ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > فرانسه > پرونده شماره 3 نظامی‌گری فرانسه: حرکت به سمت بازیگری نخست نظامی در غرب آسیا

پرونده شماره 3 نظامی‌گری فرانسه: حرکت به سمت بازیگری نخست نظامی در غرب آسیا

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۳/۱۷ تعداد بازدید: 544

نگارنده: نوشین لک

مقدمه

پرونده شماره 3 نظامی‌گری فرانسه

منطقه غرب آسیا به‌عنوان حساس‌ترین منطقه جهان ازنظر راهبردی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از دیرباز محل تنش‌ها و بحران‌های بین‌المللی بوده است. این منطقه که از بزرگ‌ترین منابع نفت و گاز برخوردار است، همواره توجه قدرت‌های بزرگ را به خود جلب کرده است. در این میان کشور فرانسه از معدود قدرت‌های توانمند در اعزام نیروی نظامی به هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود است. این کشور به دنبال جنگ خلیج‌فارس در سال 1991، امروزه به یکی از قدرت‌های مطرح و دارای تجربه‌ی عملیاتی در این منطقه تبدیل‌شده است. طبق نظر خود فرانسوی‌ها، این کشور در عملیات لیبی در سال 2011 و یا در عملیات نظامی در کشور مالی در سال 2013، نشان داد که به‌خوبی می‌تواند به‌عنوان بازیگر نخست جنگ[1] وارد عمل شود. کتاب‌های سفید دفاعی و امنیتی فرانسه در سال 2008 و در سال 2013 بر حفظ توانایی فرانسه در عملیات هوایی، دریایی و زمینی تأکید داشته‏اند و مذاکرات سیاسی، راهبردی و اقتصادی در حوزه‏ی نظامی در این کشور روندی افزایشی داشته‌اند.

امروزه فرانسه نه به‌عنوان یک بازیگر اعزامی[2] صرف (اعزام کننده نیروی عملیاتی در قالب ائتلاف‏ها) بلکه به‌عنوان یک قدرت مداخله‌گر[3] نیز شناخته می‌شود و ترکیب توانایی دخالت نظامی و تمایل به انجام آن برای حل بحران‌ها و شکست دادن مخالفان به‌وضوح در سیاست‌های سال‌های اخیر این کشور دیده می‌شود. درواقع میل روزافزون دخالت نظامی در آفریقا و پس‌ازآن ادعای مبارزه با داعش و تمایل به حضور نظامی در سوریه، منجر به افزایش ماهیت عملیاتی و مداخله‌گر کشور فرانسه شده است. این در حالی است که به نظر می‌رسد که همکاری‌ها در سطح اروپایی کمتر منجر به حل چالش‌های در حال رشدی شده است که قدرت‌های مداخله‌گری همچون فرانسه برای رویارویی با آن‌ها در سال‌های آینده دست به اقدام می‌زنند.

در این گزارش سعی بر آن است تا با جمع‌آوری شواهد و مدارک موجود، انگیزه مداخله‌گرایی فرانسه و نقش‌آفرینی این کشور به‌عنوان بازیگر نخست جنگ به‌ویژه در منطقه غرب آسیا به‌وسیله آمار و اسناد معتبر مورد بررسی قرار گیرد. پیش از آن نیز در خردادماه 94 با توجه به چهارمین کتاب سفید امنیت و دفاع فرانسه، روند نظامی‌گری فرانسه با اشاره به قانون برنامه‌ریزی نظامی این کشور تا سال 2020 و میزان صادرات نظامی فرانسه به سایر کشورها به‌دقت موردبررسی قرارگرفته بود. حال با توجه به تغییرات صورت گرفته پس از سال 2015 و آمارهای به‌روز، میزان مداخله‌گری فرانسه و برنامه نظامی این کشور را در سال‌های پیش‌رو در قبال منطقه غرب آسیا و تبعات آن را برای جمهوری اسلامی ایران بررسی خواهیم کرد.


روند رو به رشد مداخله نظامی فرانسه با تأکید بر کتاب سفید دفاعی

پیدایش مفهوم دخالت نظامی در بحث‌های راهبردی فرانسه و در مدارک رسمی امر متأخری است. دل‌مشغولی‌های دفاعی فرانسه بلافاصله پس از جنگ سرد با تدوین کتاب سفید دفاعی فرانسه در سال 1994 بسیار محسوس است و در آن اهمیت مأموریت و برنامه‌ریزی پرداخته‌شده است. حتی اگر مفهوم مداخله مستقیم در این کتاب صریحاً اعلام‌نشده باشد، این سند ظرفیت‌های کلیدی فرانسه را به‌منظور تضمین آزادی عمل فرانسه به تصویر می‌کشد.

ظهور این مفاهیم برای واجد شرایط نشان دادن فرانسه در مداخلات فراملی به‌منظور تحقق جاه‌طلبی‌های این کشور را می‌توان به سال‌های 2000 مربوط دانست. درواقع پس از نخستین حمله نیروهای ناتو بدون مجوز سازمان ملل به یوگسلاوی در سال 1999 که از دید فرانسوی‌ها با برنامه‌ریزی کامل آمریکا و بریتانیا صورت می‏گرفت، فاصله تجهیزات نظامی آمریکا با سایر کشورهای اروپایی و وابستگی شدید این کشورها به آمریکا، به‌وضوح قابل‌مشاهده بود، بدین ترتیب نخستین بارقه‌های دفاع مستقل بر پایه منافع ملی در میان فرانسویان مشاهده شد.

بدین ترتیب، ظرفیت دخالت نظامی درصحنه‌های بین‌المللی در چارچوب ملی جایگاه وسیعی را در فرانسه از آن خود کرد. به‌طوری‌که در کتاب سفید دفاعی فرانسه در سال 2008 می‌توان این موضوع را به‌خوبی مشاهده کرد: «فرانسه مهارت‌های ویژه‌ای برای شرکت در عملیات نظامی در مقیاس بزرگ در بالاترین سطح عملیاتی و –در چارچوب ملی- را دارا است که این امر فرانسه را قادر می‌سازد تا مسئولیت‌های فرماندهی مشترک چندملیتی را درصحنه عملیات بپذیرد. فرانسه دارای مهارت‌های بالقوه برای کنترل شرایط بحرانی در عملیات‌های با مقیاس وسیع در هنگام انتقال عملیات به سمت ثبات و صلح را داراست.»

گرایش فرانسه به استقلال راهبردی و ظرفیت دخالت نخست درصحنه بین‌المللی، در کتاب سفید سال 2013، به طرز روشن‌تری بیان‌شده است: «باید به فرانسه در عملیات‏های لازم برای حفظ امنیت خود و شرکای خود به‌ویژه در چارچوب اتحادیه اروپا اجازه ابتکار عمل بیشتری داد. چنین دستوری اجازه‌ی برنامه‌ریزی مؤثرتری را از جانب فرانسه در کنار حفظ آزادی عمل آن خواهد داد{...}این ظرفیت‌ها می‌بایست در راستای انجام نقش‌های فرانسه در حوزه‌ی اتحادیه اروپا و نیز تحقق مسئولیت‌های ما در اتحاد آتلانتیک و ساختار ناتو باشد.»

در کتاب سفید فرانسه بر حفظ استقلال فرانسه در تصمیم و عمل در هر شرایطی بر پایه ‏ی نیازهای ملی و فرا آتلانتیکی به‌عنوان بخشی از نیروی واکنش ناتو تأکید شده است. قانون اساسی جمهوری پنجم نیز به قدرت اجرایی درزمینه‌ی دفاع اجازه‌ی تصمیم گری سریع و بی‌وقفه را می‌دهد.

مفهوم دخالت نظامی در اسناد فرانسوی

دخالت نظامی به معنای استفاده از قدرت نظامی علیه دشمن در مسافت‌های طولانی، به‌عنوان یکی از نمادهای قدرت نظامی هر کشور محسوب می‌شود. لیکن این موضوع، جایگاهی اساسی در برنامه‌ریزی نظامی کشورهای غربی در دوران پس از جنگ سرد پیداکرده است و اخیراً نیز به یکی از مشغله‌های اساسی کشورهای نگران از سرنوشتی مشابه در عراق و یوگسلاوی تبدیل‌شده است. از سوی دیگر تکرار دخالت نظامی غرب به‌ویژه ایالات‌متحده آمریکا بین سال‌های 1991 تا 2003، منجر به تقویت و اشاعه تفکر عدم دخالت نظامی خارجی گردیده است. درعین‌حال مفهوم دخالت نظامی در منابع فرانسوی تحت عنوان ورود اولیه یا نخست (initial entry) به صحنه مداخله و باهدف حفظ استقلال و آزادی عمل بیش‌ازپیش در حال افزایش است. این مفهوم در اسناد فرانسوی بر اساس درجه‌ی موانع احتمالی در محیط‌های مورد مداخله به سه دسته‌ی محیط‌های مجاز[4]، نیمه مجاز[5] و غیرمجاز[6] دسته‌بندی می‌شود. درواقع این دسته‌بندی به معنای ارزش دخالت نظامی در محیط‌های مختلف و در شرایط متفاوت است. جدول زیر به‌خوبی به تبیین تفاوت‌های این سه محیط پرداخته است:

پرونده شماره 3 نظامی‌گری فرانسه

در بیان تفاوت‌های موجود میان این سه نوع طبقه‌بندی برای فرانسه، می‌توان این‌گونه توضیح داد که محیط اول به‌عنوان یک محیط مجاز و محیط دوم به‌عنوان یک محیط نیمه مجاز از حیث ضعف، عدم وجود عناصر تهدید و یا پراکندگی عامل تهدید، به نیروهای نظامی کشور فرانسه این امکان را می‌دهد که در صورت مداخله با خطر قابل‌توجهی مواجه نخواهند شد و این محیط از منظر خود فرانسوی‌ها و نه از منظر کشور میزبان، مجاز برای انجام عملیات نظامی است. در مورد محیط سوم که در اسناد فرانسوی و از منظر خود فرانسوی‌ها محیطی غیرمجاز برای انجام فعالیت نظامی خوانده می‌شود، می‌توان علت آن را وجود خطرات و تهدیدهای شدید نظامی و دفاعی و هزینه‌های زیاد شرکت در عملیات این‌چنینی دانست.

با نگاهی به اسناد نظامی این کشور درمی‌یابیم، فرانسوی‌ها خواستار حرکت به سمت استقلال راهبردی و آزادی عمل بیشتر در مأموریت‌های نظامی خود هستند به‌طوری‌که درنهایت با بالا بردن ظرفیت‌های نظامی خود بتوانند به‌راحتی و علی‌رغم وجود تهدیدهای مخاطره‌آمیز در محیط‌های غیرمجاز نیز به انجام مأموریت نظامی بپردازند.

آنچه در مورد این‌گونه محیط‌ها برای ما به‌عنوان خواننده‌ی ایرانی جای تأمل دارد، نام بردن از جنگ فرضی ایران در سال 2017 و قرار دادن آن در مثال‌های مورد سوم یعنی محیط غیرمجاز است. می‌توان این‌گونه برداشت کرد که محیط پرتنش خاورمیانه و جنگ‌های متعدد و موجودیت ایران در مرکز این منطقه، تفکرات بین‌المللی را به سمت محتمل بودن نوعی درگیری با ایران سوق داده است.

دلایل و انگیزه‌های مداخله‌گری نظامی فرانسه:

1. کاهش نفوذ ارتش کشورهای اروپایی

در طی 25 سال گذشته، ارتش‌های اروپایی با بهره‌مندی از تجربیات جنگ سرد و جنگ خلیج‌فارس در جهت ترک نیازهای دفاع جمعی پیش رفتند و عملاً دولت‌ها با کاهش بودجه نظامی و فقدان آشکار جاه‌طلبی‌های سیاسی، راهبردی و عملیاتی روبه‌رو شدند و عمدتاً به سمت حفظ صلح، ثبات و دیپلماسی اجبار پیش رفتند. در طول فرایند تحول، نیروهای مسلح اروپا از نظر کمّی به‌طور چشمگیری کاهش یافتند و به‌موازات آن‌ها، بر روی قابلیت همکاری و گسترش ظرفیت‌های خود (آموزه‌ها و تجهیزات) در مأموریت‌های محدود با طیف پایین (ثبات در بالکان، افغانستان، دزدی دریایی) و یا در حمایت از عملیات بزرگی که رهبری آن‌ها را ایالات‌متحده بر عهده داشت حرکت کردند. این عملکرد کشورهای اروپایی به دو علت اصلی انجام می‌گرفت: بالا گرفتن روند افزایشی چالش‌های محیط‌زیست در همسایگی اروپا و بی‌ثباتی رو به رشد در منطقه غرب آسیا و آفریقای شمالی که به‌خودی‌خود به‌طور قابل‌توجهی بر هزینه‌ی دخالت‌های نظامی در سطح خارجی و نیز افزایش وابستگی نیروهای اروپایی به ایالات‌متحده آمریکا می‌افزود.

از سوی دیگر باوجود افزایش وابستگی کشورهای اروپایی به ایالات‌متحده، عدم اطمینان عمیق به حمایت ایالات‌متحده از متحدان اروپایی خود، آن‌ها را به‌سوی داشتن ارتشی قوی و مستقل در شرایط بی‌نظمی کنونی جهان سوق داده است. چراکه افزایش قدرت نظامی چین، بحران اوکراین و قدرت راهبردی روسیه، همچون بی‌نظمی در آسیای غربی از قدرت عملکرد آمریکا در این منطقه کاسته و نیاز به ارتش اروپایی جدید را تقویت کرده است. در این میان با توجه به جایگاه فرانسه و همچنین فرهنگ راهبردی ملی و جاه‌طلبی‌های منحصربه‌فرد آن، این کشور را بر آن داشته تا به‌طور مستقل به تقویت ارتش خود بپردازد.

با توجه به اینکه فرانسه 25% از بودجه‌ی دفاعی اروپا را پرداخت می‌کند و همچنین 40% از صنایع دفاعی اروپا فرانسوی-بریتانیایی است، فرانسه خود را مجاز به ارائه پیشنهاد‌هایی به‌منظور اصلاح وضعیت دفاع اروپایی می‌داند. این کشور علی‌رغم همه‏ی درگیری‌های نظامی، همچنان تعهد نظامی خود را به اروپا و شرکای اروپایی خود حفظ کرده است و در اوت سال 2016، دوباره رهبری عملیات هوایی بالتیک را تا پایان این سال عهده‌دار شد.

2. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برکسیت)

در میان کشورهای اروپایی، بریتانیا از بسیاری از جهات، به‌عنوان بهترین متحد اروپایی فرانسه در حوزه نظامی شناخته می‌شود. قابلیت‌های نظامی دو کشور فرانسه و بریتانیا ازجمله در حوزه‌ی هوش مغناطیسی برای دفاع هوایی در مقابل دشمن، سرآمد سایر کشورهای اروپایی است. باوجودآنکه توان نیروی نظامی بریتانیا در اواخر سال‌های 2000 به دلیل مشارکت گسترده در جنگ‌های عراق، افغانستان و نیز بحران اقتصادی سال 2008، رو به افول گذاشت، اما لندن به‌خوبی از عهده‌ی بازسازی نیروی نظامی خود برآمد. پایبندی به اختصاص 2% از تولید ناخالص داخلی برای تأمین هزینه‌های نظامی ناتو، بریتانیا و فرانسه را به‌عنوان دو عضو این پیمان، در جایگاه خوب نظامی قرار داده است. بدین ترتیب فرانسه در کنار بریتانیا به دو قدرت اعزامی بزرگ در انجام عملیات مختلف تبدیل شدند.

ایجاد ستاد مشترک نیروی اعزامی[7] که بر اساس پیمان مجلس لانکستر در سال 2010 میان فرانسه و انگلستان تشکیل شد، نشان‌دهنده همگرایی اهداف اعزامی فرانسه و بریتانیا است. این پیمان به‌سرعت توانایی ترکیب نیروهای دو کشور را برای بازیگری نخست در مناقشات بر عهده دارد. از دید کارشناسان انجام رزمایش هوایی موسوم به "نبرد شیردال[8] [9]" در آوریل سال 2016 به‌خوبی موفقیت همکاری‌های مشترک این دو کشور را در چارچوب ستاد مشترک نیروی اعزامی نشان داده است.

با در نظر گرفتن توانایی‌های بالای نظامی دولت بریتانیا، فرانسه به دنبال تعمیق همکاری‌های دوجانبه و استفاده از توانایی‌های نیروهای نظامی دو کشور بوده است به‌طوری‌که در پروژه‌های مشترک میان این دو کشور همچون پروژه رافال، هواپیماهای جنگنده بدون سرنشین و اشتراک‌گذاری اطلاعات می‌توان علاقه به ادامه همکاری‌ها را به‌خوبی مشاهده نمود. اما تصمیم بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا و از دست دادن این شریک قوی اروپایی در سطح نظامی، انگیزه لازم را برای تقویت بیشتر نیروهای فرانسوی در شرایط انزوای اروپایی فراهم کرده است. به‌طوری‌که در 23 ژوئن سال 2016 و پس از رأی دولت بریتانیا مبنی بر خروج از اتحادیه اروپا، فرانسوا اولاند رئیس‌جمهور این کشور، بر همکاری‌های دفاعی در سطح اروپایی تأکید بیشتری کرد. از آن تاریخ به بعد، اولاند با تأکید مجدد بر لزوم حفظ امنیت اروپا، خواهان تعهد بیشتر سایر اعضای اتحادیه اروپا در زمینه همکاری‌ علیه تروریسم و عملیات برون مرزی شده است.

در نشست اتحادیه اروپا در براتیسلاوا در 16 سپتامبر سال 2016 نیز فرانسه و آلمان ابتکار عمل ساخت مقر نظامی اتحادیه اروپا و همکاری‌های بیشتر تدارکاتی و امنیتی و نیز کنترل بیشتر مرزهای اتحادیه اروپا را به دست گرفتند و بر اهمیت پیشبرد موضوعات دفاعی در اتحادیه اروپا تأکید کردند. درواقع کشورهای اروپایی ازجمله فرانسه در مقابل فراز و نشیب‌های دخالت آمریکا در کشورها و عواقب طولانی‌مدت خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، انگیزه بیشتری را برای ورود به‌عنوان بازیگر نخست درگیری‌ها و تقویت ارتش اروپایی پیدا کردند.

3. سیاست‌های دونالد ترامپ در قبال اتحادیه اروپا

واشنگتن پس از حضور ترامپ در مسند ریاست جمهوری، سیگنال‌های سلبی و ناامیدکننده‌ای را به اتحادیه اروپا و ناتو مخابره کرده است: حمایت ترامپ از برکسیت و امیدواری جریان‌های راست افراطی و ملی‌گرا برای بر هم زدن ساختار اتحادیه اروپا پس از روی کار آمدن ترامپ از یک‌سو و تحت‌فشار قرار دادن اعضای پیمان آتلانتیک شمالی برای پایبندی به پرداخت هزینه‌های نظامی و مالی در این مجموعه، موجبات نارضایتی و خشم سران اروپایی از کاخ سفید را فراهم آورده است. این موضوع به‌خودی‌خود بر بی‌اعتمادی بیشتر کشورهای اروپایی ازجمله فرانسه نسبت به حمایت ایالات‌متحده آمریکا از آن‌ها افزوده و آن‏ها را به تلاش بیشتر برای تقویت نیروهای دفاعی ارتش خود ترغیب ساخته است.

4. تروریسم

از ژانویه سال 2015، حملات تروریستی متعددی در فرانسه رخ داده است. در همین دوران و بعد از حملات تروریستی ماه نوامبر 2015، فرانسوا اولاند رئیس‌جمهور فرانسه اعلام کرد که «فرانسه در جنگ است» و بدین ترتیب خواستار انجام عملیات بیشتر علیه داعش در عراق و سوریه شد. در داخل کشور نیز برای مبارزه با حملات تروریستی کلیه‌ی یگان‌های امنیتی وارد عمل شدند، اما در مورد عملکرد آن‌ها انتقادهایی صورت گرفت؛ عدم هماهنگی نیروها با یکدیگر و عدم وجود منابع لازم در اختیار سرویس اطلاعاتی ازجمله‌ی آن‌ها بود؛ چراکه سرویس اطلاعاتی فرانسه پیش‌تر عوامل تروریستی این کشور را شناسایی کرده بود. با ادامه حملات تروریستی در سال 2017 و نزدیک بودن انتخابات فرانسه برخی سیاست‌های دولت بحث‌برانگیز شد و نظرها حاکی از ارجحیت مسائل ضد تروریستی در انتخابات 2017 شد.

بدین ترتیب بنا بر پیش‌بینی دولت مبنی بر نیاز بلندمدت به نیروی انسانی برای مشارکت در عملیات امنیتی، وزارت دفاع نیروهای عملیاتی خود را از 28700 به 40000 نفر تا سال 2018 افزایش خواهد داد. فرانسوا اولاند در ژوئن سال 2016 از برنامه‌ای برای ایجاد گارد ملی- شامل 84000 نیروی قوی از نیروهای مسلح، پلیس و ژاندارمری- خبر داد. گارد ملی می‌بایست توانایی تجهیز 5000 تا 8000 نفر را در لحظه داشته باشد، اگرچه این طرح هنوز، به دلیل عدم در نظر گرفتن منابع مالی به‌صورت معلق باقی‌مانده است.

در حال حاضر مسئله تروریسم و به‌طور ویژه مبارزه با داعش در اولویت سیاست امنیتی فرانسه قرارگرفته و این کشور مشتاق به حفظ نیروهای مسلح خود در تمامی ابعاد نظامی است. این هدف در سخنرانی اولاند در مورد بازدارندگی هسته‌ای در پایگاه هوایی ایستر در جنوب این کشور در فوریه 2015 و همچنین تعهد فرانسه به ناتو با درگیری‌های ادامه‌دار در مأموریت هوایی بالتیک در کنار مأموریت‌های مداوم خارجی (دفاع هوایی و بازدارندگی هسته‌ای) دیده می‌شود. همچنین، اولاند در سخنرانی خود درباره‌ی خطر وقایع ناگهانی راهبردی در آینده همچون امکان تهدید عمده از سوی بازیگران دولتی خارجی علیه فرانسه و نیاز به ادامه‌دار شدن بازدارندگی هسته‌ای هشدار داد. وی اعلام کرد: «من وظیفه‌ای اجباری دارم که این تهدید را مدنظر قرار دهم، زیرا هیچ چیزی نباید به استقلال ما دست‌اندازی کند. شرایط بین‌الملل اجازه هیچ ضعفی را نمی‌دهد. به همین علت زمان بازدارندگی هسته‌ای سپری نشده است.» مسئله بازدارندگی هسته‌ای توسط بخش اعظمی از رقبای انتخابات 2017 موردحمایت قرارگرفته است و باوجود تأکید بر عملیات ضد تروریستی تمامی شاخه‌های نیروهای مسلح فرانسه با تمام قوا در حال آماده‌باش هستند.

ابعاد و جنبه‌های حضور نظامی فرانسه در غرب آسیا

روند افزایشی فروش تسلیحات

از سال‌های گذشته آمارهای مختلف به‌خوبی از افزایش میزان مراودات نظامی فرانسه با سایر کشورهای غرب آسیا حکایت دارند. آمارهای مربوط به سال‌های گذشته در پرونده‌های پیشین نظامی‌گری فرانسه به‌خوبی موردبررسی قرار گرفتند، بنابراین در این قسمت به‌روزترین آمارهای مربوط به سال 2016 را موردبررسی قرار می‌دهیم.

فرانسه در سال 2016 بیش از 20 میلیارد یورو سفارش تسلیحات از کشورهای مختلف دریافت کرده است که مهم‌ترین و بزرگ‌ترین این قراردادها مربوط به کشورهای هند، استرالیا، کویت، سنگاپور و مصر بوده است که سه‌چهارم کل این میزان را قراردادهای مربوط به هند و استرالیا در برمی‌گیرد.

در مورد صادرات به غرب آسیا، می‌توان فروش صدها وسیله نقلیه زره‌پوش به قطر و نوسازی سیستم دفاع هوایی کوتاه برد عربستان سعودی را نام برد. کشور فرانسه برای سومین بار از سال 2012 با ریاض درباره‌ی فروش تسلیحات به مذاکره پرداخت. مذاکرات با امارات متحده عربی برای فروش 60 هواپیمای رافال نیز از سال 2008 تا به امروز همچنان ادامه دارد. در تصویر زیر میزان صادرات سلاح فرانسه به سایر کشورها را می‌توان به‌خوبی مشاهده کرد. درحالی‌که در سال 2013 صادرات سلاح به 7 میلیارد یورو رسیده بود، این میزان در سال 2014 به رقم 8.2 میلیارد یورو و تا سال گذشته به رقم 16 میلیارد یورو یعنی چیزی بیش از دو برابر آن در سال 2013 افزایش‌یافته است. کشورهای آسیایی و خاورمیانه بیشترین درخواست واردات تسلیحات از فرانسه را دارند. 24/56% صادرات تسلیحات به آسیا و 31/83% آن مربوط به خاورمیانه است. بخش هوا-فضا بیش از 14 میلیارد یورو از این سفارش‌ها، 1.5 میلیارد یورو مربوط به بخش دریایی و بخش زمینی نیز 400 میلیون یورو یا 5% از کل این سفارش‌ها را تشکیل می‌دهند.

پرونده شماره 3 نظامی‌گری فرانسه2

در همین سال یکی از مهم‌ترین قراردادهای فرانسه با عربستان سعودی مبنی بر خرید سلاح از فرانسه به‌منظور تجهیز ارتش لبنان که 4 میلیارد یورو ارزش داشت از طرف سعودی‌ها لغو شد، اما پس‌ازآن و با انجام مذاکرات میان فرانسه و عربستان این تجهیزات نظامی به‌جای ارتش لبنان، مورداستفاده ارتش عربستان قرار خواهد گرفت. امری که نشان از نمایشی بودن ادعای عربستان سعودی در کمک به لبنان برای جنگ با تروریسم است. عربستانی‌ها با مشاهده‌ی شکست سیاست‌های خود در قبال حزب‌الله لبنان و حمایت دولت جدید لبنان به ریاست میشل عون از حزب‌الله از کمک‌های خود به این کشور صرف‌نظر کردند، درعین‌حال دولت فرانسه که در این مبادلات به دنبال چیزی جز سودجویی خود از طریق فروش تسلیحات نیست، عربستان را متقاعد به برپا ماندن بر این قرارداد با حفظ تسلیحات برای ارتش خود کرد.

افزایش نیروهای نظامی برای مداخله فیزیکی

برنامه نظامی فرانسه در مورد تعداد نیروی عملیاتی و انسانی در طی دو سال متوالی با تغییراتی ناگهانی و متفاوت روبرو شد. به‌طوری‌که در برنامه نظامی فرانسه در سال 2015، بر کیفی سازی ارتش هم‌زمان با کاهش نیروهای نظامی تأکید شده بود. این سیاست فرانسه مبنی بر کاهش نیروهای نظامی، از سال 2008 آغازشده بود و تا سال گذشته ادامه داشت. فرانسه‌ای که با داشتن حدود ۲۵۰ هزار نیروی منظم بزرگ‌ترین ارتش در اروپا محسوب می‌شود؛ در سال 2015 به دنبال اعلام رئیس‌جمهور این کشور در ماه نوامبر، اصل کاهش نیروهای نظامی و افزایش اقدامات اطلاعاتی و جاسوسی را تا سال 2019 در پیش گرفت. این سیاستِ فرانسه، هم‌زمان به دنبال کاهش نیروهای نظامی در آسیا و آفریقا دنبال می‌شد. این در حالی است که این برنامه‌ریزی در جلسه شورای دفاع در سال 2016 با تغییری کلی بر پایه‌ی افزایش آرایش نظامی مبنی بر تقویت واحدهای عملیاتی تغییر کرد. افزایش 782+ نفر در بازه زمانی 2017-2019 در دستور کار دولت قرار گرفت. این تغییرات در حالی صورت گرفت که با پررنگ شدن مسئله تروریسم در کشور فرانسه، کافی نبودن نیروهای امنیتی و عملیاتی برای کنترل شرایط به‌طور محسوسی نمایان شد، درعین‌حال پیوستن فرانسه برای ائتلاف علیه داعش در منطقه غرب آسیا، نیاز این کشور به افزایش نیرو را بیشتر کرد.

انجام عملیات علیه داعش و سوریه

در آن‌سوی آب‌ها، فرانسه به اصلاح برای مبارزه علیه تروریسم و حفظ جایگاه سنتی خود در منطقه غرب آسیا به اعزام نیروی نظامی پرداخته است. در سال 2016، در حدود هزار نفر برای حمایت از ائتلاف علیه داعش به خاورمیانه اعزام‌شده‌اند. در عملیات فرانسویان تحت عنوان عملیات شمال[10]، 12 هواپیمای رافال، به همراه هواپیمای آتلانتیک 2 و E-3F برای نظارت بر اطلاعات و هواپیمای KC-135 برای کنترل شرایط موجود مورداستفاده قرار گرفتند. این نیروها در ماه سپتامبر به مدت چهار هفته از پشتیبانی هواپیماهای شارل دو گل و 24 هواپیمای رافال بهره گرفتند. 3 ناوچه فرانسوی و زیردریایی کلاس روبیس نیز در این عملیات شرکت داشتند. از زمان شروع این عملیات بیش از 4000 سورتی پرواز و 850 حمله هوایی توسط فرانسویان انجام‌گرفته است. بعد از حمله به شهر نیس در 14 ژوئیه 2016، پاریس با اعزام نیرو به عراق مدعی است که به حمایت از نیروهای عراقی در جریان جنگ موصل پرداخته است.

مبارزه با داعش تنها معطوف به غرب آسیا نمی‌شود و فرانسه در منطقه ساحل (چاد، بورکینافاسو، مالی، موریتانی و نیجریه) و همچنین در کشور لیبی نیز به انجام عملیات مختلف پرداخته است؛ بنابراین برای انجام این عملیات‌ها، فرانسه مجبور به کاهش سایر تعهدات خود ازجمله حضور نظامی ناتو در شرق اروپا و یا سایر عملیات‌ها همچون عملیات سنگاریس در آفریقای مرکزی شد. اما حضور نظامی فرانسه در سایر عملیات‌ها همچون در ساحل‌عاج، جیبوتی، گابن، سنگال و امارات عربی با بیش از 3800 نیروی نظامی بلندمدت همچنان ادامه دارد.

می‌توان این حضور نظامی فرانسه را این‌گونه تحلیل کرد که تا پیش از اوج گرفتن مسئله تروریسم در فرانسه، فرانسویان تنها به دنبال نفوذ سنتی خود در منطقه غرب آسیا به بهانه‌ی مبارزه با تروریسم بودند، اما با ظهور داعش و صدمات دنباله‌دار آن برای کشور فرانسه[11]، مسئله تروریسم به تهدیدی جدی برای این کشور محسوب شده و نیازمند مبارزه‌ای جدی علیه آن، نه به‌صورت نمادین که به‌صورت واقعی است. مبارزه‌ای که در عین حذف عناصر تروریستی، فرانسه را در جهت رسیدن به هدف دیرینه‌اش مبنی بر بهره‌برداری از منطقه غرب آسیا یاری نموده است.

پایگاه نظامی

کشور فرانسه در 26 می سال 2009، پس از اعلام اعزام نیرو به افغانستان در قالب ناتو، در دولت سارکوزی اقدام به تأسیس نخستین پایگاه نظامی دائمی خود شامل اردوگاه هوایی، دریایی و زمینی در ابوظبی نمود. این پایگاه تحت عنوان پایگاه صلح مجموعه‌ای از 3  اردوگاه نظامی فرانسه در امارات متحده عربی است که میزبانی نیروهای نظامی فرانسه را بر عهده ‌دارد. مجموعه‌ای از مدرن‌ترین سلاح‌های نظامی فرانسه به همراه 700 نیروی نظامی در این پایگاه وجود دارد. نیروهای نظامی این پایگاه در طول عملیات جنگ داخلی در عراق در سپتامبر 2014، به مشارکت پرداختند. استقرار این پایگاه در 255 کیلومتری سواحل ایران از نکات حائز اهمیت در راستای هدف تأسیس آن است.

اردوگاه هوایی این پایگاه تحت عنوان الظفره، در 30 کیلومتری جنوب ابوظبی و به فاصله 225 کیلومتری از سواحل ایران واقع‌شده است که جنگنده‌های نیروی هوایی از کشورهای امارات متحده عربی، ایالات‌متحده و فرانسه در آنجا مستقر هستند. اردوگاه دریایی آن در انتهای بخش تجاری بندرگاه "زاید" در امارات عربی در 65 کیلومتری شهر ابوظبی واقع‌شده است و از ظرفیت بالایی تا عمق 10 متر برای لنگرگیری کشتی‌های بزرگ برخوردار است به‌طوری‌که تمامی سازه‌های نیروی دریایی فرانسه، ازجمله ناو هواپیمابر شارل دو گل می‌توانند در آن مستقر شوند. در این میان اردوگاهی زمینی برای آموزش ارتش فرانسه نیز در 50 کیلومتری ابوظبی به‌عنوان بخش سوم این پایگاه نظامی وجود دارد. این اردوگاه تمامی تجهیزات برای آموزش سربازان در عملیات شهری و صحرایی را داراست.

مانور نظامی

فرانسه، در رزمایش مشترکی تحت عنوان "سه‌گانه‌ی متحد"[12] در کنار ایالات‌متحده و به فرماندهی بریتانیا در آب‌های بین‌المللی خلیج‌فارس به مدت سه روز از تاریخ 12 تا 14 بهمن 1395 برگزار شد، شرکت داشت. فرانسه با ناوچه فوربن نیروی دریایی خود که وظیفه حفاظت از سایر ناوهای هواپیمابر در برابر حملات موشکی را دارد در این رزمایش جنگی شرکت نمود. فرماندهی مرکزی نیروهای دریایی ایالات‌متحده آن را شبیه‌سازی رویارویی با تهدید جمهوری اسلامی ایران، باهدف تقویت ظرفیت‌های متقابل ارتش و بهبود شایستگی نیروها در مشارکت تاکتیکی برای اطمینان از حرکت آزاد کالا در این منطقه دانسته است.

ارزیابی و نتیجه‌گیری

روند افزایشی میزان بودجه نظامی فرانسه به‌خصوص در سال‌های اخیر و افزایش تعداد نیروهای نظامی این کشور برخلاف برنامه نظامی سال‌های گذشته‌اش، تأکیدی بر اولویت کشور فرانسه در پیشگامی نظامی در سطح جهانی است. این پیشگامی نظامی که در خارج از مرزها در اسناد نظامی این کشور به‌وفور دیده می‌شود و به‌ویژه بر حضور این کشور در غرب آسیا تمرکز دارد، می‌تواند تهدیدی برای امنیت منطقه غرب آسیا و ایران به‌عنوان یکی از کشورهای ثبات‌بخش در این منطقه به شمار آید. از طرفی فروش رو به رشد سلاح به کشورهای رقیب ایران و تقویت قدرت نظامی کشورهای ثبات زدا بر لزوم تقویت نظامی کشورمان در مبارزه با خطرات احتمالی تأکید می‌کند، آن‌هم در شرایطی که در اسناد نظامی فرانسه، به‌صورت فرضی از احتمال وقوع جنگ نظامی در ایران در سال 2017 نام‌برده می‌شود.

درواقع فرانسه با بهره‌مندی از امکانات خوب نظامی، به دنبال خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و از دست دادن یکی از متحدان راهبردی خود در سطح اتحادیه، انتخاب ترامپ و سیاست‌های نامعلوم وی در قبال اروپا و ناتو و پیش از همه حفظ جایگاه سنتی خود در منطقه ما، از انگیزه‌های لازم برای حضور نظامی بیشتر در منطقه برخوردار است. مسئله تروریسم و ظهور داعش نیز که پیش‌تر از جنبه‌ای نمایشی برای مبارزه با تروریسم برخوردار بود، پس از وقوع حملات تروریستی در این کشور خود به بهانه‌ی حضور بیشتر فرانسه در غرب آسیا و مداخله‌گری این کشور در سطح منطقه تبدیل‌شده است. حال‌آنکه اسناد و مدارک نظامی موجود این کشور خود گویای آن است که فرانسه پیش از همه‌ی این انگیزه‌ها و بهانه‌ها از سال‌ها قبل برنامه‌ریزی‌های لازم برای حضور و مداخله نظامی و نقش‌آفرینی به‌عنوان بازیگر نخست جنگ را در نظر گرفته بوده است.

درواقع، کشور ایران به‌عنوان مهم‌ترین بازیگر ثبات زا در منطقه می‌بایست با تقویت قوای نظامی خود و پیش‌دستی در کنترل فرایندهای موجود در منطقه اجازه‌ی مداخله‌گری نیروهای این‌چنینی را نداده و درعین‌حال با انجام همکاری‌های موجود از امکانات نظامی کشورها ازجمله فرانسه بهره‌مند شود.

 
گروه تخصصی فرانسه
نوشین لک (کارشناس گروه تخصصی فرانسه)

25 اسفند 1395

[1] اصطلاح ""entrée en premier در اسناد فرانسوی معادل "initial entry" در انگلیسی استفاده می‌شود که البته این معادل بحث‌هایی را برانگیخته، چرا که در سیستم ناتو و اتحادیه اروپا، این مداخله نظامی شامل کلیه‌ی محیط‌های مجاز و غیرمجاز است، حال‌آنکه در فرانسه تنها برای محیط‌های غیرمجاز استفاده می‌شود.

[2] la force expéditionnaire

[3] la force interventionnaire

[4] Environnement permissif

[5] Environnement semi-permissif

[6] Environnement non permissif

[7]  Combined Joint Expeditionary Force (CJEF)

[8]  Exercise Griffin Strike

[9] شیردال موجودی افسانه‌ای با تن شیر و سر عقاب (دال) است.

[10] Opération Chammal

[11] بیشترین تروریست اعزامی از اروپا برای پیوستن به داعش 900 فرانسوی بوده‌اند.

[12] Unified Trident

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

سیاست انرژی فرانسه در غرب آسیا با تأکید بر جایگاه و نقش ایران

۱۳۹۷/۱/۱۲

دولت‌های جدید آمریکا و فرانسه: تحلیل ابعاد همگرایی‌ها و واگرایی‌های پیش رو با تأکید بر راهکارهای ایران برای بهره‌برداری

۱۳۹۶/۹/۲۹

قدم زنان در شهر تهران

۱۳۹۶/۶/۲۸

پرونده شماره 3 نظامی‌گری فرانسه: حرکت به سمت بازیگری نخست نظامی در غرب آسیا

۱۳۹۶/۳/۱۷

واکاوی سیاست خارجی ماکرون، نامزد منتخب دور اول انتخابات ریاست جمهوری 2017 فرانسه

۱۳۹۶/۲/۱۰

انتخابات ریاست جمهوری 2017 فرانسه: پدیده نوظهور ماکرون

۱۳۹۵/۱۲/۱۷

گزارش دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه (2017): فرانسوا فیون، دلایل پیروزی و سیاست های پیش‌رو

۱۳۹۵/۱۲/۳

انتخابات ریاست جمهوری 2017 فرانسه

۱۳۹۵/۱۰/۲۸

سیاست خارجی فرانسه در قبال تحولات لبنان

۱۳۹۵/۱۰/۷

معرفی برترین اندیشکده‌های فرانسوی در عرصه‌ی سیاست خارجی

۱۳۹۵/۹/۲۳

بررسی مؤسسات اسلامی در فرانسه

۱۳۹۵/۸/۱۵

لزوم تغییر نگرش فرانسه به لبنان به‌عنوان عامل ثبات‌بخش در منطقه

۱۳۹۵/۵/۱۹

جنبش «ایستـاده در شب» در فرانسه

۱۳۹۵/۵/۳

بررسی سیاست‌ خارجی فرانسه در قبال سوریه از سال 2011

۱۳۹۵/۴/۱۵

بررسی سیاست خارجی فرانسه در قبال عراق

۱۳۹۵/۳/۱۰

چرخش دوباره فرانسه به خاورمیانه

۱۳۹۴/۱۰/۱۳

لزوم توجه ایران به بحران اقتصادی در فرانسه

۱۳۹۴/۹/۲

جزایر پولینزی و رویای استقلال از فرانسه

۱۳۹۴/۸/۱۲

افزایش اغفال شدگان فرانسوی توسط داعش

۱۳۹۴/۶/۸

موضع فرانسه برای مقابله با تروریسم

۱۳۹۴/۵/۱۲

رویکرد نظامی‌گری فرانسه

۱۳۹۴/۴/۱۵

کوبا، سرزمینی نو برای پیشبرد سیاست‌های فرانسه

۱۳۹۴/۲/۲۲