ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > بریتانیا > متغیرتقسیم، تفوق و فرقه سازی جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا

متغیرتقسیم، تفوق و فرقه سازی جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۳/۲۴ تعداد بازدید: 673

نگارنده: گروه تخصصی بریتانیا

مقدمه

اسلام سریع‌ترین دین رو به گسترش در جهان است و پس از مسیحیت، بزرگ‌ترین دین در بریتانیا است. ۴۹ کشور دارای اکثریت مسلمان است که حدود ۶۲٪   برابر یک‌میلیارد نفر در جنوب و جنوب شرق آسیا زندگی می‌کنند. طبق آخرین سرشماری شورای مسلمانان بریتانیا (MCB) از جمعیت سه میلیونی مسلمانان بریتانیا در سال 2014 ، تنها هشتاد هزار در خارج از انگلیس (77000 مسلمان در اسکاتلند و 3800 مسلمان در ایرلند شمالی) ساکن هستند و مابقی در انگلیس اقامت دارند. این میزان در مقایسه با 1.55 میلیون مسلمان در سال 2001 رشد چشمگیری داشته است. آمارهای موجود در این سرشماری نشان می‌دهد که در 26 حوزه انتخاباتی انگلیس و ولز مسلمانان حدود 20 درصد از واجدین رأی را تشکیل می‌دهند.

جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا

مسلمانان بریتانیا در مقایسه با 19 درصد جمعیت جوان و 16 درصد جمعیت بالای 65 سال در جمعیت کل بریتانیا، جمعیت جوان‌تری نسبت به میانگین جمعیت کل بریتانیا دارند، زیرا 33 درصد مسلمانان بریتانیا کمتر از 15 سال دارند و تنها 4 درصد از آنان بیش از 65 ساله هستند –. آخرین آمار مرکز تحقیقات پیو نیز نشان می‌دهد که تا سال 2050 جمعیت مسلمانان بریتانیا بیش از دو برابر (11.3) خواهد شد. این در حالی است که جمعیت مسیحیان در بازه زمانی مذکور به کمتر از 50 درصد (45.5) کاهش خواهد یافت.  بنابر آنچه گفته شد، بررسی جامعه مسلمانان در بریتانیا از اهمیتی ویژه و روزافزونی برخوردار است. این اهمیت در تاریخ چند قرن اخیر بریتانیا کاملاً آشکار است. انگليس از قرن نوزدهم ميلادي با تكيه بر انقلاب صنعتي، در آستانه توسعه و پيشرفت قرار گرفت. توسعه تجارت، پيدايش طبقه نيرومند سرمايه‌دار تاجر، دستيابي به مواد خام و ارزان، استفاده از نيروي كار بردگان، تكيه بر نيروي دريايي مجهز و پيشرفته و كارآمد، توسعه روزافزون اطلاعات علمي و فني، پيشرفت و تحول در شيوه‌هاي كشاورزي و دامداري و برقراري آزاديهاي سياسي، این کشور را در رديف كشورهاي مقتدري قرار داد كه مي‌توانست راه نفوذ آن را به كشورهاي ضعيف و توسعه نيافته هموار سازد. اما  اکنون ملت ها آگاه شده اند و انگلیسی ها فهمیده اند که برای رسيدن به اهداف سودجويانه و تسلط بر جهان ابتدا بايد بر افكار و عقايد چيره شد تا بلکه آسان تر بتوان به خانه و كاشانه و ذخائر و ثروتهاي ملّي کشورها دست يافت. در این میان هوشیاری و بیداری مسلمانان و بویژه شیعیان قابل توجه است. با نگاهی تاریخی به حوادث و اتفاقات 150 سال اخير، به خوبي در مي‌يابيم که اسلام و بخصوص مذهب تشیع و ولایت‌فقیه با وجود همه فریب کاری های دشمنان، همواره چون نيرويي بازدارنده در برابر مداخلات مستقيم و غيرمستقيم اجانب و خطوط انحرافي استثمارگران عمل كرده اند. برای نمونه می‌توان به عملکرد و مقاومت علما و افراد پیرو آنان در قرارداد رژی، نهضت تنباکو، قیام صنعت نفت و انقلاب اسلامی اشاره کرد.

1. دو دستورکار پایدار در سیاست بریتانیا در قبال مسلمانان

پژوهش حاضر حمایت و خلق و یا نوعی از بدعت گذاری در دین توسط انگلستان درکشورهای اسلامی همچون ایران، پاکستان، هند، مصر، عربستان و عراق  را پی گرفته است. انگلیس همواره برای نفوذ در کشور‌های اسلامی (ایران، عراق، پاکستان و...) دو دستور کار در بعد سیاست خارجی داشته است:
   - سیاست رسمی و کارگزاری آن با دستگاه های معمول سیاست خارجی؛
   - سیاست غیر رسمی و پنهان با کارگزاری های متفاوت، پیچیده و مخفی.

هر کدام از دو رویکرد فوق در قالب محورهای زیر قابل بحث و درک است:

 1-1. سیاست رسمی و کارگزاری آن با دستگاه های معمول سیاست خارجی بر محورهای زیر استوار بوده است:

- تقویت اسلام منطبق بر واقعیات جهانی (به زعم انگلیسی ها) ؛

- اعمال فشار مداوم تا اقناع و ترغیب جنبش‌های اسلام‌گرا، نخبگان و مقامات دول اسلامی برای حرکت در مسیر نظم جهانی (مورد نظر بریتانیا) و در بهترین حالت آن طرفداری از غرب؛

- تشویق برای حرکت به سمت کثرت‌گرایی دموکراتیک (کشورهایی همچون تونس و ترکیه و همچنین تلاش برای روی کار آوردن دولت متحد دموکراتیک منتخب در لبنان) ؛

- پروراندن گروه ها(گروه ها و جماعات میانه رو در بریتانیا) و افرادی که بر این باورند که تا حدی می‌شود با ایالات‌متحده، انگلستان و حتی اسرائیل همکاری‌ داشت(بریتانیا معتقد است که عده ای از مسلمانان منطقه، خاورمیانه را در کنار جهان مدرن می خواهند و عده ای دیگر به دنبال سیاستی خاص با مذهبی خاص و اختصاصی هستند. در یک طرف کسانی قرار دارند که خواهان جامعه ای متکثر و اقتصادی باز هستند و در طرف دیگر کسانی که درپی تحمیل ایدئولوژی اسلامی خاص خود بر همگان اند. از این رو تونی بلر در گفت وگو با شبکه تلویزیونی 'بی.بی.سی' می گوید: به نظر من، ایدئولوژی ای که در آن مذهب بر امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تسلط دارد، بزرگترین تهدیدی است که امروز با آن مواجه هستیم) ؛

- فعالیت های افراطی و تروریستی یک موضوع است و آنهایی که دیدگاه های افراطی دارند، موضوعی دیگر؛

- بخشی از تعامل وزارت خارجه بریتانیا با اسلام مربوط به روابط با کشورهای منطقه است؛

- هدف بریتانیا حمایت از اهداف اولیه خود یعنی امنیت و ارتقاء اقتدار و پشتیبانی از ارزش‌های این کشور از طریق هدایت مسائل کشورهای دیگر بسوی منافع خود است؛

- به زعم بریتانیا، مراکش و تونس نمونه‌های خوبی از پیشرفت در جهت فضای دمکراتیک‌تر می‌باشند.

- خانواده سلطنتی و ساختار قدرت در برخی کشورها همچون عربستان در جبهه لیبرال هستند، در صورتی که جامعه بسیار محافظه‌کاری دارند. از این رو بخشی مهمی از تلاش بریتانیا متوجه روی کار آوردن رهبرانی است که نگرشی میانه رو و یا لیبرال به امور دارند؛

- اخوان المسلین در مصر و اردن به علت نزدیکی به حماس مورد تردید هستند. چنانچه برخی از شخصیت‌های ارشد اخوان و وابستگان آن (عمدتاً در کشورهای غیرمسلمان)، حملات علیه نیروهای ائتلاف در عراق و افغانستان را توجیه کرده‌اند؛

- بریتانیا انتظار دارد و در پی آن است که منطقه خاورمیانه نهایتاً به دنبال مدل حکومتی متفاوت از غرب باشد و نه مدلی لزوما ضد غربی؛

- وزارت خارجه بریتانیا در پی تقویت ارتباط با سایر گروه‌هایی است که عملاً نوعی تضعیف موقعیت ایران، گروه های مقاومت و بویژه  حزب الله و حماس را دنبال می کنند؛

- توجه به گروه‌های غیرمسلح که به دنبال تأسیس دولت نمی‌باشند نیز امری ضروری است و بریتانیا آن ها را همچون جایگزین های بالقوه‌ای در نظر دارد؛

- بریتانیا در پی آن است که دیدگاه‌های موافق با دموکراسی و سازگار با ارزش های خود را تقویت کند.

- رفع منازعات و اختلافات و تشویق گروه های اسلامی برای حرکت در مسیر جهانی شدن از دیگر سیاست های رسمی بریتانیا است.

1-2. سیاست غیر رسمی-پنهان: کارگزاری های متفاوت، پیچیده و مخفی

- تلاش های پنهان در منفعل ساختن گروهای مخالف و تقویت موقعیت خاندان های در قدرت در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و حمایت های نامحسوس از بعضی دول بی طرف همچون دولت فدرال مالزی؛

- ادغام غیر محسوس نخبگان مسلمان در سازمان ها، سیستم سکولاریستی بریتانیا و نیز شبکه های تلویزیونی؛( سیاست بریتانیا آن است که تا حد ممکن آن ها را در جامعه انگلستان حل کند)؛

- توطئه علیه ایران و حزب الله با شیوه های متفاوت مالی تا ایجاد و شکل بخشیدن به جنگ روانی در ایران و تشکیل شبکه های تلویزیونی؛

- ایجاد اختلافات درونی در اهل سنت و ایجاد اختلاف‌های درونی اهل سنت و ایجاد اختلافات سنی-شیعه؛

- بریتانیا معتقد است که ایجاد مدل های سکولار در خاورمیانه بعید است. از این رو می کوشد در جهت‌دهی به این حکومت‌ها در جهت منافع خود حرکت کند ؛

- یافتن راه‌های نفوذ و اعمال فشار مستمر بر جنبش‌های اسلام‌گرا، به‌خصوص نخبگان آن‌ها تا از این طریق بتواند حرکت‌های اسلامی را به سمت نظم (به‌اصطلاح) جهانی و طرفداری از غرب بکشاند ؛

- بسترسازی برای تامین منافع و القای شکل حکومت لیبرال دموکراسی به عنوان نمونه آرمانی اشکال مختلف حکومت‌داری (این رویکرد در پی معاندت مستقیم با دین در شکل گروه های افراطی متأخر همچون داعش و یا رویکرد پیشین، یعنی استحاله مذهبی تبلور یافته است).

- اعمال پنهان کاری علیه گروه های اسلامی(به زعم بریتانیا بعضی از معاندت ها علیه انگلستان از جانب گروه های اسلامی صورت می گیرد؛ بنابراین بریتانیا نیز خود را محق و مجبور می داند که بخشی از مسائل جهان اسلام را با مخفی کاری و دستکاری های پیچیده پیش ببرد)؛

1-2-1. سیاست غیر رسمی-پنهان: رویکرد بریتانیا در قبال شوراها و مراکز اسلامی

از اولین دهه‌های قرن بیست‌ویک، دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و عموم مردم اروپا توجه بیشتری به مسئله اسلام معطوف داشته‌اند و از آن زمان نگرانی‌ها نسبت به این دین از دو منظر مطرح شده است؛ از نظر سیاست داخلی، دولت‌ها نگران پیامدهای رشد جمعیت مسلمان در اروپا شده و از جنبه سیاست خارجی، آن‌ها نگران آینده روابط با جهان اسلام، کشورهای اسلامی و بازیگران فراملی اسلام‌گرا شده‌اند. درنتیجه دولت‌های اروپایی هر یک رویکردی را برای رفع این نگرانی‌ها در پیش گرفته‌اند که می‌توان آن‌ها را به سه نوع تقسیم کرد:

1) در رویکرد نخست، به دلیل سازمان‌دهی ضعیف مراکز و شوراهای اسلامی، سیاست‌ها از بالا (یعنی از طرف دولت) تعیین می‌شوند و برخوردی امنیتی و محدودکننده با اسلام صورت می‌گیرد.

2) در رویکرد دوم، به دلیل هماهنگی مناسب و بسیج سرمایه اجتماعی میان جامعه مسلمانان، دولت در پشت پرده سیاست‌گذاری قرار دارد و شوراها و مراکز اسلامی را به اداره امور مسلمانان تشویق می‌کند.

3) رویکرد آخر، ترکیبی از دو رویکرد مذکور است. در این رویکرد، شوراها و مراکز اسلامی آزادانه به فعالیت می‌پردازند و دولت به ارائه سیاست‌ها و راهکارها می‌پردازد، اما مستقیماً به دخالت در مدیریت امور نمی‌پردازد.

به نظر می‌رسد دولت بریتانیا رویکرد دوم را در قبال جامعه مسلمانان و مراکز فعالیت آنان اتخاذ کرده است. به طور مثال، شورای مسلمانان بریتانیا (MCB) سازمانی بزرگ است که توسط مسلمانان آسیایی در بریتانیا کنترل می‌شود. این سازمان که خود شامل بیش از 500 مدرسه، مسجد، خیریه و مرکز اسلامی در سطح ملی، منطقه‌ای و محلی می‌شود، در سال 1997 به منظور برقراری ارتباط و هماهنگی میان جوامع و گروه‌های اسلامی تأسیس شده است. اگرچه این سازمان اسلامی هیچ‌گاه به طور رسمی مورد حمایت دولت بریتانیا قرار نگرفته است، اما پیوسته به‌عنوان مرکزی تحت‌الحمایه حزب کارگر نو (وابسته به تونی بلر) شناخته شده و دولت در تلاش برای هدایت امور از طریق روسای  مربوطه از جمله در  مورد دبیر کل آخر آن، هارون رشید خان می باشد.

 نمونه دیگری از نحوه ارتباط سازمان‌ها و مراکز مهم اسلامی با دولت بریتانیا، شورای مسلمانان صوفی (Sufi Muslim Council) است که شایعات بسیاری مبنی بر ارتباط این مرکز با دولت و درخواست بودجه از آن وجود دارد. این مرکز همچنین از ارتباط با سازمان‌های یهودی مستقر در بریتانیا و حامی دولت اسرائیل پرده برداشته است و با انتقاد از گروه‌ها و جنبش‌هایی (همچون اخوان المسلمین و حزب التحریر) که طرفدار دخالت مسلمانان در امور سیاسی بوده‌اند، درواقع به‌عنوان مرکزی اسلامی با گرایش‌های نو محافظه‌کارانه‌ی آمریکایی تأسیس شده است. محققین صوفی و ائمه مساجد اسلامی اذعان داشته‌اند که هیچ نشانی از تصوف واقعی در این مرکز وجود ندارد. برخی مطالب و مقالات منتشر شده از این مرکز نیز حاکی از آن است که  این مرکز از تصوف و عقاید صوفی گرایانه برای حمله به اسلام استفاده می‌کند. به‌عبارت‌دیگر این مرکز، همچون بسیاری مراکز اسلامی دیگر در بریتانیا، به‌منظور ارائه چهره‌ای "تعدیل‌یافته" از اسلام تأسیس شده است.

همان‌طور که در رویکرد دوم در خصوص رفع نگرانی‌ها نسبت به رشد اسلام اشاره شد، دولت بریتانیا با سیاست‌های پنهان و غیرعلنی به مدیریت و کنترل فعالیت جامعه مسلمانان می‌پردازد. بااین‌حال، اقداماتی علنی و مستقیم نیز از جانب دولت بریتانیا صورت گرفته است. شاید یکی از روشن‌ترین این اقدامات حمایت های شدید دولت انگلیس از سر احمد سلمان رشدی و کتاب کفر‌آمیز آیات شیطانی وی بوده است. در ژوئن سال 2007 ملکه انگلیس به او لقب شوالیه را اعطا کرد که این اقدام واکنش‌های بسیاری را در کشورهای مختلف و حتی در برخی محافل داخلی انگلیس برانگیخت. علاوه بر این، تا سال 1998 پلیس بریتانیا برای حفاظت از جان سلمان رشدی، سالانه یک میلیون دلار هزینه‌ کرده است که همواره مورد انتقاد بسیاری، حتی شاهزاده چارلز، ولیعهد انگلستان، قرار گرفته است.

پس از حوادث بمب‌گذاری 7 جولای 2005، دولت بریتانیا دستور تشکیل کارگروهی در مورد اسلام بریتانیایی (انگلیسی) صادر کرد. این کارگروه متشکل از افرادی با تفکرات اسلامی و نژادهای مختلف، به بررسی ابعاد و اشکال گوناگون اسلام در بریتانیا و راه‌کارهایی برای پیشگیری از گسترش افراطی‌گری می‌پرداخت.

یکی دیگر از اقدامات اخیر دولت بریتانیا در قبال جامعه مسلمانان، طرح موسوم به "پیشگیری (Prevent)" است. طبق این طرح، تا ماه آوریل 2016، حدود 8 هزار مراجعه به پلیس و مقامات امنیتی صورت گرفته است که بر مبنای آن، مراکزی به کنترل و نظارت بر مسلمانان پرداختند. طرح مذکور که در چند سال گذشته و در دولت دیوید کامرون به‌عنوان راهبردی برای پیشگیری از گرایش مسلمانان به افراطی‌گری مطرح شده است، واکنش‌های بسیاری را از سوی جامعه مسلمانان بریتانیا در پی داشته است. یکی از این واکنش‌ها، اقدام داوطلبانه مسلمانان به جلوگیری از افراطی‌گری و گرایش جوانان به گروه‌های تروریستی در درون جامعه خود، بدون نیاز به دخالت دولت و یا پلیس است. بااین‌وجود، قرار است اجرای طرح مذکور بیش‌ازپیش ادامه و شدت یابد، که به عبارتی تبدیل به‌نوعی عملیات امنیتی برای تحت نظر قرار دادن جامعه مسلمان شود.

2. از تاریخ بلند فرقه سازی تا خلق گروه های شیعه و سنی وابسته

2-1. سیاست واقعی بریتانیا در خلق فرقه ها: تقسیم و سپس تفوق

سیاست بریتانیا در قبال مسلمانان عمدتاً در محور دوم یعنی «سیاست غیر رسمی-پنهان  قابل درک است. تقسیم و سپس تفوق (divide and conquer) گرفته‌شده از ریشه لاتین  divide et impera راهبرد جامعی است برای به‌دست آوردن قدرت و حفظ آن از راه شکستن یک قدرت متمرکز به قطعات کوچکتری که هریک به‌تنهایی قدرت کمتری از اجراکننده این استراتژی دارند.

ارکان این تکنیک عبارت است از:
   - تشویق تقسیمات بین «مادون» ها
   - پرورش بی‌اعتمادی و عداوت درونی

این سیاست علاوه بر ایران، در سودان، نیجریه، هند و پاکستان نیز اعمال شده است. در مورد ایران، موضوع از خلیج فارس آغاز می شود. طبق قرارداد ميناب (1031 ق/1622م) كه بين امام قلي‌خان فرمانده سپاه اصفهان ايران و افسران انگليسي كمپاني هندشرقي منعقد شد، انگليسي‌ها با ناوگان خود از طريق دريا به پايگاه پرتغالي‌ها در قشم و هرمز حمله كرده و از امتيازاتي بهره‌مند شدند که اهم آن عبارت بود از: (بند1) استحكامات جزيره هرمز توسط ناوگان ايران و انگليس تصرف شود. این بند در سال 1135چشم‌انداز خوبي را براي قدرت‌هاي استعماري، به ويژه انگلستان به وجود آورد تا موقعيت خود را در خليج فارس تثبيت كنند. از این رو انگليسي‌ها در قرن هيجدهم از شكل‌گرفتن همكاري بين کشورها در خليج فارس جلوگيري و اوضاع منطقه را متشنج کردند. يكي از راه‌هاي متشنج كردن، ايجاد تفرقه و اختلاف بين قبايل ساكنین خليج فارس و نيز جلوگيري از اتحاد اين قبايل با قدرت‌هاي بزرگ منطقه بود. همفر مأمور وزارت مستعمرات بریتانیا در سال 1710م یعنی دوازده سال پيش از انقراض سلسله صفوي برای جمع آوری اطلاعات به منظور جستجوي راههاي در هم شكستن اتحاد مسلمانان و نفوذ استعماري در ممالك اسلامي وارد ایران شد. در آن زمان اعتبار مالي كافي در اختيار همفر و همکاران وی قرار داشت و به نقشه‌هاي دقيق و اطلاعات دست اول مجهز بودند. از جمله فهرستي كامل از نام وزرا، فرمانروايان، مأموران عالي‌رتبه، علما و رؤساي قبايل به آنها داده شده بود.

حتی هم اکنون نیز سفارت خانه های بریتانیا نقشی مهمی به عنوان آوانگارد در نفوذ بریتانیا به کشورهای اسلامی بازی می کنند، از این رو کارمندان محلی در سفارت انگلیس در تهران و دیگر پایتخت های کشورهای مسلمان معمولاً از میان افراد جامعه مقصد اما از میان اقلیت ها و فرقه های دینی همانجا انتخاب می شوند. همچنین، «وزارت مستعمرات انگلستان» در سه قرن پيش 1146 (1768) نقشه‌هاي منظم و اطلاعات كافي از ممالك اسلامي داشته است.

جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا1

از چپ بالا:ارل هیلسبرو نخستین وزیر مستعمرات بریتانیا، چمبرلن وزیر معروف استعمارات بریتانیا،مستر همفر عامل اطلاعاتی بریتانیا در خاورمیانه و اردشیر ریپورتر عامل اطلاعاتی انگلیس در ایران.

از چپ پایین :مستر جیکاک عامل اطلاعاتی انگلیس در زمان نهضت ملی شدن صنعت نفت. آرمینیوس وامبری جاسوس و ایران شناس انگلیسی که جزء درویش های کرمانشاه بود. آن کاترین لمبتون نویسنده توانا و جاسوس  ام ای 6 در ایران  بود که در  پوشش وابسته بی‌بی‌سی نقش بسزای در کودتای 28 مرداد32  ایفاءکرد.

2-2. شکل گیری قرائت ها ی متفاوت از دین و گسترش فرقه پروری به منظور تضعیف مسلمانان

شرایط بریتانیا در هندوستان و چين تحت نفوذش، به لحاظ تضادهاي داخلي و اختلافات قبيله‌اي و قومي و مذهبي متفاوت بود و مواظبت مي‌كرد كه آنان آگاه شوند همچنان در جهل و تفرقه و فقر و بيماري به سر برند. براي اين كار برنامه‌هاي دقيقي تهيه شده بود. همزمان، شعبات کمپانی هند شرقی در شهرهای بزرگ هند توسعه یافت و با افزایش ثروت، پول بیشتری برای تشدید اختلاف بیشتر بین شاهزادگان هند کسب کرد. این تفرقه انگیزی، به عرصه سیاسی محدود نشد و با تحریک آنها، هندوها علیه مسلمانان قیام کردند. اندکی دورتر حتی دین جدیدی به نام «سیک» تأسیس شد و با هندوها و مسلمانان به ستیز برخاست؛ اما در دو كشور عثماني و ايران، با وجود قراردادهايي که بين آنان و انگليس منعقد شد و با توجه به نفوذ جاسوسان انگليس در اين دو كشور (كه با موفقيتهايي از قبيل ترويج فساد اداري، رشوه‌خواري و خوشگذراني پادشاهان همراه بود و بنيان اين حكومتها را متزلزل كرده بود)‌، انگلستان از نتايج ضعف اين حكومتها به سود خود مطمئن نبود و به دلايلي از جمله نفوذ معنوي اسلام و اينكه اسلام دين زندگي و سيادت و آزادگي است و پيروان راستين اسلام به آساني تن به اسارت و بندگي نمي‌دهند، و همچنین به دلیل هوشياري و دورانديشي حكومتها در اين دو كشور و نيز علماي اسلام (به خصوص كه علما در مردم نفوذ فراوان داشتند و حكومتها و مردم براي آنان احترام قائل بودند) مانند مفتيان «الازهر» در مصر و مراجع تشيع در ايران و عراق، هر كدام به موانع بزرگي در برابر مقاصد استعماري انگلستان تبدیل شدند.

جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا2

در پي شکست دور سوم قيام مسلحانه مسلمانان هند بر ضد استعمار دولت لندن در ژوئن 1858 انگليسي ها، دستگيرشدگان را بر دهانه لوله هاي توپ قرار دادند و آنگاه گلوله ها را شليک کردند که اعدامي ها قطعه ـ قطعه و قطعات بدن آنها به اطراف پراکنده شدند. ظاهرا هدف از اين طرز اعدام وحشيانه، ترساندن هنديان و گرفتن زهر چشم بود.

در این راستا استعمار انگلیس برای تأمین مقاصد خود و تضعیف و متزلزل کردن مذهب شیعه مسئله فرقه سازی را در دستور کار خود قرار داد. در ابتدا شکل‌گیری بابیت برای از بین بردن وحدت مذهبی میان شیعیان و ایجاد تشتت میان مردم بود که با اقدامات قاطع امیرکبیر روبه رو شد اما بعدها این فرقه‌ها در قالب بهائیت که موردحمایت انگلیس و نیز ازلیه که موردحمایت روسیه بود به حیات خود ادامه می‌دادند. این اقدام استعمارگران به این علت بود که آنان به قدرت و نفوذ دین و نیز جایگاه علما در میان ایرانیان به خصوص با توجه به سوابق ایرانیان در مسئله جهاد علیه روسیه در جنگ های ایران و روسیه پی برده بودند، لذا دین را عاملی بر سر راه خود می دیدند و می خواستند با همین حربه به ایمان مردم ضربه بزنند، در مسئله سرکوب این جریان ها توسط علما و نیز شخص امیرکبیر، انگلستان تلاش های زیادی برای جلوگیری از این اقدامات انجام داد اما توفیقی نیافت.

ترفند فرقه سازی و اختلاف‌افکنی که هنوز پس از سال ها مورد استفاده انگلیس است در عصر حاضر نیز خود نمایی می‌کند به‌طوری که با گسترش روز افزون جمعیت مسلمانان در اروپا و آمریکا و انگلیس، با توجه به بر‌هم‌خوردن ترکیب جمعیتی این کشورها به لحاظ دینی و مذهبی، اشتیاق گسترده جوانان در غرب به سمت معنویت بویژه اسلام و همینطور مذهب تشیع. این اتفاق حساسیت هایی را برای نظام سلطه جهانی علی الخصوص انگلیس ایجاد کرده است که برای مقابله با این‌روند اقداماتی انجام می دهدکه از جمله آن می‌توان به سه اقدام علنی اشاره کرد: 1- فرقه سازی 2- دین سازی 3- تشکیل و حمایت از مراکز شیعه شناسی در انگلیس.

 3. يافتن نقاط ضعف مسلمانان و ايجاد تفرقه میان ‌آنان

در سده نوزدهم نفوذ انگلیسی ها به افغانستان، بلوچستان و بعدها کرمان و فارس رسید و با حمایت انگلیس سیاست احیای فرقه «اسماعیلیه» در هند و ایران و تأسیس آئین های «قادیانی»، «بابیت»، «وهابیت» و... زمینه را برای تجزیه بلاد اسلامی مهیا کرد تا جایی که وهابیان در دوره فتحعلیشاه کربلا را ویران کردند و بعدتر، «آقاخان سوم» مدعی «امامت اسماعیلیه» علیه «خلیفه عثمانی» بیانیه می داد و بعدها به عنوان پاداش در انهدام امپراطوری عثمانی، به عنوان تشریفاتی «رئیس جامعه ملل» دست یافت.

احمدیه در هندوستان و پاکستان نفوذ انگلستان را تعمیق بخشید. غلام احمد از رهبران اصلی احمدیه بیش‌تر عمر خود را در تأیید و پیروزی دولت انگلستان سپری کرده است و در زمان استعمار هندوستان توسط انگلیس چندین رساله و کتاب در تجلیل و حمایت از دولت انگلستان به نگارش درآورد. وی بر این باور بود که دولتِ بریتانیا همه اقشار مردم را از جهت حریت و آزادی با دیده یکسان می‌بیند و در این باب کمال انصاف و دادگری را رعایت می‌کند، ملت‌ها در زیر سایه رأفت آن‌ها به آرزوی خود رسیده‌اند و از وقتی که دست به دامان آنان زده‌اند در راحتی به سر می‌بردند، بدین جهت برای سران و بزرگان انگلیس دعا می‌کرد و اطاعت از دولت انگلستان را واجب می‌دانست. او در کتاب حقیقة المهدی مدعی است که اگر ترس از شمشیر دولت بریتانیا نبود وی را می‌کشتند، لذا از دولت بریتانیا سپاسگزار بود. این ارتباط و دلبستگی بعد از غلام احمد نیز ادامه داشت تا جایی که خلیفه دوم این فرقه، بشیرالدین محمود احمد کتابی به نام «تحفه شاهزاده ویلز» به پادشاه انگستان «ویلز نجل جورج پنجم» به نگارش درآورد و به وی هدیه داد. بهائیان نیز مورد حمایت جدی بریتانیا بودند. از این رو عباس‌ افندی‌ مورد عنایت‌ و حمایت‌ آشكار وینستون‌ چرچیل‌ (وزیر مستعمرات‌ انگلیس)، هربرت‌ ساموئل‌ (كمیسیر عالی‌ بریتانیا در فلسطین) و رونالد استورز (فرماندار حیفا و توابع) قرار داشت‌ و به‌ گفته تاریخ بهائیان‌ مورد توجه‌ و اطمینان‌ كامل‌ مقامهای‌ انگلیسی‌ حكومت‌ فلسطین‌ بودند و اكثر آنها در مقامهای‌ حساس‌ دولتی‌ مانند فرمانداری، ریاست‌ ثبت‌ اسناد و مأ‌موریت‌های‌ خیلی‌ بالایی‌ در این‌ سرزمین‌ دیده‌ می‌شدند.

به‌ نوشته شوقی‌ افندی، زمانی‌ كه‌ بها از سوی‌ ناصرالدین‌ شاه‌ در تبعید عراق‌ بسر می‌برد، ژنرال‌ كنسول‌ انگلیس‌ در بغداد (كلنل‌ سر آرنولد باروز كمبل) باب‌ مراوده‌ و مكاتبه‌ را با بها گشود و طی‌ نامه‌ای‌ به‌ او پیشنهاد داد كه‌ «تبعیت» دولت‌ انگلیس‌ را قبول‌ و در تحت‌ «حمایت» آن‌ دولت‌ درآید و حضوراً‌ نیز متعهد شد كه‌ هرگاه‌ مایل‌ به‌ ارسال‌ پیامی‌ به‌ ملكه ویكتوریا باشد، در مخابره آن‌ به‌ لندن‌ اقدام‌ خواهد كرد. حتی‌ معروض‌ داشت‌ «حاضر است‌ ترتیباتی‌ فراهم‌ سازد كه‌ محل‌ استقرار» بها «به‌ هندوستان‌ یا هر نقطه دیگر كه‌ مورد نظر» وی‌ باشد «تبدیل‌ یابد». مقر کنونی بهائیان در عکا واقع در سرزمین های اشغالی است. جالب اینجاست که بهائيان نه تنها حق فعاليت و تبليغ در فلسطين اشغالي را ندارند، بلكه محدوديت رفت و آمد به آن جا را هم دارند. بهائيان نمي توانند هر موقع كه خواستند به فلسطين اشغالي سفر كنند و هر اندازه كه خواستند، بمانند؛ بلكه بر اساس توافقنامه اي كه با اسرائيل دارند، جمعيتشان در فلسطين اشغالي باید كنترل شده باشد و از يك حد نصابي بالاتر نرود. بهائيان هيچ گاه حق ندارند يك يهودي صهيونيست را به بهائيت فرابخوانند. آنان هيچ حقي از آب و خاكي ندارد كه همه مقدساتشان را در آن به خاك سپرده اند.

آنتونی وین در کتاب ایران در بازی بزرگ می گوید: جامعه بهائیان مذهبی لبریز از عقاید تساهل آمیز و نیکو کاری دارند. وی معتقد است سرپرسی سایکس کنسول وقت بریتانیا به شدت تحت تاثیر دراویش نعمت الهی قرار داشت چرا که ساختار فکری آنان به فراماسونرها شباهت داشت و لژهایی در سراسر کشور داشتند.

جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا3

اهداء لقب سر « SIR » از سوی بریتانیا به عباس افندی

برای دوران جدید، سیاست بریتانیا تغییر یافته است و آنان به این نتیجه رسیده اند که صرف قرائت های متفاوت از دین کافی نیست و باید بطور کلی ریشه دین اسلام را سوزاند. لذا در پی ویران ساختن تمام وجه اسلام برآمدند. ریشه بسیاری از جنگ‌ها و اختلافات قومی، مذهبی و مرزی خاورمیانه را می‌توان در سیاست‌های دولت انگلستان از زمان تجزیه عثمانی و بعد از آن دانست. چنانچه انگلستان در متصرفات خاورميانه‏اي، در هر اميرنشين، احساسات قومي، نژادي، زباني و مذهبي متفاوتی را گسترش داد. نتیجه برجسته ساختن قومیت و مذهب در قالب هویت‌های فرهنگی اجتماعی کوچک‌تری نظیر عرب-کرد، شیعه سنی، ترکمن‌، آشوری‌، کلدانی‌، ایزدی، مندایی و صابئین و غیره نهایتاً چیزی همچون داعش اشت. داعش در ابتدای کار خود تلاش نمود خود را نماینده اهل سنت عراق در مقابل دولت مسلط شیعه معرفی کند و در سوریه نیز همین استراتژی را اجرا نموده است.

آشکار است که بریتانیا از روشن نگاه داشتن شعله جنگ های فرقه ای بهره می برد و بعضاً مستقیماً به این فرایند یاری می رساند. از این رو دولت انگلیس از مهاجرت برخی از دانشجویان انگلیسی به سوریه آگاه بوده و از پیوستن آنها به داعش جلوگیری نکرده است.

اسناد افشا شده و قرائن بسیاری وجود دارد که کشورهای غربی، متهم ردیف اول در تاسیس داعش هستند؛ هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا، در کتاب خاطرات خود تحت عنوان "گزینه‌های سخت" اذعان کرده است که آمریکا در پس پرده تأسیس گروهک داعش بود و در رابطه با هم‌پیمانان منطقه‌ای غرب، جو بایدن، معاون رئیس جمهوری آمریکا اعلام کرد که متحدان واشنگتن در خاورمیانه از جمله ترکیه، قطر، امارات و عربستان عامل اصلی پیدایش و رشد داعش هستند. جو بایدن که در جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه هاروارد سخن می گفت، اظهار داشت برخی از متحدان منطقه‎ای ما همچون ترکیه، عربستان، امارات و قطر عامل پیدایش و رشد داعش هستند. وی همچنین اذعان کرد مشکل اصلی آمریکا در سوریه همین متحدان منطقه ای هستند چون توصیه‌های واشنگتن در مورد نحوه تجهیز گروه های شورشی در سوریه را اجرا نکردند. معاون رئیس جمهور آمریکا در بخشی دیگر از سخنان خود نیز گفته بود رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، شخصا به من گفت که ترکیه در امر ارسال تسلیحات و دیگر امکانات برای شورشیان سوری زیاده روی کرده است. و یا کریستوفر میر سفیر وقت تونی بلر در واشنگتن در مصاحبه ای با دیلی تلگراف در مورد داعش اعلام داشت که این گروه از القاعده خارج شده و در دوره صدام اصولاً القاعده ای در عراق وجود نداشته است.

مایکل چاسودوفسکی استاد دانشگاه اتاوای کانادا  و کارشناس امور سیاسی در مؤسسه پژوهش های گلوبال ریسرچ تأکید دارد آنچه که به عنوان فعالیت گروه های سلفی تکفیری از سوریه و عراق تا افغانستان و بقیه کشورهای خاورمیانه شاهد آن هستیم، در واقع خدمات استراتژیکی است که گروه های زیر مجموعه القاعده به غرب تقدیم می کنند.

هم‌اکنون بسیاری از شیعیان ساکن لندن که از کشورهای هم چون (ایران، عراق، پاکستان و یمن و...) میباشند مورد جذب فرهنگی و سیاسی انگلیس قرارگرفته و خواستار برپایی یک حکومت سکولار شبیه نمونه انگلیسی مدنظر برای جوامع اصلی خود هستند. از نمونه‌ایرانی این جریان فکری افرادی همچون؛ مجتهد شبستری، عبد الکریم سروش، محسن کدیور را می‌توان نام برد.

4. فرقه‌سازی‌ در جهان تشیع

فرقه‌سازی‌ و اختلاف‌افکنی در جهان اسلام به قرن 19 میلادی و ظهور استعمار پیر در سرزمین‌های اسلامی به اوج خود رسید. استعمارگران به این نکته پی بردند که بزرگ‌ترین سد در برابر زیاده‌خواهی آنان اسلام است، همان آیینی که می‌تواند آفتاب عمر آنان را بر بام غروب بکشاند تا جایی که گلادستون ـ نخست‌وزیر وقت انگلیس ـ در پارلمان آن کشور در حالی که قرآن مجید را بر سر دست بلند کرده بود گفت: «تا این کتاب در دست مسلمانان است کاری از انگلستان درباره آنان بر نمی‌آید و ما نمی‌توانیم بر آن‌ها حکومت کنیم» بنابراین این دولت ها تمام برنامه‌های خود را در جهت ایجاد تفرقه و آشوب در جهان اسلام با هدف محو اسلام و قرآن به کار گرفتند. این اختلاف و تفرقه به‌ویژه میان سنی و شیعه می‌توانست نتایج زیر را برای دولت‌های استعماری در پی داشته باشد: 1. پیدایش جنگ‌های داخلی و مذهبی در میان مسلمانان. 2. از بین رفتن اتحاد در جهان اسلام. 3. ایجاد ناامنی و آشوب در کشورهای اسلامی. 4. ایجاد شبهه‌های عقیدتی و کم‌رنگ شدن ارزش‌های دینی. 5. تسلط سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی استعمارگران بر کشورهای اسلامی.

شروع فرقه سازی در میان شیعیان از زمان محمدشاه قاجار، با فعالیت‌های بابیه شروع شد. هرچند که قدرت‌های خارجی از همان زمان تاکنون همیشه از این فرقه‌ها در جهت مقاصد و مرام‌های خود، استفاده سیاسی و فرهنگی کرده‌اند که به قدرت رسیدن برخی از رهبران آن ها در مناصب حساس حکومتی در دوران پهلوی، نشانه این استفاده است. یکی از شیوه‌های مبارزه با اسلام، تمرکز بر فرقه سازی در درون جوامع اسلامی است؛ ایجاد یا تقویت فرقه‌هایی به‌ظاهر اسلامی برای ضربه زدن به اسلام اصیل و اسلام جهادی و اسلام ناب. نظام سلطه، تجربۀ موفقی از فرقه سازی در جهان اسلام دارد. انگلیس در دوران استعماری خود، تقریباً در قرن نوزدهم میلادی، این تجربه را در جهان اسلام پیاده کرد و بهره‌های فراوانی نیز از آن گرفت. به‌عنوان‌مثال، تجربۀ ایجاد فرقۀ انحرافی وهابیت در عربستان، بابیت و بهائیت در ایران، اسماعیلیۀ جدید و همچنین قادیانیه در هندوستان، طالبانیسم در پاکستان و افغانستان، تقویت و ترویج سلفی گری در جهان اهل سنت، همگی از تجربه‌های موفقی است که انگلیس، بیشترین نقش را در ایجاد آن و یا بیشترین بهره‌گیری را از آن‌ها داشته است. کلنل استوارت، رئیس سازمان جاسوسی انگلستان در هند، دربارۀ چگونگی ایجاد فرقۀ اسماعیلیۀ جدید، در خاطراتش می‌نویسد: دستوری از رؤسا به من رسید که تا هر چه زودتر عده‌ای را به دور آقاخان جمع کنم و مقدمات دینی تازه، فراهم کنم. من از دینی که قرار بود عنوان شود، هیچ اطلاعی نداشتم. خود آقاخان نیز مطالب زیادی در آن باره نمی‌دانست. به همین جهت خواستم تا مستشرقین و یا مأموران مذهبی هندوستان اطلاعات کامل دراین‌باره به ما بدهند.

- فرقه طلوعیه

مؤسس این فرقه مستر جیکاک (معروف به سید جیکاک) جاسوس انگلیسی و مأمور ویلیام دارسی بود، او بصورت مخفیانه در مسجدسلیمان زندگی کرد. وی در آغاز به‌عنوان چوپانی کر و لال به مدت هفت سال در ایل بختیاری به آموختن فرهنگ و زبان بختیاری پرداخت و پس از فراگیری آن، به‌عنوان یک بختیاری در منطقه نفت‌خیز مسجدسلیمان سکنی ‌گزید. در طول حضور خود در آن منطقه با فنون شعبده‌بازی و حربه‌های دیگر، توجه مردم محلی را به خود معطوف و خود را به‌عنوان یک روحانی شیعه که اجدادش به امام علی (ع) می‌رسد معرفی کند. او با پیدا کردن مریدهای بسیار اقدام به ایجاد یک فرقه به نام طلویی‌ها می‌کند که تمرکزش را بر روی عشایر جنوب و مقابله با برپایی هرگونه نهضت جنوب گذاشت و به ایجاد فرقه (طلویی‌ها) از طریق جذب شیعیان متعصب، ترویج اعتقادات غیرسیاسی و قشری مذهب در منطقه اقدام کرد. این فرقه در جریان ملی شدن صنعت نفت با بیان این‌که مذهب برای ما کافی است یک شعر را برای بیان افکار خود ترویج می دادند : “تو که مهر علی مین دلته/ نفت ملی سی چنته. " و طوری شده بود که آن‌ها در حیاط های خود سینه می‌زدند و این شعر یا (شعار) را تکرار می‌کردند و با چوب و چماق در خیابان می‌گشتند و از هر کسی می‌پرسیدند که می‌خواهید نفت ملی شود یا نه؟ و اگر کسی خواهان ملی شدن نفت بود، او را می‌زدند و می‌گفتند تو که علوی نیستی، عمری هستی." البته “جی کاک” صاحب کراماتی نیز بود، عمامه او نسوز بود؛ عمامه‌اش را در آتش می‌انداخت و یا جلوی آتش می‌گرفت و نمی‌سوخت، در عصایش خازن برق بود، به مردم می‌زد و برق کوچکی از آن‌ها رد می‌شد و می‌گفت جدم شما را گرفت. ریش‌های مصنوعی که صبح ریش‌هایش را می‌تراشید و دو ساعت بعد دوباره ریش‌های بلندی داشت.

- فرقه مریمیه

فرقه مریمیه توسط فردی به نام فریتیوف شوان بنیان گذاشته شد، شوان برای خود نقشی «جامع» (یونیورسال) و فراتر از ادیان مرسوم، ازجمله اسلام، قائل بود و خود را منادی « دین خالده » و « حکمت خالده » ( خرد جاودان ) می‌دانست. او معتقد بود که دارای رابطه خاصی با « مریم باکره » و نیز با خداوند است. درواقعه فرقه‌ای است نخبه‌گرا که علاقه‌ای به گسترش کمیت خود ندارد، بلکه جذب نخبگان را، بویژه برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین‏شان را، دنبال می‌کند. از این‌رو، مریمیه هنوز فرقه‌ای کوچک، ولی متنفذ در نهادهای آکادمیک و فرهنگی، مانده است. در سال 1979 (مقارن با انقلاب اسلامی ایران) این فرقه طرف دارانی در انگلیس، امریکا و فرانسه داشت. در برخی کشورهای اسلامی همچون ایران، نیز توسط سید حسین نصر ترویج یافت. این فرقه توانست قبل از انقلاب اسلامی به القاء خرافه‌های ازجمله صوفیگری، جدائی دین از سیاست در اسلام، ترویج اباحی گری به خصوص در قشر دانشجو اقدام کند.

- فرقه صوفیان هند

تعدادی از صوفیان هند که در اواخر دوران صفویه، با وساطت عوامل انگلیس به ایران آمده بودند مورد مخالفت علامه مجلسی قرارگرفته بودند، بار دیگر در دوران فتح علی شاه قاجار از هندوستان تحت استعمار انگلیس راهی ایران شدند. این عده که در ایران نیز توسط برخی از سرسپردگان انگلیس موردحمایت قرار داشته‌اند، تلاش وسیعی برای اشاعه طرز تفکر انحرافی و غربی خویش آغاز کردند.

آن‌ها که در میان مردم به " درویش‌های هندی " معروف شده بودند با تشکیل محافل شبانه، برپائی خانقاه و ... مردم را به " گوشه‌گیری " دعوت کرده و نجات و سعادت اخروی را در واگذاری کار سیاست و مملکت‌داری به پادشاهان می‌دانستند و تبلیغ می‌کردند که تقرب به خدا !؟ تنها در " خلوت‌نشینی " و کناره‌گیری از " قیل‌وقال " ممکن است.

- فرقه شیخیه

(فرقه شیخیه )، یکی دیگر از فرقه‌هائی است که در این دوران ساخته شده و به صحنه آمد. شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی عواملی بودند که برای ساختن این فرقه توسط انگلیس بکار گرفته شدند. پیدایش شیخیه که " فرقه احسائیه " نیز نامیده می‌شود، تقریباً همزمان با « وهابیت » در میان اهل تسنن که مطابق اسناد و مدارک موجود " انگلستان برای ساختن این فرقه " از شخصی بنام محمد بن عبدالوهاب استفاده کرده است. ماجرای این دو فرقه و مأموریتی که از جانب انگلیس بعهده گرفته بودند، داستانی عبرت انگیز است و می‌تواند در شناخت ترفندهای استعمارگران برای ورود به مبحثی که پیش روی داریم نقش موثری داشته باشد.

- فرقه حجتیه

انجمن حجتیه تشکیلاتی بود که باهدف اصلی، دفاع از اسلام در مقابل بهائیت و تلاش برای «فراهم کردن زمینه ظهور امام عصر (عج)» در سال ۱۳۳۲ توسط شیخ محمود حلبی تأسیس شد. افکار مورد ترویج این فرقه را می‌توان عقیده قشری و تحلیل ناروا پیرامون علائم و نشان‌های ظهور حضرت حجت (عج) اعتقاد به جدایی دین از سیاست ازجمله تفکرات این فرقه دانست که بسیار موردحمایت و ترویج انگلیس واقع شد. فعالیت‌های فرقه حجتیه به‌عنوان یک گروه به‌ظاهر مذهبی و دینی و تبلیغات این گروه و تفکرات و اعتقادات انتقادی و متحجرانه، گسترش فعالیتها و تالیفات افراد مدعی ارتباط با امام زمان (عج) و گروههای منحرف در این داستان مثل تالیفات سید حسن ابطحی و فردی که به نام سید حسنی خود را نماینده امام زمان (عج) معرفی کرده و با دستورات اذکار خودساز به برخی افراد ساده لوح به دنبال اهداف و نیات زشت و ضد دینی و شیعی می‌باشند.

فرقه رام الله

رهبر این فرقه «پیمان الهی» است که بعد از پایان محکومیت قضایی خود در ایران، از سال 92 به انگلیس (لندن) مهاجرت کرده و به ترویج فرقه خود می‌پردازد. وی ادعا داشت از غیب خبر دارد و بر تمام علوم باطنی تسلط دارد و در عین ناباوری مریدان در خرداد سال ۸۶ در حین دستگیری به‌جای ناپدید شدن، از دیوار حیاط همسایه فرار کرد. این دستگیری فرصتی شد تا چهره‌ی پوشالی‌اش آشکار شود. وی چندین بار به دلیل ترویج عقاید خرافی و انحرافی و فریب مردم ـ به‌ویژه جوانان ـ به همراه گروهی از اطرافیانش در ایران بازداشت‌شده است.

- فرقه احمدالحسن بصری یمانی

احمد الحسن بصری (احمد الحسن زاده 1973 میلادی در منطقه ای بنام هویر از توابع زبیر از استان بصره است). او در سال 1999 از رشته مهندسی عمران دانشکده مهندسی نجف فارغ‌التحصیل شد و سپس به تحصیل در حوزه علمیه نجف پرداخت. به گزارش الشرق الاوسط وی در سال ۲۰۰۴ دعوت خود را آغاز نمود. در سال ۲۰۰۸ در نواحی بصره و ناصریه بین حامیان احمد الحسن موسوم به «انصار المهدی» و نیروهای دولت عراق درگیری مسلحانه رخ داد که طی آن حدود ۷۹ نفر کشته شدند و مدعی مهدویت در عصر معاصر از رؤیت امام عصر در خواب به رؤیت امام در بیداری و از آن به بابیت امام که نوعی دیگر از یمانی بودن است، رسیده است؛ و به‌تازگی مبلغان این جریان چهره‌ای از احمد الحسن معرفی می کنند که کاملاً مطابق با امام زمان و حضرت قائم است؛ یعنی به‌مرور مطابق فرقه قادیانی، در حال انتقال کارکردهای امام زمان (عج) به احمد الحسن هستند. مشابه همان مسیری که فرقه قادیانی در جذب افراد ساده لوح پیمود. جریان احمد الحسن، شباهت فراوانی با فرقه قادیانی (احمدیه) دارد. این فرقه که در بین شیعیان عراق بعد از زمان اشغال این کشور رواج یافته است سبب توجه و گرایشات زیادی به این فرقه از شیعیان درکربلا، نجف، بغداد و سامرا بوده است. وجوه اشتراکاتی بین جریان احمد الحسن و دیگر فرق ساختگی وجود دارد که حداقل آن دشمنی آنان با مرجعیت شیعی، فقهاء و عالمان دینی شیعه می باشد. بویژه با مرجع شیعه، آیه الله سیستانی، بیشترین دشمنی را ابراز می کرده‌اند. این فرقه که در اندیشه های خود تکفیر را پروش می دهند با هرکسی که با عقاید و آراء این جریان مخالف باشد، او را تکفیر کرده و از اقسام ترفندها و حیل، حتی گاهی سحر و جادو، سعی در اشاعه و ترویج جریان باطل خویش، دارند. کارشناسان امر معتقدند داعش و جریان احمد الحسن بصری یمانی دروغین، آخرین نسخه به‌روزرسانی شده مطالعات مستشرقین غربی، در جهان اسلام هستند که دقیقاً در برخی مفاهیم با یکدیگر هم پوشانی نیز دارند و به دنبال سوءاستفاده از گزاره‌های آخرالزمانی در جهت اهداف خویش می‌باشند.

- فرقه اسماعیلیه آقاخان

اسماعیلیان گروهی از شیعیان هستند که امامت را به اسماعیل، فرزند امام جعفر صادق (ع) ختم می‌کنند و او را امام هفتم می‌دانند. اینان هم‌زمان با روزگار سامانیان سر برآوردند و سده‌ها با توان بسیار به پراکندن اندیشه خویش پرداختند. امروزه از شمارشان کاسته شده است. در ایران بسیار کمیاب‌اند و در برخی کشورها هم مانند: افغانستان، تاجیکستان، هندوستان، تانزانیا، کنیا و سایر ممالک پراکنده‌اند، از اعتقادات انحرافی اسماعيليه احكامی مانند نماز، روزه، حج و به‌طورکلی، واجبات دین را قابل نسخ و رفع مي‌دانند و با اين حساب با انكار شريعت، راه اباحه‌گري بی‌حدومرز را مي‌پيمايند. داشتن چنين عقیده‌ای به‌اتفاق فرق اسلامي، موجب كفر و خروج از اسلام است، بدین‌جهت هنگامی‌که مذاهب اسلامي نماینده‌ی خود را به مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی معرفي كردند، اين گروه موفق نشد كه نماینده‌ای را به مجمع مزبور معرفی نمايد، زيرا دیگر فرق اسلامي عضو، مسلماني فرقه انحرافی اسماعیلیه آقاخانی را قبول نداشتند. ازآنجاکه فرقه آقاخان، خود را از پیروان اسماعیلیان می‌داند جا دارد که اشاره‌ای به تاریخچه تشکیل فرقه اسماعیلیان داشته باشیم. اسماعیلیان، فرقه‌ای از شیعیان هستند که به امامت «اسماعیل» فرزند امام جعفر صادق (ع) معتقد می‌باشند. بااینکه «اسماعیل» در زمان حیات امام صادق (ع) از دنیا رفت و آن حضرت فرزند خود را شخصاً دفن نمود و از حاضران بر مرگ اسماعیل گواهی گرفت ولی با ظهور جریانی انحرافی در میان برخی شیعیان سست‌عنصر که معتقد به غیبت اسماعیل پس از شهادت امام جعفر صادق (ع) گردیدند، زمینه‌های ظهور فرقه‌ای جعلی و انحرافی ایجاد گردید که بعدها به « اسماعیلیان» معروف شدند.

آقاخان امام چهل و نهم شیعیان فرقه اسماعیلی است که بعد از پدربزرگش سلطان محمدشاه آقاخان در سن ۲۰ سالگی و در یازده ژوئیه ۱۹۵۷ به امامت رسید. از اقدامات او تأسیس مؤسسه مطالعات اسماعیلی است که نهادی تحقیقاتی برای انتشار منابع، اسناد و مکتوبات اسلام به‌ویژه شیعه اسماعیلیه است که در سال ۱۳۵7 (۱۹۷۹ میلادی) در لندن تأسیس گردید. این موسسه به ترویج افکار و جریان سیاسی و روشنفکری لیبرال غربی همراه شده و خواهان تلفیقی از لیبرالیسم با اسلام است. آقاخان با پایه گذاری نهادها و مؤسسات اقتصادی و فرهنگی در انگلستان، شبه قاره هند، ایالات متحده امریکا و... توانسته است برای این فرقه نفوذ سیاسی بسیاری بدست آورد. او يکی از ثروتمندترين افراد در جهان است؛ درآمد وی ۱۵۰ ميليون دلار در سال تخمين زده می‌شود. وی دوران کودکی خود را در نایروبی، پایتخت کنیا، سپری و سپس برای تحصیل مدت ۹ سال را در سوییس گذرانید.  چهل و نهمین امام این فرقه فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد در رشته تاریخ اسلام و هم‌اکنون شهروند بریتانیا است. برادر آقاخان، امين، در سال ۱۹۶۵ پس از فارغ‌التحصیلی از هاروارد به مقر سازمان ملل، در بخش امور اقتصادی و اجتماعی پيوست. از سال ۱۹۶۸، امين به امور مديريت و توسعه‌ی اساسی مؤسسات امامت پرداخته است. «آقاخان سوم» که از دربار انگلیس، لقب اشرافی "SIR" را دریافت کرده است، در شکل‌گیری تاریخ استعماری هند نقش مهمی ایفا نمود.

آقا خان همواره به بریتانیا نزدیک بوده است. آنتونی وین در کتاب ایران در بازی بزرگ بر این نزدیکی صحه می گذارد که وی تبعه انگلستان است و از این رو خود را سزاوار حمایت بریتانیا می داند.

- فرقه صادق شیرازی

 این مرکز از طرف بیت آقای «سید محمد شیرازی» افتتاح و هم‌اکنون توسط سید مجتبی شیرازی برادر کوچک او اداره می‌شود. این حسینیه در حقیقت نمایندگی ترویج افکار و عقاید خانواده شیرازی را در لندن بر عهده دارد. اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه خوراک مناسبی برای فضای ماهواره‌ای و رسانه‌ای جهان علیه شیعیان تهیه‌کرده است که از جمله می‌توان به شبکه‌های عربی و فارسی زبان همچون شبکه جهانی امام حسین ( ۱ -۲- 3 )، مرجعیت، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس، الانوار، خدیجه، الزهرا، المهدی و غیره اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ شنیع‌ترین مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌است. شبکه‌هایی که با پنهان شدن در ظاهر دینی سعی می‌کنند جلوه‌های واقعی شیعی بودن را به صورت کاملاً وارونه نشان دهد.

- فرقه الحبیب

«یاسر یحیی عبدالله حبیب سلام الحبیب» (متولد ۱۹۷۹ میلادی) روحانی شیعه اهل کویت و صاحب شبکه تلویزیونی «فدک» و مدیر این موسسه است. او در نوجوانی وارد فعالیت‌های خبری ـ سیاسی کویت شد و با روزنامه‌های مختلفی (ازجمله الوطن، صوت الکویت، الطلیعه، الرای العام، القبس) همکاری کرد. یاسر الحبیب پس از آشنایی با سید محمد شیرازی در سال ۱۹۹۶ یعنی زمانی که تنها ۱۷ سال داشت به قم سفر کرده و مدتی را به شاگردی سید محمدرضا شیرازی (فرزند سید محمد) گذراند. این ارتباط استاد و شاگردی باعث شد که در مراسم گرامیداشت محمدرضا شیرازی که در حسینیه رسول اعظم لندن برگزار شد نیز یاسرالحبیب به‌عنوان سخنران مراسم از سوی بیت شیرازی برگزیده شود. با ورود به انگلیس، وی اقدام به راه اندازی روزنامه Shia newspaper –تأسیس حوزه علمیه امامین عسکریین (ع)، هیئت خدام المهدی (ع)، شبکه ماهواره‌ای فدک، شبکه ماهواره‌ای صوت العتره و سایت القطره کرده و اخیراً نیز پروژه بزرگ ساخت مسجد محسن شهید را در دست انجام دارد. یاسر الحبیب با نوشتن کتاب «الفاحشه... الوجه الاخر لعائشه» به ایجاد شکاف های و اختلاف های مذهبی شدید را بین اهل سنت وشیعه ترویج می‌کند. «شیخ عبدالعزیز آل شیخ» مفتی اول سعودی در برابر این اقدامات و هتاکی‌های یاسرالحبیب، این چنین با خرسندی واکنش نشان می‌دهد که «بعد از اسائه یاسرالحبیب به ام المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیع در کشورهای عربی و اسلامی متوقف شده است». وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: سخنان یاسرالحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنت که تمایلی به تشیع پیدا کرده بودند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند. اقدامات تفرقه افکنانه ایشان سبب تخریب شدید چهره شیعیان در اروپا و بریتانیا شده است.

5. مؤسسات شیعه شناسی و سیاست تفرقه افکنی انگلیس

- انگلیس در جهت شناخت شیعه اقدام به تأسیس مؤسسات شیعه شناسی در این کشور کرده است. از اقدامات این مؤسسات می‌توان به دادن پروژه‌ها و رساله‌های تحقیقاتی به دانشجویان اشاره کرد که باهدف شناخت شیعه، به شناخت کشور مورد هدف نیز پرداخته می‌شود. یکی از رساله‌های دکتری انجام گرفته توسط یکی از مسئولان ایرانی با عنوان قانون اساسی در فقه شیعه با تأکید بر شناخت ایران، نمونه‌ای از این اقدام است.

- از مؤسسات مذکور نیز می‌توان به موسسه شیعه شناسی دانشگاه لندن، دانشگاه آکسفورد، دانشگاه کمبریج و مخصوصاً دانشگاه بیرمنگام اشاره نمود. دانشگاه بیرمنگام در حال حاضر یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین مراکز مطالعاتی اسلام در اروپاست که با مرکز «اسلام و مسیحیت» پرفسور جان اسپوزیتو در دانشگاه «جرج تاون» (واشنگتن) همکاری نزدیکی دارد.

- آکادمی مطالعات ایرانی لندن. دکتر سید سلمان صفوی نویسنده و اسلام‌شناس معاصر رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن است. این موسسه در بهار ۱۳۸۲ در لندن تأسیس‌شده است. این مرکز تحقیقاتی، وظیفه گفت‌وگوهای فلسفی و عرفانی ایران و جهان غرب است. مجلات تخصصی آکادمی عبارت‌اند از: ترانسندنت فیلوسوفی و اسلامیک پرسپکتیو.

- مرکز شیعه شناسی دانشگاه دورهام انگلستان. این موسسه توسط حجت الاسلام دکتر مختاری در سال 1387 در دورهام تأسیس‌شده است. در اساسنامه تشکیل این مرکز هدف از تشکیل این مرکز را در جهت معرفی اندیشه‌های ناب شیعی در زمینه‌های مختلف همچون فقه، اصول، کلام و فلسفه، با روش‌های نوین و آکادمیک معرفی کرده است. بسیاری از ایرانیان در این مرکز فعال بوده و برخی از اینان همچون هادی سلیمان پور و نیز نصرت اله تاجیک از دیپلمات‌های کشورمان در هنگام فعالیت از همین محل به بهانه‌های واهی دستگیر و محاکمه گردیدند.

- موسسه ایران هریتیج فوندیشن. این موسسه از سوی برخی سکولارهای ایرانی ساکن لندن در سال 1380 تشکیل شد است. این موسسه بیشتر به برگزاری کنفرانس‌های مربوط به فرهنگ و تمدن ایران مشغول است. هدف اصلی این موسسه تفسیری سکولار از مذهب شیعه بوده است که در آثار منتشرشده این موسسه مشخص می‌شود. برخی از اعضای هیئت‌امنای آن عبارت‌اند از خانم صدیقه رستگار، وحید علاقه‌مند، کیمیا کام شاد و منوچهر آزموده. اعضای علمی این موسسه عبارت‌اند از: علی انصاری، نرگس فرزاد و هما کاتوزیان می‌باشند.

6. مسلمانان اهل سنت در بریتانیا:

در بریتانیا 2.3 میلیون اهل سنت ساکن است و اکثر مساجد بریتانیا سنی هستند. مساجد به‌عنوان بخش مهمی از مراکز فعالیت مسلمانان گروه‌های سنی مختلف همچون دیوبندی ها، بریلوی ها و صوفی مسلک‌ها، سلفی‌ها، مودودی ها و سایر گروه‌ها و فرقه‌ها اداره می‌شوند. جدول زیر به‌اختصار تعداد مساجدی که توسط هر یک از گروه‌ها تأسیس شده و اداره می‌شود، می‌پردازد:

جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا4

همان‌گونه که جدول بالا نشان می‌دهد، اغلب مساجد سنی توسط افرادی با اصالت پاکستانی و بنگلادشی اداره می‌شود که اغلب در زمره دیوبندی ها و بریلوی ها قرار می‌گیرند. علمای دیوبندی، همگی اعتقاد به تفسیری بسیاری سنتی از اسلام دارند که مبنی بر آن استفاده از تلویزیون و موسیقی برای سرگرمی، اگرچه ممنوع نیست، اما مکروه تلقی می‌شود. طبق تفکر آنان، زنان نیز می‌بایست بیش‌ازحد ضرورت بیرون از خانه خود و در اجتماع حضور نیابند.

این نوع نگرش بسیار متفاوت از نگرش گروه‌های دیگری همچون فرقه اسماعیلیه است که رهبر آنان عشق به میهن (یعنی بریتانیا) را بخشی از ایمان دانسته و ملحق شدن به نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا مایه‌ی افتخار و مباهات پیروان خود می‌داند. این تفاوت تا جایی پیش می‌رود که حتی در برخی حلقه‌های صوفی، پیروان فرقه، ملکه انگلیس را در دعاهای خود یاد می‌کنند و شیخ آنان نیز هیچ ممانعتی با ملحق شدن آن‌ها به ام‌آی‌6 ندارد.

جامعه مسلمانان اهل سنت در بریتانیا از گروه‌های گوناگونی تشکیل شده است که هر یک  دارای دیدگاه متفاوتی نسبت به فعالیت سیاسی می‌باشند. اجتماع دیوبندی ها که سنتی مشابه مسلمانان جنوب آسیا دارند، در دوران استعمار هند توسط بریتانیا و برای حفظ هویت اسلامی و  پایبندی به قوانین دینی شکل گرفته‌اند. این گروه از مسلمانان را شاید بتوان فعال‌ترین گروه در بریتانیا دانست، چراکه همان‌گونه که پیشتر اشاره شد، 40 درصد از مساجد بریتانیا تحت اداره آن‌ها بوده و اقدام به تأسیس نخستین دارالعلوم‌ها، برگزاری اولین سمینارهای دینی و تعلیم ائمه جماعت در دهه 1970 میلادی  نموده‌اند.

گروه دیگری از مسلمانان اهل سنت که از جنوب آسیا به بریتانیا مهاجرت کرده‌اند، بریلوی ها می‌باشند که در ظاهر تفاوت چندانی با دیوبندی ها ندارند اما بریلوی ها با تصوف و عرفان ارتباط نزدیک‌تری دارند. برای دیوبندی ها عالم منادی معرفت دینی است و برای بریلوی ها پیر طریقت شخص مقدسی محسوب می‌شود. گروهی از بنگلادشی‌ها نیز از بسیاری جهات متعلق به گروه بریلوی ها می‌باشند.

گروه دیگری که ریشه شکل‌گیری آن به هند برمی‌گردد، جماعت اسلامی است. این گروه تمرکز بیشتری (نسبت به دو گروه مذکور) بر فعالیت سیاسی داشته و به‌عنوان جنبشی ضد استعماری شناخته می‌شود. این گروه سعی دارد برای احیای اسلام، مردم را تشویق به حضور در جامعه و اصلاح دینی کند.  از این منظر، این گروه بی‌شباهت به اخوان المسلمین نیست، اما با این تفاوت که اخوان المسلمین در این زمینه به موفقیت بیشتری دست یافته است. گروه جماعت اسلامی توسط مولانا مودودی - ازاین‌رو، آنان را مودودی نیز می‌شناسند –  بر این اساس بنا نهاده شده است که تنها راه رهایی از استعمار بریتانیا، تشکیل حکومتی اسلامی است. این گروه در حال حاضر در بریتانیا به تأسیس مراکز خیریه، مساجد، و سازمان‌های رفاهی برای مسلمانان می‌پردازد.

بیش از نیمی از مسلمانان بریتانیا دارای اصالتی از کشورهای جنوب آسیا می‌باشند، اما جنبش‌های اصلاح‌گرایانه خاورمیانه همچون اخوان المسلمین، نفوذ بسیاری میان مسلمانان بریتانیا با اصالت عربی دارند و توانسته‌اند پیروان بسیاری را جذب خود کنند. اخوان المسلمین که توسط حسن البنا و با تأکید بر اتحاد و برابری شکل گرفته است، دیکتاتوری نظامی مصر را مانعی بر سر راه اصلاحات واقعی اجتماعی و مذهبی می‌داند و ازاین‌رو دارای رویکردی سیاسی می‌باشد.

گروه سیاسی دیگری که از جامعه اهل سنت بریتانیا  به فعالیت می‌پردازد، حزب التحریر نام دارد که در آن فعالیت سیاسی و تأسیس خلافت اسلامی، مهم‌ترین وظیفه یک مسلمان شمرده می‌شود. ازاین‌رو، این گروه همواره مواضع مخالفی  با دولت‌های مختلف بریتانیا ابراز کرده که منجر به محدودیت بیشتر این گروه شده است. اگرچه این گروه از اعضا و پیروان کمی در بریتانیا برخوردار است، اما مبارزات سیاسی و مواضع تند آن‌ها موجب افزایش شهرت و نفوذ آنان شده است.

آخرین گروه از جامعه مسلمانان که در این گزارش به آن اشاره می‌شود، سلفی‌ها می‌باشند که اصالت آنان به عربستان سعودی بازمی‌گردد. تفاوت رویکرد این گروه نسبت به گروه‌های یادشده در تأکید آنان بر اسلام ناب، به دور از هرگونه تأثیر فرهنگی یا بدعت است. اگرچه عده‌ی کمی از مسلمانان بریتانیا در این گروه قرار می‌گیرند، اما اهمیت بررسی آنان ازآن‌جهت است که به فعالیت سیاسی می‌پردازند که در برخی موارد منجر به افراطی‌گری شده و موجب انحلال سازمان‌ها یا مراکز آنان شده است.

- جامعه مسلمانان پاکستانی در بریتانیا:

به علت جمعیت بسیار مسلمانان پاکستانی و قدمت حضور آنان در بریتانیا، هزاران انجمن و سازمان حمایتی وجود دارند که در زمینه این گروه از مسلمانان فعالیت داشته و توانسته‌اند ارتباطات خوبی را با مقامات محلی برقرار کنند و از آن‌ها کمک‌های مالی نیز دریافت کنند. بااین‌حال، اکنون نگرانی‌هایی در خصوص کم شدن این کمک‌ها و پرداخت آن‌ها بدون توجه به نیازهای این گروه از مسلمانان وجود دارد. در کنار افزایش سطح رفاه بخش بزرگی از این دسته از مسلمانان، همچنان قشر محرومی وجود دارند که در چرخه معیوب عدم موفقیت تحصیلی و شغلی، گرفتار  اعتیاد و جرم می‌شوند.

اگرچه این گروه از مسلمانان توانسته‌اند تا حدی خود را با جامعه بریتانیا تطبیق دهند، همچنان بی‌اعتمادی بسیاری نسبت به طرح‌ها و برنامه‌های تحمیلی دولت در خصوص یکسان کردن فرهنگ و ارزش‌های آنان با فرهنگ انگلیسی وجود دارد.

دیدگاه این گروه از مسلمانان نسبت به دولت بریتانیا، در میان افراد و اقشار مختلف بسیار گوناگون است. اما در گذشته اغلب مسلمانان پاکستانی، به دلیل حمایتی که حزب کارگر از طبقه کارگر و اقلیت‌ها داشتند، طرفدار آن‌ها بودند. این در حالی است که پس از حمایت بی‌قیدوشرط تونی بلر از سیاست‌های آمریکا در مورد عراق و افغانستان، حمایت مسلمانان از دولت بسیار کاهش یافته و موجب آن شده است که حمایت آن‌ها از احزاب سیاسی جدید همچون حزب احترام (Respect Party) افزایش یابد.

جامعه مسلمانان پاکستانی از گذشته تاکنون در فعالیت احزاب سیاسی در سطح محلی مشارکت داشته‌اند و بااینکه برخی از آنان توانسته‌اند به جایگاه‌های مهم مدیریتی و سیاسی (همچون نمایندگی مجلس، حضور در هیئت‌مدیره انجمن‌های محلی و مدارس) دست یابند، بسیاری از مسلمانان همان‌گونه که نسبت به سایر سیاستمداران نگاه بدبینانه‌ای دارند، این افراد را نیز نماینده واقعی نیازهای جامعه خود نمی‌دانند. مسلمانان معتقدند این افراد تحت تسلط اعضا و مدیران سفیدپوست (بریتانیایی) هستند و نمی‌توانند تأثیری در سیاست‌ها و برنامه‌ها داشته باشند و ازاین‌رو در تصمیم‌گیری‌ها به حاشیه رانده می‌شوند.

- جامعه مسلمانان عربی آفریقایی در بریتانیا:

پس از مسلمانان هندی، پاکستانی و بنگلادشی، دومین گروه مهم اهل تسنن در بریتانیا مسلمانان عربی و آفریقایی هستند که اغلب از کشورهای شمال آفریقا مهاجرت کرده و به‌عنوان مسلمانان "اهل مغرب" شناخته می‌شوند و یا از کشورهای عرب‌زبان همچون یمن، سوریه، عراق، لبنان، اردن و فلسطین به بریتانیا مهاجرت کرده‌اند و اغلب ساکن لندن می‌باشند - البته تعداد کمی از آنان ساکن منچستر، لیورپول و بیرمنگام هستند.

از میان مسلمانان عربی، سلفی‌ها و به طبع آن وهابی‌ها در این گزارش موردتوجه قرارگرفته‌اند، زیرا اگرچه مساجد کمی خود را مراکز اسلامی وابسته به تفکر وهابی و یا سلفی می‌دانند، بررسی فعالیت این گروه‌ها در بریتانیا و تأثیر بریتانیا در شکل‌گیری آن‌ها در کشورهای عربی بسیار مهم است. اندیشه سلفی در اواخر دهه 1980 وارد بریتانیا شد و در اثر سرمایه‌گذاری مالی در مؤسسات دینی و اشاعه ادبیات و عقاید سلفی توسط عربستان سعودی و همچنین مهاجرت فارغ‌التحصیلان دو دانشگاه مهم سعودی به بریتانیا گسترش یافت. بااین‌وجود، اشاره به نقش بریتانیا در شکل‌گیری وهابیت و استفاده این کشور از تفاسیر گوناگون از اسلام در جهت منافع خود، ضروری است.

اگرچه مطالب بسیاری در زمینه دخالت‌های بریتانیا در تغییر شکل منطقه خاورمیانه در طول جنگ جهانی اول و پس‌ازآن مطرح شده است، به استفاده درازمدت بریتانیا از اسلام کمتر پرداخته‌شده است. در طول جنگ جهانی اول، بریتانیا از کشورهای عرب برای سرنگونی امپراتوری عثمانی کمک گرفت و درازای آن به آن‌ها وعده استقلال پس از جنگ داد. در بیانیه سال 1914، دولت بریتانیا ادعا کرد که یکی از اهداف بنیادین این کشور، "دوستی با اسلام و مسلمانان و حمایت از خلافت اسلامی است". دولت بریتانیا هم‌چنین در ادامه این بیانیه اظهار داشت که "در میان مسلمانان هیچ ملتی توانایی برپایی خلافت اسلامی را ندارد مگر اعراب و هیچ کشوری شایسته دستیابی به این جایگاه و مسند نیست مگر کشورهای عربی". در سال 1915 نیز بریتانیا اعلام داشت که «دین اسلام همواره مورداحترام دولت انگلیس بوده» و برخلاف دشمنی این دولت با حکومت عثمانی، سیاست آن‌ها مبنی بر «دوستی و احترام نسبت به اسلام دچار تغییر نشده است».

این در حالی است که عدم پایبندی بریتانیا به تعهدات و وعده‌های خود مبنی بر به استقلال رساندن اعراب، نشان داد که این کشور به دنبال حضور ویژه مشاوران خود در اداره کشورهای عرب و تبدیل این کشورها به "کشورهای تحت‌الحمایه" خود است. حمایت دولت بریتانیا از شریف حسین و ادعای دوستی با اسلام در نامه‌ی این دولت به وی در نوامبر 1914 مشهود است:

«اگر امیر (شریف حسین) .... و اعراب در جنگ تحمیل شده از سوی ترکیه، بریتانیا را یاری رسانند، دولت بریتانیا نیز متعهد می‌شود که در مسائل مذهبی یا غیرمذهبی اعراب به‌هیچ‌عنوان دخالتی نداشته باشد .... همان‌گونه که ما تاکنون از اسلام در برابر ترک‌ها دفاع کرده‌ایم. می‌بایست یک نژاد واقعی عرب خلافت اسلامی را در مکه یا مدینه به دست گیرد تا در شرایط کنونی که شر بسیاری در حال وقوع در منطقه است، با کمک خداوند (حول و قوه الهی) خیر بسیاری نصیب این منطقه شود».

بااین‌وجود برخی از مقامات بریتانیایی نگران آن بودند که در طول جنگ یا پس‌ازآن، خلافت تشکیل شده، تبدیل به محلی برای  گرد هم آمدن جنبش‌های استعمارستیز علیه استعمار بریتانیا در هند و مصر شود. بریتانیا بخصوص از احتمال جنگ مقدس مسلمانان (جهاد مسلمانان) علیه بریتانیا هراس داشت. دیوید فرامکین در تحلیل وضعیت خاورمیانه در زمان جنگ جهانی اول می‌گوید رهبران و مقامات دولت بریتانیا بر این باور بودند که می‌توان اسلام را برای خرید یا تسخیر رهبران مذهبی مورد سوءاستفاده قرار داد. آن‌ها معتقد بودند که اگر کسی بتواند خلیفه مسلمین را تحت سلطه خود درآورد، درواقع اسلام اهل تسنن را تحت سلطه خود خواهد داشت.

مسلمانان اخوانی و دیدگاه دولت بریتانیا نسبت به اخوان المسلمین:

پس از تشکیل  اخوان المسلمین به رهبری حسن البنا، به‌عنوان جنبش اسلامی بزرگی در مصر، این جنبش تبدیل به جایگزینی مذهبی برای جنبش‌های ملی‌گرای سکولار و احزاب کمونیسم مصر و خاورمیانه شد که برای بریتانیا و آمریکا در منطقه دردسرآفرین شده بودند. از زمانی که بریتانیا در اوایل جنگ جهانی اول مصر را کشوری تحت قیمومیت خود اعلام کرده بود، این کشور به پایگاهی برای حفظ موقعیت بریتانیا در منطقه بدل شد. درنتیجه شرکت‌های بریتانیایی بر سرمایه‌گذاری خارجی مصر تسلط یافتند و تا زمان جنگ جهانی دوم، بریتانیا بزرگ‌ترین پایگاه نظامی را در کانال سوئز در اختیار داشت.

پس از سال 1944، کمیته اطلاعات سیاسی بریتانیا اخوان المسلمین را جنبشی دارای خطر بالقوه اما با رهبری ضعیف معرفی کرد، جنبشی که بدون حسن البنا، تنها شخصیت برجسته خود، به‌آسانی به فروپاشی می‌رسد. البته این تحلیل از اخوان المسلمین در سال‌های بعد به دلیل نیاز بریتانیا به همکاری با این گروه برای مبارزه با جنبش‌های استعمارستیز  در مصر تغییر یافت. ازاین‌رو، با پایان جنگ جهانی دوم بریتانیا در موارد بسیاری برای نیل به اهداف خود، به تبانی با نیروهای مسلمان می‌پرداخت و باوجود اینکه از تعارض اهداف این گروه‌ها با سیاست‌های استعماری و اهداف راهبردی خود مطلع بود، از جنبش‌ها و گروه‌های اسلامی مصر به طور موقت و در نبود دیگر متحدان و قدرت موردنیاز برای تحمیل اولویت‌ها و اهداف خود استفاده می‌کرد.

در سال 2014، گزارشی از سوی مجلس عوام بریتانیا در خصوص اخوان المسلمین منتشر شد که با اعتراضات فراوانی مواجه شد. تحقیقات این گزارش توسط تیمی تحت نظر سِر جان جنکینز، سفیر سابق بریتانیا در ریاض و به دستور دیوید کامرون انجام گرفت و در خلاصه آن چنین مطرح شد که حسن البنا در سال 1928 از مسلمانان خواسته بود با سکولاریسم مبارزه کنند و اجازه ندهند تحت هیچ شرایطی به سمت احساسات ملی‌گرایانه غربی گرایش یابند. در این گزارش همچنین اخوان المسلمین به دلیل تبعیت از سید قطب و برائت نجستن از تفکرات تکفیری وی مبنی بر استفاده از ابزارهای خشونت‌آمیز به تسهیل خشونت سیاسی متهم شده و ازاین‌رو به‌عنوان تهدیدی برای مصالح بریتانیا و یهودی‌ها معرفی شد. درنتیجه دولت بریتانیا لایحه‌ای را تقدیم مجلس عوام انگلیس کرد که به‌موجب آن از اعطای روادید به رهبران اخوانی که از خشونت حمایت می‌کنند، ممانعت به عمل آمد. همچنین دولت بریتانیا اقدام به تقویت تدابیری در جهت بلوکه کردن کمک‌های مالی به جنبش حماس، شاخه فلسطینی اخوان کرد.

برخی از تحلیلگران این اقدامات دولت بریتانیا را تحت تأثیر حملات تروریستی اروپا و نگرانی این کشور از فعالیت‌های بخشی از اخوان المسلمین که گرایش فکر جهادی دارند، دانسته‌اند. محمد ابو سمره، یکی از طرفداران سابق اخوان المسلمین معتقد است شدت حملات تروریستی در اروپا موجب شده است که بسیاری از قدرت‌های غربی رویکردی مشابه گروه‌های وابسته به داعش را نسبت به اخوان المسلمین اتخاذ کنند و به تعریف و بررسی اسلام سیاسی بپردازند. اما برخی دیگر از تحلیلگران همچون ابراهیم الشهابی، پژوهشگر روابط بین‌الملل رویکرد جدید بریتانیا را تغییر موضعی در قبال اخوان المسلمین نمی‌داند، بلکه آن را یکی از استراتژی‌های بریتانیا در منطقه خاورمیانه می‌داند که به‌منظور گسترش تنش میان کشورهای عربی به کار گرفته شده است.

این اقدامات دولت بریتانیا را می‌توان در سایه‌ی موضع‌گیری دولت مصر و عربستان نسبت به اخوان المسلمین نیز تحلیل کرد، زیرا دولت مصر در آن زمان مدعی بود که اخوان المسلمین در برخی از حملات خشونت‌آمیز مصر دست داشته است. بسیاری از صاحب‌نظران ادعای دولت مصر را رد کرده و معتقدند اگرچه برخی از اعضای اخوان المسلمین درگیر فعالیت‌های خشونت‌آمیز بوده‌اند اما استراتژی و جهان‌بینی این گروه استفاده از خشونت نیست و اخوان تهدیدی علیه امنیت ملی بریتانیا نمی‌باشد. دکتر ماها اعظم، پژوهشگر مسائل شمال آفریقا و خاورمیانه در اندیشکده چتم هاوس می‌گوید: «به نظر می‌رسد فضای عمومی در خاورمیانه – جایی که اخوان المسلمین در آن سرکوب شده است- اکنون سعی بر آن دارد تا دیدگاه دولت‌های غربی را هم درباره اخوان المسلمین تحت تأثیر قرار دهد بنابراین می‌توان احتمال داد که مصری‌ها و سعودی‌ها به خاطر حضور اعضای اخوان در لندن، فشارهایی را به غرب وارد کنند».

تیم فارون رهبر حزب لیبرال دموکرات نیز با انتقاد از گزارش مذکور اظهار داشته است که اقدام بریتانیا علیه اخوان المسلمین باید بر مبنای بررسی‌ اطلاعات واقعی و موثق باشد و نه تحت‌فشار عربستان. به گفته فارون انجام این تحقیق بنا به درخواست دولت عربستان بوده و این موضوع روابط پنهان دولت بریتانیا را با عربستان آشکار کرده است. بنابراین، پس از انتقادهای بسیار از وزارت امور خارجه بریتانیا به دلیل حمایت از حاکمان نظامی مصر، این سؤال مطرح شد که آیا دولت بریتانیا قصد تغییر سیاست‌های خود نسبت به اخوان المسلمین را دارد. اخوان المسلمین در حال حاضر دفتری در خیابان کریکل وود برادوی، در حومه شمال غرب لندن دارد و اگرچه اکنون فعالیت بسیاری در این کشور ندارد، اما مجلس عوام بریتانیا در سال گذشته نیز (نوامبر 2016) گزارشی را در خصوص این گروه از مسلمانان منتشر کرده و به بررسی این گروه در سال 2016 و 2017 پرداخته است. (این موسسه گزارش مفصلی در آن زمان در این خصوص تهیه کرده است که بر روی سایت موسسه نیز قرار دارد)

- جامعه مسلمانان ترکیه:

طبق اطلاعات مرکز آمار ملی بریتانیا، جمعیت مسلمانان ترکیه در سال 2015 حدود 72000 نفر بوده است. اگرچه این رقم در مقایسه با سایر گروه‌های مسلمان در بریتانیا بسیار ناچیز است، اما باید در نظر داشت که اهمیت این گروه در نزدیکی کشور ترکیه به بریتانیا  است. برخی از مردم بریتانیا از مجاورت با  ترکیه به‌عنوان کشوری  با اکثریت مسلمان و  مهاجرپذیری بالا در هراس هستند. ازاین‌رو، دولت بریتانیا همواره در مورد مهاجرت مسلمانان ترک به بریتانیا و هم‌چنین عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا نگرانی داشته است، زیرا ترکیه می‌تواند به پلی ارتباطی میان مهاجران مسلمان (به‌ویژه از سوریه) و بریتانیا شود و انتقال مهاجران را به اروپا و به طبع آن بریتانیا تسهیل کند. این ترس‌ها و نگرانی‌ها پیش از همه‌پرسی برکسیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) نیز مطرح می‌شد. به‌طور مثال، مایکل گاو، نماینده حزب محافظه‌کار مدعی آن بود که اگر بریتانیا اتحادیه را ترک نکند، 5 میلیون مهاجر ترک به بریتانیا خواهند آمد.

بااین‌وجود پس از برکسیت و پیروزی طرفداران خروج از اتحادیه در همه‌پرسی، این نگرانی‌ها از میان رفته و تلاش‌هایی جهت افزایش سطح روابط دولت بریتانیا با ترکیه ازجمله در دیدار ترزا مِی با اردوغان در کمتر از سه ماه گذشته (11 بهمن 1395) صورت گرفته است. در گزارش اخیر مجلس عوام انگلیس در مورد ترکیه، بر درک مناسب از شرایط فعلی ترکیه (پس از کودتا) و شناخت اختلافات میان به حزب عدالت و توسعه و طرفداران گولن (گولنیست ها) تأکید شده است و وزارت خارجه بریتانیا به برقراری روابط نزدیک با ترکیه و در صورت لزوم ایفای نقش میانجی در روابط آمریکا و اروپا با ترکیه اشاره می‌کند. ازاین‌رو، می‌توان پیش‌بینی کرد که با افزایش همکاری‌ها و روابط میان ترکیه و بریتانیا، دیگر نگرانی از حضور و یا افزایش جمعیت مسلمانان ترکیه در بریتانیا وجود نداشته باشد.

بطور کلی شرایط داخلی بعضی جوامع اسلامی بیشتر مستعد اختلاف و تضاد است و اندکی دستکاری خارجی می تواند جرقه ای برای جنگ ها و درگیری های داخلی  باشد. برای مثال شرایط داخلی به‌گونه ای‌ است که کودتای اخیر ترکیه نشان داد این جامعه مستعد درگیری های جدید است. وزارت خارجه بریتانیا علت این رقابت شدید را اختلاف و شکاف عمیق موجود در جامعه ترکیه معرفی می‌کند. شورای فرهنگی بریتانیا، جامعه ترکیه را جامعه‌ای دوقطبی می‌داند که در آن افراد محافظه‌کار و مذهبیِ سنتی و افرادِ دارای اندیشه‌ی لیبرال و سکولار دچار بی‌اعتمادی نسبت به یکدیگر هستند و با یکدیگر تعاملی ندارند. چنانجه در یکی از سخنرانی‌های رجب طیب اردوغان، از این اختلاف به‌عنوان اختلاف میان ترک‌های سفید و ترک‌های سیاه یاد شده است؛ که مراد از ترک‌های سفید، کمالیست هایی است که عده کثیری از آن‌ها از روسیه، بالکان و دیگر کشورها به ترکیه مهاجرت کردند و ترک‌های سیاه همان ساکنان اصلی آناتولی هستند که اکنون اکثریت را در قدرت دارند. برخی از مفسرین، از این اختلاف به‌عنوان اختلاف میان "اسلام‌گرایان"(که نماینده کنونی آن‌ها در قدرت حزب اعتدال و توسعه است) و "سکولارها" (که تحت غلبه تاریخی "کمالیست ها" یا طرفدارن مصطفی کمال آتاتورک است) یاد می‌کنند. افراد حاضر در جامعه ترکیه، حزب اعتدال و توسعه را اسلام‌گرا نمی‌دانند ازآن‌جهت که اگرچه تقاضا برای اجرای قوانین شرعی اسلام در ترکیه کاهش یافته است، حزب مذکور همچنان از حمایت مردم در پای صندوق‌های رأی برخوردار است. بنابراین نمی‌توان اسلام‌گرایی را تنها علت حمایت مردم از دولت اردوغان دانست، بلکه باید به عوامل دیگری چون ملی‌گرایی موجود در تفکر حزب اعتدال و توسعه و تعهد حزب حاکم به سکولاریسم نیز توجه نمود. در چنین شرایطی اندکی دخالت انگلیسی ها می تواند موجبات درگیری ها و مشکلات جدیدی را فراهم آورد.

نتیجه گیری و ملاحظات:

در طی قرن های گذشته، انگلستان برای دسترسی آسانتر به منابع سرزمینی دیگر مناطق و بویژه کشورهای اسلامی از شیوه‌های پنهان و اعمال سیاست های پیچیده ای بهره برده است که نمونه برجسته این سیاست در مبارزه با وحدت دینی دیگر ملت ها و از راه فرقه سازي و خلق جنبش‌هاي مذهبی ابداعی بوده است. از این رو انگلستان در دوران استعمار و تسلط خود بر بخش عظيمي از جغرافياي جهان‌، از چنین رویکردی پیروی کرده و این رویه را نیز همچنان با اشکال دیگری ادامه می دهد.

ترفند فرقه سازی و اختلاف‌افکنی پس از گذشت چند دهه همچنان مورداستفاده انگلیس قرار گرفته و در این رابطه و با گسترش روزافزون جمعیت مسلمانان در اروپا، آمریکا و انگلیس، با توجه به بر هم خوردن ترکیب جمعیتی به لحاظ دینی و مذهبی، اشتیاق گسترده جوانان در غرب به سمت معنویت به‌ویژه اسلام و همین‌طور مذهب تشیع در کشورهایی که درگذشته نسبت به دیگر مذاهب، به شیعیان زیادتر بوده به‌ویژه در کشورهای اسلامی، توانمندی جریان بیداری اسلامی، به‌ویژه نقش شیعه در این ‌روند، معرفی اسلام ناب به‌عنوان تنها مکتب رهایی‌بخش و نجات‌دهنده بشریت در این راستا قابل‌تجزیه و تحلیل است. این اتفاق و در عصر حاضر و به‌ویژه با نزدیک شدن به آغاز مذاکرات و زمان خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و نگرانی در مورد آینده سیاسی -  اقتصادی خود و ضرورت چسبندگی بیشتر به کشورهای ثروتمند منطقه خلیج‌فارس بیش‌ازپیش خودنمایی می‌کند و حساسیت‌هایی را برای نظام سلطه جهانی علی‌الخصوص انگلیسی‌ها ایجاد کرده است که برای مقابله با این ‌روند اقداماتی انجام دهند که از این اقدامات می‌توان به سه اقدام علنی اشاره کرد: 1- فرقه سازی 2- دین سازی 3- تشکیل و حمایت از مراکز شیعه شناسی در انگلیس.

یکی از شخصیت‌های برجسته  و به عبارتی از  بزرگ‌ترین طراحان سیاست انگلیس در قبال اسلام اصیل تونی بلر نخست‌وزیر سابق انگلیس است. وی فردی است که به‌طور کامل در کنار جرج بوش و در تشویق و حمایت از تجاوز آمریکا به دو کشور بزرگ و همسایه ایران یعنی افغانستان و عراق قرار گرفت تا در صورت موفقیت ائتلاف غرب به رهبری آمریکا بتواند جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی را در مراحل بعد به‌زعم خود به‌زانو دربیاورد. وی در کنار فعالیت‌های خود برای جلب هر چه بیشتر حمایت‌های نظامی به این تجاوزات، به کشورهای مختلف سفر و همزمان صحبت‌های تهدیدآمیزی را در قبال کشورمان در محافل مختلف داخلی و خارجی بیان نمود. بلر کشورمان را مانع اصلی صلح در خاورمیانه دانسته و به‌واقع بخشی ازآنچه که جهان امروز در منطقه شاهد رشد بی‌رویه افراط‌گرایی و تروریسم مذهبی است، مرهون فعالیت‌های این فرد و عملی شدن سخنان و طرح‌های قبلی وی می‌باشد. به‌واقع تلاش اصلی این‌گونه شخصیت‌ها ایجاد و به عبارتی تشدید دو جریان افراطی هم در بین شیعه و هم در بین اهل سنت بوده است که این جریان هدف تحریک احساسات شیعیان از یک‌سو و اهل سنت از سوی دیگر و تشدید و شکل‌گیری جنگ شیعه و سنی در کشورهای اسلامی بوده است که البته تا این مقطع این‌گونه حرکات غیردینی، خشن و تروریستی تأثیرات حداقلی نیز بر برخی از کشورهای غربی بجای گذاشته است.  همچنان که چندی پیش ریچارد دیرلاو رئیس سابق ام آی 6 در خصوص اسلام‌گرایی افراطی اعلام داشت که: تهدید اسلام‌گرایان آشکارا و جدی است. بااین‌حال، قابل‌مهار و قابل مدیریت است. ما بایستی درک این موقعیت را حفظ کنیم. حملات ناموفق تروریستی تنها چند مورد بوده و شرایط تنها در صورتی تغییر می‌کند که چند حادثه به وقوع بپیوندد که درک موقعیت را تغییر داده و جامعه را به‌طرف واکنش سریع سوق دهد و به نظر من چنین چیزی غیرمحتمل است.

یکی از نمونه‌های آشکار این تلاش‌های بلر، سخنرانی تاریخی وی در اواخر فروردین ۱۳۸۵ ( ۲۱ آوریل ۲۰۰۶) بوده است. وی در سخنرانی خود که در آخرین روز سفرش به خاورمیانه، در جمع بازرگانان در شهر دبی صورت گرفت، دولت جمهوری اسلامی ایران را تهدیدی استراتژیک برای منطقه خواند. وی از کشورهای 'میانه‌رو' مسلمان خواست تا اتحاد جدیدی در برابر 'کشورهای تندرو ' مانند ایران را تشکیل دهند.

تونی بلر که مدتی بعد ریاست کوارتت را عهده‌دار و دفتر کار خود را در بیت‌المقدس قرار داد، گفت ایران در تلاش است تا "دولت‌های دموکراتیک" در عراق، لبنان و فلسطین را تضعیف کند. نخست‌وزیر وقت بریتانیا تأکید کرد که به همین علت جامعه جهانی باید ازآنچه او دولت‌های مدرن و میانه‌رو مسلمان خواند، پشتیبانی کند تا اتحادی تشکیل دهند و دست ایران و سوریه را از منطقه کوتاه کنند.

او گفت: "آن‌ها (ایران و سوریه) می‌خواهند دست ما را از لبنان، فلسطین و عراق کوتاه کنند، پاسخ ما هم باید همانند خودشان باشد. ما باید ائتلافی تشکیل دهیم تا دست آن‌ها را از سراسر منطقه کوتاه کنیم".

آقای بلر گفت که این کار بخشی از "تنازع به‌یادماندنی جهانی میان دموکراسی و بنیادگرایی" است.

این اظهارات بلر در گام‌های بعدی که همزمان با عدم پیشرفت ائتلاف نظامی متجاوزین در افغانستان و عراق  همراه بود، منجر به شکل‌گیری فرزند نامشروع دیگری از القاعده یعنی داعش شد. وزیر خارجه وقت انگلیس رابین کوک نیز به فاصله کوتاهی قبل از مرگ خود در مجلس عوام اعلام داشت که القاعده بدون شک محصول آژانس‌های اطلاعاتی غرب بوده است. به گفته کریستوفر میر، سفیر وقت تونی بلر در واشنگتن "داعش از القاعده بیرون جهیده و در دوره صدام اصولاً هرگز القاعده‌ای در عراق وجود نداشته است."

متعاقباً این راهبرد تونی بلر از سوی خانم ترزا می نخست‌وزیر فعلی انگلیس (که کمیسیون حقوق بشر اسلامی انگلیس در زمان صدارت وزیر‌کشوری از وی به‌عنوان بزرگ‌ترین اسلام هراس سال یاد نموده بود) دنبال شده و وی نیز همچون سلف خود از حزب کارگر (تونی بلر) در محافل مختلف علیه کشورمان صحبت‌های خصمانه‌ای ایراد کرد. برای نمونه ترزا می در سفر اخیر خود  به آمریکا و سخنرانی در کنفرانس حزب جمهوری‌خواه آمریکا  در مورد کاهش نفوذ به‌اصطلاح بدخیم ایران صحبت کرده و اظهار داشت «ما از متحدین خود در منطقه خلیج (فارس) به منظور عقب راندن تلاش‌های تهاجمی ایران برای ایجاد هلال نفوذ از تهران تا مدیترانه حمایت می‌کنیم...»

در کنار این فعالیت‌های سیاسیون علیه کشورمان، عناصری از مسلمانان و به‌ویژه شیعیان وابسته به دربار انگلیس نیز درصدد ترویج شیعه لندنی می‌باشند و مهم‌ترین هدف سه کشور پیشگام در مقابله با اسلام انقلابی و تشییع، یعنی انگلیس، اسرائیل و امریکا، از به وجود آمدن تحریف در مبانی جریان‌ها و نهضت‌های اسلامی، ایجاد مرجعیت کاذب به‌منظور جلوگیری از رشد و پیشرفت جهانی جریان اسلامی و مقاومت اسلامی است. جریان امام زمان سازی و جریان مرجعیت سازی از برنامه‌های مهم این دستگاه‌های اطلاعاتی در قبال ایران است و بخش مهمی از این کار توسط شبکه‌های مجازی و نیز ده‌ها شبکه ماهواره‌ای صورت می‌گیرد که بخش مهمی از آن با مرکزیت لندن و به زبان‌های مختلف انجام می‌شود.

علی‌رغم هوشیاری زیاد بخشی از جوامع اسلامی در قبال توطئه محافل غربی و به‌ویژه انگلیس، آنان در مواقع حساس از نفوذ خوبی در سطوح بالا نزد برخی از مراجع شیعه چه در قم و چه در نجف برخوردار می‌باشند و این موضوع محدود به ابتدای انقلاب اسلامی ایران نمی باشد به طوری که همچنان یکی از شیوه‌های نفوذ و بهره‌برداری از برخی از مراجع شیعه مربوط به حضور فرزندان، وابستگان آنان و یا خود شخصیت این‌گونه افراد برای انجام معالجه در انگلیس می‌باشد که در این راستا لازم است حداکثر هوشیاری از سوی شخصیت‌های برجسته اسلامی و یا نزدیکان آنان  به‌ویژه در مقاطع حساس صورت گیرد که در این رابطه چند نمونه یادآوری می‌شود.

1-در مقطعی و در اوج درگیری‌های عراق در اواخر مردادماه 1383، مرجع عالی‌قدر تشییع در عراق آیت‌الله‌العظمی سیستانی برای انجام معالجه و به تشویق و توصیه برخی از نزدیکان عازم لندن گردیدند. ائتلاف غربی به رهبری آمریکا و انگلیس از این غیبت ایشان در عراق حداکثر بهره‌برداری و فرصت‌طلبی را نموده و فشار ها را بر مقتدی صدر و حامیان وی به اوج رساندند. در کنار آن نظامیان اشغالگر به حرم مطهر امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) حمله کرده و براثر حملات موشکی و بمباران مکرر اشغالگران به قبرستان وادی‌السلام نیز خساراتی وارد گردید. برخی از رهبران هوشیار جوامع شیعی این حضور و توصیه را نوعی اشتباه راهبردی از سوی نزدیکان ایشان تلقی ‌نمودند و از این رو ایشان تصمیم به بازگشت از لندن گرفته و  پیش از عزیمت نیز ملت عراق را به حضور در عرصه‌ی نجف فراخواندند. بازگشت دوباره‌ی آیت‌الله سیستانی، دور تازه‌ای از تحولات را در عراق رقم زده و حضور آیت‌الله سیستانی در عراق، به دلیل مقبولیت ایشان نه‌تنها در نزد شیعیان بلکه اهل تسنن، توطئه‌های اشغالگران را تا حدود زیادی خنثی و ملت این کشور را در ادامه مبارزه و مقاومتشان هوشیارتر  و آگاه‌تر نمود.

2-با توجه به ارتباط مستقیم دفتر برخی از علما با سفارت‌خانه‌ها و به‌ویژه انگلیس رفت‌وآمد دیپلمات‌های ارشد سفارتخانه‌های غربی و به‌ویژه انگلیس به قم و دیگر شهرهای مذهبی کشورمان به‌طور منظم در جریان می‌باشد؛ برای نمونه متیو گولد کاردار وقت انگلیس در ایران در اوایل سال‌های  1380 که بعدها به سمت رایزن خارجی و امنیتی، نماینده کمیته اطلاعاتی مشترک انگلیس، مسئول امور ایران در واشنگتن (86-1384) و نیز سفیر انگلیس در اسرائیل (94-1390) منصوب گردید در مواقعی در ساعت 4 بامداد تلفنی با مسئول روابط دوجانبه در وزارت خارجه تماس و اظهار ‌داشت که وی بر اساس درخواست برخی از علما در اواخر شب گذشته در اتوبان تهران - قم در حال عزیمت به قم برای دیدار با آنان می‌باشد و امیدوار است که وزارت امور خارجه کشورمان اعتراضی به سفر بدون اعلام قبلی وی ننماید و در ابتدای ساعات اداری یادداشت مربوط به سفر را به وزارت خارجه ارسال خواهند کرد. موارد دیگری همچون اشاره یکی از مراجع عالی‌قدر در خصوص اینکه " میل دارم در لندن که دروازه دنیا و خانه دوم همه کشورها است، مؤسسه‌ای برای ترویج مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام و نشر معارف شیعه اثنی عشری تأسیس گردد..." و یا اشاره به تهدیدات  جفری آدامز سفیر وقت انگلیس در ایران  در جریان دستگیری ملوانان انگلیسی( در سال‌های 84-1382) در خصوص امکان استفاده از برخی از روحانیون مشهد،  اصفهان و قم برای حل‌وفصل  هر چه سریع‌تر موضوع ملوانان انگلیسی، که البته به دلیل محدودسازی جدی برای ارتباط و پیگیری موضوع، وی قادر به  انجام هیچ‌گونه  اقدام اضافی خارج از چارچوب تعیین‌شده نگردید.

این طرز تفکر محدود به شخصیت‌های انگلیسی در غرب نبوده و برخی از نزدیکان و مشاورین کلیدی رئیس‌جمهور جدید آمریکا، دونالد ترامپ همچون مایک فلین (مشاور سابق امنیت ملی امریکا) و استیو بانون مشاور ارشد فعلی ترامپ نیز آشکارا به این‌گونه تفکرات بلری نزدیک بوده و معتقدند که درگیر مبارزه برای حفظ تمدن غربی می‌باشند. بانون چندی پیش در سمیناری در واتیکان اعلام داشته بود که غرب در مراحل آغازین جنگ جهانی علیه فاشیسم اسلامی قرار دارد و در این راه این‌گونه افراد در چنین شرایطی که تقویت تمدن یهودی – مسیحی مطرح است خود را به روسیه و شخص پوتین نزدیک می‌بینند و بانون از طریق سایت خود (تا پیش از پیروزی در انتخابات) روابط نزدیکی با راست‌های افراطی اروپا در مورد خصومت با اسلام و مهاجرت ایجاد نموده و معتقد بود که واشنگتن، پاریس و مسکو باید ائتلافی راهبردی علیه بنیادگرایی اسلامی تشکیل دهند. برخی نیز در دولت انگلیس خصومت با مهاجرت از جهان اسلام را بیش از موضوع اروپا دلیل نارضایتی در رأی مردم انگلیس به برکسیت و خروج از اروپا دانسته‌اند.

 درنهایت می‌توان گفت که همدردی و هم سویی تونی بلر- ترزا می –  استیو بانون و دونالد ترامپ در قبال اسلام فراتر از آمریکا و اروپا بوده و این اعتقاد که ملت‌های آنان با تهدید اساسی از اسلام رادیکال مواجه می‌باشد نیروی روح‌بخش سیاست‌های دست راستی در دیگر مناطق ازجمله هند و اسرائیل می‌باشد و لذا همچنان که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار  اخیر  با میهمانان سی‌امین کنفرانس وحدت اسلامی اظهار داشته‌اند:

«انگلیس همیشه منبع تهدید، فساد و نکبت برای غرب آسیا بوده است ... در این اوضاع و احوال، شیعه انگلیسی و سنّی آمریکایی مثل دو لبه یک قیچی به آتش‌افروزی و اختلاف‌افکنی مشغول‌اند... و امروز دو اراده در منطقه در تعارض با یکدیگر قرار گرفته است، اراده وحدت و اراده تفرقه، و در این اوضاع حساس، تکیه بر قرآن و تعالیم الهی پیامبر اعظم(ص)، به‌عنوان داروی وحدت‌بخش، راه‌حل محنت‌های دنیای اسلام است.»                                           

 

گروه تخصصی بریتانیا
اردیبهشت 1396

 

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

گزارش موارد نقض حقوق بشر توسط بریتانیا

۱۳۹۷/۱/۱۲

بررسی عملکرد موسسه ایران‌شناسی بریتانیا (BIPS)

۱۳۹۶/۶/۱۳

متغیرتقسیم، تفوق و فرقه سازی جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا

۱۳۹۶/۳/۲۴

جدایی احتمالی ایرلند شمالی از بریتانیا؛ ابعاد و عواقب احتمالی آن برای بریتانیا و اتحادیه اروپا

۱۳۹۶/۲/۳۱

پایگاه‌های نظامی و اطلاعاتی انگلستان در قبرس و نقش آن در تحولات منطقه

۱۳۹۵/۱۲/۷

اسلام سیاسی در خاورمیانه از نگاه بریتانیا؛ با محوریت فعالیت‏های اخوان‌المسلمین

۱۳۹۵/۱۲/۳

بریتانیای خارج از اتحادیه اروپا و ترامپ:ازدواج مصلحتی و ضرورت ناگزیر بازنگری در روابط ویژه فرا آتلانتیک

۱۳۹۵/۱۲/۳

مواضع متناقض دولت بریتانیا در قبال انتخابات اخیر امریکا

۱۳۹۵/۹/۳

ملاحظاتی در خصوص نقش بریتانیا در جنگ اقتصادی علیه داعش

۱۳۹۵/۸/۱

خلاصه گزارش چشم‌انداز وزارت امور خارجه بریتانیا

۱۳۹۵/۷/۳

نگاهی به انجمن بریتانیایی فابیان و فعالیت های آن در ارتباط با خاورمیانه

۱۳۹۵/۶/۱۷

خروج بریتانیا: بازی با حاصل جمع صفر یا بازی باخت – باخت

۱۳۹۵/۶/۸

تأثیر سیاست خارجی روسیه بر امنیت بریتانیا و متحدان آن

۱۳۹۵/۶/۶

چرایی برکسیت و آینده بریتانیا در نظام بین الملل: نگاهی اکتشافی

۱۳۹۵/۵/۶

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا: تأثیرات جهانی و منطقه‌ای و روابط با جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۴/۲۶

گزارش چیلکات یا لاپوشانی جرایم جنگی بریتانیا در عراق

۱۳۹۵/۴/۲۳

بهار بریتانیایی اتحادیه اروپا

۱۳۹۵/۴/۵

بررسی موقعیت و نقش جزیره دیگو گارسیا

۱۳۹۵/۳/۱

زوال سیاست خارجی اخلاقی در دولت بریتانیا

۱۳۹۴/۱۱/۱۳

واکاوی نقش بریتیش کانسیل به عنوان بازوی فرهنگی بریتانیا در جهان و ایران

۱۳۹۴/۱۰/۲۰

انتخابات ریاست حزب کارگر بریتانیا

۱۳۹۴/۷/۱۹

تحلیلی بر گزارش ایندیپندنت از "مبارزه تا تظاهر" غربی‌ها در قبال داعش

۱۳۹۴/۷/۱۱

مجادلات جدید بریتانیا و اسپانیا بر سر جبل الطارق

۱۳۹۴/۶/۱۱

ابعاد و عواقب جدایی احتمالی اسکاتلند برای بریتانیا و اتحادیه اروپا و حساسیت موضوع برای جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۶/۱۰

بررسی مشارکت رأی‌دهندگان اسکاتلندی در انتخابات گوناگون بریتانیا

۱۳۹۴/۵/۲۵

روابط عربستان سعودی و بریتانیا

۱۳۹۴/۵/۲۵

بررسی افراط‌گرایی و پراکندگی تروریسم 10 سال پس از بمب گذاری لندن

۱۳۹۴/۴/۱۶

پدیده داعش و سیاست خارجی بریتانیا

۱۳۹۴/۴/۱۵

کاهش رو به رشد نقش ملموس بریتانیا در جهان

۱۳۹۴/۳/۲

روابط دوجانبه بریتانیا و بحرین در پرتوی سفر پادشاه بحرین به بریتانیا

۱۳۹۴/۲/۳۰

انتخابات بریتانیا و عملکرد حزب ملی اسکاتلند

۱۳۹۴/۲/۲۲

معضلات همه‌پرسی برای انگلستان

۱۳۹۴/۲/۲۱

فرصت طلبی فرانسه و قرار گرفتن به جای انگلیس به عنوان نزدیک ترین متحد کشورهای خلیج فارس

۱۳۹۴/۲/۱۶