ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > اتحادیه اروپا > رهیافت راست افراطی اروپا: فرصت یا تهدید!

رهیافت راست افراطی اروپا: فرصت یا تهدید!

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱/۱۴ تعداد بازدید: 427

نگارنده: سهراب سعدالدین

این گزارش به موضوع قدرت­یابی دوباره احزاب و گروه­های راست افراطی در اروپا، دلایل این بازظهور و البته بررسی احتمال تاثیرگذاری این احزاب بر آینده همگرایی اروپایی می پردازد.

مقدمه

قدرت‌یابی احزاب و گروه­های متعلق به جریان راست افراطی در اروپا در سال­های اخیر، به‌ویژه پس از بروز بحران مالی و البته بحران ورود آوارگان به خاک اروپا، پرسش­های بسیاری را در رابطه با علل این ظهور دوباره، ماهیت و دیدگاه­های مربوطه– چه در حوزه سیاست‌های داخلی و چه درزمینه سیاست خارجی- و البته خواست، ظرفیت و چگونگی تأثیرگذاری آن‌ها بر همگرایی اروپایی مطرح کرده است؛ پرسش­هایی که پاسخ به آن‌ها ما را در مسیر مناسبی برای فهم رفتار آینده اتحادیه اروپا قرار می‌دهد. در این گزارش کوشش خواهد شد تا ضمن ارائه پاسخ‌هایی دقیق و مستدل به این پرسش­ها، فرصت و چالش‌های برآمده از تأثیر این گروه‌ها بر همگرایی اروپایی و رفتار اتحادیه اروپا برای منافع جمهوری اسلامی ایران مورد شناسایی قرار گیرند.

رهیافت راست افراطی اروپا


1-زمینه‌ها و عوامل قدرت‌یابی احزاب راست افراطی در اروپا

در رابطه با زمینه­های این باز ظهور و قدرت‌یابی مجدد احزاب راست افراطی درصحنه سیاسی اروپا می­توان به دودسته از عوامل درون اروپایی و برون اروپایی اشاره نمود:

1-1-عوامل درون اروپایی:

  • تحولات اقتصادی-اجتماعی نظیر: بحران مالی-اقتصادی، کوچک شدن دولت‌های رفاه، بحران مهاجران و ...
  • شکست پروژه چند فرهنگی در اروپا؛
  • رویکرد احزاب جریان اصلی در مشروعیت بخشی به گفتمان راست افراطی؛ در توضیح باید گفت که بازی این احزاب باکارت هویت ملی و به‌منظور مقابله با گروه‌های راست افراطی، نتیجه عکس داده و به گفتمان این احزاب مشروعیت بخشیده است.
  • نقش رسانه در معطوف کردن توجهات از موضوعات اقتصادی-اجتماعی به اقتصادی- فرهنگی؛
  • ضعف‌های ساختاری اتحادیه اروپا نظیر : نقص دموکراسی در اتحادیه؛
  • برکسیت[1] و تأثیر آن بر تهییج بیش‌ازپیش گروه‌های راست افراطی؛

1-2-عوامل برون اروپایی:

  • جهانی‌شدن و احساس تهدید هویتی؛
  • بی‌ثباتی در همسایگی اتحادیه اروپا و وجود دولت‌های شکست‌خورده[2] و سرزمین‌های فاقد حاکمیت[3] که موجد تهدید برای اروپا است؛
  • معضل پناهندگان و آواره شدگان؛
  • بروز و ظهور تهدیدهای غیر سنتی نظیر تروریسم؛
  • تغییر رویکرد ایالات‌متحده در قبال اروپا  (در رابطه با پرداخت هزینه­های مربوط به امنیت اروپا و همچنین، تغییر رویکرد دولت جدید ایالات­ متحده نسبت به همگرایی اروپایی)؛
  • حمایت قدرت‌هایی نظیر روسیه از این احزاب؛ -به دلایلی که در ادامه اشاره خواهد شد-

2-تفاوت‌های راست افراطی سنتی باراست افراطی معاصر

در بررسی نقاط تمایز راست جدید از راست سنتی می‌توان به سه دسته از تمایزات به شرح ذیل اشاره کرد:

2-1-به لحاظ اقتصادی:

راست سنتی و طرفداری از اقتصاد شرکت گرا و هدایت‌شده توسط دولت مرکزی؛

راست معاصر و جستجوی اقتصاد بازار در قالب نظام سرمایه‌داری انحصاراً ملی-مقصود شکلی از سرمایه‌داری بسته ملی است- در کنار میهن‌پرستی رفاهی[4]؛

2-2-به لحاظ سیاسی:

راست سنتی، نخبه‌گرا و به دنبال براندازی سیستم در قالب تندروی[5]؛

راست معاصر، ضد نخبگان و به دنبال فعالیت در درون ساختار سیاسی موجود  در قالب  افراط گرایی[6]؛

2-3-به لحاظ فرهنگی-اجتماعی:

راست افراطی سنتی و تأکید بر بیگانه هراسی در قالب نژادپرستی و یهودستیزی؛

راست افراطی معاصر و تأکید بر بیگانه هراسی در قالب ملی‌گرایی (در مقابل مهاجران ومسلمانان) ؛

همچنین، باید به این موضوع نیز اشاره کرد که پایگاه اجتماعی راست معاصر گسترده‌تر از راست سنتی است و شامل گروه‌هایی چون: کارگران، خرده سرمایه‌داران –که از افزایش رقابت درون اروپایی بیم دارند- و ملی گرایان می‌شود.

3-ماهیت احزاب راست افراطی و ویژگی‌های گفتمان آن‌ها

ماهیت راست افراطی معاصر چنانچه مدل مفهومی 3-3 آن را به تصویر می‌کشد؛ بر پایه 4 حلقه تندروی[7]، افراط‌گرایی[8]، ملی‌گرایی[9] و پوپولیسم[10] قرار دارد که وجه پوپولیستی­اش بر سایر وجوه آن غلبه دارد. در حقیقت، به باور بسیاری از پژوهشگران اروپایی، راست افراطی معاصر راست بی ایده‌ای است که بر موج جریان پوپولیستی به راه افتاده در اروپا –بر مبنای شکل‌گیری یک همگرایی میان افکار عمومی اروپایی در رابطه با بی اعتمادی به اتحادیه اروپا در تامین امنیت- سوار شده است. در این راستا گفتمان این احزاب نیز بر پایه مربع گفتمانی ملی‌گرایی، میهن‌پرستی رفاهی، سرمایه‌داری ملی، و بیگانه هراسی و همچنین، مثلث اجرایی بومی‌گرایی، اقتدارگرایی و پوپولیسم استوار است.  

رهیافت راست افراطی اروپا2-1رهیافت راست افراطی اروپا1-1

رهیافت راست افراطی اروپا3-1

4-طبقه‌بندی گروه‌های راست افراطی

در بررسی سنخ شناسی و تعدد گروه‌های راست افراطی در اروپا جدول ذیل می‌تواند بسیار مفید و جامع باشد. در حقیقت، این جدول به‌روشنی پرده از تفاوت میان گروه‌های راست افراطی در اروپا برمی‌دارد، تفاوت‌هایی که اگر آن‌ها را در کنار تفاوت رویکرد این گروه‌ها به اتحادیه اروپا قرار دهیم –موضوعی که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد- امکان شبکه‌ای شدن فعالیت این گروه‌ها را در درازمدت با تردیدهایی جدی روبرو می کند.

جدول 4-4- طبقه بندی جریان راست افراطی در اروپا

رهیافت راست افراطی اروپا2 

5-ویژگی‌های گفتمان احزاب راست افراطی

در بررسی گفتمان احزاب راست افراطی معاصر می‌توان از هفت عامل برجسته به شرح ذیل به عنوان مهم ترین عوامل قدرت یابی و افزایش اقبال عمومی در قبال این احزاب نام برد:

  • تأکید بر عامل هویت در قالب قومیت‌گرایی، ملت‌گرایی و بیگانه هراسی؛
  • ضدیت با مهاجران؛
  • اسلام‌ستیزی؛
  • ضد نخبگی؛
  • ضد دموکراسی؛ - به باور این احزاب، دموکراسی با حمایت از اقلیت –مقصود اقلیت ها در جوامع اروپایی نظیر: مسلمانان- راه را بر حاکمیت اکثریت و تامین منافع آنها می بندد.
  • ضد ساختار فعلی اتحادیه اروپا –به دلایلی از جمله غیر دموکراتیک و تحمیلی بودن این ساختار و تجاوز آن به حاکمیت ملی دولت های عضو-؛
  • تأکید بر سرمایه‌داری ملی و میهن‌پرستی رفاهی؛

6-موقعیت فعلی احزاب راست افراطی در اروپا و چشم‌انداز موقعیت آینده

جداول و نقشه‌های ذیل تصویری دقیق از موقعیت احزاب راست افراطی در اروپای امروز و چشم‌انداز  موقعیت آینده آن‌ها به دست می‌دهند؛ موقعیتی که نشان از قدرت­یابی این احزاب در اروپای امروز و همچنین، چشم انداز افزایش قدرت و نفوذ آنها در آینده می­دهد.

جدول6-5- میزان آرای احزاب راست افراطی در انتخابات ملی و اروپایی

رهیافت راست افراطی اروپا3

 نمودار6-6- پیش بینی ها در رابطه با احتمال افزایش آرای گروه های راست افراطی در پارلمان اروپا

رهیافت راست افراطی اروپا4

7-خواست، ظرفیت و چگونگی تأثیرگذاری قدرت‌یابی احزاب راست افراطی بر همگرایی اروپایی

در بررسی امکان تأثیر­گذاری گروه‌های راست افراطی بر همگرایی اروپایی ابتدا باید سه وجه همگرایی اروپایی را به شکل ذیل معرفی کنیم:

جدول 7-7-سه بعد مفهومی همگرایی اروپایی

رهیافت راست افراطی اروپا5

در برخورد با این سه وجه همگرایی، گروه‌های راست افراطی معتقد به سه نوع برخورد رد کردن، مشروط کردن و سازش هستند که مختصات هرکدام از این رویکردها در قالب جدول ذیل نمایش داده می‌شوند:

جدول 7-8-رویکرد احزاب راست افراطی در قبال این سه بعد همگرایی (رنگ سبز: له- رنگ قرمز: علیه)

رهیافت راست افراطی اروپا6

در تقسیم‌بندی دیگری، احزاب راست افراطی به لحاظ وابستگی به هر یک از این رویکردها در قالب جدول ذیل دسته‌بندی می‌شوند:

جدول 7-9-وابستگی احزاب راست افراطی به هر کدام از رویکردهای فوق

رهیافت راست افراطی اروپا7

در مورد ظرفیت تأثیرگذاری این احزاب، باید گفت که به‌رغم بدنه اجتماعی وسیعی که به دلایلی که در بالا اشاره گردید از این احزاب حمایت می‌کنند، در رابطه با توانایی این احزاب برای تاثیرگذاری بر آینده همگرایی اروپایی، پرسش‌هایی مطرح هستند:

آیا احزاب راست افراطی در مقام احزاب حاکم برنامه و کار آیی لازم را دارند؟

پاسخ: این احزاب بیشتر احزاب اعتراضی هستند و به نظر می‌رسد که در مقام احزاب حاکم فاقد برنامه مدونی جهت تأمین منافع عمومی هستند. اتخاذ رویکردهای متفاوت و گاه متعارض از سوی هرکدام از این احزاب و اعلام مواضع متناقض در کنار اتخاذ سیاست‌های گاه غیر همسو با یکدیگر، نشان از ویژگی دارد که در فضای سیاسی اروپا آن را بی ایده بودن این احزاب می‌نامند.

چسبندگی و جذابیت این ایده در درازمدت و در مقابل دموکراسی تا چه اندازه‌ای است؟

پاسخ: بازی احزاب راست باکارت ناامنی و انتقاد از سیاست‌های جاری –در مقام احزاب منتقد- نمی‌تواند بازی دائمی باشد و این احزاب در صورت رسیدن به قدرت و تبدیل‌شدن به حزب حاکم درنهایت باید خروجی مثبت سیاست‌های خود را به مردم کشورهایشان نشان دهند.

این احزاب تا چه میزان قادر به بازگرداندن احساس امنیت به مردم اروپا هستند؟

پاسخ: این احزاب با دامن زدن به هراس اجتماعی موجد نوعی سکولاریسم بنیادگرا خواهند بود که درنهایت خود اروپا را هدف می‌گیرد. افزون بر این، به نظر می‌رسد که این احزاب برنامه مشخصی برای ایجاد توازن میان امنیت،آزادی و اقتصاد و یازگرداندن حس اطمینان[11] به مردم اروپا ندارند.

آیا قابلیت شبکه‌ای شدن این احزاب در اروپا وجود دارد؟

پاسخ: تفاوت‌های گونه شناسانه و همچنین، تفاوت‌های رویکردی این احزاب و مهم‌تر از همه ویژگی ملی‌گرایی و قوم‌گرایی آن‌ها –که ویژگی ذاتاً تقابلی و بر مبنای دوگانه ما و دیگری است- امکان اتحاد و شبکه‌ای شدنشان در اروپا را غیرمحتمل می‌کند.

در پایان این بخش و در ارتباط با سناریوهای تأثیرگذاری احزاب راست افراطی بر آینده اتحادیه اروپا 4 سناریو به شرح ذیل قابل‌تصور است:

-حفظ وضع موجود –نامحتمل-: به دلیل خصلت ضد همگرایانه این احزاب و همچنین، تضعیف مشروعیت همگرایی اروپایی در شکل فعلی آن؛

La Carte Type –نامحتمل-: به دلیل خصلت کاملاً واگرایانه این پیشنهاد و واگذاری اختیار پذیرش یا عدم پذیرش همگرایی در هر حوزه به دولت‌ها؛

-اروپای دو سرعته–محتمل-: به دلیل درجه بندی همگرایی در میان اعضا و کاهش آثار مخرب آن برای برخی دولت های عضو؛

-بین حکومت گرایی –محتمل‌ترین- به دلیل همپوشانی آن با رویکرد اخیر دولت‌های عضو اتحادیه که تجلی آن در شکل‌گیری اتحادیه بانکی بوده است.

با توجه به پیش فرض ما در این پژوهش نکته ای که در مورد این هر چهار سناریو باید به آن اشاره کرد این است که راست افراطی از ظرفیت، توان و حتی اقبال عمومی لازم و کافی برای تعیین مسیر آینده همگرایی اروپایی در شدید ترین حالت: تبدیل آن به واگرایی- و حتی به جریان انداختن آن برخوردار نبوده و نیست؛ بلکه تنها و در صورت همپوشانی ایده راست های افراطی با دولت های عضو بطور مشخص، در رابطه با ضرورت تغییر وضعیت همگرایی اروپایی به شکل همکاری های بین حکومتی- این گروه ها و احزاب در نقش کاتالیزور می توانند موجب تسریع این مسیر شوند.

8-رهیافت احزاب راست افراطی در حوزه سیاست خارجی

ترسیم یک تصویر شفاف از اصول سیاست خارجی احزاب راست افراطی اروپایی به دلیل وجود تناقضات بسیار –اتخاذ مواضع گاه متضاد- و نبود یک ایده مشخص در سیاست خارجی این احزاب امری دشوار است. این دشواری ازآن‌رو است که سیاست خارجی برای این احزاب حوزه‌ای ثانویه محسوب می‌شود و موضوعات آن تا آنجا که به منافع ملی – و نه ارزش‌های جهانی و اهداف هزینه‌بر فرا سرزمینی- مربوط می‌شود؛ موردتوجه قرار می‌گیرد. در یک بررسی کلی می‌توان گفت که وجه مشترک رویکرد این احزاب در حوزه سیاست خارجی  بی‌توجهی و بی‌میلی آن‌ها به ترویج ارزش­های اروپایی نظیر دموکراسی و اقتصاد بازار آزاد و حقوق بشر این احزاب موافق بازگشت قانون اعدام هستند-؛ مخالفت آن‌ها با اقدامات مداخله‌ای پرهزینه و همچنین، اتحادهای مقطعی و موقتی است. در حقیقت، سیاست خارجی برای آن‌ها ابزاری فراملی در جهت تأمین امنیت و تضمین منافع به‌ویژه منافع اقتصادی کشورهای خود است. در ادامه، وجوه مشترک رویکرد این احزاب در قبال برخی موضوعات مطرح در حوزه سیاست خارجی در اروپا شرح داده می‌شود:

1) رابطه با دولت کنونی ایالات‌متحده: ماهیت مشترک پوپولیستی دولت جدید ایالات‌متحده و احزاب راست افراطی در اروپا؛ مخالف توأمان هر دو با ناتو و موافقت‌نامه تجارت آزاد ماورای اقیانوس اطلس و البته با اتحادیه اروپا – مخالفت ترامپ بانظم جاری اروپایی- و همچنین، اشتراک مواضع دولت جدید آمریکا با احزاب راست افراطی در مورد روابط با روسیه و همچنین، برخورد با بحران‌هایی چون سوریه – در راستای حفظ اسد در جهت مقابله با گروه‌های تروریستی- و مقابله با تهدیدهایی چون تروریسم، آینده روشنی از روابط میان دولت آمریکا با این احزاب در صورت به قدرت رسیدنشان در اروپا ترسیم می‌کند. البته این احزاب انتقادهایی را نیز به ایالات‌متحده در رابطه با حمایت این کشور از رژیم عربستان سعودی به‌عنوان بزرگ‌ترین حامی تروریسم و همچنین، تلاش ایالات‌متحده جهت تحمیل سیاست‌های خود به‌ویژه در حوزه تحریم‌ها به اروپا وارد می‌کنند.

2) روابط با اسرائیل: در اسرائیل از احزاب راست افراطی با عنوان دوستان ضد یهودی اسرائیل یاد می‌کنند و معتقد به وجود اتحادی نانوشته میان این احزاب و تندروهای اسرائیلی هستند. در توضیح این امر باید گفت که نخست، بی‌توجهی احزاب راست افراطی به موضوعات هزینه‌بر فرا سرزمینی سبب کاهش فشارهای اروپایی به اسرائیل در مورد موضوع فلسطین می‌شود. همچنین، ماهیت سنتی ضد یهودی این احزاب به ابزاری برای مظلوم‌نمایی هر چه بیشتر دولت اسرائیل درصحنه جهانی و ترغیب یهودیان به مهاجرت به اسرائیل بدل خواهد شد.

3) روابط با روسیه: در مورد رابطه با روسیه رهبران این احزاب روابط  نزدیکی با مقامات رسمی روسی دارند و از اقدام روسیه در اوکراین و سوریه حمایت می‌کنند. در توضیح این رابطه باید گفت که موضع ضد اتحادیه اروپای رهبران روسیه و همچنین، مخالفت این احزاب با تحریم روسیه به دلیل آثار و تبعات مالی آن برای کشورها و شهروندان اروپایی از مهم‌ترین عوامل نزدیکی این احزاب به روسیه است.

4) روابط با عربستان سعودی: در مورد رابطه با عربستان سعودی این احزاب از یک‌سو موافق وارد آوردن فشار به این کشور به‌عنوان اصلی‌ترین حامی تروریسم بوده و از سوی دیگر، در پارلمان اروپا علیه مصوبه تحریم فروش اسلحه به عربستان سعودی –به دلیل منافع اقتصادی سرشار آن برای کشورهای اروپایی نظیر: فرانسه_ رأی می‌دهند.

5) سوریه: در مورد سوریه این احزاب موافق ماندن اسد بر سر قدرت به‌عنوان تنها نیروی مطمئن علیه گروه‌های تروریستی هستند و از اقدامات روسیه در سوریه حمایت می‌کنند.

6) روابط با جمهوری اسلامی ایران: احزاب راست اروپایی موضع مثبت و میانه‌ای در مورد روابط با ایران دارند؛ موضعی که اقدامات انجام‌گرفته توسط این احزاب در پارلمان اروپا به‌ویژه در یک سال اخیر مصداق مشخصی از آن است؛ برخی از مهم‌ترین این اقدامات عبارت‌اند از:

  • پیشنهاد حذف عبارت لفظی و نوشتاری منزوی شدن خودخواسته ایران در گزارش‌ها و مکتوبات پارلمان؛ - که البته در پارلمان رأی نیاورد-
  • انتقاد از دخالت اتحادیه اروپا در امور داخلی ایران و تأکید بر حق حاکمیت ایران؛
  • مخالفت با فرا سرزمینی کردن تحریم‌های آمریکا علیه ایران؛
  • تلاش در پارلمان اروپا در جهت تصویب و انتشار گزارش عمل‌گرایانه و سازنده اخیر پارلمان اروپا در قبال ایران که در آن بر ضرورت گسترش همکاری‌های مؤثر میان ایران و اروپا تأکید شده بود.

در رابطه با این موضع مثبت در قبال ایران بسیاری تحلیل گران اروپایی معتقدند که گروه‌های راست افراطی از عامل ایران به‌عنوان یک ابزار موقتی استفاده می‌کنند و اعتقاد بنیادی به بهبود روابط با ایران ندارند. این پژوهشگران در توضیح و توجیه این استدلال خود به رویکرد اسلام هراسی و ایران هراسی این احزاب و روابط  گسترده این احزاب با کشورهای عربی اشاره می­کنند. –گزارش‌ها حاکی از آن هستند که ماری لوپن وجوهی را از دولت امارات برای مبارزات انتخاباتی خود دریافت کرده است- در یک بررسی کلی، عمده دلایل این احزاب برای حمایت از ایران را می‌توان به شرح ذیل برشمرد:

  • منابع نفت و گاز و بازار اقتصادی ایران؛
  • نگاه به دولت ایران به‌عنوان تجسم کامل مخالفت با نخبگان اروپایی و ایده‌هایی چون لیبرالیسم؛
  • حمایت از ایران به‌عنوان اهرمی برای تعدیل روابط رو به رشد دولت‌های فعلی با کشورهای حامی تروریستی چون سعودی؛

9-فرصت‌ها و چالش‌های برآمده از قدرت یابی احزاب راست افراطی در صحنه اروپا برای جمهوری اسلامی ایران

در یک بررسی کلی می‌توان فرصت‌ها و چالش‌های برآمده از قدرت یابی احزاب راست افراطی در اروپا برای جمهوری اسلامی ایران را به شرح ذیل برشمرد. نکته مهمی که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که تضعیف همگرایی اروپایی در آن واحد می تواند هم فرصت و هم چالش برای ما باشد. در حقیقت، این شکل این روند در آینده، نوع نگاه ما به آن و رهیافت ما در قبال آن است که می تواند برای ما فرصت ساز یا تهدید زا باشد.

فرصت‌ها:

  • ضعف همگرایی در اروپا – یا تغییر شکل آن در قالب بین حکومت گرایی نوین- و افزایش رقابت درون اروپایی –در فضای احتمال افزایش واگرایی میان ایالات‌متحده و اروپا در نتیجه رویکرد دولت جدید ایالات متحده- منجر به تضعیف اجماع درون اروپایی و به تبع آن، کم شدن فشارهای اتحادیه بر روی کشورمان در رابطه با موضوعات منطقه‌ای و موضوعاتی نظیر حقوق بشر خواهد شد. همچنین، نیاز کشورهای اروپایی به ایران برای ارتقای موقعیت منطقه‌ای خود، برای جمهوری اسلامی ایران یک فرصت مغتنم است.
  • فرصت‌های برآمده از نزدیکی مواضع این گروه ها به کشورمان در مورد موضوعاتی چون بحران سوریه؛
  • همکاری سازنده با کشورهای اروپایی درزمینه مبارزه با تروریسم و ثبات بخشی به منطقه و درنتیجه، کمک به کاستن از بار بحران مهاجرت که به تقویت و بهبود تصویر ایران در ذهن رهبران این احزاب  و بدنه اجتماعی رو به رشد آن‌ها منجر شده، به تقویت قدرت نرم کشور کمک می‌کند و با جلب حمایت کشورهای اروپایی موضع ایران را در مقابل سایر کنشگران منطقه‌ای به‌ویژه عربستان سعودی تقویت می­کند.
  • استفاده از ظرفیت موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و منابع انرژی کشور به‌عنوان امکانی برای ایجاد نفع دوطرفه –این احزاب بسیار مایل به توسعه روابط اقتصادی با ایران هستند تا با بهبود شرایط اقتصادی کشورهای متبوعشان، حمایت عمومی را به دست آورند-
  • برقراری روابط غیرعلنی با این احزاب به‌ویژه قدرتمندترین‌های آن‌ها نظیر : جبهه ملی فرانسه در جهت تأثیرگذاری روی سیاست‌های ملی و همچنین، سیاست‌های اتحادیه اروپا و ایجاد فرصت برای کشور در عین کاستن از بار تهدیدات احتمالی متوجه ایران؛
  • تلاش در جهت افزایش ارتباطات با این احزاب و درنتیجه تلطیف سیاست‌های ایران هراسی رایج در اروپا که این احزاب بیگانه هراس از مروجان اصلی آن هستند.

چالش‌ها:

  • تضعیف همگرایی اروپایی موجب تضعیف چندجانبه گرایی بین‌المللی و در نتیجه، کاهش قدرت نقش‌آفرینی ایران خواهد شد. در توضیح باید اشاره شود که در صورت تبدیل شدن اتحادیه اروپایی به بدنه تصمیم گیری مستقل –از ایالات متحده آمریکا- تضعیف همگرایی اروپایی و تحلیل توان یک اتحادیه اروپای مستقل حامی چند جانبه گرایی به ضرر ما خواهد بود.-
  • تضعیف یکپارچگی اروپایی و در نتیجه تضعیف حمایت‌ها از برجام؛
  • گفتمان ضد اسلامی این احزاب محدودیت هایی را بر سر راه کشور ما به عنوان یک کشور اسلامی قرار می­دهد.
  • نزدیکی این احزاب به رژیم صیهونیستی و سودمندی غیر مستقیم این احزاب برای آن رژیم چالشی در مقابل سیاست منطقه ای کشورمان و یکی از اولویت های اصلی آن یعنی مسئله فلسطین است.

ضمایم و اختصارات:

رهیافت راست افراطی اروپا8

گروه تخصصی اتحادیه اروپا
سهراب سعدالدین (کارشناس گروه تخصصی اتحادیه اروپا)

2 اسفند 1395



[1] Brexit

[2] Failed States

[3] Non-Governed Territories

[4] Welfare Chauvinism

[5] Extremism

[6] Radicalism

[7] Extremism

[8] Radicalism

[9] Nationalism

[10] Populism

[11] به باور بسیاری از پژوهشگران بزرگترین معضل پیش روی نهادهای جاری اروپا، از دست رفتن اطمینان مردم اروپا به کارآیی این نهادها است.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

آینده اروپا با توجه به چالش‌ها و تهدیدات جاری

۱۳۹۶/۶/۴

بازتعريف نقش دفاعي اتحاديه اروپا در ارتباط با سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو)

۱۳۹۶/۴/۴

بررسی سناریوهای چهارگانه راهبردهای دفاعی آینده اروپا

۱۳۹۶/۳/۱۷

اتحادیه اروپا در سال 2017: تداوم و تغيير

۱۳۹۶/۱/۱۹

رهیافت راست افراطی اروپا: فرصت یا تهدید!

۱۳۹۶/۱/۱۴

تحلیل محتوایی راهبرد جهانی سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا

۱۳۹۵/۱۲/۱۸