ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > ایالات متحده آمریکا > دکترین ترامپ و تیم مشاوران سیاست خارجی او

دکترین ترامپ و تیم مشاوران سیاست خارجی او

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۱۳ تعداد بازدید: 1040

مقدمه

همانگونه که در پرونده قبلی از انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا، در خصوص شناسایی چهره‌های کلیدی تیم سیاست خارجی هیلاری کلینتون به تفصیل توضیح داد شد، بحث روابط میان ساختار و کارگزار نه تنها محدود به صحنه روابط بین‌الملل نمی‌شود بلکه در میان تئوریسین‌‎های تحلیل سیاست خارجی نیز مورد توجه است.

با وجود اثر محدودکنندگی ساختارها بر کنش‌های کارگزاری، نقش ایجابی کارگزاری در ایجاد ساختار امری غیرقابل انکار است و کارشناسان در تحلیل هدف‌گذاری‌ها و فهم بخشی از چرایی تحولات سیاسی نیازمند رجوع به کنش‌ها و ترجیحات کارگزاری‌ها خواهند بود.

در این پرونده و به صورت خاص در مورد خطوط اصلی سیاست خارجی ترامپ و تیم مشاوران او در کمپین انتخاباتی‌اش، لازم به تذکر  است که اجماع قریب به اتفاق نظر تحلیلگران، ناظر به عدم وجود خط مشی ثابت در حوزه سیاست خارجی وی و فقدان وجود مشاوران زبده این حوزه در کنار او می‌باشد. واقعیت آن است که موضوع سیاست خارجی دونالد ترامپ، موضوعی است که به بحث بسیار چالش برانگیز در مورد او تبدیل شده و به مثابه پاشنه آشیلی است که قابلیت بوجود آوردن زمینه های شکست  او را در کارزار انتخابات با خود دارد. با نگاهی به رسانه‌های امریکایی و حتی غیرامریکایی، به خوبی شاهد هستیم که ترامپ به سبب اظهارات تند و انتقادی‌اش نسبت به سیاست‌های اتخاذی ساختار حاکمیتی امریکا در حوزه خارجی از یکسو و از سوی دیگر به دلیل طرح دیدگاه‌های خاص و خارج از عرف او در مورد مسائل مختلف کلیدی مطرح، موج انتقادات فراوانی را نسبت به خود به وجود آورده است. همه اینها درحالیست که رقیب او، هیلاری کلینتون، بیش از هرچیز به سالها تجربه و دانش‌ خود در حوزه سیاست خارجی شناخته شده و از حضور و حمایت تیم گسترده‌ای از مشاوران زبده در این حوزه بهرمنداست.

با این وجود اظهارات ترامپ در این خصوص و موضع گیری‌های که در مورد مسائل مختلف بروز داده، نشان دهنده این است که وی به پشتوانه مهارت تجاری خود به عنوان یک سرمایه دار موفق از یکسو و انتقاداتی که به شدت نسبت به ساختار حاکم در امریکا و اولویت‌های آن دارد، دنبال کننده طرز فکر خاصی در برخورد با مسائل و نوع کنش به آنها می‌باشد. اساسا با وجود فهرست پنج نفره‌ای که ترامپ شخصا بعنوان اعضای تیم سیاست خارجی خود معرفی کرده و افراد دیگری که گاها در رسانه‌ها از آنان نام برده می‌شود، به نظر خود ترامپ فرد محوری و تعیین کننده در نوع رویکرد سیاست خارجی‌اش است. خود او نیز در مصاحبه‌ای با شبکه MSNBC بر این موضوع اذعان نموده و می‌گوید: "مشاور اولیه من در حوزه سیاست خارجی، خودم هستم. من ذاتا از غریزه خوبی در اینگونه مسائل برخوردار هستم." او با زیر سوال بردن کارایی شبکه وسیع مشاوران سیاست خارجی هیلاری کلینتون، معتقد است که دقیقا وجود چنین  ساختاری از گروههای فکری تصمیم ساز در واشنگتن، منشاء اصلی مشکلاتی ست که در حال حاضرگریبانگیر سیاست خارجی امریکا شده است. او اعلام می‌کند که امریکا نیاز دارد کسی خارج از ساختار، یک تکان اساسی به وضعیت ساختار موجود آن دهد.

ترامپ و تیم سیاست خارجی او


دکترین ترامپ

زلمای خلیلزاد[1] در گزارشی تحلیلی[2] به تشریح  مواضع انتخاباتی دونالد ترامپ در حوزه سیاست خارجی آمریکا پرداخته است. او متولد افغانستان بوده و به عنوان سفیر ایالات متحده در افغانستان پس از اشغال این کشور ، سپس در عراق و نهایتا به عنوان سفیر ایالات متحده در سازمان ملل انتخاب شد. این بالاترین سمتی است که یک مسلمان در ساختار سیاسی آمریکا بدان دست یافته است. اهمیت این تحلیل از دو منظر قابل بررسی است، خلیلزاد از یک سو دیدگاه های ترامپ را در چارچوب یک دکترین دسته بندی کرده و این مقاله او مورد ارجاع بسیاری از رسانه ها قرار گرفته و از سوی دیگر نیز رسما تمایل خود را برای حضور در دولت احتمالی ترامپ[3] اعلام کرده است.

نکته اصلی که خلیلزاد در خصوص ترامپ  عنوان می‌کند این است که او مفروضات اساسی سیاست خارجی آمریکا را به چالش می‌کشد. این در حالی است که پس از پایان جنگ سرد اجماع بر سر یک راهبرد کلان در ساختار سیاسی کنونی امریکا، ، شکل گرفته است. کاندیداهای ریاست جمهوری از سال 1992 علیرغم اختلاف عقیده در موضوعات خاص، همگی بر این موضوع توافق داشته اند که باید ساختار پس از جنگ ایالات متحده حفظ شود و رهبری آمریکا به صورت گزینشی به بحران‌های جهانی پاسخ دهد و صلح میان قدرت های بزرگ را حفظ کند.

بر اساس این مقاله، دونالد ترامپ در این میان عنصری متفاوت بوده و اظهارات او چیزی بیش از اعتراض به جهان بینی هیلاری کلینتون به نظر می رسد. خلیلزاد  می‌افزاید اگرچه سخنان ترامپ اغلب تحریک آمیز و غیر معمول هستند، اما او با بسیاری از اصول سیاست خارجی دولت های جمهوری خواه و دموکرات پس از پایان جنگ سرد مخالف است. او این تفاوت‌ها را نشان‌دهنده پیدایش دکترین جدیدی به نام دکترین ترامپ می‌خواند. دکترینی که به دنبال فاصله گرفتن از ساختار موجود، آنهم در حداقل پنج مساله اساسی شامل اهداف ایالات متحده، مبارزه با گروه تروریستی داعش و افراط گرایی اسلامی[4]، ترویج دموکراسی[5]، بحث مهاجرت و روابط قدرت های بزرگ جهانی[6] می‌باشد. خلیلزاد  پنج رکن اساسی این دکترین را به شرح زیر بسط می‌دهد:

درموضوع اهداف ایالات متحده آمریکا، خلیلزاد  معتقد است که شعار "اول آمریکا[7]"ی ترامپ هرچند دیدگاه انزواگرایان پیش از جنگ جهانی دوم را تداعی می‌کند اما او یک انزواگرا نیست. او توضیح می‌دهد قصد ترامپ از افزایش بودجه دفاعی آن است که از قرار داشتن آمریکا در صدر کشورهای جهان و به عنوان تنها ابر قدرت نظامی و اقتصادی، حصول اطمینان یابد. از نظر خلیلزاد ، ترامپ با شعار اول امریکای خود، در واقع به اتخاذ راهبرد "جهانی شدن" در ساختار موجود امریکا اعتراض می کند. راهبردی که برای ترامپ  یادآور سیاست های بیشماری است که به اعتقاد او،  منابع آمریکا را صرف منافع کم اهمیت تری نسبت به منافع اساسی آن نموده است. ترامپ جهانی شدن را بیشتر از منظر اقتصاد بین الملل مورد انتقاد قرار می‌دهد.  خلیلزاد می‌افزاید برخلاف تمامی روسای جمهور آمریکا که همواره معتقد بوده اند تجارت آزاد یک بازی برد- برد است و موجب افزایش امنیت جهانی و تامین منافع آمریکا در داخل و خارج خواهد شد، دیدگاه "اول آمریکا" ی ترامپ، بازی را برد- باخت دانسته و مبتنی بر گرایش ملی گرایانه است. ترامپ بر این باور است که ایالات متحده ساده‌لوحانه تجارت آزاد را دنبال می‌کند و این روند،  سودهای بادآورده ای را نصیب دیگر کشورها می کند. برای همین از نقطه نظر ترامپ بیشتر توافق نامه های تجاری با ایجاد شغل برای کشورهای دیگری چون چین و مکزیک و به کارگیری کارگران ارزان این کشورها، آمریکا را نابود کرده و بر روی زندگی کارگران و طبقه متوسط آمریکا تاثیر منفی داشته اند. ترامپ معتقد است که نتایج این نوع سیاست ها، ادامه روند کند رشد اقتصادی، بدهی‌های کلان و در نهایت تضعیف قدرت اقتصادی آمریکا خواهد بود. در نهایت خلیلزاد  تاکید می‌نماید که دونالد ترامپ بر اولویت قرار دادن منافع اقتصادی ایالات متحده، مصمم است.

از لحاظ بحث مبارزه با داعش و "افراط گرایی اسلامی"، خلیلزاد  تصریح می‌کند که دونالد ترامپ موضوع داعش و افر اط گرایی اسلامی را به عنوان تهدید اصلی علیه ایالات متحده تلقی می‌کند. او می‌افزاید ترامپ معتقد است که اوباما و کلینتون در تشخیص ماهیت این مساله – که داعش و القاعده گروه های تروریستی اسلامی هستند- شکست خورده اند. از دید ترامپ، نگاه خاص اوباما و هیلاری کلینتون  مبنی بر اینکه مردم آمریکا مجبورند با این تهدید زندگی کنند،  امری غیر قابل قبول است. از این رو ترامپ بارها تاکید کرده که دولت او به دنبال نابودی سریع داعش و حذف این تهدید علیه ایالات متحده خواهد بود و او این را نمی پذیرد که مردم امریکا باید یاد بگیرند با این تهدید زندگی کنند.

در ادامه خلیلزاد توضیح می‌دهد بر اساس همین نوع نگاه است که ترامپ از متحدان آمریکا می خواهد بر تهدید تروریسم اسلامی متمرکز شوند و حتی مایل است با روسیه در مبارزه با داعش همکاری کند. ترامپ به طور کلی قصد دارد از حداکثر قوا علیه اهداف تروریستی در خاورمیانه استفاده کند و پس از آن از منطقه خارج شود. علاوه بر این به عنوان سیاست‌های مورد نیاز تکمیلی،  ترامپ  تجدید نظر در سیاست های مهاجرت و صدور ویزا و همچنین سیاست های اعمال قانون داخلی[8] را برای مبارزه با تهدید تروریست لازم می داند.

مساله مهاجرت سومین رکنی است که خلیلزاد  در تشریح دکترین ترامپ به آن می پردازد. خلیلزاد  توضیح می‌دهد که از نظر ترامپ،  چرخه قانونی شدن مهاجرت میلیون‌ها مهاجر غیر قانونی پس از چند دهه باید شکسته شود و تمام ابزارهای لازم در این باره به کار گرفته شوند. نگرانی از نفوذ تروریست ها از طریق پناهندگان به داخل آمریکا موجب شده تا ترامپ به فکر تعلیق ویزاها برای تمام مسلمانان بیافتد و این روند را تا زمانیکه شرایط برای یک بررسی مورد اطمینان فراهم شود، ادامه دهد. البته در پی انتقادات وسیعی که علیه این موضع گیری ترامپ مطرح می‌شود، او بعدها اظهارات خود را اصلاح و اعلام کرده که پذیرش بازدیدکنندگان و مهاجران از مناطق درگیر با تروریسم به طور موقت تعلیق خواهد شد. خلیلزاد  می‌افزاید ترامپ به طور کلی نگران تکرار مشکلاتی در آمریکا است که با ورود هزاران مهاجر و پناهنده به اروپا ایجاد شده است.

درباره روابط قدرتهای بزرگ خلیلزاد  معتقد است ترامپ در دکترین خود، دوران جدیدی را برای روابط قدرت های بزرگ ترسیم می کند. او توضیح می‌دهد که ترامپ روابط ملایمتری را با روسیه مد نظر دارد، هرچند دیگر روسای جمهور امریکا نیز اشتراکاتی با مسکو داشته اند. خلیلزاد  احتمال می‌دهد که ترامپ نوعی از حوزه نفوذ مسکو را در بخش هایی از مناطق مجاور این کشور در ازای همکاری با آمریکا در موضوعاتی مانند مبارزه با تروریسم، سوریه و توازن قدرت در آسیا، خواهد پذیرفت. البته او بر این مساله تاکید می کند که سیاست ترامپ در مورد چین برعکس نگاه او در مورد روسیه است و او در قبال چین خط سیر بسیار سخت تری را دنبال می کند. زیرا ترامپ وعده داده فعالیتهای اقتصادی چین از جمله دستکاری نرخ ارز ، نبود حمایت از مالکیت معنوی، و جاسوسی اقتصادی را محور روابط دو جانبه قرار دهد. ترامپ بر این باور است که فشار اقتصادی،  تنها نگرانی‌های داخلی ایالات متحده مانند از دست دادن مشاغل تولیدی را در بر نمی گیرد؛ بلکه ممکن است شرایطی را به وجود آورد که واشنگتن در صدد ممانعت از همکاری های امنیتی چین نظیر همکاری این کشور در برنامه هسته ای کره شمالی برآید.

خلیلزاد  پیش بینی می‌کند که روابط قدرت های بزرگ نیز ممکن است در حوزه روابط آمریکا با متحدان قدیمی آن تغییر کند. ترامپ اولین شخصیت سیاسی آمریکا است که متحدان این کشور را به خاطر سواری گرفتن مجانی[9] مورد انتقاد قرار می‌دهد و این در حالی است که رؤسای جمهور ایالات متحده تامین مالی[10] را هزینه ای می دانسته اند که پرداخت آن با هدف  ایجاد شبکه ای از متحدان ارزشمند است و معتقد بوده اند این روش رهبری جهانی آمریکا را حفظ می کند. ترامپ می خواهد قدرت نفوذ آمریکا را به گونه‌ای تنظیم کند تا از اینکه متحدان آمریکا سهم عادلانه خود را پرداخت می کنند اطمینان حاصل کند.

ترویج دموکراسی رکن دیگری است که خلیلزاد  در تحلیل دکترین سیاست خارجی ترامپ درباره آن صحبت می‌کند. او تصریح می‌نماید که  سیاست ترویج دموکراسی از زمان ریاست جمهوری ریگان، محور سیاست خارجی آمریکا قرار گرفته است. او با توضیح اینکه این سیاست علی الظاهر به منظور ترویج صلح و دموکراسی بر اساس آرمان های آمریکایی در سراسر جهان طرح ریزی گردیده و شعب این سازمان فعالیت های گسترده ای را در سراسر جهان انجام می‌دهند، نحوه برخورد ترامپ با این سیاست را همانند برخورد تند او با ملت سازی و تغییر رژیم توصیف می کند. خلیلزاد  به  سخنرانی های ترامپ ارجاع می‌دهد که او در آنها تغییر رژیمهای دیکتاتوری عراق و لیبی و مصر را موجب ناامنی دانسته و اعلام کرده که" سیاست شکست خورده ملت سازی و تغییر رژیم را رها کنید".

تیم سیاست خارجی ترامپ

با شروع مبارزات انتخاباتی، در حالیکه اکثریت نامزدها لیست مشاوران ارشد خود را در سیاست خارجی منتشر کرده بودند، ترامپ بارها از انتشار فهرست مذکور طفره رفته و تاکید دارد که خود شخصا تبیین کننده اهداف اصلی و مشی اساسی برنامه احتمالی اش در این حوزه خواهد بود. پس از گاف‌های مکرر وی در خصوص مسائل مربوط به مسائل خارجی که موید عدم شناخت و تجربه وی در این حوزه است، او قول به خدمت گرفتن و استفاده از مشورت‌های بهترین و شاخص ترین کارشناسان موجود در دنیا را می‌دهد تا بی‌تجربه‌گی او را جبران کنند.

ترامپ نهایتا تحت فشار رسانه ها، در 21 مارس، بعد از  گذشت حدود چهار ماه از آغاز رسمی مبارزات انتخاباتی‌، فهرست پنج نفره ای از تیم مشاوران خود را در حوزه سیاست خارجی‌ معرفی کرد. ولید فارس، جوزف اشمیتز، کیث کلاگ، کارتر پیج و جورج پاپادوپولس پنج نفری هستند که از آنان به عنوان کارشناسان زبده این حوزه یاد می‌نماید. جالب است که افراد معرفی شده در این فهرست حتی در محافل سیاسی امریکا نیز چندان شناخته شده نیستند و کارنامه کاری آنها فاقد سابقه خاص و برجسته ای از حضور در مسئولیت های کلیدی در ساختار حاکمیتی امریکاست و حتی با جستجوی ساده نام این افراد در گوگل نیز، اطلاعات محدود و تاریخ گذشته ای از آنان به دست می آید. بعدها نیز ترامپ از اضافه شدن هرمان کین[11]، نامزد سابق ریاست جمهوری در انتخابات 2012، به تیم سیاست خارجه‌اش خبر می‌دهد. البته کین بیشتر در حوزه کسب و کار فعالیت داشته و فعالیت های سیاسی او تنها به شرکت در انتخابات سنا در ایالت جورجیا و کاندیداتوری برای نامزدی حزب جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری 2016 محدود می شود. در راس تیم سیاست خارجه ترامپ نیز جف سنشز[12] قرار دارد که مسئولیت هماهنگی و رهبری این افراد را عهده دار است.

در کنار همه این اسامی، مایک پنس به عنوان معاون پیشنهادی ترامپ که هم‌تیمی او در انتخابات پیش رو به حساب می‌آید، خود دارای سابقه طولانی در حوزه سیاست خارجی بوده و به گفته خودش در دوران نمایندگی ایالت ایندیانا در کنگره امریکا، سابقه یک دهه خدمت در کمیته روابط خارجی کنگره را در کارنامه خود داراست. با توجه به جایگاه بالای پنس در کمپین انتخاباتی ترامپ و زمینه‌های بالقوه تاثیرگذاری مقام او در صورت ریاست جمهوری ترامپ ، بررسی نظرات او نیز در گزارش حاضر، امری ضروری به حساب می‌آید.

مایک پنس[13]

مایک پنس، فرماندار ایالت ایندیانا، یکی از سیاستمدار کهنه کار امریکایی به حساب می‌آید که سالها سابقه حضور در مجلس نمایندگان امریکا را در کارنامه خود داراست. وی متولد شهر کلمبوس ایالت ایندیانا در یک خانواده کاتولیک ایرلندی است، فارغ التحصیل کالج هانور[14] بوده و مدرک حقوق خود را از دانشکده حقوق مکینی[15] دریافت کرد.

او اولین نماینده حزب جمهوری خواه در سال 2000 بود که به نمایندگی از ایالت ایندیانا، به مجلس نمایندگان کنگره امریکا راه یافت. او تا سال 2012 که به عنوان فرماندار ایندیانا برگزیده می‌گردد، همچنان حضور فعال خود را در مجلس حفظ نموده است. طی این سالها، چهره‌ای که او از خود به جا گذاشت چهره یک فرد ایدئولوژیک محور سنتی با گرایشات سفت و سخت محافظه کارانه است. از سال 2012 تا 2016، پنس موفقیت های فراوانی را نیز برای دروان فرمانداری خود کسب نمود. رکورد بیشترین کاهش مالیات در تاریخ ایالت ایندیانا، تزریق منابع مالی بیشتر برای طرح‌های آموزشی و استمرار افزایش مازاد بودجه ایالت از جمله دستاوردهای وی است.

نکته قابل تامل در مورد پنس، وجود تفاوت آشکار میان نوع نگاه او و دونالد ترامپ در برخی مسائل خارجی، خصوصا در قبال روسیه می‌باشد. در مناظره‌ای که میان او و تیم کین، معاون پیشنهادی هیلاری کلینتون، انجام گرفت، پنس با اتخاذ موضع بسیار تندی نسبت به روسیه و تهاجمی توصیف کردن سیاست‌های آن و بکار بردن نام پوتین با القاب تحقیرآمیز، خواستار برخورد جدی امریکا در صورت لزوم در قبال این کشور شد. او تاکید می‌نماید که امریکا باید به موضع رهبری و برتری خود  برگردد. موضعی که طی این سالها تحت سیاست‌های اعمالی اشتباه اوباما و هیلاری کلینتون و نه بخاطر توان و قدرت بیشتر روسیه و پوتین، تضعیف شده است. پنس راهکاری را نیز برای این منظور ارائه می‌دهد که بازسازی و ایجاد دوباره یک ارتش قدرتمند برای امریکا و مقابله جدی با قدرت نمایی روسیه را دنبال کند. اما ترامپ در مقابل، نه تنها هیچ گاه از القاب تحقیر آمیز برای پوتین استفاده ننموده است بلکه در جایی از او بعنوان یک رهبر قدرتمند یاد می‌کند و به نظر می‌آید بیش از آنکه به دنبال رفتار مقابله ای باشد، خواستار رویکرد تعاملی در قبال روسیه است. از روی همین نگاه است که در جایی عنوان می کند "من به دنبال این نیستم که به پوتین بگویم چه کاری را انجام دهد یا ندهد. چرا باید چنین چیزی بگویم؟ چرا باید رفتار سختی در برابر او داشته باشم؟" برای همین شاهد هستیم که در مناظره دوم بین نامزدهای ریاست جمهوری که بعد از مناظره میان معاونین انجام گرفت، با وجود موضع گیری به شدت منفی پنس در قبال روسیه، ترامپ طی موضع گیری متفاوتی سخنان و موضع گیری پنس را تایید ننموده و آن را ناشی از عدم هماهنگی و صحبت میان خود و معاونش توصیف می‌کند.

جف سشنز[16]

جف سشنز متولد 24 دسامبر 1946 در ایالت آلاباما است. او بوسیله ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا در سال 1981 و با تایید سنای این کشور به عنوان دادستان ایالات متحده آمریکا در جنوب آلاباما انتخاب شد و فعالیت خود را به مدت 12 سال ادامه داد.  هم اکنون سشنز به عنوان عضو ارشد کمیته قضایی سنا و حامی پیشرو در تایید قضات فدرالی که از قانون پیروی می‌کنند فعالیت دارد. او در زمینه‌های انرژی ، محیط زیست و موضوعات مرتبط با پزشکی نیز فعالیت داشته است.

موضع سشنز در رابطه با اسرائیل و ایران با دیگر جمهوریخواهان تفاوتی ندارد. او با توافق هسته ای به دلیل تاثیر منفی آن بر امنیت اسرائیل مخالف است.[17]دیدگاه سشنز در مورد ایران را می‌توان در اظهار نظرهای او راجع به توافق هسته‌ای دریافت. او در این باره گفته بود " به نظر من این توافق یک اشتباه است و من به آن رای منفی می‌دهم. این توافق بی ثباتی‌ها را در خاورمیانه افزایش می‌دهد و حتی منجر به گسترش تسلیحات هسته‌ای در کشورهای مختلف منطقه می‌گردد".

ولید فارس[18] ولید فارس دارای دکترای روابط بین الملل و مطالعات استراتژیک از دانشگاه میامی، گواهی علوم سیاسی از دانشگاه سنت جوزف و مدرک حقوق از دانشگاه بیروت و کارشناسی ارشد روابط بین الملل از دانشگاه ژان مولن در لیون فرانسه است. او شش کتاب با موضوعات سیاست و تاریخ خاورمیانه به زبان عربی در درهه 1980منتشر کرده و پنج کتاب دیگر را نیز به زبان انگلیسی از 1990 منتشر نموده است. مهمترین تالیفات او پس از یازده سپتامبر با انتشار کتاب جهاد آینده: راهبردهای تروریستی علیه آمریکا به چاپ رسیده است. این کتاب در لیست ده کتاب برتر امور خارجه در سال 2006 قرار گرفت و بسیاری از اعضای کنگره آن را مورد مطالعه و ارجاع قرار دادند.  فارس در این کتاب ظهور شبکه‌های جهادی شهری را پیش‌بینی کرده و راهکارهای مقابله با آنها درغرب را ارائه داده است. دو کتاب دیگر او در زمینه استراتژی‌های جهانی نیز با عناوین جنگ ایدئولوژی ها و رویارویی منتشر شد. ولید فارس لبنانی تبار و زاده بیروت بوده ودر سال 1990 به آمریکا مهاجرت کرده است. او علاوه بر زبان عربی به دو زبان فرانسوی و انگلیسی نیز تسلط دارد.                                                                                                                                           

ولید فارس به عنوان کارشناس مسائل خاورمیانه، سابقه فعالیت در کسوت تحلیل گر فاکس نیوز، مشاور کنگره آمریکا، مشاور پارلمان اروپا و مشاور ارشد امنیت ملی سیاست خارجی میت رامنی نامزد انتخابات ریاست جمهوری2012 امریکا را در کارنامه خود داراست. گفته می‌شود او تنها کارشناس و نویسنده‌ای است که بهار عربی را یک سال پیش از وقوع در کتاب خود با عنوان انقلاب آینده:مبارزه برای آزادی در خاورمیانه پیش بینی نموده است. او در زمینه‌های مختلف دانشگاهی، تبیین استراتژی‌های دولتی، رسانه و انتشار پیشنهادات خود در قالب طرح‌های مبارزه با تروریسم ، فعالیت‌های قابل توجهی داشته است.

از دیگر سوابق مهم فارس می توان به سمت‌های مختلف او مانند مشاور انجمن ضد تروریسم مجلس نمایندگان آمریکا از سال 2007، دبیر کل گروه ترانس آتلانتیک قانونگذاری برای مبارزه با تروریسم از سال 2009 اشاره کرد.  او همچنین به عنوان کارشناس مسائل خاورمیانه، شواهد مربوط به موضوعات امنیت بین الملل و درگیری‌های منطقه خاورمیانه را به کنگره آمریکا، پارلمان اروپا و شورای امنیت سازمان ملل ارائه می‌دهد. فارس از سال 2006 استراتژی‌های جهانی را در واشنگتن تدریس می‌کند و طی سال‌های 1993 تا 2004 استاد مطالعات خاورمیانه و سیاست‌های مقایسه‌ای در دانشگاه آتلانتیک فلوریدا بوده است.

ولید فارس اظهار نظرهای متعددی را علیه سیاست‌های ایران در خاورمیانه داشته است. او در یکی از مصاحبه‌های خود با شبکه الجزیره اعلام کرد. “به نظر من، رژیم ایران جنگ‌های منطقه را تشدید می‌کند. این رژیم است که جنگ‌های منطقه را آغاز کرده، کشورهای همسایه خود را تهدید و تروریست‌ها را تغذیه تسلیحاتی می‌کند و اعلام کرده تمام امارات و کشورهای خاورمیانه را نابود خواهد کرد..."

نکته قابل تامل در مورد فارس، افشاگری یکی از رسانه های امریکایی در زمان همراهی او با میت رامنی، در انتخابات 2012 ریاست جمهوری امریکا است که درباره سابقه عضویت او در یک گروه شبه نظامی لبنانی اتفاق افتاد. طبق این گزارش، فارس که یک مسیحی مارونی است، در دهه 80  میلادی عضو یک گروه شبه نظامی مسیحی بوده و در دوران جنگ داخلی لبنان، تحت تاثیر افکار و باورهای تندرو ایدئولوژیک،  خود را در کشتار مسلمانان و اقلیت دروزی لبنانی مقصر می‌دانستند. به گواهی همکاران سابق فارس، او از حامیان دیدگاهی تندرو در میان مسیحیان لبنان بوده که ایجاد جامعه مستقل و مجزایی برای مسیحیان لبنان دنبال می کرد. این گزارش او را یکی از نزدیکان به سمیر جعجع[19]، رهبر سابق حزب فالانژ لبنان و از رهبران ائتلاف ۱۴ مارس، معرفی می کند.

اندیشکده کیت هاون مایکل فلین را نیز به عنوان یکی دیگر از اعضای تیم سیاست خارجی دونالد ترامپ معرفی کرده است. او که ریاست آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا را در کارنامه خود داراست از منتقدان سرسخت اوباما و تحلیلگران فعال انتخابات 2016 است.

مایکل فلین[20]                                                                                                                    

مایکل فلین در سال 1981از دانشگاه رود آیلند فارغ التحصیل و به عنوان ستوان دوم در سرویس اطلاعاتی ارتش مشغول به کارشد.  او همچنین دارنده مدرک از دانشکده نیروی دریایی جنگ ایالات متحده می باشد. از جمله فعالیت های نظامی او می توان به فرماندهی عملیات آزادی پایدار افغانستان ،فرماندهی مشترک عملیات ویژه درعملیات آزادی پایدار و عملیات آزادی در کشور عراق اشاره کرد. آخرین سمت او ریاست آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا در سال 2012 بود که به دلیل مشاجره با مشاوران اوباما در تصمیمات مهم سیاسی از این سمت برکنار شد. فلین پس از ترک سرویس آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا به یکی از منتقدان سرسخت دولت اوباما در سیاست های داخلی و خارجی این کشور تبدیل گردید و در حال حاضر از تحلیل گران  فعال انتخابات 2016 می‌باشد.

ژنرال مایکل فلین یکی از مشاوران اصلی سیاست خارجی ترامپ به شمار می رود. او بارها به عراق و افغانستان سفر کرده و مشاور قابل اعتمادی برای ترامپ است.  بعلاوه او خواهان استعفای کلینتون به دلیل استفاده از ایمیل خصوصی بوده و در مصاحبه ای در مورد هیلاری کلینتون گفته " اگر من به جای او بودم حتما برکنار شده و یا در زندان به سر می بردم ".فلین در موضوعاتی مانند داعش، ایران و ارتش به ترامپ مشاوره می دهد.

 او پس از برکناری از مدیریت آژانس اطلاعات دفاعی به یکی از طرفداران سرسخت روابط دوستانه با روسیه تبدیل شد تا حدی که در ضیافت شامی به مناسبت جشن سالگرد 10 سالگی شبکه تلویزیونی آرتی شرکت کرد ودر کنار پوتین رئيس جمهور روسیه  قرار گرفت.[21] او یکی از دلایل تمایل خود به ارتباط با روسیه را برنامه هسته ای ایران می داند و به نظر او اینکه آمریکا با روسیه در این باره به مذاکره نشسته به معنای فراهم کردن مسیری برای ایران در ساخت سلاح اتمی به علاوه ی اعطای 150 میلیون دلار به به جمهوری اسلامی به عنوان "حامی اصلی تروریسم" است.

فلین برخی از دیدگاه های ترامپ مانند اشتباه خواندن توافق هسته ای با ایران را شکل داده و خواستار دنبال کردن یک استراتژی بسیار تهاجمی تری برای مقابله با "افراط گرایی اسلامی" در داخل و خارج از ایالات متحده است[22]. او روسیه را پیروز مذاکرات هسته ای ایران می داند زیرا از دیدگاه او روسها می دانند به واسطه این توافق و حمایت از برنامه هسته ای ایران می توانند با فروش تسلیحات و تکنولوژی هسته ای درآمد هنگفتی را به دست آورند. فلین امتیازاتی که اروپا، روسیه و چین از توافق هسته ای به دست می آورند را برمی شمرد و به سه دسته تقسیم می کند. اول بازار جدید با 80 میلیون نفر مشتری برای این کشورها، دوم نفت ارزان و سوم وجود نیروهای تحصیل کرده برای تاسیس شرکت های جدید در داخل ایران. اما آمریکا در تفسیر او به چیزی دست نمی یابد و تنها امنیت منطقه را برای روسیه و چین حفظ خواهد کرد و همزمان آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز به نظارت بر پیشرفت های هسته ای ایران خواهد پرداخت.

مواضع او در رابطه با اسرائیل و ایران هم با دیگر سیاستمداران آمریکایی همسو است و او خواهان برخورد آمریکا با تمام قوا علیه ایران شده که حامی گروه های ضد اسرائیلی منطقه است.[23]او در اظهارات دیگر خود ایران را به داشتن تسلیحات کشتار جمعی متهم کرده و به عنوان دشمن اصلی آمریکا در کنار القاعده قرار می دهد، ایران را حامی القاعده می خواند و این کشور را نقطه ترانزیت بین فرماندهی بن لادن و آنچه در درون القاعده در عراق اتفاق می افتاد توصیف می کند.

دیدگاه های ضد اسلامی فلین تنها به مخالفت او با توافق هسته ای ایران ختم نمی شود بلکه او پس از برکناری ازپست دولتی خود به انتقاد از استراتژی اوباما در سوریه وتمایل کاخ سفید در به کارگیری سیاست درست در رابطه با جریان های خطرناک جهان اسلام پرداخت. او در مصاحبه ای اعلام کرده که "من همواره در جنگ با اسلام یا مولفه ای از آن در یک دهه اخیر بوده بوده ام "[24]. از نظر او این یک جنگ سیاسی است و "اسلام یک ایدئولوژی سیاسی است که زیر نقاب مذهب پنهان شده و از مذهب به عنوان امتیازی علیه آمریکا استفاده می کند. شریعه قانون اسلام است همانطور که قانون اساسی آمریکا قانون ما است". او در مورد اتفاقات فرانسه نیز اظهاراتی مضحکانه داشته و امام خمینی رهبر فقید ایران را مسئول حملات تروریستی در شهر نیس فرانسه اعلام کرد و گفت " من می خواهم امام خمینی در ایران از مقصران این حملات محسوب شود". فلین در اظهارات دیگر خود آیت الله خامنه ای رهبر کنونی جمهموری اسلامی را نیز در این حادثه مقصر دانست. گفتنی است فلین در برخی موضوعات از ترامپ فاصله گرفته  که یکی از آنها حمایت شدید ترامپ از به کارگیری شکنجه برای جمع آوری اطلاعات از مظنونین تروریست(مسلمان) و هدف قرار دادن اعضای خانواده رهبران آنها است.

کارترپیج[25]                                                                                                                                               

کارتر پیج موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه انرژی جهانی[26] - یک موسسه مالی مستقر در نیویورک و صندوق سرمایه‌گذاری با تمرکز بر سرمایه گذاری انرژی در بازارهای در حال توسعه- است. او مدیرعامل ارشد سابق گروه سرمایه‌گذاری بانکی انرژی و برق در مریل لینچ و معاون مدیر شعبه دفتر نمایندگی این شرکت در مسکو است. کارتر عضو شورای روابط خارجی و قبلا عضو بخش امور بین الملل آن و یکی از مدیران شورای مطالعاتی در توسعه انرژی دریای خزر است. او سمت استادیار را در مرکز امور جهانی دانشگاه نیویورک دارد و عضو مرکز سیاست ملی واشنگتن است.

جوزف اشمیتز[27]                                                                                                                                     

اشمیت به عنوان بازرس کل در وزارت دفاع دولت جورج دبلیو بوش فعالیت داشته است. تحقیقات لس آنجلس تایمز در سال 2005 برخی از مسائل مرتبط با دوره فعالیت اشمیت را آشکار کرده است.  بر اساس منابع موثق، او مانع تحقیقات از مقامات ارشد دولت بوش شد، مالیات را در پروژه‌های مورد علاقه خود صرف کرده و هدایایی را پذیرفته که دستورالعمل‌های اخلاقی را نقض می‌کنند. اشمیت در آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده و دانشگاه حقوق استانفورد تحصیل و در سال‌های اخیر در دو شرکت حقوقی کوچک به نام خودش کار کرده است. پدر او از نمایندگان سابق جمهوری خواه در کنگره بود. مخالفان، او را با عنوان "برتری جوی مسیحی افراطی" می خوانند. او در تقابل با دولت اوباما است به این دلیل که او را به سرپوش گذاشتن بر نقض قانون در دوران جورج بوش متهم کرده است.

 جورج پاپادوپولوس[28]

 پاپادوپولوس، فارغ التحصیل دانشگاه دیپال در سال 2009، هدایت یک مرکز بین المللی انرژی را در مرکز حقوقی بین الملل لندن بر عهده داشت. او سابقا از مشاوران انتخاباتی بن کارسون و از اعضای اندیشکده هادسون در واشنگتن بوده است. بن کارسون می گوید پاپادوپولوس اولین پروژه‌ی اندیشکده را در مورد روابط آمریکا، یونان، قبرس و اسرائیل در همایش "تغییر قدرت در شرق مدیترانه: ظهور روابط استراتژیک اسرائیل، یونان و قبرس" طراحی کرده است.                                                                                                                    

کیت کلاگ[29]

کیت کلاگ ژنرال بازنشسته و فرمانده سابق لشکر 82  هوابرد ارتش ایالات متحده آمریکا است. پس از حمله ایالات متحده به عراق در سال 2003، او به عنوان افسر ارشد اجرایی در ائتلاف موقت بغداد  به فعالیت پرداخت. بعلاوه او در یکی از شرکت‌های مشاوره جاسوسی و فن آوری اطلاعات مستقر در ویرجینیا اشتغال و با مشتریانی از سراسر جهان ارتباط داشته است.                                                                                                                                   

جمع بندی

همانطور که در گزارش حاضر در مورد خطوط اصلی سیاست خارجی احتمالی ترامپ به تفصیل توضیح داده شد، جهت‌گیری‌های او مفروضات اساسی سیاست خارجی آمریکا را به چالش می‌کشد. زلمای خلیلزاد نیز ضمن بیان اینکه اگرچه سخنان ترامپ اغلب تحریک آمیز و غیر معمول هستند، اما نکته قابل تامل در آن، مخالفت ترامپ با بسیاری از اصول سیاست خارجی دولت های قبلی جمهوری خواه و دموکرات امریکا در دوران پس از پایان جنگ سرد است. خلیلزاد با تاکید بر اینکه این تفاوت‌ها  می‌تواند نشان‌دهنده پیدایش دکترین جدیدی به نام دکترین ترامپ خوانده شود، به تحلیل حداقل پنج رکن اساسی این دکترین شامل اهداف ایالات متحده، مبارزه با گروه تروریستی داعش و افراط گرایی اسلامی، ترویج دموکراسی، بحث مهاجرت و روابط قدرت های بزرگ جهانی می‌پردازد که برگرفته از انتقادات اساسی ترامپ نسبت به ساختار موجود می‌باشد.

آن روی دیگر مواضع ساختارشکنانه ترامپ آن است که علاوه بر حامیان حزب دموکرات، با مخالفت‌های جدی از سوی خود حزب جمهوری خواه روبرو شده و حتی برخی از آنان اعلام نموده‌اند که هیلاری کلینتون را به ترامپ ترجیح می‌دهند. دونالد ترامپ با شعار «بازگرداندن عظمت و قدرت به آمریکا[30]» وارد صحنه‌ی انتخابات گردیده و دستیابی به هدف بازسازی آمریکا را از رهگذر بازگشت به داخل آمریکا و کم کردن هزینه‌های ایالات‌متحده در بیرون از مرزهای آن ممکن می‌داند. این رویکرد که از آن بعنوان گرایش انزوا گرایانه ترامپ یاد می‌شود؛  با مخالفت جدی  برخی از جمهوری خواهان به ویژه نئومحافظه کاران این حزب روبرو گردیده است. آنها براین باورند که مداخله در امور جهانی به‌منظور طرح‌ریزی نظمی مبتنی بر منافع آمریکا می‌باید اولویت اصلی دستگاه سیاست خارجی ایالات‌متحده باشد. آنها از مداخله ی قدرتمندانه ی آمریکا در خاورمیانه و به ویژه سوریه و مخالف جدی با روسیه حمایت می‌کنند و حتی به این نتیجه رسیده‌اند که  هیلاری کلینتون به شکل مؤثرتری می‌تواند این نقش را اجرا کند و دونالد ترامپ فاقد توانایی انجام این نقش است.

از سوی دیگر دونالد ترامپ با ایده‌های ساختارشکنانه خود، این تفکر این گروه از جمهوری‌خواهان را که معتقدند در طول 25 سال اخیر، سیاست خارجی ایالات‌متحده و تأسیسات آن بر مسیر درستی قرار داشته است و این روند می‌باید پیگیری شود، به زیر سوال می‌برد. [31] این درحالی‌ست‌که ترامپ ضمن نقد سنت سیاست خارجی امریکا بر ضد ساختارهای موجود در سلسله‌مراتب تصمیم‌گیری در سیاست خارجی نیز تاخته و منتقد جدی ساختار نخبگی شکل گرفته در آمریکا است. این مسئله نتیجتاً پیش‌بینی نا پذیری تصمیمات آتی ترامپ را افزایش داده است و ساختار نخبگی امریکا به طور اعم و گروهی رهبران و نخبگان جمهوری خواه را برآن که به مخالفت با ترامپ برخیزند.

موضوع دونالد ترامپ و ابهام در مدل نئولیبرال، جنبه دیگری از نگرانی‌های ساختار سنتی جمهوری‌خواه را نسبت به او تشکیل می‌دهد. برای دهه‌ها حزب محافظه‌کار متأثر از جهان‌بینی ارتودکسی ریگانیسم بوده است. ریگانیسم بر این ایده متکی می‌باشد که افزایش مراودات اقتصادی، مقررات زدایی، مرز زدایی و جریان آزاد سرمایه، باید در دستور کار دولت‌ ها قرار گیرد. بااین‌حال دونالد ترامپ با مطرح کردن ضرورت بازگرداندن سرمایه‌های آمریکا به داخل آمریکا عملاً نظم لیبرال را به یک‌سو نهاده و مخالفت او با موافقت‌نامه تجارت آزاد فرا-اقیانوس آرام (ترانس پاسفیک) عملاً مؤید این مطلب است. با استعانت به پیوند منافع سرمایه‌داران بزرگ و پروژه‌ی نئولیبرالیسم، به خوبی می توان دریافت که به چه علت برخی از حامیان مالی  حزب جمهوری‌خواه از حمایت ترامپ سرباز زده‌اند.

در خصوص دونالد ترامپ و رویکرد او نسبت به متحدان سنتی آمریکا، نکته قابل تامل آن است که هر دو حزب سیاسی دموکرات و جمهوری‌خواه،  پس از جنگ جهانی دوم، همیشه خود را متعهد به حمایت از برخی از متحدان خود دانسته اند. اهمیت این مسئله تا حدی است که می‌توان تعهد آمریکا به متحدانش را بخشی از هویت این کشور دانست. یکی از این متحدان کلیدی اعضای سازمان معاهده‌ی آتلانتیک شمالی (ناتو) هستند که بر اساس منشور سازمان، ایالات‌متحده خود را متعهد به حفظ  امنیت آنها دانسته است. با این حال ترامپ صراحتاً به این مسئله اشاره می‌کند که ایالات‌متحده از قدرت خود برای دفاع از متحدانش در ناتو استفاده نخواهد کرد و اعضای ناتو می‌باید خود هزینه‌ی دفاع از امنیتشان را  بپردازد. ترامپ در مورد ژاپن نیز که یکی از متحدان سنتی امریکا به شمارمی آید نظر مشابه ای را مطرح کرده است و بر این باور است که ایالات‌متحده نمی‌تواند هزینه‌ی تأمین امنیت ژاپن را بپردازد و خود ژاپن باید این هزینه‌ها را پرداخت کند. این نقطه‌نظر ترامپ نیز سبب شده است که برخی از جمهوری خواهان  حمایت از هیلاری کلینتون را بر دونالد ترامپ ترجیح دهند.

موضع دونالد ترامپ نسبت به روسیه، بخش قابل تامل دیگری از مخالفت‌ها نسبت به او را رقم زده است. ایالات‌متحده با از دوران جنگ سرد به بعد،  همواره روسیه را به‌عنوان رقیب جدی و حتی بیشتر از آن، به عنوان یک دشمن به‌حساب آورده است. این دشمنی در حال حاضر تحت تأثیر شخصیت پوتین و افزایش اقدامات روسیه در مناطق جهان به‌خصوص خاورمیانه تشدید شده است.  بااین‌حال ترامپ  علاوه بر روابط گسترده ی تجاری با روسیه، سیاست خارجی این کشور و شخص پوتین را معقول ارزیابی می‌نماید. این مسئله سبب شده است برخی از جمهوری خواهان ترامپ را هوادار روسیه بنامند؛  نتیجتا جدی بودن تهدید روسیه از موضع برخی از نومحافظه کاران سبب شده است که حتی کلینتون را نسبت به ترامپ گزینه موجه تری برای ریاست جمهوری ارزیابی نمایند. نتیجتاً می‌باید توجه داشت که ترامپ با انتقاد از سنت سیاست خارجی آمریکا ازیک‌طرف و مطرح کردن ایده‌هایی نویی که عملاً در تقابل با دیدگاه مسلط بر حزب جمهوری‌خواه قرار دارد حمایت بخشی از بدنه‌ی جمهوری خواهان به‌ویژه نئوکان ها (که تمایلات مداخله جویانه ی جدی در امور بین الملل  دارند) را ازدست داده است.

به لحاظ تیم مشاوران ترامپ در حوزه سیاست خارجی نیز شاهد آن هستیم که اولا اساسا فرد معتبری در این تیم وجود ندارد. البته اگر واقعا چنین تیمی در عمل و بصورت خارجی وجود داشته باشد، زیرا خود ترامپ بارها به صراحت اعلام می‌نماید که نظرات خود را در این حوزه صائب می‌داند. فهرستی که معرفی شده است نیز حتی در محافل سیاسی امریکا چندان شناخته شده نبوده و کارنامه کاری آنها فاقد سابقه خاص و برجسته ای از حضور در مسئولیت های کلیدی در ساختار حاکمیتی امریکاست. این تیم که ترکیب ناهمگنی از کارگزاران نظامی دولت جورج بوش پسر، لابی های اسرائیل، جنگ طلبان جمهوری خواه، و حتی حامیان یک مدل چند قطبی تر از روابط بین المللی می‌باشد، از مشاورانی کاملا ناهماهنگ با هم تشکیل شده‌ است که اغلب آنها  دیدگاههای  متناقضی در رابطه با سیاست خارجی ایالات متحده دارند. نظرات برخی از اعضای تیم او مانند ولید فارس بیشتر به نو محافظه کاران نزدیک است درحالیکه دیگر اعضای تیم مانند کارتر پیج و ژنرال مایکل فلین بیشتر مایل به همکاری با مراکز قدرت جدید در جهان به خصوص روسیه است. هرچند دونالد ترامپ تفکرات ضدساختاری شدیدتری نسبت به اعضای تیم خود داراست.

 


گروه تخصصی امریکا



[1] Zalmay Khalilzad

[4] Islamic Extremism

[5] Democracy Promotion

[6] Great-power relations

[7] America First

[8] Domestic law enforcement policies

[9] Free Riding

[10] Freeloading

[11] Herman Cain

[12] Jeff Sessions

[13] Mike Pence

[14] Hanover College

[15] the McKinney School of Law

[16] Jeff Sessions

[18] Walid Phares

[19] Samir Geagea

[20] Michael T. Flynn

[25] Carter Page

[26] LLC

[27] Joseph Schmitz

[28] George Papadopoulos

[29] J. Keith Kellogg Jr.

[30] make america great again

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

کارنامه یکساله نظامی ترامپ و مواضع احزاب سیاسی

۱۳۹۷/۲/۲۴

کارنامه یکساله اقتصادی ترامپ و مواضع احزاب سیاسی

۱۳۹۷/۲/۲۳

کارنامه یکساله اجتماعی ترامپ و مواضع احزاب سیاسی

۱۳۹۷/۱/۲۶

عوامل موثر بر تصمیمات کاربردی سیاست خارجی امریکا و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران: احتمالات ایجاد شبکه جاسوسان خصوصی

۱۳۹۷/۱/۲۰

قراردادهای فروش تسلیحات به کشورهای جنوب شرق آسیا

۱۳۹۷/۱/۱۹

نقش جارد کوشنر در سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه

۱۳۹۷/۱/۱۹

همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق: لابی کردها در آمریکا، سناریوهای آینده و جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۷/۱/۸

ابرقدرتی زیر سایۀ ترس از روسیه

۱۳۹۶/۱۲/۸

سند راهبرد امنیت ملی ایالات متحده آمریکا و مهار فدراسیون روسیه

۱۳۹۶/۱۲/۲

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش دوم)

۱۳۹۶/۸/۱۶

حملات صوتی به دیپلمات‌های آمریکایی در کوبا

۱۳۹۶/۸/۱۶

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش نخست)

۱۳۹۶/۸/۷

استراتژی جدید دونالد ترامپ در خصوص ایران؛ نواخت طبل جنگ

۱۳۹۶/۸/۲

ترامپ، سازمان ملل؛ هیاهو برای هیچ

۱۳۹۶/۷/۴

ایالات متحده آمریکا، موضوع هسته‌ای کره شمالی و برجام

۱۳۹۶/۶/۲۸

تحلیل روند اسناد امنیت ملی ایالات‌متحده امریکا از آغاز تا کنون (2015-1987)

۱۳۹۶/۵/۲۱

تشکیل تیم مورد اعتماد ترامپ در مورد موافقت نامه هسته ای ایران

۱۳۹۶/۵/۱

بیم و امید ترامپ از گسترش روابط با روسیه

۱۳۹۶/۴/۲۷

مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ

۱۳۹۶/۴/۱۳

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین در مواجهه با تهدید کره شمالی

۱۳۹۶/۳/۳۱

مهار و بازداشتن ایران پس ازتوافق هسته ای:مرکزمطالعات بین الملل و راهبردی (CSIS) مارس 2017 مصادف با فروردین ماه 96

۱۳۹۶/۳/۳

ارزیابی سیاست خارجی 14 هفته ای ترامپ

۱۳۹۶/۲/۱۲

حمله موشکی آمریکا به سوریه: پارادوکس سیاست‌های اعلامی و اعمالی

۱۳۹۶/۲/۱۰

بررسی تیم سیاست خارجی و امنیتی ترامپ

۱۳۹۶/۲/۹

معرفی و تحلیل شخصیت مایکل فلین مشاور امنیت ملی سابق ایالات متحده در دولت ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۷

راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۱۲/۳

دکترین ترامپ و تیم مشاوران سیاست خارجی او

۱۳۹۵/۱۰/۱۳

جایگاه معاونت ریاست جمهوری در ساختار سیاسی امریکا

۱۳۹۵/۱۰/۷

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛ معرفی چهره های کلیدی تیم سیاست خارجی هیلاری کلینتون

۱۳۹۵/۹/۱۵

چرایی تفاوت بین خوانش کاخ سفید و کنگره از متن گزارش 28 صفحه‌ای

۱۳۹۵/۷/۷

اختلافات میان امریکا و عربستان؛ تاکتیکی یا راهبردی؟

۱۳۹۵/۵/۱۹

انتخابات 2016ریاست جمهوری امریکا؛ تحلیلی بر آخرین وضعیت انتخابات و بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران

۱۳۹۵/۵/۶

بررسی روابط تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی؛با نگاهی به شرکت‌های برتر نظامی جهان

۱۳۹۵/۴/۱۹

آمریـکا؛ سیـاست چرخش به شرق آسیـا و تاثیر آن بر خاورمیانه

۱۳۹۵/۴/۱۴

سرگردانی ناتو در سوریه

۱۳۹۴/۱۲/۲

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛موضع گیـری نامزدها نسبت به توافق هستـه ای ایـران

۱۳۹۴/۱۰/۱۹

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا: تهدید اصلی چین یا روسیه؟

۱۳۹۴/۹/۲۸

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛مروری بر فرآیند انتخابات و معرفی کاندیداهای این دوره

۱۳۹۴/۸/۱۳

بررسی گزارش دیلی بیست از تامین اینترنت ایران بوسیله یک شرکت آمریکایی وابسته به سیا

۱۳۹۴/۸/۱۲

بررسی محبوبیت جهانی ایران از دیدگاه مرکز تحقیقاتی پیو

۱۳۹۴/۴/۲۱

مقامات اسرائیل: به تعویق افتادن توافق هسته ای با ایران بهتر از به نتیجه رسیدن آن است

۱۳۹۴/۳/۲۰

همایش مبارزه با خشونت گرایی افراطی در کاخ سفید

۱۳۹۴/۲/۲۸

آمریکا و خاورمیانه

۱۳۹۴/۲/۲۲

روابط آمریکا-کوبا؛ اهمیت آن در حرکت به سمت کاهش تنش در روابط ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۲/۲۲