ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

نوشتار دیگران > اتحادیه اروپا > فروپاشی اتحادیه اروپا؟

فروپاشی اتحادیه اروپا؟

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۲/۲۱ تعداد بازدید: 292

پس از سال‌ها کشمکش و اختلاف، اتحادیه اروپا در آستانه از دست دادن با ارزش‌ترین دستاوردهای خود از قبیل صلح، رفاه، تردد آزاد شهروندان و گردش آزادانه کالا و سرمایه در اروپا، و نیز ارزش‌هایی نظیر وحدت، مدارا و سازگاری با فرهنگ‌های گوناگون است. اکنون این سؤال مطرح است که آیا کشورهای اروپایی می‌توانند اقدام به موقعی برای جلوگیری از این وضعیت داشته باشند؟



خطر پیش روی اتحادیه اروپا در ماه ژوئن سال گذشته، یعنی زمانی که بریتانیا به خروج از اتحادیه اروپا رأی داد، کاملاً آشکار شد. پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا نیز وخامت بیشتر اوضاع را در پی داشت؛ چراکه آمریکا نزدیک‌ترین و قدرتمندترین متحد اروپا، شریک امنیتی بسیار مهم و حامی ارزش‌های مشترک اروپا است و انتخاب ترامپ به معنای حرکت آمریکا در مسیری بسیار متفاوت از اروپا و قطع حمایت آمریکا از اروپایی متزلزل و در معرض فروپاشی است.

این توصیف از وضعیت کنونی اروپا ممکن است اغراق‌آمیز به نظر برسد. بسیاری از سیاستمداران آمریکایی معتقدند سیاست خارجه آمریکا در دولت ترامپ – حداقل در ظاهر – تحت نظر مشاوران کهنه‌کار و آگاه کابینه‌ی وی معتدل خواهد شد. افرادی همچون جیمز ماتیس وزیر دفاع و رکس تیلرسون وزیر امور خارجه دولت ترامپ در این باره به شما اطمینان خاطر خواهند داد که «بدترین پیش‌بینی شما اتفاق نخواهد افتاد».

بااین‌وجود، تجربه ثابت کرده است که فردی دارای جایگاهی قدرتمند در کابینه می‌باشد که دیدگاه‌های وی بر موضع‌گیری‌های رئیس‌جمهور مؤثر باشد و تاکنون شواهد امر بر این است که سیاست‌گذاری‌های دولت ترامپ از اطرافیان نزدیک وی تأثیر می‌پذیرد. به‌عبارت‌دیگر، اظهارات و دستورات اجرایی ترامپ در روزهای آغازین دولت خود، دیدگاه ایدئولوژیک بخصوصی را منعکس می‌کند که پیش‌تر توسط استیو بانون، استراتژیست اصلی دولت ترامپ مطرح می‌شد. استیو بانون فردی به‌شدت ملی‌گرا، سرسپرده فیلسوف فاشیست ایتالیایی جولیوس اِوُلا[1] و طرفدار برتری نژاد سفیدپوست است. حضور وی در کمیته مدیران شورای امنیت ملی (که متشکل از وزرای دفاع و امور خارجه است و رئیس سازمان اطلاعات آمریکا و رئیس ستاد مشترک ارتش در آن حضور ندارند) نفوذی همچون نفوذ راسپوتین بر آخرین تزار امپراتوری روسیه را تداعی می‌کند؛ ازاین‌رو، نباید از استفاده کاربران توئیتر از هشتگ "رئیس‌جمهور بانون" به‌جای "رئیس‌جمهور ترامپ" متعجب شد.

اگرچه به‌طورمعمول درباره ساختار دستگاه سیاست خارجی کشورهای دیگر اظهارنظر نمی‌کنم، اما ترامپ مانند سایر رئیس‌جمهورهای آمریکا نیست. لذا بررسی پیامدهای تغییر ساختار ایدئولوژیک دولت آمریکا از تفکر سنتی دموکراتیک و تفکر غربی رایج در کشورهای اروپایی امری حیاتی برای اروپا است. ایدئولوژی جدید حاکم بر آمریکا از مفهوم سنتی و وستفالی دولت-ملت نشأت می‌گیرد که بر ملی‌گرایی و حق حاکمیت و تسلط بر مرزها تأکید دارد. درنتیجه، اتحادیه اروپا که بر پایه همبستگی، صلح و رفاه بنا شده است، کاملاً در تضاد با تفکر جدید حاکم بر آمریکا است.

درواقع، مشکل کنونی اروپا بی‌توجهی از سوی دولت آمریکا (همچون دولت باراک اوباما) نیست، بلکه خصومت دولت آمریکا در برابر اروپا است. تمجید ترامپ از برکسیت  به‌عنوان "حق تعیین سرنوشت" مردم بریتانیا و اشاره به اتحادیه اروپا به‌عنوان یک "کنسرسیوم" و درنتیجه کوچک شمردن آن در دیدار با ترزا می، نشانگر وجود این خصومت است. اکنون اروپا با روسیه و آمریکایی مواجه است که مصمم به ایجاد تفرقه در اتحاد آن هستند.

حال این سؤال مطرح است که با توجه به این شرایط، اروپا چه سیاستی را می‌بایست در پیش گیرد. نخستین راهکار می‌تواند این باشد که اروپا تمام و کمال مطابق میل ترامپ عمل کند. این همان رویکردی است که ترزا می در دیدار خود با ترامپ اتخاذ کرده که موجب سکوت وی در مقابل اظهارات صریح ترامپ مبنی بر حمایت از استفاده شکنجه شده است. اما اتخاذ چنین رویکرد سازش‌کارانه برای اتحادیه اروپا نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. ارزش‌های اروپایی هویت اروپا را تعیین می‌کنند، نه مرز میان کشورها. ازاین‌رو، دست کشیدن از ارزش‌های اروپایی، آن هم برای خوشایند فردی غیرقابل‌اعتماد و فاقد ثبات نظر منطقی به نظر نمی‌رسد.

سیاست دیگری که می‌توان در قبال خصومت آمریکا با اروپا در پیش گرفت، توسل به یک ناجی جدید است – به طور مثال کشوری همچون چین، که نه‌تنها همچون آمریکا قدرت اقتصادی می‌باشد، بلکه به دلیل حمایت قاطع از جهانی‌شدن، به‌تازگی توجه کشورهای بسیاری را به‌سوی خود جلب کرده است. البته باید در نظر داشت چشم‌انداز جهانی مدنظر چین تقریباً به‌طور کامل بر روابط اقتصادی متمرکز است که درواقع همان رویکرد سابق اروپا است، رویکردی که برای نظم جهانی لیبرال دردسرآفرین شد. احساس داشتن هدفی مشترک، و نه صرفاً فعالیت اقتصادی مشترک، موجب اتحاد کشورها می‌شود؛ چراکه اگر تنها فعالیت اقتصادی مشترک موجب نزدیکی و اتحاد کشورها می‌شد، بازار واحد اروپا می‌توانست به‌تنهایی در برابر تهدیدهای موجود از خود محافظت کند.

سومین راهکار – و تنها راهکار مناسب برای اروپا - اتکا به اراده خود برای تعیین سرنوشت اروپا است. اروپا تنها به‌وسیله افزایش نفوذ و تحکیم مواضع بین‌المللی خود می‌تواند به‌طور مؤثری با عدم ثبات سیاست‌های آمریکا در حمایت از متحدان خود و ارزش‌های مشترک  مقابله کند. اتخاذ این سیاست مستلزم آن است که اتحادیه اروپا برای پیشبرد مذاکرات تجاری با ژاپن، مذاکره برای توافق سرمایه‌گذاری با چین و نوسازی توافق جهانی اتحادیه اروپا و مکزیک تلاش کرده و جایگاه خود را در زمینه اصلاحات مالیاتی در جهان ارتقا دهد. علاوه بر این، اروپا می‌بایست از طریق افزایش بودجه دفاعی و گسترش همکاری‌های میان‌قاره‌ای (با بهره‌گیری بیشتر از منابع و قابلیت‌ها)، مسئولیت بیشتری را در حوزه دفاعی بر عهده گیرد.

برای حل مسئله مهاجرت، اروپا باید سیاستی هم سو با ارزش‌ها و همچنین منافع اقتصادی و امنیتی خود اتخاذ کند. این بدان معناست که اروپا میان مهاجران اقتصادی و پناه‌جویان تمایز قائل شده، کنترل مرزهای خود را تقویت کرده و همکاری با کشورهای ثالث را افزایش دهد. همچنین اتحادیه اروپا نیز می‌بایست با تأکید بر ارزش‌هایی نظیر حقوق بشر، آزادی، دانش و حاکمیت قانون، در جهت ارتقای ارزش‌هایی که بیش از هفتاد سال موجب پیشرفت، رشد و کامیابی اروپا شده است، تلاش کند.

در اظهارات اخیر فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه و آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان «عزمی مشترک» برای پیشرفت اروپا و «تعهدی قاطع» به حفظ اتحادیه اروپا مطرح شده است که می‌تواند شروع خوبی در جهت پیشبرد ارزش‌های اروپا باشد. بااین‌وجود، باید در نظر داشت که تحقق این قبیل اظهارات در عرصه عمل در 9 ماه آینده دشوار به نظر می‌رسد، زیرا هلند، فرانسه، و آلمان در آستانه برگزاری انتخابات سراسری می‌باشند و درصورتی‌که نامزدی از حزبی افراطی به پیروزی در انتخابات‌های آتی دست یابد، تحقق این اهداف دشوارتر نیز خواهد شد.  بااین‌همه، اگر اروپا بتواند اتحاد سیاسی خود را حفظ کند، در جایگاه قدرتمندتری برای رویارویی با عوامل تضعیف کننده اتحادیه قرار خواهد گرفت و مسیر هدفمندی را طی خواهد کرد.

 

آنا پالاسیو  13 فوریه 2017



[1] Julius Evola

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

برنامه موشکی ایران؛ بخشی از پویایی امنیت منطقه ای

۱۳۹۶/۸/۱۰

کاغذ سفید کمیسیون اروپا در سال 2017

۱۳۹۶/۱/۱۹

فروپاشی اتحادیه اروپا؟

۱۳۹۵/۱۲/۲۱