ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > فرانسه > سیاست خارجی فرانسه در قبال تحولات لبنان

سیاست خارجی فرانسه در قبال تحولات لبنان

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۷ تعداد بازدید: 643

نگارنده: فاطمه جعفری

در این گزارش اهداف سیاست خارجی کشور فرانسه در قبال لبنان بعد از تشکیل ائتلاف 14 مارس، رویکرد آن نسبت به بازیگران خارجی حاضر در لبنان و همچنین انتخابات ریاست جمهوری پیش روی آن پرداخته شده است.

مقدمه

سابقه حضور فرانسه در لبنان به انعقاد معاهده سایکس-پیکو باز می‌گردد، اما اهمیت این کشور باعث شده تا فرانسه همواره سیاست خارجی خود در لبنان را در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و در راستای نفوذ و حضور فعال دنبال کند. از این رو فرانسه در تحولات این کشور از جمله جنگ‌ها و درگیری‌های داخلی حضور نسبتاً فعالی داشته، به‌گونه‌ای که در قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل و پیمان طائف که تا به امروز مسائل آینده سیاسی کشور لبنان را تحت قرار داده است، مشارکت فعالی داشته است. با پررنگ‌تر شدن نقش دیگر بازیگران خارجی در لبنان از جمله آمریکا، عربستان، سوریه و نیز قدرت گرفتن حزب ‌الله، فرانسه نیز به عرصه سیاسی لبنان بازگشت. ترور رفیق حریری و تقسیم شدن جامعه لبنان به دو ائتلاف 8 و 14 مارس، فرصت مناسبی برای نفوذ بیشتر فرانسه در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی فراهم آورد. به‌گونه‌ای که از آن به بعد فرانسه مواضع سیاسی خود نسبت به سوریه و حزب ‌الله را در قالب ائتلاف 14 مارس و از طریق بین‌المللی کردن مسائل این کشور دنبال کرد. فرانسه همچنین به‌وسیله مهره سیاسی مورد حمایت خود، یعنی سعد حریری در رأس ائتلاف 14 مارس، سیاست‌های خود را در این کشور پیگیری می‌کند. گزارش حاضر ضمن بررسی رویکرد و اهداف سیاست خارجی فرانسه در قبال لبنان، به بررسی مواضع این کشور در رابطه با دو ائتلاف 8 و 14 مارس، بازیگران خارجی حاضر در لبنان و همچنین انتخابات ریاست جمهوری پیش روی این کشور خواهد پرداخت.

سیاست خارجی فرانسه در قبال تحولات لبنان


پیشینه و روند حضور فرانسه در لبنان

حضور فرانسه در لبنان پیشینه طولانی دارد اما اساساً نفوذ و سلطه آن در کشور لبنان به انعقاد پیمان سایکس-پیکو[1] بازمی‌گردد. در سال 1941 تنش‌های داخلی ایجادشده منجر به اعلام استقلال لبنان گردید و در سال 1941 میلادی، ژنرال کاتروکس فرانسوی فرمانده نیروهای نظامی فرانسه بار دیگر بر استقلال لبنان تأکید کرده و استقلال کامل لبنان را اعلام کرد؛ اما درگیری‌ها بر سر قوانین اساسی مربوط به حکمرانی فرانسه در لبنان ادامه داشت تا اینکه در 3 ژانویه 1944، حاکمیت لبنان (همچنین سوریه)، به رسمیت شناخته شد. با وجود این، آخرین نیروهای فرانسه در دسامبر سال 1946 از منطقه خارج شدند.

به رغم پایان یافتن قیمومیت فرانسه بر لبنان، همچنان کما بیش حضور آن قدرت در این کشور تداوم یافت. در بحران ژوئیه 1958 لبنان ، اگرچه فرانسه بر خلاف آمریکا مستقیماً در مسائل لبنان دخالت نمی‌کرد، اما تا زمان استعفای شارل دو گل رئیس جمهور فرانسه در لبنان باقی ماند (در حالی که به دنبال نشان دادن مخالفت خود با حاکمیت آمریکا در شرق میانه بود) و برای این کشور ماشین آلات جنگی (قبل از تحریم اسلحه به مقصد اسرائیل در سال 1968)، فراهم می‌کرد. در زمان جنگ داخلی لبنان و حضور نیروهای موقت سازمان ملل در سال 1978 و در چارچوب قطعنامه 1701، فرانسه یکی از کشورهای اصلی کمک کننده به نیروهای موقت سازمان ملل در لبنان با بیش از 900 سرباز بود، اما محدودیت‌های اقتصادی در لبنان همچون شوک نفتی، لبنان را در نقطه کور فرانسه قرار داد.

با وجود ویرانی پس از جنگ داخلی، از سال‌های 1985 تا 1995، پاریس توجه کمتری به کشور لبنان داشت. با این حال، نقش فرانسه در توافق طائف[2] را نمی‌توان نادیده گرفت. این توافق با نظارت سوریه-عربستان سعودی و با استقبال ایالات متحده آمریکا و فرانسه، به 15 سال جنگ داخلی لبنان پایان داد.

بی تفاوتی نسبی کشور فرانسه در قبال تحولات لبنان با به قدرت رسیدن ژاک شیراک به پایان رسید.  میانجیگری فرانسه در طول عملیات «خوشه‌های خشم» در آوریل 1996 برای این قدرت امکان رخنه در دستگاهی را فراهم آورد که ضامن منحصر به فرد طرفداری از ایالات متحده در صلح اسرائیل-عربستان بود. با این حال، فرانسه در تلاش بود تا از این فرصت بوجود آمده برای تبدیل پاریس به میز مذاکره استفاده کند. از این رو پاریس ریاست کمیته آتش بس را بر عهده گرفت.

از سال 2000 فرانسه در لبنان دیپلماسی میانه رو، به معنای حضور به عنوان یک بازیگر کلیدی در حل مسائل لبنان و یک قدرت دیپلماتیک، به عنوان ارائه دهنده یک دیدگاه جایگزین را دنبال کرد. دیپلماسی آن زمان فرانسه در لبنان، تضمین حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی این کشور بود. این استراتژی شامل تنظیمات جدید، حضور فزاینده و قبل از همه همکاری با رقیب دیروز یعنی ایالات متحده می‌شد. شیراک خواهان اتمام خروج نیروهای سوری از لبنان بود زیرا که معتقد بود اپوزیسیون لبنان قربانی سرکوب و دستگیری‌های خودسرانه حامیان رژیم سوریه بوده است. او از رهبران سوریه پیگیری و اجرای کامل موافقت‌نامه طائف را درخواست کرد، زیرا این پیمان خروج کامل نیروهای سوری را امکان پذیر می‌کرد. در واقع، فرانسه و آمریکا از سال 2000 در پی برچیدن نفوذ سوریه و شبکه‌های سیاسی-مذهبی گسترش یافته، نظیر حزب الله در لبنان بودند.

در سال 2004، تصمیم سوریه برای حضور فزاینده در انتخابات ریاست جمهوری و اصلاح قانون اساسی با هدف امکان تمدید ریاست جمهوری امیل لحود، زمینه را برای نگرانی و بازگشت فعال فرانسه به عرصه سیاسی لبنان و نهایتاً افزایش نفوذ پاریس در صحنه سیاسی این کشور فراهم کرد. ژاک شیراک خواهان برگزاری انتخابات آزاد شد، به گونه‌ای که رفیق حریری بتواند برای تصدی پست نخست وزیری وارد رقابت شود. گرچه این تصمیم پاریس با منافع منطقه‌ای واشنگتن که هدف آن خنثی کردن حزب الله بود همسویی کامل نداشت، اما نگرانی مشترک دو کشور برای خروج سوریه از لبنان باعث همکاری پاریس-واشنگتن شد. با پیشنهاد فرانسه و با همکاری تنگاتنگ این قدرت با آمریکا، شورای امنیت در تاریخ 2 سپتامبر 2004 به قطعنامه 1559 رأی مثبت داد. از جمله مفاد این قطعنامه خروج ارتش سوریه، خلع سلاح شبه نظامیان (از جمله حزب الله) و برگزاری انتخابات آزاد بدون حضور سوریه بود. فرانسه به همراه آمریکا خواستار خروج تمام نیروهای خارجی از این کشور و نیروهای غیرنظامی از تمام جنبش‌های لبنان بود. تا آنجا که مجموعه‌ای از قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل (520 در سال 1982، 1559 در 2004، 1620 در 2005) منجر به خروج نیروهای ارتش سوریه از لبنان در سال 2005 شد.

ترور رفیق حریری یکی از رهبران اپوزیسیون در فوریه 2005، فصل جدیدی از تحولات لبنان رقم را زد. اقدامات تقریباً هر روز مردمی در بهار بیروت و تظاهرات گسترده سنگ بنای جریان‌های 8 و 14 مارس شد. جامعه لبنان به دو جریان 8 و 14 مارس و به عبارت ساده‌تر «طرفدار سوریه» و «ضد سوریه» تقسیم شد. تقسیم شدن جامعه لبنان به دو ائتلاف مذکور، فرصت جدیدی را برای فرانسه فراهم ساخت تا دوباره به صحنه‌ی سیاسی لبنان باز گردد و اهداف خود را در چارچوب حمایت از ائتلاف 14 مارس دنبال کند. به گونه‌ای که سیاست خارجی فرانسه در لبنان رنگ تازه‌ای به خود گرفت.

بررسی رویکردهای مختلف سیاست خارجی فرانسه به ما کمک خواهد کرد تا به نتیجه گیری بهتری نسبت  علل و چگونگی حضور فرانسه در این کشور پی ببریم.

رویکرد اقتصادی فرانسه به لبنان

فرانسه یکی از اصلیترین شرکای لبنان از نظر اقتصادی است. نزدیک به صد شرکت فرانسوی در بخش‌های مختلف از نوع شرکت‌های بزرگ و بنگاه‌های کوچک و بزرگ در لبنان حضور دارند. اگر چه در مقایسه با سال‌های 2000 فعالیت‌های اقتصادی فرانسه کاهش یافته است، اما افزایش روز افزون تعداد شرکت‌های صادرات محصولات به لبنان (از 4092 در سال 2006 به 4479 در سال 2015 با 93 درصد آن‌ها شرکت‌های کوچک، بنگاه‌های کوچک و متوسط) نشان دهنده پویایی حضور اقتصادی فرانسه در این کشور است. به گونه‌ای که در سال 2015 حجم صادرات فرانسه به لبنان 998،000،000 € بوده است.

اهداف اقتصادی فرانسه در لبنان: امکان ایجاد روابط حرفه‌ای و ملاقات با سرمایه گذاران لبنانی و منطقه‌ای برای کارخانه‌ها و اپراتورهای فرانسوی، ایجاد روابط حرفه‌ای و بستن توافق نامه و ترویج رویه صنعتی و علمی فرانسه در بخش‌های مختلف.

مطالعه چندین مؤسسه و نهاد فعال در لبنان دیدگاه وسیع‌تری از اهداف اقتصادی فرانسه در لبنان را به ما می‌دهد.

شرکت خدمات اقتصادی خاورمیانه[3]

این سازمان از جمله خدمات وزارت اقتصاد فرانسه از سال 2012 در لبنان فعال است. اهداف این سازمان حمایت از جایگاه و توسعه شرکت‌های فرانسوی و مدیریت روابط دوجانبه با لبنان در زمینه اقتصادی و مالی (همکاری اداری، سازمان دهی مأموریت مقامات فرانسوی، روش مستقل حمایت از طرح‌های توسعه‌ای و غیره) است.

وبسایت: https://www.tresor.economie.gouv.fr/pays/Liban

مرف ( نمایندگی‌های شرکت‌های اقتصادی فرانسه در لبنان) [4]:

مرف یک گروه از نهادهای اقتصادی فرانسوی و لبنانی به تعداد می‌باشد که در سال 2008 افتتاح شده است. این نهاد از شرکت‌های تابعه، دفاتر نمایندگی، عوامل و سری شرکت‌های فرانسوی در لبنان و همچنین شرکت‌های لبنانی و خارجی تشکیل شده است و خدمات اقتصادی منطقه‌ای بیروت، بیزینس فرنس و بخش لبنانی مشاوران تجارت خارجی فرانسه را تکمیل می‌کند. این گروه امکان نزدیکی روابط فرهنگی و اقتصادی بین دو کشور را فراهم می‌کند.

وبسایت: http://www.meref.org/

مشاوران تجارت خارجی فرانسه، بخش لبنان[5]:

این سازمان در لبنان سه هدف اصلی را دنبال می‌کند: مشاوره و نظارت موضوعی در تجارت خارجی، همراهی و حمایت از شرکت‌ها برای توسعه بین‌المللی در لبنان، فراهم آوردن ارتباط بین فضاهای آموزشی با هدف مشارکت دانش وران در مشارکت با بنگاه‌های کوچک و بزرگ در لبنان.

وبسایت: www.ccef-liban.com

مدرسه عالی بازرگانی[6]:

این مدرسه در سال 1996 تأسیس شده است. هدف فرانسه از تأسیس آن ایجاد روابط و همکاری دو جانبه در حوزه آموزشی بوده است. این مؤسسه به حضور فرانسه در لبنان کمک می‌کند.

وبسایت: https://www.esa.edu.lb/fr

رویکرد فرهنگی فرانسه به لبنان

فرانکوفونی[7]

برای کشور فرانسه ارتقاء زبان فرانسه در لبنان یک ضرورت استراتژیک به شمار می‌آید.

با وجود گسترش زبان انگلیسی در محیط‌های اقتصادی، رسانه، وجود روز افزون دو زبان در محیط آموزشی، فرانکوفونی هنوز در لبنان زنده است.

سند چارچوب همکاری بین فرانسه و لبنان در سال 2008-2012، حمایت از فرانکوفونی را در قلب استراتژی همکاری فرانسه و لبنان در زمینه دانش و فرهنگ مبتنی بر اقتصاد قرار داد. مأموریت این بخش همکاری‌های زبانی و آموزشی (CLE) و حمایت از گسترش زبان فرانسه به عنوان زبان آموزش در نظام آموزش و پرورش لبنان، از کودکستان تا آموزش عالی است. هدف از این همکاری تحکیم جایگاه زبان فرانسه در نظام آموزشی لبنان است.

آژانس توسعه فرانسه[8]:

فعالیت این آژانس از سال 1999 در لبنان آغاز شد. این سازمان تاکنون 27 قرارداد مالی با رشدی معادل1.167 میلیون یورو امضا کرده است که از این میزان 875 میلیون یورو تحت عنوان کمک مالی و 292 میلیون یورو تحت عنوان حمایت پروژه‌ای بوده است. هدف این مؤسسه ترویج همکاری و توسعه تخصص فرانسوی در اجرای فعالیت‌های خود است.

 انستیتوی فرانسوی لبنان[9]:

این مؤسسه در سال 2011، با هدف همکاری در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری تأسیس شده است. برنامه‌های این مؤسسه در جهت توزیع و ارتقای آفرینش‌های هنری فرانسه و فرانکوفونی، راه‌اندازی پروژه‌های جدید و ترویج محیطی فرانسوی زبان با تأکید بر چند رشته (تئاتر، رقص، موسیقی، تئاتر، خیابان هنر، هنر معاصر ...) می‌باشد. این مؤسسه همچنین انتشار ارزش‌ها، همانند گفتگوهای بینا فرهنگی و بهبود تنوع در زمینه‌های کتاب، سینما و زبان فرانسه را به عهده دارد. هدف فرانسه از این همکاری‌ها پشتیبانی از ساختارهای فرهنگی مطلوب خود در لبنان و همچنین گسترش زبان و انتشار آثار هنری خود در این کشور است.

انستیتیوی فرانسوی خاور نزدیک[10]:

این مؤسسه درکشورهای خاورمیانه‌ای از جمله لبنان فعالیت دارد. این مؤسسه در لبنان در دو حوزه فعالیت می‌کند: دانش‌افزایی در زمینه باستان شناسی، تاریخ باستان و مطالعات معاصر. در این میان،مطالعات معاصر که در زمینه بحران‌های جاری در منطقه پژوهش می‌کند، جایگاه ویژه‌ای دارد. اهداف این مؤسسه شناخت منطقه و افزایش همکاری با مؤسسات آکادمیک منطقه‌ای لبنان است.

وبسایت http://www.ifporient.org

رویکرد امنیتی و نظامی فرانسه به لبنان

سیاست فرانسه برای حضور بیشتر در لبنان و جلوگیری از نفوذ کشورهای دیگر موجب حضور نظامی فعال فرانسه در لبنان شده است.

   - از سال 1978، فرانسه یکی از کشورهای اصلی حامی فینول[11] (نیروی موقت سازمان ملل در جنوب لبنان) است.
   - نزدیک به 900 سرباز در چارچوب عملیات دمشق حضور دارند.
   - نزدیک به 50 نظامی فرانسوی در مقر نیروهای سازمان ملل حضور دارند.
   - حدود 30 فرمانده در مقر نیروهای سازمان ملل در ناقوره[12] حضور دارند و یک افسر ارشد فرانسوی، ریاست ستاد نیروهای موقت سازمان ملل را بر عهده دارد.

حضور فرانسه در «فرماندهی نیروهای ذخیره»

نظامیان فرانسوی ستاد «فرماندهی نیروهای ذخیره»[13] را تجهیز می‌کنند. حضور فرانسه فرصت همکاری این کشور با نیروهای ارتش لبنان و انجام فعالیت‌های غیرنظامی در جنوب این کشور را فراهم ساخته است. از جمله فعالیت در طرح‌های خاص (دسترسی به انرژی، دسترسی به آب آشامیدنی) و طرح‌های مربوط به فرانکوفونی (کنکور فرانکوفونی و دوره‌های آموزش زبان فرانسه برای دانش آموزان). این گردان از سال 2011، هر ساله در ارتش لبنان، کنکور فرانکوفونی با همکاری انستیتو فرانسوی لبنان برگزار می‌کند.

از این گذشته نفوذ فرهنگی فرانسه در ارتش این کشور نیز حس می‌شود. در ارتش لبنان زبان فرانسه آموزش داده می‌شود. اخیراً مسئول همکاری نظامی فرانسه در ارتش لبنان اعلام کرد: در سال 2016 بیش از 1600 شاگرد نظامی زبان فرانسه آموخته‌اند. هدف از همکاری‌های غیرنظامی ادغام بهتر گردان فرانسه در محیط منطقه‌ای است.

عکس ذیل به خوبی حمایت و حضور نظامی فرانسه در فینول، فرماندهی نیروهای ذخیره و همچنین فعالیت‌های غیرنظامی این کشور را نشان می‌دهد.

سیاست خارجی فرانسه در قبال تحولات لبنان

رویکرد سیاسی فرانسه به لبنان

 لبنان به عنوان کشوری که در دوره‌ای تحت قیمومیت فرانسه بوده، از اهمیت ویژه‌ای برای آن کشور برخوردار است. در میان کشورهای اروپایی فرانسه یکی از شرکای سیاسی اصلی لبنان است و این موضوع در روابط سیاسی دو جانبه دو کشور همانند دیدارهای مقامات عالی‌رتبه دو کشور (سفر رئیس جمهور وقت فرانسه فرانسوا اولاند در تاریخ 4 نوامبر 2012)، پشتیبانی مداوم فرانسه از قطعنامه‌های دفاع از حاکمیت لبنان در سازمان ملل متحد و برگزاری اجلاس‌های بین‌المللی در پاریس کاملاً مشهود است. علاوه بر موارد مذکور، رویکرد فرانسه نسبت به ائتلاف‌های 8 و 14 مارس و حمایت از مواضع ائتلاف 14 مارس، به خوبی بیانگر سیاست‌های فرانسه و اهمیت لبنان برای این کشور است.

دیدارهای لوران فابیوس با مقامات لبنانی از سال 2013 الی 2015

   - لبنان - دیدار لوران فابیوس با وزیر کشور لبنان، (23/07/15)
   - دیدار لوران فابیوس با همتای لبنانی خود (30/09/14)
   - دیدار لوران فابیوس با همتای لبنانی خود جبران باسل (04/03/14)
   - دیدار لوران فابیوس با تمام سلام نخست وزیر لبنان (15/02/14)
   - دیدار لوران فابیوس با نجیب میقاتی نخست وزیر لبنان (26/11/13)

دیدار لوران فابیوس با پاتریارک مار بشاره الراعی، اسقف اعظم مارونی‌های انطاکیه و مناطق شرقی (08/04/13)

دفاع از حاکمیت لبنان به وسیله حمایت از قطعنامه‌های مختلف

اهمیت لبنان و منافع فرانسه در این کشور همواره سبب گشته که فرانسه از ثبات، وحدت، استقلال و حاکمیت لبنان حمایت کند. پشتیبانی مداوم فرانسه از قطعنامه‌های دفاع از حاکمیت لبنان در سازمان ملل متحد گواه بر این موضوع است.

   - در 5 مارس سال 2014 رئیس جمهور وقت فرانسه از مؤسسات لبنانی و از رئیس جمهور این کشور میشل سلیمان در مراسم افتتاحیه نشست گروه بین‌المللی حمایت از لبنان در حضور میشل سلیمان حمایت کرد.
   - اجرای بیانیه شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ 10 ژوئیه 2013 توسط فرانسه: طبق این بیانیه، در تاریخ 25 سپتامبر سال 2013 یک «گروه بین‌المللی حمایت از لبنان»[14] تحت نظارت سازمان ملل متحد و در حضور رئیس جمهور لبنان، میشل سلیمان در نیویورک برگزار شد. گروه مذکور در قالب بزرگ‌تر در تاریخ 25 نوامبر 2013 در نیویورک برگزار شد. این گروه حمایت از نهادها و مقامات لبنانی و نیز اهدافی از قبیل کمک به پناهندگان و جوامع لبنانی؛ پشتیبانی از نیروهای ارتش لبنان؛ حمایت از اقتصاد لبنان را دنبال می‌کند.
   - برگزاری جلسه وزرای «گروه بین‌المللی حمایت از لبنان» در پاریس: این جلسه در تاریخ 5 مارس 2014، در ابعادی گسترده‌تر با حضور شرکای اروپایی لبنان و عربستان سعودی برگزار شد و امکان تشکیل اجماع بین‌المللی در حمایت از لبنان و دستیابی به هر یک از سه هدف گروه بین‌المللی مذکور را امکان‌پذیر می‌کرد.

اجلاس‌های بین‌المللی با محوریت لبنان

-اجلاس بین‌المللی پاریس: اهمیت تحولات لبنان در سال‌های اخیر سبب گشته که فرانسه اجلاس‌های بین‌المللی با عنوان حمایت از لبنان در پاریس برگزار نماید. اجلاس بین‌المللی سال 2016، با حضور مسئولان سیاسی لبنان پیرامون بحران ساختار سیاسی و خلأ ریاست جمهوری این کشور، در پاریس برگزار شد. هدف از برگزاری این اجلاس مذاکره فرانسه با مقامات سیاسی لبنان با محوریت توافق بین احزاب سیاسی بوده است. در حقیقت، این اجلاس را ژان مارک آیرولت وزیر امور خارجه فرانسه در سفر خود به لبنان و دیدار با مقامات لبنانی در جهت پیدا کردن راه حلی برای توافق بین احزاب سیاسی برنامه ریزی کرده بود. او همچنین در سفر خود در لبنان بیان کرده بود: «با همتاهای ایرانی و عربستانی خود دیدار داشته‌ام و آن‌ها موافقت خود در جهت رسیدن به راه حلی سیاسی جامع در این کشور، مشروط بر اجماع نظر مردم لبنان، اعلام کرده‌اند.»

موضع گیری نسبت به دو ائتلاف سیاسی حاضر در لبنان: ائتلاف 8 و 14 مارس

ائتلاف 8 مارس

ریاست کنونی: سید حسن نصر الله

تاریخ تأسیس: 8 مارس 2005

ائتلاف 8 مارس جریان طرفدار سوریه و ایران و مخالف مداخله غرب در امور لبنان است.

اهم مواضع سیاسی:

   - مخالفت با خلع سلاح حزب الله
   - حمایت از سوریه
   - مقاومت در برابر اسرائیل

موضع فرانسه نسبت به ائتلاف 8 مارس

 اگرچه فرانسه همواره با درخواست ائتلاف 14 مارس مبنی بر تروریستی اعلام کردن شاخه نظامی حزب الله همراهی می‌کرد، اما از ابتدا بر خلاف رویکرد آمریکا، انگلستان و عربستان، مواضع خود را به طرز آشکار اعلام نکرد. دولت فرانسه از ابتدا یعنی حتی قبل از شکل گیری جریان 8 و 14 مارس با درخواست‌های آمریکا، اسرائیل و اروپا مبنی بر تروریستی اعلام کردن حزب الله مقاومت می‌کرد.

از این رو پس از قتل رفیق حریری و شکل گیری جریان 8 و 14 مارس، فرانسه همچنان از تروریستی اعلام کردن حزب الله خود‌داری می‌کرد. به عنوان مثال سخنرانی‌های سارکوزی در جلسه‌ای در میان دیپلمات‌های اروپایی همه را سردرگم کرد. فرانسه در معرفی جریان شیعه لبنانی به عنوان «تروریست»،از خط مشی اروپا پیروی نکرد. بنابراین برخلاف حماس، حزب الله در لیست سازمان‌های تروریستی اتحادیه اروپا نبود و فرانسه همواره با تروریستی اعلام کردن حزب الله مخالفت می‌کرد. به گفته یک دیپلمات فرانسوی: «تروریستی اعلام کردن حزب الله، امنیت فینول را به خطر می‌اندازد، آن هم زمانی که اروپا به برنامه ریزی برای فرستادن 7000 نیرو به جنوب لبنان بعد از توافق لبنان و اسرائیل موافقت کرد». با این حال، موضع فرانسه در طول جنگ ژوئیه-اوت 2006 تغییر کرد، شیراک خواستار خلع سلاح حزب الله شد و سوریه و ایران را به مسلح کردن سازمان شیعی مزبور و ایجاد فضای خشونت بار محکوم کرد.

1-تروریستی اعلام کردن شاخه نظامی حزب الله

در سال 2013، همزمان با حضور حزب الله در سوریه (پشتیبانی از بحران سوریه و مستقر شدن نیروهای حزب الله در این کشور) وزیر امور خارجه وقت فرانسه لوران فابیوس، شاخه نظامی حزب الله را به اتهام حمایت از رژیم دمشق تروریستی اعلام کرد و از اتحادیه اروپا قرارگیری شاخه نظامی حزب ‌الله در لیست گروه‌های تروریستی را درخواست کرد. لوران فابیوس در شورای اتحادیه اروپا اعلام کرد: «با توجه به تصمیمات و حملات شدید حزب الله به مردم سوریه، قرار گرفتن آن در لیست گروه‌های تروریستی را پیشنهاد می‌کنم.»

نیکولا سارکوزی نیز این موضوع را در دیدار با نتانیاهو بازگو کرد و قرار گرفتن شاخه نظامی حزب الله در لیست گروه‌های تروریستی را کاملاً بجا دانست و فعالیت‌های سوریه در سال 2012 - 2013 را تروریستی اعلام کرد. او همچنین حزب الله را به مشارکت در انفجارهای بلغارستان، قبرس و دیگر کشورها متهم کرد.

بدین ترتیب در تاریخ 22 ژوئیه، اتحادیه اروپا شاخه نظامی حزب الله را به لیست سازمان‌های تروریستی افزود. این تصمیم پس از ماه‌ها مذاکره توسط وزرای خارجی کشورهای عضو اتحادیه اروپا تصویب شد. در واقع، اتهام زنی به حزب الله در باره حمله تروریستی در بورگاسِ بلغارستان در سال 2013، بهانه و فرصتی را فراهم آورد تا کشور‌های غربی به سرعت به این تصمیم جامعه عمل بپوشانند. در میان کشورهایی که به شدت از این تصمیم حمایت کردند می‌توان به فرانسه، انگلستان و هلند اشاره کرد.

2-متهم کردن حزب الله به قاچاق مواد مخدر

تروریست اعلام کردن شاخه نظامی حزب الله تنها اقدام فرانسه علیه حزب الله نبود. بلکه در فوریه سال 2015، اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا یک پل ارتباطی پیش روی همتای فرانسوی خود قرار داد. با توجه به اطلاعات جمع آوری شده توسط عوامل ایالات متحده آمریکا در سطح اروپا، ادعا می‌شد ترانزیت مواد مخدر از نوع کوکائین توسط یک گروه لبنانی به کلمبیا انجام شده که می‌توانست عواقب مهمی را برای فرانسه به دنبال داشته باشد. این موضوع سبب شد دایره پیشگیری از جرائم مالی[15] و دادگاه تخصصی بین‌المللی پاریس[16] دو قاضی به نام‌های گَشون[17] و توونو[18] را برای قضاوت و بررسی این شبکه مواد مخدر انتخاب کنند. پس از یک سال تحقیق و بررسی، رسانه‌های فرانسوی، شبکه پول شویی مواد مخدر کلمبیایی را با واسطه‌های لبنان در اروپا مرتبط دانستند. در این تحقیقات از نام‌های حزب الله و حریری نام برده شده بود. از منظر کارشناسان آمریکایی، حزب الله بیشترین منفعت و سود را از این سیستم می‌برد.

در این تحقیقات جنبش مسلحانه سیدحسن نصرالله به انجام یک پنجم معاملات پولشویی متهم شد. سعد حریری از دیگر اشخاص متهم در این پرونده بود. یک مأمور مالیاتی در پاسخ به بازپرس‌های فرانسوی اعلام کرد که مبالغ زیادی به وکیلی لبنانی در پاریس به سود سعد حریری، تحویل داده شده بود. یکی دیگر از شاهدان نیز اعلام کرد که 7 میلیون یورو به سعد حریری که گروه معماری آن با مشکلات مالی مواجه بود، اعطا شده بود. با این وجود، دادگاه عدالت فرانسه حریری را به چالش نکشید و از متهم کردن وی امتناع ورزید.

یکم فوریه سال 2016، فرانسه با درخواست آمریکا چهار عامل امنیتی خارجی حزب الله را به اتهام رهبری شبکه پولشویی بین‌المللی بازداشت کرد و اعلام داشت که هدف حزب الله تامین مالی فعالیت‌های تروریستی در سوریه بوده است. یک مقام رسمی اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA) اعلام کرد که حزب الله «یک جریان مبادله کننده سلاح و مسئول حملات مخرب در سراسر جهان» بوده است و احتمال ادامه بازداشت‌هایی از این نوع وجود دارد. به جز فرانسه و آمریکا کشورهایی از جمله آلمان، ایتالیا و بلژیک در این تحقیقات و دستگیری دخیل بودند.

ائتلاف 14 مارس

ریاست کنونی: سعد حریری

تاریخ تأسیس: 14 مارس 2005

ائتلاف 14 مارس جناح ضد سوریه، طرفدار غرب، عربستان سعودی و مخالف بشار اسد است. این ائتلاف از جانب فرانسه و ایالات متحده آمریکا حمایت می‌شود.

اهم مواضع سیاسی:

   - برکناری امیل لحود از ریاست جمهوری و مخالفت با تمدید حکم وی با بهانه اینکه تمدید حکم لحود با دستور سوریه بوده است؛
   - تشکیل دادگاهی بین‌المللی برای محاکمه عوامل ترور رفیق حریری، نخست وزیر سابق لبنان؛
   - برقراری روابط دیپلماتیک با سوریه و مشخص کردن مرز لبنان با این کشور؛
   - خصومت نسبت به سیاست سوریه در قبال لبنان؛
   - انحصار سلاح و تصمیم جنگ و صلح منحصراً برای دولت لبنان و طرفدار خلع سلاح حزب الله (طرفدار تحت کنترل قرار گرفتن ارتش توسط رئیس جمهور و ژنرال میشل سلیمان).

موضع فرانسه نسبت به ائتلاف 14 مارس

در کنار چالش اصلی تقسیم قدرت، از اواخر سال 2005، اختلافات جناح‌های سیاسی لبنان بر دو مسئله عمده متمرکز بوده است: نخست موضوع دادگاه بین‌المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری به عنوان محور اصلی بازتعریف روابط سوریه-لبنان از زمان اعلام رژیم سوریه به عنوان مظنون اصلی در قتل حریری از سوی جناح 14 مارس؛ و دوم مسئله خلع سلاح حزب الله که در ارتباط مستقیم با ادامه مناقشه اعراب و اسرائیل بود. این دو موضوع داخلی نشان می‌دهد که لبنان درگیر بحران منطقه‌ای با توجه به تلاش‌های جامعه بین‌الملل- به ویژه آمریکا و فرانسه –برای تغییر توازن در منطقه بوده است. از سپتامبر 2004، با توجه به تصویب بیش از 20 قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در ارتباط با دو مسئله مذکور، اهرم اصلی استراتژی همکاری آمریکا، فرانسه و اسرائیل در جهت به زانو در آوردن سوریه برای پایبندی به الزامات یک نظم جدید منطقه‌ای در عرصه لبنان استوار گردید.

حال ضروری است اهم سیاست‌های فرانسه نسبت به تحولات لبنان که در همسویی با دیدگاه‌های 14 مارس بوده است ذیلاً مورد واکاوی قرار گیرد.

1-تلاش برای خروج نیرو‌های سوریه از لبنان

بین‌المللی کردن مسئله لبنان، یکی از استراتژی‌های فرانسه و آمریکا برای پیشبرد مواضع 14 مارس بود. بین‌المللی کردن مسئله لبنان یک مرحله از همکاری تنگاتنگ فرانسه و آمریکا به شمار می‌آمد تا آنجا که به خروج سوریه و برقراری روابط دیپلماتیک بین بیروت و دمشق منجر شد.

بهره‌گیری فرانسه از اهرم سازمان ملل برای پیشبرد اهداف خود در جهت خروج نیروهای سوریه از لبنان و خلع سلاح حزب الله از جمله این موارد بوده است. هیچ دولتی تا این میزان از مأموریت‌ها و کمیسیون‌های سازمان ملل متحد و قطعنامه‌های شورای امنیت در فاصله زمانی چهار سال (2008-2004) که تضعیف حاکمیت لبنان را در پی داشت، حمایت نکرده است. در واقع، فرانسه عامل اصلی صدور و تصویب بیش از 12 قطعنامه شورای امنیت در لبنان بوده است. برخی از این قطعنامه‌ها تشکیل دادگاه بین‌المللی رسیدگی به پرونده قتل حریری را مطالبه می‌کردند و برخی دیگر احترام به حاکمیت لبنان، برقراری روابط دیپلماتیک با آن و ترسیم مرز مشترک را به سوریه یاد آور می‌شدند.

فرانسه با هدف جلوگیری از نفوذ ایران و سوریه در خاورمیانه، از مداخله ایالات متحده در لبنان استقبال کرد. ترور رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان در فوریه 2005 که مدتی مواضعش تغییر کرده و متمایل به سوریه شده بود، اولین فرصت را برای همکاری فرانسه و آمریکا به وجود آورد.

-صدور قطعنامه 1595 شورای امنیت

این قطعنامه در تاریخ 7/ 4/ 2005 به در خواست آمریکا و فرانسه در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد و درخواست تشکیل دادگاه تحقیق بین‌المللی مستقل قتل رفیق حریری را داد. هدف از این تحقیق جمع آوری مدارک و اصطلاحاً کمک به مقامات لبنانی در شناسایی عاملان قتل رفیق حریری بود. البته حکم این گروه تحقیق با هدف بررسی و تحقیق در رابطه با قتل‌های بعد و قبل از ترور رفیق حریری بسط داده شد. تشکیل دادگاه بین‌المللی «رفیق حریری» سرمنشأ تحولاتی در لبنان شد که تا کنون نیز ادامه دارد.

-صدور قطعنامه 1636

 به دنبال ترورهای سلسله‌وار لبنان، یک‌بار دیگر آمریکا و فرانسه وارد میدان می‌شوند و قطعنامه 1636 را در تاریخ 31/ 10/ 2005 صادر می‌کنند. در این قطعنامه بر قطعنامه‌های پیشین یعنی 1559 (مبنی بر خلع سلاح سریع نیروهای شبه‌نظامی لبنان) قطعنامه 1595 و لزوم تسریع در تشکیل دادگاه بین‌المللی رفیق حریری و دستگیری متهمان آن تأکید شد. پشتوانه صدور این قطعنامه ادامه ترورهای سیاسی مشهور در لبنان پس از ترور رفیق حریری بوده است؛ اما این بار هدف اصلی این قطعنامه هدف قرار دادن متحدان سوریه در لبنان است. از اهداف دیگر این قطعنامه تسریع جریان خلع سلاح حزب الله و مقاومت اسلامی است.

در واقع، سعد حریری تشکیل دادگاه بین‌المللی رسیدگی به ترور رفیق حریری با پشتیبانی غربی‌ها حمایت و پیگیری می‌کرد. هدف از این کار نه تنها ابراز وجود به عنوان رهبر سیاسی، بلکه برای محدود کردن گسترش نفوذ شیعیان در مقابل جامعه اهل تسنن در لبنان بود. البته در پاسخ به این اقدام فرانسه، دولت سوریه بر بی‌اعتباری استقلال و بی‌طرفی دادگاه تأکید کرد.

2-تلاش برای کم رنگ کردن نقش حزب الله

فرانسه همواره بر اعلام مخالفت آشکار با حزب الله لبنان تأکید داشت. در یک مصاحبه با هفته نامه لبنانی، رئیس جمهور وقت فرانسه نیکلا سارکوزی اعلام کرده بود که حزب الله گروه شبه‌نظامی مسلح خارج از کنترل دولت است که آشکارا دستورهای سوریه و ایران را اجرا می‌کند. در این راستا، پاریس نقش اصلی را در پیشبرد قطعنامه 1701 به عهده داشت و بر خلع سلاح حزب الله تأکید می‌کرد و به خصومت‌های جنگ ژوئیه-اوت سال 2006، بین لبنان و اسرائیل پایان می‌داد. در پی این قطعنامه، فرانسه پس از ایتالیا، بیشترین نیرو را به فینول فرستاد و بر خلع سلاح شبه نظامیان و حزب الله تأکید کرد. در واقع، پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه موجب شد که اصرار غربی‌ها بر پیگیری خلع سلاح افزایش یابد و حتی دولت فؤاد سنیوره را وادار به انجام این اقدام نمایند. این موضوع تنها با حل نمایشی درگیری اسرائیل-فلسطین و حل صوری منازعات اسرائیل و سوریه امکان پذیر بود.

-صدور قطعنامه 1701

پس از قریب یک ماه از تهاجم همه جانبه رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان و مقاومت بی‌نظیر حزب الله لبنان، در روز جمعه ۱۱ اوت، پیش نویس قطعنامه فرانسه و امریکا با تغییراتی و با در نظر گرفتن طرح 7 ماده‌ای نخست وزیر لبنان، در قالب قطعنامه 1701 و با اجماع اعضا به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید. این پیش نویس بر تمدید مدت مأموریت نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل (فینول) در جنوب لبنان تا 31 اوت 2008 میلادی تأکید داشت. مدت مأموریت این نیروها اواخر ماه جاری میلادی به پایان می‌رسد. پیش نویس قطعنامه همچنین از «نقش مثبت فینول در کمک به استقرار نیروهای ارتش لبنان برای ایجاد فضای استراتژیک جدید در جنوب لبنان» استقبال کرده است. این پیش نویس همچنین از « همه طرف‌های ذی‌ربط خواسته تا به توقف اقدامات خصمانه و خط موسوم به آبی (خط ترسیم شده سازمان ملل بین فلسطین اشغالی و لبنان) احترام بگذارند».

در حقیقت درخواست قدرت‌های بزرگ برای پاسخ‌گویی به مطالبه اسرائیل و تمایل ضمنی اکثریت مجلس لبنان، منجر به استقرار نیروهای مشترک ارتش لبنان و فینول در جنوب این کشور (بین خط آبی و جنوب رودخانه لیطانی) شد. منطقه‌ای که پیش از این «در آن افراد مسلح، دارایی‌ها و سلاح‌هایی به غیر از دولت لبنان و همچنین نیروهای فینول» حضور نداشتند. به علاوه، متن قطعنامه سازمان ملل متحد، فروش یا عرضه سلاح به لبنان، به جز موارد مجاز از طرف این دولت را ممنوع اعلام می‌کرد. از اکتبر سال 2006، به کارگیری مؤثر حدود 8000 سرباز لبنانی و 11000 نظامی لبنان، همچنین مانور حزب الله در منطقه و نیز بهره گیری آن از زرادخانه نظامی در جنگ محدود شد. هدف از قطعنامه مذکور نه تنها اعلام آتش بس دائمی به عنوان راه حلی بلند مدت بین اسرائیل و لبنان، بلکه محدود کردن یا از بین بردن ظرفیت نظامی حزب الله بود.

قطعنامه 1757 شورای امنیت: این قطعنامه همچون قطعنامه‌های دیگر شورای امنیت با حمایت آمریکا و فرانسه صادر شد و بر تشکیل دادگاه بین‌المللی رفیق حریری تأکید کرد. قطعنامه مزبور اعلام می‌داشت که دولت لبنان (به ریاست فؤاد سینیوره و اکثریت پارلمانی لبنان ـ اشاره به اکثریت پارلمانی 14 مارس) در این مسیر در همه زمینه‌ها با شورای امنیت همکاری کاملی نموده و خواهد نمود. این قطعنامه که در تاریخ 31/ 5/ 2007 صادر شد تأکید داشت که همه عوامل ترور حریری و دیگر ترورهای سلسله وار در لبنان به پای میز عدالت کشیده خواهند شد! و این همان زمانی است که سوریه و هم پیمانان سوریه در لبنان مسئول اصلی تمامی ترورها از سوی 14 مارس لبنان معرفی می‌شدند. این قطعنامه منجر به تشکیل « دادگاه بین‌المللی لبنان» شد. این دادگاه با حمایت فرانسه و آمریکا به اصطلاح در پی شناسایی عاملان ترور رفیق حریری می‌باشد. در اولین بررسی این دادگاه، سوریه و مدتی پس از آن چهار تن از عوامل حزب الله متهم به ترور رفیق حریری شدند. از همین رو، پس از صدور این قطعنامه، جریان 14 مارس با بی پروایی بر حملات خود علیه سوریه افزوده و جنگی کور و یک طرفه علیه مقاومت اسلامی تحت عنوان خلع سلاح شبه‌نظامیان مسلح در لبنان ‌گشود.

با این حال، قدرت‌های بزرگ با وجود پیگیری‌های بسیار در اجرای اهداف کلیدی خود که از سال 2004 تعیین کرده بودند، توفیق چندانی نیافتند. ناکامی لبنانی‌ها در انتخابات ریاست جمهوری و تجدید سلاح شبه‌نظامیان، نشان دهنده وخامت شرایط سیاسی اقتصادی و امنیتی شکل گرفته در این کشور بود.

3-همکاری با عربستان سعودی در جبهه 14 مارس

فرانسه همواره با مواضع عربستان سعودی به عنوان یکی از کشور‌های اصلی حامی چهارده مارس و سعد حریری در لبنان همکاری کرده است. حضور فعال عربستان در لبنان به سال 1989 و همزمان با انعقاد پیمان طائف باز می‌گردد. عربستان با روابط سیاسی و اجتماعی خود نقش اصلی را در شکل گیری پیمان طائف داشت. کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی، به وضوح خواسته‌های خود را در مورد سوریه حتی قبل از شکل گیری 14 مارس، در مذاکرات ژنو اعلام کرده بودند و اولویت آن‌ها به اصطلاح مبارزه با نفوذ ایران در منطقه بود.

از سال 2011، کشور‌های حوزه خلیج فارس، به خصوص عربستان سعودی همواره در پی افزایش اختلافات استراتژیک با حزب الله بودند: عربستان اعتراضات مردمی بحرین را سرکوب کرد و حضوری نظامی علیه رژیم بشار اسد در سوریه داشت. از مارس 2015، عربستان سعودی تصمیم به سرنگونی رئیس جمهور سوریه گرفت. ریاض همچنین از فروردین 1394 مبادرت به حمله نظامی به یمن نمود و به اصطلاح رهبری ائتلاف نظامی عرب علیه جنبش شیعه انصار‌الله در یمن را به عهده گرفت.

 نگاه اقتصادی فرانسه به عربستان سعودی موجب عقد قرار دادهای بسیاری بین دو کشور در رابطه با لبنان شده است. از جمله، در دسامبر سال 2013، طرح بودجه نظامی کمکی «دناس» به دستور ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی اعلام شد. این توافق بین فرانسه و عربستان سعودی در پایان سال 2014 به امضا رسید. مطابق با این برنامه عربستان سعودی تأمین مالی خرید سلاح و تجهیزات فرانسوی را برای ارتش لبنان بر عهده ‌گرفت. کمک مالی عربستان سه برابر بودجه سالانه دفاعی لبنان، معادل 1.2 میلیارد دلار بود. این برنامه شامل ارسال تانک، بالگرد، هواپیماهای بدون سرنشین، اسلحه و دیگر تجهیزات نظامی بود. 

البته مواضع عربستان و فرانسه در قبال لبنان همیشه همسو نبوده است. به عنوان مثال در سال 2010، عربستان سعودی خواهان تنها گذاشتن حزب ‌الله و به اتفاق نظر رسیدن جامعه عرب و شورای همکاری خلیج فارس با صدور قطعنامه ای در مقابله با حزب لله بود، در حالی که اتحادیه اروپا و ایالات متحده با این قطعنامه مخالفت می‌کردند. پس از آنکه وزارت خزانه داری آمریکا سه سال بعد در ژوئن سال 2013 تحریم‌های جدیدی علیه شرکت‌ها و افراد مرتبط با شاخه نظامی حزب الله وضع کرد، فرانسه صرفاً شاخه نظامی حزب الله را تروریستی دانست.

در پی توافق هسته‌ای 5+1 با جمهوری اسلامی ایران، مواضع سیاسی فرانسه متمایز از عربستان سعودی در قبال ایران گردید تا آنجا که تصمیم به انعقاد قراردادهای اقتصادی با تهران گرفت. همچنین مماشات فرانسه در قبال مداخله نظامی روسیه در سوریه با هدف حمایت از بشار اسد، موجب بروز شکاف میان فرانسه و عربستان سعودی گردید. اگرچه در پایان سال 2014، توافقی بین فرانسه و عربستان سعودی با هدف تجهیز ارتش لبنان به امضا رسیده بود، اما در پی مخالفت لبنان با صدور قطعنامه اتحادیه عرب علیه ایران، ملک سلمان پادشاه این کشور معامله 4 میلیارد دلاری خود با فرانسه در مورد تحویل اسلحه به ارتش لبنان را به حالت تعلیق درآورد و انجام این قرارداد را مشروط به تحویل سلاح‌های خریداری شده به ارتش ریاض دانست.

اوایل مارس سال 2016، شورای همکاری خلیج فارس[19]، به رهبری عربستان سعودی، حزب الله را به اتهام همکاری با ایران و گسترش تروریسم در بحرین در لیست سازمان‌های تروریستی قرار داد و در تاریخ 11 مارس، اتحادیه عرب با صدور قطعنامه‌ای حزب الله را سازمانی تروریستی اعلام کرد. اگر چه موضع اتحادیه عرب و ایالات متحده با یکدیگر همسو بود، اما با موضع اتحادیه اروپا که تنها شاخه نظامی حزب الله را تروریستی اعلام می‌کرد، تفاوت داشت.

موضع فرانسه نسبت به انتخابات ریاست جمهوری در لبنان

همسویی با مواضع 14 مارس: مواضع فرانسه در انتخاب رئیس جمهور در لبنان کاملاً همسو با 14 مارس است. فرانسه از ابتدا برای روی کار آمدن فردی همسو با منافع جریان 14 مارس و مخالف با مواضع ائتلاف 8 مارس، تلاش کرده است. این کشور همچنین تمایل دارد تا در لبنان رئیس جمهوری مخالف با سوریه روی کار آید. مواضع فرانسه را می‌توان از خلال مخالفت و یا حمایت از نامزدها و یا رؤسای جمهور لبنان به وضوح دریافت.

البته اهمیت لبنان برای فرانسه سبب شده است تا خلأ دو سال و نیمه رئیس جمهور در این کشور فرانسه را نگران کند. در زمان دو سال خلأ ریاست جمهوری لبنان فرانسه با برگزاری اجلاس‌های مختلف و رفت‌وآمد‌های دیپلماتیک با مقامات عالی ایران و لبنان به دنبال راه حلی برای بحران داخلی لبنان بوده است. به گونه ای که نخست وزیر فرانسه در این رابطه اعلام کرد که با ایران صحبت کرده و مقامات ایرانی خواهان رسیدن به توافق نظر داخلی در رابطه با خلأ ریاست جمهوری لبنان هستند.

از آنجایی که در لبنان رئیس جمهور نقشی تشریفاتی دارد، حضور یک عنصر آن‌هم نخست وزیر همسو با فرانسه اهمیت ویژه‌ای دارد. سعد حریری به عنوان رهبر 14 مارس در جهت رسیدن به مقام نخست وزیری تلاش می‌کند و از سوی فرانسه حمایت می‌شود. سعد حریری با هدف تضمین حکم نخست وزیری خود ابتدا از سلیمان فرنجیه از جبهه 8 مارس حمایت کرد. این پیشنهاد ائتلاف 14 مارس، در واقع حرکتی هوشمندانه برای محدود کردن جبهه 8 مارس و مخالفت با آن به شمار می‌آید. در واقع، ملاقات زیرکانه سعد حریری با سلیمان فرنجیه در پاریس، به شایعاتی مبنی بر انتخاب فرنجیه به عنوان نامزد توافقی دامن زد. پس از ملاقات با فرانسوا اولاند، حریری اعلام کرد: «امید به رسیدن به توافق در انتخابات ریاست جمهوری لبنان بسیار است و همه چیز خوب پیش خواهد رفت». زمانی که سعد حریری از حمایت حزب الله از فرنجیه ناامید شد، حمایت خود را از کاندیداتوری میشل عون[20] به عنوان رئیس جمهور لبنان اعلام کرد. یک کارشناس سیاسی نزدیک به حریری در رابطه با این انتخاب حریری بیان داشت: «با توافق با میشل عون، سعد حریری نخست وزیر خواهد شد. بدین وسیله سعد حریری و ائتلاف آن، هم اکنون که قدرت سنی‌ها تضعیف شده است، جایگاه مستحکم‌تری در لبنان پیدا می‌کنند.»

نتیجه‌گیری

با عنایت به آنچه گفته شد می‌توان دریافت که اهمیت ویژه‌ لبنان برای فرانسه و نیز منافع پاریس در این کشور باعث شده تا فرانسه حضور و نفوذ فعالی در این کشور داشته باشد. رویکرد فرانسه در طی سال‌ها در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی به‌خوبی مؤید این امر است. به‌گونه‌ای که حمایت‌های مالی و نظامی فرانسه و حضور سیاسی این کشور در لبنان همواره در جهت تداوم نفوذ فرانسه در این کشور بوده است.

منافع فرانسه در لبنان باعث شده تا فرانسه از نفوذ کشورهای دیگر، علی‌الخصوص بازیگران خارجی که با منافع سیاسی فرانسه در لبنان هم‌راستا نیستند، جلوگیری کند و به دنبال روی کار آمدن رئیس جمهوری همسو با منافع و مواضع خود باشد. پشتیبانی از ائتلاف 14 مارس و مخالفت با مواضع 8 مارس در راستای رسیدن به این اهداف بوده است. فرانسه همچنین اقدامات بسیاری برای کم رنگ کردن حضور سوریه و نقش حزب الله در لبنان انجام داده است. تلاش برای به تصویب رساندن قطعنامه‌هایی که مفاد اصلی آن‌ها کم رنگ کردن نقش سوریه و حزب الله است، مؤید این امر می‌باشد.

فرانسه برای پیشبرد اهداف سیاسی خود در لبنان با آمریکا همکاری‌های بسیار زیادی داشته است. پیش نویس بسیاری از قطعنامه‌های ارائه شده به شورای امنیت با همکاری فرانسه و آمریکا صورت گرفته است. گرچه فرانسه همسو با مواضع امریکا مخالف حضور سوریه و قدرت گرفتن حزب الله در لبنان است؛ اما سیاست‌های این دو کشور همیشه همسو نبوده است. اگر چه فرانسه و آمریکا سیاست‌های کلی مشترکی نسبت به لبنان داشته‌اند، اما فرانسه مواضع و مخالفت خود را با حزب الله به طور مستقیم اعلام نکرده است. در مورد تروریستی اعلام کردن حزب الله، فرانسه مواضع خود را بسیار دیرتر از کشورهای دیگر اعلام کرد و بر خلاف آمریکا تنها شاخه نظامی حزب الله را تروریستی اعلام کرد. به نظر می‌رسد که فرانسه اهداف خود در قبال حزب الله را به طور غیر مستقیم دنبال می‌کند.

فرانسه اهم مواضع خود در لبنان را در چارچوب بین‌المللی کردن مسائل این کشور پیگیری می‌کند. در واقع، بین‌المللی کردن مسائل لبنان، استراتژی فرانسه برای پیش برد اهداف خود در این کشور است. نقش آفرینی در شورای امنیت سازمان ملل، حضور در گروه بین‌المللی حمایت از لبنان، برگزاری اجلاس‌های بین‌المللی در پاریس از جمله این موارد است. فرانسه بسیاری از اهداف خود در لبنان را در چارچوب قطعنامه‌هایی که پیش نویس آن‌ها را خود او به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرده، پیش برده است.

افزون بر این، ثبات سیاسی لبنان از اهمیت بالایی برای فرانسه برخوردار است. اهمیت حوزه مدیترانه در راهبردهای امنیت ملی و منافع فرهنگی و اقتصادی فرانسه باعث شده است تا ثبات سیاسی لبنان از درجه اول اهمیت برای فرانسه برخوردار باشد. این موضوع حتی باعث شده فرانسه تا حدودی مواضع خود در خصوص خلأ قدرت در لبنان را تعدیل کند. حمایت سعد حریری از کاندیداتوری میشل عون پس از دو سال و نیم خلأ ریاست جمهوری در لبنان، گویای این مسئله است. بدین وسیله قدرت بین دو ائتلاف لبنان با سعد حریری به عنوان نخست وزیر برای جبهه 14 مارس و میشل عون به عنوان رئیس جمهور در جبهه 8 مارس تقسیم می‌شود. این مسئله نشان می‌دهد که فرانسه و دیگر کشورهای غربی به دنبال ثبات نسبی در کشور لبنان هستند. بدین وسیله ثبات سیاسی نسبی در این کشور برقرار شد.

نقاط اشتراک و افتراق مواضع ایران و فرانسه در لبنان

نقاط اشتراک:

- با توجه به حمایت دو کشور از ثبات داخلی لبنان، موافقت دو کشور در خصوص دستیابی به توافق داخلی برای حل بحران خلأ قدرت در لبنان و توافق فرانسه برای انتخاب میشل عون به عنوان رئیس جمهوری آتی این کشور، به نظر می‌رسد که امکان همکاری دو کشور در بر سر مسائل داخلی لبنان وجود داشته باشند.

- با توجه به این موضوع که ایران و فرانسه هر دو به دنبال صلح و امنیت در لبنان هستند و داعش دغدغه‌ای مشترک برای هر دو کشور است، به نظر می‌رسد فرانسه و جمهوری اسلامی ایران می‌توانند برای مقابله با تهدید داعش همکاری داشته باشند.

- ایران و فرانسه هر دو به دنبال حل بحران مهاجران سوری در لبنان هستند. جمهوری اسلامی ایران بر لزوم باقی ماندن شهروندان سوری در کشورشان برای خالی نکردن عرصه برای داعش تأکید دارد، در حالی که فرانسه نگران سیل مهاجرت مهاجران سوریه به اروپا و در نهایت فرانسه است.

- ایران و فرانسه بر لزوم تقویت ارتش لبنان و حمایت از آن تأکید می‌کنند و معتقدند ارتش لبنان می‌تواند صلح و ثبات را در این کشور برقرار نماید.

نقاط افتراق:

- ایران در مجلس لبنان بیشتر از شیعیان حمایت می‌کند، درحالی که فرانسه بیشتر از سنی‌ها و مسیحی‌ها حمایت می‌کند. با توجه به گرایش کنونی مسیحیان به شیعیان حزب الله، فرانسه سعی دارد رویکردی محتاطانه در قبال تحولات لبنان اتخاذ نماید.

- فرانسه در مقایسه با آمریکا نقش کمرنگ‌تری در لبنان دارد، این در حالی است که ایران نقش پررنگ‌تری نسبت به عربستان سعودی دارد. لذا شایسته است فرانسه با به رسمیت شناختن نقش ایران در تحولات لبنان، سیاست‌های هماهنگ‌تری را با ایران دنبال کند.

- فرانسه به دنبال حضور و نفوذ اقتصادی در لبنان است و از رویکرد فرهنگی برای این هدف بهره می‌گیرد، در حالی که جمهوری اسلامی ایران اولویت را به رویکردی سیاسی-فرهنگی می‌دهد و کمتر به رویکردی اقتصادی اهتمام می‌ورزد.

- فرانسه ضمن تروریستی اعلام کردن شاخه نظامی حزب الله، با نقش آفرینی آن در معادلات سیاسی لبنان مخالف است، در حالی که جمهوری اسلامی ایران از هیچ‌گونه حمایت مادی و معنوی از حزب الله لبنان برای تقویت محور مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی دریغ نمی‌ورزد.

 

 گروه تخصصی فرانسه
فاطمه جعفری (کارشناس فرانسه)
آبان 1395

 



[1] در اکتبر 1916 سر مارک سایکس، نماینده دولت علیای بریتانیا و شارل فرانسوا جورج پیکو، نماینده فرانسه توافق نامه سری ای را امضا کردند که به موجب آن مناطق آسیایی از سرزمین های عثمانی سابق جدا می شدند و به مناطقی تحت کنترل آنها تبدیل می شدند. پس از آن توافق فرانسه ناظر بر سوریه و لبنان شد. http://www.irdiplomacy.ir

[2] Accord de Taëf

[3] Service économique pour le moyen orient

[4] Le Mouvement des Entreprises et Représentations Economiques Françaises au Liban (MEREF) 

[5] Les Conseillers du Commerce Extérieur Français (CCEF)

[6] L’École Supérieure des Affaires(ESA)

[7] Francophonie

[8] Agence française du développement

[9] Institut Français au liban

[10] Institut français du Proche-Orient

[11] FINUL

[12]  نقورا شهری در جنوب لبنان است.

[13] Force Commander Reserve (FCR)

[14] ISG : Groupe International de soutien au Liban

[15] OCRGDF

[16] La Jirs

[17] Gachon

[18] Thouvenot

[19] GCC

[20] میشل عون 81 سال دارد و یک مسیحی مارونی معتدل است. او سابقه کار نظامی دارد. حامیان اش او را به عنوان یک رهبر کاریزماتیک می شناسند و مخالفان اش اش از او متنفر هستند. او یکی از سر سخت ترین مخالفان رژیم سوریه بود و حتی با ارتش خود با رژیم سوریه مبارزه کرد که منجر به برکناری وی در سال 1990 شد. تا اینکه 15 سال بعد مواضع نرم تری نسبت به دمشق اتخاذ کرد.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

دولت‌های جدید آمریکا و فرانسه: تحلیل ابعاد همگرایی‌ها و واگرایی‌های پیش رو با تأکید بر راهکارهای ایران برای بهره‌برداری

۱۳۹۶/۹/۲۹

قدم زنان در شهر تهران

۱۳۹۶/۶/۲۸

پرونده شماره 3 نظامی‌گری فرانسه: حرکت به سمت بازیگری نخست نظامی در غرب آسیا

۱۳۹۶/۳/۱۷

واکاوی سیاست خارجی ماکرون، نامزد منتخب دور اول انتخابات ریاست جمهوری 2017 فرانسه

۱۳۹۶/۲/۱۰

انتخابات ریاست جمهوری 2017 فرانسه: پدیده نوظهور ماکرون

۱۳۹۵/۱۲/۱۷

گزارش دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه (2017): فرانسوا فیون، دلایل پیروزی و سیاست های پیش‌رو

۱۳۹۵/۱۲/۳

انتخابات ریاست جمهوری 2017 فرانسه

۱۳۹۵/۱۰/۲۸

سیاست خارجی فرانسه در قبال تحولات لبنان

۱۳۹۵/۱۰/۷

معرفی برترین اندیشکده‌های فرانسوی در عرصه‌ی سیاست خارجی

۱۳۹۵/۹/۲۳

بررسی مؤسسات اسلامی در فرانسه

۱۳۹۵/۸/۱۵

لزوم تغییر نگرش فرانسه به لبنان به‌عنوان عامل ثبات‌بخش در منطقه

۱۳۹۵/۵/۱۹

جنبش «ایستـاده در شب» در فرانسه

۱۳۹۵/۵/۳

بررسی سیاست‌ خارجی فرانسه در قبال سوریه از سال 2011

۱۳۹۵/۴/۱۵

بررسی سیاست خارجی فرانسه در قبال عراق

۱۳۹۵/۳/۱۰

چرخش دوباره فرانسه به خاورمیانه

۱۳۹۴/۱۰/۱۳

لزوم توجه ایران به بحران اقتصادی در فرانسه

۱۳۹۴/۹/۲

جزایر پولینزی و رویای استقلال از فرانسه

۱۳۹۴/۸/۱۲

افزایش اغفال شدگان فرانسوی توسط داعش

۱۳۹۴/۶/۸

موضع فرانسه برای مقابله با تروریسم

۱۳۹۴/۵/۱۲

رویکرد نظامی‌گری فرانسه

۱۳۹۴/۴/۱۵

کوبا، سرزمینی نو برای پیشبرد سیاست‌های فرانسه

۱۳۹۴/۲/۲۲