرکز برای خود می‌باشد و بیشتر از روی غریزه عمل می‌کند ولی این به معنای این نیست که اطرافیان وی هم همین‌گونه باشند، به همین دلیل هم بوده که در جریان برجام، وی سخن از لغو برجام می‌زند ولی درنهایت به پیشنهاد جیمز متیس مبنی بر حفظ آن گوش می‌دهد. لذا برخی اختلاف‌نظرهای وی با اعضای کابینه‌اش را نمی‌توان موضوع جدی تلقی کرد چراکه شاید درنهایت به حرف اعضای کابینه‌اش در یک موضوع خاص عمل کند. به عبارتی اعضای کابینه وی توان متقاعد کردن وی را دارند. او همچون شخصی است که می‌خواهد خانه‌ای برای خود بسازد و برای آن هم ایده دارد ولی نیاز به مشاوره با معمار است.

دونالد ترامپ شخصیتی است که با شکست عقب‌نشینی نخواهد کرد، نگاه وی به تجارت و سیاست نگاه جنگیدن در وسط رینگ است و درعین‌حال سعی می‌کند از آن لذت ببرد. به گفته همسر اول ترامپ ایوانا ترامپ، «اگر با او خوب باشید، او هم با شما خوب است وگرنه شما مرده‌اید.»

دونالد ترامپ از کامپیوتر و ایمیل استفاده نمی‌کند و معتقد است که هیچ رایانه‌ای از خطر هک شدن در امان نیست ولی بجای آن از تلفن همراه استفاده می‌کند. به گفته اندی فرگوسن[5] از ویکلی استاندارد، توئیت کردن ترامپ باعث فاصله گرفتن رسانه‌های جریان اصلی از مخاطب خود هستند. وی علاقه زیادی به بودن در مرکز توجهات دارد. در مدرسه صرفاً جهت دیدن واکنش معلمان، به آن‌ها گچ پرتاب می‌کرد. در مدرسه نظامی جوایز زیادی همچون نظافت و تمیزی دریافت می‌کند. وی نام خود را در عرصه ساخت‌وساز سر زبان‌ها قرار داد. نکته مهم این است که ترامپ این باور را در خود دارد که می‌تواند یک رئیس‌جمهور باشد و اوضاع را تغییر دهد و در این راه به دنبال رسیدن به هدف از طریق سریع‌ترین راه و نه بهترین راه است. رفتار وی با رسیدن به ریاست جمهوری تغییری پیدا نکرده است.

مایکل دانتونیو[6] (زندگینامه نویس ترامپ) در مورد وی چنین نقل کرده است که ترامپ «در دنیایی زندگی می‌کند که به گفته وی همچون یک کتاب مصور[7] است و وی ستاره و شخصیت اصلی آن است. ترامپ به ظواهر باور دارد و اعمال قدرت را می‌ستاید» وی علاقه زیادی به مرد قوی[8] بودن دارد و از همین افراد هم در کابینه خود سعی کرده استفاده کرده است. ترامپ در مورد اطرافیان خود این‌گونه می‌گوید که «من دوستان خودم را—که در حقیقت بهترین در دنیا هستند—را در کنار خودم جمع کرده‌ام.» او به زنان بهایی نمی‌دهد و کابینه او بیشتر از مردان تشکیل شده است. تنها استثناء این مورد می‌توان به دختر وی ایوانکا اشاره کرد که یکی از بانفوذترین و تأثیرگذارترین اطراف ترامپ است. ترامپ بسیار به دخترش ایوانکا وابسته است و بسیاری ایوانکا را بانوی اول می‌دانند.

تیم ترامپ (به نقل از خود او) درخواست کرده بودند که گزارش‌های توجیهی اطلاعاتی که برای ترامپ فرستاده می‌شوند تا حد ممکن موجز و دارای حداقل کلمات باشد و در عوض چون وی ذهنی تصویری و صوتی دارد، از نمودار و تصاویر بیشتری استفاده کنند. گفته می‌شود زمانی که می‌خواستند طرح دولت باراک اوباما در سوریه را برای ترامپ تشریح کنند نیز اطلاعات را به «لقمه‌های قابل‌هضم‌تری» همراه با «کلی عکس» تبدیل کردند. اولین مشاور ترامپ شخص خود وی است او در جایی می‌گوید «من در درجه اول با خودم صحبت می‌کنم چراکه یک مغز بسیار خوب هستم» و مثلاً اینکه او در مورد داعش «بیشتر از ژنرال‌های» آمریکایی شناخت دارد. «من غیرقابل‌پیش‌بینی خواهم بود» «من در جنگ خوب هستم و آن را دوست دارم» او این‌گونه می‌اندیشد که هر کشوری که «تاکنون با آمریکا سروکار داشته تا توانسته است از آن بهره‌برداری کرده است». وی در عین حال خود را برترین دیپلمات می‏داند.

ترامپ زبان یک یقه آبی ولی درعین‌حال رفتار یک میلیاردر یقه‌سفید را دارد. سخنان او به‌ندرت دارای پیچیدگی است، واژگان او بسیار ساده و حتی کودکانه و درعین‌حال فی‌البداهه است. این لزوماً نمی‌تواند نقطه‌ضعف برای وی محسوب شود، چراکه میلیون‌ها شنونده می‌توانند در ذهن خود با این سادگی همراه شوند، در حقیقت شیوه سخنرانی او یادآور ندای درونی مردم آمریکا است و اینکه او در پس هیچ نقابی خود را پنهان نکرده است. البته برای بسیاری دیگر، عمدتاً افراد باسوادتر، این نوع سخنرانی وی گویای عدم جدیت، عدم تمرکز و نظم (مخصوصاً در مقایسه با هیلاری کلینتون) است. بااین‌حال، نکات گفته‌شده در بالا، به معنی هدفمند نبودن و یا فقدان راهبرد در ذهن ترامپ نیست. استمرار در بیان یک رویکرد گواه این سخن است. مثلاً در مورد ساخت دیوار در مرز مکزیک، شاهد پافشاری بر مواضع خود (هرچند ناموفق) است. 70 تا 80 درصد کلمات مورداستفاده ترامپ تک-هجایی و آهنگین، 15 تا 20 درصد دو هجایی و تنها تعداد معدودی کلمه سه-هجایی (به‌صورت بسیار تکراری که آن‌هم به‌صورت نیمه ادا می‌شود) هستند. جملات او نیز کوتاه تمام می‌شود و از جملات ترکیبی پرهیز می‌کند؛ اما تکنیک ترامپ در جمله‌سازی به‌گونه‌ای خلاقانه است به‌طوری‌که او ساختار جملات را به هم می‌ریزد تا بتواند آن‌ها را با کلمات مهم و قوی پایان می‌دهد.

دکترین سیاست خارجی (مبانی و رویکردها):

سیاست خارجه ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی دو وجهی بود: بخش تنش‌زا: همچون روابط با مکزیک (و دور نگه‌داشتن مهاجران) و چین (به لحاظ ایجاد مشاغل آمریکایی) و بخش پذیراتر: همچون روابط با روسیه (و امکان‌سنجی برای نزدیک‌تر شدن با پوتین)، درعین‌حال او برخی سیاست‌های مسلم خارجی آمریکا (همچون ناتو) را زیر سؤال می‌برد. او اعتقادی به تغییر رژیم در کشورهای دیگر ندارد بلکه شعار او تغییر در ساختار رژیم آمریکا بود. او به لحاظ مکاتب بین‌المللی در چارچوب رئالیست‌ها قرار می‌گیرد به این عبارت که بر روابط بین کشورها فارغ از ماهیت درونی آن‌ها می‌پردازد. برخلاف لیبرال‌ها و نئومحافظه‌کاران که توجه زیادی به ماهیت دولت‌ها دارند و تغییر رژیم‌ها یا وضع تحریم‌ها را در دستور کار خود دارند. منظور آن است که درنهایت دونالد ترامپ یک مذاکره‌کننده محسوب می‌شود و اگر به راه‌حلی، حتی با چین و مکزیک و یا روسیه برسد، شخصاً دشمنی خاصی با ماهیت آن کشورها ندارد. البته او در مصاحبه‌ای در مورد سیاست خارجی خود پاسخ می‌دهد که «به‌شدت به توان نظامی زیاد باور دارد و به هیچ‌کس، اعم از روس‌ها و متحدان، اعتماد نمی‌کند».

بر اساس وب‌سایت رسمی کاخ سفید؛ سیاست خارجی ترامپ با درون‌مایه اصلی «اول آمریکا» در تنها 220 کلمه در سه بخش «شکست داعش، بازسازی توان نظامی آمریکا و توسل به دیپلماسی» بیان شده است. شان اسپایسر دبیر مطبوعاتی کاخ سفید در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر چیستی دکترین سیاست خارجی آمریکا این‌گونه پاسخ می‌دهد که این دکترین همان «اول آمریکا» می‌باشد بدین‌صورت که «منافع ملی آمریکا در ابعاد اقتصادی و امنیت ملی» حفظ شود و نه به این معنی که امریکا «ژاندارمی باشد که در جهان پرسه بزند»

آنچه ترامپ در مورد مسیر سیاست خارجه خود بیان داشته است «جایگزینی غیرمترقبه بودن با هدفمند بودن؛ جایگزینی ایدئولوژی با راهبرد؛ و جایگزینی بی‌نظمی بجای صلح» است. او خود را منعطف دانسته و اظهار می‌دارد که «اگر جهان تغییر کند او نیز تغییر می‌کند»، این می‌تواند نشان از فرصت‌طلبی وی هم باشد.

ازاین‌رو و با توجه به سیاست‌های اعلامی ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی و سیاست‌های اعمالی آن در چهار ماه اول ریاست جمهوری، پنج رویکرد عمده سیاست خارجی ترامپ را به نحو زیر استخراج نموده‌ایم:

1. رویکرد حمایت‏گرایی ملی:

ترامپ تحت تأثیر پوپولیسم جهانی‌ از جمله در بریتانیا و فرانسه قرار گرفته بود و مسلماً از شکست مارین لوپن در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه ناراحت است. در حقیقت گفتمان ضد نخبگی و عوامانه ترامپ ریشه در نگاه انزواگرایانه و درعین‌حال ملی‌گرایانه (در مقابل نگاه میهن‌پرستانه و مداخله‌جویانه) وی دارد. تمسک به دیپلماسی به عنوان یک سیاست اعلامی رسمی را می‌توان در این بخش قرار داد، به‌نحوی‌که در وب‌سایت کاخ سفید آمده است که «جهان باید بداند که ما (آمریکا) در خارج به دنبال دشمن نیستیم بلکه خوشحال‌تر می‌شویم اگر دشمنان به دوست و دوستان به متحد تبدیل شوند». در نگاهی تقلیل‏گرایانه می‌توان این سیاست را ناشی از عدم توانایی آمریکا در به راه انداختن جنگی دیگر و آمادگی برای رویارویی‌های آینده دانست و اینکه افزایش صادرات آمریکا به سایر کشورها تأثیر مستقیم‌تری بر سفره شهروندان آمریکایی خواهد داشت و از طرفی نیز می‌توان از آن به عنوان فرستادن سیگنال مثبت و انتظار برای دریافت پاسخ از برخی کشورها دانست. در این رویکرد، کشورهای مخاطب نه متحد هستند و نه عداوت جدی با آمریکا دارند، بلکه در عوض هزینه‌های مستقیم اقتصادی برای آمریکا دارند. مثلاً در دیدار با رئیس‌جمهور چین، ترامپ به‌جای انتقاد از سیاست‌های پولی این کشور و یا وضع عوارض شدید برای واردات از چین، سخن از گام‌های مؤثر در روابط دو کشور زد.

2. رویکرد اتحاد بی هزینه:

دونالد ترامپ عمیقاً از اتحادهای نظامی آمریکا در سراسر جهان ناخرسند است. او معتقد است آمریکا فراتر از تعهدات خود در جهان عمل کرده و دچار خسران شده است. مخاطبین مشمول این رویکرد شامل متحدان سنتی همچون کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و متحدان نوظهورتر همچون عربستان سعودی است. ترامپ در سال 2013، در مورد کره جنوبی گفته بود که «تا کی می‌بایست هزینه‌های دفاعی کره جنوبی در برابر کره شمالی را آمریکا بپردازد. پس آن‌ها کی به ما پول می‌دهند؟» او در جریان مبارزات انتخاباتی نیز مجدداً اذعان می‌کند «که آمریکا 28000 نیروی نظامی بر خط در کره جنوبی دارد و عملاً در مقایسه با هزینه‌ها هیچ‌چیز به دست نمی‌آوریم.» البته لازم به ذکر است که این رویکرد در تضاد با دشمنی آمریکا با کره شمالی ندارد، چراکه منظور این است آمریکا تمایل به ادامه استقرار نیروهای خود بدون هیچ ثمری و صرفاً برای دفاع از کره جنوبی را ندارد و در صورت احساس خطر از کره شمالی سعی خواهد کرد با آن وارد رویاروی نظامی زودبازده شود. در نمونه‌ای دیگر، در سفر خانم مرکل به آمریکا، ترامپ در لحنی انتقادی خواهان پایبندی آلمان و دیگر اعضا به پرداخت تعهدات مالی خود در ناتو می‌شود. او حتی علاقه چندانی به تحولات اوکراین نشان نمی‌دهد و آن را موضوعی بیشتر اروپایی می‌بیند و آمریکا را چندان متأثر از تحولات آن منطقه نمی‌داند.

از طرف دیگر، ترامپ خواهان همکاری با متحدان نوظهور خود در جهت به‌اصطلاح مبارزه با داعش و مقابله بانفوذ منطقه‌ای ایران است. ترامپ پیش‌تر در مورد مبارزه با داعش معتقد بود که چرا می‌بایست آمریکا هزینه مبارزه با گروهی تروریستی که فرسنگ‌ها با خاک آمریکا را دارد بپردازد. البته اذهان عمومی مردم آمریکا، ساختار حاکمه آمریکا و همچنین جامعه بین‌الملل مجال کناره‌گیری از مبارزه با داعش را از ترامپ گرفت و درنتیجه راه‌حل مطلوب‌تر برای وی، فروش تسلیحات بیشتر به عربستان به بهانه‏ی مقابله با داعش و برجسته کردن خطر ایران برای کشورهای منطقه بود. لذا، او برای عملی کردن این سیاست، از طریق اتحاد با عربستان سعی در تحمیل هزینه‌های بی‏سابقه تسلیحاتی بر این کشور برای مقابله با داعش و نفوذ منطقه‌ای ایران را دارد.

3. رویکرد صلح قدرت‏مآبانه[9]:

رویکرد صلح قدرت‏مآبانه به معنای دارا بودن توان (نظامی و اقتصادی) در جهت استقرار صلح است. کشورهای مخاطب این رویکرد دارای تعارض منافع با آمریکا هستند. نکته قابل‌توجه این است که آمریکا در مقابل این کشورها توان مواجه مستقیم ندارد و تنها می‌تواند زورآزمایی کند. بدین معنی که برای اصلاح سایر کشورها و قرار گرفتن در مسیر مطلوب آمریکا، گسترش توان آمریکا فارغ از به‌کارگیری آن، لازم است. این رویکرد از زبان ترامپ این‌گونه بیان می‌شود که «به لحاظ نظامی، یک ارتش بسیار بزرگ، بسیار قوی و بسیار قدرتمند خواهیم ساخت. نه اینکه از آن استفاده ببریم. آن‌وقت است که دیگر کسی با ما درگیر نمی‌شود.» قدرت اقتصادی و توان تحریم و فشار اقتصادی بر سایر کشورها نیز در این دسته قرار می‌گیرد. رویکرد ترامپ با کشورهای ایران و روسیه در این چارچوب قرار می‌گیرد.

4. رویکرد تحریک و پاسخ[10] (تشنج‌آفرینی برای تشنج‌زدایی[11]):

در صورت شکست رویکرد صلح قدرت‏مآبانه، مرحله بعدی تحریک کردن و به عبارتی تنش‌آفرینی در روابط است تا فرصت و شرایط برای واکنش نشان دادن و تنش‌زدایی برای آمریکا فراهم گردد. از ابزارهای اصلی این رویکرد، تبلیغات رسانه‌ای علیه کشور مخاطب و انتظار برای پاسخ‌دهی غیرمتناسب از طرف آن کشور است. مزیت این رویکرد در این است که وی قادر خواهد بود اجماع و همراهی نئولیبرال‏ها، نئومحافظه‏کاران و حمایت سازمانی را از آن خود کند. ازآنجاکه با دخالت نظامی اکثر طرفین (اگر نگوییم تمامی افراد) در آمریکا از ترامپ حمایت خواهند کرد، این سیاست می‌تواند هر اتفاق غیرمنتظره‌ای را در جنوب چین، ایران و اروپای شرقی را شامل شود. در این رویکرد او به نحوی خود را نشان خواهد داد که دیگران باور کنند آن‌چنان جربزه دارد که جنگ جهانی دیگری راه بیندازد و از این طریق کشورهای قدرتمند را به مجبور به مذاکره با وی کند. این رویکرد ابتدا با بیان ادعاهای اثبات نشده مطرح می‌شود و به نحوی القا می‌شود که طرف مقابل حتی لیاقت احترام گذاشتن هم ندارد، سپس حمله صورت گرفته و بعد سایر کشورها به نحوی مجبور به حمایت ضمنی از آن می‌شوند. این رویکرد را می‌توان در مقابل کره شمالی و حتی در مواردی در مقابل ایران مشاهده کرد. نکته مهم در این رویکرد، احتمال نادیده گرفته شدن منافع و تمایلات متحدان آمریکا است. مثلاً در جریان برجام، علیرغم مخالفت طرف‌های اروپایی، ترامپ همچنان به دنبال راهی برای بر هم زدن آن است. رویکرد تشنج‌آفرینی برای تشنج‌زدایی، در اکثر معاملات ترامپ نمود داشته است.

5. رویکرد مواجهه نظامی:

درصورتی‌که تعارض منافع و دشمنی با آمریکا به حدی باشد که نیاز به تبلیغات رسانه‌ای علیه آن کشور یا سازمان نباشد و افکار عمومی آمادگی حمله نظامی به آن را داشته باشد از رویکرد مواجه نظامی استفاده می‌شود. بعلاوه، این رویکرد نیازی به همراهی جامعه جهانی و حمایت سایر کشورها ندارد و آمریکا می‌تواند به‌تنهایی عمل کند. لذا آمریکا با این رویکرد اختیار و مسئولیت واکنش را دارا است و حق مداخله نظامی انفرادی بر سایر کشورها را برای خود محفوظ نگاه می‌دارد. فارغ از اینکه سایر کشورها چه نظری راجع به آن دارند. البته این بدان معنا نیست که ترامپ توان و حتی اراده اقدام نظامی تمام‌عیار با کشوری را داشته باشد ولی درعین‌حال از رویارویی نظامی مقطعی امتناعی نخواهد داشت. حمله موشکی به پایگاه نظامی سوریه به بهانه اثبات نشده حمله شیمیایی دولت سوریه علیه مردم آن کشور و پرتاب مادر تمام بمب‌ها در افغانستان از نمونه‌های این رویکرد است.

مدل‌سازی دکترین ترامپ

دکترین سیاست خارجی ترامپ در مورد ایران

در بی‌نظمی سیاسی دولت ترامپ، همچنان به ایران به‌عنوان یک اولویت عمده نگریسته می‌شود. مشاهده شد که در جریان مبارزات انتخاباتی، ترامپ بیش از هر نامزد دیگر، به‌طور متناوب توافقنامه هسته‌ای برجام را محکوم کرد. او در ابتدا بیان می‌دارد که برجام را پاره خواهد کرد، سپس رویکرد خود را به مذاکره مجدد بر سر مفاد آن تعدیل داد و برخی گمان آن می‌برند که آمریکا همان سیاست قبلی مبنی بر حفظ برجام را ادامه خواهد داد. لیکن واقعیت امر این است که قرائت کلیه اعضای تیم امنیت ملی از مشکلات، همچنان «ایران-محور» است؛ بدین‌سان که ایران خاورمیانه را تحت شعاع قرار داده و منافع آمریکا در آن منطقه را تهدید می‌کند. ادله آن‌ها هم این است که دیپلماسی دولت اوباما با ایران، سبب قدرت یافتن نقش رهبری و دسترسی آن در خاورمیانه شده است.

منطق دکترین در حال ظهور ترامپ در قبال ایران اساساً در جهت عکس اوباما قرار دارد: اوباما تعامل بیشتر با ایران را به‌عنوان ابزاری برای مهار کردن آن می‌دانست و توافق هسته‌ای را گواه اثبات این مفهوم می‌دانست. در طرف دیگر، تیم ترامپ، چشم‌انداز اعتدال ایران را تصوری بیش نمی‌دانند. آن‌ها معتقد هستند دستاوردهای آمریکا در به عقب راندن برنامه هسته‌ای ایران در مقایسه با امتیازات به‌دست‌آمده ایران و تشدید دسترسی آن در منطقه ناچیز است و «استفاده از قدرت آمریکا» را تنها راه مقابله با آن می‌دانند.

در مورد نفوذ منطقه‌ای ایران، دولت جدید با اکثریت جمهوری‌خواه و اقلیت دموکرات در کنگره یک نظر هستند و کوچک‌ترین آمادگی آمریکا برای مقابله با ایران، از سوی کشورهای متحد آمریکا در منطقه مورد استقبال قرار می‌گیرد[12]. چراکه می‌دانیم به اعتقاد بسیاری، رویکرد اوباما به ایران به‌نوعی حس خیانت به رژیم صهیونیستی و بسیاری کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بوده است که سفر ترامپ به عربستان به‌عنوان اولین سفر خارجی وی، شادمانی و جلب اعتماد مجدد آن‌ها را برانگیخته است.

در کل، ترامپ در مورد برجام اقدام خاصی نخواهد کرد و اساساً مذاکره مجدد و حتی طرح آن از حوصله تیم ترامپ و افکار عمومی آن کشور خارج است. در عوض هم‌اکنون در حال بررسی بین سازمانی این توافقنامه برای فشار آوردن مضاعف اقتصادی به ایران در چارچوب مفاد برجام هستند (که از نظر آن‌ها نتیجه‌بخش‌ترین سیاست علیه کشورمان بوده است). در حقیقت ترامپ در تلاش است سازگاری با تهران را با رویارویی با آن عوض کند. این رویارویی از طریق حمایت هر دو حزب در داخل آمریکا و کمپین‌های چند جبهه‌ای دیپلماتیک، اقتصادی و فشار نظامی انجام خواهد گرفت. لذا این رویارویی از دید آن‌ها می‌بایست «قاطعانه و چندجانبه» صورت گیرد.

با توجه به اشراف و ترس آمریکایی‌ها از توان زمینی ایران، اولین سناریوی محتمل رویارویی نظامی، درگیری در آب‌های خلیج‌فارس و یا ضربه زدن غیرمستقیم به گروه‌های مقاومت موردحمایت ایران و یا در مواردی ضربه مستقیم در کشورهایی همچون سوریه، یمن و عراق خواهد بود. لذا در آینده احتمالاً شاهد افزایش رد پای نظامی آمریکا در خلیج‌فارس و کشورهایی که ایران در آن حضور مستقیم و غیرمستقیم دارد خواهیم بود.

نتیجه‌گیری

ما باید توجه داشته باشیم که اگر رهبران جهان و نخبگان سیاسی آمریکا، دونالد ترامپ را جدی نمی‌گیرند، توده مردم این کشور به او بسیار جدی می‌نگرند و همین توده مردم می‌تواند به‌عنوان پشتوانه ترامپ علیه ایران به کار آید. به نظر می‌رسد ترامپ همان‌گونه که نام خود را در تجارت مطرح کرد و آن را به‌نوعی برندسازی کرد، در عرصه سیاست نیز در تلاش است که همین منوال را طی کند؛ بدین‌صورت که برخی سیاست‌های و اقدامات خاص را به اسم خود منحصر کند. ترامپ می‌تواند به متحد روسیه تبدیل شود و درعین‌حال ظرفیت آن را دارد که به دشمن جدی وی تبدیل شود؛ و ظرفیت و توان وقوع جنگ سرد دیگری چه‌بسا سردتر از گذشته بین آمریکا و روسیه رخ دهد. ترامپ فردی خوش‌قریحه ولی فاقد ذکاوت و دانش است. همچون مغازه‌داری که خوب تلویزیون می‌فروشد ولی از خود تلویزیون آگاهی ندارد و در اصل خود تلویزیون هیچ اهمیتی برای او ندارد.

ترامپ را نباید از یک زاویه ثابت نگریست. علت اینکه ترامپ تاکنون حرکت یا ابتکار خاصی علیه ایران نداشته را می‌توان عدم توفیق در مسائل داخلی خود آمریکا و همچنین بدیل شدن کره شمالی به‌عنوان اولویت مهم‌تر دانست که البته این سیاست در مورد کره شمالی تاکنون موفق هم نبوده است. واکنش احتمالی نظامی آمریکا علیه ایران، موجب واکنش غیرمتقارن کشورمان علیه متحدان آمریکایی و تبعات انسانی فاجعه‌بار خواهد بود که این امر خوشایند آمریکا نخواهد بود. تحریم اقتصادی بیشتر نیز خطر سست شدن حلقه آمریکا با متحدان اروپایی خود خواهد شد. دکترین سیاست خارجی آمریکا با منافع و محدودیت‌هایی همراه است. با روی کار آمدن ترامپ، منافع سیاست خارجی آمریکا تغییر نکرده است، لیکن محدودیت‌های آن زیاد شده است. محدودیت‌هایی که شامل مسائل داخلی (شکاف داخلی درون کابینه و کنگره)، مشکلات اقتصادی و دغدغه‌های شخصی است.

ترامپ به کمک حامیانش و به‌ویژه رژیم صهیونیستی، تلاش خواهد کرد که با فضاسازی، محدودیت‌های اقتصادی چندساله علیه ایران را، به محدودیت‌های دائمی مبدل سازند و شروع این روند نیز در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل خواهد بود.

 

گروه تخصصی ایالات متحده آمریکا
سید جواد هاشمی
(کارشناس گروه تخصصی ایالات متحده آمریکا)

6 خرداد 1396



[1] خانم ترزا مِی اولین میهمان ترامپ در کاخ سفید بود.

[2] Deal Maker

[3]  Lutheran

[4]  Presbyterian

[5]  Andy Ferguson

[6]  Michael D'Antonio

[7]  Comic Book

[8]  Strong man

[9]  Peace Through Strength

[10]  Provoke and respond

[11]  Escalate to de-escalate

[12] تیلرسون در گفت‌وگویی با شبکه تلویزیونی ان‌بی‌سی که یکشنبه ۲۴ اردیبهشت پخش شد، گفت: «فکر می‌کنم یک دیدگاه و اجماع گسترده در همه منطقه، در کشورهای عربی، در اسرائیل و در دیگران درباره فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده ایران در منطقه وجود دارد».

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
 

 پاسخ به مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی ...

با سلام و تشکر از زحمات تهیه کننده گزارش
نکته ای که در این گزارش احساس می شود مورد غفلت واقع گردیده است اینستکه :
1- صرفا از منظر امریکا و متحدانش به موضوع منطقه بویژه ایران نگاه شده است و واقعیت های موجود در صحنه ( تعددو تنوع بازیگران و میزان تاثیر گذاری آنها بر منافع ملی آمریکا) را نادیده انگاشته است علت عدم توسل دمکرات ها به جنگ علیه ایران در زمان اوباما، عدم توانایی آمریکا هم از لحاظ سخت افزاری و هم نرم افزاری برای ورود به جنگی دیگر در منطقه بود و تیم ترامپ هم بر این واقعیت بخوبی واقفندبرخلاف مطالب مذکور در بند 5 ( رویکرد نظامی )
2- رویکرد سیاست خارجی آمریکا بعنوان یک قدرت بزرگ جهانی را محدود و منحصر به شخصیت و ویژگیهای فردی یک رئیس جمهور کرده است که با توجه به ساختار قدرت در این کشور ، این امر کمی غیر واقعی و بعید بنظر می رسد

 

 پاسخ به مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی ...

فارغ از نظر سلبی و ایجابی و موافق و مخالف با متن، آفرین به نویسنده، شیوه استاد را به خوبی فراگرفته و تاحد بسیار خوبی در متن معمول گردانیده است.. ان شاءالله بیشتر از ایشان بخوانیم!

مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش دوم)

۱۳۹۶/۸/۱۶

حملات صوتی به دیپلمات‌های آمریکایی در کوبا

۱۳۹۶/۸/۱۶

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش نخست)

۱۳۹۶/۸/۷

استراتژی جدید دونالد ترامپ در خصوص ایران؛ نواخت طبل جنگ

۱۳۹۶/۸/۲

ترامپ، سازمان ملل؛ هیاهو برای هیچ

۱۳۹۶/۷/۴

ایالات متحده آمریکا، موضوع هسته‌ای کره شمالی و برجام

۱۳۹۶/۶/۲۸

تحلیل روند اسناد امنیت ملی ایالات‌متحده امریکا از آغاز تا کنون (2015-1987)

۱۳۹۶/۵/۲۱

تشکیل تیم مورد اعتماد ترامپ در مورد موافقت نامه هسته ای ایران

۱۳۹۶/۵/۱

بیم و امید ترامپ از گسترش روابط با روسیه

۱۳۹۶/۴/۲۷

مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ

۱۳۹۶/۴/۱۳

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین در مواجهه با تهدید کره شمالی

۱۳۹۶/۳/۳۱

مهار و بازداشتن ایران پس ازتوافق هسته ای:مرکزمطالعات بین الملل و راهبردی (CSIS) مارس 2017 مصادف با فروردین ماه 96

۱۳۹۶/۳/۳

ارزیابی سیاست خارجی 14 هفته ای ترامپ

۱۳۹۶/۲/۱۲

حمله موشکی آمریکا به سوریه: پارادوکس سیاست‌های اعلامی و اعمالی

۱۳۹۶/۲/۱۰

بررسی تیم سیاست خارجی و امنیتی ترامپ

۱۳۹۶/۲/۹

معرفی و تحلیل شخصیت مایکل فلین مشاور امنیت ملی سابق ایالات متحده در دولت ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۷

راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۱۲/۳

دکترین ترامپ و تیم مشاوران سیاست خارجی او

۱۳۹۵/۱۰/۱۳

جایگاه معاونت ریاست جمهوری در ساختار سیاسی امریکا

۱۳۹۵/۱۰/۷

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛ معرفی چهره های کلیدی تیم سیاست خارجی هیلاری کلینتون

۱۳۹۵/۹/۱۵

چرایی تفاوت بین خوانش کاخ سفید و کنگره از متن گزارش 28 صفحه‌ای

۱۳۹۵/۷/۷

اختلافات میان امریکا و عربستان؛ تاکتیکی یا راهبردی؟

۱۳۹۵/۵/۱۹

انتخابات 2016ریاست جمهوری امریکا؛ تحلیلی بر آخرین وضعیت انتخابات و بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران

۱۳۹۵/۵/۶

بررسی روابط تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی؛با نگاهی به شرکت‌های برتر نظامی جهان

۱۳۹۵/۴/۱۹

آمریـکا؛ سیـاست چرخش به شرق آسیـا و تاثیر آن بر خاورمیانه

۱۳۹۵/۴/۱۴

سرگردانی ناتو در سوریه

۱۳۹۴/۱۲/۲

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛موضع گیـری نامزدها نسبت به توافق هستـه ای ایـران

۱۳۹۴/۱۰/۱۹

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا: تهدید اصلی چین یا روسیه؟

۱۳۹۴/۹/۲۸

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛مروری بر فرآیند انتخابات و معرفی کاندیداهای این دوره

۱۳۹۴/۸/۱۳

بررسی گزارش دیلی بیست از تامین اینترنت ایران بوسیله یک شرکت آمریکایی وابسته به سیا

۱۳۹۴/۸/۱۲

بررسی محبوبیت جهانی ایران از دیدگاه مرکز تحقیقاتی پیو

۱۳۹۴/۴/۲۱

مقامات اسرائیل: به تعویق افتادن توافق هسته ای با ایران بهتر از به نتیجه رسیدن آن است

۱۳۹۴/۳/۲۰

همایش مبارزه با خشونت گرایی افراطی در کاخ سفید

۱۳۹۴/۲/۲۸

آمریکا و خاورمیانه

۱۳۹۴/۲/۲۲

روابط آمریکا-کوبا؛ اهمیت آن در حرکت به سمت کاهش تنش در روابط ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۲/۲۲