ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > اتحادیه اروپا > بازتعريف نقش دفاعي اتحاديه اروپا در ارتباط با سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو)

بازتعريف نقش دفاعي اتحاديه اروپا در ارتباط با سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو)

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۴/۴ تعداد بازدید: 454

نگارنده: دکتر علی اکبر کیانی

مقدمه؛ دوره گذار بین‌المللی

نقش دفاعي اتحاديه اروپا 1

پايان جنگ سرد و فروپاشي اتحاد شوروي دنيا را وارد عصر جديدي نمود. صاحب‌نظران غربي آن را غلبه نظام ليبرال دموکراسي و پايان تاريخ ارزيابي نمودند. در امريکا طرح خاورميانه بزرگ تدوين شد و اين سيطره به نظر حتمي و مقاومت ناپذير می‌نمود. اما حملات 11 سپتامبر سال 2001 ميلادي در امريکا شوک عظيمي به نظام ليبرال دموکراسي وارد نمود و خواب شيرين پيروزي را منقطع کرد. از آن زمان تاکنون همچنان دوره گذار بین‌المللی ادامه داشته و امروزه صحبت از نظام‌های پسا غربي در مناسبات بین‌الملل است.

در اين دوره پر تلاطم به‌واسطه تهديدات جديد و روزافزون، محيط امنيتي دنيا تغيير کرده است. پیشرفت‌های فناوري و تحول بنیادین در مفاهیم و مفروضات، ارزيابي و تحلیل فضا و چشم انداز پيش رو را دشوار نموده است.  لذا ضرورت اصلاح و متناسب نمودن نهادها و بازيگران فعال در حوزه‌های امنيتي و دفاعي براي مواجهه با اين تهديدات را دوچندان کرده است. ازآنجاکه پس از جنگ جهاني دوم، دفاع از اروپا و ارزش‌های غربي در مقابل هجمه‌ی کمونيسم بر عهده امريکا در قالب پيمان ناتو گذارده شد، امروز با مجموعه تحولات حادث طي دو دهه اخير ارتباط اين دو نهاد مورد پرسش است و چشم انداز روابط آنها تبديل به معما شده است.

لذا اين سؤال مطرح می‌گردد: وضعيت امنيتي دفاعي اتحاديه اروپا و گزینه‌های پيش روي آن در ارتباط با ناتو چيست؟

سازمان پيمان آتلانتیک شمالي بزرگترين اتحاديه نظامي دنيا و اصلی‌ترین سيستم مدافع اروپا از زمان پايان جنگ جهاني دوم در مقابله با کمونيسم بوده است. باوجود تعارضاتي که امريکا و اروپا در مورد نقش ناتو در آينده جهان دارند فرضيه اصلي بر بقاي وابستگي دفاعي و امنيتي اتحاديه در ناتو خواهد بود. البته در اين ميان ارتش اروپايي نيز در قالب اتحاديه اروپا در حال شکل گيري و توسعه می‌باشد.

گسترش به شرق و چالش‌ها با روسيه؛

پس از جنگ سرد روند گسترش ناتو به شرق، عليرغم قول‌های مساعدي که به رهبران روسيه پس از فروپاشي شوروي مبني بر نزديک نشدن به مرزهاي جغرافيايي و منافع اين کشور داده شده بود، آغاز شد. از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ ميلادي، ۱۰ کشور کمونيستي سابق به عضويت ناتو درآمدند و امروز شمار اعضا به ۲8 کشور افزايش يافته است (شکل 1). در سال ۲۰۰۸ تلاش‌هايي براي گسترش ناتو به حوزه بالتيک و پيشروي مرزهاي ناتو به نزديکي مرزهاي روسيه انجام گرفت و با طرح عضويت گرجستان و اوکراين روابط با روسيه وارد عصر پر چالشي گرديد: سال 2008 جنگ در اوستياي جنوبي با گرجستان و سال 2015 جنگ در مرزهاي اوکراين در اين دو منطقه حاکم و به تصرف کريمه منجر گرديد.

نکته حائز اهميت در پذيرش اعضاي جديد شرق اروپايي ترتيب عضويت آنها: ابتدا در ناتو و سپس در اتحاديه اروپا بوده است. با توجه به ماهيت ضد روسي ناتو معني اين روند سپردن تعهد به تقابل با روسيه، سهم 2% بودجه دفاعي و سپس پذيرش در اتحاديه اقتصادي اروپا و بهره‌مندی از مزاياي عضويت بوده است.

نقش دفاعي اتحاديه اروپا 2

شکل 1

جدول ذيل ترتيب عضويت براي اين 10 کشور ابتدا در ناتو و سپس اتحاديه اروپا را نشان می‌دهد:

- بلغارستان: الحاق به ناتو 2004، اتحاديه اروپا 2007

- کرواسي: ناتو 2009، اتحاديه اروپا 2013

- جمهوري چک: ناتو 1999، اتحاديه اروپا 2004

- استوني: ناتو 2 آوريل 2004، اتحاديه اروپا 1 مي 2004

- مجارستان: ناتو 1999، اتحاديه اروپا 2004

- لتوني: ناتو 2 آوريل 2004، اتحاديه اروپا 1 مي 2004

- ليتواني: ناتو 2 آوريل 2004، اتحاديه اروپا 1 مي 2004

- لهستان: ناتو 1999، اتحاديه اروپا 2004

- روماني : ناتو 2004، اتحاديه اروپا 2007

- اسلواکي: ناتو 29 مارس 2004، 1 مي 2004

- اسلووني: ناتو 29 مارس 2009، اتحاديه اروپا 1 مي 2004

با اين اوصاف تنها معاهده امنيتي نيروهاي نظامي متعارف اروپا (CEF) که در سال پاياني جنگ سرد بين ناتو و ورشو (از اقيانوس اطلس تا اورال) منعقد شده بود و روسيه پس از فروپاشي شوروي بدان متعهد بود، در سال 2007 توسط اين کشور تعليق شد و در سال 2015 پس از بحران اوکراين و توسعه طلبي روز افزون ناتو به شرق که با روح آن پيمان در تضاد بود به‌صورت يک طرفه از آن خارج شد و عملاً فاقد اثر گرديد.

رويکردها به آينده در دو سوي اقيانوس اطلس؛

طي سال‌های اخير دو رويکرد متعارض اروپايي و امريکايي در مورد آينده ناتو وجود داشته است. اروپا تفسير مضيقي از اهداف و چشم انداز ناتو دارد. دفاع از امنيت و قلمرو اعضا به نحوي که در ماده 5 تصريح گرديده است. اينان مخالف تبديل ناتو به پليس جهاني در خدمت هژمون طلبي آمريکا می‌باشند.

اما امريکا قائل به تفسير موسع از منشور ناتو يعني دفاع از منافع اعضا و ساير کشورهاي ليبرال دموکرات است. اين امر مستلزم گسترش جغرافياي عضويت به وراي اطلس شمالي نظير ژاپن و استراليا و همچنين به موضوعات جديد نظير مهاجران، تروريسم، انرژي و ... يا مقابله با چين می‌باشد. اما غرب اروپا به‌خصوص آلمان به‌واسطه روابط تجاري گسترده از چنين رويکردي دوري می‌گزیند.

ناتو و اتحاديه اروپا: الگوي رفتاري

اولين توافق همکاري راهبردي EU-NATO در سال 2002 در برلين منعقد شد که به اذعان ناظران پيشرفتي ايجاد نکرد. سال گذشته (2016) در ورشو مجدداً توافقاتي براي تنظيم مناسبات امضا گرديد که در آن خطر جنگ سايبري گنجانده شد که هدف آن مشخصاً روسيه و جنگ نرمي است که توسط اين کشور، غرب را تهديد مي‏نمايد. گرايش اعضا بر تفسير چنين تهديدي در قالب ماده 5 ناتو و اقدام متقابل و دفاع مشروع می‌باشد. غير از تهديد روزافزون ناتو در قالب جنگ‌های ترکيبي، سيل پناهندگان از خاورميانه و شمال افريقا، بیماری‌های مسري، تغییرات آب و هوايي و بی‌ثباتی اقتصادي مسائلي امنيتي هستند که می‌توانند بستري براي همکاري دو نهاد باشند.

علت تعارض بنيادي بين اتحاديه و ناتو تفاوت فرهنگ دو سازمان است که يکي در پي امنيت دفاعي-نظامي و ديگري امنيت مدني-اقتصادي است. اين امر باعث محدود کردن ناتو توسط متحدان اروپايي در کارويژه اي است که مطلوب فضاي پر از تهديد کنوني براي غرب نمی‌باشد.

ناتو و اتحاديه اروپا: امريکا

رئيس جمهور جديد امريکا در مصاحبه با نيويورک تايمز از واژه مهجور براي ناتو استفاده کرد. منطق اين موضع گيري اين است که چالش امنيتي امروز غرب تروريسم است در حالي که ناتو سازوکاري براي آن ندارد. البته وي موضوعيت ناتو در فقدان جنگ سرد را هم بی‌معنی می‌داند و اينکه ما داريم بيش از حد براي امنيت ايشان (اروپایی‌ها) هزينه می‌کنیم.

شب قبل از معرفي دونالد ترامپ به‌عنوان نماينده حزب جمهوري خواه در انتخابات رياست جمهوري، در پاسخ به سؤالی که در صورت حمله روسيه به متحدان شرق اروپا چه عکس‌العملی خواهي داشت؟ گفت: بايد ببينيم که آيا آنها به تعهداتشان در قالب ناتو عمل کرده‌اند! و چنين پاسخي و مشروط نمودن دفاع از اروپا براي اولين بار در چنان سطحي در امريکا، اروپایان را در شوک فرو برد.

واقع امر اين است که بنا به توافق رهبران کشورهاي عضو ناتو، آنان  بايستي 2% از توليد ناخالص ملي خود را صرف امور دفاعي نمايند که تنها 5 عضو به اين هدف رسیده‌اند: امريکا (3.6%)، بريتانيا، استوني، يونان و لهستان. کشورهاي فرانسه 1.8% و آلمان 1.2% را تخصيص داده‌اند (شکل 2).

نقش دفاعي اتحاديه اروپا 4

شکل 2

اما براي ملاحظه رفتار واقعي امريکا در قالب ناتو بايد ديد جيمز متيس وزير دفاع آن کشور چه رويکردي دارد. اگرچه ژنرال متيس در جلسات رأی گيري سنا براي اين پست بر اهميت ناتو و متحدان اروپايي تأکید کرده بود اما خود در مورد جزئيات اين ارتباط اظهار داشته بود که هنوز با رئيس جمهور در اين موارد صحبت نکرده است. وي که 2 سال بين 2007 تا 2009 فرماندهي ناتو را بر عهده داشته بر مشارکت اعضا در تخصيص بودجه تأکید داشته و همواره بر حفظ آمادگي و توان نيروها در اروپا متمرکز بوده است.

در مجموع همچنان در مورد نوع ارتباط امريکا-اتحاديه اروپا و ناتو در بين اعضاي اروپايي نوعي دو دستگي وجود دارد: حفظ وابستگي يا حرکت به سمت استقلال بيشتر.

ناتو و ارتش اروپايي

در سند راهبرد جهاني اتحاديه اروپا که ژوئن 2016 توسط خانم فدريکا موگريني ارائه شد، ناتو همچنان چارچوب اصلي دفاعي امنيتي اتحاديه (در ارتباط با اعضاي مشترک) معرفي شده است. البته بر شکل دهي سازوکار دفاعي اتحاديه اروپا به نحوي که منافع و امنيت اعضاي خارج از ناتو را هم تأمین کند تأکید شده است.

در يک نظرسنجي حدود 50% شهروندان اروپايي مخالف ادامه حضور در ناتو به‌عنوان نهاد مشترک دفاعي بوده‌اند. بايد خاطر نشان کرد که 6 عضو اتحاديه اروپا عضو ناتو نيستند: اتريش بر اساس توافق تخليه نيروها با شوروي در سال 1956 از عضويت ناتو محروم شد. فنلاند جهت حفظ بی‌طرفی و سوئد نيز به تبعيت از فنلاند. قبرس، ايرلند و مالت نيز در سايه چتر امنيتي پایگاه‌های بريتانيايي به عضويت در نيامدند.

طبق موافقت نامه ليسبون اتحاديه اروپا امکانات و اراده لازم براي تبديل شدن به يک تأمین کننده امنيت به‌جای مصرف کننده صرف را دارد. اما در عمل اين اتحاديه غالباً متمرکز بر ابعاد عمومي و نرم افزاري باقي مانده و ناتو و امريکا مسئوليت نظامي عرصه‌های درگيري را بر عهده دارند.

شکل گيري سازمان دفاعي امنيتي اتحاديه اروپا نه به‌عنوان نهادي جايگزين يا رقيب بلکه همکار و پشتيبان مد نظر است و امريکا هم از آن حمايت می‌کند. گرچه اروپا و امريکا در مورد حقوق و نظام بین‌الملل دیدگاه‌های متفاوتي دارند.

اتحاديه دفاعي اروپا فعلاً به‌صورت بين دولتي در حال شکل گرفتن است و ايجاد آن به‌عنوان نهادي فراملي دور از ذهن می‌نماید. اشکالات اساسي آن در اروپا و امريکا نسبت به ارتشي فراملي اروپايي عبارت‌اند است:1- غیرانتخابی بودن که می‌تواند تصميماتي حساب نشده و غیر دموکراتیک بگيرد، 2- مسئله بودجه که با توجه به چالش کنوني که پس از جنگ سرد شاهد کاهش بودجه دفاعي اروپائيان هستيم به سهم ايشان در ناتو لطمه بيشتري وارد کند و نهایتاً 3- کاهش نقش امريکا در اروپا با توجه به تفاوت نگاه و اولویت‌های دو طرف اقيانوس اطلس.

بايد خاطرنشان کرد که بنا به اظهار صريح وزير خارجه سابق امريکا مادلين آلبرايت، در سيستم دفاعي اتحاديه اروپا نبايد ترتيبات موازي که در ناتو وجود دارد نظير نيروهاي واکنش سريع شکل گيرد. بعدها دونالد رامسفلد نيز رويکردي که به تضعيف نقش دفاعي ناتو در اروپا بيانجامد را غير سازنده خواند.

اتحاديه اروپا در يک قالب تکاملي پيشرفت نموده است و حتي می‌توان جدائي انگليس را بخشي از اين روند دانست. لذا همکاري نظامي در اتحاديه نيز از همين الگو تبعيت می‌کند. وزير دفاع آلمان اخیراً و پس از اظهارات و رويکرد دولت جديد امريکا، اتحاديه دفاعي اروپا را به‌عنوان "شنگن دفاعي" ضروري دانسته است. البته برخي پایتخت‌های اتحاديه موافق شکل گيري ارتش اروپائي نبوده و اين مسئله باعث تقليل انگیزه‌ها به بسترهاي علمي در قالب اتحاديه و مسائل مرتبط با امنيت نظير: ماهواره‌ها و سايبر الکترونيک و غيره به اميد تسري به سطوح بالاتر گرديده است. در واقع به نظر نمی‌رسد که اروپا براي چنين اتحاديه نظامي آماده باشد و اگر بخواهد چنين ساختاري را شکل دهد بايد طبق فرمول کارکردگرائي از سطوح پايين امنيتي و نظامي همکاري را شکل دهد.

در حال حاضر و پس از خروج قریب‌الوقوع انگليس از اتحاديه، باوجود 22 عضو اتحاديه در ناتو، عملاً بيش از 80% بودجه دفاعي ناتو توسط 5 کشور غیر عضو اتحاديه اروپا تأمین خواهد شد: امريکا- بريتانيا- کانادا- نروژ و ترکيه! اين امر نقش عملياتي اتحاديه را در ناتو به‌شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.

نکته‌ای که پس از خروج قطعي انگليس از اتحاديه اروپا مطرح خواهد شد اين است که تنها عضو اتحاديه داراي تسليحات هسته‌ای فرانسه خواهد بود. با درنظرداشت اهميت راهبردي اين سلاح در بازدارندگي، لذا هرگونه اتحاد نظامي-دفاعي در اتحاديه بايد با محوريت اين کشور شکل بگيرد. همانطورکه محور اتحاد اقتصادي آلمان بوده است. البته اخیراً خانم "ترزا مي" اظهار داشته عليرغم برکسيت، انگليس آمادگي دارد توان نظامي بخصوص هسته‌ای خود را در خدمت برنامه‌های دفاعي اروپا قرار دهد که مستلزم گنجاندن آن در مذاکرات جداگانه‌ای با اتحاديه است.

البته با توجه به گرايش بيشتر آتلانتيکي انگلستان، به‌واقع خروج اين کشور زمينه را براي شکل دهي به ساختاري امنيتي و دفاعي ويژه اروپايي تقويت خواهد کرد.

ناتو-اتحاديه اروپا: خاورميانه و ايران

منطقه هم‌جوار، انرژي فسيلي، تروريسم و افراط گرایی، بحران آوارگان و توسعه نفوذ در مقابل روسيه از جمله دلايل اهميت خاورميانه براي اتحاديه اروپا می‌باشند.

از سال 2002 مذاکرات براي عضويت 7 کشور شرق اروپا آغاز شده بود و در سال 2004 در استانبول نهائي شد. همان زمان طرح ابتکار استانبول براي همکاري ناتو با 4 کشور حوزه خليج فارس (کويت، قطر، بحرين و امارات) کليد خورد. اين ابتکار در امريکا انتقادات زيادي برانگيخت و اصطلاح "a policy error of historic proportions."  را در مورد آن بکار بردند. جرج کنان طراح راهبرد "سد نفوذ" شوروي اين طرح را باعث تحريک روسيه و شروع کننده جنگ سرد جديدي دانست. اما در قالب همين ابتکار اخیراً ناتو طرح مشترکي را با کويت براي اهداف آموزشي نظامي شروع کرده است.

تحرکات اخير روسيه در خاورميانه و نزديکي آن به ايران و چرخش ترکيه به سمت روسيه به‌واسطه تحولات امنيتي منطقه باعث نگراني غرب و ناتو گرديد. در همسايگي ما ناتو براي اولين بار در خارج از مرزهاي تعريف شده خود سال 2001 وارد عمليات نظامي در افغانستان شد که پس از شکست طالبان در راستاي مبارزه با تروريسم، مواد مخدر، تمرين واقعي نظامي مشترک، توسعه نفوذ و گسترش جهاني و تقويت انسجام سازماني حضور خود را تداوم بخشيد. در سال 2003 پس از اشغال عراق در امر آموزش و احياي نيروهاي نظامي عراق هم مشارکت داشته است. در سال 2005 هم در جريان سيل پاکستان ورود نمود و همکاري آنها از آن زمان تاکنون ادامه داشته است(شکل 3).

نقش دفاعي اتحاديه اروپا 5

شکل 3

در سند منتشره پس از اجلاس رهبران ناتو در سال 2006 ريگا- لتوني، دو تهديد اصلي: 1- تسليحات کشتار جمعي و 2- تروريسم مطرح شده بود. اما در اجلاسيه سال قبل ورشو سه تهديد اصلي مطرح شدند: 1-تروريسم، 2- رفتار روسيه و 3- ناآرامی در خاورميانه. اين مهم می‌تواند متأثر از توافق هسته‌ای سال گذشته کشورمان به 1+5  باشد که اتحاديه اروپا نقش اصلي در تحقق آن ايفا نمود و به‌نوعی (به تعبير ايشان) يکي از تهديدات اصلي تسليحاتي متوجه اروپا رفع گرديد باشد.

ناتو در موضوعات مختلف در ارتباط با جمهوري اسلامي ايران داراي مشکلاتي است اما به دلیل منافع خاص برخي از اعضاي اصلي در موضوع هسته‌ای از ابتکار اروپائي حمايت نمود. البته روابط خوب آن با اسرائيل که در قالب ابتکار مدیترانه‌ای در حال مذاکره‌اند ابزاري براي مطرح نمودن تهديد ايران و فشار عليه کشورمان بوده است. روابط روبه گسترش اسرائيل با همسايگان عرب ما با حمايت دولت جديد امريکا و اشاعه پروژه ايران هراسي بخشي از اين سناريو می‌باشد.

جمع بندی

فضاي متحول و پيچيده بین‌المللی، بازيگران متعدد را به تکاپو براي تأمین حداکثر ممکن امنيت در مقابل تهديدات فزاينده نموده است. اتحاديه اروپا به‌عنوان نهادي بین‌المللی از اين قاعده مستثني نيست ولي آنچه شرايط را براي اين بازيگر بزرگ اقتصاد جهاني دشوار نموده شکل گيري سازوکار دفاعي امنيتي آن در چارچوب ناتو از فرداي جنگ جهاني دوم که آن هم متأثر از سیاست‌ها و منافع آمريکا بوده است می‌باشد.

بنا به اذعان صاحب‌نظران، ارتش امريکا و سازوکار ناتو جهت مقابله با شوروي و سپس روسيه پايه ريزي و مستقر شده است. لذا تهديدات جديد نظير حملات سايبري، تروريسم افراطي و يا مهاجران و غيره که امنيت اروپايي را به چالش کشيده در آن بستر قابل مقابله نيستند. اگرچه تهديد روسيه که عليرغم ضعف‌های اقتصادي توانسته به بازيگري فعال و پيشرو حداقل در شرق اروپا و خاورميانه تبديل شود خود چالشي اساسي می‌باشد.

با توجه به ظرفیت‌های بزرگ اقتصادي و فناوري موجود در اين نهاد در اسناد متأخر آن پيش بینی‌هایی براي شکل دهي به سازمان دفاعي مستقل صورت گرفته است و امريکا نيز با ملاحظاتي از اين طرح حمايت کرده است. اما دشواری‌های محلي جهت تحقق چنين سازوکار نظامي اجازه تشکيل چنان نهادي را تاکنون نداده است. بدين ترتيب همچنان وابستگي امنيتي اتحاديه به ناتو برقرار است و به نظر می‌رسد تا سال‌های آتي نيز به همين منوال ادامه خواهد يافت. البته شکل گيري نطفه‌های همکاري چه به‌صورت بلوک‌های درون اتحاديه و چه از لحاظ موضوعي، اميد به تسري (Spill Over) نمودن همکاري چنانکه در نظریه‌های کارکردگرائي مطرح شده جهت ايجاد چنان سازمان نظامي را نويد می‌دهد.

اما تداوم همکاري با ناتو نيز خود با سناريوهاي متعارضي همراه بوده است. اروپا خواستار محدود ماندن عملکرد سازمان جهت دفاع از قلمرو اعضا در محدوده آتلانتيک شمالي است اما امريکا خواستار بسط موضوعي و جغرافيايي در دنياي جديد است، امري که با قدرت و منافع نرم اروپا در تعارض قرار می‌گیرد.

در اين ميان افکار عمومي اروپا نيز نسبت به وابستگي به دفاع ناتو چندان خرسند نيستند. حتي زمزمه‌هایی براي جدا شدن از چتر حمايتي ناتو به‌خصوص در شرق اروپا شنيده می‌شود که به‌خصوص با خيزش مجدد راست افراطي عرصه‌ای براي بروز و ظهور یافته‌اند. خروج انگلستان به‌عنوان بازيگري با علايق آتلانتيکي اين فرصت را بيش از پيش براي شکل دهي به ارتش خاص اروپايي فراهم آورده است.  گرچه در چنين ارتشي فرانسه به‌عنوان تنها دارنده سلاح هسته‌ای می‌تواند فرماندهي را در اختيار گيرد و البته آلمان عليرغم ظرفیت‌های بسيار مالي  و تسليحاتي و علاقه به شکل دادن به ارتش اروپايي، رهبري نظامي فرانسه را در اتحاديه بر نمی‌تابد.

از سوي ديگر دولت جديد امريکا که با شعار "اول امريکا" به نحو غیرمنتظره‌ای روي کار آمده است تداوم هزينه براي تأمین امنيت اروپا بدون مشارکت کامل ايشان را غیرضروری می‌داند. به‌ویژه که در ارتباط با تهديد اصلي کنوني دنياي غرب يعني تروريسم ناتو ناکارآمد است. اگرچه مواضع رئيس جمهور پس از ورود به کاخ سفيد اندکي ملایم‌تر شده و از آن تندي فاصله گرفته است اما همچنان رقابت در داخل هیئت حاکمه وجود دارد.

لذا در مجموع باوجود همه اين سناريوها و مواضع متفاوت و متعارض چتر حمايتي نظامي و دفاعي ناتو به رهبري امريکا همچنان بر سر اروپا گسترده خواهد بود و البته طرفين يکي در جهت حفظ همين حدود و ديگري بسط نفوذ تلاش خواهند کرد. اما اروپا به سمت تشکيل تدريجي ارتشي مستقل که البته پشتيبان و همکار ناتو باشد در حال حرکت است. حاميان ايده اروپاي واحد می‌توانند اميدوار باشند چنانچه اتحاديه اروپا با اصلاحاتي به حيات خود ادامه دهد، اگر روزي ناتو فاقد موضوعيت شود، ارتش اروپائي بتواند مدافع ارزش‌ها و امنيت آنها به‌طور مستقل به‌ویژه در مقابل روسيه خواهد بود.

 

گروه تخصصی اتحادیه اروپا
دکتر علی اکبر کیانی (کارشناس گروه تخصصی اتحادیه اروپا)
اردیبهشت 1396

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

آینده اروپا با توجه به چالش‌ها و تهدیدات جاری

۱۳۹۶/۶/۴

بازتعريف نقش دفاعي اتحاديه اروپا در ارتباط با سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو)

۱۳۹۶/۴/۴

بررسی سناریوهای چهارگانه راهبردهای دفاعی آینده اروپا

۱۳۹۶/۳/۱۷

اتحادیه اروپا در سال 2017: تداوم و تغيير

۱۳۹۶/۱/۱۹

رهیافت راست افراطی اروپا: فرصت یا تهدید!

۱۳۹۶/۱/۱۴

تحلیل محتوایی راهبرد جهانی سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا

۱۳۹۵/۱۲/۱۸