ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > آلمان > برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۲/۲۵ تعداد بازدید: 563

واکنش مقامات رسمی آلمان و اندیشکده‌های این کشورحکایت از ترس و نگرانی از سیاست خارج ترامپ دارد. برخی از این نگرانی‌ها مرتبط با مسائل جمهوری اسلامی ایران است. این گزارش به مقالات تحلیلی مهم اندیشکده‌ها و مواضع مقامات ارشد آلمانی در این باره می‌پردازد.

مقدمه:

آلمان قویترین اقتصاد اروپا، یکی از تاثیرگذارترین اعضای اتحادیه اروپا و نیز یکی از مهمترین هم پیمانانِ ایالات متحده امریکا محسوب می‌‌شود. تحولات دو دهه اخیر در نظام بین الملل و منطقه غرب آسیا بر نقشِ تاثیر گذار آلمان افزوده است. امروزه در اغلب رخدادهای مهم منطقه‌ای و بین‌المللی که قدرت‌های بزرگ و منطقه در آن حضور دارند، ایفای نقش بی سروصدا و غیر حساس آلمان را شاهد هستیم. آلمان همچنین بعنوان یکی از کشورهای برخوردار از مولفه‌های تاثیرگذارِ قدرتِ‌نرم، دارای روابط تاریخی با جمهوری اسلامی ایران بوده و همواره بطور سنتی دیدگاههای منفی کمتری نسبت به سیاست های آن در ایران وجود داشته است. لذا سیاست خارجی آلمان، امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به تحلیل دارد و ضروری است دستگاه سیاست خارجی کشورمان، اساتید دانشگاه و کارشناسان مسائل بین‌المللی، بجای تکرار ارزیابی‌های کلیشه‌ایِ گذشته، بر شناخت عمیق این کشور مهم اروپایی متمرکز گردند. تردیدی نیست که در آینده شاهد نقش تعیین‌کننده‌تر آلمان در عرصه بحران ها و رخدادهای بین‌المللی و منطقه‌ای خواهیم بود.

انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا و ورود دونالد ترامپ[1] به کاخ سفید، واکنش هایی را در درون اروپا موجب شده است. در آلمان واکنش های مقامات رسمی آلمان و اندیشکده ها حکایت از ترس و نگرانی از آینده سیاست خارجی ترامپ دارد. بطور طبیعی آلمان متناسب با این نگرانی‌‌ها، رویکردهایی را در سطح ملی برنامه‌ریزی خواهد کرد. همچنین رویکردهای آلمان بعنوان یکی از حلقه‌های مهم سیاست خارجی غرب تاثیر زیادی بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت. این گزارش با بررسی مقالات تحلیلی دو اندیشکده مهم آلمانی و نیز مواضع مقامات مهم، احزاب راستگرا در آلمان و نیز افکار عمومی آلمان، به بررسی و تحلیل دغدغه های آلمان نسبت به سیاست خارجی احتمالی ترامپ و رویکرد این کشور می پردازد. بخشی از نگرش آلمان‌ها به سیاست خارجی ترامپ، مربوط به موافقتنامه برجام است. این گزارش می کوشد به سوالات زیر پاسخ دهد:

  • نگرانی های آلمان نسبت به سیاست خارجی احتمالی ترامپ چیست؟
  • این نگرانی های می تواند موجب حاکم شدن چه رویکردی در سیاست خارجی آلمان گردد؟
  • اختلافات آلمان با ترامپ در مورد "برجام" چگونه ارزیابی می‌شود؟

این گزارش در خاتمه توصیه هایی را در مورد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ارائه خواهد داد.

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

1-   پایه های اصلی سیاست خارجی آلمان:

برای شناخت درک بهتر از چگونگی و چرایی نگرش آلمان به سیاست خارجی ترامپ، مروری بر اصول اساسی سیاست خارجی آلمان از اهمیت برخوردار است.

  • همگرایی اروپایی: تقریبا هیچ‌یک از کشورهای اروپایی به اندازه آلمان از همگرایی اروپایی منتفع نگردیده‌اند. اساس سیاست خارجی آلمان بر همگرایی با کشورهای اروپایی استوار است و اروپا تنها در قالب همگرایی توانایی پاسخگویی به چالش‌های جهانی‌شدن را خواهد داشت.
  • ارزش‌های لیبرالیستی غرب: سیاست خارجی آلمان با "جهت‌گیری ارزشی"[2] ، در چارچوب سیاست صلح تعریف می‌شود. به این معنی که آلمان آمادگی اقدام در موارد ضروری و بحران‌هایی مانند خلع سلاح، بازدارندگی و میانجی‌گری را داراست. از ارزش‌های دیگر می‌توان از برنامه‌ریزی برای تقویت حقوق‌بشر، انسان‌گرایی، دموکراسی، قاعده‌مندسازی فرصت‌های موجود در جهانی‌ شدن و کاهش ریسک‌ها آن و احترام به حقوق و خواست مردم از هر نژاد، تفکر، دین، جنسیت و رنگ پوست نام برد.
  • روابط فراآتلانتیک: مهمترین عامل تشکیل دهنده سیاست خارجی آلمان در کنار همگرایی اروپایی، روابط فراآتلانتیک می‌باشد. ایالات متحده آمریکا مهمترین شریک آلمان، خارج از اروپا به حساب می‌آید. روابط فراآتلانتیک بر پایه  ارزش های مشترک و تجربیات تاریخی بنا نهاده شده‌اند.

از دید آلمان اعتماد موجود دوجانبه بین ایالات متحده آمریکا و اروپا، به دلیل روابط فراآتلانتیکی اجتناب ناپذیر است. آلمان و آمریکا در رابطه با ارزیابی خطرات و چالش های تهدید کننده صلح، ثبات و امنیت، دموکراسی، عدالت، حقوق بشر و اقتصاد بازار بطور عمیقی توافق و تبادل نظر دارند.

2-  نگاه اندیشکده های مهم آلمان:

انتخاب ترامپ بعنوان چهل و پنجمین رییس‌جمهور جدید امریکا موجب مباحثی در سطح کارشناسان در اندیشکده‌های آلمانی گردید. تحلیل عمده اندیشکده‌های آلمانی این است که سیاست خارجی امریکا در دوران ترامپ منحصر به فرد خواهد بود. این اندیشکده‌ها در ابعاد نسبتا گسترده‌ای به تولید ادبیات در باره سیاست‌خارجی احتمالی ترامپ و پیامدهای آن پرداخته‌اند. از میان آنان بر حسب اهمیت به دو گزارش تهیه شده در مهمترین اندیشکده های آلمانی خواهیم پرداخت.

الف- بنیاد علم و سیاست آلمان:

فولکر پرتس[3] رییس بنیاد علم و سیاست آلمان[4] طی مقاله ای تحت عنوان "ترامپ و روابط بین الملل"[5] به سیاست خارجی احتمالی ترامپ پرداخته و در مقاله خود در نوامبر 2016 ، معتقد است با انتخاب دونالد ترامپ، سوالات بسیاری در زمینه چگونگی رویارویی ایالات متحده امریکا با بحران‌های بین‌‌المللی نظیر جنگ روسیه، بحران اوکراین، تنش‌های بوجود آمده در دریای جنوبی چین، تحریکات کره‌شمالی، مبارزه با گروه‌های تروریستی و عمق تاثیر آمریکا بر روابط بین‌الملل در دوره ترامپ مطرح گردیده است. وی در رابطه با سیاست خارجی آینده ترامپ، پنج فرضیه زیر را مطرح ساخته است:

  • شکست لیبرالیسم[6]: پرتس مدل حکومتی مبتنی بر لیبرال دمکراسی و نرم‌های ارزشی غرب را مورد تهدید می‌بیند و می‌گوید: "انتخاب دونالد ترامپ به منزله شکست لیبرالیسم و اساس هنجاری غرب است؛ در این شرایط حکومت‌های استبدادی و طرفداران دموکراسی غیر لیبرال نظیر پوتین، اردوغان و اوربان، احساس تشویق و تایید خواهند نمود. روابط خارجی کشورهای اروپایی از چنین تبعاتی مصون نخواهند ماند." وی پیشنهاد می‌کندکشورهای اروپایی باید بطور مداوم بر اولویت مدل حکومتی پذیرفته شده خود از لیبرال دموکراسی، در سطح جهانی تاکید ورزند.
  • سیاست شخصی شده[7]: بنظر پرتس "روال سیاست جهانی"، متاثر از تغییر در راس حاکمیت آمریکا دستخوش دگرگونی‌هایی شده و اشکال شخصی سازی شده، کاریزماتیک و پوپولیستیِ سیاست، جانی تازه خواهند گرفت."
  • دوجانبه گرایی بجای چند جانبه گرایی[8]: پرتس باتاکید بر احتمال دوجانبه‌گرایی بجای چندجانبه‌گرایی می‌گوید: "دونالد ترامپ در دولت خود توافقات دوجانبه را جایگزین توافقات چندجانبه خواهد نمود. انتظار می‌رود ترامپ و پوتین خیلی سریع در رابطه با مسئله سوریه به توافق برسند."
  • عقب نشینی ایالات متحده آمریکا[9]: پرتس آمادگی ترامپ در زمینه پذیرش مناطق نفوذ مانند کنفرانس یالتای 1945 و حذف کلی یا جزیی نقش هژمون لیبرالیسم آمریکایی در نظم بین الملل و زیر سوال بردن اتحادهای تحت رهبری آمریکا و مداخله کمتر امریکا در نقاط مختلف جهان را پیش‌بینی می‌کند. لذا کشورهایی که تاکنون تحت حمایت امنیتی آمریکا بودند از این پس تنها خواهند ماند. واکنش کشورهای ژئوپولیتیکی خرد نظیر ژاپن، عربستان سعودی و اوکراین، که تاکنون خود را زیر چتر امنیتی آمریکا قرار داده بودند، غیر قابل پیش بینی خواهد بود. انتخاب گزینه "تقویت توانایی بازدارندگی" برای مقابله با قدرت‌های منطقه‌ای از سوی این کشورها محتمل است."
  • قدرت چانه زنی اروپا[10]: فرضیه پنجم پرتس فاصله گرفتن ترامپ از ادعاهای زمان نامزدی مبنی بر سیاست "اول آمریکا"[11] به نفع منافع موجود در اتحاد فراآتلانتیک است. در غیر اینصورت اروپا باید سیاست‌های عملیاتی امنیتی خود را تقویت، منافع راهبردی خود را تعریف نموده و اولویت های مشترک سیاست خارجی خود را عملیاتی نمایند. این مهم نه با نگاه به همراهی آمریکا، بلکه با تکیه بر پشتوانه مردمی کشورهای اروپایی شدنی است. تنها با خودکفایی در زمینه حل بحران‌هاست که توانایی جلوگیری از وقوع نتایج انتخاباتی نظیر آمریکا ممکن است. آلمان در این رابطه، مجبور است نقشی موثر و کلیدی را ایفا نماید.

ب-شورای سیاست خارجی آلمان[12]:

دیگر اندیشکده منتخب، شورای سیاست خارجی آلمان است که بعنوان یک مرکز فراحزبی با تمرکز بر اهداف سیاست خارجی که با قدمتی 60 ساله در راستای تصمیم‌سازی در زمینه سیاست خارجی آلمان فعال است. حامیان مالی این اندیشکده شامل وزارت خارجه آلمان، دویچه بانک و گروه ایرباس و تعداد زیادی از شرکت‌های صنعتی و تجاری مشهور می‌باشند. مقاله "ترامپ و واقعیت سیاست خارجی"[13]، نوشته هنینگ ریکه[14] مدیر بخش ایالات متحده آمریکا/ روابط فراآتلانتیکی در شورای سیاست خارجی آلمان شامل 8 صفحه می‌باشد. این مقاله به دلیل نگاه آلمانی به سیاست خارجی ترامپ و تحرکات اعضای 5+1 در مقابل ایران در راستای همکاری با دولت جدید آمریکا حائز اهمیت می‌باشد. دیدگاههای وی در خصوص احتمالات در سیاست خارجی دولت ترامپ به شرح زیر ا ز مقاله ایشان استخراج شده است:

ترامپ و اروپا

  • تمایل ترامپ به کنار زدن اروپا.
  • الزام متحدین به ایفای نقشِ بیشتر در اروپای شرقی.[15]
  • گروکشی حضور در موارد بحرانی در قبال پذیرش هزینه‌ها از سوی متحدین.
  • اولویت اروپا جلوگیری از دوجانبه گرایی ترامپ با روسیه خواهد بود و تلاش خواهد کرد تا با تکیه بر نهادهای چندجانبه گرا و مبتنی بر حقوق بین‌الملل این روند را متوقف نماید.

اتحادهای (دفاعی) غرب

شکست سیاست های دفاعی اروپا در صورت عدم تقویت ساختارهای دفاعی و عدم همراهی آمریکا پس از افزایش سهم هزینه کشورهای عضو در ناتو.

  • ملزم نمودن  متحدین از سوی ترامپ به پرداخت 2 درصد تولید ناخالص ملی بابت هزینه ناتو پیش از سال 2014.
  • در صورت کناره گیری آمریکا از ناتو، عمق نفوذ آمریکا در عرصه بین‌المللی خصوصا در اروپا تضعیف خواهد شد. به همین دلیل آمریکا دست به کناره‌گیری نخواهد زد.
  • احتمال ایجاد تنش توسط ترامپ بین کشورهای ناتو و ایجاد هزینه برای آلمان در جایگاه قدرت برتر اقتصادی اروپا.
  • تضعیف ناتو سبب تشویق منتقدین این پیمان خواهد شد.

ترامپ و همکاری با روسیه

  • احتمال عدم پایبندی به توافق مینسک و تحریم‌های غرب علیه روسیه.
  • همکاری تنگاتنگ با روسیه برای حل مسئله سوریه.
  • در صورت پذیرش حوزه نفوذ روسیه در اروپا از سوی آمریکا و تسلیم شرق اوکراین بعلاوه کریمه به این کشور، تحریم‌ها علیه روسیه از هم پاشیده خواهند شد.
  • احتمال همراهی و همکاری عمیق با روسیه به منظور مبارزه با اسلامگرایان افراطی.
  • تبدیل سیاست های غربی به مسئله فی ما بین با روسیه
  • احتمال به رسمیت شناختن حوزه نفوذ روسیه در شرق اروپا در همسایگی اتحادیه اروپایی، که منجر به تغییر اولویت‌های آمریکا در سیاست‌امنیتی اروپا خواهد شد.
  • در مبارزه علیه داعش، اتحاد با روسیه و حتی بشار اسد از سوی آمریکا محتمل می باشد.

دوجانبه گرایی به جای چندجانبه گرایی

  • ترامپ در پی چارچوب‌بندی جدیدی برای سیاست خارجی آمریکا می‌باشد.
  • ترامپ احتمالا برای کاهش هزینه ها دست به کاهش مداخلات جهانی آمریکا خواهد زد.
  • اولویت سیاست خارجی وی کاهش هزینه‌ها و تعهدهای (دخالت‌های) یک جانبه آمریکا خواهد بود.
  • صرف‌نظر از مواضع ضداسلامی ترامپ، اروپا می‌تواند در همکاری با آمریکا شرکایی در خاورمیانه بدست آورد.

ایران و برجام:

  • به دلیل تصویب مستقیم برجام توسط اوباما، بدون تصویب کنگره آمریکا. ترامپ نیز قادر خواهد بود برجام را بدون تصویب کنگره کنار بگذارد. (با تصویب مستقیم برجام توسط اوباما، برجام یک قرارداد دولتی تلقی می‌شود.)
  • از آنجاییکه در ایران نیز طیف تندرو مخالف گشایش در برابر آمریکا حضور دارند، دولت جدید آمریکا قادر است با انجام کنش‌های یکطرفه نظیر تحریم‌های جدید موجبات زیرپا گذاشته شدن برجام توسط ایران را فراهم نماید. مانند ایجاد محدودیت در بازرسی‌ها یا تاسیس سایت غنی‌سازی جدید و ... توسط ایران.
  •  ترامپ پس از شکست برجام، امضا کنندگان دیگر را تحت فشار قرار داده و آنان را علیه ایران متحد خواهد نمود.
  • کشورهای اروپایی بدون تخریب برجام می‌توانند مواضعی سخت‌تر نسبت به برجام اتخاذ نمایند. مثلا از طریق برقراری بازرسی‌های پیاپی و سخت‌تر فعالیت‌های ایران و ایجاد چالش بر سر مواد دارای کاربری‌های چندگانه با تکیه بر مکانیسم پیش‌بینی شده در برجام.
  • کشورهای امضاکننده برجام بایستی سازمان ملل را ملزم به تقویت شورای نظارت بر برجام نموده و از این راه ایران را جهت به کار گرفتن کانال تدارک پیش‌بینی شده در برجام برای استفاده ایران از فناوری‌های حساس نیز متقاعد نماید. مکانیسمی که بتوان از طریق آن تحویل اجناس و فناوری‌های حساس را به ایران بطور رسمی کنترل نمود.
  • آژانس بین‌المللی‌انرژی‌اتمی باید با تکیه بر دسترسی خود به منابع اطلاعاتی سرویس‌ها، چارچوب گفتگوهای شفاف‌ساز با ایران را معین نماید.
  • اروپا می تواند به کشورهای غربی پیشنهاد دهد که با شدت بیشتری روی مهار برنامه موشکی ایران متمرکز شوند تا بدین ترتیب با تقویت "رژیم کنترل صادرات فناوری موشک"[16] ، بدون خروج ایران از برجام، مجددا در سطح بین المللی ایران را تبدیل به یک موضوع (امنیتی سازی) نمایند.

3- نگرش مقامات دولتی، رسمی و حزبی آلمان در قبال سیاست خارجی ترامپ:

در میان سیاستمدارانِ میانه نگرانی‌های عمیق و در طیف راست‌گرایان و ناسیونالیست‌ها امیدهای زیادی به روی کار آمدن شخصیت‌هایی مانند ترامپ در آلمان دیده می‌شود. آلمانی‌ها بطور صریح هیلاری را بهترین انتخاب برای امریکا می‌دانستند، زیرا دغدغه‌های زیادی نسبت به ترامپ وجود داشت. پس از انتخاب ترامپ، شوک بزرگی بر آنان وارد شد. لذا مقامات آلمانی بطور پیوسته نگرانی‌ها و دغدغه‌های خود را در ارتباط با سیاست خارجی احتمالی ترامپ ابراز نموده‌اند. آنان ضمن اینکه به ترامپ بدبینانه می نگرند اما معتقدند نوعی ابهام بر سیاست خارجی احتمالی ترامپ حاکم است.

آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان[17]: پیام تبریک مرکل به ترامپ بیشتر به رفع تکلیف دیپلماتیک، برای همکاری‌های پیش‌رو بین ایالات متحده آمریکا و آلمان، شبیه بود. وی گفت: " پیروزی دونالد ترامپ، در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را تبریک می‌گویم. روابط آلمان و آمریکا بر پایه ارزش‌هایی چون: دموکراسی، آزادی، احترام به حقوق و خواست مردم، فارغ از اصالت، رنگ پوست، دین، جنسیت، تمایلات جنسی و مواضع سیاسی بنا شده‌اند." جمله پایانی آنگلا مرکل با درون مایه‌ای مملو از نگرانی و ناامیدی همراه بود: "بر پایه این ارزش‌ها، من دستم را برای همکاری تنگاتنگ به سوی دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا دراز می‌کنم." وی همچنین در دیدار با اوباما در 27 آبان 95 ضمن تاکید بر انجام همکاری با جانشین اوباما گفت : "بديهي است که ما نهايت تلاشمان را براي برقراری یک همکاري خوب با رئيس جمهور جديد به عمل خواهیم آورد. روابط آلمان و اروپا با ايالات متحدة آمريکا، يکي از "ستون‌هاي اصلي سياست خارجي" ماست که با ارزش‌هايي مانند دموکراسي، آزادي و حمايت از حقوق بشر در ارتباط است." مرکل مجددا در 28 آبان 95 ضمن تاکید بر مشکلات احتمالی در دوران ترامپ گفت"يک نفر به تنهايي هرگز نمي‌تواند همة مشکلات را حل کند و ما فقط در اتحاد با هم می‌‌‌توانیم قوي باشیم."

فرانک والتر اشتاین مایر[18] وزیر امور خارجه آلمان:

اشپيگل در 20 آبان 95 نقل کرد که فرانک والتر‌اشتاين‌ماير، از دونالد ترامپ، خواست، اهداف بين‌المللي خود را سريعاً روشن کند:"ضروری است تا مسؤولان جديد سريعاً مواضع دولت جديد آمريکا را مشخص کنند. ما در گفتگوهاي متعدد با همسايگان اروپايي دريافته‌ایم که آن‌ها (اروپا) تا چه حد از اظهارات تحقيرآميز (ترامپ) دربارة ناتو و هم‌پيمانان ناتو برآشفته شده‌اند. ما بارها با هنري کيسينجر دربارة سياست خارجي‌اي که بايد از دولت جديد انتظار داشت و نیز با مشاورین دونالد ترامپ گفتگو کرده‌ایم. اين مرد سالخورده و خردمند نيز که وزير خارجة سابق ايالات متحده از حزب جمهوري‌خواه بوده و همة سياستمداران آمريکايي هنوز هم براي دريافت يک مشاوره خوب به او مراجعه مي‌کنند، پاسخي نداشت و همة کارشناسان سياست خارجي در واشنگتن نيز به همراه او دچار ابهام شده اند. شيوه‌اي که با آن در ايالات متحدة آمريکا مبارزة انتخاباتي صورت گرفت - چيزهايي که گفته شد و لحني که مسائل با آن بيان شد - ما را آزار داد و اين چیزی نیست که فقط شامل حال ما شده باشد. هيچ کس‌ اين مسأله را رد نمي‌کند که دونالد ترامپ بدنبال موضعی مقابله‌جویانه باشد.  اما ‌اکنون همه چيز بدان بستگي دارد که آيا پرزيدنت ترامپ دقيقاً همان گونه عمل مي‌کند که ترامپ به عنوان يک مبارز انتخاباتي بیان کرد يا خير." اشتاین مایر، وزیر خارجه آلمان، انتخاب دونالد ترامپ را حامل هزینه‌های قطعی برای آلمان دانسته و گفت: "ما نباید نتیجه انتخابات آمریکا را دست کم بگیریم. ما باید از این پس خود را برای سیاست‌های خارجی غیرقابل پیش بینی آمریکا آماده کنیم. من تمایلی به خوش‌بینی کاذب ندارم و معتقدم هیچ چیز ساده‌تر نخواهد شد، بلکه خیلی مسائل پیچیده خواهند شد. با این حال فکر می‌کنم روابط کارآمد فراآتلانتیکی اصل و اساس بسیار مهمی برای غرب به حساب می‌آیند و در نتیجه ما نمی‌بایست این ساختار را قربانی نماییم."

مارتین شولتس[19] رئيس پارلمان اروپا:

مارتين شولتس، رئيس پارلمان اروپا پس از رأي مردم بريتانيا به خروج کشورشان از اتحادية اروپايي و پيروزي ترامپ در ايالات متحدة آمريکا نگران حمايت بيشتر از پوپوليست‌هاي راست‌گرا در اروپاست:

"در بهترين حالت بايد کسي را که در پی اين وقايع هنوز هم گمان کند که در آينده ديگر نتايج دشواري در رأي‌گيري‌ها به دست نخواهد آمد، ساده‌لوح ناميد. شولتس در اين ارتباط از جمله به انتخابات رياست جمهوري در ماه مه در فرانسه اشاره کرد که در آن مارين لوپن[20] از حزب راست‌گراي افراطي جبهة ملي شانس خوبي دارد." شولتس هشدار داد، جامعة آزاد و وحدت اروپا به شدت تحت فشار قرار گرفته است: "همة ما احساس مي‌کنيم. ترکيبي از سردرگمي، نگراني از سقوط و يأس و نااميدي از سياستمداران، خطري را به وجود مي‌آورد که به نفع فرصت‌طلبان تمام خواهد شد. در آلمان گروه‌هايي از شهروندان خشمگين تشکيل مي‌شوند که به رسانه‌ها و سياستمداران توهين مي‌کنند و آن‌ها را تحت فشار قرار مي‌دهند. نمايندگان منتخب مردم تا رئيس جمهور تهديد و مسخره مي‌شوند. اکنون بايد به روشني مواضع خود را تبیین نماییم، زیرا در این میان بحث دفاع از جامعة ليبرال و داراي مدارا در ميان است." مارتین شولتس خواستار این شد که پس از پیروزی ترامپ وحدتی بزرگتر در درون اتحادیه اروپا شکل بگیرد. "برای همه باید روشن شود که ما بحران مهاجرت، مبارزه با تروریسم یا هر درگیری بین المللی را فقط با یک رویکرد اروپایی مشترک  می توانیم حل کنیم."

اورزولا فن در لاين[21] وزیر دفاع آلمان

خانم اورزولا فن در لاين، وزير دفاع آلمان از دونالد ترامپ، رئيس جمهور آتي ايالات متحدة آمريکا خواست تا نسبت به پيمان ناتو وفادار باقی بماند. اين سياستمدار دموکرات مسيحي 20 آبان در برنامة گفت و شنود شبکة تلويزيوني ZDF گفت: " اميدما این است که مشاوران مربوطه وي را خوب توجیه کنند مبنی بر  اينکه ناتو يک مغازه و يک شرکت نيست، بلکه يک جامعة ارزشي است. درست و منطقی نیست که کسي بگويد گذشته براي ما ‌تفاوتی نمی‌کند؛ ارزش‌هايي که ما به طور مشترک از آن‌ها دفاع مي‌کنيم، براي ما بي ارزش است و با محک سود مادی آن را مورد ارزیابی قرار دهد. واقعیت آن است که به اين شکل نمي‌توان بر هيچ کشوري حکومت کرد و اين پايه و اساس ناتو نيز نیست." وی همزمان به فرماندة آتي ارتش آمريکا نسبت به در پيش گرفتن خط مشي‌ ناز و نوازش پوتين، هشدار داد و گفت: " ترامپ بايد به روشني تصریح نماید که از کدام یک از طرفین درگیر (غرب یا روسیه) حمایت می‌کند. طرف قانون، نظام صلح و دموکراسي يا اين که براي او فرقي نمي‌کند و می‌خواهد نوعي دوستي مردانه به وجود آورد. مناقشات بر سر الحاق کريمه يا بمباران حلب هرگز نبايد در گفتگو با پوتين فراموش شود..."

ولفگانگ ايشينگر[22] رئيس کنفرانس امنيتي مونيخ:

به عقيدة ولفگانگ ايشينگر، رئيس کنفرانس امنيتي مونيخ و سفير سابق آلمان در واشنگتن ، دونالد ترامپ به عنوان رئيس جمهور ايالات متحدةآمريکا شانسي براي اروپا نيز به شمار مي‌رود. وی در 28 آبان 95 می گوید: "ما بايد بنا را بر اين بگذاريم که از ما چيزهاي بيشتري درخواست شوند. ما بايد انتظار داشته باشیم که اروپا بالاخره از نظر سياست امنيتي بلوغ لازم را کسب کند. ما بيش از نيم قرن به سادگي هر وقت سروصدايي بلند و کار سخت می‌شد، انتظار داشتیم که ايالات متحدة آمريکا از کشورهاي غرب اروپا حفاظت کند. شاید درست باشد که از اين طريق به اروپا خاطرنشان شود که تلاش بيشتري براي امنيت خود به عمل آورد. «اين مسیر اشتباه نيست. " وی همچنین سه روز بعد، از دولت آلمان خواست تا هر چه سريع‌تر با دونالد ترامپ، رئيس جمهور آتي ايالات متحدة آمريکا تماس برقرار کند. وي گفت، "بايد مواضع اروپايي را براي ترامپ تشریح نمود. بايد به واشنگتن و نيويورک رفت و با اين فرد گفتگو کرد. ما نبايد از آمريکا جدا شويم، اما بايد يک فرايند عدم وابستگي ایجاد شود. اروپا بايد خود امنیت خویش را تامین نماید. اين لزوماً به معناي خبري بد تلقی نمی گردد.. اين که سياست اروپا فقط در انتظار اخباری بماند که از واشنگتن می رسد، کاملاً اشتباه است.

ولفگانگ شويبله[23]، وزير دارايي آلمان:

بنا بر گزارش اشپیگل، ولفگانگ شویبله در 20 آبان 1395 اعلام کرد که: "اروپا بايد پس از پيروزي ترامپ در انتخابات، توان دفاعی خود را تقويت کند. اروپايي‌ها بايد در آينده بتوانند، وظايف خود را تا حدي خود به تنهايي انجام دهند و توان دفاعی خود را تقويت کنند. پس از مشخص شدن نتيجة انتخابات در ايالات متحدة آمريکا، از اهميت اين امر کاسته نشده و همين حالا نیز مي‌توان اين نتيجه‌گيري را به عمل آورد."

راينر آرنولد[24] ، رئيس کميسيون دفاعي مجلس فدرال آلمان از حزب سوسیال دمکرات SPD:

اشپیگل در 20 آذر 95 نوشت، راينر آرنولد، نسبت به اظهارات ترامپ در حوزة سياست خارجي ابراز نگراني کرد: " فسخ قرارداد اتمي با ايران، گامی به عقب خواهد بود. از بين بردن ده سال تلاش‌هاي ديپلماتيک و تشويق اسرائيل به اين که از نظر نظامي عليه ايران وارد عمل شود، براستي زندگي ما را به خطر خواهد انداخت." آرنولد همچنین از عملکرد احتمالي ترامپ در سوريه و رابطة او با ناتو نيز بدلیل حمایت کنگره به شدت ابراز نگرانی کرد.

هشدار کاودر[25] رئيس فراکسيون احزاب دموکرات/سوسيال مسيحي CDU/CSU

فولکر کاودر در  2 آذر 95، از احزاب مختلف خواست تا در مبارزات انتخابات پارلماني سال 2017 مبالغه نکنند.

"احترام به رقباي دموکراتيک بايد رعايت شود، در غير اين صورت، به هم‌بستگي و دموکراسي در کشور لطمه وارد خواهد شد و آن وقت، تحريک و توهين دوباره شدت خواهد گرفت. بايد در ماه‌هاي آخر مراقب باشيم تا رسانه‌هاي اجتماعي به کانون نفرت و اطلاعات غلط تبديل نشوند. در غير اين صورت مبارزة انتخاباتي براستي، کثيف خواهد شد. نبايد نمايشي مانند مبارزة انتخاباتي آمريکا در آلمان تکرار شود."

رولف موتسِنیش[26] نماینده مجلس فدرال آلمان از حزب سوسیال دمکرات SPD

خبرگزاری آلمان در 2 آذر 95 به نقل از رولف موتسِنیش، سیاستمدار سیاست خارجی حزب سوسیال دموکرات آلمان SPD از سیاست مبهم خاورمیانه‌ای ترامپ، ابراز نگرانی کرد: "باید این را در نظر بگیریم که در برنامة ریاست جمهوری ترامپ هیچ دستورکاری مشخصی در ارتباط با خاورمیانه وجود ندارد. این خلاء اوضاع دشواری را ایجاد خواهد کرد، به خصوص اگر ترامپ بر آن شود که معاهدة اتمی با ایران را بر هم بزند. در این صورت بی‌ثباتی و جنگ‌های نیابتی بیشتری مانند آنچه اکنون در سوریه صورت می‌گیرد، بروز خواهند کرد. غرب با انعقاد معاهدة اتمی مانع از دستیابی ایران به سلاح اتمی شده است. آلمان باید در برابر آمریکا از خود قدرت نشان دهد و پافشاری کند که مفاد معاهدة اتمی اجرا گردد.... سند بمنزله قابل اعتماد بودن سیاست بین‌المللی است. این معاهده باید به عنوان یک خط مشی اروپایی باقی ماند. انگلیس و فرانسه هم بر سر میز مذاکره حضور داشته‌اند و شورای امنیت سازمان ملل هم به این معاهده مشروعیت داده است....اروپا نباید خود را کوچک کند، زیرا اتحادیة اروپا در گفتگوهای با ایران و برای حل بحران اوکراین نشان داد که به خوبی توان مذاکره کردن را دارد." او سوریه و روسیه را متهم کرد که می‌خواهند از خلاء سیاسی که تا زمان روی کار آمدن ترامپ ایجاد شده‌است استفاده کنند و علیه غیرنظامیان به اقدامات نظامی دست زده‌اند.

فرازهای مهم مواضع مقامات آلمانی

  • بنای روابط آلمان و امریکا بر پایه ارزش‌های مشترک دمکراتیک و لزوم حفظ اتحاد برای حل مشکلات.
  • برآشفتگی از اظهارات ترامپ در مورد ناتو و بخاطر تحقیر متحدان اروپایی.
  • نگراني از سقوط و يأس و نااميدي از سياستمداران و تحت فشار قرار گرفتن اتفاق نظر در اروپا.
  • شکل گیری فضایی در آلمان که مقامات آلمانی توسط فرصت طلبان مسخره و تهدید شوند.
  • احتمال تضعیف ناتو بعنوان یک جامعه ارزشی وجود دارد، لذا باید به طور مشترک از آن‌ها دفاع کنيم.
  • خطر حمایت از روسیه در مقابل اروپا و نگرانی از همکاری ترامپ با پوتین در سوریه.
  • نگرانی از عدم حفاظت از غرب اروپا توسط ترامپ.
  • امکان فسخ قرارداد اتمي با ايران و بازگشت یک گام به عقب و خطر ورود اسرائیل به فاز نظامی، تشدید جنگ‌های نیابتی (برجام مانع دستیابی ایران به سلاح اتمی شده است)

4-  ترامپ و جریان راستگرایی در آلمان

در میان جریانات راست‌گرای آلمان، شاید بتوان در حال حاضر حزب "آلترناتیو برای آلمان"[27] را مهم ترین گروه ارزیابی نمود که اتفاقا جدی‌ترین  واکنش ها نیز نسبت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از سوی آنان بوده است. خانم فرآوکه پتری[28]، رئیس حزب آلترناتیوی برای آلمان، در رابطه با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت: "نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به دلیل برخورداری ترامپ از ابتکار عمل سبب شجاعت آلمان و اروپا خواهد شد. ما می بایست از این فرصت پیش آمده در جهت تنظیم دوباره رفتارهای فراآتلانتیکی بطور مشترک بهره مند شده و مناقشات بزرگی چون بحران های اوکراین و سوریه را در توافق با روسیه به پایان برسانیم. وظیفه ما حفظ آزادی، دموکراسی و عدالت در هر دو سوی آتلانتیک و در صورت لزوم بازتولید آنها می باشد. همچنین نقش هژمونیک آمریکا می‌‌بایست در اروپا تفهیم گردد. همانگونه که مردم آمریکا به نظرسنجی ها پشت کردند، مردم آلمان هم بایستی شجاعت متحول کردن سرنوشت خود را بیابند." راستگرایان تنها جریان سیاسی هستند که به ترامپ به دیده فرصت می‌نگرند.

5-  افکار عمومی آلمان و سیاست خارجی ترامپ

طبق نظرسنجی انجام شده توسط موسسه کانتار پابلیک[29] تحول در دیدگاههاو اولویت‌های مردم آلمان را در بازه‌های زمانی گوناگون مورد سنجش قرار داده و تغییرات آن را ثبت نموده است.

چالش های دیپلماتیک در عرصه سیاست خارجی آلمان

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

مطابق دول فوق، در نوامبر 2016 از نظر مردم ، ارتباط با امریکا و و ترکیه به ترتیب مهمترین چالش‌های دیپلماتیک ناشی از انتخاب ترامپ بوده‌اند، در حالیکه در در اکتبر 2015 ، قرارداد تجارت آزاد فراآتلانتیکی و ارتباط با روسیه به ترتیب مهمترین چالش‌های سیاست خارجی آلمان قلمداد شده بودند. 

مهمترین شرکای آلمان در حوزه سیاست خارجی

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ2

افکار عمومی آلمان در هر دو نظر سنجی اخیر (2016) نیز سال 2015 ، امریکا، فرانسه و سپس روسیه را مهمترین شرکای آلمان دانسته‌اند.

10چالش مهم در عرصه سیاست خارجی آلمان

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ3

در نظر سنجی 2015 به ترتیب مسئله پناهجویان، بحران سوریه و ارتباط با روسیه مهمترین چالش‌های عرصه سیاست خارجی آلمان بوده اند. اما بر اساس نظر سنجی نوامبر 2016 ارتباط با امریکا، مسئله پناهندگان و روابط با ترکیه مهمترین چالش های عرصه سیاست خارجی عنوان شده‌اند. بنابر این سنجش افکار عمومی آلمان نیز حاکی از این است که مردم آلمان نیز نسبت به انتخاب ترامپ دغدغه‌های جدیدی یافته و بروز چالش‌های جدید را در دوره ترامپ محتمل می‌ دانند.

6- جمع بندی و ارزیابی:

گزارش‌های اندیشکده‌های مهم آلمانی، کلام و مواضع مقامات برجسته آلمانی مشترکات معناداری دارند، که حکایت از نوعی نگرانی هم‌جنس در جامعه نخبگان سیاسی این کشور نسبت به سیاست‌خارجی احتمالی ترامپ دیده می‌شود. اندیشکده هایی چون بنیاد علم و سیاست و شورای سیاست خارجی در آلمان از این جهت حاثز اهمیت‌اند که نقش اساسی در تصمیم سازی ایفا می‌کنند و مواضع مقامات آلمانی نیز از این حیث مهم‌اند که عالی‌ترین نقش را در تصمیم‌گیری ایفا می‌کنند. همانگونه که ملاحظه گردید مهمترین گزارش‌های اندیشکده‌ها و مواضع مقامات آلمانی، مورد بررسی قرار گرفته و اهم دغدغه‌های مشترک آنان حاصل شد. اکنون مهمترین رویکردهای احتمالی آلمان با توجه به دغدغه‌ها و نگرانی‌های ایجاد شده، که به صورت توصیه در متون مورد بررسی وجود داشته، به شرح زیر ارائه می گردد:

رویکردهای احتمالی آلمان در قبال ترامپ

  • تاکید مداوم بر ارجحیت مدل حکومتی پذیرفته شده خود از لیبرال دموکراسی، در سطح جهانی.
  • لزوم خودکفایی در زمینه‌ی حل بحران‌ها. تلاش برای حل بحران مهاجرت، مبارزه با تروریسم یا هر درگیری بین‌المللی فقط با یک رویکرد اروپایی مشترک. تنها با خودکفایی در زمینه حل بحران‌هاست که توانایی جلوگیری از وقوع نتایج انتخاباتی نظیر آمریکا ممکن است. آلمان در این رابطه، مجبور است نقشی موثر و کلیدی را ایفا نماید.
  • اروپا باید سیاست‌های عملیاتی امنیتی را تقویت و منافع راهبردی خود را تعریف نموده و اولویت‌های مشترک سیاستِ خارجی‌اش را عملیاتی نمایند. این مهم نه با نگاه به همراهی آمریکا، بلکه با تکیه بر پشتوانه مردمی اروپا شدنی است.
  • دست کم نگرفتن نتیجه انتخابات امریکا و لزوم آمادگی برای سیاست‌ خارجی غیرقابل پیش بینی آمریکا. روابط کارآمد فراآتلانتیکی اصل و اساس بسیار مهمی برای غرب به حساب می‌آیند و در نتیجه نمی‌بایست این ساختار قربانی شود.
  • نهايت تلاش براي برقراری یک همکاري خوب با ترامپ. عدم جدایی از امریکا همزمان با عدم وابستگی.
  • تلاش برای شکل گیری وحدتی بزرگتر در درون اتحادیه اروپا، پس از پیروزی ترامپ.
  • تلاش برای دفاع مشترک از ناتو بعنوان  يک جامعة ارزشي و نیز تلاش برای امنیت بیشتر اروپا، تقویت توان دفاعی.
  • تلاش در جهت عدم بی‌توجهی و فراموشی اوکراین و سوریه (حلب) در مذاکرات ترامپ با پوتین.
  • تلاش برای جلوگیری از یک جانبه گرایی امریکا. رویکرد متقاعد سازی ترامپ نسبت به دغدغه های اروپا.
  • اقدامات پیشگیرانه برای عدم وقوع رخدادهایی نظیر انتخابات امریکا در آلمان.
  • آلمان باید در برابر آمریکا از خود قدرت نشان دهد و پافشاری کند که مفاد معاهدة اتمی اجرا گردد.
  • صرف‌نظر از مواضع ضداسلامی ترامپ، اروپا باید در همکاری با آمریکا شرکای منطقه‌ای در خاورمیانه بدست بیاورد.
  • اتخاذ مواضع سخت توسط اروپا بدون تخریب برجام عملی است. مثلا برقراری بازرسی‌های پیاپی و ایجاد چالش بر سر مواد دارای کاربری‌های چندگانه با تکیه بر مکانیسم پیش‌بینی شده در برجام.
  • اروپا می تواند بدون اجازه خروج به ایران از قید و بند برجام، با تشدید رژیم کنترل صادرات فناوری موشکی، دوباره ایران را در عرصه بین‌المللی تبدیل به یک مسئله(امنیتی سازی) نماید. ملزم کردن سازمان ملل به تقویت شورای نظارت بر برجام و نیز تشدید و تمرکز بر مهار برنامه‌های موشکی ایران.

ارزیابی نگرانی‌های آلمان در قبال انتخاب دونالد ترامپ و نیز رویکردهای احتمالی که از پیشنهادات اندیشکده‌ها و مواضع مقامات آلمانی استخراج شده، نشان می‌دهد که سیاست‌های اعلامی اولیه ترامپ بگونه‌ای اصول سیاست خارجی آلمان را مورد هدف قرار داده است. چنین تلقی در مواضع آلمان‌ها مشهود است. از سوی دیگر برآیند دیدگاههای آلمان حاکی از این است که احتمالا در آینده میان نگاه آلمانی به سیاست بین‌الملل و سیاست خارجی ترامپ مشکلاتی بروز خواهد کرد. اما رویکردها نشان می‌دهند که آلمان ها بدنبال اصلاح مشکلات خواهند بود و هرگز رویکرد تقابلی در مورد اختلاف‌نظرها نخواهند داشت. همچنین بر این باورند که اولا آلمان و اروپا درک بهتری نسبت به سیاست خارجی ترامپ درمباحث امنیتی و سیاسی دارد و ثانیا آلمان و اروپا قادرند بر سیاست خارجی ترامپ تاثیر بگذارند. در خصوص نگرانی‌های مربوط به روابط ترامپ با روسیه به نظر می رسد، نزدیکی ترامپ به پوتین یا به عبارت بهتر فاصله گرفتن امریکا از آلمان یا اروپا، احتمالا می‌تواند به نزدیکی آلمان و روسیه منجر شود.

رویکرد "خوداتکاییِ دفاعی" در سیاست های نظامی نظامی آلمان مشهود است و از مظاهر بارز چنین رویکردی در امور دفاعی، می‌توان به آغاز مباحث اخیر در مورد گرایش به فعالیت‌های هسته‌ای اشاره نمود. برتولد کوهلر[30]، ناشر روزنامه فرانکفورتر آلگماینه، لزوم بهره مندی آلمان از تسلیحات اتمی را به دلیل برخورداری روسیه از چنین تسلیحاتی، قابل تامل دانسته‌اند. پس از پیروزی دونالد ترامپ، احتمال عدم تضمین امنیتی (اتمی) از سوی آمریکا در قبال اروپا و ضعف زرادخانه‌های هسته‌ای بریتانیا و فرانسه گزینه تسلیح اتمی آلمان را مطرح نموده است. اصولا نگرانی‌های ابراز شده و آنچه در این گزارش به آن استنادشد، اغراق‌آمیز بنظر می رسد. اما ذکر این نکته ضروری است که در این مواضع بدترین حالت محتمل در سیاست خارجی امریکا در نظر گرفته شده است، وگرنه خود اندیشکده ها نیز اذعان نموده‌اند که بسیاری از شعارهای ترامپ احتمالا در مرحله عمل محقق نخواهند شد. در مسئله برجام نیز همانگونه که در جمع‌بندی اشاره شده، اروپا بر آن است که برجام قابلیت آن را دارد که فشار شدیدتر و مضاعفی بر ایران وارد سازد. همچنین از طریق برجام می‌‌توان تشدیدکنترل‌ها، مهار برنامه‌موشکی ایران، بازرسی‌های گسترده‌تر حتی تبدیل مجددایران به یک پدیده امنیتی را اجرا نمود و لذا از منظر آلمان هرگونه اقدام ترامپ برای نادیده گرفتن و تضعیف برجام اقدامی هوشمندانه نخواهد بود.

آلمان بگونه‌ای حساب شده ، در صدد خواهد بود تا در خاورمیانه بتدریج با همکاری ایالات متحده امریکا، حضور منطقه‌ای خود را افزایش داده و شرکای منطقه‌ای برای خود دست و پا نماید. تلاش‌های آلمان در سال‌های اخیر و بخصوص در ماههای اخیر (پس از انتخاب ترامپ) برای حضور پررنگ‌تر در منطقه و عقد قراردادهای نظامی با کشورهای منطقه و عربستان، قرارداد آموزش نظامیان عربستان و اطلاق شریک مهم به عربستان در راستای همین سیاست ارزیابی می‌شود. همکاری‌های آلمان با ریاض به دلیل جنگ خشونت بار در یمن و نقض مستمر حقوق بشر در این کشور همواره مسئله‌ساز بوده است. با این حال وزارت دفاع آلمان بر گسترش این همکاری‌ها تاکید دارد. از یک طرف آلمان می‌خواهد عربستان را به عنوان شریکی منطقه ای از دست ندهد و همزمان باید انتقادهای عمومی به آل سعود به دلیل نقض گسترده حقوق بشر، افزایش تردیدها به عملیات نظامی ریاض در یمن و مسئله حساس صادرات سلاح به عربستان را مد نظر قرار دهد. در سال های اخیر آلمان با راه اندازی گفتمان مسئولیت بیشتر، یک روند تدریجی به سمت توسعه فعالیت های بین المللی، مداخله در بحران‌های منطقه‌ای و گسترش نظامی‌گری را آغاز نموده است. اکنون فضای حاکم بر آلمان پس از انتخاب ترامپ، زمینه و بهانه را برای آلمان به منظور پیشبرد سریعتر روند فوق فراهم ساخته است. بنظر می رسد این روند که اساسا در یک بازه زمانی بلند مدت طراحی شده و در میانه راه است، شتاب بیشتری بگیرد. همانگونه که در متن گزارش مشاهده می‌شود شرایط فعلی از حیث رویکردهای آلمان نسبت به مسائل سوریه، هم پیمانان استراتژیک منطقه‌ای، رویکردهای دفاعی، گرایش‌های هسته‌ای و برجام ، بر منافع ملی ایران تاثیرگذار خواهد بود.

پیشنهادها :

1. ضروری‌است دستگاه سیاست‌ِخارجی و نهادهای موثر دیگر، به کنش‌های سیاستِ‌خارجی آلمان اهتمام بیشتری داشته باشند. امروزه نقش بین‌المللی و منطقه‌ای آلمان ، متفاوت از  گذشته بوده و باید بازیگری جدی و تاثیرگذار تلقی شود.

2. در تعامل با اروپا در چارچوب برجام، ضروری است ملاحظات فوق مد نظر قرار گیرد. آلمان و اروپا قائل به سختگیری علیه ایران بدون بهم زدن برجام‌اند. آلمان این رویکرد را در تعاملات با دولت ترامپ برای متقاعد نمودن وی آغاز کرده است. لذا حمایت آلمان از برجام در این چارچوب بوده و نباید بعنوان حمایت از جمهوری اسلامی ایران ارزیابی شود.

3. کنش‌های منطقه‌ای آلمان، همانند انگلستان با رویکرد تثبیت حضور منطقه‌ای بوده و بخصوص تحت تاثیر سیاست‌های احتمالی ترامپ، با تمرکز بر تقویت متحدان منطقه‌ای (بویژه عربستان) و نیز اثبات نقش مکمل امریکا صورت می‌گیرد. در مسئله سوریه، اقدامات آلمان کماکان در هماهنگی کامل با امریکا و در تعارض با جمهوری اسلامی و محور مقاومت  عمل خواهد کرد. لذا در مذاکرات دوجانبه، رویکرد تقویت حضور منطقه‌ای آلمان نباید مورد استقبال کشورمان قرار گیرد.

4. با توجه به رخدادهایی نظیر سفر "کریستف هویسگن" فرستاده رئیس بخش امنیتی و سیاست خارجی دفتر صدر اعظم برای ملاقات با "مایکل فلین"، مشاور امنیتی ترامپ، گسترش مباحثی نظیر برخورداری آلمان از سلاح هسته‌ای، تاکید ترامپ بر گسترش توان هسته‌ای امریکا و مسئله حذف چتر امنیتی آمریکا از کشورهایی نظیر آلمان؛ شایسته است با توجه به  برنامه‌ریزی‌ها و تحرکات تدریجی آلمان تمهیدات لازم در خصوص طراحی سناریو‌های محتمل اندیشیده شوند.                                                                                                                                                                                    

گروه تخصصی آلمان    26 دی 1395



[1] . Donald Trump

[2] . werteorientierte  Außenpolitik

[3] . Volker Perthes

[4] . Stiftung Wissenschaft und Politik (DGAP)

[5] . Präsident Trump und die internationalen Beziehungen

[6] . Niederlage des Liberalismus

[7] . Personalisierte Politik

[8] . Bilaterale Deals statt Multilateralismus

[9] . Rückzug der USA

[10] . Europas Handlungsfähigkeit

[11] . America first

[12] . Deutsche Gesellschaft für Auswärtige Politik e.V. (DGAP)

[13] . Trump und die außenpolitische Wirklichkeit

[14] . Dr. Henning Riecke

[15] . ژنرال فولکر ویکر، بازرس ارشد وزارت دفاع آلمان، نیز در رابطه با اجرای چنین سیاستی، در پیام پایان سال،اظهاراتی داشته است.

[16] . Missile Technology Control Regime (MTCR)

[17] . Angela Merkel

[18] . Frank-Walter Steinmeier

[19] . Martin Schulz

[20] . Marine Le Pen

[21] . Ursula von der Leyen

[22] . Wolfgang Ischinger

[23] . Wolfgang Schäuble

[24] . Rainer Arnold

[25] . Volker Kauder

[26] . Rolf Mützenich

[27] . Alternative für Deutschland (AFD)

[28] . Frauke Petry

[29] . Kantar Public

[30] . Berthold Kohler

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

ماراتن تشدید تنش‌ها در روابط ترکیه و آلمان

۱۳۹۶/۵/۱

راهکارهای تصمیم سازان بنیاد علم و سیاست آلمان SWP برای حفظ ترکیه در بلوک غرب

۱۳۹۶/۱/۱۹

از سیاست نگاه به شرق تا سیاست سرد: مرکل، پوتین و سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۶/۱/۱۵

جایگاه منطقه خلیج فارس در سیاست خارجی و امنیتی آلمان پس از جنگ سرد

۱۳۹۶/۱/۱۵

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۲۵

لایحه جدید وزارت دفاع آلمان؛ کنترل‌های امنیتی اسلامگرایان افراطی در ارتش

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

۱۳۹۵/۹/۲۹

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

۱۳۹۵/۹/۳

اهداف آلمان در دور جدید "امنیتی سازی" و "ایران‌هراسی"

۱۳۹۵/۷/۲۸

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۷/۲۴

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

۱۳۹۵/۴/۱۵

برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

۱۳۹۵/۴/۶

فهم سیاست در آلمان

۱۳۹۵/۲/۲۹

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۲/۴

معرفی کتاب «قدرت در مرکز»اثر دکتر هرفرید مونکلر

۱۳۹۴/۱۲/۱۱

ترمیم وجهه عربستان در مسئله تروریسم، سیاست جدید ائتلاف غربی

۱۳۹۴/۱۲/۲

تحلیلی کوتاه از سفر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان به تهران

۱۳۹۴/۹/۲۵

نگاهی کوتاه به زندگی و دوران صدارت اعظمی هلموت اشمیت

۱۳۹۴/۸/۳۰

رسوایی های اطلاعاتی اخیر در آلمان؛ بازتابی از سیاست خارجی آلمان و روابط فراآتلانتیکی

۱۳۹۴/۴/۱۵

سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۴/۴/۱۵

روایتی دیگر از همکاری جاسوسی آلمان و آمریکا

۱۳۹۴/۲/۲۷

افشای حمایت مالی آلمان از برنامه‌ هسته‌ای رژیم صهیونیستی

۱۳۹۴/۲/۱۵

نگرش نزدیکِ ایران و آلمان نسبت به تحولات یمن

۱۳۹۴/۲/۱۴

حمايت رئيس جديد پليس جنايي آلمان BKA از مبارزه با تروریسم اسلامگرایانه

۱۳۹۴/۲/۱۳