ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > بریتانیا > اسلام سیاسی در خاورمیانه از نگاه بریتانیا؛ با محوریت فعالیت‏های اخوان‌المسلمین

اسلام سیاسی در خاورمیانه از نگاه بریتانیا؛ با محوریت فعالیت‏های اخوان‌المسلمین

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۲/۳ تعداد بازدید: 745

کمیته امور خارجی مجلس عوام بریتانیا در سلسله گزارشاتی به بررسی اسلام سیاسی در خاورمیانه پرداخته است. هدف این گزارشات تعریف اسلام سیاسی و شناسایی جنبش ها و گروه هایی است که به حمایت از این ایدئولوژی در کشورهایی همچون مصر و ترکیه می پردازند.

مقدمه:

کمیته امور خارجی مجلس عوام بریتانیا در بهار 1395 به شیوه فراخوان، اقدام به انجام تحقیق و برگزاری جلساتی در مورد اسلام سیاسی با محوریت فعالیت اخوان‌المسلمین در مصر و دیگر نقاط انجام داده و از کلیه صاحب‌نظران درخواست ارائه مقالاتی در این خصوص می‌نماید. همچنین این کمیته با همکاری وزارت خارجه و دیگر ارگان‌های ذی‌ربط دولتی ازجمله سازمان‌های اطلاعاتی، گزارش‌ها و اطلاعاتی بالغ‌بر 42 گزارش را از کلیه نمایندگی‌های بریتانیا در کشورهای مختلف و دستگاه‌های ذی‌ربط و مؤسسات رسمی و پژوهشی کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌نماید. خود کمیته نیز در چهار نوبت جلساتی را با حضور کلیه اعضا و نیز شرکت کارشناسان دولتی و خارجی برگزار و پس از انتشار کامل این گزارش‌ها و صورت‌جلسات، به دلایلی آن‌هم پس از گذشت حدود یک ماه به‌یک‌باره اقدام به انتشار بیانیه‌ای دراین‌ارتباط می‌نماید. در پی انتشار این گزارش‌ها و بیانیه‌ها کمیته امور خارجی مجلس مصر نیز بیانیه‌ای 10 صفحه‌ای را صادر و هیئتی از این کمیته عازم لندن و برخی از دیگر کشورهای اروپایی در خصوص رد مواضع اخوان‌المسلمین در ارتباط با اسلام سیاسی گردید.

درمجموع کل گزارش‌ها و مطالب جمع‌آوری‌شده بیش از 450 صفحه می‌باشد. در کنار آن با توجه به اهمیت برخی از گزارش‌ها و مطالب، خلاصه‌ای از این گزارش‌ها با ذکر عناوین و اسامی کارشناسان و نیز دستیاران رئیس‌جمهور سابق و فعلی مصر، برخی از نمایندگان مجلس و همچنین کلیه مراکز تحقیقاتی اعم از خاور دور، امریکا، مصر و بریتانیا و برخی دیگر از کشورها که اقدام به تهیه این گزارش‌ها نموده‌اند به همراه خلاصه‌ای از بیانیه کمیته امور خارجی مجلس مصر در چند بخش مورد استفاده قرار گرفته است.

  • بخش اول: نشست‌های کمیته سیاست خارجی مجلس عوام با شرکت کارشناسان و مقامات دولتی؛
  • بخش دوم: خلاصه چند مورد از گزارش‌های با اهمیت به همراه ملاحظاتی در خصوص اخوان‌المسلمین؛
  • بخش سوم: خلاصه‌ای از بیانیه کمیته امور خارجی مصر؛

لازم به ذکر است که گزارش تهیه‌شده پیش رو، صرفاً گزارش‌های مجلس بریتانیا که بیشترین محتوای خود را بر موضوع اخوان‌المسلمین قرار داده را به‌طور خلاصه ترجمه و بازگو می‌کند و با توجه به اینکه بعضاً موارد خلاف واقعیت موجود اخوان‌المسلمین نیز در آن مشاهده می‌شود لذا هیچ‌گونه تأییدی از سوی موسسه ایران-یوریکا در مورد آن صورت نمی‌گیرد.

اسلام سیاسی در خاورمیانه از نگاه بریتانیا


بخش اول:

نشست‌های کمیته سیاست خارجی مجلس عوام بریتانیا در موضوع اسلام سیاسی خاورمیانه

در تاریخ 24 شهریورماه 1395 (14 سپتامبر 2016) جلسه‌ای در کمیته سیاست خارجی مجلس عوام با مدیریت کریسپین بلانت[1] و شرکت دیگر اعضای این کمیته ازجمله خانم  اَن کلوید[2]، جان بارون[3]، مایک گِیپس[4]، مارک هندریک[5]، یاسمین قریشی[6] (پاکستانی‏الاصل)، اندرو روزیندل[7]، ندیم زهاوی[8] (نماینده کردی الاصل مجلس عوام از عراق) به همراه توبیاس الوود[9] (معاون وزیر خارجه) و نیل کرامپتون[10] (مدیر خاورمیانه و شمال افریقای وزارت خارجه) برگزار می‌گردد که اهم مطالب مطرح شده در قالب 48 سؤال و جواب به شرح زیر است. نمایندگی‌های دیپلماتیک بریتانیا معمولاً روند اسلام سیاسی را با همکاری پژوهشگران گزارش می‌کنند. در عین حال، رئیس جلسه از اینکه جان جنکینز[11] سفیر بریتانیا در عربستان مسئول تهیه گزارش در مورد اخوان‌المسلمین شده است بشدت انتقاد و از آن به‌عنوان یک کار از قبل تنظیم شده و نه انتخاب بسیار هوشمندانه یاد می‌کند. یاسمین قریشی نیز در این رابطه از رئیس جلسه حمایت می‌کند. ندیم الزهاوی  نیز انتقاد مایک گیپس را رد و از سفیرسابق انگلیس در عربستان در تهیه این گزارش حمایت می‌کند. نیل کرامپتون نیز به تعریف و تمجید از سفیر سابق بریتانیا در عربستان پرداخته و از وی به‌عنوان باتجربه‌ترین عرب شناس وزارت خارجه انگلیس یاد می‌کند.

سخنان توبیاس الوود (معاون وزیر خارجه):

ریشه اسلام سیاسی را در پی رحلت پیامبر اسلام (ص) و ایجاد خلافت‌ها و تصرفات جغرافیایی گسترده از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام در سلسله‏های مختلف اسلام می‏داند. برهه‌های مهم در توسعه اسلام اشاعه مذاهب سنی و شیعه (رویکرد 12 امامی شیعه در ایران و رویکرد متفاوت شیعه در یمن)، و البته در کنار آن صوفیگری و سلفی‏گری می‌باشد. دو جنگ جهانی نیز بر مناطق اسلامی تأثیرگذار بوده و نقش اسلام در این مناطق پذیرفته و یا موجب پیشرفت بیشتر شده است. ازاین‌رو، شکل‌گیری تفکر اسلامی در اواخر قرن 19 و قرن 20 در چارچوب جهان مدرن و رشد اخوان‌المسلمین به‌ویژه در سال 1928 حائز اهمیت است. همچنین بهار عربی و توسعه آن در جهان اسلام نیز بسیار مهم می‌باشد. اسلام سیاسی یک عبارت کلی محسوب می‌شود که (غرب) آن را به‌عنوان یک برچسب سودمند برای در برگرفتن احزاب سیاسی، گروه‌ها و سازمان‌های فعال پشت‌صحنه استفاده می‌شود.

در فضای موجود و تحت سلطه دیکتاتورها، فعالیت بسیاری از احزاب سیاسی ممنوع است و  بهترین گروه‌های سازماندهی‌شده اغلب شامل آنانی می‌شوند که در نبود فضای دولتی پیشرفت می‌کنند. بااین‌وجود، خودسوزی محمد بوعزیزی که به قیام مردمی در تونس منجر شد با مقاصد مذهبی صورت نگرفت بلکه آغازی در جهت مسئولیت‌پذیری بهتر و رفع رویه‌های فسادآور بود. برای نمونه در مصر در جریان انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، اخوان‌المسلمین پیروز می‌شود اما در ظرف چند ماه میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها ریخته و می‌گویند این روندی نیست که کشور به دنبال آن بوده است. الوود سه دلیل اقتصادی، مونوپولی قدرت از جانب اخوان‌المسلمین و مخالفت با تلاش برای اسلامی کردن کشور و جامعه مصر را از جمله علل شکست ریاست جمهوری مرسی دانست. با توجه به کثرت مراکز تفکر مصری با جمعیت گسترده، لذا هر طرف که مصر حرکت کند دیگر کشورهای اسلامی نیز از آن پیروی خواهند کرد. کشورهای عربستان، مصر و سوریه اخوان‌المسلمین را سازمانی تروریستی اعلام کرده‌اند. بریتانیا نیز برخی از گروه‌های اخوانی همچون حماس که تحت تأثیر آن می‌باشند را سازمان‌هایی ممنوعه اعلام کرده است.

در عراق و سوریه که ظهور داعش یا فضایی که برای داعش ایجاد شد به دلیل ممانعت واقعی از تفکر اسلامی مشخص بوده است. به عبارتی فضای لازم برای شناسایی سنی‌ها فراهم نگردید و در مورد عراق، بغداد به حرف آنان توجهی ننمود و درنتیجه این بخش از جمعیت برای ظهور خود به‌طرف افراط‌گرایی سوق داده شد. البته این جنبش در مواردی در مسیر مثبت و در مواردی دیگر نیز در جهت بسیار منفی حرکت کرد به‌طوری‌که در ماه‌ها و سال‌های گذشته در سطح ریشه‌ای و نیز دولتی شاهد رشد فرقه‌گرایی در این کشور می‌باشیم.

تعامل وزارت خارجه بریتانیا با اسلام سیاسی بخشی از تعامل این کشور با کشورهای منطقه را تشکیل می‌دهد. هدف بریتانیا حمایت از اهداف اولیه خود یعنی امنیت و ارتقاء اقتدار و پشتیبانی از ارزش‌های این کشور از طریق درک آنچه در هر یک از کشورها و نیز در سطح وسیع‌تر منطقه می‌گذرد است. در بسیاری از موارد در سطح خاورمیانه و شمال افریقا، بریتانیا دارای روابط منحصربه‌فرد و تاریخی است. به ما اعتماد وجود دارد و به ما در قبال آنچه اتفاق می‌افتد به شکل شفاف‌تر و متعهدانه‌تر و همراه با درک مناسب نگاه می‌شود. ما بایستی از این اهرم (اعتماد) در جهت پیشبرد دستور کار خود یعنی پیشرفت، حقوق بشر و حاکمیت قانون و دولت‌مداری استفاده کنیم.

توصیف اسلام متفاوت و به شناسایی دو حرکت مشخص یعنی شیعه و سنی بازمی‌گردد. در طرف شیعه حزب اله لبنان از موقعیت بسیار برجسته‌ای برخوردار است اگرچه سازمان امنیت خارجی و شاخه نظامی آن از سوی بریتانیا ممنوع اعلام شده است. از طرف دیگر ما با احزاب فعال شیعی همچون حزب حاکم در عراق در تماس بوده و به نداهای مخالفین در بحرین نیز توجه نموده و البته در آغاز راه روابط دیپلماتیک جدید با ایران می‌باشیم. در جمع‌بندی آنکه اسلام سیاسی عاملی در سیاست‌های کشورهای منطقه باقی مانده و ما به‌درستی در آن ذینفع و در تعامل می‌باشیم اما در مواردی نیز بایستی در مورد عمق این تعامل بدبین باشیم. رویکرد ما معمولاً بیشتر بر اساس جغرافیایی است.

مراکش و تونس نمونه‌های خوبی از پیشرفت حرکت‌های اسلام سیاسی در جهت فضای دمکراتیک‌تر می‌باشد اما همچنان ما نیازمند کار زیادی در این رابطه می‌باشیم و از طریق برنامه‌های مختلف به‌طور کامل در تعامل و مساعدت با این کشورها هستیم. در مورد برخی کشورها همچون عربستان که خانواده سلطنتی و ساختار قدرت در جبهه لیبرال و در یک جامعه بسیار محافظه‌کار قرار دارند کار بسی دشوار می‌باشد و اگر به‌سرعت در این رابطه حرکت کنیم ممکن است شاهد نتیجه عکس آن باشیم که مضر بوده و ما نیازمند اجتناب از آن می‌باشیم. جامعه بین‌المللی بایستی ایفای نقش کند اما این نقش به دلیل آنکه مداخله تلقی می‌شود موضوعی حساس است. جامعه بین‌المللی قطعاً می‌تواند در نقش حامی، مردم‌سالاری جدید با طعم و رنگ اسلامی را تشویق کند تا در مسیر صحیح رخ دهد.  

ما شاهد موارد رو به افزایش افراط‌گرایی هستیم و از هر جنبه‌ای که نگاه کنیم مذهب اسلام در جهت آرمان‌های خشن ربوده شده است و بهترین نمونه آن داعش در عراق و سوریه است. برخی در تلاش برای مداخله در حکومت‌داری دمکراتیک بودند که چنین چیزی اتفاق نیفتاده و آنان را پس‌زده‌اند؛ لذا آنان متوسل به خشونت شده‌اند. بهترین نمونه در این رابطه فلوجه است که از جانب مالکی به سنی‌ها اجازه مشارکت در سیاست‌های بغداد داده نشد و درنتیجه این مسئله منجر به برقراری و تقویت مجدد افراط‌گرایی و پیشرفت القاعده به شکل داعش در عراق گردید و درجایی هم که خشونت دائمی گردید می‌توان از اخوان‌المسلمین به‌عنوان بهترین نمونه (خوب و بد) یاد نمود.

الوود، بهترین نمونه برای مطالعه و کار با اخوان‌المسلمین را راهبرد مقابله با افراط‌گرایی (بریتانیا) دانست.

سخنان مایک گیپس (عضو کمیته سیاست خارجه مجلس عوام):

مایک گیپس  با اشاره به کتاب تازه منتشرشده‌ی "شیراز ماهر " با عنوان" اسلام جهادی" در این جلسه گفت که در داخل اسلام گروهی متعهد به خشونت، تروریسم و خلافت اسلامی هستند حتی اگر تنها در بخش‌های مشخصی از جهان اسلام عملیات خود را انجام دهند. این برخلاف این صحبت است که رویکرد جغرافیایی را بجای رویکرد ایدئولوژیکی مطرح می‌کنید.

گزارش بازنگری اخوان‌المسلمین (یافته‌های اصلی 17 دسامبر 2015)

 در آوریل 2014 نخست‌وزیر سابق  بریتانیا (دیوید کامرون) گروهی را برای بازنگری داخلی اخوان‌المسلمین ازجمله ریشه‌ها، ایدئولوژی، سابقه داخلی، خارج از دولت و نیز سازمان‌های وابسته به آن و همچنین فعالیت‌های آن در بریتانیا و خارج تشکیل داد؛ که طی آن گزارش طبقه‌بندی در این رابطه تهیه گردید. این بازنگری از سوی دو کارشناس ارشد دولت یعنی جان جنگینز که تا این اواخر سفیر بریتانیا در عربستان بود پیرامون ارزیابی اخوان‌المسلمین و وابستگان آن در خارج و مورد دوم از سوی چارلز فار[12] (مدیرکل وقت ستاد امنیت و مقابله با تروریسم وزارت کشور) که پیرامون تاریخ، فعالیت‌ها، ایدئولوژی و نفوذ شبکه اخوان‌المسلمین و وابستگان آن در داخل بریتانیا بود تهیه گردید. مشاور امنیت ملی در سطح دولت مسئولیت تأثیرات سیاسی این گزارش را عهده‌دار گردید. برای این کار جان جنگینز از 12 کشور بازدید و با مقامات دولتی، جنبش‌های سیاسی، رهبران مذهبی، محققین و مفسرین مستقل دیدار و مذاکره نمود.

همچنین نمایندگی‌های بریتانیا در خارج از کشور و نیز آژانس‌های امنیتی و جاسوسی، اطلاعاتی را در این خصوص گردآوری نموده‌اند. این گزارش در ژوئیه 2014 تکمیل گردید.

گزارش جان جنکینز  

در گزارش جان جنکینز  به تاریخ تأسیس اخوان‌المسلمین در 1928، مؤسس (حسن البنا)، ساختار مخفی آنان، فعالیت اخوان‌المسلمین در مصر و صحنه بین‌المللی (از سال‌های 1950) و خارج از جهان اسلام، روابط اخوان با دولت‌های جهان اسلام، ممنوعیت آن در برخی کشورهای اسلامی و نیز نقش فعال آن در برخی مناطق همچون تونس و یا حماس که خود را شاخه‌ای از اخوان می‌داند و یا اینکه طی 10 سال گذشته حمایت از حماس اولویت اصلی برای اخوانی‌ها در مصر و شبکه بین‌المللی بوده است، می‌پردازد.

اخوان خشونت و تروریسم و استفاده حسن البنا از خشونت سیاسی و حملاتی ازجمله ترورهای سیاسی و نیز تلاش برای ترور علیه اهداف دولتی در مصر و نیز منافع بریتانیا و یهودی در جریان عمر خود را پذیرفته است. مغز متفکر کلیدی اخوان سید قطب و سایه آن بر تئوریسین‌های هندی و پاکستانی همچون ابوالاعلی مودودی مؤسس حزب جماعت اسلامی در جهت ارتقاء دکترین تکفیری تفکر سید قطب (که در سال 1966 در مصر اعدام گردید) منجر به ظهور ایدئولوژی تکفیری و الهام گیری بسیاری از سازمان‌های تروریستی ازجمله در جهت ترور سادات، القاعده و شعبات آن گردید.

اخوان همچنین در تمامی سطوح به‌طور مکرر از حملات حماس علیه اسرائیل ازجمله حملات انتحاری و کشتار غیرنظامیان دفاع کرده است و جمع‌آوری پول برای حماس را تسهیل می‌کند. رهبران اخوان مصر و همتای اردنی حماس از نزدیک با یکدیگر مرتبط می‌باشند. ارتباطات وسیع‌تری با اخوانی‌های سرتاسر منطقه وجود دارد و مقامات ارشد اخوان طبق رویه همچنان از لحن بد و ضد یهودی استفاده می‌کنند. در عین حال، برخی از شخصیت‌های ارشد اخوان و وابستگان آن (عمدتاً در کشورهای غیرمسلمان) ، حملات علیه نیروهای ائتلاف در عراق و افغانستان را توجیه کرده‌اند. آن‌ها شدیداً از القاعده انتقاد می‌کنند اما برخی دیگر از رهبران اخوان مدعی هستند که حملات 11 سپتامبر ساخته‌وپرداخته خود امریکا بوده و به‌اصطلاح جنگ علیه تروریسم بهانه‌ای برای حمله به مسلمانان است.

گزارش چارلز فار

سازمان‌های وابسته به اخوان در بریتانیا و دیگر نقاط اروپا با بیش از 50 سال قدمت، عمدتاً دربرگیرنده دانشجویان تبعیدی هستند. در بریتانیا این سازمان‌ها از نزدیک با همفکران جنوب آسیایی خود کار کرده و در جهت ارتقاء کار با ابوالاعلی مودودی[13] و نمایندگی جماعت اسلامی ایجاد شده‌اند. آنان خود را جنبش اسلامی منحصربه‌فردی تلقی می‌کنند. در ابتدای کار آنان از تعامل اجتماعی و سیاسی با کشورهای غیر اسلامی (بر اساس توصیه البناء) خودداری می‌نمودند و اولویت به‌کارگیری و آموزش اعضای جدید از طریق گروه‌های مطالعاتی و حمایت از اخوان‌المسلمین در جهان عرب بوده است.

در اواخر سال‌های 1980 و اوایل 1990 اخوان و وابستگان آن راهبرد جدید تعامل داخلی با کشورهای غربی را توسعه دادند. مسائل کلیدی (مشخصاً عراق و فلسطین)، نسل دومی‌ها و جامعه مسلمانان بریتانیا در این رابطه دخیل بودند. اخوان مواجه با چالش‌های مهم در جهت حمایت جوامع از جانب سلفی‌های شورشی که پس از نبرد در افغانستان به کشور (بریتانیا) بازمی‌گشتند و اخوان را ناکارآمد برمی‌شمردند روبرو گردید؛ اما اخوانی‌ها محتاط بوده و مقاصد تعامل بیان شده آنان در این رابطه تنها شامل ارتقاء اخوان خارج کشور نشده، بلکه حفظ خودمختاری جوامع مسلمان در بریتانیا را نیز شامل می‌شد. برای ارتقاء تفکرات خود در سال‌های 1990 اخوان و وابستگان آن مواجهه با مردم و سازمان‌های ملی در بریتانیا را در دستور کار خود قرار دادند. درعین‌حال هیچ‌یک به‌طور علنی از جانب اخوان و یا اعضای آن مورد شناسایی قرار نگرفتند و هنوز این مسئله همچنان مخفی باقی‌مانده است.

برای مدتی اخوان‌المسلمین، جامعه اسلامی بریتانیا[14] که تحت نظارت انجمن مسلمانان بریتانیا[15] بود و نقش مهمی را در ایجاد و اداره شورای مسلمانان بریتانیا[16] داشت را شکل داد. انجمن مسلمانان بریتانیا از بعد سیاسی و مشخصاً در ارتباط با فلسطین و عراق فعال گردید و نامزدهایی را در انتخابات ملی و محلی ارتقاء داد. اداره شورای مسلمانان بریتانیا نیز با دولت وارد گفتگو شد. انجمن مسلمانان بریتانیا به شرکای فعالی در گفتمان امنیتی با پلیس تبدیل‌شده و با پلیس در طرد ابوحمزه یک مبلغ شورشی سلفی که در مسجدی در شمال لندن فعال بود همکاری نمودند و انجمن مسلمانان بریتانیا در اداره این مسجد از آن زمان شرکت داشته است.

در سال 2009 دولت وقت انگلیس، گفتگو با شورای مسلمانان بریتانیا و پس‌ازآنکه یک کارمند محلی یک سند عمومی که خشونت علیه کشورهای حامی تحریم تسلیحاتی علیه غزه را مورد چشم‌پوشی قرار می‌داد امضا کرد را به حالت تعلیق درآورد و تاکنون هیچ گفتگوی مهمی میان اخوان در بریتانیا و دولت صورت نگرفته است.

اواسط 2014 اخوان‌المسلمین در بریتانیا دامنه‌ای از سازمان‌ها را تشکیل داده است که به‌طور ضعیفی با یکدیگر در ارتباط می‌باشند به‌طوری‌که بدون فرماندهی و کنترل مشترک یا یک رهبر منحصربه‌فرد بوده‌اند. برخی از این سازمان‌ها از داخل خود و یا در بریتانیا شکل‌گرفته‌ بودند. دیگران نماینده سازمان‌های اخوانی کشور ثالث بوده و لندن را پایگاه فعالیت‌های خارجی خود قرار داده بودند. ارشدترین عضو اخوانی مستقر در بریتانیا به تیم بازنگری گفته است که وی برخی فعالیت‌های بین‌المللی اخوان و نه فعالیت خود اخوان در این کشور (بریتانیا) را هماهنگ می‌کند.

بهار عربی و حوادث پس‌ازآن منجر به ترک برخی اخوانی‌ها به کشور خود همچون در مورد لیبی و تونس گردید. در سال 2013 تعداد کمی از اخوانی‌ها از مصر و بعداً از امارات وارد شدند و در ژوئیه 2014 اخوان مصر بخشی از ارتباطات انگلیسی و عرب‌زبان خود را از مرکزیت لندن انجام می‌داد و از جانب تعدادی از جنبش‌های لابی‌گر و اعتراضی ازجمله شاره رابعه[17] و مصری‌های بریتانیایی در جهت اشاعه دمکراسی موردحمایت قرار می‌گرفت. در ژوئیه 2014 اعضای الاصلاح از بخش اماراتی اخوان که در بریتانیا ساکن شده بودند با تعدادی از بنیادهای خیریه مستقر در بریتانیا مرتبط گردیدند.

به نظر می‌رسد انجمن مسلمانان بریتانیا در مقایسه با 2006-2002 فعالیت کمتری دارد و از ایفای نقش سیاسی کمتری برخوردار و با گروه‌هایی که اخیراً از مصر یا امارات واردشده‌اند هیچ ارتباط ظاهری ندارد. در 2014 انجمن مسلمانان بریتانیا مدعی عضویت 600  نفر و برخورداری از هشت خانه رفاهی و مسجد وابسته گردید. همچنین این انجمن دارای 9 شعبه در این کشور می‌باشد. انجمن مسلمانان بریتانیا با بنیاد کوردوبا که یک اندیشکده مرتبط با اخوان‌المسلمین نیز است در تماس می‌باشد.

از سال 2001 انجمن اسلامی بریتانیا و جامعه اسلامی بریتانیا از اخوان‌المسلمین و تفکر اخوانی فاصله گرفته و از ارزش‌های بریتانیا حمایت و می‌تواند مدعی باشد که اولین سازمان اسلامی است که از جنبش اخوان‌المسلمین بریتانیا خارج شده است.

شاخه نظامی حماس در بریتانیا به‌عنوان یک سازمان تروریستی در سال 2001 شناخته شد؛ اما حماس طی 10 سال گذشته در این کشور (بریتانیا) همچنان فعال بوده است. اتحادیه اروپا نیز موجودی مالی کل حماس (شاخه‌ای سیاسی و نظامی) را مسدود کرده است. گروه‌های اخوانی بسیاری در بریتانیا برای اخوانی‌های مرتبط با حماس اعانه جمع می‌کنند. بنیاد خیریه اینترپال[18] در سال 2003 از سوی وزارت خزانه‌داری به دلیل ارتباط با حماس با ماهیت تروریستی شناخته شد.

سازمان‌های اخوانی همچون انجمن مسلمانان بریتانیا ازجمله خیریه‌های مرتبط با دیگر مراکز اروپا همچون فدراسیون سازمان‌های اسلامی در اروپا[19] می‌باشند. فدراسیون سازمان‌های اسلامی در اروپا بعداً شورای اروپایی فتوا و تحقیقات که یک نهاد اخوانی اروپایی می‌باشد را ایجاد نمود.

   - سازمان‌هایی که مرتبط با مودودی و جماعت می‌باشند همچنان در بریتانیا به کار خود ادامه می‌دهند.

   - UK ISLAMIC MISSION (UKIM) در حال حاضر 50 مسجد را در بریتانیا اداره می‌کند.

   - مجمع اسلامی اروپا[20] از جنبه سیاسی فعال و از حزب سیاسی رسپکت[21] حمایت می‌کند. هیئت‌امنای مسجد بزرگ شرق لندن و مرکز مسلمانان لندن نیز عضو مجمع اسلامی اروپا می‌باشند.

بر اساس تحقیق آقای "فار "، اخوانی‌های بریتانیا در گذشته درصدد ایجاد کشوری اسلامی در اینجا (بریتانیا) و دیگر مناطق بوده‌اند. همچنین از ادبیات اخوانی‌ها در بریتانیا و اینکه رئیس اینترپال مستقر در بریتانیا آشکارا در حمایت از مجازات اعدام هم‌جنس‌بازان و سنگسار (رجم) در حد مرگ مردان و زنان ازدواج‌کرده که به زنا مرتکب شده‌اند، مطالبی را به تحریر در آورده است، ابراز نگرانی کرد.

اخوان‌المسلمین ارتباطی با فعالیت‌های تروریستی و یا مرتبط با آن در و یا علیه بریتانیا ندارد. اخوان در بریتانیا (برای نمونه انجمن مسلمانان بریتانیا) اغلب فعالیت مرتبط با تروریستی در بریتانیا وابسته به القاعده را محکوم کرده است.

   - همراه با اخوانی‌های دیگر مناطق و افراد، آنان آشکارا از فعالیت‌های حماس حمایت می‌کنند.

در پایان نیز این دو کارشناس جمع‌بندی خود را در محور ارائه نموده و طی آن اعلام داشته‌اند که:

عمده فعالیت اخوان‌المسلمین در بریتانیا ازجمله عضویت، جمع‌آوری اعانه و برنامه‌های آموزشی همچنان مخفی باقی مانده است. آنان از نفوذ قابل‌توجهی بر سازمان دانشجویان مسلمان بریتانیا برخوردار می‌باشند. جنبه‌های ایدئولوژی و تاکتیک‌های اخوان‌المسلمین در این کشور و خارج از آن در تضاد با ارزش‌ها، منافع و امنیت ملی ما (بریتانیا) می‌باشد.

(کمیته امور خارجی مجلس عوام بریتانیا) سه‌شنبه 12 ژوئیه 2016 - موضوع: اسلام سیاسی

اعضای حاضر: کریسپین بلانت (رئیس). آقای جان بارون؛ ان کلوید؛ مایک گیپس؛ آدم هالووی؛ دانیل کاوزنسکی؛ یاسمین قریشی؛ اندرو روزیندل.

مدعوین: مختار عواد، (محقق دانشگاه جورج واشنگتن)؛ اد حسین (مشاور ارشد مرکز دین و ژئوپلیتیک)؛ و دکتر زی (محقق جامعه هنری جکسون.)

اسلام سیاسی نوعی ایدئولوژی سیاسی است که معتقد است شریعت باید قانونی برای تنظیم تمام رفتارهای انسانی باشد؛ و باید این قانون دولتی گردد. اسلام سیاسی بحث بزرگی را در دانشگاه تشکیل می‌دهد و عملکرد آن این است که آزادی مردم باید به اموری مقید شود. بین اسلام و اسلام سیاسی تفاوت جدی وجود دارد و یک مسلمانان سکولار بین قانون و دین تفاوت قائل است. به‌طورکلی اسلام یک پروژه سیاسی است که به دنبال برابری شریعت و قانون دولتی است. بااین‌حال اسلام‌گرایی "دموکراتیک " نیز وجود دارد و اسلام‌گرایی همراه یا به‌طور خاص به‌عنوان اسلام جهادی سلفی تعریف‌شده است.

اسلام به‌عنوان یک ایدئولوژی سیاسی تنها از قرن گذشته ظاهر شده است و نتیجه مستقیم تحولات جهانی و متأثر از کمونیسم و سوسیالیسم و گسترش جنبش‌های توده‌ای بوده است که با فعالیت حسن البنا در مصر در سال 1928 و مودودی در پاکستان در سال 1940 این فعالیت‌ها آغاز شده است. شعار آنان به‌جای کارگران متحد جهان، مسلمانان متحد جهان بوده است. آن‌ها در نهایت یک جنبش مدرن و شاخه‌ای از جنبش‌های انقلابی سیاسی در قرن گذشته بوده‌اند. قطعاً شکافی میان مسلمانان 1400 سال پیش و اینان وجود دارد. به عبارتی ساده، اسلام سیاسی نظریه‌ای برای سیاست و دولت بوده و مدعی است که اسلام یک دین همه‌جانبه است. بحران مدرنیته برای مسلمانان در خاورمیانه و آسیای جنوبی در اواخر قرن 18، قرن 19 و اوایل قرن 20 آن‌ها را با مسائل مختلفی روبرو ساخته است. چنانچه با انحلال خلافت عثمانی، اخوان‌المسلمین تأسیس شد. اسلام‌گرایان بر این باورند که جهان مدرنی که در آن زندگی می‌کنند اساساً غیر اسلامی است.

اسلام‌گرایی سنتی از طریق بسیج توده‌ها و نفوذ در روند سیاسی و مبتنی بر شریعت عمل می‌کند. اخوان‌المسلمین خود را به‌عنوان مظهر اسلام در جامعه می‌بیند. در موارد دیگر مثل تونس و ترکیه تلاش برای ترویج فرهنگ دموکراتیک و حمایت از حاکمیت قانون وجود دارد. در مورد ترکیه باوجود تمام افراط‌گرایی‌های اخیر حزب عدالت و توسعه، آنان همواره طرفداری از اسرائیل را نیز دنبال می‌کنند.

چالش غرب این است که چگونه با اعمال فشار مداوم بر جنبش‌های اسلام‌گرا، به‌خصوص نخبگان درون آن‌ها حرکت به سمت یک نظم جهانی و طرفداری از غرب را برقرار سازد. مشکل بریتانیا در حال حاضر این است که اخوان‌المسلمین در کشورهای اردن، مصر و سوریه در حال حاضر در اکثریت است؛ اما تونس و ترکیه به‌جای رفتن به سمت اسلام جهادی، به سمت کثرت‌گرایی دموکراتیک رفته‌اند. حماس یک مشکل است، اما برای مثال تونس ثابت کرده است که می‌تواند نوعی کثرت‌گرایی ایجاد کند.

بسیاری از نظریه‌پردازان در داخل اخوان‌المسلمین و حزب آزادی و عدالت در مصر بر این باورند که تا حدی که می‌شود با ایالات‌متحده، انگلستان و حتی اسرائیل همکاری‌هایی داشته باشند. همان‌طور که در خصوص غزه نیز شاهد بودیم، آن‌ها حاضر به فشار بر حماس برای توقف جنگ با اسرائیل به‌منظور دلجویی از ایالات‌متحده شدند.

دولت‌های سراسر جهان به این واقعیت دست‌یافته‌اند که اخوان‌المسلمین یک سازمان تروریستی نبوده و به هنگام تأسیس به‌طور گسترده دموکراتیک، یا متمایل به اصول دموکراتیک بوده است.

ممکن است ده‌ها هزار نفر از اعضا و یا افراد متمایل به اخوان‌المسلمین در انگلستان وجود داشته باشد. اخوان‌المسلمین، جماعت اسلامی، مسجد شرق لندن و شورای مسلمانان بریتانیا طرفدار ایدئولوژی اخوان‌المسلمین هستند.

اد حسین:

بسیاری از متحدان ما یعنی کشورهای حوزه خلیج‌فارس، سازمان اخوان‌المسلمین را یک سازمان تروریستی، مجری یا حامی آنان می‌دانند. درعین‌حال تناقضات زیادی وجود دارد؛ مثلاً رفتار پادشاه فعلی عربستان سعودی. او شخصاً چندین مرتبه از راشد الغنوشی، رهبر جنبش النهضه تونس در فرودگاه استقبال کرده است. اگر اخوان‌المسلمین و افراد دموکراتیک‌تر آن مانند الغنوشی تروریست بودند، پس چگونه است که رهبران کشورهای خلیج‌فارس برای خوش‌آمد گویی به فرودگاه می‌روند.

 عربستان سعودی، قطر، بخش‌هایی از امارات و قطعاً جریان‌هایی در کویت وجود دارند که مجموعه‌هایی از آنان پیرو الگوهای فکری اخوان‌المسلمین هستند. عربستان سعودی و نیز امارات متحده عربی به مقامات بریتانیایی رجوع می‌کنند و از آن‌ها تقاضا می‌کنند که از آنان در سیستم قضایی بریتانیا حفاظت و حمایت کامل به عمل‌آورند؛ اما برای بریتانیا این یک تناقض است، یعنی وجود مقامات عربی با همدلی و همراهی با گروه‌های اسلام‌گرا و در کنار آن، توقعات خاص از دولت بریتانیا. تونسی‌ها و البته با تمرکز بر غنوشی همواره بنیادگرایی خود را انکار می‌کنند، این‌چنین است که کسی مثل غنوشی می‌تواند با ملک سلمان دوستی نزدیکی داشته باشد. غنوشی به‌طور مکرر ملک سلمان را برادر مسلمان خطاب کرده است. بیشتر نگرانی‌ها در خصوص اخوان‌المسلمین، شامل شاهزادگان جوان در عربستان سعودی و امارات است. ملاقات‌های رهبر النهضه تونس با پادشاه عربستان سعودی در مکه و یوسف قرضاوی رهبر معنوی اخوان‌المسلمین حکایت از روابط پیچیده عربستان سعودی با اسلام‌گرایان منطقه دارد.

اخوان‌المسلمین هر دو ایدئولوژی صلح‌آمیز و خشونت‌آمیز را می‌پروراند و این بستگی به تفسیر ما دارد. هدف اصلی اخوان‌المسلمین " استقرار حکومت اسلامی و اجرای شریعت است. عده‌ای دیگر در عراق و سوریه همین هدف را دنبال می‌کنند، البته به شیوه‌های دیگری". اشکال اخوان‌المسلمین مصر آن است که پدیده اطاعت کورکورانه از رهبر امری رایج در میان اعضای عادی آن است.

اگر بستر تاریخی اخوان‌المسلمین مصر را نگاه کنیم کمتر شاهد لفاظی های ضد شیعه هستیم؛ اما این موضوع در طول ریاست جمهوری مرسی تغییر کرد. او در آغاز ریاست‌جمهوری‌اش به ایران رفت؛ اما بعدازآن چند هفته و قبل از آنکه سرنگون شود، در یک اجلاس بزرگ با نام جهاد در سوریه شرکت کرد که در آن جلسه دانشمندان سلفی، شیعه را با لفظ "سگ" می‌خواندند و در همان ماه در مصر چهار نفر از شیعیان، بدون محاکمه اعدام شدند.

اخوان‌المسلمین در سطح رهبری خشونت را محکوم می‌کند؛ اما مهدی عاکف رهبر پیشین اخوان‌المسلمین معتقد است که غرب القاعده را ایجاد کرد و این گروه به ضرر اسلام است. وی فکر می‌کند که 11 سپتامبر از سوی موساد طراحی شده است. این تفکر رهبری اخوان‌المسلمین مهدی عاکف است.

بخش دوم:

اسلام سیاسی (سُنی): پنج سال پس از «بهار عربی»

تألیف الستر کوروک[22]، مدیر مجمع درگیری‌ها و مشاور سابق خاورمیانه‌ای خاویر سولانا و عضو کمیته حقیقت‌یاب سناتور جرج میشل در قبال انتفاضه، مشاور کوارتت بین‌المللی، وی دارای 20 سال تجربه کار با جنبش‌های اسلامی به‌ویژه حماس و حزب اله و دیگر جنبش‌های اسلامی در افغانستان، ‌پاکستان و خاورمیانه بوده و نویسنده کتاب مقاومت اسلامی: ماهیت انقلاب اسلامی چاپ 2009 و مقاله‌نویس معمول رسانه‌ها می‌باشد.

پیشینه و سابقه تاریخی بهار عربی:

 پس از تحولات و آشوب‌های سال 2011، به‌مرور شاهد بروز سه تغییر بودیم:

1)      این تحولات موجب شکل‌گیری مرحله‌ای مهم در پایان «نظام حکومتی عربی» بود. بدین معنا که حاکمان سابق عثمانی که پس از جنگ جهانی اول و توافق‌نامه سایکس-پیکو در نقش امرا، شاهان و حاکمان منطقه ظاهر شده بودند، مشروعیت و اعتبار خود را از دست دادند. شکست روند صلح میان فلسطین و اسرائیل، آخرین نقاب را از چهره این حاکمان برداشت و روند حوادث به‌گونه‌ای پیش رفت که چهره واقعی حکام عرب بر مردم برملا شد. البته، آن‌ها همچنان سعی داشتند با ثروت خود جلوی تغییرات اساسی در منطقه را بگیرند.

2)      در پس این ناآرامی‌ها و آشوب‌ها، جنبش‌های اسلام‌گرا (و در پس آن‌ها برخی کشورها با اهداف ژئوپلیتیک خاص خود) آماده فعالیت شدند. این جنبش‌ها، بیشتر به دنبال بازی قدرت در منطقه بودند تا رسیدن به اصلاحات واقعی و در خفا نیز به دنبال اقتدارگرایی بودند. به‌عبارت‌دیگر، آن‌ها به دنبال اقتداری همچون حکومت پیامبر اسلام (ص) در مدینه بودند که به عقیده آن‌ها به دلیل ضعف و کم‌کاری امت اسلام تاکنون محقق نشده است.

3)      درست زمانی که تمام الگوهای حکومت سنی (در خلیج‌فارس، مصر، ترکیه و حکومت اخوانی)، اعتبار خود را از دست می‌دادند، ایران و الگوی حکومت شیعی حیات راهبردی خود را بازیافت. در شرایطی که نظام حکومت سنی فرو می‌پاشید و هویت سنی در قدرت کمرنگ می‌شد، طرح ایران برای حکومت و نظام شیعی قدرت می‌گرفت. باوجوداینکه نفوذ ایران در منطقه افزایش می‌یافت، اما نمی‌توان ایران را مسئول اختلافات متأثر از این ناآرامی‌ها و بحران ایجادشده برای نظام حکومتی سنی-عربی دانست.

بنا بر آنچه گفته شد، احساس وجود بحران در جهان اهل سنت، موجب برانگیخته شدن خشم و نارضایتی اهل سنت شده است. در جهان اسلام، اهل سنت از اکثریت برخوردار هستند و بر این باور هستند که پس از فوت پیامبر (ص)، هدایت مسیر جامعه اسلامی بر عهده آن‌ها قرار گرفته است. این احساس که اهل سنت حق حکومت دارند، ریشه در دوران امپراتوری عثمانی دارد. اهل تسنن احساس می‌کنند که دشمنان و مخالفان آن‌ها، می‌خواهند این حق را از آن‌ها بگیرند. ایران نیز در این شرایط بحرانی از آب گل‌آلود ماهی گرفته است. درنتیجه این شرایط، نظام حکومتی عربی خود را برای مقابله با بهار عربی آماده کرد و بخشی از اسلام سنی - که از دهه 1920 به‌تدریج نمود بیشتری یافته بود – به مسیری افراطی و خشونت‌طلب و درنهایت شکل‌گیری داعش منحرف شده است.

شاید نتوان ادعا کرد که داعش همچون انقلاب شیعی سال 1979، به نحوی نماینده انقلاب در جهان اهل سنت است؛ اما بسیاری از اهل سنت داعش را جنبشی اصلاح‌گر و افراطی می‌دانند که در پاسخ به انحطاط اخلاقی در نظام عربی به وجود آمده است.  اگرچه داعش بر پایه یکی از گفتمان‌های تاریخی اسلام (توحید از نگاه محمد عبدالوهاب) بنا شده است و از راهبرد نظامی چنگیز خان الگو گرفته است، از جهاتی حرکتی "مدرن " است. علاوه بر مدیریت حرفه‌ای و ارتشی یکپارچه، تعریف داعش از مفهوم "دولت "، تعریف مدرن است. داعش از حس تعلق مشترک برای جذب پیروان خود استفاده می‌کند؛ مفهومی جهانی که فراتر از هرگونه تعهد یا وابستگی به خاک و خون است. این حس تعلق مشترک موجب می‌شود افرادی که با جامعه خود هماهنگی ندارند و یا در آن جامعه احساس تحقیر و سرخوردگی می‌کنند، تصمیم به مهاجرت به سرزمینی جدید گیرند تا در آن احساس رهایی کنند و جامعه‌ای با ارزش‌های متفاوت بنا کنند.

فروپاشی حکومت‌های فاسد و تشکیل خلافتی جدید به آرمان‌های بسیاری از مسلمانان، بخصوص جوانان، نزدیک است. بر هم زدن "نظم کنونی"، برقراری حکومت الهی و اجرای شریعت، اتفاقی مدرن و آرمانی است. بااین‌وجود، بنا نهادن این دولت آرمانی بر اصول وهابیت می‌تواند برای خاورمیانه فاجعه‌بار شود. بااین‌همه، نمی‌توان انتظار نابودی داعش را در کوتاه‌مدت داشت، زیرا این اندیشه (باوجوداینکه در اقلیت است) از زمان ابن تیمیه[23] (سال 1328 هجری) در میان اهل سنت وجود داشته است.

در بحران کنونی اهل سنت، تفکر افراطی داعش و اندیشه‌های موجود درباره هویت سنی - "رسالت و مأموریت الهی" و عزتمندی اهل سنت - درهم‌تنیده شده است. درنتیجه، جهان اهل سنت با توجه به ناکارآمدی خویش و تأسف از پیشی گرفتن حکومت شیعی در ایران، نمی‌تواند شکست کامل داعش را متصور شود. به‌عبارت‌دیگر، پذیرش این شکست، به‌منزله پذیرش شکست تفکر اهل سنت خواهد بود. درعین‌حال، کشورهای حوزه خلیج‌فارس، خواهان موفقیت داعش نیز نیستند زیرا از قدرت گرفتن این گروه بیم دارند.

حال سؤال این است که اساساً بهار عربی را می‌توان یک انقلاب تلقی کرد؟ پاسخ به این سؤال مثبت است اما باید در نظر داشت که درواقع این انقلاب همان ظهور اندیشه سلفی بوده است. سلفی گری (به‌عبارتی‌دیگر شبیه‌سازی جامعه نبوی) تبدیل به پدیده‌ای فرهنگی، رسانه‌ای و حتی سیاسی شده است. اندیشه سلفی در سرتاسر جهان اسلام، از شرق تا غرب و حتی در شمال آفریقا، گسترش یافته است. با گسترش این اندیشه در جهان اسلام، منطقه خاورمیانه دوقطبی شده است؛ بسیاری از روستاییان محروم، جذب اندیشه‌های سلفی شده و از نخبگان مرفه شهری و سبک زندگی آن‌ها بیزار شده‌اند. شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی بسیار، برنامه‌های آموزشی عمومی، اجتماعات مدارس متوسطه در سراسر جهان اسلام، نهادهای اجتماعی، شرکت‌های انتشاراتی، بورس‌های دانشگاهی و مؤسسات خیریه، از اندیشه سلفی حمایت می‌کنند و در پشت پرده همه این حامیان ظهور اندیشه سلفی و گسترش وهابیت، عربستان سعودی پنهان شده است.

نگاه به آینده:

شدت گرفتن بحران نظام عربی: قدرت نظام سابق عربی- عثمانی روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود. بحران حکومت سنی ادامه می‌یابد؛ بنابراین قدرتی مستحکم همچون ایران در برابر بسیاری از کشورهای مسلمان ترسیم خواهد شد که به‌عنوان مخالف سرسخت جامعه اهل سنت ظاهر خواهد شد.

در آینده جهان اسلام چه مدل حکومتی به وجود خواهد آمد؟ ایجاد مدل حکومتی اسلام‌گرایی همانند مدل حکومتی اخوان‌المسلمین بعید به نظر می‌رسد. هم‌چنین احتمال نمی‌رود که حکومتی سکولار در خاورمیانه به وجود آید. شاید همان‌گونه که در کشورهای غیر اسلامی، بازگشت به گذشته و احیای ارزش‌های ملی و اخلاقی مطرح شده است، کشورهای اسلامی نیز گنجاندن این ارزش‌ها را سرلوحه حکومت خود قرار دهند؛ بنابراین انتظار می‌رود منطقه خاورمیانه بیشتر به دنبال مدل حکومتی متفاوت از غرب باشد (و نه مدلی ضد غربی).

اسلام‌گرایی سنی چه جهت‌گیری خواهد داشت؟ جنبش‌های سنی (داعش، القاعده و اخوان‌المسلمین) هر سه خود را جریان‌های اصلاحی می‌دانند که در پاسخ به ضعف اسلام سنی و انحطاط نظام حکومتی عربی شکل گرفتند. اخوان‌المسلمین و تفکر سلفی، از دیرباز دیدگاهی مشترک داشته‌اند. در سال‌های تبعید این دو گروه به کشورهای حوزه خلیج‌فارس، اخوان‌المسلمین از نظر فکری وهابیت را تقویت کرد. همچنین در درگیری‌های مسلحانه برخی کشورهای منطقه همچون یمن و سوریه، اخوان‌المسلمین و القاعده در برابر "دشمنی" مشترک متحد ایستاده‌اند. هرچند ممکن نیست این سه گروه از نظر سازمانی ادغام شوند، اما میان آن‌ها یک نوع همگرایی مشاهده می‌شود.

بررسی اسلام سیاسی، در ابعادی وسیع‌تر از اخوان‌المسلمین

متیو نلسون[24] (از بخش سیاست‌های مدرسه مطالعات شرق‌شناسی و افریقای دانشگاه لندن "سواس ")

اسلام سیاسی و جنوب آسیا:

اغلب بررسی اخوان‌المسلمین مصر، معیار تحلیل و تحقیق در زمینه اسلام سیاسی قرار می‌گیرد؛ اما می‌بایست به دو دلیل از این رویکرد اجتناب کرد: نخست اینکه کمتر از بیست درصد از جامعه مسلمان در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا زندگی می‌کنند و بیش از سی درصد نیز تنها در سه کشور جنوب آسیا، یعنی پاکستان، هند و بنگلادش ساکن هستند. جنوب آسیا بیش از هر منطقه دیگری از جهان، جمعیت اهل تسنن در خود دارد. همچنین پاکستان و هند نیز بیش از هر کشور دیگر (پس از ایران) دارای جمعیت شیعه هستند. علاوه بر این، مسلمانان بریتانیا، بیشتر از خاورمیانه با جنوب آسیا در ارتباط هستند؛ بنابراین بررسی جنوب آسیا نه‌تنها بحثی فرعی در تحقیق درباره اسلام سیاسی نیست، بلکه بحثی اصلی و اساسی است. نکته دوم حائز اهمیت این است که اکثر مسلمانان به احزاب با گرایش "اسلام سیاسی " رأی نمی‌دهند. درواقع، اکثر مسلمانان به احزاب مشتمل بر مسلمانان و غیرمسلمانان رأی می‌دهند.

اسلام سیاسی و دولت:

 در تحقیقات انجام‌شده درباره اخوان‌المسلمین، اغلب تحلیلگران معتقدند جنبش‌های اجتماعی-مذهبی به‌تدریج به احزاب سیاسی بدل می‌شوند که به دنبال دستیابی به قدرت هستند. بااین‌حال، اگر از منظر تحلیلی به موضوع نگاهی بیندازیم، درمی‌یابیم که هیچ دلیل مشخصی وجود ندارد که اثبات کند اسلام "سیاسی " به‌طور طبیعی به "اسلامی مبتنی بر حزب" تبدیل می‌شود.

در جنوب آسیا، مهم‌ترین روند، روند تغییر از "جنبش" مذهبی به "حزب " سیاسی نیست. بلکه روند اصلی، تنوع‌بخشی و درعین‌حال حفظ تعادل میان اشکال مختلف فعالیت‌های حزبی و غیر حزبی است. در ادبیات موجود در زمینه اسلام سیاسی، همواره تعادلی میان دو حوزه "حزب " و "حرکت " (جنبش اجتماعی- مذهبی) برقرار بوده است. به‌طور خلاصه می‌توان گفت، در حوزه مباحث مربوط به اسلام سیاسی، سیاست‌های حزبی به‌عنوان مهم‌ترین منبع اثرگذاری سیاسی در نظر گرفته نمی‌شوند. به‌عبارت‌دیگر، در جنوب آسیا، "قدرت حزب " و "قدرت جنبش " مستقیماً به یکدیگر مرتبط نیستند. به‌استثنای ترکیه، مراکش و ایران، عملکرد انتخاباتی کسانی که در حوزه اسلام سیاسی قرار می‌گیرند، عموماً ضعیف است (و یا بسیار محدود به مناطقی خاص است). درواقع فعالیت‌های حزبی تنها یک نوع از فعالیت‌های سیاسی هستند.

اسلام سیاسی و فرقه‌گرایی:

منازعات فرقه‌ای علاوه بر تحت تأثیر قرار دادن جامعه شیعه و اهل سنت در خاورمیانه، بر جنوب آسیا نیز تأثیر می‌گذارند. به‌طور مثال، در طول دهه 1980 میلادی، یکی از احزاب سنی دیو بندیه[25] به نام سپاه صحابه در پی انقلاب ایران شکل گرفت. تأسیس این حزب برای تأمین منافع جمعیت رو به رشد طبقه متوسط سنی در برابر زمین‌داران شیعی در منطقه جهنگ پاکستان بود. پس از مدتی، سپاه صحابه برای خود تیپ هوایی به نام "لشکر جهنگوی " تشکیل داد که اقدام به کشتار بیش از 200 نفر از شیعیان کویته در سال 2013 نمود.

شاید بتوان گفت امروزه منازعات فرقه‌ای یکی از بزرگ‌ترین تهدیدات برای جامعه اسلامی است؛ اما متأسفانه پیامدهای این منازعات به‌درستی درک نشده‌اند. اغلب بر این باور هستند که خشونت‌های فرقه‌ای میان شیعیان و اهل سنت اجتناب‌ناپذیر است. حتی در برخی موارد تصور رایج این است که وجود اختلافات فرقه‌ای میان اهل سنت غیرممکن است؛ اما باید در نظر داشت که این منازعات تنها میان شیعیان و اهل تسنن نیستند؛ خشونت‌های فرقه‌ای در جنوب آسیا از وجود اختلافات میان فرقه‌های مختلف سنی خبر می‌دهد. در حقیقت، هر دو نوع خشونت‌های فرقه‌ای (سنی-شیعی، سنی-سنی) در منطقه وجود دارد.

درنتیجه توجه وزارت امور خارجه بریتانیا به نکات زیر ضروری است:

  1. امعان نظر به منطقه جنوب آسیا برای درک بهتر مسائل مربوط به اسلام سیاسی،
  2. توجه به سایر گروه‌هایی که نماینده تفکر اسلام سیاسی هستند (به‌جز اخوان‌المسلمین و جماعت اسلامی)
  3. محدود نکردن دیدگاه خود به احزاب سیاسی فعال و توجه به سایر فعالان این حوزه؛ یعنی سایر احزاب سیاسی و جنبش‌های اجتماعی، مدارس و حوزه‌های اسلامی، رسانه‌ها و گروه‌های نظامی.
  4. بزرگ‌ترین جنبش مسلمانان در جهان، حزب سیاسی مستقر در خاورمیانه نیست بلکه جنبش اصلاحات مذهبی به نام "جماعت تبلیغ " است که با تأثیرپذیری از سنت دیوبندیه در جنوب آسیا، به تبلیغ دینی بدون خشونت مشهور است و تمایلی به تشکیل دولت ندارد؛ بنابراین توجه به گروه‌های غیرمسلح که به دنبال تأسیس دولت نمی‌باشند نیز امری ضروری است.
  5. در بسیاری از کشورها، یکی از الزامات اسلام سیاسی، "مبارزه با فساد " است. ازاین‌رو، در برخی موارد می‌توان از اجرای قانون شریعت (چراکه امکان اصلاح قوانین شریعت وجود دارد) - بدون کنار گذاشتن قانون اساسی، حکومت پارلمانی و تعهد به حاکمیت قانون - حمایت کرد. به‌عبارت‌دیگر، وزارت امور خارجه باید تلاش نماید تا از دیدگاه‌هایی که موافق با دموکراسی و سازگار با کلام اسلامی است، بهره جوید.
  6. رفع منازعات میان فرقه‌های سنی و شیعه و اختلافات میان فرقه‌های سنی، نیازمند درک تفاوت آموزه‌های فرقه‌ها و اتحاد برای مبارزه با دشمنی مشترک است.

در پایان باید افزود، آکادمی دیپلماتیک وزارت امور خارجه بریتانیا می‌بایست برنامه آموزشی خود را در زمینه «اسلام سیاسی در جنوب آسیا» ادامه دهد تا بامطالعه مباحثات مربوط به عرف اسلام، درک عمیق‌تری از گرایش‌های سیاسی حاصل شود. به‌عبارت‌دیگر، تغییر نگرش خود نسبت به اسلام سیاسی و درک بهتر گفتمان اسلامی برای شناخت اسلام سیاسی بسیار ضروری است.

بررسی اسلام سیاسی در ترکیه:

ضیا مِرِل[26] (محقق ارشد از مرکز تحلیل‌های تاریخی و تحلیل درگیری CHACR، مؤسس و مدیر ابتکارات سیاسی و تحقیقاتی و مرکز امور مذاهب و جهانی مستقر در لندن، اکرا- غنا و بیروت)

تغییر و دگرگونی اسلام سیاسی در ترکیه نشان می‌دهد که باوجوداینکه «حزب عدالت و توسعه» حزبی اسلامی است، اما نگرشی متفاوت از حزب اسلامی پیش از خود، یعنی «حزب رفاه»، در نظر گرفته است. این حزب هم‌زمان بااینکه به دنبال اقتصادی نئولیبرال، تعامل با کشورهای جهان و عضویت در اتحادیه اروپا است، سیاستی ملی‌گرا و تا حدودی محافظه‌کار اتخاذ کرده است. این در حالی است که حزب رفاه، سیاست ترویج قوانین شریعت، بانکداری اسلامی و حتی ایجاد ارتشی اسلامی همچون ناتو و ارز اسلامی را در پیش‌گرفته بود. البته باید در نظر داشت اسلام‌گرایی حزب رفاه منجر به دخالت نظامی و اجرای سخت‌گیرانه سکولاریسم در مقابل محافل محافظه‌کار مذهبی شد و ازاین‌رو، این حزب برای بقای خود، تنها از حمایت گروه اندکی در سطح داخلی و بین‌المللی برخوردار شد. برخلاف این حزب، حزب عدالت و توسعه توانسته است علاوه بر گروه‌های همفکر خویش، حمایت گسترده‌تری در سطح داخلی و بین‌المللی به‌سوی خود جلب کند؛ بنابراین می‌توان گفت سیاست‌های حزب رفاه، نشانگر مدرنیسم و واکنش به آن با تمرکز بر بازسازی اسلامی ترکیه و با الهام گرفتن از انقلاب اسلامی ایران (1979) بوده است. سیاست‌های حزب عدالت و توسعه نیز منعکس‌کننده انطباق با واقعیات جهانی در اواخر دوران مدرنیسم و مواجه‌شدن با نگرانی‌ها برای حفظ هویت فردی، ملی و مذهبی بوده است. به‌عبارت‌دیگر، سیاست‌های هر دو این احزاب بر اساس اندیشه‌های سیاسی داخلی و بین‌المللی و همچنین متأثر از عقاید مذهبی -که به آن‌ها انگیزه تلاش برای تغییر سیاسی می‌داد - شکل گرفت.

سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه نوعی "آرمان‌گرایی " است. این حزب تلاش کرد تا در تحولات منطقه خاورمیانه نفوذ کند و در اداره امور جهان نقشی نسبتاً فعال داشته باشد. حزب عدالت و توسعه اغلب موضع سیاسی یک‌جانبه‌ای اتخاذ کرده است تا بتواند با ایجاد توازن با قدرت‌های رقیب ازجمله، ایالات‌متحده آمریکا و ایران، عربستان سعودی و ایران، ناتو و روسیه، اسرائیل و مقامات فلسطینی، منافع ملی خود را تأمین کند. درواقع تا سال 2011 این سیاست حزب عدالت و توسعه، برای ترکیه نتایج مثبتی در پی داشت و ترکیه از استقبال بی‌سابقه‌ای از سوی مردم کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا برخوردار شد. این روند تا آغاز بهار عربی ادامه یافت و ترکیه توانست رویکرد خود را در جهت اصلاحات اقتصادی و سیاسی در منطقه تغییر دهد. در این زمان بسیاری از موفقیت "مدل ترکیه " در مدرن سازی کشور و ارتقاء روابط اقتصادی سخن می‌گفتند. بااین‌وجود، پس از به قدرت رسیدن اخوان‌المسلمین در تونس و مصر و تصمیم تدریجی این حزب به حمایت از گروه‌های سنی مخالف دولت بشار اسد، ترکیه به‌سرعت موقعیت خود را به‌عنوان کشوری بی‌طرف و پلی میان شرق و غرب از دست داد. ترکیه با تحلیلی نادرست از پیامدها و فرصت‌های حاصل از بهار عربی، با موضع‌گیری‌های تند‌ بخصوص با اظهارات سیاسی اردوغان نسبت به اسرائیل و مصر موجب شد تا در جامعه بین‌الملل به‌شدت دچار انزوا شود.

با شدت گرفتن جنگ سوریه و عدم تمایل اولیه ترکیه به اقدام صریح نسبت به شبه‌نظامیان تندرو مخالف دولت اسد، امنیت ترکیه به مخاطره‌ افتاد. بااین‌حال، نشانه‌هایی از تغییر رویکرد و عمل‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه مشاهده می‌شود. در حال حاضر، ترکیه به دنبال عادی‌سازی روابط با اسرائیل است و عربستان سعودی قرار است به میانجیگری برای عادی‌سازی روابط مصر و ترکیه بپردازد. در اساس سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه، تناقضی ذاتی وجود دارد و آن تلاش برای حفظ منافع ملی و در مقابل تلاش برای افزایش نفوذ ترکیه در منطقه و دنیای اسلام، در ضمن موضع‌گیری اخلاقی (حمایت از مردم مظلوم فلسطین و مسلمانان برمه) برای طرفداران مردمی این حزب می‏باشد.

اهمیت بررسی اسلام سیاسی برای سیاست خارجی بریتانیا:

تقویت توانمندی بریتانیا برای تعامل و درک درست از اسلام سیاسی به‌عنوان یک ایدئولوژی و اندیشه‌ای پویا و حاصل از بسترهای اجتماعی و سیاسی، زمینه‌ی همکاری با دولت‌ها و بازیگران سیاسی این حوزه و فرصت‌های نفوذ برای بریتانیا فراهم می‌آورد. این بدین دلیل است که اختلافات مذهبی عامل مهمی در سیاست جهان امروز است و دین تنها باوری شخصی نیست بلکه در جامعه مدنی، هویت فردی و جمعی است و در بسیج جنبش‌های قدرتمند نقش بسزایی دارد.

گزارش استیون مرلی محقق اسلام سیاسی[27]

استیون مرلی (محقق و متخصص اطلاعاتی از سال 1992 تحقیقاتی در باب افراط‌گرایی سیاسی انجام داده است.

 او از نزدیک با وال‌استریت ژورنال و تایمز کار کرده است.)

موضوع فریب:

درجاتی از فریب توسط اخوان‌المسلمین بکار گرفته می‌شود و گزارش‌ها حکایت از آن دارد که اخوان‌المسلمین همچنان با درجاتی از مخفی‌کاری در انگلستان کار می‌کند. در میان اعضای اخوان‌المسلمین یک تلاش هماهنگ برای فریب و پنهان‌کاری وجود دارد. پس از بهار عربی، بسیاری از رهبران شناخته‌شده آن‌ها در موقعیت‌هایی شروع به مشاوره دادن به دولت‌های جدید منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا کردند.

مدیر شورای روابط فلسطین - اروپا (CEPR) که خود را به‌عنوان یک سازمان مستقل توصیف و در راستای ترویج گفتگو و تفاهم بین اعضای مجلس اروپا، فلسطینی‌ها و به‌طورکلی اعراب معرفی می‌کند، در حقیقت و باوجود ادعای استقلال، از لابی‌های طرفدار حماس در اتحادیه اروپا و در میان قانون‌گذاران اروپایی محسوب می‌شود. آن‌ها در سفر مقامات اروپایی به غزه و ملاقات با رهبران حماس حضور داشتند. در ژانویه سال 2014، وزیر دفاع اسرائیل CEPR را غیرقانونی اعلام و آن را "پیش‌قراول حماس در اروپا " نام گذارد.

درمجموع، حداقل هفت چهره پیشرو اخوان‌المسلمین به جهت حمایت از القاعده و گروه‌های مرتبط توسط ایالات‌متحده، اتحادیه اروپا و یا سازمان ملل به‌عنوان تروریست شناخته شده‌اند. بعضی از آنان از نزدیکان اسامه بن‌لادن قلمداد می‌شدند. حداقل سه چهره شناخته‌شده از میان آنان در تشکیل داعش نقش داشته‌اند. آن‌ها با سخنرانی‌های خود در جلسات و طرح مسئله ضرورت مقاومت عراقی‌ها در مقابل غرب و نیز حمایت از شورشیان سوری در مقابل نظام اسد به‌صورت طبیعی موجب گسترش تروریسم در عراق و سوریه شدند. آن‌ها همچنین در کنفرانس‌های بین‌المللی حضوری فعال داشته‌اند که از شرکت‌کنندگان برجسته در این کنفرانس‌ها می‌توان از یوسف قرضاوی، راشد الغنوشی رهبر حزب النهضه در تونس و عبدالله نفیسی نام برد.

در سال 2013، سازمان اخوان‌المسلمین میزبان کنفرانسی در استانبول با عنوان " هماهنگی جهانی برای حمایت از حقوق و آزادی " بود که بنیاد الکرامه نیز در برگزاری آن نقش داشت که از سوی ایالات‌متحده به‌عنوان گروه تروریستی شناخته شده است. در میان شرکت‌کنندگان در کنفرانس حسن بن علی آل کتانی رهبر پیشین ایدئولوژیک گروه سلفی الجهادیه در مراکش نیز حضور داشت که در ارتباط با بمب‌گذاری سال 2003 کازابلانکا زندانی شده است.

او نیز در کنفرانس به همراه وجدی غنیم، روحانی ضد یهود و نیز رفای طه، رهبر سابق جماعت آل اسلامی در مصر حضور داشتند که اخیراً در سوریه توسط هواپیمای بدون سرنشین آمریکا کشته شدند.

گزارش گروه پارلمانی آزادی بین‌المللی ادیان و باورها[28]

ارزش‌های بنیادین دموکراسی بریتانیا، حاکمیت قانون، آزادی فردی، بردباری و احترام متقابل در مقابل اسلام سیاسی قرار دارد؛ بنابراین «اسلام سیاسی» ذاتاً ناسازگار با ارزش‌های بریتانیا مانند دموکراسی، هنجارهای حقوق بشر و حاکمیت قانون است. رابطه تاریخی درهم‌تنیده اسلام و سیاست باعث برجسته شدن نقش دین در سیاست دولت‌های مسلمانان شده است. حمایت از "اسلام سیاسی"، تنها مختص به حمایت آل سعود، دولت فدرال مالزی یا داعش نیست و نشان می‌دهد که "اسلام سیاسی " یک پدیده یکپارچه است. گروه‌های زیادی از آن بهره می‌برند تا از اسلام برای توجیه دیدگاه‌های سیاسی خود استفاده نمایند.

در "اسلام سیاسی " رهبران دولت‌ها و بازیگران غیردولتی از دین به‌عنوان نوعی ضمانت اخلاقی برای عمل سیاسی خود استفاده می‌کنند. "اسلام سیاسی " و مسلمانان با ایدئولوژی‌های مختلف گاهی در پی تعریف هویت ملی خود با استفاده از مبانی دین بوده‌اند.

گزارش پروژه مبارزه با افراط‌گرایی[29]

شبکه‌ای جهانی از کارشناسان و سیاست‌گذاران برای حفاظت از منافع و ارزش‌های پایدار دموکراتیک (بریتانیا) ضروری است. حزب التحریر و اخوان‌المسلمین موفق به نفوذ و تأسیس شبکه در تعدادی از کشورهای اروپایی، ازجمله در انگلستان شده‌اند. در انگلستان، اخوان‌المسلمین سازمان‌های خیریه، سازمان جوانان و سازمان دانشجویان جوامع اسلامی را در جهت ترویج ایدئولوژی بنیادگرای خود و گسترش دیدگاه‌های سیاسی خود تأسیس نموده است. ازجمله تبلیغات این افراد و سازمان‌ها، اعتراض به تلفات افراد غیرنظامی در افغانستان و پاکستان به دلیل حملات هواپیماهای بدون سرنشین است. توجیه احساسات ضد غربی، دفاع از قانون مبتنی بر شریعت و داشتن نوعی همدلی با موضوع جهاد عمده مشخصه‌های نگران‌کننده آنان است. پیش‌تر عده‌ای فکر می‌کردند که کشورهای غربی قادر به ادغام مسلمانان در جوامع سکولار غربی هستند، اما امروزه شاهد هستیم که این افراد چگونه به‌سوی ایدئولوژی جهادی سوق یافته‌اند. تمرکز آنان بر مفاهیمی همچون " غیرخودی و خودی " متأثر از وعاظ رادیکال بیشتر شده است. آنان با اعمالی همچون تبلیغات اینترنتی، به تشویق جدایی این افراد از جریان اصلی جامعه و زندگی بریتانیایی دست‌زده‌اند. ازاین‌رو نژادپرستی و ناسیونالیسم افراطی در سال‌های اخیر به‌طور چشمگیری افزایش‌یافته است.

گزارش تولیت امنیت اجتماع[30][31]

مقصود ما از اسلام سیاسی طیف وسیعی از گروه‌ها و بازیگران در سراسر کشورهای عربی و همچنین کشورهای اسلامی، از اخوان‌المسلمین مصر گرفته تا حزب التحریر؛ ایران و حزب‌الله و طرفداران آنان می‌باشد. تمرکز اصلی این جنبش‌های اسلام‌گرا و احزاب سیاسی اهداف ملی و هم‌محلی است.

گفتمان اسلامی اغلب به ترویج افکار یهودستیزانه (به‌عنوان‌مثال حماس و حزب‌الله) و جنبش‌های سلفی و جهاد جهانی (به‌عنوان‌مثال داعش و القاعده)، پرداخته است. این یهودستیزی هم برای جامعه یهودی ساکن در بریتانیا و هم دولت در این کشور نامطلوب است. گزارش حقوق بشر و دموکراسی 2014 و 2015 وزارت امور خارجه، اسلام سیاسی را به یهودستیزی متهم و دولت را موظف به توسعه و اجرای راهبرد‌هایی در مقابله با روند رو به رشد یهودی‌ستیزی در انگلستان و همچنین جامعه بین‌المللی نموده است.

گزارش حقوق بشر و دموکراسی 2014 به سفارتخانه‌ها و کمیسیون‌های مجلس تذکر داده است که هوشیار باشند زیرا در سراسر جهان یهودی‌ستیزی احیا و رو به افزایش است. طبق این گزارش، این دستورالعمل باید به اطلاع مقامات بریتانیا نیز می‌رسید. بنابراین مناقشه اسرائیل و فلسطین به سطح درگیری‌های مذهبی و نه صرفاً یک مناقشه ارضی تبدیل شده است. درواقع، نارضایتی‌های سیاسی معاصر به‌نوعی تحریک علیه یهودیان سوق پیدا کرده است. ایدئولوژی تندرو نقش اساسی در تبدیل خشم مسلمانان به توجیهی در تلاش آنان برای قتل‌عام یهودیان در سراسر جهان شده است. آنان اغلب به ترویج یهودی‌ستیزی و توطئه علیه یهود در خطبه‌های نماز، سخنرانی‌ها و بیانیه‌های خود از طریق اینترنت و رسانه‌های اجتماعی دست می‌زنند.

آنان به تبلیغ و ترویج نوعی تئوری توطئه که یهودیان (صهیونیست‌ها) در جهت کنترل رسانه‌ها و سیاست جهانی دست می‌زنند، روی آورده‌اند. آنان چنین تبلیغ می‌کنند که مسلمانان باید در برابر خیانت یهودیان مبارزه و به انقیاد یهودیان بر مسلمانان پایان دهند. دشمنی اسلام و یهود از لحظه‌ای که اسلام وارد مدینه شد شروع شده است... مسلمانان صدر اسلام از وجود یهودیان و نفوذ آنان ناراضی بودند. سید قطب نقش مهمی در توسعه اصول معاصر جهاد و جنبش‌های سلفی در مبارزه با یهود داشته است. متفکر برجسته شیخ یوسف القرضاوی نیز نمادی از ترکیب کلام ضد یهودی و یهودی‌ستیزی جدید شده است. محمد مرسی رئیس‌جمهور سابق مصر نیز یهودیان را به‌عنوان " خون‌آشام‌ها و فرزندان میمون و خوک " توصیف کرده بود. در ژوئیه 2014 اخوان‌المسلمین، اسرائیل را به‌عنوان "دشمن صهیونیستی " و " قاتلان پیامبران " مورد خطاب قرار داده بود. اخیراً حزب التحریر نیز نوشته بود که "یهودیان ترسو هستند و بدانید که آنان و دولت غاصب آنان در فلسطین با کمک و رحمت خداوند نابود خواهند شد."

ایران و حزب‌الله نیز به سیاست خارجی خصمانه و فعالیت‌های خود علیه جوامع یهودی در سراسر جهان ادامه می‌دهند. بااین‌حال هم‌اکنون ایجاد روابط حسنه میان بریتانیا و ایران ممکن است یک تحول مثبت در برخی از سیاست‌های منطقه‌ای ایران ایجاد نماید. با این وصف، ایران همچنان به حمایت از گروه‌های تندرو برای مقابله با قوم یهود، جوامع و شهروندان اسرائیلی در همه جهان ادامه می‌دهد.

رهبران ایران، به‌ویژه آیت‌الله خامنه‌ای، عملکرد یهودی ستیزانه خود را بر سیاست خارجی ایران استوار ساخته‌اند. رهبران ارشد ایران داعش را توطئه غرب و "صهیونیست‌ها" در تقسیم مناطق مسلمانان می‌دانند؛ اما باید هشیار بود که روابط دوستانه با ایران می‌تواند نوعی سازش با سیاست‌های افراط‌گرایانه حزب‌الله و حماس نیز باشد. حداقل از اواخر دهه 1980 ایران (عمدتاً از طریق نیروی قدس) و حزب‌الله به چند توطئه علیه مکان‌های یهودی و اسرائیلی در سراسر جهان دست‌زده‌ است.

آیت‌الله خامنه‌ای در موارد متعدد توصیه کرده است که به‌جای لفظ "صهیونیست‌ها " از لفظ دولت غاصب استفاده شود. رهبران ارشد ایران آشکارا اعلام کرده‌اند که داعش و دیگر سازمان‌های سلفی جهادی مخلوق صهیونیسم، اسرائیل و دولت‌های غربی هستند و پشتیبانی آنان از داعش به‌منظور تقسیم و تضعیف قدرت اسلام است. این دیدگاه در ادامه فعالیت‌های یهودی ستیزانه کلاسیک است. رئیس‌جمهور روحانی از خشونت‌های داعش در عراق به‌عنوان "مزدوران صهیونیست‌ها"، علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی داعش را به‌عنوان " نوعی کلاه‌برداری سیاسی در ایجاد یک شکاف مذهبی و در راستای حفاظت از منافع رژیم صهیونیستی" توصیف کرده و علی‌اکبر صالحی، اظهار داشته است که "تروریست‌های تکفیری فرزندان استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌المللی هستند."

بیانیه کریس بلانت رئیس کمیته امور خارجی مجلس عوام (17 آبان ماه 1395)

در پی انتشار گزارش مجلس در مورد اسلام سیاسی،کریس بلانت رئیس کمیته امور خارجی مجلس عوام در اقدامی غیرمعمول با صدور بیانیه‌ای گزارش دولت بریتانیا در مورد اسلام سیاسی و اخوان‌المسلمین را دارای نقایص جدی دانسته و انتخاب سفیر سابق بریتانیا، جان جنگینز برای رهبری این پژوهش را اشتباه و منحرف‌کننده دانسته است. وی این انتخاب را ضربه زننده به وجهه بریتانیا در قبال رویکرد منصفانه در این رابطه دانسته و اعلام داشته است که این اقدام دولت ضمن به زیر سؤال بردن اعتماد به کار وزارت خارجه، منجر به قالب شدن این تصور سعودی‌ها گردیده است که اخوان‌المسلمین گروهی تروریستی می‌باشد. درحالی‌که این کمیته با دولت موافق است که اخوان‌المسلمین را به‌عنوان یک سازمان تروریستی معرفی ننماید زیرا که این گروه درصدد دستیابی به اهداف خود از طریق خشونت نیست. بعلاوه در این گزارش می‌بایستی به حوادث پس از قتل‌عام اوت 2013 و نیز تداوم سرکوب‌ها در مصر و دیگر مناطق نیز اشاره و نفوذ ارتش در سیاست‌ها که در تضاد با ارزش‌های مصر می‌باشد مورد محکومیت قرار می‌گرفت.

خلاصه‌ای از بیانیه کمیته امور خارجی مصر

در هفته اول آذرماه 1395 یک هیئت مصری مرکب از 12 نماینده مجلس این کشور از کمیته امور خارجی به لندن سفر و با سیاستمداران و نمایندگان مجلس انگلیس در مورد اسلام سیاسی، ‌اخوان‌المسلمین و روابط مصر و انگلیس تبادل‌نظر نمود. این سفر 5 روزه در پاسخ به سفر 3 ماه قبل کمیته سیاست خارجی مجلس عوام انگلیس به مصر انجام شد. این هیئت با هدف هشدار در مورد جنبش‌های اسلام سیاسی که " مدعی قربانی و سرکوب بوده و از آن به‌عنوان پوششی برای گسترش و اشاعه فعالیت‌های خود در اروپای غربی استفاده می‌کنند " این سفرها را انجام داده است. این کمیته همچنین در 29 آبان ( 19 نوامبر) گزارش 10 صفحه‌ای را در ارتباط با گزارش منتشره کمیته سیاست خارجی در خصوص اسلام سیاسی صادر کرد.

بر اساس این بیانیه، مجلس مصر گزارش مجلس عوام انگلستان را کاملاً نادرست خوانده و ضمن حمله به سیاستمداران و نمایندگان اتحادیه اروپا و بریتانیا که از اسلام سیاسی دفاع کرده‌اند گفت:" این بیانه با هدف حمایت از اقدامات قانونی و امنیتی دولت مصر علیه اخوان و سازمان‌های شورشی و تروریستی وابسته به آن نبوده، بلکه هدف از این گزارش نشان دادن چهره واقعی اسلام سیاسی و حکومت یکساله اخوان‌المسلمین در مصر به جهانیان می‌باشد. لذا اروپا و غرب بایستی درک خود را از تمامی جنبش‌های اسلام سیاسی که مدعی کسب مجوز از خداوند برای اجرای قوانین آن در زمین و خلافت در جهان می‌باشند اصلاح نمایند. گزارش مجلس عوام تعمداً و به دلیل فقدان واقعیت‌های تاریخی منکر آن می‌شود که سازمان‌های تروریستی همچون القاعده، داعش، عزالدین قسام، جبهه النصره و انصار بیت‌المقدس ریشه‌اش در اخوان‌المسلمین است و اکثر رهبران این سازمان‌های تروریستی همچون القاعده که رهبر فعلی آن ایمان الظواهری است زمانی عضو اخوان‌المسلمین بوده اند. این گروه پدرخوانده تمامی تفکرات جهادی و سلفی گری است که در رویای ایجاد خلافت علیه غرب کافر است. همچنین مقایسه تجربه اخوان در مصر و تونس اشتباه بزرگی است.

مصر در نبرد مرگ و زندگی با این گروه می‌باشد که مادر تمامی جنبش‌های اسلام‌گرای رادیکال است و بسیاری از کسانی که حملات علیه امریکا و 11 سپتامبر را انجام دادند زیردست رهبران اخوان‌المسلمین دوره دیده‌اند و اخوان‌المسلمین در مصر صاحب بانک و سازمان‌های خیریه بوده و کمک‌های مالی را از ثروتمندان حامی خود در خلیج‌فارس (نام مجعول بکار رفته است) دریافت می‌کند.

ملاحظات:

ژنرال عبدل الفتاح السیسی رئیس‌جمهور مصر و دولت وی معمولاً انفجارات (ازجمله انفجار اخیر کلیسای قبطی ها در تاریخ 22 دی‌ماه 1394) و حملات تروریستی به ارتش به‌ویژه در شبه‌جزیره سینا را مرتبط با اخوان‌المسلمین دانسته و دولت مصر مدعی در اختیار داشتن اسنادی است که اخوان با گروه تروریستی داعش در ارتباط می‌باشد. السیسی در جریان سفر به امریکا و شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، در تاریخ 29 شهریورماه 1395 با دونالد ترامپ و مشاورین وی ازجمله مایکل فلین (مشاور فعلی امنیت ملی) دیدار و ضمن حمایت از وی همکاری‌های راهبردی دو کشور در زمینه‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی را مورد مذاکره قرار می‌دهد. ترامپ در این دیدار اعلام داشت که در صورت پیروزی از السیسی برای انجام سفر رسمی به امریکا دعوت و خود نیز متقابلاً از مصر دیدار خواهد نمود. السیسی پس از انتخاب ترامپ نیز تلفنی با وی صحبت نموده است. بخشی از این حمایت‌ها به نگرش منفی السیسی در قبال خانم هیلاری کلینتون باز می گردد. هیلاری کلینتون در زمان سمت وزارت خارجه به قاهره سفر و در دیدار 14 ژوئیه 2012 خود با محمد مرسی رئیس‌جمهور وقت از دولت مرسی حمایت و "از انتخاب وی به‌عنوان یک گام کلیدی در قبال مردم‌سالاری در این کشور راهبردی شمال افریقا یاد می‌کند." همکاری‌های دولت کلینتون به اشکال گوناگون ادامه و معاون کلینتون (توماس نیدز) نیز با ارسال نامه‌ای به مرسی خواستار همکاری دو کشور در قبال سوریه و ایران می‌شود.

جمع‌بندی:

در بریتانیا سه دسته تحلیل ایدئولوژیک، جغرافیایی و اجتماعی نسبت به اسلام سیاسی وجود دارد:

قائلان به ایدئولوژیک بودن اسلام سیاسی، معتقد هستند که درهرصورت، درون اسلام گروه‌هایی بر مبنای ایدئولوژی، متعهد به خشونت، تروریسم و خلافت اسلامی هستند. این گروه، تعامل سریع با کشورهایی همچون عربستان را آینده دار نمی‌دانند و ترجیح را بر ایفای نقش در قالب جامعه بین‌المللی در نقش حامی مردم‌سالاری جدید با طعم و رنگ اسلامی می‌دانند. نظر آن‌ها در مورد اخوان‌المسلمین نیز بدین گونه است که این گروه "در تمامی سطوح به‌طور مکرر از حملات حماس علیه اسرائیل ازجمله حملات انتحاری دفاع کرده است و جمع‌آوری پول برای حماس را تسهیل می‌کند." همان‌طور که "رهبران اخوان مصر و اردن از نزدیک با یکدیگر مرتبط می‌باشند. ارتباطات وسیع‌تری با اخوانی‌های سرتاسر منطقه وجود دارد و مقامات ارشد اخوان طبق رویه همچنان از لحن بد و ضد یهودی استفاده می‌کنند." برخی از رهبران اخوان مدعی هستند که "حملات 11 سپتامبر ساخته‌وپرداخته خود امریکا بوده و به‌اصطلاح جنگ علیه تروریسم بهانه‌ای برای حمله به مسلمانان است."

گروه دوم جنبش‌های کشورهای منطقه را به‌هیچ‌وجه ایدئولوژیک نمی‌دانند و جنبش‌های تونس و مصر را برآمده از نابرابری‌های اجتماعی می‌بینند. این دسته، ظهور داعش را نیز بر اساس فراهم نشدن فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی احزاب سنی در عراق و سوریه می‌داند. از سال 2001 انجمن اسلامی بریتانیا و جامعه اسلامی بریتانیا از اخوان‌المسلمین و تفکر اخوانی فاصله گرفته و از ارزش‌های بریتانیا حمایت و می‌تواند مدعی باشد که اولین سازمان اسلامی است که از جنبش اخوان‌المسلمین بریتانیا خارج شده است. همچنین بسیاری از نظریه‌پردازان در داخل اخوان‌المسلمین و حزب آزادی و عدالت در مصر بر این باورند که تا حدی که می‌شود با ایالات‌متحده، انگلستان و حتی اسرائیل همکاری‌هایی داشته باشند. در خصوص غزه نیز شاهد بودیم، آن‌ها حاضر به فشار بر حماس برای توقف جنگ با اسرائیل به‌منظور دلجویی از ایالات‌متحده شدند.

اما گروه سوم قائلان به جغرافیایی بودن اسلام سیاسی هستند که، آن را عبارتی کلی برای در برگرفتن تمامی احزاب سیاسی، گروه‌ها و سازمان‌های فعال پشت‌صحنه می‌دانند. لذا بریتانیا در این رویکرد، اسلام سیاسی در خاورمیانه را تقریباً پذیرفته و آن را امری پایدار می‌داند و با توجه به ذینفع بودن بریتانیا در کشورهای منطقه، سعی به حفظ روابط و نفوذ بیشتر در این کشورها را در دستور کار دارد. تنها ملاحظه این گروه، عمق روابط بریتانیا با کشورهای اسلامی است. بریتانیا با اعتمادسازی در منطقه، در پی پیشبرد دستور کار خود است. درنتیجه، بریتانیا با این رویکرد، سعی می‌کند از گروه‌های سنی گرفته تا برخی گروه‌های شیعه همچون حزب حاکم در عراق در تماس بوده و به مخالفین بحرین نیز توجهاتی دارد و البته به روابط دیپلماتیک جدید با ایران نیز چشم دوخته است.

بریتانیا، ایجاد مدل حکومتی اسلام‌گرایی همانند مدل حکومتی اخوان‌المسلمین و یا مدل حکومتی سکولار در خاورمیانه را  بعید می‌داند و تنها سعی در جهت‌دهی به این حکومت‌ها در جهت منافع خود است. بریتانیا به دنبال راه‌های نفوذ به روش اعمال فشار مستمر بر جنبش‌های اسلام‌گرا، به‌خصوص نخبگان آن‌ها می‌باشد تا از این طریق بتواند آن حرکت‌های اسلامی را به سمت نظم (به‌اصطلاح) جهانی و طرفداری از غرب بکشاند. منتهی در این راستا، بریتانیا کثرت‌گرایی در مناطق اسلامی را در قالب منافع خود نمی‌داند و ازجمله آن می‌توان به تهدیدانگاری ایران برای اهل سنت و ایجاد اختلاف‌های درونی اهل سنت اشاره کرد.

سفر نخست‌وزیر بریتانیا، خانم ترزا می به این منطقه و نشان دادن بریتانیا به‌عنوان حامی سنتی منطقه و کشوری که می‌تواند از کشورهای عربی حفاظت کند حاکی از همین جریان است درحالی‌که اگر بستر تاریخی اخوان‌المسلمین را نگاه کنیم "کمتر شاهد لفاظی های ضد شیعه هستیم؛ اما این موضوع در طول ریاست جمهوری مرسی تغییر کرد".

از طرفی بریتانیا سعی می‌کند با ایجاد "احساس" بحران و تهدید در جهان اهل سنت، موجب برانگیخته شدن خشم و نارضایتی آن‌ها شود و از این طریق منافع خود را کسب نماید. به‌عنوان‌مثال، غرب بدون توجه به نقش اشغالگری خود در منطقه بخصوص اشغال عراق در زمان دولت بوش و تونی بلر و فراهم شدن بستر افراط گری و همچنین تزریق تروریسم به این منطقه، تنها نبود آزادی‌های اجتماعی و تضییع حقوق اقلیت سنی را عامل به وجود آمدن داعش می‌دانند و این‌گونه تعبیر می‌کنند که بسیاری از اهل سنت داعش را جنبشی اصلاح‌گر و افراطی می‌دانند که در پاسخ به انحطاط اخلاقی در نظام عربی" به وجود آمده است.




[1] Crispin Blunt

[2] Ann Clwyd

[3] John Baron

[4] Mike Gapes

[5] Mark Hendrick

[6] Yasmin Qureshi

[7] Andrew Rosindell

[8] Nadhim Zahawi

[9] Tobias Ellwood

[10] Neil Crompton

[11] John Jenkins

[12] Farr

[13] Abu Al’a Mawdudi

[14] ‌Islamic Society of Britain (ISB)

[15] Muslim Association of Britain (MAB)

[16] Muslin Council of Britain (MCB)

[17] R4BIA

[18] Interpal

[19] Federation of Islamic Organisation in Europe

[20] The Islamic Forum for Europe (IFE)

[21] RESPECT

[22] Alastair Crooke

[23] Ibn Taymiyya

[24] Matthew J. Nelson

[25] Deobandi party

[26] Ziya Meral

[27] Written Evidence from Mr Steven Merley (ISL0006)

[28] Written evidence from the APPG for International Freedom of Religion or Belief (ISL0023)

[29] Written evidence from the Counter Extremism Project UK (ISL0011)

[30] Written evidence from the Community Security Trust (CST) (ISL0020)

[31] تولیت امنیت اجتماع در حقیقت نهادی تحت نام خیریه برای حفظ امنیت بهودیان ساکن بریتانیا در سال 1994

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

گزارش موارد نقض حقوق بشر توسط بریتانیا

۱۳۹۷/۱/۱۲

بررسی عملکرد موسسه ایران‌شناسی بریتانیا (BIPS)

۱۳۹۶/۶/۱۳

متغیرتقسیم، تفوق و فرقه سازی جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا

۱۳۹۶/۳/۲۴

جدایی احتمالی ایرلند شمالی از بریتانیا؛ ابعاد و عواقب احتمالی آن برای بریتانیا و اتحادیه اروپا

۱۳۹۶/۲/۳۱

پایگاه‌های نظامی و اطلاعاتی انگلستان در قبرس و نقش آن در تحولات منطقه

۱۳۹۵/۱۲/۷

اسلام سیاسی در خاورمیانه از نگاه بریتانیا؛ با محوریت فعالیت‏های اخوان‌المسلمین

۱۳۹۵/۱۲/۳

بریتانیای خارج از اتحادیه اروپا و ترامپ:ازدواج مصلحتی و ضرورت ناگزیر بازنگری در روابط ویژه فرا آتلانتیک

۱۳۹۵/۱۲/۳

مواضع متناقض دولت بریتانیا در قبال انتخابات اخیر امریکا

۱۳۹۵/۹/۳

ملاحظاتی در خصوص نقش بریتانیا در جنگ اقتصادی علیه داعش

۱۳۹۵/۸/۱

خلاصه گزارش چشم‌انداز وزارت امور خارجه بریتانیا

۱۳۹۵/۷/۳

نگاهی به انجمن بریتانیایی فابیان و فعالیت های آن در ارتباط با خاورمیانه

۱۳۹۵/۶/۱۷

خروج بریتانیا: بازی با حاصل جمع صفر یا بازی باخت – باخت

۱۳۹۵/۶/۸

تأثیر سیاست خارجی روسیه بر امنیت بریتانیا و متحدان آن

۱۳۹۵/۶/۶

چرایی برکسیت و آینده بریتانیا در نظام بین الملل: نگاهی اکتشافی

۱۳۹۵/۵/۶

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا: تأثیرات جهانی و منطقه‌ای و روابط با جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۴/۲۶

گزارش چیلکات یا لاپوشانی جرایم جنگی بریتانیا در عراق

۱۳۹۵/۴/۲۳

بهار بریتانیایی اتحادیه اروپا

۱۳۹۵/۴/۵

بررسی موقعیت و نقش جزیره دیگو گارسیا

۱۳۹۵/۳/۱

زوال سیاست خارجی اخلاقی در دولت بریتانیا

۱۳۹۴/۱۱/۱۳

واکاوی نقش بریتیش کانسیل به عنوان بازوی فرهنگی بریتانیا در جهان و ایران

۱۳۹۴/۱۰/۲۰

انتخابات ریاست حزب کارگر بریتانیا

۱۳۹۴/۷/۱۹

تحلیلی بر گزارش ایندیپندنت از "مبارزه تا تظاهر" غربی‌ها در قبال داعش

۱۳۹۴/۷/۱۱

مجادلات جدید بریتانیا و اسپانیا بر سر جبل الطارق

۱۳۹۴/۶/۱۱

ابعاد و عواقب جدایی احتمالی اسکاتلند برای بریتانیا و اتحادیه اروپا و حساسیت موضوع برای جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۶/۱۰

بررسی مشارکت رأی‌دهندگان اسکاتلندی در انتخابات گوناگون بریتانیا

۱۳۹۴/۵/۲۵

روابط عربستان سعودی و بریتانیا

۱۳۹۴/۵/۲۵

بررسی افراط‌گرایی و پراکندگی تروریسم 10 سال پس از بمب گذاری لندن

۱۳۹۴/۴/۱۶

پدیده داعش و سیاست خارجی بریتانیا

۱۳۹۴/۴/۱۵

کاهش رو به رشد نقش ملموس بریتانیا در جهان

۱۳۹۴/۳/۲

روابط دوجانبه بریتانیا و بحرین در پرتوی سفر پادشاه بحرین به بریتانیا

۱۳۹۴/۲/۳۰

انتخابات بریتانیا و عملکرد حزب ملی اسکاتلند

۱۳۹۴/۲/۲۲

معضلات همه‌پرسی برای انگلستان

۱۳۹۴/۲/۲۱

فرصت طلبی فرانسه و قرار گرفتن به جای انگلیس به عنوان نزدیک ترین متحد کشورهای خلیج فارس

۱۳۹۴/۲/۱۶