ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > ایالات متحده آمریکا > چشم‌انداز روابط آمریکا و چین در مواجهه با تهدید کره شمالی

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین در مواجهه با تهدید کره شمالی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۳/۳۱ تعداد بازدید: 411

نگارنده: دکتر فاطمه محمدی

مقدمه:

روابط چین و آمریکا با توجه به نیاز دو طرف به بهره‌گیری از ظرفیت‌های متقابل، از پیچیدگی‌ها و پویایی‌های فراوان و چندوجهی برخوردار است. آمریکا و چین در عین رقیب بودن، شریک نیز هستند. آن‌ها در عرصه ژئوپلیتیک،‌ رقیب و در عرصه اقتصادی، شریک هم محسوب می‌شوند و هنگامی‌که تعامل آن‌ها به مدیریت چالش‌های جهانی و منطقه‌ای سرایت پیدا می‌کند، همکاری در برخی موضوعات و برخورد و تضاد در موضوعاتی دیگر نمایان می‌شود. ازاین‌روست که نشست دونالد ترامپ و رئیس‌جمهور چین،‌ شی جین‌پینگ، در مار-آ-لاگو[1] مهم‌ترین اقدام سیاست خارجی ترامپ از زمان روی کار آمدن دولت او محسوب می‌گردد[2] و آن‌ها در پی نشان دادن رهبری و اقتدار خود بودند. به‌خصوص ترامپ در پی آن بود که وجهه خود را بعد از شکست در زمینه قانون اصلاح مراقبت سلامت بهبود بخشد. هر دو رهبر از نتایج نشست ابراز خرسندی کردند.

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین

چین از سرعت و توان رشد بالایی برخوردار بوده و بیشترین ظرفیت به چالش کشیدن مقام هژمونی آمریکا را دارا است لذا یکی از محورهای اصلی در طراحی راهبردهای آمریکا چین است. در دوره اوباما،‌ آمریکا تا حد زیادی تلاش کرد که اشتباه بوش پس از غفلت از آسیا- اقیانوسیه به دلیل اهمیت بیش‌ازحد و تمرکز بر روس موضوع مبارزه با تروریسم و منطقه خاورمیانه را با پیگیری ایجاد توازن در مقابل نفوذ و تأثیر چین و جلوگیری از تبدیل آن به تنها کشور رهبری کننده امور آسیا را مرتفع نماید. نوشتار پیش رو در پی بررسی محورهای چهل و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات‌متحده در تنظیم راهبرد در برابر چین در دستیابی به منافع ملی ایالات‌متحده است. دولت ترامپ در شرایطی به روی کارآمد که روابط دوجانبه کلیدی آن با چین در چهارراه خطرناکی قرار داشت. رهبران در پکن در حال اقدام قاطعانه‌تری در آسیا، مرکانتلیستی تر در راهبردهای اقتصادی خود و خودکامه‌تر در سیاست‌های داخلی خود می‌باشند، درعین‌حال اصول بلندمدت سیاست ایالات‌متحده در واشنگتن دی سی در حال بررسی مجدد است. این تحولات،‌ضرورت بررسی جامع سیاست چین_آمریکا را لازم می‌دارد.

مهار و کنترل سلاح‌های هسته‌ای کره شمالی[3] به‌ویژه در یک دهه گذشته از اولویت‌های اساسی سیاست خارجی آمریکا بوده و لذا موجب فعالیت گسترده واشنگتن در این شبه‌جزیره در اتحاد با کره جنوبی شده است. درگیری و تقابل احتمالی در شبه‌جزیره، ‌تهدید مهم برای امنیت سرزمینی و ثبات چین است؛ ‌لذا موضوع هسته‌ای کره شمالی تبدیل به دغدغه‌ای مهم برای سیاست خارجی چین شده است. کره شمالی برای هر دو کشور چین و آمریکا دارای اهمیت زیادی است. این کشور، همسایه چین در حال صعود بوده و علاوه بر این، در مسیر هسته‌ای شدن کامل و ساخت سلاح‌های هسته‌ای و موشک‌های دوربرد گام‌های موفقی را برداشته است و این موضوع خوشایند آمریکا نمی‌باشد. این سیاست کره شمالی می‌تواند به‌طور مستقیم امنیت ملی و حتی بقای شرکای راهبردی آمریکا یعنی ژاپن و کره جنوبی را با تهدید روبه‌رو کند و پایگاه‌های راهبردی آمریکا در این کشورها را از بین ببرد. هسته‌ای شدن یک کشور به‌اصطلاح یاغی به‌زعم آمریکا اقتدار و حیثیت جهانی این کشور را نشانه رفته و باعث بی‌اعتمادی و تردید شرکای واشنگتن به توانمندی این کشور در حفاظت از آن‌ها در مقابل تهدیدهای کشورهای دیگر می‌شود. از سوی دیگر،‌چین که در حال پیمودن مسیر ابرقدرتی و رسیدن به جایگاه قدرت بزرگ جهانی است، با ایجاد مزاحمت‌هایی از سوی آمریکا روبه‌رو است؛ بنابراین نیاز به ابزار فشارهای متفاوتی در مقابل این کشور دارد که بتواند از آن‌ها به‌عنوان برگ برنده در مقابل آمریکا استفاده کند و کره شمالی می‌تواند این نقش حیاتی را ایفا نماید، اما باید توجه کرد که چین فقط قصد دارد از کره شمالی به‌عنوان یک ابزار در مقابل آمریکا استفاده کند و خودش هم علاقه‌ای به قدرتمندتر شدن این همسایه غیرقابل‌پیش‌بینی ندارد.

ضرورت و اهمیت بررسی:

در سال اول دولت خود، ترامپ با شش مسئله مستمر، با اولویت و اهمیت بسیار روبروست که عدم توجه به آن‌ها می‌تواند پایه‌های گسترده روابط امریکا و چین را تضعیف نماید. این شش اولویت ضروری عبارت‌اند از:

  1. همکاری با چین برای توقف برنامه هسته‌ای و موشکی کره شمالی
  2. تأکید مجدد بر تعهدات ایالات‌متحده به آسیا
  3. بهره‌گیری از ابزارهای مؤثر برای جبران کاستی‌های در روابط تجاری و سرمایه‌گذاری ایالات‌متحده با چین
  4. تلاش برای تشویق یک رویکرد مبتنی بر قوانین اصولی برای مدیریت و حل‌وفصل مناقشات دریایی اقیانوس آرام
  5. پاسخ به سیاست‌های جامعه مدنی چین که به سازمان‌ها و افراد و روابط گسترده ایالات‌متحده آسیب می‌رساند
  6. حفظ و گسترش همکاری ایالات‌متحده و چین درزمینه تغییرات آب و هوایی

ده مسئله مهم‌تر در سیاست ایالات‌متحده و چین

مجموعه‌ای از مسائل گسترده‌تر و بلندمدت وجود دارد که در روابط ایالات‌متحده و چین مهم هست که عبارت‌اند از:

مسائل سایبری، انرژی و تغییرات آب‌وهوا، حکومت جهانی، امنیت منطقه‌ای آسیا-اقیانوسیه، تهدید هسته‌ای کره شمالی، اختلافات دریایی، تایوان و هنگ‌کنگ، حقوق بشر، روابط نظامی و دفاعی، روابط تجاری.

همان‌طور که ثروت و قدرت چین در طی چند دهه گذشته افزایش‌یافته است،‌ همچنین نقش فعال‌تری در امور منطقه‌ای و جهانی ایفا کرده است. مادامی‌که پکن منافع خود را از طریق هماهنگی با سایر ملت‌ها،‌حقوق بین‌الملل و تبعیت از هنجارهای جهانی دنبال می‌کند، این نقش چندان با منافع ایالات‌متحده ناسازگار نیست. بااین‌حال باروی کار آمدن دولت ترامپ‌ برخی از چالش‌های جدید مطرح‌شده است که نیازمند پاسخ‌های جدید راهبردی است. سیاست‌های اقتصادی حمایتی چین سبب ایجاد وضعیت نابرابری در تجارت و سرمایه‌گذاری به شکل گسترده شده است. کنترل‌های دولت چین سبب شده است که روابط بین جامعه مدنی و رسانه‌های ایالات‌متحده و چین به وخامت کشیده شود و هک کردن سایبری موج جدیدی از برخوردها و مشکلات را سبب گردیده است. لذا ایالات‌متحده باید در راهکارهای خود نسبت به گذشته در راستای تأمین منافع ملی هر چه بیشتر تجدیدنظر نماید.

با توجه به اینکه پیونگ‌یانگ در رژه سالانه ارتش خود به مناسبت تولد١٠٥سالگي كيم ايل سونگ، رهبر پيشين كره شمالي، موشكي را براي نخستين بار به نمايش گذاشت كه گفته مي‌شود، پیونگ‌یانگ مي‌تواند به‌وسیله آن خاك امريكا را نيز مورد هدف قرار دهد؛ اما به ناگاه خبري منتشر گردید كه آزمايش موشكي كره شمالي كه قصد داشته آن را انجام دهد ناموفق بوده و پنتاگون نيز اين خبر را تائید كرد. اين موشك در حالي از مسير خود خارج و منفجر شد كه مايك پنس، معاون اول رئیس‌جمهور در مسير راه خود به سئول بوده و هنگام شليك موشك بر فراز آلاسكا قرار داشته است. پیش‌ازاین سفر انتظار مي‌رفت كه پنس اظهارات تند و هشدار‌آميز قوي از سوي امريكا نسبت به اقدامات تحريك‌آميز كره شمالي انجام دهد و حال پس‌ازاین آزمايش قطعاً واكنش لفظي امريكا تند‌تر نيز پیش‌بینی مي‌شود.

دولت کره شمالی اعلام داشته است که در صورت افزایش تنش‌ها در منطقه، هرگونه حمله‌ای را با «حملات هسته‌ای به سبک خودش» تلافی کند. چین به‌عنوان تنها متحد اصلی پیونگ‌یانگ هشدار داده است که تنش‌ها نباید به «مرحله غیرقابل‌برگشت و غیرقابل مدیریت» برسد. «وانگ یی» وزیر خارجه چین گفت: «ما از هر دو طرف می‌خواهیم از تحریک و تهدید یکدیگر خودداری کنند. اکنون این حس وجود دارد که هر آن ممکن است درگیری‌ها آغاز شود.»

او ادامه داد: «هنگامی‌که یک جنگ آغاز شود، نتیجه چیزی نخواهد بود مگر خسارت‌های متعدد. این جنگ هیچ برنده‌ای ندارد.»

امریکا هشدار داده است که سیاست «صبر راهبردی» در قبال کره شمالی به پایان رسیده است. «لئون پانتا» وزیر دفاع سابق آمریکا در دوره ریاست‌جمهور باراک اوباما هشدار داده است که لحن ترامپ در قبال رهبر کره شمالی احتمال بروز جنگ در شمال شرق آسیا را افزایش می‌دهد و می‌تواند جان میلیون‌ها نفر را به خطر اندازد. پانتا در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: «ما پتانسیل جنگ هسته‌ای را که می‌تواند جان میلیون‌ها نفر را بگیرد، داریم. من فکر می‌کنم ما باید محتاط باشیم و در چنین اقدام عجولانه‌ای وارد نشویم.»

پیشینه روابط آمریکا و چین:

روابط آمریکا و چین همواره عناصری از همکاری و رقابت را در برداشته است:

‌از سال 1949 تا 1971: پس از به قدرت رسیدن مائو در چین، روابط چین و آمریکا قطع و آمریکا این نظام کمونیستی را به رسمیت نشناخت. روابط دو کشور در این دوره در قالب تعارض و پیچیدگی قابل مفهوم بندی است. در این مقطع زمانی دو کشور در حوزه‌های موضوعی مختلف یکدیگر را به چالش کشیدند و در مواردی مانند جنگ کره وارد جنگ با یکدیگر نیز شدند. انقلابیون چینی آمریکا را ببر کاغذی خواندند و حزب کمونیست چین هفته‌ای را به نام هفته تنفر از آمریکا در تقویم مشخص ساخت که در آن تظاهرات سرتاسری علیه سیاست‌های آن برگزار می‌شد.

اوایل دهه 1970: دوران دشمنی (تنش و درگیری دو کشور در تایوان،‌کره، ویتنام) با دیپلماسی پینگ‌پنگ به سرآمد. از دلایل اصلی آن وضعیت وخیم اقتصادی و سیاسی امنیتی چین از یک‌سو و گرفتاری امریکا در ویتنام بود که سبب شکل‌گیری مذاکرات بین دو کشور[4] شد. سفارت‌خانه‌ها دو کشور در خاک یکدیگر گشایش یافت و از این طریق بعد از 20 سال، ایالات‌متحده از فهرست تبلیغات منفی حزب کمونیست خارج شد و نوعی ائتلاف غیررسمی میان امریکا و چین با محوریت مقابله با شوروی شکل گرفت. لذا از اواسط دهه 1970 روابط دو کشور بر اساس همکاری پیش رفت. در ژانویه 1980،‌هارولد براون،‌وزیر دفاع وقت امریکا به چین سفر و برقراری روابط با ارتش چین برقرار گردید. در 1981،‌سیاست ممنوعیت فروش تسلیحات نظامی به چین لغو شد و از 1985 تا 1987 با فروش چهار برنامه تجهیزات نظامی موافقت شد. بااین‌حال در پی کشتار و سرکوب تظاهرات کنندگان در میدان تیانانمن چین، فروش‌های تسلیحات به تعلیق درآمد.

اوایل دهه 90: در اوایل دهه 1990، رئیس‌جمهور چین،‌جیانگ زمین، چهاراصل در مورد روابط چین-آمریکا ارائه داد،‌افزایش اعتماد، کاهش اغتشاش، توسعه همکاری و پرهیز از مقابله. این اصول به تنظیم روابط با آمریکا کمک کرده‌اند. در فوریه 1990 قانون منع فروش تسلیحات به چین مجدداً تصویب شد. با روی کار آمدن بیل کلینتون در اواخر 1993،‌روابط تا حدی بهبود یافت اما به سطح نظامی نرسید. با پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی،‌ دشمن مشترک امریکا و چین یعنی شوروی از بین رفت، لذا الگوی حاکم بر روابط این دو کشور تغییر کرد و نوعی تعامل دوباره و احیای مجدد بحران‌ها[5] -نظیر بحران تنگه تایوان در سال‌های 1996-1995، اشتباه ناتو در بمباران سفارت چین در یوگسلاوی در سال 1999 و بحران تصادف هواپیمای Ep-3 در 2001 - بین آن‌ها شکل گرفت. همچنین در مسائل اقتصادی بین دو کشور همکاری،‌مباحث امنیتی رقابت و حوزه انرژی رقابت و همکاری وجود داشت.

دهه کنونی: روابط دو کشور در طول دهه قرن بیست و یکم به سمت توازن مثبت تکامل‌یافته است. از سال 2001،‌دولت جورج بوش،‌سیاست تعامل با چین را ادامه داد. در این زمان،‌وزارت دفاع آمریکا نیز برنامه همکاری‌ها و تعاملات نظامی را به‌گونه‌ای محتاطانه دوباره از سر گرفت. بلافاصله بازبینی روابط آغاز گردید،‌در اول آوریل 2001، جنگنده f-8 نظامی چین با هواپیمای شناسایی EP-3 آمریکا بر روی دریای چین جنوبی برخورد کرد. خدمه و کارکنان آن در جزایر هاینان چین فرود آمدند و چین آن‌ها را به مدت 11 روز بازداشت کرد. مقامات چین خواستار معذرت‌خواهی آمریکا و پرداخت غرامت شدند. بعدازآن همکاری‌های نظامی محدود، انتخابی و موردی شد. از سال 2002 تا 2006 مقامات دو کشور سفرهایی به کشورهای یکدیگر داشتند.[6] رابرت گیتس وزیر دفاع وقت آمریکا در یک نشست خبری در 7 مارس 2007 گفته بود که ایالات‌متحده، چین را یک «دشمن راهبردی» نمی‌داند، بلکه این کشور را «شریک در برخی زمینه‌ها» و «رقیب در زمینه‌های دیگر» می‌داند و تأکید دارد که فقط باید زمینه‌های اعتماد متقابل ایجاد شود. البته باید عنوان کرد که پس از انجام آزمایش تسلیحات ضد ماهواره در ژانویه 2007، آمریکایی‌ها ابراز نگرانی کردند بااین‌حال روابط کماکان ادامه داشت. از زمان بحران مالی جهانی در سال 2008، این آمیزه و ترکیب شروع به تغییر کرده است. در پی این بحران مالی فاصله بین تولید ناخالص داخلی چین بسیار کم گردید و بیشترین میزان رشد اقتصادی در آن شکل گرفت در نتیجه چین توانست از رتبه آمریکا در اقتصاد جهانی گذر کند و به دومین اقتصاد بزرگ دنیا بدل گردد. در ژوئیه 2009 اوباما بر تداوم همکاری‌های نظامی باهدف کاهش اختلافات تأکید کرد. در سال 2012-2011 خبرهایی درباره توازن دوباره راهبردی آمریکا در مقابل چین مطرح شد. این اخبار به چین این‌گونه القا کرد که آمریکا درصدد ایجاد سدی در مقابل نیروی نظامی این کشور،‌ مشابه جنگ سرد است،‌اما دولت امریکا توضیح داد که منظور از این راهبرد فقط بعد نظامی نیست و شامل ابعاد دیپلماتیک،‌دفاعی و اقتصادی و نیز برقراری روابط سازنده و همکاری جویانه با چین نیز می‌شود. در ژانویه 2011 هو جین تائو، رئیس‌جمهور چین از آمریکا دیدار کرد و این دومین سفر در سطح عالی مقامات چینی پس از بازدید دنگ شیائوپینگ از آمریکا در سال 1979 بود. در پایان این سفر یک اعلامیه مشترک ارائه مبنی بر «تلاش برای ایجاد مشارکت دوستانه سودمند برای طرفین و مبتنی بر احترام متقابل» ارائه شد. این اعلامیه توصیف‌کننده روابط آینده چین و آمریکا است. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد بعد از بحران مالی جهانی روابط آمریکا و چین تغییر کرده و در بسیاری از زمینه‌ها،‌آمریکا داور نهایی نظم جهانی نیست. قدرت‌های نوظهوری مثل چین، روسیه، هند و برزیل نقش مهم‌تری را در اداره امور جهان برعهده‌گرفته‌اند. در سال 2015 چین، بزرگ‌ترین شریک تجاری آمریکا شد. یکی از نگرانی‌های سیاستمداران آمریکایی کسری تجاری با چین است. لازم به ذکر است که سرمایه‌گذاری‌های چین در آمریکا که بالغ بر چندین تریلیون دلار[7] می‌شود شامل چند دسته است؛ اعم از دارایی‌های اوراق بهادار، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و سرمایه‌گذاری غیر قرضه‌ای.

 باوجود موفقیت همکاری در زمینه‌های دغدغه‌های مشترک نظیر تغییر آب‌وهوا، منع اشاعه هسته‌ای در ایران، بیماری‌های همه‌گیر جهانی، ارتباطات ارتشی و نظامی و پایداری اقیانوس-سایر حوزه‌ها در حال حاضر مورد منازعه قرار دارد و خطر تضعیف رابطه، ازجمله مناقشات دریایی منطقه‌ای، تجارت و سرمایه‌گذاری، حقوق بشر و جاسوسی سایبری مشاهده می‌شود. لذا، دولت ترامپ باید به تدوین و تجدیدنظر راهبرد امریکا در رابطه با اقدامات نگران‌کننده چین بپردازد تا ضمن همکاری با چین، منافع ایالات‌متحده نیز تأمین گردد. در پرداختن به چالش‌های جدید، دولت ترامپ باید از تجربه‌های گذشته به‌خصوص در مورد مسئله حساس تایوان استفاده نماید،‌جایی که رها کردن یک‌جانبه «سیاست چین واحد» طولانی‌مدت و بسیار مخاطره‌آمیز خواهد بود،‌ لازم به ذکر است که این سیاست به‌عنوان اصلی در روابط امریکا و چین ایفای نقش نموده است و از این طریق به امنیت تایوان، رفاه و دموکراسی و صلح و ثبات در آسیا برای تقریباً چهار دهه کمک نموده است. هیچ خواست ملی مبنی بر ترک یا تغییر دادن این سیاست وجود ندارد زیرا انجام آن سبب افزایش آسیب‌پذیری ناگهانی تایوان، بی‌ثباتی در منطقه آسیا و اقیانوس آرام و به خطر انداختن منافع گسترده ایالات‌متحده می‌گردد.

روابط چین با کره شمالی:

 طی دهه‌های گذشته،‌چین و کره شمالی روابط دوستانه‌ای باهم داشته‌اند. چین در سال‌های پس از جنگ تا سال 1958 نیروهای خود را در کره شمالی نگه داشت. کره شمالی در اوایل دهه 1960،‌در بحران موشکی کوبا و منازعه مرزی چین با هند در سال 1962 از چین حمایت کرد. چین در حال حاضر نزدیک‌ترین متحد کره شمالی، بزرگ‌ترین تأمین‌کننده غذا، سوخت و ماشین‌آلات صنعتی و پرنفوذترین کشور بر کره شمالی محسوب می‌گردد. چینی‌ها تلاش دارند که توسعه برنامه‌های هسته‌ای و تولید موشک‌های بالستیک کره شمالی را متوقف کنند، زیرا درگیری و بحران در شبه‌جزیره کره، ‌پیامدهای زیان باری برای اقتصاد چین خواهد داشت و از سوی دیگر،‌تلاش دارند که از بحران کره شمالی برای تأمین منافع خود در برابر آمریکا در موضوعاتی مانند تایوان و تبت بهره‌گیری کنند. چین به کره شمالی کمک می‌کند که منطقه حائل راهبردی در مقابل نفوذ آمریکا را حفظ کند، درحالی‌که آمریکا حضور نظامی قدرتمند و ساختار اتحاد در منطقه را حفظ می‌کند تا در مقابل قدرت رو به رشد چین توازن ایجاد نماید. چین خواستار حفظ ثبات و امنیت در محیط پیرامونی امنیتی خود است. برای این کشور حفظ و تداوم رشد اقتصادی مهم‌تر از هر چیزی است. لذا تلاش می‌کند که در بحران کره شمالی با استفاده از دیپلماسی پیچیده و چندوجهی، از این بحران به بهترین نحو ممکن برای تأمین منافع ملی خود بهره گیرد و از آن به‌عنوان مسئله‌ای مهم برای دریافت امتیاز از آمریکا استفاده کند.

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین 2

روند تاریخی هسته‌ای شدن کره:

کره شمالی در طول حیات سیاسی خود در معرض تهدید ایالات‌متحده آمریکا بوده است. این احساس تهدید در کنار عدم اعتماد کره شمالی به متحدین خود، مهم‌ترین عامل درحرکت به سمت هسته‌ای شدن بوده است. این تهدید از سوی آمریکا در دو مقطع بوده است. دوره جنگ سرد که در این دوره جنگ کره[8] (53-1950) بارزترین جنگ سرد بر شبه‌جزیره کره بوده است که طی آن ایالات‌متحده با حمایت کره جنوبی، شبه‌جزیره کره را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم نمود. از آن زمان به بعد، کره شمالی دائماً در معرض تهدید آمریکا و متحدانش (ژاپن و کره جنوبی) بوده است. اگرچه استقرار نیروهای نظامی آمریکا (نیروهای متعارف) در کره جنوبی از جانب کره شمالی به‌عنوان یک تهدید قلمداد می‌شد و پیونگ‌یانگ ناچار بود برای مقابله با این تهدید به توسعه سلاح‌های متعارف خود و نیز نزدیکی به چین و شوروی روی آورد، اما استقرار تسلیحات اتمی آمریکا در کره جنوبی (1958) و افزایش میزان آن در 1967 به 980 کلاهک از 8 نوع بمب هسته‌ای و تهدید آمریکا به استفاده از این سلاح‌ها علیه کره شمالی، یک دلیل مهم جهت حرکت کیم ایل سونگ، رهبر وقت کره شمالی به سمت سلاح‌های هسته‌ای بوده است. شایان‌ذکر است که در اواسط دهه 1980 این روند رو به کاهش نهاد و تعداد کلاهک‌ها به 150 تقلیل یافت. در 1991 جرج بوش پدر برای کاهش نیروهای آمریکا در مناطق مختلف جهان دستور داد که تمامی تسلیحات هسته‌ای باقی‌مانده در کره جنوبی به آمریکا بازگردانده شود که این روند به دلیل پایان نیافتن جنگ سرد در منطقه شرق آسیا و باقی ماندن آخرین مرز جنگ سرد در کره شمالی،‌ بلافاصله متوقف شد. لذا در دهه 1960 اولین حرکت‌ها به سمت هسته‌ای شدن کره شمالی با همکاری شوروی و سپس چین صورت گرفت. مقطع بعدی، دوره بعد از جنگ سرد است که در این حالت جهان در یک وضعیت انتقالی و هرج‌ومرج قرار داشت. مقامات کره دو راه پیش روی خود داشتند: الف: مذاکره با آمریکا و حل مسالمت‌آمیز مسائل؛ ب: اتخاذ سیاست خودیاری و حرکت به سمت سلاح‌های هسته‌ای؛ پیونگ‌یانگ با آمریکا وارد مذاکره شد که نتیجه آن توافقنامه ژنو 1994 بود که مسائل و موضوعات بسیاری را دربرمی گرفت. ازجمله توقف برنامه‌های هسته‌ای مشکوک کره و در مقابل رفع تحریم‌های اقتصادی وضع‌شده علیه کره پس از سال 1953. بااین‌حال ازآنجاکه کره به آمریکا اعتماد نداشت،‌برنامه هسته‌ای مخفی خود را در دستور کار قرارداد و امیدوار بود که بتواند از تجربیات و پتانسیل پاکستان در این مسیر استفاده کند. بر اساس اطلاعات سازمان سیا،‌پاکستان از طریق عبدالقدیرخان-دانشمند هسته‌ای- به کره شمالی در ساخت سانتریفیوژ و حتی طرح‌های ساخت بمب اتم کمک کرد. گویا پاکستان درازای دریافت فنّاوری موشک‌های بالستیک از کره شمالی، فنّاوری هسته‌ای را در اختیار کره شمالی قرار داده بود. از سال 2001 به دلیل عدم اجرای توافقنامه ژنو 1994 و تصریح کره شمالی به حرکت در سمت سلاح‌های هسته‌ای، روابط آمریکا و کره شمالی خصومت‌آمیز گردید. به‌تبع مذاکراتی چه به‌صورت دوجانبه و شش‌جانبه (آمریکا، روسیه، ژاپن، کره جنوبی، کره شمالی، چین) بین دو کشور صورت گرفت؛ اما هیچ‌یک از دو کشور حاضر به انعطاف از موضع خود نبودند. پیونگ‌یانگ پیشنهاد داد که درازای امضای پیمان عدم تجاوز با آمریکا حاضر است که فعالیت‌های هسته‌ای خود را متوقف کند که آمریکا این را نپذیرفت لذا کره شمالی جهت نجات کشورش به سمت سلاح هسته‌ای حرکت کرد. لذا از بازرسان آژانس خواست که از کشور خارج شوند و در اواخر 2003 خروج خود را از NPT اعلام نمود و در 9 اکتبر 2006 دست به آزمایش هسته‌ای زد. شایان‌ذکر است که یکه‌تازی‌های آمریکا در عرصه جهانی، استقرار سامانه‌های دفاع موشکی در شرق آسیا TMD، گسترش ناتو به شرق و... سبب شد که کره شمالی در پاسخ به معمای امنیت و کسب وجهه بین‌المللی، سیاست خودیاری (Self-helping) را فراموش نکند.

ارزیابی وضعیت موجود:

بزرگ‌ترین چالش فوری دولت ترامپ در آسیا ‌تهدید هسته‌ای صورت گرفته از سوی قابلیت‌های در حال رشد هسته‌ای و موشکی رژیم کیم جونگ-اون است که به‌سرعت در حال تبدیل‌شدن به تهدید مستقیمی علیه منافع ملی نه‌تنها ایالات‌متحده بلکه کره جنوبی، ژاپن و سایر کشورهای آسیایی است. تهدید یک حمله هسته‌ای واقعی توسط پیونگ‌یانگ ممکن است چندان زیاد نباشد اما بر اساس اصطلاح امنیتی قابلیت ضربه دوم،‌ ممکن است رهبران آن دچار پیش‌بینی غلط گردند که خود سبب وسوسه در جهت اقدامات تحریک‌آمیز علیه همسایگان خود می‌گردد. جيمز ماتيس وزير دفاع، ركس تيلرسون وزير امور خارجه و حال مايك پنس، معاون اول رئیس‌جمهور امريكا سه نفر از عالی‌رتبه‌ترین مقامات ایالات‌متحده هستند كه در طول گذشت حدود سه ماه از دولت دونالد ترامپ به شرق آسيا سفرکرده و با متحدان سنتي امريكا در این منطقه ديدار و گفت‌وگو نموده‌اند.

سناریوهای پیش رو:

1. اگر ایالات‌متحده و سایر هم‌پیمانان آن به چنین تحریک‌هایی با زور پاسخ دهند،‌ کره شمالی ممکن است پس‌ازآن مجبور به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای گردد. چه‌بسا اینکه ممکن است کره شمالی تصمیم بگیرد فنّاوری هسته‌ای و موشکی خود را به سایر بازیگران ازجمله گروه‌های تروریستی یا کشورهای متخاصم بفروشد.

2. برنامه‌های هسته‌ای و موشکی کره شمالی، چین را با مشکلاتی در امنیت ملی خود و همچنین مسیر آینده روابط امریکا- چین مواجه ساخته است؛ زیرا بیش از 85 درصد از تجارت خارجی کره شمالی از طریق چین صورت می‌پذیرد و رژیم کیم ازنظر اقتصادی به پکن وابسته است- واقعیتی که سبب شده است چین به بازیگری مهم در هر راه‌حل بالقوه برای مشکل هسته‌ای بدل گردد. در حال حاضر به نظر می‌رسد که رهبران چین ترس از آن دارند که اگر تجارت و سرمایه‌گذاری خود را با کره شمالی قطع کنند، درنتیجه رژیم سقوط خواهد کرد و در پی آن چین نه‌تنها شاهد کره متحد نخواهد بود،‌ بلکه شاهد حضور نیروهای نظامی آمریکا در مرزهای خود و همچنین بحران بالقوه پناهندگان در رودخانه یالو خواهد بود.

3. در مقابل دولت ترامپ باید در جهت مقابله با تهدیدهایی که از ناحیه آسیا متوجه آن می‌گردد باید با ریس جمهور چین جین‌پینگ در سطوح عالی در جهت حل این مشکل به‌صورت مشترک ارتباط برقرار نماید. تجربه چند سال اخیر نشان داده است که آمریکا در پی آن بوده است که چین باید نقش کلیدی در راهبرد افزایش تحریم‌ها علیه کره شمالی ایفا نماید. اگرچه چین در خصوص حل این بحران ابراز تمایل کرده است بااین‌حال در عمل اقدام خاصی را انجام نداده است که بخشی از آن به دلیل ترس چین از ورود پناهندگان کره شمالی در پی سقوط کره شمالی به چین است و بخشی دیگر آن به دلیل منتفع شدن چین در کره شمالی جهت ظهور و بروز هر چه بیشتر در حالت عدم حضور ایالات‌متحده در آسیا است. واشنگتن در خصوص کره نیز تابه‌حال دو هدف بلندمدت را دنبال نموده است: 1. پایان بخشیدن به برنامه تسلیحات هسته‌ای کره شمالی و 2. اتحاد شبه‌جزیره کره

4. به رسمیت شناختن کره شمالی مسلح به سلاح هسته‌ای ازنظر پکن تهدیدی برای این کشور شناخته می‌شود. چین همچنین نگران پیامدهای اقدامات امنیتی دفاعی صورت گرفته از سوی ایلات متحده و متحدان شرق آسیای امریکا برای دفاع در برابر تهدیدات هسته‌ای کره شمالی است. علاوه بر این، شواهدی مبنی بر این امر وجود دارد که مردم چین نسبت به رژیم کیم جونگ اون حس خوبی ندارند و از اتحاد چین-کره شمالی به شکل فزاینده‌ای حمایت نمی‌کنند. لذا مسئله کره شمالی هم آمریکا و هم چین را بر آن داشته که راهبردی درزمینه توقف برنامه هسته‌ای کره شمالی در نظر بگیرند. بااین‌حال، باید دغدغه‌های چین نسبت به امنیت آینده خوب در آن لحاظ گردد.

5. برای تشویق هر چه بیشتر چین در جهت استفاده از اهرم‌های اقتصادی و سیاسی خود برای متقاعد کردن رهبران کره شمالی در راستای متوقف کردن توسعه برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود، دولت ترامپ باید برای هماهنگی کامل با کره جنوبی مذاکره مستمر و جامع انجام دهد. ازاین‌روست که مایک پنس جهت اعمال فشار بیشتر به کره شمالی،‌وارد کره جنوبی شد. هدف از این مذاکرات یک پیمان صلح رسمی جایگزین آتش‌بس جنگ کره و روابط دیپلماتیک بین واشنگتن و پیونگ‌یانگ، درازای توقف برنامه‌های هسته‌ای و موشکی کره شمالی و تعهد به خلع هسته‌ای شدن آن است. اگر پیونگ‌یانگ چنین تعهد و اقداماتی را انجام دهد، با توجه به تجربه همکاری ایالات‌متحده بر سر موضوع هسته‌ای ایران، آماده است که تحریم‌های پیوسته آن را لغو نماید. یک عنصر حیاتی در به دست آوردن همکاری کامل چین این خواهد بود که پکن اطمینان یابد که در آینده، ایالات‌متحده منافع امنیتی مشروع چین را در شبه‌جزیره کره به رسمیت بشناسد.

6. اگر چین چنین عمل نکند و نتواند فشاری به پیونگ‌یانگ وارد سازد، دولت ترامپ باید آماده اعمال تحریم‌های ثانویه در بانک‌های چینی، شرکت‌ها و افرادی که هنوز به تجارت با کره شمالی می‌پردازند، باشد. در اینجا باید توجه داشت که ترامپ می‌تواند برچین بزرگ‌ترین شریک تجاری کره شمالی در جهت فشار آوردن به کره شمالی، فشار بیاورد از طریق اعمال تحریم‌ها علیه کره شمالی برای اینکه کیم جنگ اون[9] سلاح هسته‌ای و برنامه موشک بالستیک خود را متوقف یا کاهش دهد. چین نمی‌خواهد فشارهای اقتصادی تا حدی باشد که سبب سقوط رژیم کره شمالی، ‌ایجاد هرج‌ومرج و به‌تبع ورود سیل پناهندگان به چین باشد. ترامپ باید اذعان کند که او نیز به دنبال چنین نتایجی نیست اما او به‌عنوان فرد و رهبر مسئول باید تهدید سلاح هسته‌ای کره شمالی را مهار نماید. لذا باید به چین فشار وارد آورد. در سال گذشته، کنگره تحریم‌هایی تحت عنوان تحریم‌های ثانویه را به تصویب رساند که به ایالات‌متحده اجازه می‌دهد، شرکت‌های چینی که به فعالیت تجاری با کره شمالی می‌پردازند را از حضور در بازار آمریکا ازجمله دسترسی به سیستم بانکی ایالات‌متحده منع نماید. البته در چنین حالتی ممکن است چین به دنبال تلافی باشد که سبب عقب‌نشینی ترامپ و یا عواقب بدی در روابط چین و امریکا گردد که در هر دو حالت به نفع کره شمالی تمام خواهد شد. در این صورت دولت باید با چنین تحریم‌هایی مخالفت نماید.

7. ترامپ می‌تواند تحریکات کره شمالی را با عملیات اطلاعاتی برای مشروعیت زدایی کیم در نظر نخبگان کره شمالی و درنهایت سرنگونی رژیم خانوادگی کیم انجام دهد؛ اما این اقدامات به زمان نیاز دارد و رئیس‌جمهور جدید کره جنوبی به‌احتمال‌زیاد با آن مخالفت خواهد نمود و این آثار مخربی بر اتحاد ایالات‌متحده و کره جنوبی- که هدف چندین ساله کره شمالی است- خواهد داشت؛ و سبب می‌گردد که کره جنوبی در پی توسعه زرادخانه‌های هسته‌ای خود گردد.

شایان‌ذکر است که کره جنوبی رئیس‌جمهور جدید خود را انتخاب کرده است که جایگزین خانم پارک گیون-های[10] استیضاح شده و برکنار شده خواهد شد. احتمال دارد مون جا،‌برنده انتخابات ریاست جمهوری کره جنوبی در پی بهبود روابط با پیونگ‌یانگ ازجمله بازگشایی مجدد مجتمع تجاری کیسنگ[11] باشد که ازنظر بودجه‌ای به ارتش کره شمالی کمک خواهد نمود. ترامپ می‌تواند شی جین‌پینگ را به بهره‌گیری از نیروی نظامی برای برکناری کیم و روی کار آمدن یک رژیم طرفدار چین در پیونگ‌یانگ تا زمانی که چین به برچیدن سلاح‌های هسته‌ای کره شمالی می‌پردازد،‌تشویق نماید. این دیدگاه از سوی بسیاری از تحلیلگران آمریکایی ارائه‌شده است. شی جین‌پینگ ممکن است درنهایت به توافق برسد، به‌خصوص از زمانی که چین به دلیل رفتارهای اخیر کره شمالی ناراحت شده است؛ اما بسیاری از اتباع کره جنوبی‌ ممکن است دخالت نظامی چین در کره شمالی را حمله‌ای به کشور خود تلقی نمایند، ‌لذا کره جنوبی از آمریکا کمک خواهد طلبید. اگر ترامپ به دخالت چین چراغ سبز نشان دهد، مجبور خواهد شد مادامی‌که چین در مرزهای کره شمالی حضور دارد استثنا قائل شود. بااین‌حال ممکن است کره جنوبی نیروهای نظامی خود را در جهت مغلوب ساختن چین به شمال ارسال نماید،‌که این خطر یک جنگ منطقه‌ای عمده را در پی دارد که نیروهای امریکا در کره جنوبی را نیز در بر خواهد گرفت؛ و در نتیجه، ‌رهبران کره شمالی می‌توانند تصمیم به استفاده همه‌جانبه از سلاح‌های هسته‌ای خود بگیرند. در چنین شرایطی نقش و اعتبار آمریکا تضعیف خواهد شد و متحدان آن در آسیا و نقاط دیگر ممکن است ترتیبات امنیتی خود را آغاز و ژاپن و سایر کشورها نیز ممکن است سلاح‌های هسته‌ای خود را توسعه دهند.

8. برخی بر این باورند که ترامپ می‌تواند علی‌رغم مخالفت چین و کره جنوبی، دست به اقدام پیش‌دستانه یک‌جانبه علیه سلاح هسته‌ای و تأسیسات هسته‌ای کره شمالی بزند[12]. در اقدامی تلافی‌جویانه،‌کره شمالی دست به آتش‌افروزی علیه سئول خواهد زد که سبب کشتار هزاران و یا صدها هزار نفر از اتباع کره جنوبی‌ خواهد شد. لذا این اقدام غیرممکن خواهد بود. روسای جمهور پیشین امریکا گاهی برای اقدام این‌چنینی وسوسه شده بودند اما به دلیل بالا بودن برخوردها از آن صرف‌نظر نموده‌اند. حتی اگر در بهترین حالت، امریکا بتواند 90 درصد از سلاح‌های هسته‌ای کره شمالی را نابود کند، کره شمالی ممکن است از ده درصد باقی‌مانده علیه کره جنوبی، ژاپن و شاید ایالات‌متحده استفاده نماید.

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین 1

توصیه‌های سیاستی:

عملکرد صد روز اول دولت ترامپ تا حد زیادی عدم قطعیت‌های سیاست خارجی او را در خصوص آسیا و اقیانوسیه کاسته است. او از اول بهمن مشخص کرده است که به تعهداتش به ژاپن و کره جنوبی متعهد است، ملاقات خوب با ریس جمهور چین داشته است. تلاش کرده است که از سیاست چین واحد استفاده کند و در مسئله کره شمالی با چین همکاری نماید. بنا بر آنچه گذشت تهدید هسته‌ای و موشکی کره شمالی باید به مهم‌ترین اولویت دولت ترامپ در آسیای شمال شرق بدل گردد. سخت‌ترین چالش،‌پیدا کردن راهی برای وادار کردن چین برای بهره‌گیری از اهرم‌های اقتصادی و سیاسی برای تحریک کردن رهبران کره شمالی در جهت توقف برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود است؛ اما به خاطر اهمیت بسیار بالای امنیت ملی آمریکا، امنیت شمال شرق آسیا و روابط چین-آمریکا، دولت ترامپ باید در روابط دوجانبه خود به این مسئله اولویت دهد. اگر چین و ایالات‌متحده بتوانند در پرداختن به این تهدید و کاهش این خطر مشترک همکاری نزدیکی نمایند، می‌توانند اعتماد متقابل یکدیگر را در اهداف راهبردی به دست بیاورند و این به همکاری در سایر حوزه‌های مهم امنیتی و مسائل اقتصادی کمک خواهد نمود.

دو کشور سابقه همکاری موفقیت‌آمیزی را پیش‌ازاین ازجمله همکاری چین و آمریکا همراه با سایر کشورها جهت کاهش تهدید برنامه هسته‌ای ایران به استفاده از تحریم‌های مؤثر و مذاکرات دیپلماتیک و نیز هماهنگی در طی مذاکرات شش‌جانبه از 2003 تا 2008 داشته‌اند. بااین‌حال،‌بدون زمینه مناسب دیپلماتیک، فشار ایالات‌متحده بر چین برای سخت کردن شرایط کره شمالی،‌نتایج معکوسی را به همراه خواهد داشت که نه‌تنها سبب توقف برنامه هسته‌ای کره شمالی نخواهد گردید بلکه روابط آمریکا و چین را پیچیده‌تر می‌سازد. به همین دلیل،‌ ترامپ باید به دنبال ارتباط فوری و مستقیم با رئیس‌جمهور چین در راستای برقراری ارتباط در سطح عالی در جهت حل این مشکل باشد و این را به چین یادآور گردد که اگر با امریکا سر این مسئله همکاری نکند، ایالات‌متحده و چین نتوانند یک‌راه مؤثری برای کاهش خطر کره شمالی پیدا کنند،‌سپس ایالات‌متحده،‌کره جنوبی و ژاپن با یکدیگر اقدامات ضروری را در جهت جلوگیری از حملات کره شمالی و دفاع را انجام خواهند داد.

چین برای حل بحران شبه‌جزیره بیشتر به دنبال یک راهکار سیاسی است. این در حالی است که ترامپ بامطالعه روندهای پیشین مقامات آمریکایی با کره شمالی به این نتیجه رسیده است که مذاکرات با خاندان کیم بی‌فایده است و چین نیز چندان در قبال رفتار این خاندان سختگیر نبوده است. تخمین زده می‌شود که 85 درصد مبادلات اقتصادی کره شمالی با چین است. بی‌عملی چین در برابر کره شمالی و ارتباطات اقتصادی نزدیک پکن با پیونگ‌یانگ موجب شده است تا اختلافات مقامات فعلی کاخ سفید با چین افزایش پیدا کند. البته چین از زبان سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور از آزمایش‌های موشکی و برنامه هسته‌ای کره شمالی انتقاد کرده است.

دولت ترامپ باید کاملاً روشن سازد که در پی همکاری با چین درزمینه توقف برنامه هسته‌ای کره شمالی از طریق تحریم‌های اقتصادی و وعده مذاکرات جدید است. در راستای پیاده‌سازی این رویکرد جدید، ایالات‌متحده باید در پی هماهنگی نزدیک با چین پیرامون تحریم‌های اقتصادی موجود برای محدود کردن دسترسی کره شمالی به منابع ارزی و صادرات زغال‌سنگ و آهن خود باشد. درعین‌حال، ایالات‌متحده باید در پی موافقت چین برای اجرای روش‌های قانونمند برای بستن شرکت‌های فعال کره شمالی در چین باشد (در یک اقدام امیدوارکننده، دولت چین در حال انجام این اقدام در جهت مبارزه با پول‌شویی است)

برای جلب حمایت چین، ایالات‌متحده باید خواسته‌های خود را در قالب یک رویکرد جامع در جهت حل بن‌بست کنونی تکرار نماید. یکی از راه‌ها در جهت جلب حمایت چین در این مسیر، پیشنهاد یک بسته توافقی شامل مذاکره- میان چهار (آمریکا، چین، کره شمالی و کره جنوبی) یا شش (ازجمله ژاپن و روسیه) طرف درگیر این موضوع در پیمان صلح به‌عنوان آتش‌بسی برای جنگ کره و گام‌هایی برای ایجاد روابط دیپلماتیک بین ایالات‌متحده و کره شمالی است. البته این مذاکرات باید توأمان با تمایل کره شمالی برای خلع هسته‌ای و موشکی شدن باشد. پرواضح است که اگر کره شمالی از انجام این اقدامات سرباز زند، این اقدامات دیپلماتیک سریعاً متوقف خواهد شد و ایالات‌متحده و شرکای آن جهت انجام تحریم‌های پی‌درپی آماده خواهند گردید. درواقع می‌توان مدلی همانند مذاکرات در خصوص برنامه هسته‌ای ایران،‌با 5 عضو دائم شورای امنیت-چین، فرانسه، بریتانیا، روسیه و ایالات‌متحده- همچنین آلمان و اتحادیه اروپا در این خصوص پیاده نمود.

اگر چین به پیشنهاد همکاری امریکا پاسخ مثبت ندهد و همچنان به خنثی‌سازی تحریم‌ها بپردازد، درنتیجه ایالات‌متحده مجبور خواهد شد جهت استفاده از قدرت خود برای تحمیل تحریم‌های ثانویه نسبت به شرکت‌هایی که با کره شمالی به تجارت می‌پردازند، بهره گیرد. درهرصورت، اگر کره جنوبی بخواهد در حل این مشکل نقشی داشته باشد،‌ایالات‌متحده باید جهت هماهنگی اقدامات دیپلماتیک، مذاکره سه‌جانبه‌ای را بین خود، چین و کره جنوبی به را بیندازد. کره شمالی در ایجاد شکاف بین چین، ایالات‌متحده و کره جنوبی به‌خصوص بعد از پنجمین آزمایش هسته‌ای و تصمیم ایالات‌متحده و کره جنوبی مبنی بر گسترش استقرار سامانه دفاعی یا سیستم دفاعی ضد موشکی بسیار موفق عمل کرده است. جای امیدواری است که هر سه طرف از خلع هسته‌ای شدن شبه‌جزیره کره منتفع می‌گردند. اگر روش‌های دیپلماتیک در حل این اختلافات به شکست بینجامد، پیونگ‌یانگ برنده میدان خواهد بود.

چین بارها خواستار خویشتن‌داری دو طرف شده بود اما به نظر نمی‌رسید دولت ایالات‌متحده از اقدامات چین برای حل این مناقشه راضی باشد. ترامپ که پیش‌تر گفته بود چین به‌اندازه کافی برای مهار کره شمالی تلاش نمی‌کند، روز 28 آوریل از در دیگری وارد شود و تلاش‌های رئیس‌جمهوری چین برای حل مسئله کره شمالی را ستود. دونالد ترامپ از «شی جین‌پینگ» رئیس‌جمهور چین به خاطر تلاش‌هایش برای کمک به رفع نگرانی درباره کره شمالی تشکر کرد و او را «یک مرد خیلی خوب» خواند که به کشورش عشق می‌ورزد. گرچه در روزهای اخیر و با فرستادن تجهیزات نظامی آمریکا به آب‌های شبه‌جزیره کره گمانه‌زنی‌ها درباره اقدام نظامی آمریکا علیه کره شمالی بالاگرفته بود اما رئیس‌جمهور آمریکا در مصاحبه با خبرگزاری رویترز گفت در تلاش است راه‌حلی دیپلماتیک برای این بحران پیدا کند و در همین راستا دولت او مجموعه تازه‌ای از تحریم‌های اقتصادی را آماده می‌کند بی‌آنکه گزینه نظامی را رد کند. بااین‌حال او یک مناقشه عمده با کره شمالی بر سربرنامه‌های اتمی و موشکی این کشور را هم محتمل دانسته است. ظاهراً تمجید دونالد ترامپ از رئیس‌جمهوری چین معطوف به وعده‌های اخیر چین است. تیلرسون از همه جهانیان برای حل مشکل کره شمالی کمک خواسته است. آن‌طور که «رکس تیلرسون»، وزیر خارجه آمریکا گفته است، چین به آمریکا وعده داده است که اگر کره شمالی بار دیگر آزمایش موشکی انجام دهد، تحریم‌هاي تازه‌ای علیه این کشور وضع می‌کند. تیلرسون همچنین گفت اگر کره شمالی تسلیحات هسته‌ای خود را نابود کند، آمریکا آمادگی دارد با رژیم «کیم جونگ اون»، رهبر کره شمالی مستقیماً وارد مذاکره شود. در روز پنجشنبه هم «ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه خواستار ازسرگیری گفت‌وگوها با کره شمالی شد. پوتین در جریان دیداری در مسکو با «شینزو آبه» نخست‌وزیر ژاپن همه طرف‌های این جدال لفظی را ترغیب کرد «از به‌کارگیری زبان ستیزه‌جویانه خودداری کنند». پوتین گفت او و رهبر ژاپن می‌خواهند شاهد «گفتمان مسالمت‌آمیز و سازنده» میان طرف‌ها باشند.

وزارت خارجه چین می‌گوید کشورش مایل به حل‌وفصل مسالمت‌آمیز مسئله کره شمالی است و در همین راستا به دنبال همکاری و هماهنگی با آمریکا در مسائل مربوط به شبه‌جزیره کره است. از سوی دیگر، رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا، می‌گوید چین درک می‌کند که برنامه هسته‌ای کره شمالی چقدر خطرناک است و به مسئله‌ای تبدیل‌شده که دو طرف باید برای حل آن گام‌های مشترکی بردارند.

شایان‌ذکر است که مقامات چینی اغلب از آمریکا می‌خواهند که باحالتی منعطف و صبورانه با کره شمالی برخورد کنند و از سوی دیگر،‌به تحریم‌های سازمان ملل علیه کره شمالی طی قطعنامه‌های 1718(2006) و 1874(2009) رأی مثبت داده‌اند. بااین‌حال منافع چین و امریکا در حوزه آسیا و به‌خصوص شبه‌جزیره کره اساساً متفاوت است و چین برای روابط خود با متحد قدیمی‌اش اولویت قائل می‌شود. نگرانی‌های چین در خصوص کره شمالی در موارد زیر خلاصه می‌گردد: فروپاشی رژیم حاکم در کره و ایجاد ناامنی در حوزه پیرامونی چین؛ مهاجرت دسته‌جمعی؛ تجارت غیرقانونی تسلیحات کشتارجمعی. بسیاری بر این باورند که چین قصد دارد از کره شمالی به‌عنوان اهرم فشاری در مقابل آمریکا به‌ویژه در مذاکره با تایوان استفاده کند. دولت چین تأکید کرده است که شبه‌جزیره کره عاری از سلاح هسته‌ای یکی از اولویت‌های آن است و در این مسیر دیپلماسی بهترین راه‌حل است؛ و استفاده از ابزارهای اقتصادی بهترین روش برای برخورد با این چالش امنیتی است. در پایان باید اشاره نمود که می‌توان یک رویکرد سه مرحله‌ای را برای حل مسئله هسته‌ای/ موشکی جزیره کره ارائه داد: 1. همکاری دوجانبه ایالات‌متحده و چین؛ 2. مذاکرات چندجانبه کره شمالی و همسایگان آن؛ ارتباطات سه‌جانبه میان ایالات‌متحده، کره جنوبی و چین؛ که این موارد نیازمند هماهنگی کامل در سطوح عالی با رهبران چینی است. در غیر این صورت ایالات‌متحده در حل مسئله کره شمالی شکست خواهد خورد.

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین 2

گریزی به پرونده هسته‌ای ایران و کره شمالی

شباهت‌های پرونده هسته‌ای ایران و کره:

1. هر دو کشور ازنظر آمریکایی‌ها در فهرست به‌اصطلاح محور شرارت یا عبارت جدید بدخیم ادعایی آمریکا قرار دارند،‌لذا از دیدگاه آمریکایی این دو کشور نباید به فناوری هسته‌ای دست پیدا کنند.

2. سرسختی ایران و کره شمالی در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا.

3. تحمل تحریم‌های بسیار در طی سالیان علی‌رغم مشکلات فراوان.

4. تبدیل‌شده به نمادی از ایستادگی و مقاومت.

5. تحریم‌های شورای امنیت.

تفاوت‌ها:

ازنظر حقوقی،‌سیاسی،‌اقتصادی، موقعیت منطقه‌ای و جهانی تفاوت‌های بسیاری دارند:

ازنظر حقوقی: ایران در برنامه هسته‌ای خود به تعهدات بین‌المللی پای بند بوده است. درحالی‌که کره شمالی از آژانس خارج شد و به فعالیت‌های هسته‌ای نظامی خود ادامه داده است.

ازنظر اقتصادی: موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی، قرار گرفتن در بین دو حوزه انرژی جهان، مقام سوم ذخایر نفتی،‌مقام دوم ذخایر گازی‌،‌منابع وسیع زیرزمینی،‌اقتصاد درحال‌توسعه، جمعیت سبب می‌شود شرایط ایران قابل قیاس با کره شمالی نباشد،‌زیرا کره یک کشور منزوی است که از تأثیر منطقه‌ای چندانی برخوردار نیست.

ازنظر سیاسی: کشورهای اسلامی، گروه‌های مبارز مسلمان و ... همه در حوزه تأثیر و نفوذ ایران قرار دارند.

ایران برخلاف کره شمالی،‌دارای اهرم‌های فشار و قدرت فراوانی در ابعاد اقتصادی، روانی، اجتماعی و نظامی برخوردار است که استفاده از هر یک می‌تواند اختلالات جدی را در مسائل منطقه‌ای و جهانی ایجاد نماید.

ایران عضو NPT است و فعالیت‌های آن در چارچوب صلح‌آمیز بوده است. درحالی‌که کره شمالی در 10 ژانویه 2003 از آن خارج شد و برجام نیز بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران صحه گذاشته است.

شایان‌ذکر است که اقدام‌های تهاجمی و منفی کره شمالی سبب می‌گردد که نقش تعاملی ایران در خصوص پرونده هسته‌ای برجسته‌تر گردد و اینکه اگر چنین رویکرد همکاری جویانه و صلح‌آمیزی از سوی ایرانیان وجود نداشت، می‌بایست منتظر عواقب خطرناکی در غرب آسیا نیز بود. لذا مادامی‌که چنین روحیه همکاری‏جویانه‏ای در کره شمالی وجود نداشته باشد، نمی‌توان چندان به پایان مسالمت‌آمیز چنین مسئله‌ای امیدوار بود.

چین در پرونده هسته‌ای ایران چه نقشی ایفا نمود؟

بعد از 13 سال مذاکرات فشرده و طاقت‌فرسا، تلاش‌های سیاسی و دیپلماتیک، مسئله هسته‌ای ایران در اواسط سال 2015 با شرط اجرای اصلاحات در یک دهه آینده حل‌وفصل گردید. نقش میانه‌رو چین به‌عنوان یک عضو شورای امنیت سازمان ملل در گروه موسوم به 1+5 که از آوریل 2010 مذاکرات خود را در خصوص موضوع هسته‌ای ایران آغاز نمود، توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. درحالی‌که ایالات‌متحده، روسیه و کشورهای اروپایی نقش حیاتی در مذاکرات هسته‌ای ایران ایفا کردند، اهمیت جایگاه پکن در حل این مسئله را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. اعطای منافعی به چین در منطقه-از اقتصادی، تجاری، منابع انرژی و امنیت منطقه تا دغدغه‌های راهبردی- آن‌هم در شرایطی که این کشور یکی از آرام‌ترین مذاکره‌کنندگان بود، سبب شد پکن در فصول مختلف نمایندگان و فرستادگانی را برای اثرگذاری بر پاسخ تهران درروند مذاکرات اعزام نماید. انتظار می‌رود نقش‌آفرینی چین در سال‌های اخیر درزمینه قرارداد‌های انرژی، توسعه زیرساخت‌ها و همچنین فروش اسلحه به تهران سود خوبی را برای آن کشور به ارمغان بیاورد.

درواقع چین (و البته روسیه) در پرونده هسته‌ای ایران نسبت به کشورهای غربی که به تحریم‌های سنگین تأکید داشتند، موضع متفاوتی اتخاذ کرده بودند. چین و روسیه در ابتدا بر مخالفت باسیاست تحریم‌ها علیه ایران تأکید کرده و اعلام داشتند که آن‌ها می‌توانند با وتوی پیشنهاد توقف برنامه هسته‌ای ایران درروند کار تصویب تحریم‌ها خلل ایجاد کنند. در سپتامبر 2004، سفیر چین بیانیه بی‌سابقه کشورش را به 32 عضو شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارائه نمود که بر اساس آن چین در صورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران از حق وتوی خود در شورای امنیت سازمان ملل استفاده خواهد کرد. نماینده چین همچنین بر حمایت کشورش از جنبش غیرمتعهدها در برنامه هسته‌ای ایران تأکید کرد. این واکنش‌ها نشان داد چین که چالش رقابتی با آمریکا و سایر کشورها را به‌خوبی درک کرده بود، می‌تواند بار دیگر سیاست‌های پیشین خود را در انباشت حمایت کشورهای جهان سوم در پیش بگیرد.

اما در ژوئن 2006، چین در اجماع با ایالات‌متحده و 3 EU-به این نتیجه رسیدند که تداوم برنامه هسته‌ای ایران، می‌تواند تحریم‌ها را علیه این کشور برقرار سازد. همچنین چین هشدار داد که تحریم‌های اتخاذشده در نشست گروه 1+5 در وین باید با منشور سازمان ملل سازگار باشد. اتفاقات بعدی که جزییات مذاکرات قابل‌دسترسی نیست، بر تغییر موضع چین دلالت داشت. در ابتدا، چینی‌ها تأکید داشتند موضوع هسته‌ای ایران با مذاکرات حل خواهد شد و هرگونه تحریمی علیه این کشور بر صلح و ثبات منطقه تأثیر منفی خواهد گذاشت؛ اما در جریان مذاکرات، پکن مخالفتی با تداوم تحریم‌ها نداشت گرچه بر کاهش میزان شدت و تبعیض‌آمیز بودن آن باور داشت.

چین گرچه هدایتگر اصلی مذاکرات چندجانبه به شمار نمی‌رفت اما به‌عنوان یک عضو ثابت شورای امنیت سازمان ملل و به‌واسطه پیشرفتی که در دهه‌های اخیر داشت، اهدافش در برخی موارد در پیشروی موضوع هسته‌ای ایران مؤثر بود. اولین نکته اینکه در موضوع هسته‌ای به‌طور خاص، موضع چین در برهه‌های مختلف به‌طور کامل متغیر و محافظه‌کارانه بود و این کشور از موضع ظن به کنترل سلاح‌های بین‌المللی و میزان خلع سلاح‌ها گرفته تا قهرمان اخیر چنین رژیمی شدن را تجربه کرد.

بر اساس گزارش‌ها این کشور گاز هگزا فلوراید و برخی نیازهای هسته‌ای دیگر ایران را نیز در دهه 1990 تهیه و مورد پشتیبانی ‌قرار داده است. مذاکرات بین چین و آمریکا در دهه 1990 نیز حول تجدیدنظر این کشور در مواضع خود درباره این تبادلات با ایران انجام شد. اوایل سال 2004 پیش از اینکه ایران برنامه غنی‌سازی خود را اعلام کند، ژانگ یان سفیر چین از تلاش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای آشکارسازی اطلاعات ایران بر اساس بندهای تعهدنامه این سازمان و همچنین قطعنامه اعضای شورا حمایت کرد.

گرچه چین به‌ویژه پس از حادثه میدان تیانانمن در سال 1989، با تهدید تحریم نظامی غرب روبرو بود، اما منتقد تحریم‌ها بود. پیچیدگی موضوع هسته‌ای ایران به تلاش‌های دهه 60 مربوط می‌شود که کره شمالی رقیب نظامی چین به فنّاوری هسته‌ای و موشک‌های بالستیک دست‌یافته بود. آمریکا و چین برای کنترل این شرایط مذاکرات 6 جانبه‌ای را به راه انداختند اما پیونگ‌یانگ عضو سابق NPT، مدعی شد چهار بار تجهیزات هسته‌ای‌اش را منفجر کرده است که به ترتیب 9 اکتبر 2006، 25 می 2009، 12 فوریه 2013 و 6 ژانویه 2016 بوده است. با توجه به اینکه موضوع هسته‌ای کره جنوبی به‌رغم سال‌ها مذاکره به سرانجام نرسید، چین به تحریم پیونگ‌یانگ در شورای امنیت سازمان ملل رأی داد. این در حالی است که نشست 6 عضو این گروه دراین‌باره هنوز به نتیجه قابل‌توجهی نرسیده است.

چین مجدانه سه هدف سیاسی را در این زمینه دنبال می‌کند که حمایت از نهضت بین‌المللی منع گسترش سلاح، مذاکرات چندجانبه در چارچوب ساختاری سازمان ملل و به‌ویژه در ساختار گروه 1+5 و جداسازی سیاست (در بحث هسته‌ای) و اقتصاد و تبادلات تجاری، اهداف مهم چین را شامل می‌شوند. چین در شرایطی که مخالف سیاسی شدن موضوع هسته‌ای ایران بود اما درعین‌حال بر نیاز به نظارت بازرسان سازمان انرژی اتمی از ایران تأکید داشت. به‌این‌ترتیب، ضمن اشاره به نقش محدود چین در موضوع هسته‌ای ایران، مذاکره مستقیم ایران و آمریکا را تنها راه‌حل و فصل دوستانه این موضوع عنوان می‌کند.

پکن به خوبی به این امر واقف است که به‌عنوان یک کشور در حال پیشرفت باید در سطوح مختلف تحولات قدرت در جهان و منطقه ردپایی از خود برجای بگذارد. در این معنا، چین به معادلات میان کشورها توجه ویژه دارد تا اثرگذاری خود در تحولات منطقه‌ای را از دست ندهد. هوآ لیمینگ، سفیر سابق چین در ایران، پرونده هسته‌ای این کشور را به‌مثابه سنجشی بین قدرت‌های بزرگ و نهادهایی مانند شورای امنیت سازمان ملل، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و سازمان منع گسترش سلاح می‌داند و همچنین موضوع هسته‌ای ایران را در سیاست خارجی چین «منفعل» خوانده است. تلاش‌های دیپلماتیک چین برای توازن روابط میان آمریکا و ایران، جایگاه کشور «ذینفع» سابق را در شرایط وابسته و طرف دوم را در معادله انرژی قرارداد. هوآ، پرونده هسته‌ای ایران را در عین فرصت بودن، یک مسئولیت برای کشورش دانست. چن لیانکینگ و یانگ ژینگلی از دانشگاه جنوب غرب چانگکینگ معتقدند چین در «مثلث» روابط آمریکا و ایران در مسیر خوبی قرارگرفته است چراکه در عین مخالفت با اقدامات شدید واشنگتن، هم‌زمان با برنامه‌های ایران برای دستیابی به ظرفیت‌های هسته‌ای مقابله می‌کند.

گرچه چین و آمریکا در منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای اهداف مشترکی را دنبال می‌کنند اما موقعیت چین در منطقه با نقش هدایتگر آمریکا در خاورمیانه متفاوت است. درواقع چین بر «سیستم موازنه چندقطبی» در منطقه تأکید دارد؛ شرایطی که در آن‌یک قدرت سلطه مطلق بر منطقه نداشته باشد.

هرگونه حمله آمریکا به بخش‌های هسته‌ای ایران علاوه بر اینکه از منظر قانون مشکلاتی را ایجاد می‌کند، باعث بی‌ثباتی در منطقه شده و می‌تواند تبعات مختلفی برای کشورها داشته باشد. مذاکرات و توافق بهترین راه‌حل برای خروج از این مسئله پیچیده بود. سومین موضوع موردتوجه چین، حفظ رابطه دیرینه با ایران است. باوجودی که چین و ایران دهه‌های متمادی روابط صمیمانه‌ای با یکدیگر داشته‌اند اما در سال‌های اخیر این ارتباط دچار دگرگونی زیادی شده است. با این اوصاف چین با تحولات رهبری ایران در آستانه انقلاب اسلامی تغییر موضع سریعی داشت. هر دو کشور در چشم‌انداز بین‌المللی دیدگاه‌های مشابهی داشتند؛ ازجمله آن‌ها می‌توان به هویت مدنی، نظام چندقطبی، نگاه انتقادی به دخالت‌های غرب و دیگران اشاره کرد. به‌ویژه در جریان تهدیدات حمله نظامی به ایران، چین برای چندمین بار سیاست عدم‌مداخله خود را تکرار کرد. در نهادهای چندجانبه مانند سازمان همکاری شانگهای، موضوع ایران موردبحث قرار داشته و در پانزدهمین نشست این سازمان در روسیه نیز از تلاش‌های گروه 1+5 برای دستیابی به راه‌حلی در پرونده هسته‌ای ایران قدردانی شده است.

چهارمین موردی که می‌توان به آن اشاره داشت و مهم‌ترین مباحث درباره چین را تشکیل می‌دهد، عامل انرژی و تأمین رشد اقتصادی این کشور از طریق تبدیل‌شدن به بزرگ‌ترین واردکننده منابع انرژی است. همان‌طور که منطقه خاورمیانه در تولید قابل‌توجه جهانی همکاری دارد، چین توجه بیشتری به این بخش و امنیت آن و بحث هسته‌ای دارد. ایران چهارمین کشور جهان درزمینه ذخایر نفتی است و در بخش ذخایر گاز طبیعی نیز رتبه دوم را دارد. این کشور همچنین پنجمین قطب صادرکننده نفت در جهان به شمار می‌رود. ایران بعد از عربستان سعودی، دومین صادرکننده بزرگ نفت به چین است. البته چین تحت‌فشار آمریکا و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل مجبور به توقف واردات نفت از ایران شد؛ بنابراین با توافق هسته‌ای ایران، جایگاه انرژی چین بار دیگر احیا خواهد شد، گرچه در دوره اخیر، هم‌زمانی با انقلاب، قیمت تولیدات انرژی پس از یک دوره اوج، در دوران بحران اقتصادی (در ژانویه 2016، از حدود 145 دلار آمریکا برای هر بشکه به زیر 30 دلار آمریکا رسید) و تحت تأثیر دیگر عوامل کاهش چشمگیری داشت. در فاصله سال‌های 2014 تا 2015، درحالی‌که به‌طورکلی تقاضای نفتی چین افزایش‌یافته بود اما توافق جامع درباره ایران برای چین علاوه بر اینکه در حوزه صنعت نفت و گاز قدرت نفوذ بیشتری را ایجاد کرده، میزان تولید و حجم صنایع کار فشرده را نیز بالابرده است. کمپانی‌های بزرگ چین درزمینه انرژی سرمایه‌گذاری‌های کلانی داشتند که ازجمله آن‌ها می‌توان به سرمایه‌گذاری شرکت ملی نفت چین (CNPC) در میدان نفتی شمال آزادگان در ژانویه 2009، قرارداد شرکت ملی نفت فلات قاره چین (CNOOC) در میدان گازی پارس شمالی درمی 2009، قرارداد شرکت ملی نفت چین در میدان گازی پارس جنوبی در ژوئن 2009، ساخت پالایشگاه توسط شرکت ملی نفت چین از سال 2010، سرمایه‌گذاری در میدان نفتی احداب توسط شرکت اوآسیس چین در نوامبر 2008، قرارداد شرکت ملی نفت چین در رمیله در ژوئن 2009 و هالفایه از دسامبر 2009 اشاره داشت. ازسرگیری همکاری با ایران به‌عنوان بخشی از «نگاه دنباله‌روی تهران به شرق» به‌تدریج از سال 2009 متوقف شد و فرایند «جهانی‌شدن» در سرمایه‌گذاری چین به‌عنوان راه‌حل سود متقابل شناخته شد. درحالی‌که چین سرمایه‌گذاری‌هایی در میدان‌های نفتی مختلف داشت، برخی از آن‌ها تحت‌فشار تحریم‌ها قرار گرفتند. به همین خاطر توافق سال 2015 دریچه تازه‌ای برای چین گشوده است.

به‌هرحال پرونده هسته‌ای ایران فرصت‌های بی‌شماری برای چین در عرصه‌های مختلف فراهم کرده است. ارزش تقریبی معاملات تجاری بین ایران و چین در سال 2014، 50 میلیارد دلار آمریکا تخمین زده شد. این در حالی بود که این رقم نسبت به 500 میلیون دلار آمریکا در سال 2001 از رشد چشمگیر تعاملات تجاری دو کشور حکایت داشت. هم‌اکنون هر دو کشور برای رساندن این رقم به 70 میلیارد دلار آمریکا در سال 2016 برنامه‌ریزی کرده‌اند؛ گرچه برخی معتقدند لغو تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط با غرب تأثیرپذیری اقتصادی چین را کمرنگ خواهد کرد. محسن صفایی فراهانی معاون سابق وزارت امور اقتصاد و دارایی ایران نیز دراین‌باره گفت:

«در نبود رقبا، گروه‌های چینی با افزایش قیمت‌ها و تأخیر در تحویل کالاها شرایطی را به ایران تحمیل می‌کنند، این در حالی است که صنایع ایران مجبور به استفاده از تولیدات چینی هستند... آنچه مسلم است زمانی که تهدیدات تجارت با ایران کاسته شود و همچنین فضا برای مانور چین کاهش یابد، سرعت رشد تجاری با چین در 2017 افت چشمگیری خواهد داشت.‌ به‌طورکلی ثبات در منطقه ردپای اقتصادی چین را افزایش خواهد داد. پس درواقع، چین سود خود را در بازار ایرانی با روابط تجاری، فضای کار و رقابت حفظ خواهد کرد. انتقال پول از طریق مؤسسات مالی غربی در دوران تحریم با مشکلاتی روبرو شد؛ بنابراین داشتن چنین تسهیلاتی با چین برای ایران سودمند خواهد بود. در کنار این‌ها موارد دیگری مانند موقعیت ایران در جاده ابریشم با ابتکار عمل چین و پیوستن به بانکی آسیایی برای سرمایه‌گذاری بر زیرساخت‌ها، سرمایه‌گذاری چین در ایران را در آینده محتمل‌تر خواهد کرد. همچنین ایران و چین درزمینه نقل و انتقالات تجهیزات نظامی مانند هواپیمای پرجنجال J-10 تعاملاتی با یکدیگر دارند».

به‌عبارت‌دیگر یکی از مهم‌ترین اهداف چین، دستیابی به توافق بود در نتیجه نمی‌توان نقش پکن را کاملاً نادیده گرفت. گرچه طرح‌های چین برای مذاکرات صلح‌آمیز، هیچ تغییری در سیستم ایجاد نکرد و پذیرش گسترده و کاستن شدت تحریم‌ها برای تهران نه جدید و نه نوع‌دوستانه بود، آن‌ها همچنان به دنبال راه چاره افتادند و سرانجام توانستند راه‌حلی دوستانه برای حل این معضل پرآشوب در روابط بین‌الملل به دست ‌آورند. از همه مهم‌تر، وابستگی چین به خاورمیانه به‌طورکلی و خلیج‌فارس به‌صورت ویژه و خاص برای واردات انرژی برای تأمین سوخت افزایش داشته است، بنابراین پکن پرونده هسته‌ای ایران و موضوعات مرتبط با آن را نوعی چالش و همچنین فرصت برای رسیدن به مرحله اصلی دانسته است تا بتوان «محدودیت‌های یادگیری» را در سطح بالا تقویت کرد. به‌طورکلی باوجودی که چین در مذاکرات اصلی نقش حاشیه‌ای داشت اما مجدانه برای تبدیل چالش‌ها به فرصت‌ها به‌ویژه در بحث تجاری تلاش دارد.

   

گروه تخصصی ایالات متحده  آمریکا
دکترفاطمه محمدی
(کارشناس گروه تخصصی ایالات متحده آمریکا)

23 اردیبهشت 1396


[1] Mar-a-Lago

[2] لازم به ذکر است که در حین ملاقات با رهبر چین،‌ترامپ فرمان حمله موشکی به سوریه را صادر نمود؛ ترامپ: پس از شام با رئیس‌جمهور چین دسری شکلاتی داشتیم که وی از آن لذت می‌برد. به او گفتم که همین حالا 59 موشک به سمت عراق شلیک کردیم! مجری: به سمت سوریه! ترامپ: بله. به سمت سوریه!(نوار این صحبت‌ها بر روی یوتیوب موجود است)

[3] برنامه هسته‌ای کره شمالی پس از جنگ جهانی دوم و اغلب با کمک هسته‌ای چین و شوروی آغاز شد. در سال 1985 به عضویت NPT درآمد اما در ژانویه 2003 خروجش را از این معاهده به دلیل قطع صادرات نفت به این کشور اعلام نمود و در فوریه 2005 به‌طور رسمی اعلام کرد که دارای سلاح هسته‌ای است. در سال 2006 اولین آزمایش هسته‌ای و در سال 2009 دومین آزمایش هسته‌ای خود را انجام داده است.

[4] گروه ریچارد نیکسون به رهبری هنری کسینجر مذاکرات،‌اقدامات لازم را جهت مذاکره شروع نمود

[5] Re-engagement and Recovery from Crises

[6] سفر معاون رئیس‌جمهور و رئیس‌جمهور چین به آمریکا، ‌سفر معاون رئیس کمیسیون مرکزی نظامی و وزیر دفاع چین،‌سفر رئیس ستاد مشترک آمریکا،‌ سفر رئیس ناوگان اقیانوس آرام،‌سفر وزیر دفاع امریکا.

[9] Kim Jong-un

[10] Park Geun-hye

[11] Kaesong

[12] دو ناوشکن با قابلیت پرتاب موشک‌های کروز تاماهاک در ۶۰۰ ‏کیلومتری مرکز آزمایش اتمی کره شمالی مستقرشده‌اند.‏همچنین بمب‌افکن‌های سنگین آمریکا در گوام آماده حمله به خاک کره شمالی هستند. روزنامه گلوبال‌تایمز در سر‌مقاله‌ای نوشت، شبه‌جزیره کره هرگز از زمان اولین آزمایش هسته‌ای خود در سال ۲۰۰۶ تا این حد به یک «درگیری نظامی» نزدیک نبوده است. این روزنامه که با نظارت روزنامه خلق، ارگان رسمی حزب حاکم کمونیست چاپ می‌شود، نوشت: «نه‌تنها واشنگتن پس از حملات موشکی به سوریه سرشار از اعتمادبه‌نفس و غرور شده، بلکه ترامپ هم تلاش می‌کند به‌عنوان فردی که به وعده‌هایش عمل می‌کند، شناخته شود.» در این سرمقاله آمده است: «آمریکا تصمیم خود را گرفته تا جلوی آزمایش‌های هسته‌ای بیشتر کره شمالی را بگیرد. آن‌ها نمی‌خواهند با یک پیونگ‌یانگ مجهز به تسلیحات هسته‌ای همزیستی داشته باشند. پیونگ‌یانگ اکنون نباید مرتکب اشتباه شود.» بااین‌حال، رسانه‌های کره شمالی روز سه‌شنبه هشدار دادند که هرگونه نشانه تهاجم واشنگتن با حمله اتمی به خاک آمریکا مواجه خواهد شد.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش دوم)

۱۳۹۶/۸/۱۶

حملات صوتی به دیپلمات‌های آمریکایی در کوبا

۱۳۹۶/۸/۱۶

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش نخست)

۱۳۹۶/۸/۷

استراتژی جدید دونالد ترامپ در خصوص ایران؛ نواخت طبل جنگ

۱۳۹۶/۸/۲

ترامپ، سازمان ملل؛ هیاهو برای هیچ

۱۳۹۶/۷/۴

ایالات متحده آمریکا، موضوع هسته‌ای کره شمالی و برجام

۱۳۹۶/۶/۲۸

تحلیل روند اسناد امنیت ملی ایالات‌متحده امریکا از آغاز تا کنون (2015-1987)

۱۳۹۶/۵/۲۱

تشکیل تیم مورد اعتماد ترامپ در مورد موافقت نامه هسته ای ایران

۱۳۹۶/۵/۱

بیم و امید ترامپ از گسترش روابط با روسیه

۱۳۹۶/۴/۲۷

مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ

۱۳۹۶/۴/۱۳

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین در مواجهه با تهدید کره شمالی

۱۳۹۶/۳/۳۱

مهار و بازداشتن ایران پس ازتوافق هسته ای:مرکزمطالعات بین الملل و راهبردی (CSIS) مارس 2017 مصادف با فروردین ماه 96

۱۳۹۶/۳/۳

ارزیابی سیاست خارجی 14 هفته ای ترامپ

۱۳۹۶/۲/۱۲

حمله موشکی آمریکا به سوریه: پارادوکس سیاست‌های اعلامی و اعمالی

۱۳۹۶/۲/۱۰

بررسی تیم سیاست خارجی و امنیتی ترامپ

۱۳۹۶/۲/۹

معرفی و تحلیل شخصیت مایکل فلین مشاور امنیت ملی سابق ایالات متحده در دولت ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۷

راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۱۲/۳

دکترین ترامپ و تیم مشاوران سیاست خارجی او

۱۳۹۵/۱۰/۱۳

جایگاه معاونت ریاست جمهوری در ساختار سیاسی امریکا

۱۳۹۵/۱۰/۷

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛ معرفی چهره های کلیدی تیم سیاست خارجی هیلاری کلینتون

۱۳۹۵/۹/۱۵

چرایی تفاوت بین خوانش کاخ سفید و کنگره از متن گزارش 28 صفحه‌ای

۱۳۹۵/۷/۷

اختلافات میان امریکا و عربستان؛ تاکتیکی یا راهبردی؟

۱۳۹۵/۵/۱۹

انتخابات 2016ریاست جمهوری امریکا؛ تحلیلی بر آخرین وضعیت انتخابات و بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران

۱۳۹۵/۵/۶

بررسی روابط تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی؛با نگاهی به شرکت‌های برتر نظامی جهان

۱۳۹۵/۴/۱۹

آمریـکا؛ سیـاست چرخش به شرق آسیـا و تاثیر آن بر خاورمیانه

۱۳۹۵/۴/۱۴

سرگردانی ناتو در سوریه

۱۳۹۴/۱۲/۲

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛موضع گیـری نامزدها نسبت به توافق هستـه ای ایـران

۱۳۹۴/۱۰/۱۹

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا: تهدید اصلی چین یا روسیه؟

۱۳۹۴/۹/۲۸

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛مروری بر فرآیند انتخابات و معرفی کاندیداهای این دوره

۱۳۹۴/۸/۱۳

بررسی گزارش دیلی بیست از تامین اینترنت ایران بوسیله یک شرکت آمریکایی وابسته به سیا

۱۳۹۴/۸/۱۲

بررسی محبوبیت جهانی ایران از دیدگاه مرکز تحقیقاتی پیو

۱۳۹۴/۴/۲۱

مقامات اسرائیل: به تعویق افتادن توافق هسته ای با ایران بهتر از به نتیجه رسیدن آن است

۱۳۹۴/۳/۲۰

همایش مبارزه با خشونت گرایی افراطی در کاخ سفید

۱۳۹۴/۲/۲۸

آمریکا و خاورمیانه

۱۳۹۴/۲/۲۲

روابط آمریکا-کوبا؛ اهمیت آن در حرکت به سمت کاهش تنش در روابط ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۲/۲۲