ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > ایالات متحده آمریکا > راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۲/۳ تعداد بازدید: 474

مجموعه‌ای از موارد سبب شده است که سوریه همیشه جایگاه قابل‌توجهی در دستگاه سیاست خارجی آمریکا داشته باشد؛

ازجمله این موارد می‌توان به همسایگی سوریه با اسرائیل و تأثیرپذیری اسرائیل از تحولات سوریه، روند مذاکرات اعراب و اسرائیل ، ارتباطات و همکاری سوریه با ایران ، نقش سوریه در  لبنان و همراهی این کشور با حزب‌الله،  ادعای امریکا مبنی بر مقابله با اشاعه‌ی تسلیحات شیمیایی و هسته‌ای در سوریه و تأثیر آن بر امنیت اسرائیل ، مخالفت سوریه با اشغال عراق توسط ایالات‌متحده اشاره کرد.

نگارنده: مصطفی صبوری

مقدمه:

مجموعه‌ای از موارد سبب شده است که سوریه همیشه جایگاه قابل‌توجهی در دستگاه سیاست خارجی آمریکا داشته باشد؛ ازجمله این موارد می‌توان به همسایگی سوریه با اسرائیل و تأثیرپذیری اسرائیل از تحولات سوریه، روند مذاکرات اعراب و اسرائیل ، ارتباطات و همکاری سوریه با ایران ، نقش سوریه در  لبنان و همراهی این کشور با حزب‌الله،  ادعای امریکا مبنی بر مقابله با اشاعه‌ی تسلیحات شیمیایی و هسته‌ای در سوریه و تأثیر آن بر امنیت اسرائیل ، مخالفت سوریه با اشغال عراق توسط ایالات‌متحده اشاره کرد. در بسیاری از موارد مزبور دولت بشار اسد برخلاف نظر آمریکا به بازیگری پرداخته است به همین دلیل  دولت بشار اسد هیچ‌گاه گزینه‌ی دلخواه سیاست خارجی ایالات‌متحده در سوریه نبوده است. بنابراین سیاست خارجی ثابت  ایالات‌متحده در قبال سوریه پیش از شروع جنگ داخلی در این کشور ذیل دوگانه‌ی «  تلاش برای طرد و تحریم سوریه در سطح بین‌الملل از یک‌سو و تمایل برای همکاری و استفاده از ظرفیت‌های سوریه در موضوعات منطقه‌ای» پیگیری گردید. به‌موازات شروع ناآرامی‌ها و جنگ داخلی  در سوریه سیاست خارجی  ایالات‌متحده دچار تغییر و دگردیسی گردید بااین‌حال در عرصه‌ی سیاست اعلامی یک مسیر و در سیاست اعمالی مسیر دیگری را پیمود. در بعد سیاست اعلامی این کشور رسماً تمایل خود را برای برکناری بشار اسد از قدرت اعلام کرد و  کنگره نیز؛ در قانون تخصیص بودجه‌ی مالی سال 2014[1] اقتدار دستگاه اجرایی برای کمک به مخالفان دولت مرکزی سوریه را به‌طور قابل‌توجه ای افزایش داد. ایالات‌متحده اهداف اعلامی خود در قبال آینده‌ی سوریه را این‌چنین تبلیغ می‌کند:

الف: ایجاد حکومتی مبتنی بر نمایندگی و پاسخ‌گو؛ براندازی دولت بشار اسد میان نیروهای داخلی در سوریه؛

ب: توسعه‌ی نقش زنان در مذاکرات سازش به‌منظور پایان فرایند خشونت و شروع دوران گذار سیاسی؛

ج: اجرای فرایند سیاسی که دموکراتیک، شفاف و  ملزم به حاکمیت قانون باشد؛

د: افزایش مشروعیت مخالفان سوری از طریق برنامه‌هایی در سطح نظام بین‌الملل؛

خ: مقابله با افراط‌گرایی؛

ر: پیگیری تخلفات حقوق بشری در خاک سوریه؛

راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه

بااین‌حال آنچه ایالات‌متحده در عرصه‌ی عمل دنبال کرد را می‌توان تحت عنوان تلاش برای موازنه سازی میان  بازیگران داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی و خودداری از  مداخله‌گرایی مستقیم نظامی در سوریه دانست. به نظر نمی‌رسد که اتخاذ راهبرد عدم‌مداخله مستقیم نظامی و متوسل شدن به موازنه سازی‌های داخلی و بین‌المللی توسط ایالات‌متحده صرفاً تصمیمی از سر استیصال یا افول مبانی قدرت این کشور باشد (گرچه کاملاً بی‌ارتباط هم نیست و کاهش قدرت آمریکا به‌ویژه در بعد اقتصادی ؛ توان و تمایل آمریکا برای آغاز اقدامات مداخله گرایانه مستقیم و یک‌جانبه را کاهش داده است و این‌یک روند ساختاری است) بلکه به نظر یک استراتژی هدفمند است که ریشه در سه استدلال دارد:

الف) فقدان جایگزین مطلوب برای بشار اسد درصورتی‌که داعش در محیط داخلی سوریه بازیگری مهم به شمار می‌آید. خلع بشار اسد از قدرت عملاً به‌منزله‌ی کنترل دولت مرکزی سوریه به دست افراط‌گرایانی مانند داعش است که می‌تواند سبب اشاعه‌ی ناآرامی‌ها به اسرائیل و دیگر متحدان منطقه‌ای و نهایتاً کل سیستم بین‌المللی شود.

ب) جنگ داخلی سوریه و فرسایشی شدن آن نهایتاً به کاهش توان رقبای  چون روسیه و ایران می‌انجامد و از فعال شدن توان بالقوه‌ی این رقبا در عرصه‌هایی که منافع حیاتی ایالات‌متحده به آن گره‌خورده است جلوگیری می‌کند. ایالات‌متحده بدون صرف هزینه‌ای، راهبرد جدید خود را که مبتنی بر موازنه سازی‌های منطقه‌ای محلی است را اعمال می‌کند و توان و فرصت خود را برای بازسازی قدرت خود مصروف می‌دارد.

ج) پیش روی و قدرت گیری داعش و دیگر گروه‌های سلفی با هزینه رقبایی مانند روسیه و ایران کنترل خواهد شد. ریشه این تفکر در آن است که اساساً ایالات‌متحده قدرت گیری داعش را به‌عنوان یک بازیگر غیرعقلانی مطلوب نمی‌داند و در پی کنترل آن است. 

نتیجتاً راهبرد عدم‌مداخله و متوسل شدن به موازنه سازی‌های داخلی و بین‌المللی میراث عملی اوباما در سوریه بوده است که اولاً باسیاست‌های اعلامی کاخ سفید تفاوت دارد و ثانیاً مسبوق به سابقه است. به این معنا که امریکا در دوران اوج قدرت خود نیز این سیاست را برگزیده است.

برای مثال ایالات‌متحده از مداخله در کامبوج و مقابله با گروه مائوئیست‌های خِمِرهای سُرخ[2] در این کشور خودداری کرد و نهایتاً حکومت کمونیست ویتنام به‌عنوان دشمن آمریکا هزینه‌ی برکناری رژیم پول پوت از قدرت را پرداخت کرد. [3] علاوه براین، ایالات‌متحده در افغانستان نیز با تجهیز مجاهدان افغان و حمایت از نیروهای مخالف شوروی به فرسایشی کردن جنگ افغانستان مبادرت ورزید و این سیاست هزینه‌های بسیاری را بر اقتصاد شوروی وارد کرد و نهایتاً یکی از عوامل اصلی فروپاشی شوروی بوده است. 

در حال حاضر اوباما آخرین روزهای زمام داری خود بر کاخ سفید را طی می‌کند و فرایند انتقال قدرت به ترامپ آغازشده است؛ با توجه به مسائل مطروحه این سؤال اساسی مطرح می‌شود که:

1. ترامپ چه گزینه‌های احتمالی را در سوریه پیگیری خواهد کرد و این سیاست چه تأثیری بر منافع ملی ایران خواهد داشت؟

به نظر می‌رسد که پیروزی دولت ترامپ در انتخابات آمریکا مولود واکنش جامعه‌ی سفیدپوست و محافظه‌کار امریکا به گسترش یک جامعه‌ی چند فرهنگی - قومیتی ازیک‌طرف و نارضایتی طبقات متوسط و پایین جامعه آمریکا از تعدیات لجام‌گسیخته‌ی سرمایه‌داری بین‌الملل گراست که ترامپ هوشمندانه از این دوگانگی‌ها سود برد و به بازیگر برنده‌ی میدان سیاست آمریکا بدل شد.   بااین‌حال نباید انتظار داشت که ترامپ بر اظهارات انتخاباتی خود کاملاً وفادار بماند و  بر ضد راهبرد کلان و همیشگی امریکا که مبتنی بر «تلاش برای حفظ نظم آمریکایی با تمام مشخصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی» آن است ؛ انقلابی ساختارشکنانه انجام دهد. در حال حاضر مهم‌ترین چالش نظم مدنظر ایالات‌متحده در جهان چین است که ریشه در قدرت اقتصادی این کشور دارد. بنابراین فشارها و محدودیت‌های ساختار در حال تغییر و پویا امریکا را وادار می‌سازد که راهبرد کلان خود را همچنان بر موازنه با چین متمرکز کند و از نزدیکی چین، روسیه و دیگر کشورهای ناراضی نظم موجود ازجمله ایران و کره شمالی جلوگیری کند. بنابراین روابط ترامپ با دیگر کشورها اساساً بر مبنای همین راهبرد کلان قابل‌فهم خواهد بود.  به نظر می‌رسد که روابط با روسیه بهتر از روابط اوباما با روس‌ها خواهد بود. بنابراین راهبرد ترامپ در سوریه و نهایتاً آینده کشور سوریه تا حدودی ذیل چانه‌زنی، تعامل و بده بستان‌های سیاسی آمریکا و روسیه  قابل‌فهم خواهد بود. عطف به مسائل مزبور سه گزینه محتمل  می‌تواند ماحصل چانه‌زنی آمریکایی‌ها و روس‌ها باشد.

الف) گزینه‌ی اول ترامپ؛ همکاری با روس‌ها بر سر بقای بشار اسد بر قدرت و پاک‌سازی داعش

ترامپ در اولین اظهارنظر رسمی خود بعد از پیروزی در انتخابات به این مسئله اشاره می‌کند که " من در قبال سوریه نظر متفاوتی با بسیاری دیگر از افراد دارم. من فکر می‌کنم که شما (دستگاه سیاست خارجی اوباما) با سوریه می‌جنگید و سوریه با داعش در حال مبارزه است و شما باید از دست داعش خلاص شوید. روسیه نیز هم‌اکنون کاملاً با سوریه متحد است و از طرف دیگر شما با ایران روبه‌رو هستید که درنتیجه‌ی سیاست‌های (اشتباه) اوباما  قدرتمند شده است و متحد سوریه است. در حال حاضر امریکا از شورشیان حمایت می‌کند درحالی‌که از چیستی آن‌ها تصوری ندارد" ترامپ در این اظهارات در لفافه به این مسئله اشاره می‌کند که ایالات‌متحده در دوران زمام داری او بر کاخ سفید؛ تمرکز خود را بر همکاری با روس‌ها، مبارزه با داعش و ایضاً همکاری با بشار اسد متمرکز خواهد ساخت." بنابراین علیرغم بیانات رسمی ترامپ پیگیری این گزینه توسط آمریکا دچار محدودیت‌های اساسی است که اتخاذ آن توسط ترامپ را با محدودیت روبه‌رو می‌کند.

1. لزوم توجه به دیدگاه متحدان  اروپایی – خاورمیانه‌ای

در حال حاضر ایالات‌متحده در جایگاهی از هرم قدرت قرار ندارد که خواست خود را بدون در نظر گرفتن منافع متحدانش بر آن‌ها تحمیل کند. به‌عبارتی‌دیگر اتحادیه‌ی اروپا به‌مثابه‌ی یک کلیت، اعضای اتحادیه‌ی اروپا به‌صورت منفرد و حتی کشورهایی مانند ترکیه و عربستان سعودی تا جایی با آمریکا همراهی می‌کنند که حداقل بخشی از منافع و خواسته‌هایشان توسط آمریکا پیگیری شود. بنابراین راهبرد ترامپ در سوریه نیز لاجرم نیازمند تأیید خواست بخشی از متحدان امریکا است. درحالی‌که متحدان اروپایی از نزدیکی روس‌ها به ایالات‌متحده نگران‌اند. نزدیکی روسیه به امریکا می‌تواند ازیک‌طرف به حذف و یا کاهش نقش اتحادیه‌ی اروپا در معادلات جهانی بیانجامد و از طرف دیگر اروپایی‌ها را نسبت به قدرت فزاینده‌ی روس‌ها و نادیده انگاشته شدن اتحادیه اروپا توسط ترامپ در مقابل این قدرت نوظهور  بیمناک سازد. متحدان خاورمیانه‌ای آمریکا ازجمله ترکیه، عربستان، اسرائیل و قطر نیز بقای اسد را مساوی باقدرت گیری ایران می‌دانند از این گزینه راضی نخواهند بود. بنابراین  متقاعد کردن شرکای منطقه‌ای امریکا برای ترامپ هزینه آور خواهد بود.

2. مطرح‌شدن دوباره‌ی  روس‌ها؛ کشش ژئوپلیتیک اروپای غربی و سیاست همراهی اروپای شرقی

علیرغم اینکه روسیه ازنظر اقتصادی در جایگاه روبه افولی قرار دارد و اقتصاد تک‌محصولی و وابسته به انرژی این کشور توان مانور دهی روس‌ها را در عرصه‌ی جهانی کاهش داده است بااین‌حال به دلایلی ازجمله سابقه‌ی ابرقدرتی و میراث فرهنگی اتحاد جماهیر شوروی،  میل رهبران این کشور به‌ویژه پوتین برای اعاده‌ی نقش روس‌ها در نظام بین‌الملل و  قدرت نظامی قابل‌توجه روس‌ها این کشور به‌صورت مقطعی می‌تواند در نظام بین‌الملل مطرح شود. این مسئله فی النفسه می‌تواند سه خطر را برای آمریکا به همراه داشته باشد.

‌أ.         پیروز شدن روس‌ها در جنگ سوریه و مطرح‌شدن این کشور می‌تواند گرایشات روس طلبانِه را در سطح رهبران اروپای شرقی تقویت کند و آن‌ها را به اتخاذ سیاست همراهی[4] با روس ها متمایل کند.

‌ب.     کشورهای اروپای غربی  را به این نتیجه برساند که ایالات‌متحده قصد حمایت از آن‌ها در مقابل روس‌ها را ندارد و به ارزش‌ها و آرمان‌های مشترک وفادار نیست این مسئله سبب می‌شود که کشورهای اروپای غربی به ایجاد روابط متعادل و مستقلانه با روس‌ها بپردازند و نتیجتاً از ترس دشمن به خود دشمن پناه ببرند. قرابت ژئوپلیتیکی روسیه و اتحادیه‌ی اروپا که حول محور انرژی قابل‌فهم است محرک این تصمیم اتحادیه‌ی اروپا خواهد بود. 

‌ج.      کشورهایی مانند چین و روسیه را به ضعف آمریکا  معترف می‌سازد و آن‌ها را به اتخاذ تصمیمات مخالف با امریکا و نادیده انگاری امریکا در دیگر بحران‌های بین‌المللی تشویق می‌کند. به‌عبارتی‌دیگر اعتبار امریکا در جهان خدشه‌دار می‌شود.

3. تقویت جایگاه ایران و نیروهای شیعی در منطقه

در صورت بقای بشار اسد بر قدرت، ایران می‌تواند در محیط منطقه‌ای خاورمیانه قدرت مانور دهی بیشتری داشته باشد  و این مسئله فی‌نفسه نه مطلوب آمریکا است و نه مطلوب رقبای ایران در منطقه خاورمیانه. افزایش قدرت ایران در منطقه نهایتاً  رقبای ایران و متحدان منطقه‌ای امریکا را وادار خواهد ساخت که تمام امکانات خود را برای مقابله با ایران بسیج کنند. عربستان سعودی و اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس ازیک‌طرف، اسرائیل و ترکیه از طرف دیگر هرگونه افزایش قدرت ایران در منطقه را تهدید برای خود تلقی می‌کنند و این مسئله می‌تواند به افزایش رقابت و تنش در محیط منطقه‌ی خاورمیانه بدل شود و ثبات بازار انرژی ، ثبات سیاسی متحدان و فعال شدن اسلام سیاسی مخالف آمریکا را در پی داشته باشد.

ب) گزینه‌ی دوم ترامپ؛ ادامه‌ی میراث اوباما در فرسایشی کردن جنگ و تضعیف هم‌زمان رقبا

این راهبرد علیرغم اینکه ظرفیت‌های زیادی برای امریکا دارد دچار نقاط ضعفی و محدودیت‌هایی نیز هست که می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1) احساس تهدید بیشتر ترامپ از جانب اسلام سیاسی نسبت به اوباما

ترامپ ازنظر روان‌شناختی نسبت به اوباما ترس بیشتری از جانب اسلام سیاسی احساس می‌کند. بنابراین مقابله با آن را ضروری می‌داند. اوباما بر این باور بود که اسلام سیاسی و گروه‌های تروریستی پدیده‌ی داخلی جهان اسلام هستند و نمی‌توانند منافع ملی امریکا را تهدید کنند بنابراین هزینه کردن امریکا برای مقابله با آن‌ها نه ضرورتی دارد و نه فوریت؛ درحالی‌که ترامپ تهدید از جانب اسلام سیاسی را جدی می‌داند و معتقد است که به وجود آمدن تروریست‌ها در جهان اسلام نتیجه‌ی ضعف سیاست‌های امریکا است که سریعاً باید با آن‌ها مقابله کرد. از طرف دیگر  اوباما از یک تیپ شخصیتی پیچیده برخوردار بود و دنیا را سفید یا سیاه نمی‌دید بنابراین در استفاده از منابع قدرت آمریکا نیز از پیچیدگی برخوردار بود و  بر ابزارهای چندگانه مانند اقتصاد، دیپلماسی، عملکرد چندجانبه تکیه می‌کرد و در دستیابی به منافع کلان امریکا صبر و آینده‌نگری بسیار زیادی داشت.  درحالی‌که تیپ شخصیتی ترامپ  قرابت بیشتری با بوش دارد و جهان را اساساً سیاه‌وسفید می‌بیند. اسلام سیاسی و تروریسم ازنظر ترامپ آن بخش سیاه جهان است که سریعاً می‌باید معدوم شود. این سادگی در شخصیت ترامپ در استفاده از ابزارهای قدرت آمریکا نیز تأثیرگذار خواهد بود بنابراین ترامپ نمی‌تواند به‌خوبی از ابزار تحریم و دیپلماسی استفاده کند و در دستیابی به منافع امریکا از صبر و دوراندیشی کمتری برخوردار است.

2) ادامه‌دار شدن بحران پناهندگان و افزایش متغیرهای آشوب زا در سیستم

طولانی شدن بحران سوریه می‌تواند به افزایش  بحران پناهندگان منتج شود و بر نظم در سیستم بین‌الملل تأثیر منفی بگزارد. بحران پناهندگان بیش از همه اروپا را درگیر می‌کند که در سال 2015 و 2016 شاهد آن بود. این مسئله در کوتاه‌مدت می‌تواند فشارهای اقتصادی را بر کشورهای اروپایی وارد می‌کند در میان‌مدت مسئله‌ی جذب آن‌ها در فرهنگ لیبرال را سبب شود و در بلندمدت به روی کار آمدن جناح‌های راست و پوپولیستی در کشورهای اروپایی منتج شود و تعداد افراد بی‌وطن در سیستم بین‌الملل را مطرح کند.

3) نیاز امریکا به  روس‌ها و عدم تمایل به حذف روس‌ها

ایالات‌متحده در بسیاری از عرصه‌ها نیازمند همکاری با روس‌ها است. بنابراین این خطر وجود دارد که ایالات‌متحده اگر به حذف روس‌ها ادامه دهد باب مذاکره در بسیاری از عرصه‌ها که ایالات‌متحده را به روس‌ها نیازمند کرده است ببندند. یکی از عرصه‌های مهم که امریکا نیازمند دیالوگ با روس‌ها است به عرصه‌ی امنیت هسته‌ای و جلوگیری از اشاعه‌ی هسته‌ای مربوط می‌شود. علاوه بر این تلاش برای تضعیف هر چه بیشتر روسیه می‌تواند سبب فرو غلتیدن این کشور به دامان نیروهای مخالفی چون ایران و احیاناً چین (درصورتی‌که تصمیم بگیرد به یک نیروی ناراضی بدل شود) شود.

4) احتمال قوی پیروزی روسیه، ایران و دولت بشار است در جنگ داخلی

با آزاد شدن حلب موازنه‌ی داخلی در سوریه به نفع اتحاد روسیه-ایران – بشار  تغییر کرده است و این اتحاد توانسته است که در نبردهای زمینی دست بالا را داشته باشند بنابراین در صورت ادامه‌ی شرایط فعلی، جنگ داخلی در سوریه احتمالاً به‌صورت طبیعی به نفع اتحاد روسیه-ایران – بشار  پایان خواهد یافت.

ج‌)    گزینه‌ی سوم ترامپ متأثر از بازیگری روس‌ها باکارت سوریه

سومین گزینه که احتمال دارد ترامپ در سوریه انتخاب کند متأثر از  استراتژی روس‌ها برای استفاده از کارت سوریه برای کسب امتیازخواهی در دیگر مناطق است. حذف هم‌زمان بشار اسد از قدرت - جایگزینی آن با نیروهای داخلی انتخاب‌شده، انهدام داعش و نیروهای افراطی می‌تواند از عناصر اساسی این راهبرد باشد. به نظر می‌رسد که روسیه منافع اساسی خود را حول محورهایی چون بازگشت به اقتصاد بین‌الملل و رؤیای بازسازی اقتصادی، سیاست همسایگی روس‌ها، هراس از هژمونی اوراسیایی چین مفصل‌بندی کرده است و دستیابی به نتایجی قابل‌توجه در این عرصه‌ها را بر  اتحاد با سوریه اولی می‌داند و تلاش می‌کند که در این عرصه‌ها از امریکا امتیاز کسب کند.

   - بازگشت به اقتصاد بین‌الملل و رؤیای بازسازی اقتصادی

روسیه در شرایط ضعف اقتصادی به سر می‌رود. تحریم‌های اتحادیه اروپا و ایالات‌متحده نیز فشار اقتصادی بر این کشور را افزایش داده است. به همین خاطر روس‌ها خواهان لغو این تحریم‌ها و بازسازی اقتصاد داخلی خود هستند و این مسئله اهمیت بیشتری نسبت به‌صرف پیروزی ژئوپلیتیک در سوریه دارد. ائتلاف فعلی  سوریه و دولت بشار اسد و همچنین ایران مصداق واقعی ائتلاف و اتحادهای رئالیستی است که مشخصه‌ی اصلی آن فراریت و ناپایداری است. 

   - سیاست همسایگی روس‌ها

سیاست ثابت روسیه بر حفظ حضور اروپای شرقی است که آن را منطقه‌ی نفوذ خود می‌داند. به همین دلیل است که روس‌ها پذیرش مشروعیت الحاق کریمه و پایان دادن به توسعه‌ی ناتو و امکان افزایش مراودات اقتصادی با اروپای شرقی و مراودات انرژی با کل قاره‌ی اروپا را هدف اصلی خود می‌دانند.

   - هراس از هژمونی اوراسیایی چین

چین و روسیه در منطقه‌ی اوراسیا گرایش ذاتی به تضاد دارند به‌طوری‌که روس‌ها از افزایش فعالیت چینی‌ها در اوراسیا هراس دارند و این منطقه را منطقه‌ی نفوذ خود می‌دانند که رؤیای بازسازی دوباره‌ی آن در ذهن بسیاری از رهبران روسیه قرار دارد.  بنابراین روسیه نیز از قدرت گیری چینی‌ها در این منطقه راضی نخواهند بود بنابراین همکاری با اروپا و امریکا برای کنترل چین از اهداف طبیعی روس‌ها است.

با نظر افکندن در سه گزینه‌ی مزبور می‌توان دریافت که اگر دونالد ترامپ سومین گزینه را انتخاب کند بیشترین خطر احتمالی برای منافع ایران را در پی خواهد داشت. در صورت انتخاب گزینه‌ی اول دقیقاً منافع ایران در سوریه را تأمین می‌کند و گزینه‌ی دوم گرچه ایران را تحت‌فشار اقتصادی قرار خواهد داد بااین‌حال تحت جدی برای ایران به همراه نخواهد داشت زیرا از یک‌سو ایران و روسیه در محیط داخلی سوریه جایگاه مناسبی دارند و توان این را دارند که به جنگ داخلی سوریه به نفع خود پایان دهند و از طرف دیگر هزینه‌های فعالیت در سوریه برای  ایران و روس‌ها سرشکن می‌شود. اما در گزینه‌ی سوم ایران بیشترین ضرر را متحمل می‌شود و مهم‌ترین تهدید برای ایران به شمار می‌آید. در این عرصه است که ایران تدبیری نیندیشیده است و سیاست حکم می‌کند که دستگاه سیاست خارجی ایران تدبیرهایی را برگزیند که در صورت مبادرت ورزیدن روس‌ها به این اقدام، ایران نیز واکنش  مناسبی داشته باشد.

   - دستگاه سیاست خارجی ایران می‌باید محیط داخلی و تحولات داخلی سوریه را تحت نظارت قرار دهد؛

 ازنظر داخلی سوریه یک کشور چند فرهنگی است و از مجموعه‌ای از فرهنگ‌ها و گروه‌های قومی تشکیل می‌شود. اکثریت شهروندان سوریه که تقریباً 90 درصد از شهروندان این کشور را تشکیل می‌دهند قومیت عرب به‌حساب می‌آیند. کردها بزرگ‌ترین اقلیت زبانی قومی سوریه هستند که چیزی بین 8-10 درصد جمعیت این کشور را به خود اختصاص داده‌اند. ازنظر تقسیم‌بندی مذهبی اکثریت مردم سوریه مسلمانان سنی مذهب هستند که چیزی بیش از 70 درصد جمعیت را به خود اختصاص دادند. مذاهب اسلامی دیگری ازجمله (اسماعیلیان، علویان و دروزی ها) نیز در سوریه وجود دارد که به همراه فرقه‌ای از مسیحیان، اقلیت‌ها را در سوریه تشکیل می‌دهند. خانواده اسد از اعضای اصلی خانواده‌ی علوی به شمار می‌آید که تقریباً 12 درصد کل جمعیت سوریه را به خود اختصاص داده‌اند.  

راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه

آنچه اساسی است این است که تا پیش از آغاز جنگ داخلی در سوریه قومیت و مذهب  به عنصر هویت‌بخش بدل نشده بود. گروه‌های مذهبی لزوماً با مذهب خود هویت نمی‌یافتند و ازنظر سیاسی غالباً سکولار بودند به‌عبارت‌دیگر مرزبندی میان نیروهای داخلی قوام نیافته و کدر بود. بااین‌حال آشوب در محیط داخلی سوریه به سیاسی شدن هویت‌ها و قطب‌بندی هویت‌ها بدل شده است که می‌توان آن را ذیل عنوان تنش هویتی  نام نهاد. یکی از این نیروها که توان داخلی یافته است نیروهای کرد است که داعیه‌ی درانداختن طرحی نو برای قومیت کرد در عرصه‌ی بین‌الملل را دارد که می‌تواند امنیت ملی ایران را نیز دچار تهدید کند. بنابراین ایران می‌باید نسبت به قدرت گیری کردها و اقدامات آن‌ها در سوریه و ایضاً عراق حساس باشد. هم‌زمان ایران می‌باید به جذب حداکثری نیروها و بازیگران در سوریه مبادرت ورزد و روابط خود را با گروه‌های فعال در میدان سوریه بهبود بخشد و برای دست‌یابی به این هدف از ظرفیت‌های قبیله‌ای و نیروهای انسانی موجود در سوریه استفاده کند. نهایتاً ایران می‌باید ترتیباتی را در سوریه فراهم کند که حذف بشار اسد از قدرت به معنای حذف ایران از سوریه نباشد.  استفاده از ظرفیت‌های تروریسم برای جذب نیروهای داخلی سوریه در ائتلاف ایران یکی از فرصت‌های این کشور به شمار می‌آید.

   - دیپلماسی پشتیبان فعالیت‌های نظامی و اهرم پیشرفت‌های نظامی

به نظر می‌رسد که موفقیت ایران در منطقه نیازمند همپوشانی اقدامات نظامی، دیپلماتیک و امنیتی است. دستگاه دیپلماسی می‌باید اقدامات ایران در سوریه را چه در محیط داخلی ایران و چه در محیط بین‌المللی بیش از آنکه مبتنی بر حفظ بشار اسد معرفی کند   در جهت  مخالفت با تروریسم نشان دهد و این مسئله را برای افکار عمومی داخلی و بین‌المللی تنویر نماید. علاوه بر این دستگاه دیپلماسی باید مسئولیت‌پذیری بیشتر افکار عمومی جهانی و ایضاً سازمان‌های بین‌المللی در جهت مقابله با تروریسم را هرچند لسانی طلب کند و آمادگی خود برای تقسیم تعهدات خود درزمینهٔ ی مقابله با تروریسم را به دیگر گروه‌ها نشان دهد.  

   - کشاندن بیشتر پای چین و اتحادیه‌ی اروپا به سوریه و استفاده از ظرفیت آن‌ها برای حل بحران سوریه

پیروزی در جنگ داخلی سوریه به‌منزله‌ی این نیست که ایران تنها بر قدرت خود و گروه‌های شیعی و ایضاً همراهی روس‌ها اتکا کند بلکه دستگاه دیپلماسی ایران می‌باید از ظرفیت کشورهای دیگر ازجمله چین و اتحادیه‌ی اروپا نیز برای حل بحران سوریه استفاده کند. سیاست‌های ترامپ بر علیه چین می‌تواند به فعال کردن ظرفیت چینی‌ها برای مخالفت با نظم آمریکایی منتج شود. بنابراین دستگاه دیپلماسی ایران باید با افزایش روابط خود با چین و تلاش برای استفاده از ظرفیت‌های نظم گریزانه ی این کشور ازیک‌طرف و به عادی‌سازی روابط خود با قدرت‌های منطقه‌ای و اروپا از طرف دیگر منافع ملی خویش را دنبال کند. افزایش اختلافات ترامپ و متحدانش در اروپا و خاورمیانه می‌تواند فرصت قابل‌توجهی در این زمینه است.

نتیجه‌گیری:

ایالات‌متحده در دوران زمام داری باراک اوباما،  تلاش کرد که راهبرد خودداری از  مداخله‌گری مستقیم نظامی در سوریه و تکیه بر موازنه سازی میان  بازیگران داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی را برگزیند و از این رهگذر جنگ داخلی در سوریه را به ضرر رقبایی مانند روسیه و ایران فرسایشی کند. بااین‌حال در اول بهمن  (20 ژانویه) سال جاری دوران انتقال قدرت در ایالات‌متحده پایان خواهد یافت و دونالد ترامپ رسماً به‌جای باراک اوباما سکان‌داری کاخ سفید را بر عهده می‌گیرد.  در حال حاضر سه راهبرد احتمالی را می‌توان برای دولت  ترامپ در سوریه متصور بود.

راهبرد اول ترامپ را می‌توان تحت عنوان همکاری با روس‌ها بر سر بقای بشار اسد بر قدرت و پاک‌سازی داعش دانست. بااین‌حال مجموعه از نتایج شامل مخالفت متحدان  اروپایی – خاورمیانه‌ای با این راهبرد، مطرح‌شدن دوباره‌ی  روس‌ها در عرصه‌ی بین‌الملل و تقویت جایگاه ایران و نیروهای شیعی در منطقه؛  از ضعف‌های این راهبرد به شمار می‌آید.

گزینه‌ی دوم ترامپ ادامه‌ی میراث اوباما در فرسایشی کردن جنگ سوریه و تضعیف هم‌زمان ایران و روسیه است. این راهبرد نیز دارای مجموعه‌ای از محدودیت‌ها است که از آن جمله می‌توان به احساس تهدید بیشتر ترامپ از جانب اسلام سیاسی نسبت به اوباما، ادامه‌دار شدن بحران پناهندگان و افزایش متغیرهای آشوب زا در سیستم، نیاز امریکا به  روس‌ها در عرصه‌هایی چون مهار چین و امنیت هسته‌ای و احتمال قوی پیروزی عملی محور روسیه، ایران و دولت بشار در صورت ادامه شرایط فعلی جنگ سوریه؛ اشاره کرد.

گزینه سوم دولت ترامپ در سوریه از تمایل روس‌ها برای بازی باکارت سوریه نشئت می‌گیرد. روسیه به دلایلی چون اشتیاق برای بازگشت به اقتصاد بین‌الملل، اولویت اروپا نسبت به خاورمیانه و اهمیت سیاست همسایگی برای این کشور و ایضاً ترس از قدرت گیری چین در اوراسیا مایل است که با امریکا همکاری داشته باشد و این احتمال وجود دارد که سوریه به اساس این همکاری بدل شود.

در صورت اتخاذ این راهبرد توسط ترامپ ایران با بیشترین ضرر روبه‌رو می‌شود. بنابراین ایران می‌باید مجموعه از سیاست‌ها را برای مدیریت این بحران احتمالی اتخاذ کند که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

دستگاه سیاست خارجی ایران می‌باید تحولات داخلی سوریه را تحت نظارت قرار دهد و گروه‌های که می‌توانند خطر بالقوه برای منافع ایران داشته باشند را شناسایی کند علاوه براین ایران می‌باید به جذب حداکثری گروه‌ها موجود در سوریه دست بزند. ائتلاف برای مقابله با داعش می‌تواند فرصت خوبی برای شکل‌گیری این ائتلاف باشد.

دستگاه دیپلماسی ایران می‌باید پشتیبانی کامل را از فعالیت‌های نظامی ایران به عمل آورد و اقدامات ایران در سوریه را مشروع کند.

دستگاه دیپلماسی ایران می‌باید با کشاندن بیشتر پای چین به سوریه از ظرفیت ضد سیستمی این قدرت روبه صعود استفاده کند و ایضاً راه‌هایی را برای استفاده از توان اتحادیه‌ی اروپا برای حل بحران سوریه بیابد. ترس کشورهای اروپایی از ترامپ می‌تواند فرصت خوبی برای دستگاه دیپلماسی ایران باشد.

 

گروه تخصصی ایالات متحده آمریکا
مصطفی صبوری (کارشناس گروه تخصصی ایالات متحده آمریکا)

25 دی ماه 1395



[1]  See Section 7041(i) of Division K of P.L. 113-76)

[2] خِمِرهای سُرخ نام گروهی با تفکرات و ایدئولوژی مائوئیستی بود که از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ میلادی بر کشور کامبوج حکومت می‌کرد.

[3]  عدم‌مداخله‌ی امریکا در جنگ کثیف 1976 تا 1983، بی‌تفاوتی امریکا به نسل‌کشی در رواندا ازجمله موارد دیگر خودداری امریکا از مداخله‌ی مستقیم و بی‌اهمیتی مفهوم حقوق بشر از نگاه امریکا است که این سیاست‌ها در زمان اوج قدرت این کشور اتخاذشده و متأثر از افول مبانی قدرت آمریکا نیست.

[4] Bandwagoning

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش دوم)

۱۳۹۶/۸/۱۶

حملات صوتی به دیپلمات‌های آمریکایی در کوبا

۱۳۹۶/۸/۱۶

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش نخست)

۱۳۹۶/۸/۷

استراتژی جدید دونالد ترامپ در خصوص ایران؛ نواخت طبل جنگ

۱۳۹۶/۸/۲

ترامپ، سازمان ملل؛ هیاهو برای هیچ

۱۳۹۶/۷/۴

ایالات متحده آمریکا، موضوع هسته‌ای کره شمالی و برجام

۱۳۹۶/۶/۲۸

تحلیل روند اسناد امنیت ملی ایالات‌متحده امریکا از آغاز تا کنون (2015-1987)

۱۳۹۶/۵/۲۱

تشکیل تیم مورد اعتماد ترامپ در مورد موافقت نامه هسته ای ایران

۱۳۹۶/۵/۱

بیم و امید ترامپ از گسترش روابط با روسیه

۱۳۹۶/۴/۲۷

مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ

۱۳۹۶/۴/۱۳

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین در مواجهه با تهدید کره شمالی

۱۳۹۶/۳/۳۱

مهار و بازداشتن ایران پس ازتوافق هسته ای:مرکزمطالعات بین الملل و راهبردی (CSIS) مارس 2017 مصادف با فروردین ماه 96

۱۳۹۶/۳/۳

ارزیابی سیاست خارجی 14 هفته ای ترامپ

۱۳۹۶/۲/۱۲

حمله موشکی آمریکا به سوریه: پارادوکس سیاست‌های اعلامی و اعمالی

۱۳۹۶/۲/۱۰

بررسی تیم سیاست خارجی و امنیتی ترامپ

۱۳۹۶/۲/۹

معرفی و تحلیل شخصیت مایکل فلین مشاور امنیت ملی سابق ایالات متحده در دولت ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۷

راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۱۲/۳

دکترین ترامپ و تیم مشاوران سیاست خارجی او

۱۳۹۵/۱۰/۱۳

جایگاه معاونت ریاست جمهوری در ساختار سیاسی امریکا

۱۳۹۵/۱۰/۷

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛ معرفی چهره های کلیدی تیم سیاست خارجی هیلاری کلینتون

۱۳۹۵/۹/۱۵

چرایی تفاوت بین خوانش کاخ سفید و کنگره از متن گزارش 28 صفحه‌ای

۱۳۹۵/۷/۷

اختلافات میان امریکا و عربستان؛ تاکتیکی یا راهبردی؟

۱۳۹۵/۵/۱۹

انتخابات 2016ریاست جمهوری امریکا؛ تحلیلی بر آخرین وضعیت انتخابات و بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران

۱۳۹۵/۵/۶

بررسی روابط تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی؛با نگاهی به شرکت‌های برتر نظامی جهان

۱۳۹۵/۴/۱۹

آمریـکا؛ سیـاست چرخش به شرق آسیـا و تاثیر آن بر خاورمیانه

۱۳۹۵/۴/۱۴

سرگردانی ناتو در سوریه

۱۳۹۴/۱۲/۲

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛موضع گیـری نامزدها نسبت به توافق هستـه ای ایـران

۱۳۹۴/۱۰/۱۹

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا: تهدید اصلی چین یا روسیه؟

۱۳۹۴/۹/۲۸

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛مروری بر فرآیند انتخابات و معرفی کاندیداهای این دوره

۱۳۹۴/۸/۱۳

بررسی گزارش دیلی بیست از تامین اینترنت ایران بوسیله یک شرکت آمریکایی وابسته به سیا

۱۳۹۴/۸/۱۲

بررسی محبوبیت جهانی ایران از دیدگاه مرکز تحقیقاتی پیو

۱۳۹۴/۴/۲۱

مقامات اسرائیل: به تعویق افتادن توافق هسته ای با ایران بهتر از به نتیجه رسیدن آن است

۱۳۹۴/۳/۲۰

همایش مبارزه با خشونت گرایی افراطی در کاخ سفید

۱۳۹۴/۲/۲۸

آمریکا و خاورمیانه

۱۳۹۴/۲/۲۲

روابط آمریکا-کوبا؛ اهمیت آن در حرکت به سمت کاهش تنش در روابط ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۲/۲۲