ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > آلمان > بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۹/۲۹ تعداد بازدید: 738

نگارنده: محمد حسن طاهری

مقدمه:

در پی سقوط جنگنده روسی در سوریه توسط ترکیه در سال 94 ، روابط ترکیه و روسیه دچار تنش شد. اتحادیه اروپا، آلمان، دیگر کشورهای اروپایی و ایالات متحده امریکا خواهان حفظ آرامش طرفین، جلوگیری از تشدید تنش و خویشتن‌داری شدند. هنوز چند ماه از این حادثه نگذشته بود که ترکیه با کودتایی روبرو شد که نه تنها آرامش داخلی این کشور را مختل نمود بلکه موجب تغییر بعضی سیاست‌های داخلی و نیز اتخاذ رویکردهای جدیدی در سیاست خارجی ترکیه گردید. ترکیه از مواضع کشورهای غربی در قبال دو رویداد فوق ناراضی است و اکنون با چرخش در سیاست خارجی ، ظاهرا در مسیر حل مشکلات خود با روسیه و رفع تنش گام نهاده است. استقبال پوتین از روند ایجاد شده، منجر به سفر اردوغان به روسیه گردید و بدین ترتیب روابط روسیه – مسکو وارد مرحله‌ای از تنش زدایی گردید. برخی از دیدگاه‌ها صرفا  بر فاصله‌گرفتن ترکیه از غرب تاکید دارند و برخی از تحلیلگران معتقدند تحولات یاد شده به نزدیکی راهبردی ترکیه و روسیه خواهد انجامید.

توجه این گزارش بر این نکته است که غرب و بویژه آلمان از جهات گوناگون مصمم به توقف این روند است. آلمان در میان کشورهای اروپایی، همواره روابط ویژه‌ای با روسیه داشته و توانسته در برهه‌های زمانی مختلف در نقش میانجی‌گرانه از بروز تنش میان غرب و روسیه جلوگیری کند. باوجود اینکه گاهی برخی از دول اروپایی از نزدیکی آلمان با روسیه راضی نبوده‌اند، اما در مجموع بنظر می‌رسد که عملکرد آلمان در این زمینه با پذیرش از سوی امریکا بعنوان یک نقش مثبت همراه بوده است؛ نقشی که از دوران جنگ سرد تاکنون هنوز کارکرد خود را از دست نداده است. همچنین روابط آلمان با ترکیه نیز به‌لحاظ تاریخی و اجتماعی و حضور مهاجرین در آلمان از نظر تاثیرگذاری بر روابط ترکیه – روسیه، یک عامل مهم محسوب می‌شود. لذا مثلثِ آلمان، روسیه و ترکیه را می توان بازیگرانی دانست که همواره برای یکدیگر اهمیت داشته اند. آلمان از این جهت مورد توجه این گزارش بوده که بعنوان یک بازیگر فعال، تلاش ویژه‌ای در تاثیرگذاری بر روابط ترکیه و روسیه داشته است. با عطف به مباحث مطروحه اکنون سوالات زیر مطرح است:

  1. چه عواملی موجب تغییر در سیاست خارجی ترکیه در قبال روسیه گردید؟
  2. آیا تنش زدایی در روابط ترکیه- روسیه تاکتیکی است، یا اینکه به یک رابطه استراتژیک منجر خواهد شد؟ وآیا بهبود روابط ترکیه با روسیه استمرار خواهد یافت؟
  3. منافع و اهداف هریک از کشورهای ترکیه، روسیه و آلمان در روابط با یکدیگر چیست؟
  4. آیا آلمان بدنبال تاثیر گذاری بر روابط ترکیه- روسیه است و آیا اصولا آلمان می تواند بر مناسبات ترکیه – روسیه تاثیر گذاشته و از نزدیکی بیشتر دو کشور جلوگیری کند؟

نگارنده بر این است که به سوالات بالا پاسخ دهد و فرضیه های زیر را به آزمون بگذارد:

   - عدم تامین خواسته های ترکیه از متحدین غربی و ناتو برای حمایت ویژه از دولت اردوغان در دو رویداد سقوط جنگنده روسی و کودتای ترکیه و نیز اختلاف دیدگاه ترکیه با متحدین غربی در برخی مسائل سوریه منجر به تغییر در سیاست خارجی این کشور در قبال روسیه گردیده است.
   - دلایل قوی مبنی بر شکل‌گیری یک اتحاد راهبردی میان دو کشور وجود ندارد؛ بالعکس قرائن موجود حکایت از تاکتیکی بودن همکاری فیمابین دارد و می تواند روابط جدید بصورت کوتاه مدت یا میان مدت باشد و در سطح عادی ادامه یابد
   - هریک از سه کشور مورد اشاره، در روابط دوجانبه خود، منافع و اهدافی را دنبال می کنند که بر روابط دو کشور دیگر موثر است.
آلمان در پی ایفای نقش بازدارنده در بهبود مناسبات اخیر ترکیه – روسیه است.

روسیـه، ترکیـه و آلمـان

سیاست خارجی ترکیه درقبال روسیه

با شروع بحران در سوریه، ترکیه همچون دیگر طرف‌های مخالف دولت سوریه، به پیروزی برق آسای مخالفین بشار اسد امید بست و با اتخاذ مواضع افراطی سعی داشت به زعم خود در آینده سوریه نقش مهمی برای خود ایجاد کند و در رابطه با اکراد نیز ابتکار عمل را در دست گیرد. با این‌حال پس از مدت کمی، بحران سوریه پیامدهایی از خود نشان داد که بحران مهاجرت، گسترش تروریسم و تقویت سیاسی، نظامی ومالی اکراد از سوی غرب از جمله آن است. اوضاع میدانی نیز به نفع تروریست ها ادامه نیافت و  لذا سیاست ترکیه در حمایت از آنان در سوریه نه تنها شکست خورد، بلکه در این بحبوحه با مسائل بسیار مهم منفی در سیاست خارجی خود مواجه گشت. علاوه بر تنش با روسیه، کودتای داخلی در ترکیه نیز بر مشکلات موجود افزود و بیش از پیش این کشور را در تنگنا قرار داد.

ترکیه، مواضع غربی‌ها در قبال تنش‌های ایجاد شده با روسیه را عدم حمایت از ترکیه ارزیابی نمود. ترکیه بطور خاص بشدت از مواضع آلمان در خصوص سقوط جنگنده روسی خشمگین شد. "زیگمار گابریل"[1] معاون صدر اعظم آلمان در واکنش به اقدام ترکیه در سرنگون کردن جنگنده سوخوی روسیه در مرزهای سوریه، این اقدام آنکارا را شدیدا مورد انتقاد قرار داده و گفت: "فاکتور خطر واقعی غیر قابل پیش بینی در منطقه آنکارا است و نه مسکو… این حادثه نشان می‌دهد که ما یک بازیگر همراه خود داریم که بر اساس اخبار بخش‌های مختلف منطقه، غیرقابل‌پیش‌بینی است و آن بازیگر ترکیه است و نه روسیه". از سوی دیگر مواضع آلمان در قبال کودتا نیز عدم رضایت ترکیه را در پی داشت. “فرانک-والتر اشتاین‌مایر”[2] وزیر خارجه آلمان در خصوص کودتا چنین گفت: "بازگرداندن مجازات اعدام در ترکیه مانع از ورود ترکیه به اتحادیه اروپا خواهد شد؛ ولی در عین حال توقف مذاکرات با آنکارا را نابهنگام خواند. با قطع مذاکرات، اروپایی‌ها اهرم فشار خود را در مورد دستگیری هزاران نفر در ترکیه از دست خواهند داد." اظهارات فوق حاکی از قصد اروپا برای اعمال فشار بر ترکیه در مورد کودتا است. اتخاذ چنین مواضعی از سوی آلمان کافی بود که به اختلاف میان ترکیه و آلمان منجر شود.  ترکیه فتح الله گولن را مسئول کودتا در ترکیه و امریکا را حامی کودتاگران ارزیابی کرد. این کشور بر این باور است که اروپا نیز ترکیه را در کودتا تنها گذاشته است.

در بحران سوریه نیز ترکیه از ابتدا اختلافات جدی با ائتلاف امریکایی بویژه در مسئله حزب اتحاد دموکراتیک کردهای سوریه[3] و برقراری منطقه پروازممنوع داشته است. اصولا ترکیه در مسئله سوریه نیز در انزوا قرار گرفت و امریکا درخواست ترکیه را برای مشارکت فعال و مستقیم در سوریه، با توجه به "سیاست واگذاری"[4] نادیده گرفت. ترکیه برخلاف سایر اعضای ائتلاف، نگران مسئله اکراد و استفاده آنان از بحران سوریه در کسب خودمختاری است.

هنری بارکی[5]  مدیر خاورمیانه مرکز بین المللی ویلسون[6] در مصاحبه ای در مورد روابط امریکا و جنبش اکراد سوریه گفت: "امروز آمریکا به نیروی هوایی شاخه نظامی اتحاد دمکراتیک[7] در سوریه تبدیل شده؛ یا به عبارت دیگر آنان به نیروی زمینی آمریکا تبدیل شده اند!" داوود اوغلو نخست وزیر وقت ترکیه نیز در یک موضع بسیار تند اظهار داشت: "کردهایی که از آن ها صحبت می شود نزدیک به پ ک ک هستند؛ همان گونه که شاخه نظامی حزب اتحاد دموکراتیک خلق کرد، YPG به همین گروه تروریستی وابسته است. با توجه به شناسایی  پ.ک.ک. بعنوان گروه تروریستی در تمام فهرست‌های بین‌المللی، آنکارا هرگز اجازه نخواهد داد کسی سهمی برای این دو گروه تروریستی در آینده سوریه در نظر بگیرد." آلمان برخلاف ترکیه معتقد است که گروههای کردی سوریه در چارچوب گروه‌های غرب‌گرا و به اصطلاح میانه‌رو تعریف می‌شوند و آنان عملیات نظامی خود را با امریکا هماهنگ می‌کنند. علیرغم آگاهی از خطوط قرمز ترکیه در این باره، آلمان تلاش زیادی داشته تا دولت ترکیه را برای حمایت از اکراد، بعنوان یکی از طرف‌های مشارکت‌کننده در آینده سوریه متقاعد کند که تاکنون نتیجه بخش نبوده است. لذا به زعم آلمان پشتیبانی از اکراد شمال سوریه از جهات گوناگون منطقی است و آلمان باید اکراد سوریه را از نظر سیاسی، تسلیحاتی و آموزش مورد پشتیبانی قرار دهد و در این مسئله بدون هر گونه توافق تنگاتنگ میان آلمان و ترکیه سیاست هدفمندی از سوی آلمان در مسئله سوریه وجود نخواهد داشت و این کار بسیار مشکلی است. در این خصوص “کریستیان هانِلت”[8] کارشناس ارشد “بنیاد برتلزمان آلمان”[9] در حوزه مسائل خاورمیانه آلمان بر این عقیده است که آلمان باید بر ترکیه در مورد اکراد، مسئله مهاجرت و سیاست‌های آن کشور نفوذ یابد و هزینه های موج مهاجرت را برای ترکیه بالا ببرد.

اهداف ترکیه در رفع تنش با روسیه:

   - انتقام از غرب:زیرا غرب، ترکیه را در بحران با روسیه تنها گذاشت؛ زیرا در کودتای اخیر اتحادیه اروپا و امریکا از ترکیه حمایت کافی را به‌عمل نیاوردند.
   - باج گیری از غرب بوسیله نمایش سیاست نزدیکی به روسیه و تغییر در سیاست‌های منطقه‌ای و بین المللی.
   - خروج ترکیه از انزوایی که بعد از ساقط کردن جنگنده روسی و تنش با روسیه ایجاد شد.
   - اعمال فشار بر متحدین غربی بدلیل تداوم ناکامی ترکیه در توافق با ائتلاف غربی در مورد کردها.
   - احیای مجدد سیاست "روابط حسنه با همسایگان".
   - تلاش برای ورود به عرصه بازار انرژی از طریق راه اندازی مجدد مذاکره با روس‌ها  برای تبدیل شدن ترکیه به مسیر انتقال انرژی به اروپا.
   - بهبود شرایط توریسم در ترکیه و از سرگیری سفر گردشگران روسی به ترکیه.

بطور خلاصه نارضایتی ترکیه از متحدین خود به‌لحاظ حمایت آنان از اکراد، احساس تنهایی در سوریه (عدم ایجاد منطقه پرواز ممنوع)، برآورده نشدن توقعات این کشور از متحدین غربی در کودتای اخیر، از مهمترین دلایل نزدیکی ترکیه به روسیه بوده است. در همین راستا"اسماعیل قهرمان"، رئیس پارلمان ترکیه گفت: "اتحادیه اروپا به جای قرار گرفتن در کنار مردم ترکیه در حالی که آنها برای حفظ ارزش های دموکراتیک خود تلاش می‌کنند، ترجیح داد که آنکارا را تنها بگذارد. رسانه‌های متعلق به کشورهای غربی در ساعات اولیه کودتای نافرجام 15 ژوئیه اخباری جانبدارانه، زشت و نادرست منتشر کردند، این مسأله باعث ایجاد تأسف در میان جامعه ترکیه شده است."

اهداف و منافع روسیه از نزدیکی مجدد به ترکیه:

همواره فشارهای سیاسی ونظامی ائتلاف غربی به روسیه، کنش های این کشور در ترکیه را تحت تاثیر قرار می دهد. اقدامات افراطی ترکیه بعنوان یکی از مهمترین کشورهای ائتلاف غربی در قبال سوریه ، موجب کندی در پیشبرد اهداف روسیه در سوریه گردیده است. موقعیت ژئوپلیتیکی ترکیه و عضویت در ناتو موجب شده تا نقش آن در پیشبرد اهداف غرب در خاورمیانه، ترکیه را به بازیگری مهم تبدیل نماید. لذا روسیه تنش زدایی با ترکیه را برای توسعه قدرت عملِ خود در منطقه ضرروی می‌داند. در بحران سوریه، روسیه امیدوار است حداقل از اقدامات ایذایی ترکیه در بحران سوریه بکاهد. که در پرتو آن بتواند از فشارهای ائتلاف غربی نیز بکاهد.

از سوی دیگر تنش های روسیه با غرب در بالکان به قوت خود باقی است. تنش در بالکان با الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه افزایش یافت، روسیه و غرب را در مقابل هم قرار داد. بنابراین طبیعی است که روسیه از هر فرصتی برای ایجاد شکاف در جبهه غربی استفاده کند. اکنون روسیه با استقبال از مواضع جدید ترکیه، غرب را درگیر مسائل داخلی خود می‌کند. سیاست روسیه مبتنی بر سیاست خارجی فعال و رویکرد همکاری و رقابت برای افزایش توانمندی در عرصه بین‌المللی است. در حقیقت روسیه در حال نمایش توانمندی‌های سیاست‌خارجی خود در این زمینه است. از منظر روسیه داشتن رابطه حسنه با آلمان نیز در همین ارتباط قابل تحلیل است.

اهداف روسیه از نزدیکی مجدد به ترکیه عبارتند از:

   - درگیر کردن غرب در اختلافات داخلی و ایجاد شکاف میان اعضای ناتو
   - ایجاد شکاف میان غرب و ترکیه از طریق ورود به بازی جدید با ترکیه
   - تلاش برای تعدیل سیاست‌های افراطی ترکیه در منطقه بویژه سوریه
   - تلاش برای توافق با ترکیه بر سر کنترل تردد تروریست‌های قفقاز شمالی به سوریه از طریق ترکیه

اهداف و منافع آلمان در تاثیرگذاری بر روابط ترکیه -روسیه

تصویر آلمان از روسیه

آلمان کشوری است که هم به‌صورت مستقل و هم در قالب اتحادیه اروپا مناسبات خاصی با هر دو کشور روسیه و ترکیه دارد. قبل از پرداختن به موضوع، درک حداقلی از سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه و نوع نگرش غالب در آلمان نسبت به روسیه ضروری است. آلمان به‌عنوان میانجیگر در منازعات غرب و روسیه در بحران‌های متعددی ایفای نقش نموده است. آلمان تقریبا به تمامی بحران‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی غرب با روسیه ورود داشته است. به‌نظر می رسد در اغلب موارد نیز با ایالات متحده امریکا هماهنگ است. از بحران گرجستان تا اوکراین و اینک ترکیه عرصه‌هایی هستند که آلمان را درگیر خود نموده‌اند. آلمان، در عین حال که روسیه را یک موضوع اقتصادی می‌بیند، تلاش می‌کند در چارچوب تداوم "سیاست شرق"[10]، همچون واسطه‌ای، غرب را به روسیه مرتبط سازد و حداقل به ایالات متحده نشان دهد که ارزش دیپلماسی آلمان در پیشبرد سیاست‌های غرب در قبال روسیه غیرقابل چشم پوشی است.

وزارت امور خارجه آلمان معتقد است بدلیل عملکرد مغایر با حقوق بین‌الملل از سوی روسیه در اوکراین و کریمه، روابط روسیه با آلمان، اروپا و غرب را تحت الشعاع قرار گرفته است؛ به همین دلیل است که از سوی اتحادیه اروپا تحریم‌های مالی، سفر اشخاص و شرکت‌ها علیه روسیه اعمال شده‌است. درعین حال آلمان همواره اعلام کرده که درب‌های مشارکت با روسیه کاملا باز است تا با روش های دیپلماتیک موانع رفع گردد. صادرات آلمان به روسیه در سال 2015 (20/2 میلیارد یورو) نسبت به سال قبل 25درصد کاهش داشته و صادرات روسیه به آلمان (30 میلیارد یورو) کاهش 26 درصدی داشته است. سرمایه گذاری آلمان در روسیه نیز در 2015 نیز 7 درصد کاهش را نشان می‌دهد.

اشتفان مایستر[11] پژوهشگر شورای سیاست خارجی آلمان[12] معتقد است: در راستای دستیابی به اهداف مورد‌نظر اروپا و غرب، ایجاد تغییرات سیاسی میان مدت و بلند مدت در روسیه، در چارچوب یک سیاست دوسویه "مهار و همکاری" ضروری است.

در نظام کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری فدرال آلمان شریک اقتصادی شوروی بود. بُن (پایتخت سابق آلمان) در سال 1970 پیشنهاد آندره گرومیکو[13] وزیر امور خارجه شوروی مبنی بر ایجاد خط لوله گاز را پذیرفت. این ارتباط بخشی از "سیاست شرق" بود که امیدوار بود نزدیکی ژئوپلیتیکی و روابط رو به رشد اقتصادی می‌توانند بر "تغییرات" در درون سیستم کمونیستی تاثیرگذار باشند. "اتو ولف فون آمِرونگن"[14] رییس وقت "کمیسیون شرقِ اقتصاد آلمان"[15] نیز در این باره می گوید: "اگر ما و روسیه خود را از طریق خط لوله گاز به یکدیگر متصل کنیم، از منظر سیاسی هم تغییرات بهتری در شوروی رخ خواهد داد." این همان سیاست "تغییر از طریق نزدیکی"[16] بود، که به زعم آلمان نه تنها برای دستیابی به تغییرات در شوروی سابق بلکه برای وحدت دو آلمان نیز می توانست موثر باشد.  

روسیه در سیاست خارجی آلمان از اهمیت استراتژیک برخوردار است. دلایل زیادی وجود دارد که نشان می‌دهند سیاست خارجی امروز آلمان بر ارائه تصویر منفی از روسیه متمرکز است و غیریت[17] سازیِ روسیه را دنبال می‌کند. بعنوان مثال اخیرا در رویکرد نظامی آلمان، روسیه بعنوان رقیب بسیار جدی و بنوعی "دشمن" تعریف شده است. ناتو نیز حمله روسیه به قلمرو ناتو را محتمل تشخیص داده است. دولت آلمان نتایج نشست سران ناتو در تیرماه 95 در رابطه با روسیه را چنین ارزیابی می کند: "نشست سران ناتو در ورشو بر رویکرد آلمان مبنی بر بازدارندگی و نیز تقویت توان دفاعی از یک سو و دیالوگ با روسیه از سوی دیگر  تاکید داشت." در همین رابطه بی دلیل نیست که آلمان پس از پایان جنگ سرد برای اولین بار طرح دفاع مدنی خود را با نام "راهبرد دفاع مدنی"[18] ارائه کرد. بر این اساس شهروندان این کشور در صورت وقوع فاجعه یا حمله مسلحانه، خودشان به طور موقت قادر به تأمین نیازهایشان باشند و مایحتاج اولیه لازم غذایی، بهداشتی، انرژی و ... را برای ده روز ذخیره کنند. برخی معتقدند دولت می‌خواهد زیر پوشش دفاع مدنی، جامعه را به سمت نظامی‌گری هدایت کند. دقیقا معلوم نیست که این آمادگی برای چه جنگ محتملی تدارک دیده شده است. این طرح توسط وزیر کشور در 69 صفحه در سوم شهریور 95 ارائه گردید که بر اساس آن مردم آلمان را برای یک جنگ آماده می‌کند. رسانه‌های آلمان از دفاع در برابر حملات شیمیایی و بیولوژیکی صحبت می کنند. در حوزه تولید ادبیات و اسناد امنیتی که روسیه را مورد توجه امنیتی قرار می دهند، به مواردی اشاره می گردد:

سازمان حفاظت از قانون اساسی آلمان (سرویس امنیت داخلی BfV) ، روسیه، چین و جمهوری اسلامی ایران را به ترتیب اولویت اول تا سوم مهمترین رقبای اطلاعاتی خود تعریف کرده است. بطور مکرر از روسیه بعنوان یک تهدید در گزارشات منتشره این دستگاه اطلاعاتی یاد می شود. در چهار سند امنیتی منتشر شده در دو سال اخیر "جدیدترین گزارش سرویس امنیت داخلی آلمان در سال 2015" و "گزارش ویژه در آوریل 2016  که در خصوص تهدیدات جاسوسی سیاسی، اقتصادی، علمی و فنی روسیه"، "گزارش جدید ژانویه 2016 در باره تهدیدات سایبری روسیه" از جمله اسنادی هستند که در به آن به بزرگنمایی خطر امنیتی روسیه پرداخته شده است. علاوه بر چهار سند فوق، گزارشات سالانه 16 ایالت آلمان که هر یک به تفصیل به روسیه می پردازند، نیز روسیه را از نظر دور نداشته و مفصل به آن اشاره دارند. در جدیدترین گزارش سالانه مربوط به سال 2015 که در اواسط سال‌جاری منتشر گردید، 81 بار کلیدواژه "روسیه" استفاده شده است.

دو اندیشکده برتر آلمان یعنی بنیاد علم و سیاست[19] و شورای روابط خارجی آلمان (DGAP) گزارش‌هایی را  به قلم یانا پوگلیرین[20] کارشناس ارشد شورا و مدیر گروه مسائل آینده اروپا در مرکز آلفرد فون اوپنهایم[21] منتشر کرده‌اند که در آن روسیه را به نقض حقوق بین‌الملل و بی ثباتی اروپا متهم کرده‌اند.

در ژوئیه 2016 بنیاد علم و سیاست آلمان یک کار پژوهشی در 87 صفحه تحت عنوان "شگفتی‌های محتمل – یازده تحول شگفتی‌آفرین در سیاست خارجی آینده روسیه" [22]منتشر نمود که زیر نظر خانم "زابینه فیشر"[23] و "مارگارته کلاین"[24] انجام یافته و در آن بیش از 10 نفر از کارشناسان مطرح این اندیشکده مشارکت داشته‌اند. این گزارش چگونگی نگرش مهمترین اندیشکده نزدیک به دولت آلمان را در قبال روسیه نشان می‌دهد که با یک تفسیر بدبینانه نسبت به سیاست خارجی روسیه، آینده‌ای منفی را ترسیم می‌کند که در قالب تئوری توطئه، بدترین سناریوها را از سوی سیاست خارجی روسیه محتمل می‌داند. راه اندازی یک کمپین ضد آلمانی از سوی روسیه، چرخش بسوی ناسیونالیسم بجای اصلاحات، تلاش برای تاثیرگذاری در انتخابات فرانسه و صربستان، جدا کردن عراق از امریکا و قرار گرفتن به جای امریکا بعنوان شریک امنیتی عراق، خروج از برنامه کنترل تسلیحات هسته ای، تحرکات و رخدادهای ضد اروپایی در موضوع انرژی، احتمال مداخله نظامی در قزاقستان و تاجیکستان، الحاق اوستیا و آلانیا[25] به فدراسیون روسیه و... از جمله این سناریوها هستند. این گزارش متذکر می‌گردد که سیاست خارجی روسیه در سالهای اخیر چرخش‌ غیرقابل انتظاری داشته که الحاق کریمه و مداخله در سوریه برای آلمان و اروپا شگفت انگیز بوده است.

دکتر سوزان استوارت[26] استاد علوم سیاسی و تاریخ دانشگاه مانهایم و محقق بنیاد علم و سیاست و مرکز تحقیقات اجتماعی اروپا در یکی از مقالات این مجموعه تحت عنوان "روسیه تا سال 2017 برای آلمان چه برنامه‌ای دارد؟" 4 سناریوی بسیار بد علیه آلمان از سوی روسیه را معرفی می کند. وی می‌نویسد:

   - روسیه از بحران مهاجرت در آلمان سو استفاده کرده و با استناد به واکنش‌های راستگرایان در این باره، تبلیغ خواهد کرد که فاشیسم دوباره در آلمان سر برمی‌آورد،[27]   - روسیه معتقد است کلینتون در انتخابات پیروز خواهد شد و بلحاظ درک متقابل خوب با مرکل، یک اتحاد نامقدس علیه مسکو خواهند داشت. لذا در قالب یک عملیات روانی، آلمان و امریکا را متهم می‌کند که عامل اصلی و پشت پرده براه‌انداختن جنگ سوم جهانی علیه روسیه خواهند بود،
   - روسیه بلحاظ تصور ضد روسی بودن سیاست خارجی آلمان و شخص آنگلا مرکل (صدراعظم) و واکنش به تحریم‌های اتحادیه اروپا که مسبب اصلی آن را نیز شخص مرکل می‌داند، بطور هدفمند در صدد بی اعتبار ساختن مرکل و مخدوش کردن چهره اوست،         
   - روسیه در پی استفاده ابزاری از روس تبارهای آلمان است. از جمله تبلیغ اینکه روس تبارها قربانی سیاست‌های آلمان بوده و از امنیت برخوردار نیستند. تلاش برای برخورداری از حقوق مساوی وایجاد احزاب روس تبارها در آلمان بخصوص ایالات سارلند و نوردراین وستفالن در دستور کار روسیه است.

وی در این مقاله علیرغم اینکه از روسیه تصویر بسیار منفی و ضد آلمانی ارائه می دهد در عین حال عنوان می کند که همه اقدامات روسیه برای پیشبرد منافع راهبردی روسیه است و نه ضربه‌زدن به آلمان. وی بستن راه تبلیغات روسیه، حمایت از همگرایی مهاجرین، تبلیغ درک بهتر مردم از شرایط مهاجرین، نترساندن مردم از تهدیدات و ناامنی و بهبود رابطه با روسیه برای کاستن از اظهارات و اقدامات تند علیه آلمان را توصیه می کند.

لذا ادبیات تولید شده در آلمان در حوزه روابط بین‌الملل دربحث موضوع روسیه، عمدتا ضد روسی بوده و از محدوده منافع مستقیم آلمان نیز خارج و منافع غرب را مد نظر دارد. لذا این رویکرد، بر نگرانی از روسیه بخصوص در میان نخبگان آلمانی دلالت دارد که این نگرانی و ترس در حال انتقال به جامعه آلمان است. اما علیرغم این، آلمان خود را دارای این قابلیت می داند که از طرق دیپلماسی رسمی به زعم خود از سیاست های ناصحیح  روسیه علیه آلمان و غرب جلوگیری نماید و نیز با قدرت نرم خود مانع تحرکات روسیه در اروپا و خاورمیانه گردد.

مسائل جدید در روابط آلمان و ترکیه

پس از بررسی اجمالی فضای حاکم بر آلمان در خصوص روسیه، مروری بر رخدادهای اخیر و فضای کنونی میان آلمان و ترکیه خواهیم داشت.

   - تلاش ترکیه برای محدودسازی جنبش فتح الله گولن در آلمان: همانطور که قبلا اشاره شد، موضوع کودتا از جمله مهمترین موارد اختلاف آلمان و ترکیه است. بنابر گزارش اشپیگل، بر اساس یک سند محرمانه، سازمان اطلاعات ترکیه[28] از سازمان اطلاعات خارجی آلمان[29] درخواست کرد از مبارزه دولت ترکیه علیه گروه اسلام گرای فتح الله گولن حمایت اطلاعاتی نموده، آنان را مورد تعقیب و کنترل قرار داده و به ترکیه مسترد نماید.  میشائیل مولر[30] شهردار برلین نیز اقدامات اخیر ترکیه را تایید کرد و گفت: "کاملاً روشن است که نمي‌توان منازعات ترکيه را وارد آلمان نمود. اگر جنبش گولن مقررات را رعايت کند، دليلي براي برخورد با آن وجود ندارد. ما به نظر آقاي اردوغان در ارتباط با دموکراسي و حقوق بشر نياز نداريم." وينفريد کرچمان[31]، نخست‌وزير ايالت بادن-وورتمبرگ نيز از تلاش ترکيه براي تأثيرگذاري گزارش داده بود. به گفتة وي، سرکنسول ترکيه در اشتوتگارت، در نامه‌اي از دولت اين ايالت خواسته بود، انجمن‌ها، تأسيسات و مدارسي را که به عقيدة دولت ترکيه توسط جنبش گولن اداره مي‌شوند، تحت کنترل قرار دهد که کرچمان با اين درخواست مخالفت کرده بود.عدم اجابت درخواست ترکیه، بنوعی بازتاب رابطه سرد ترکیه و آلمان می باشد. اما مهمتر از آن، بهره برداری روسیه از این ماجراست. ولادیمیر پوتین در دیدار با رجب طیب اردوغان گفت: "اولین کسی که بعد از کودتا با اردوغان گفت‌وگو کرد، من بودم. ما اقداماتی را که خلاف قانون اساسی در ترکیه صورت گرفت (اشاره به کودتا)، محکوم می‌کنیم و امیدواریم که مردم ترکیه بتوانند اوضاع را در این کشور سر و سامان دهند. ما خواستار از سر گیری روابط با ترکیه در زمینه اقتصادی و همچنین مبارزه با تروریسم هستیم و از فرصت پیش آمده خوشحالیم. بهبود روابط، به نفع دو کشور است". اردوغان هم گفت: "موارد زیادی هست که باید در مورد آن‌ها با هم گفت‌وگو کنیم. منطقه انتظار زیادی از ما دارد و ما با هم می‌توانیم مسائل را حل کنیم. همچنین وزیر اقتصاد روسیه از احتمال ازسرگیری واردات مواد غذایی از ترکیه خبر داد".
   - نارضایتی ترکیه از به‌رسمیت شناختن "نسل‌‌کشی" ارامنه : درگیری های لفظی ترکیه و آلمان در رابطه با مصوبه مجلس فدرال آلمان در رابطه با "نسل کشی" خواندن کشتار حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار ارمنی توسط امپراتوری ترک‌های عثمانی در سالهای ۱۹۱۵ از دیگر موارد اختلاف است.

   - ممانعت از بازدید آلمان‌ها از پایگاه اینجرلیک (در واکنش به مصوبه مجلس در برسمیت شناختن نسل کشی ارامنه): در روابط آلمان و ترکیه تنش‌هایی مبنی بر ممانعت ترکیه از بازدید وزیر دفاع آلمان از اینجرلیک و درخواست مقامات ترک درجهت تعطیلی پایگاه آمریکایی اینجرلیک به بهانه وجود کلاهک‌های هسته‌ای موجود در آن ایجاد شد که پس از موضع گیری دولت آلمان مبنی بر عدم الزام حقوقی آن مصوبه و بی تاثیر بودن آن در تصمیمات دولت در روابط دوجانبه، ظاهرا دولت ترکیه این ممنوعیت را لغو نمود. اندک زمانی بعد دوباره در این خصوص مناقشات لفظی میان دو کشور آغاز شد. در اول آبان 95 مجددا اقدامات ترکیه در این خصوص مورد اعتراض طرف آلمانی قرار گرفت. در این رابطه اعلام شد که دولت ترکیه با سفر هیاتی با حضور یان فان آکن[32]  سخنگوی سیاست خارجی حزب چپ ها برای بازید از نیروهای آلمانی در این پایگاه ممانعت کرده است. آگنیسکا بروگر[33] سیاستمدار امور نظامی حزب سبزها در این باره هشدار داد: "در صورت تکرار می تواند تمدیدنیروهای آلمانی در ترکیه را با مشکل مواجه سازد. این غیرقابل قبول است که دادارهای کمیسیون دفاعی مجلس آلمان به ترکیه با محدودیت روبرو شود و دولت ترکیه فقط به نمایندگانی که مطلوب خود تشخیص می دهد،  اجازه ورود دهد. دولت ترکیه با این کار از یک طرف با مجلس فدرال آلمان بخاطر مصوبه ارامنه و از سوی دیگر با حزب چپ های آلمان بخاطر حمایت از اکراد مقابله می کند. فرانک‌والتراشتاین مایر، وزیر خارجه آلمان حتی پس از موافقت ترکیه گفت: "روابط میان برلین و آنکارا در سال‌های اخیر به دلیل برخی اختلافات میان دو طرف تنزل پیدا کرده است. ترکیه و آلمان باید تلاش کنند تا اختلافاتشان را به منظور مدیریت بحران مهاجرت حل‌وفصل کنند. مطمئنا روابط ما با ترکیه در سال‌های گذشته بدتر شده و بعد از پاسخ دولت ترکیه به کودتای نافرجام این کشور دچار دور جدیدی از تشدید تنش‌ها شده است. ما در بسیاری از حوزه‌ها اختلاف داریم و این اختلافات فردا یا پس فردا قرار نیست برطرف شوند." از سوی دیگر علیرغم غلظت ملموس فضای ضد روسی در آلمان، تغییر لحن آلمان در قبال روسیه و اظهارات شتابزده زیگمارگابريل[34] وزیر اقتصاد و معاون صدراعظم آلمان در 15 آگوست 2016 در باره فوری بودن ضرورت بهبود رابطه با روسیه نیز قابل تامل است: "ما به رابطه‌اي بهتر با روسيه نياز داريم. ما فوراً به رابطه‌اي بهتر با روسيه نياز داريم. اين گونه نيست که هر چه که اتفاق مي‌افتد - به ويژه طرز رفتار در سوريه - مورد پسند ما واقع شود. با وجود اين، ما مي‌دانيم که بدون روس‌ها  در اوکراين و نه در سوريه پيشرفتی نخواهيم داشت." وی بهبود روابط با روسيه را يکي از مهم‌ترين موضوعات روز احزاب ائتلافي توصيف کرد وگفت: "کماکان بايد نهايت تلاش براي تنش‌زدايي از رابطه با روسيه به عمل آيد. ما بايد ترتيبي دهيم که در چارچوب پيشرفت قرارداد صلح مينسک، از شدت تحريم‌ها نيز بکاهيم."

   - اتهامِ آلمان به ترکیه در مورد حمایت از اسلامگرایی: در پی تحولات اخیر در روابط روسیه و ترکیه، آلمان از یک سو برای بهبود روابط با روسیه تلاش می‌کند و از سوی دیگر به تخریب دولت ترکیه و فشار بر این کشور برای بازگشت به حالت عادی مبادرت می ورزد. از 26 مرداد در یک چرخش 180 درجه‌ای یکباره دولت آلمان، ترکیه و اردوغان را متهم کردند که از سازمان‌های اسلام‌گرای افراطی و گروههای تروریستی حمایت می‌کند. منشا این اتهام، یک استعلام از سوی فراکسیون پارلمانی چپ‌ها از دولت آلمان بوده که پاسخ محرمانه دولت (وزارت کشور) که شبکه اول تلویزیون المان آن را فاش کرده می‌گوید که  ترکیه یک "پلاتفورم عملیاتی مرکزی برای گروه‌های اسلام‌گرا"[35] محسوب می‌‌شود. بر این اساس دولت آلمان برای نخستین بار رابطه‌ای بین اردوغان و یک سازمان اسلامی (حماس) بر قرار می‌کند و این گونه اقدامات را تحت عنوان  "اسلامی شدن گام به گام سیاست داخلی و خارجی دولت ترکیه از سال 2011 بعد"[36] ارزیابی می‌کند، زیرا دولت آلمان حماس را از سال 2003 یک سازمان تروریستی تلقی می‌کند. گردهمایی‌های بسیار و اقدامات متعدد در حمایت از اخوان‌المسلمین مصر، حماس و گروه‌های اسلامگرای مسلح مخالف دولت سوریه توسط حزب حاکم AKP ترکیه و شخص پرزیدنت اردوغان انجام شده است که اینگونه اقدامات  نشان‌دهنده وابستگی دولت این کشور به جریان اخوان‌المسلمین می‌باشد. پاسخ دولت آلمان بر اساس گزارشات سرویس اطلاعات خارجی این کشور است. این پاسخ قرار نیست به صورت علنی منتشر شود، زیرا به گفته معاون حقوقی وزیر کشور آلمان، انتشار علنی آن به مصلحت دولت نیست. دولت آلمان ضمن اعلام موضع، اندکی محتاطانه از انتشار گسترده و برجسته شدن آن خودداری می کند.

اما ترکیه در یک واکنش گسترده گزارش سرويس اطلاعاتي خارجي آلمان را رد کرد. وزارت خارجة ترکیه در 27 مرداد اعلام کرد، ادعاهايي که با استناد بر گزارشی از سرويس اطلاعاتي خارجي آلمان مطرح شده‌اند، دليل جديدي براي اين ديدگاه غير قابل قبول هستند که مدتي است سعي مي‌شود، با آن و با هدف قرار دادن رئيس جمهور و دولت ما، کشور ما را بد جلوه دهند. در بيانيه دولت ترکیه آمده است، به خاطر اين گزارش از مراجع آلماني تقاضای توضيح خواهد شد. ترکيه کشوري است که صادقانه با ترور با هر مبدأ و منشائی، مبارزه کرده و متقابلا همين انتظار را از شرکا و هم‌پيمانان خود نيز دارد وزارت خارجة ترکيه با اشاره به حزب چپ آلمان (که عمدتا از حامیان اکراد ترکیه و منتقد دولت ترکیه می باشند) اعلام کرد، کاملاً مشخص است که محافل سياسي مشخصي در آلمان پشت اين ادعاها قرار دارند که به خاطر استانداردهاي دوگانه‌ آنها در ارتباط با مبارزه با ترور شهرت دارند - به ويژه در ارتباط با حملات خونين حزب کارگري کُرد PKK عليه ترکيه. 

فراکسيون حزب چپ در 17 اگوست2016 نسبت به حفاظت از اطلاعات حساس در مبارزه با تروریسم ابراز نگراني کرد. سويم داغدلن[37]، سخنگوي سياست خارجي فراکسيون چپ ها در این باره گفت، اگر ترکيه به عنوان عضو ائتلاف عليه داعش، اطلاعات جمع‌آوري‌شده توسط جت‌هاي جنگندة تورنادوي ارتش آلمان را دريافت ‌کند و احتمالاً آن‌ها را به گروه‌هاي اسلامگرا و تروريستي منتقل مي‌کند، مشکلاتی به وجود مي‌آيد. اولا يلپکه[38]، سخنگوي سياست داخلي حزب چپ خواستار پايان دادن به همکاري با مراجع امنيتي ترکيه و فسخ قرارداد پناهندگي اتحادية اروپايي با اين کشور شد. هانس-کريستيان اشتروبله[39]، نمايندة سبزها گفت، "اگر براستي برآورد سرويس اطلاعاتي خارجي آلمان صحت داشته باشد، اين نمي‌تواند براي سياست آلمان و همکاري نزديک با مراجع امنيتي ترکيه بدون هيچ‌ گونه پيامدي باشد" البته واکنش ترکیه به این مواضع بسیار تند بود. ادامه این روند حاکی از این بود که قصد آلمان صرفا نوعی گوشمالی و فشار بر ترکیه بخاطر مناسبات جدید با روسیه بوده و تاثیری بر روابط دو کشور نخواهد داشت. لذا می بینیم که توماس اوپرمان[40]، رئيس فراکسيون حزب سوسيال دموکرات آلمان، با وجود برآورد انتقادی وزارت کشور دربارة ترکيه، دليلي براي ارزيابي جديدي از رابطه با اين کشور نمي‌بيند. وي در 18 اگوست2016 به  روزنامه نويه اوسنابروکر تسايتونگ[41] گفت: "وزارت کشور تنها همان چيزهايي را که از قبل مي‌دانستيم، با شدت بيشتري بيان کرده است. بر این اساس از نظر ما نيازي به ارزيابي جديد رابطة آلمان با ترکيه که در حالت عادي نيز با تنش همراه است، احساس نمی‌‌شود." اوپرمان افزود، نزديک بودن دولت ترکيه به اخوان‌المسلمين مصر و سازمان فلسطيني حماس، مسألة پنهاني --نبوده و خيلي بدتر از آن اين است که ترکيه سال گذشته با وضوح کامل از تروريست‌هاي داعش فاصله نگرفته است. وی افزود، در اين بين، ترکيه بخشي از ائتلاف ضد داعش است و خود دائماً قرباني حملات خونين داعش مي‌شود.

به عقيدة اورزولا فن در لاين[42]، وزير دفاع آلمان، مشکلات با ترکيه بايد با صراحت مطرح شوند. اين سياستمدار دموکرات مسيحي در 17 اگوست 2016 گفت: "ترکيه هم‌پيمان ناتو است و براي ما مهم است که با صراحت و شفافيت با يکديگر برخورد کنيم. اين يک اصل در ناتو است، چون در جايي که منافع مشترک داريم يا در صورتی که موضوعاتی براي بحث وجود دارد، بايد با صراحت کامل مسائل را مطرح کرد."
   - مسئله‌ی مهاجرت و تردد آزادنه اتباع ترک به اروپا: بطور کلی اختلافات ترکیه و آلمان و بطور کلی اروپا و غرب مدتهاست دامنه وسیعی یافته است. ترکیه موافقت نامه‌ای با اتحادیه اروپا امضا نمود که بر مبنای آن ترکیه در ازای دریافت مشوق‌های اقتصادی از موج مهاجرت به اروپا  ممانعت نموده و پناهندگان را مجددا مورد پذیرش قرار دهد. اما اکنون ترکیه، عمل به توافق را به انجام درخواست سفر بدون روادید اتباع خود به اروپا مشروط نموده است.

در دیدار تاریخ 26 مرداد 95 مرکل صدر اعظم آلمان با رییس جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان تهدیدکرد در صورتی که اروپا تردد آزادانه و بدون روادید اتباع ترکیه را در اتحادیه نپذیرد، موافقت نامه ترکیه با اتحادیه اروپا را لغو و مرزهای ترکیه را بروی پناهندگان باز می‌کند. طبق این موافقتنامه قرار بود ترکیه مرزهای خود را تحت کنترل قرار داده و مهاجرت را کانالیزه کند و نیز بازگشت مجددا مهاجرینی که بعد از 20 مه 2016 به جزایر یونان رفته اند را بپذیرد. از یک سو جلوگیری از موج مهاجرت برای اروپا بسیار حائز اهمیت است و در محدود سازی آن، آلمان (سپس هلند، اتریش و سوئد) بیش از همه در تنگنا قرار دارد. و از سوی دیگر موفقیت ترکیه در  عملی شدن آزادی تردد بدون روادید برای اتباع ترک از نظر پرستیژ سیاسی اهمیت زیادی برای شخص اردوغان دارد. لذا ترکیه از فسخ قرارداد مربوط به پناهندگان بعنوان یک ابزار فشار به اروپا استفاده می‌کند.  به عقیده کارشناسان آلمانی، در صورت شکست موافقتنامه مزبور، اروپا فاقد طرح جایگزین برای آن است و مرکل هم واقعا در این ماجرا حرفی برای گفتن ندارد و حداقل فشار بر مرکل را افزایش داده، سیاست مهاجرت در المان را تحت تاثیر قرار داده و اقتدار مرکل را در آلمان مورد تهدید جدی قرار می دهد، زیرا وی بانی آن شناخته می‌شود و مرکل بوده که عبارت "کشور کلیدی ترکیه" را در اروپا جا انداخته است.  آلمان‌ها همواره شعار می‌دهند که ترکیه در مسئله کردها دچار تئوری توطئه است.
   - اتهام نقض آزادی بیان: اتهام نقض آزادی بیان توسط دولت ترکیه، مخالفت مستمر آلمان با عضویت ترکیه در اتحادیه، آزادی عمل مخالفان اردوغان در اظهارات گاه و بیگاه آنان (مواضع جم اوزدمیر رییس حزب سبزهای آلمان) و موارد زیادی از این دست همواره بر روابط ترکیه و آلمان سنگینی می‌کند. شکست‌های ترکیه در سیاست‌های منطقه‌ای بویژه در سوریه و کثرت موارد اختلافی حل نشده ترکیه با متحدین غربی موجب شد تا ترکیه به تجدید نظر در روابط با روسیه تمایل نشان دهد.

بحران سوریه و تنش زدایی ترکیه با روسیه

در روابط اخیر ترکیه و روسیه، هرچند آلمان‌ها چندان اعتقادی به پایداری سیاست‌های اخیر ترکیه در نزدیکی به روسیه ندارند، اما آلمان این دغدغه را دارد که در شرایط جدید که روسیه و ترکیه به سمت حل مشکلات گام برمی دارند، روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آلمان با روسیه ممکن است تحت الشعاع قرار گرفته و سیر نزولی یابد. ضمن اینکه در این صورت روابط روسیه -ترکیه نه تنها کمکی به روابط آلمان و ترکیه نمی‌کند، بلکه می‌تواند شکاف‌های ایجاد شده میان آلمان و ترکیه را بعد از کودتای ترکیه عمیق‌تر نماید.

ولفگانگ ایشینگر [43]رییس کنفرانس امنیتی مونیخ از سال 2008، حقوقدان و دارای سابقه 40 ساله فعالیت در وزارت امور خارجه، مشاور وزیر امور خارجه و سفیر اسبق آلمان درواشنگتن و لندن در پاسخ به این سوال که هدف ترکیه از نزدیکی به روسیه چیست، پاسخ می دهد: "ترکيه يک بار ديگر قابليت انعطاف تاکتيکي[44]  بزرگي را از خود نشان می‌دهد. سياست خارجي اردوغان به شکست انجاميده است، زیرا او منزوي است. به همين دليل هم‌اکنون تلاش مي‌کند تعداد دشمنانش را کاهش دهد. به ويژه درگيري با پوتين (اشاره به ساقط نمودن جنگنده روسی) او را ضعيف کرده است. البته رابطة نيم‌بند او با پوتين، هم‌اکنون او را دوباره به شريکي باارزش برای ناتو تبديل مي‌کند. ناتو بايد مراقب آنکارا باشد تا اردوغان هر هفته عازم  سفر به مسکو نشود!"

اظهارات ایشینگر نشان از نگرانی‌های غرب از نزدیکی ترکیه به روسیه دارد. سفر شتابزده فرانک والتر اشتاین مایر[45] به مسکو که در پی سفر اردوغان به روسیه صورت گرفت در همین رابطه قابل تحلیل است. اشتاین‌مایر در دیدار از روسیه اعلام کرد: "با اینکه روابط آلمان و روسیه دچار بحران است اما برلین می‌خواهد که مذاکرات با مسکو ادامه یابد. وی مسائل اوکراین را عمده اختلافات قلمداد کرد..... اینکه بعد از هدف قرار گرفتن جت روسی توسط ترکیه در سال گذشته، دوباره نزدیکی میان این دو کشور را شاهدیم، خیلی خوب است؛ با این وجود من معتقدم که روابط روسیه و ترکیه هرگز آنقدر تنگاتنگ نخواهد شد که جایگزین روابط امنیتی ترکیه با ناتو گردد." وی در نهم آگوست 2016 طی مصاحبه ای گفت: "ترکیه شریک مهم ناتو است و باید باقی بماند." در سفر 24 مرداد95  اشتاین مایر به روسیه، لاوروف نیز از حسن رابطه با آلمان استقبال کرد و گفت که روابط روسیه و آلمان در بهترین حالت خود نیست؛ اما روسیه مقصرنیست و روابط خوب با آلمان برای روسیه یک اولویت است. وزارت خارجه آلمان نیز تاثیر روابط نزدیک رئیس‌جمهوری ترکیه و همتای روس‌ خود بر نقش آنکارا در ناتو را رد می کند.

آلمان بر این امر واقف است که ترکیه عضو ناتوست و تنها بازیگری است که از نظر آلمان این قابلیت را دارد که مستقلا در جلوگیری از موج مهاجرت اقدام نماید و ترکیه مهمترین کشور متحد غرب در همسایگی شمالی سوریه، قادر است اهداف غرب را برای آینده این کشور پیش ببرد.

با توجه به اینکه روسیه بازیگر مخرب در اهداف ائتلاف محسوب می‌شود، به همان میزانی که در روابط ترکیه و روسیه پیشرفتی حاصل شود، حساسیت آلمان و غرب افزایش می‌یابد. لذا اظهارات سوزان شبلی[46] معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان در 20 مرداد 95 هرچند ظاهرا از تنش زدایی میان روسیه و ترکیه حمایت می‌کند اما بوی نگرانی و اضطراب می‌دهد: "تلاش‌های ترکیه برای نزدیک شدن به روسیه مانعی برای ادامه همکاری با اروپا ایجاد نمی کند، ما به ترکیه نیازمندیم و ترکیه نیز نیازمند ماست. آلمان و ترکیه نقاط مشترک زیادی در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی دارند، حضور سه‌میلیون شهروند ترک مقیم آلمان نیز پل محکمی میان دو کشور است".

میشائیل ولفزون[47] کارشناس مسائل خاورمیانه و استاد تاریخ معاصر دانشگاه ارتش آلمان در مونیخ از جمله اولین کسانی بود که در آلمان به روابط جدید روسیه و ترکیه واکنش نشان داد. وی می‌گوید: "روسیه در پی ایجاد شکاف میان ترکیه و غرب است و از طریق نزدیکی به اردوغان دنبال تضعیف ناتو و اتحادیه اروپاست. روسیه راهبرد روشنی دارد ولی ترکیه در یک حرکت زیگزاکی[48] بدون ثبات بدنبال کسب قدرت شخصی است و هر روز حرفی می‌زند. کمااینکه در گذشته نیز با سران بسیاری از کشورهای چنین تعاملاتی داشته است. از یک سو روسیه متحد بشار اسد است و از سوی دیگر ترکیه به پول و سرمایه گذاری اروپا نیازمند است و ترکیه بدون ناتو و اتحادیه در شرایط بدی قرار می‌گیرد و روسیه کمک زیادی نمی‌تواند به ترکیه بکند. اشتاین مایر هم معتقد است که ائتلاف نظامی روسیه و ترکیه غیر ممکن است."  گیدواشتاینبِرگ[49] می‌‌گوید: "بدون هرگونه توافق تنگاتنگ میان آلمان و ترکیه سیاست هدفمندی از سوی آلمان در مسئله سوریه وجود  نخواهد داشت و این کار بسیار مشکلی است."

نتیجه‌گیری و پیشنهادها:

در بررسی رخدادهای اخیر در روابط این سه کشور بنظر می‌رسد، نقش مسائل اقتصادی و منافع مرتبط با آن بویژه در زمینه اولویت‌های راهبردی، همگرایی و واگرایی منافع امنیتی ناشی از تحولات منطقه‌ای (بویژه در بحران سوریه و اوکراین) و انرژی شدیدا بر همکاری و تعارض میان آنان تاثیرگذار بوده است. لذا بر اساس منطق نظریه واقع‌گرایی، روند ایجاد شده مبنی بر اختلافات میان هریک از این سه بازیگر، موقتی بوده و بالطبع همکاری‌های ایجاد شده نیز تداوم نخواهد داشت. ضمن اینکه هرگونه همکاری، در سطح تاکتیکی محدود خواهد شد. با توجه به اینکه روسیه متحد و حامی بشار اسد است و ترکیه وابسته و نیازمند به حمایت های اقتصادی اروپاست و امنیت و اهمیت ترکیه بدون ناتو و اتحادیه متصور نیست، بر همین اساس تعاملات ترکیه و روسیه بیشتر تاکتیکی است تا راهبردی. عملکرد غرب و بخصوص آلمان و ارزیابی‌های ترکیه نسبت به آن، از دلایل نزدیکی ترکیه به روسیه بوده است.

   - همکاری ترکیه و روسیه در بحران سوریه می تواند به تضعیف کنترل موج مهاجرت به اروپا و آلمان توسط ترکیه  منجر گردد.
   - روابط حسنه میان ترکیه و روسیه می تواند ضمن تضعیف نقش میانجیگرانه آلمان میان غرب و روسیه در بحران‌ها، نقش ترکیه را بعنوان نقش میانجیگرانه ترکیه میان غرب و روسیه تقویت و جایگزین نقش آلمان در این زمینه نماید.
   - هرگونه توافق ترکیه با روسیه در خصوص بحران سوریه اجماع کشورهای غربی را علیه روسیه و مقاومت را تضعیف نموده  و منافع غرب را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
   - بهبود روابط ترکیه با روسیه در خارج از چارچوب اجماع اعضای ناتو، سیاست منزوی ساختن روسیه را مخدوش و فشار بر روسیه را کاهش خواهد داد.
   - هرگونه توافق احتمالی ترکیه با روسیه در زمینه مسیر انتقال انرژی به اروپا ناسازگار با منافع و علایق آلمان است و این کشور ترجیح می دهد، انتقالِ انرژی روسیه به اروپا،  از مسیرهای شمالی و آلمان صورت گیرد.
   - واکنش های شتابزده آلمان علیه ترکیه (که در پی بهبود رابطه ترکیه با روسیه ظاهر گردید)، صرفا با هدف نوعی تنبیه ترکیه و فشار بر این کشور صورت می گیرد.

از نظر اقتصادی سه کشور به یکدیگر مرتبط اند. آلمان در میان کشورهای اروپایی بزرکترین واردکننده گاز روسیه است. امنیت پایدار انرژی از نگرانی های آلمان است، لذا همواره در پی مدیریت تنش های سیاسی در روابط با روسیه است. انتقال انرژی از روسیه به اروپا، می تواند آلمان را با ترکیه درگیر کند، زیرا خطوط لوله روسیه به اروپا، از شمالی‌ترین خط لوله که نقش آلمان را در انرژی اروپا افزایش می دهد تا خط لوله ترکیه  ، از اهمیت فراوانی در روابط این دو کشور با روسیه برخوردارند. در این رابطه هر کدام از دوکشور آلمان و ترکیه منافع خاص خود را دنبال می کنند و موضوع اقتصاد و انرژی نیز در تعامل و تقابل میان این مثلث نقش دارد. (از جمله توافقات اخیر روسیه و ترکیه توافق بر خط لوله ترک استریم بوده‌است)

همسویی در اهداف و راهبرهای دوجانبه این کشورها از محدودیت‌هایی برخوردار است و در عین حال واگرایی‌هایی میان این سه کشور بشدت روابط آنان را تحت تاثیرِخود قرار می‌دهد. برای ترکیه، موضوع کردها غیرقابل معامله است. ترکیه در این مورد با عمده بازیگران بویژه آلمان، دچار مشکل است. همچنین حمایت ترکیه از بسیاری از گروههای مخالف سوریه، با سیاست‌های روسیه در تعارض است. روسیه با آلمان و مجموعه ائتلاف در مورد سوریه در کشمکش است. اما در مسائل متفاوتی از جمله مسئله پناهندگان، ترکیه نیز چنین کشمکش‌هایی با متحدان غربی خود دارد. هر سه کشور امکانات، موانع، موفقیت‌ها، و ناکامی‌هایی در بحران سوریه داشته‌اند که به سیاست خارجی آنان در قبال یکدیگر شکل می‌دهد. مقوله‌های فوق اغلب بخاطر تحولات محیطی بر اولویت‌های راهبردی و منافع امنیتی آنان تاثیرگذار بوده ولذا هر از گاهی شاهد نزدیکی یا دوری آنان از هم هستیم.

با توجه به آنچه گفته شد، جمهوری اسلامی ایران نیز با هریک از بازیگران فوق بویژه در مسائل منطقه‌ای اشتراکات و افتراقاتی دارد که می تواند سبب همگرایی یا واگرایی گردد. علاوه بر وجود اهداف مشترک میان ایران و روسیه، جمهوری اسلامی ایران حتی با ترکیه نیز در سوریه منافع مشترکی (در خصوص مسئله اکراد) می تواند داشته باشد. اما همزمان رقابت ایران با ترکیه نیز مسئله‌ای غیر قابل اغماض است. همه این موارد می‌توانند در تامین منافع ملی و اهداف منطقه ای مورد استفاده قرار گرفته یا مانع ایجاد نمایند. آلمان، روسیه و ترکیه می‌توانند گاهی در کنار هم و گاهی در مقابل هم قرار گیرند. هم ایران و هم ترکیه علیرغم برخورداری از امکانات ویژه در سوریه، محدودیت‌هایی نیز دارند. ترکیه و روسیه نگران نقش خود آینده سوریه هستند و از منظر منافع ملی ایران هم آینده سوریه به جهت اهمیت محور مقاومت، از جایگاه مهمی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران  برخوردار است. طبیعی است ایران و روسیه در صحنه میدانی سوریه منافع راهبردی و مشترکات بیشتری دارند. در بحث مبارزه با تروریسم و تاثیر گذاری بر نگرش غرب نسبت به این پدیده، فرصت‌هایی برای ایران در همکاری با آلمان وجود دارد. همکاری‌های منطقه‌ای با ترکیه - مشابه آنچه روسیه دنبال می کند- نیز می‌تواند اجماع سازی عربستان و سایر رقبای منطقه‌ای علیه ایران را تضعیف نماید. هرگونه توفیق در ایجاد همگرایی نسبی با ترکیه با تاکید بر مردم سالاری در آینده سوریه، یک گام بسوی پیشرفت خواهد بود و هرگونه نزدیکی مواضع ترکیه در عدم تاکید این کشور بر حذف بشار اسد، نیز باید یک فرصت تلقی شده و تقویت گردد. 

هرچند روسیه بطور سیستماتیک برای گسترش امکانات منطقه‌ای و بین‌المللی خود و ایفای نقش بعنوان قدرت بزرگ در روابط بین الملل تلاش می‌کند، در مواردی می‌تواند به کاهش فشارهای غرب علیه کشورمان کمک کند. تلاش‌های روسیه برای ایجاد شکاف میان ترکیه و غرب برای جمهوری اسلامی ایران نیز یک فرصت است، اما جمهوری اسلامی باید تاکتیکی بودن رفتار این دو کشور و موقتی بودن آن را مد نظر قرار دهد و حساب بلند مدتی روی آن باز نکند. روسیه نمی‌تواند روی ترکیه بعنوان یک شریک مورد اعتماد حساب کند. هرچند روسیه استراتژی نسبتا روشنی دارد اما در سیاست خارجی کشورها بویژه ترکیه ثبات معنا ندارد. تغییرهای ناگهانی در سیاست خارجی ترکیه نه تنها برای ایران و روسیه بلکه برای متحدان غربی اش نیز شگفتی‌آفرین است. نگاه کاملا خوشینانه و کاملا بدبینانه به رخدادهای اخیر در روابط بین کشورهای مورد بحث به دستاورد مثبتی برای جمهوری اسلامی ایران نمی‌انجامد. لذا نزدیکی ترکیه به روسیه، بنابر مولفه‌های قوی در ساختار قطب‌بندی‌ها و نسبی‌بودن روابط، نباید به فاصله گرفتن ترکیه از غرب تعبیر شود.

بدلیل اینکه معادلات منطقه دائم در حال تغییر است و بهترین و بدترین سناریوها امکان تحقق دارند، مناسب است جمهوری اسلامی نیز با نگاهی عملگرایانه ضمن اینکه روی وضع موجود حساب می‌کند، اما با مد نظر قرار دادن منافع متعارض بازیگران، چشم‌اندازی از دگرگونی‌های محتمل در محیط استراتژیک و سیاست خارجی آنان داشته باشد و هرزمان بتواند بصورت انعطاف‌پذیر و با سرعت عمل، تصمیم صحیح را اتخاذ نموده و اقدام کند.

 

گروه تخصصی آلمان
محمد حسن طاهری (مدیر گروه تخصصی آلمان)

3 آبان ماه 1395

 



[1] . Sigmar Gabriel

[2] . Frank-Walter Steinmeier

[3] . Democratic Union Party (Syria) pyd

[4] . "Das Delegieren der operationellen Verantwortung an regionale Verbündete…"

به معنی پرهیز از مداخله کامل و مدیریت از پشت صحنه از طریق واگذاری مسئولیت‌های عملیاتی به مؤتلفین بویژه بازیگران هم‌پیمان منطقه‌ای.

[5] . Henri J. Barkey

بارکی از افسران سابق سازمانCIA  می‌باشد که بدلیل اینکه وی درزمان کودتای نافرجام، در ترکیه حضور داشته، مقامات امنیتی ترکیه، امریکا را به دست داشتن در کودتا متهم می‌کنند. گفته می‌شود وی بعد از کودتا بطرز مشکوکی از ترکیه خارج شده است.

[6] . Woodrow Wilson International Center

[7] . YPG

[8] . Dr. Christian-Peter Hanelt

[9] . Bertelsmann stiftung

[10] . Ostpolitik

[11] . Stefan Meister

[12] . DGAP: Deutsche Gesellschaft für Auswärtige Politik

[13] . Andrej Gromyko

[14] . Otto Wolff von Amerongen

[15] . Ost-Ausschuss der Deutschen Wirtschaft

[16] . "Wandel durch Annäherung"

این دیدگاه قابل تطبیق با مفهوم "تسری میان کارکردی" Spill-over یا" Spill-over-Effekt  (در آلمانی Übertragungseffekt)در نظریه سیاسی کارکردگرایی است؛ بدین معنی که فرایند کارکردگرایی تصاعدی است و تکامل کارکردی در یک زمینه به پیدایش و تقویت انواع مشابه همکاری در سایر زمینه‌ها می‌انجامد.

[17] . Other

[18] . Konzept Zivile Verteidigung (KZV)

[19] . Stiftung Wissenschaft und Politik SWP

[20] . Jana Puglierin

[21] . Alfred von Oppenheim-Zentrums für Europäische Zukunftsfragen

[22].” Denkbare Überraschungen -Elf Entwicklungen, die Russlands Außenpolitik nehmen könnte”

[23] . Sabine Fischer

[24] . Margarete Klein

[25] . Ossetien – Alania

[26] . Susan Stewart

[27] . تحولات اخیر در آلمان که پیروزی احزاب راست گرا و شکست احزاب بزرگ را در پی داشت نشان از این دارد که ادعای روسیه چندان هم بی ربط نیست.

[28] . Milli Istihbarat Teskilati (MIT)

[29] . Bundesnachrichtendienst (BND)

[30] . Michael Müller 

[31] . Winfried Kretschmann

[32] . Jan van Aken

[33] . Agnieszka Brugger

[34].  Sigmar Gabriel

[35] . "zentrale Aktionsplattform für islamistische Gruppierungen"

[36] . der " vor allem seit dem Jahr 2011 schrittweise islamisierten Innen- und Außenpolitik Ankaras"

[37] . Sevim Dağdelen

[38] . Ulla Jelpke

[39] . Hans-Christian Ströbele

[40] . Thomas Ludwig Albert Oppermann

[41] . Neue Osnabrücker Zeitung

[42] . Ursula von der Leyen

[43] . Wolfgang Ischinger

[44] . taktische Flexibilität

[45] . Frank-Walter Steinmeie 

[46] . Sawsan Chebli

[47] . Michael Wolffsohn

[48] . Zick-Zack-Linie

[49] . Dr. Guido Steinberg

ایشان کارشناس بخش خاورمیانه و افریقای بنیاد علم و سیاست مرجع صاحب صلاحیت و معتمد دادگاههای آلمان در پرونده محاکم به اصطلاح تروریسم اسلامی است. وی همچنین از سال 2001 تا 2005 کارشناس ارشد بخش تروریسم صدر اعظمی آلمان بوده است. در سال های اخیر پژوهش‌های زیادی از وی در باره بحران‌های منطقه خاورمیانه، تحولات سوریه (داعش، دولت بشار اسد، بازیگران منطقه ای و فرامنطقه‌ای در سوریه و...)، مداخله نظامی آلمان در خارج از مرزهای این کشور منتشر شده است. وی به ایران نیز سفرهای کاری داشته است.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

کمیسیون شرق اقتصاد آلمان

۱۳۹۷/۱/۲۱

بررسی اهداف و ابزارهای نفوذ آلمان در خاورمیانه: کردستان هدف اصلی آلمان

۱۳۹۷/۱/۲۰

ترجمه کامل سخنرانی وزیر خارجه آلمان در کنفرانس بررسی سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۷/۱/۱۲

ماراتن تشدید تنش‌ها در روابط ترکیه و آلمان

۱۳۹۶/۵/۱

راهکارهای تصمیم سازان بنیاد علم و سیاست آلمان SWP برای حفظ ترکیه در بلوک غرب

۱۳۹۶/۱/۱۹

از سیاست نگاه به شرق تا سیاست سرد: مرکل، پوتین و سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۶/۱/۱۵

جایگاه منطقه خلیج فارس در سیاست خارجی و امنیتی آلمان پس از جنگ سرد

۱۳۹۶/۱/۱۵

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۲۵

لایحه جدید وزارت دفاع آلمان؛ کنترل‌های امنیتی اسلامگرایان افراطی در ارتش

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

۱۳۹۵/۹/۲۹

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

۱۳۹۵/۹/۳

اهداف آلمان در دور جدید "امنیتی سازی" و "ایران‌هراسی"

۱۳۹۵/۷/۲۸

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۷/۲۴

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

۱۳۹۵/۴/۱۵

برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

۱۳۹۵/۴/۶

فهم سیاست در آلمان

۱۳۹۵/۲/۲۹

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۲/۴

معرفی کتاب «قدرت در مرکز»اثر دکتر هرفرید مونکلر

۱۳۹۴/۱۲/۱۱

ترمیم وجهه عربستان در مسئله تروریسم، سیاست جدید ائتلاف غربی

۱۳۹۴/۱۲/۲

تحلیلی کوتاه از سفر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان به تهران

۱۳۹۴/۹/۲۵

نگاهی کوتاه به زندگی و دوران صدارت اعظمی هلموت اشمیت

۱۳۹۴/۸/۳۰

رسوایی های اطلاعاتی اخیر در آلمان؛ بازتابی از سیاست خارجی آلمان و روابط فراآتلانتیکی

۱۳۹۴/۴/۱۵

سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۴/۴/۱۵

روایتی دیگر از همکاری جاسوسی آلمان و آمریکا

۱۳۹۴/۲/۲۷

افشای حمایت مالی آلمان از برنامه‌ هسته‌ای رژیم صهیونیستی

۱۳۹۴/۲/۱۵

نگرش نزدیکِ ایران و آلمان نسبت به تحولات یمن

۱۳۹۴/۲/۱۴

حمايت رئيس جديد پليس جنايي آلمان BKA از مبارزه با تروریسم اسلامگرایانه

۱۳۹۴/۲/۱۳