ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > اتحادیه اروپا > تحلیل محتوایی راهبرد جهانی سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا

تحلیل محتوایی راهبرد جهانی سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۲/۱۸ تعداد بازدید: 761

نگارنده: گروه تخصصی اتحادیه اروپا

مقدمه

در پی فروپاشی شوروی و شرایط سیاسی و امنیتی به وجود آمده بعد از جنگ سرد، اهمیت موضوعات امنیتی و سیاسی در روابط بین‌الملل بیش‌ازپیش برجسته و پراهمیت گردید. اتحادیه اروپا نیز پس از پیمان ماستریخت که نقطه عطف شکل‌گیری این نهاد اروپایی بود، عمده تلاش و تمرکز خود را معطوف به مسائل امنیتی و دفاعی و توسعه مناسبات با شرق اروپا در پرتو همسویی بیشتر با شریک استراتژیک فرا آتلانتیکی خود، نمود. موافقت‌نامه همكاري میان اتحادیه اروپا و كشورهاي عضو شوراي همكاري خلیج‌فارس و سیاست همسایگی اروپایی و مشارکت اروپا- مدیترانه‌ای ازجمله مهم‌ترین راهبردهای سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا در دهه 90 بود. کانون مرکزی دو راهبرد اخیر، جلوگیری از تسری بحران‌های امنیتی کشورهای هم‌جوار اتحادیه از طریق گسترش هنجارهای اروپایی، مبتنی بر اصول لیبرال دمکراسی در این کشورها بود.

آثار و پیامدهای حملات نظامی آمریکا به افغانستان (2001) و عراق (2003) و به‌تبع آن شکاف ایجادشده میان کشورهای عضو اتحادیه در خصوص اشغال عراق، ضرورتِ داشتن نگرش راهبردی مشترک سیاسی، دفاعی و امنیتی در سطح اتحادیه را بیش‌ازپیش برجسته می‌نمود.

راهبرد جهانی سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه


الف) تبارشناسی سیاست‌های راهبردی اتحادیه اروپا:

وقوع دو جنگ در آغاز هزاره سوم و پیامدهای آن، فضای نظام بین‌الملل را امنیتی نمود. در چنین شرایطی اتحادیه اروپا به‌عنوان یک الگوی منطقه‌ای می‌بایست ضمن مدیریت آثار و پیامدهای امنیتی و سیاسی دو جنگ در منطقه غرب آسیا، برای تشکل نوپای اروپایی که در حال گسترش و افزایش تعداد اعضایش بود، نقشه راه مشخص و تا حدودی مستقلی را طراحی نماید. ازاین‌رو مقامات بلندپایه اتحادیه اروپا را بر آن داشت تا در دسامبر 2003 برای اولین بار محیط امنیتی اتحادیه اروپا را تعریف و جهت شناسایی و فائق آمدن بر چالش‌های امنیتی و پیامدهای سیاسی آتی اتحادیه اروپا در قالب یک راهبرد امنیتی تحت عنوان "یک اروپای امن در یک جهان بهتر[1]" اقدام نمایند. در این راهبرد امنیتی بر روی پنج مسئله اساسی 1- تروریسم 2- گسترش سلاح‌های کشتارجمعی 3- کشمکش‌های منطقه‌ای 4- دولت‌های ناکام 5- جرم‌های سازمان‌یافته تأکید داشت.

در سال 2008 باهدف تکمیل و رفع نواقص راهبرد امنیتی سال 2003، گزارشی درباره اجرای راهبرد امنیت اروپایی[2] تنظیم گردیده به‌طور مؤثر بر اعتبار پایدار نخستین راهبرد امنیتی اروپا از یکسو و نیازمندی این اتحادیه به توانایی، انسجام و فعالیت بیشتر برای فعلیت یافتن توانمندی‌های بالقوه آن از سوی دیگر تأکید می‌کرد.

تفاوت شرایط کنونی اتحادیه اروپا با دوران قبل در این است که هم‌اینک مهم‌ترین رکن راهبردی اتحادیه اروپا یعنی ثبات و امنیت که به‌نوعی با امنیت اقتصادی و سیاسی اروپا نیز پیوند خورده است، به چالش کشیده است ازاین‌رو سران دولت‌هایی اروپایی با تأکید بر ضرورت فوری و اهمیت تدوین راهبردی جدید، از مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درخواست کردند بر اساس ارزیابی استراتژیک از چالش‌ها و تغییرات حادث‌شده در محیط امنیتی و سیاسی اتحادیه اروپا و لزوم مقابله و فائق آمدن بر پیامدهای منفی آن چالش‌ها، اقدام به این امر مهم نماید که نتیجه آن در قالب سومین سند راهبردی با عنوان "راهبرد جهانی اتحادیه اروپا[3]" در 8 تیرماه 1395 (28 ژوئن 2016) منتشر گردید.

ب) زمینه‌های سیاسی و شرایط امنیتی اتحادیه اروپا:

مدلول ارتباطات گسترده، رقابت بیشتر و پیچیدگی دنیا که خانم موگرینی در مقدمه سند استراتژی جهانی بدان اشاره می‌نماید، ظهور بازیگران جدید ملی و فراملی و رشد قدرت‌های فرو ملی و لزوم ارتباط و اتصال حوزه‌های سیاسی و امنیتی داخل با خارج اروپا می‌باشد.

چندین سال است که اتحادیه اروپا به‌عنوان الگوی موفق همگرایی منطقه‌ای، به دلیل درگیر بودن با مشکلات و چالش‌های جدی، در وضعیتی نابسامان قرارگرفته است. حقیقتی که به عیان در سند استراتژی جهانی اتحادیه اروپا بر آن صحه گذاشته‌شده است.

نکته مهم و درعین‌حال آشکار در سند استراتژی جهانی این است که اتحادیه اروپا با بهره‌گیری توأمان از قدرت نرم و سخت خود در پی ایجاد یک نفوذ جهانی و ظهور در قامت یک کنشگر فعال در نظام بین‌الملل می‌باشد که مسلماً لازمه تحقق این هدف، فائق آمدن بر چالش‌های مختلف می‌باشد که می‌توان آن‌ها را به‌اجمال چنین دسته‌بندی نمود:

1- فروپاشی دولت‌هایی در همسایگی اروپا 2- تروریسم بین‌الملل 3- تجاوز فزاینده روسیه در اروپای شرقی و ترس رو به افزایش در لهستان و کشورهای بالکان که عناصر آن می‌تواند به‌عنوان جنگ ترکیبی برای بی‌ثبات کردن اروپا مورداستفاده قرار گیرد. 4- خروج انگلستان از اتحادیه اروپا 5- عدم اتکای جدی اتحادیه اروپا به ناتو به دلیل تحول در کارکرد آن به‌عنوان یک بازوی نظامی برای اتحادیه 6- عدم واکنش جدی و عملی امریکا نسبت به چالش‌های فزاینده اتحادیه اروپا در غرب آسیا این در حالی است که بودجه دفاعی آمریکا در سال 2017 در منطقه اروپا نسبت به سال گذشته چهار برابر افزایش‌یافته است ولیکن هدف از این افزایش عمدتاً ناظر بر تهدیدات ناشی از سوی روسیه می‌باشد 7- ظهور قدرت‌های فرو ملی در منطقه و تعدد بازیگران ملی منطقه‌ای 8- مشکلات اقتصادی و مالی در کشورهای حوزه یورو و تشدید اختلافات درونی میان اعضای اتحادیه اروپا نسبت به اتخاذ سیاست واحد 9- افزایش نگرانی‌ها در خصوص تشدید فاصله‌ها میان ایالات‌متحده امریکا و اتحادیه اروپا به‌ویژه پس از انتخاب دونالد ترامپ.

اساساً آن تمایزی که میان مدیریت بحران خارجی اتحادیه اروپا و فعالیت‌های امنیت داخلی در سند راهبردی سال 2003 ترسیم‌شده بود، دیگر فاقد اعتبار گردیده و بی‌ثباتی و ناامنی در خاورمیانه و شمال آفریقا تأثیر شگرفی بر امنیت داخلی اروپا داشته است افزون بر آن چالش‌های اروپا چندبعدی شده است به اعتقاد برخی از تحلیلگران استراتژیک پاسخ تهدیدات ترکیبی علیه اروپا می‌بایست از جنس ترکیبی باشد تقویت توانمندی‌های نظامی اگرچه خیلی مهم است ولی برای مقابله با تهدیدات ترکیبی کافی نبوده و لازم است تمام امکانات به‌صورت مشترک به میدان آورده شود.

بگفته مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، خانم موگرینی: "امنیت داخلی و خارجی اروپا بیش‌ازپیش درهم‌تنیده شده است. امنیت داخلی اروپا بستگی به صلح و امنیت در ورای مرزهای این قاره دارد. ما نیازمند یک اتحادیه اروپای قوی که پیش‌ازاین نبوده است، می‌باشیم. پروژه اروپایی (که قرار بود) صلح و مردم‌سالاری بی‌سابقه‌ای را به ارمغان بیاورد، هم‌اینک به چالش کشیده است. نظم و امنیت اروپا نقض شده است. پدیده شوم تروریسم و خشونت به شمال آفریقا و خاورمیانه و همچنین خود اروپا سرایت کرده است... چالش و تهدیدات کنونی، فرصت مشترکی را برای کشورهای اتحادیه اروپا فراهم کرده است که بر اساس منافع و اصول مشترک خود، در کنار یکدیگر اروپایی قوی‌تر را بسازند."

نکته قابل‌توجه در این اظهارات، تغییر گفتمان امنیتی اروپاست که به‌نوعی حکایت از تغییر ماهیت تهدیدات و چالش‌های جدید اتحادیه اروپا دارد.

مجموع شرایط امنیتی _ سیاسی و تغییرات حادث‌شده در عرصه بین‌المللی از یکسو و تأکید مؤکد سند راهبرد جهانی اتحادیه بر ابعاد امنیتی و دفاعی اقدام خارجی اتحادیه اروپا، به‌صراحت دلالت بر عدم‌جامعیت، ناکارآمدی و غیر منطبق بودن با واقعیت‌های میدانی و چالش‌های موجود و به‌طورکلی منسوخ شدن راهبردهای پیشین اتحادیه به‌ویژه استراتژی سال 2003 اروپا دارد. ازاین‌رو، سران اتحادیه اروپا در سند جدید راهبرد جهانی خود تلاش دارند ضمن رفع موانع توفیق در راهبردهای پیشین در نگاهی واقع‌بینانه و با درک صحیحی از شرایط سیاسی و امنیتی حاضر، به تغییرات گسترده‌ای که در وضعیت کلی سیاسی اروپا حادث‌شده است، پاسخ مناسب دهند.

ج) واکاوی و نقد سند راهبرد جهانی اتحادیه اروپا:

شالوده اصلی و محوری این سند - که به‌نوعی پژواک نگرانی‌ها و وضعیت نابسامان سیاسی و ژئوپلیتیک اتحادیه می‌باشد - تأکید بر امنیت و سیاست دفاعی مشترک می‌باشد. به عبارتی مهم‌ترین عنصر کلیدی این سند، موضوع دفاعی و درخواست وحدت بیشتر در حوزه سیاست خارجی و امنیتی می‏باشد.

به نظر می‌رسد تبیین و توضیح سه واژه کلیدی در این راهبرد احتمالاً در فهم و شناخت روح کلی سند راهبردی مؤثر خواهد بود.

1. مقاوم‌سازی[4] :

این واژه 34 مرتبه در این سند بکار رفته است. این کلمه باهدف افزایش توانایی اتحادیه در مواجه با تهدیدات داخلی و خارجی بکار رفته است ازنظر پژوهش امنیتی، این واژه هم دلالت بر ظرفیت پاسخگویی به آسیب و گزند می‌نماید و هم‌ظرفیت تحمل کردن آن را دارد. تعریف که سند استراتژی ارائه می‌کند دامنه گسترده‌ای دارد که هم شامل دولت‌ها و هم افراد می‌شود. یک جامعه مقاوم[5] عبارت است از یک جامعه دمکراتیک مبتنی بر توسعه پایدار و نهادهای مورد اعتماد؛ بنابراین اتحادیه مقاوم، دارای ویژگی‌هایی است که هم ظرفیت و توانایی اعمال اقدامات ثبات ساز را دارد و هم قادر به شکل‌دهی حکومت جهانی مبتنی بر مشترکات جهانی را داراست. فراتر از این مقاوم‌سازی علاوه بر داشتن ظرفیت دفع حملات و بازسازی خرابی‏ها، قادر به ایجاد یک ساختاری که بتواند از حملات و تهدیدات جلوگیری و پیشگیری نماید. پرواضح است برای رسیدن به این توان، تمام ذینفعان باید دارای یک رویکرد جامع باشند.

2. خودمختاری راهبردی[6]: ابعاد عملی خودمختاری راهبردی به معنای توانایی عمل کردن بدون آمریکا در هر زمان که لازم باشد و در بعد صنعتی آن نیز ظرفیت و تولید نیازمندی‌های خود به‌ویژه در حوزه‌های استراتژیک می‌باشد. برخی تحلیلگران اروپایی با افزایش چالش‌های امنیتی در داخل و پیرامون اروپا، بر این باورند که این امر برای اروپائی‌ها به‌خوبی روشن گردیده است که امریکا نمی‌خواهد مشکلات اروپا را حل‌وفصل نماید.

3. عمل‌گرایی اصولی[7] عبارتی است که به اعتقاد برخی از تحلیلگران اروپایی برداشتی واقع‌گرایانه ارائه می‌کند که اتحادیه اروپا شدیداً در شناخت و درک تحولات جهانی به آن نیازمند است. مطابق با این سند راهبردی، اتحادیه اروپا مداخله‌گرایی و خروج از انزوا را چنین بیان می‌کند:

"اتحادیه اروپا برای یافتن راه خروج از دوراهی انزوا گرایی و مداخله‌گرایی‌های نسنجیده، با جهان ارتباط برقرار خواهد کرد و مسئولیت خود نسبت به دیگران و حساسیت به پیشامدهای غیرمترقبه را به منصه ظهور خواهد رساند.عمل‌گرایی مبتنی بر اصول در سال‌های پیش رو اقدامات خارجی اتحادیه را هدایت خواهد کرد" این بخش از سند به‌خوبی یادآور تعبیری از کیسنجر درباره اتحادیه اروپا است که معتقد بود اتحادیه نه باید منزوی باشد و نه چنان قدرتمند که تهدیدی برای امریکا شود.

درواقع بروز تهدید مستقیم و عاجل در محیط امنیتی اروپا ضمن اینکه توجه بیش‌ازپیش بر ابزارهای قدرت سخت و عناصر ژئوپولتیک و مؤلفه‌های کلان سیاست‌های اعلی[8] را برجسته می‌سازد، اهمیت حفظ ساختارهای دولت – ملت در غرب آسیا را در چارچوب مفهوم حق حاکمیت در سیاست‌های امنیتی اروپا تقویت می‌کند. ازاین‌رو می‌توان گفت: عمل‌گرایی اصولی به‌خوبی در ذیل سیاست چندجانبه گرایی معنا می‌یابد بدین‌صورت که اروپا نیازمند همکاری با سایر کشورها در هر جا که منافع آن اقتضاء نماید، می‌باشد.

  • اگرچه این سند تا حدود زیادی نشانگر جدیت اروپا در حمایت و سرمایه‌گذاری در نظم مبتنی بر قوانین بین‌المللی بوده و حکایت از تعهد چندجانبه گرایی اروپایی دارد ولی به سازوکار و مکانیزه‌های اجرایی اشاره‌ای نشده است.
  • استراتژی ازنظر مفهومی یک طرح اقدام طراحی‌شده برای دستیابی به یک هدف در درازمدت و هدف کلی اطلاق می‌شود درحالی‌که در این سند ویژگی‌های اساسی یک استراتژی که عبارت‌اند از چارچوب تعریف‌شده زمانی، هدف مشخص و اعلام‌شده و یک رویکرد روشمند می‌باشد را دارا نمی‌باشد.
  • اتحادیه اروپا در این سند راهبردی تغییری محتوایی در سیاست همسایگی اروپا که مبتنی بر ترویج ارزش‌های دمکراتیک بود، داده و در حقیقت خواستار حفظ ساختار قدرت موجود و مقاوم ساختن آن‌ها برای مقابله با تهدیدات و چالش‌های احتمالی می باشد.
  • ازآنجاکه این سند جنبه الزام‌آور ندارد و نمی‌تواند تأثیری بر رفتار کشورهای عضو به‌ویژه در مدیریت بحران داشته باشد.
  • در این راهبرد اشاره‌ای به نحوه استقلال عمل و اقدامات اتحادیه از ایالات‌متحده و نیز پروسه و مکانیسم مداخله گسترده‌ای که برای قدرت‌های سیاسی عضو اتحادیه در نظر گرفته‌شده است، نمی‌شود.
  • دستیابی به خودمختاری استراتژیک مورداشاره در این سند راهبردی، مستلزم یک سیاست جامع امنیتی واحد و وحدت دفاعی می‌باشد که این امر نیز نه محقق شده و نه تحقق آن حداقل در آینده نزدیک متصور است.

د) جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:

شواهد و مفاهیم استنباطی از سطور و واژگان این راهبرد جهانی حکایت از وضعیت نابسامان اتحادیه و نگران دولتمردان آن دارد. خاستگاه بلندپروازی‌های اتحادیه اروپا در این سند نه به خاطر تأکید بر ایده وحدت بلکه ناشی از ضرورت‌های آنی است که عدم یکپارچگی و وحدت می‌تواند پیامدهای ناگواری برای این نهاد اروپایی داشته باشد.

در حقیقت تغییرات پارادایمی و تحولات میدانی ایجادشده در نظام بین‌الملل و تأثیر آن بر محیط امنیتی کشورهای اروپایی و ناکارآمدی سیاست‌های راهبردی پیشین اتحادیه تماماً دلایل موجده استراتژی جهانی اتحادیه اروپا می‌باشد. از شواهد و تعابیر بکار رفته در این سند چنین به نظر می‌رسد که اتحادیه با ملحوظ داشتن محدودیت‌ها، نگاهی واقع‌بینانه به مسائل داشته و از فضای آرمانی و غیرواقعی فاصله گرفته است. از سوی دیگر تعجیل در تهیه و تدوین این سند که متعاقب رایزنی‌های یک‌ساله صورت گرفته است، جامعیت این سند جهانی را مورد تأمل جدی قرار داده است گواه این ادعا این است که هیچ دالی بر احتمال خروج انگلستان از این اتحادیه در آن دیده نشده است.

هدف غایی اتحادیه ایجاد ثبات و امنیت و حفظ وضع موجود در منطقه غرب آسیا و به‌تبع آن در حوزه پیرامونی و داخلی خود می‌باشد که شاید همین امر نقطه افتراق راهبردی اتحادیه اروپا با شریک فراآتلانیتکی آن باشد. تأکید اتحادیه بر اصولی چون "خودمختاری استراتژیک" و "عمل‌گرایی اصولی" در سند راهبرد جهانی، نشان از اقبال آن‌ها به سیاست عمل‌گرایانه و درک صحیح و شناخت دقیق از رقابت ژئوپلیتیک میان بازیگران منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای دارد که بر همین اساس رویکرد خود را بر نظم و همکاری با بازیگران منطقه‌ای در قامت یک بازیگر ژئوپلیتیک متمرکز نموده است. در حقیقت این سند یکی از مهم‌ترین اسناد بلندپروازانه اتحادیه در خصوص موضوع دفاعی تاکنون بوده است.

 تأکید اتحادیه اروپا بر عنصر "عمل‌گرایی اصولی" حکایت از تغییری بنیادی در رویکرد سیاست خارجی آن دارد به‌گونه‌ای که احتمالاً برای نیل به هدف خود از مواضع سیاسی سابق که مبتنی بر ارزش‌های دمکراتیک و حقوق بشری بود تا حدودی دست بکشد. همین امر می‌تواند برای دستگاه سیاست خارجی کشورمان فرصتی برای همکاری دوجانبه و منطقه‌ای ایجاد نماید.

 

 

گروه تخصصی اتحادیه اروپا   8 دی 1395



[1]  European Security Strategy: A Secure Europe in a Better World

[2]  Report on the Implementation of the European Security Strategy

[3]  EU Global Strategy (Shared Vision, Common Action: A Stronger Europe)

[4] Resilience

[5] Resilient Society

[6] Strategic Autonomy

[7] Principled pragmatism

[8] High Politics

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

قوانین بیوتکنولوژی (جانداران مهندسی‌شده ژنتیکی) در اتحادیه اروپا

۱۳۹۷/۱/۱۲

آینده اروپا با توجه به چالش‌ها و تهدیدات جاری

۱۳۹۶/۶/۴

بازتعريف نقش دفاعي اتحاديه اروپا در ارتباط با سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو)

۱۳۹۶/۴/۴

بررسی سناریوهای چهارگانه راهبردهای دفاعی آینده اروپا

۱۳۹۶/۳/۱۷

اتحادیه اروپا در سال 2017: تداوم و تغيير

۱۳۹۶/۱/۱۹

رهیافت راست افراطی اروپا: فرصت یا تهدید!

۱۳۹۶/۱/۱۴

تحلیل محتوایی راهبرد جهانی سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا

۱۳۹۵/۱۲/۱۸