ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > آلمان > بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۹/۳ تعداد بازدید: 485

رویداد:

طبق اخبار منتشره زیگمار گابریل، معاون صدراعظم و وزیر اقتصاد آلمان در پایان روز یکشنبه 11 مهر 1395 در رأس یک هیئت اقتصادی سیاسی به ایران سفر نمود. این دومین سفر وزیر اقتصاد قدرتمندترین کشور اروپایی به ایران است. وی پیش‌تر در 13 اردیبهشت 95 نیز قصد سفر به ایران را داشت که این سفر به دلیل آنچه که بیماری وی اعلام شد، لغو گردید. گابریل حدود دو روز قبل از سفر به ایران (در تاریخ 9  شهریور95) مصاحبه ای با اشپیگل، یکی از پر تیراژترین رسانه‌های آلمان انجام داد که ادبیات تندی علیه ایران داشت. اظهارات وی در این مصاحبه علاوه بر اینکه واکنش اعتراضی رسانه های داخل را در پی داشت، در رسانه های خارجی نیز بعنوان مواضع تند علیه ایران و پیش شرط‌های آلمان برای روابط دوجانبه ارزیابی شد؛ تا اینکه وزارت امور خارجه کشورمان نیز نسبت به آن واکنش نشان داد و هرگونه پیش شرط در روابط را رد کرد.

 اکنون این سوال مطرح است که: علیرغم اینکه علی القاعده ادبیات یک کشور پیش از سفر یک مقام رسمی باید متمرکز بر مشترکات باشد، چرا شاهد چنین موضع گیری‌هایی از سوی آلمان‌ها درآستانه سفر مقام آلمانی هستیم؟

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران



اهم اظهارات اخیر زیگمار گابریل در باره ایران:

به منظور درک بهتر اظهارات زیگمار گابریل، اهم اظهارات وی بطور یک‌‌جا آورده می‌شود. روزنامه اشپیگل قبل از پرداختن به اظهارات وی می‌نویسد: گابریل راهی مأموریتی سخت است. گابریل می‌خواهد در ایران روابط اقتصادی را تقویت کند و همزمان به دولت ایران به سبب جنگ سوریه هشدار دهد. ایران همراه با روسیه بعنوان مهمترین حامیان رژیم سوریه محسوب می شوند که جنگ بیرحمانه علیه مردم خود راه انداخته‌اند. گابریل در چنین شرایطی یکشنبه با یک هیات بزرگ اقتصادی به ایران سفر می کند. در این ملاقات بهبود روابط اقتصادی مطرح است و گابریل می‌خواهد همچنین در باره اختلاف میان اسرائیل و فلسطینی‌ها و حقوق بشر(در ایران) نیز صحبت کند.

"بهبود رابطه با آلمان و اتحادیه اروپا در گروی نقش سازنده‌ای است که کشورهای درگیر در سوریه ایفا می‌کنند. من همزمان مانند سفر به روسیه به این نکته متذکر خواهم شد که خشم و عصبانیت در آلمان نسبت به متحدان اسد با توجه به وضعیت دهشتناک در سوریه چقدر زیاد است. در آلمان مردم معتقدند که هر که سهمی در این وضعیت (اشاره به اصطلاحاً جنایت دولت سوریه) داشته باشد، (اشاره به ایران و روسیه) باید خجالت بکشد.

برخی از تحریم‌های آمریکا غیر مرتبط با برجام، از موانع حضور شرکت‌های آلمانی در ایران اند. عدم انطباق فعالیت بانک‌های ایرانی با استاندارد‌های بین‌المللی نیز دلیل دیگری برای تعلل در سرمایه‌گذاری مشترک میان آلمان و ایران است. مسئله منافع آلمان و اروپا مهم است. یک نگاه دو بعدی به این مسئله وجود دارد: طبعا با نگاه به حقوق بشر در ایران و نقش ایران در جنگ سوریه. اما نگاه اقتصادی هم هست. آلمان باید در مقابل اینگونه کشورها (از یک طرف اصول دمکراتیک را رعایت نمی‌کنند ولی همزمان منافع اقتصادی برای آلمان دارند) یک دیالوگ دوگانه را پیش می برد. از یک طرف باید گفتگوهای اقتصادی را پیش ببریم و از سوی دیگر موضوعات اخلاقی، مانند حقوق بشر، خلع سلاح و...  .

در مورد ایران طبیعتا مناسبات با اسرائیل مطرح است. در این رابطه و در ارتباط با سفرم به ایران اخیرا با سفیر اسرائیل نیز مذاکراتی داشته‌ام. در صحبت هایم در سفر قبلی به تهران بشدت دررابطه با مذاکرات با وزیر خارجه ایران مورد انتقاد قرار گرفتم. اما روشن است که یک رابطه نرمال و طبیعی و دوستانه با آلمان ابتدا زمانی امکان پذیر است که ایران حق موجودیت اسرائیل را بپذیرد و نیز در مورد وضعیتی که در سوریه دارد. (حمایت از دولت سوریه در مبارزه با گروههای تروریستی). این غیر منصفانه و بی معنی است که سکوت کنیم. با باید دنبال بهبود حقوق بشر و تغییر در وضعیت ِمشارکت در جنگ باشیم و اگر نشد، صحبت نکردن استراتژی درستی نیست. یک معنی مذاکره کردن این است که همه چیز را بگوییم: در ایران نقض حقوق بشر فاحشی وجود دارد. از جمله اعدام نوجوانان. من با نماینده حقوق بشر دولت آلمان برای اگاهی از اخرین وضعیت حقوق بشر در ایران ملاقات کردم. ایجاد کردن این چالش (طرح مسائل و انتقادات حقوق بشری) ضروری است. اما وقتی که انسان کسی را نوازش می کند، باید در باره مسائل ناخوشایند هم صحبت کند. (دقیقا به معنی هویج و چماق است که یعنی وقتی راجع به روابط اقتصادی صحبت می کنیم باید راجع به حقوق بشر هم حرف بزنیم ). علاوه بر این ما به شرکت های آلمانی صریحاً متذکر می‌شویم که استانداردهای حقوق بشری سازمان ملل برای چنین کشورهایی (ایران) وجود دارد و ما انتظار داریم که شرکت های ما با این کشورها متناسب با این استانداردها رفتار کنند. بعنوان مثال سهم زنان ایران در اشتغال حدود 12 درصد است. شرکت‌های آلمانی در ایران در انتخاب همکاران خود به جنسیت توجه‌ای نکنند و هنجارهای سازمان ملل را در این زمینه مبنای گزینش خود قرار دهند.

دیگر اینکه در رابطه با بهبود روابط با آلمان و اروپا، مشارکت مؤثر در حل بحران سوریه ضروری ا‌ست. ما نمی‌توانیم در رابطه با کشورهایی که در این جنگ جنایتکارانه سهیم‌اند، مثل دستورجلسۀ عادی روزانه‌مان برخورد کنیم. ما باید مراقب باشیم که شاخص‌های ارزشی ‌ما در آلمان یا اروپا، همیشه معادل تحریم نباشد که در این صورت، اروپا فوراً به آخر خط خواهد رسید. ولی در مورد ایران، درک این نکته لازم است که یافتن یک شریک پایدار در آلمان یا هر کشور اروپایی با مشکل مواجه می‌شود. هیچ شرکتی در صورت تردید در مورد تبعاتی مانند بازگشت تحریم‌ها علیه ایران و یا تخریب وجهه‌ یا انزوا، در ایران سرمایه‌گذاری درازمدت نمی‌کند. بالاخره بحث وجهۀ شرکت‌ها مطرح است که در جوامع مدرن اهمیت بالایی دارد."

زیگمار گابریل بدون توجه به ابراز ناخشنودی ایران نسبت به مطالب مصاحبه و اعتراض ضمنی سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان، سخنان اعتراضی دکتر ولایتی و رسانه‌ها، بار دیگر مطالبی از گابریل این بار در روز دوشنبه 12 مهرماه در صفحه فیسبوک ایشان به شرح زیر قرار گرفت که توضیح بیشتری از همان اظهاراتش در مصاحبه می باشد:

«...ما باید از یک طرف دیالوگی درباره روابط اقتصادی را به پیش ببریم و همزمان درباره موضوعات اخلاقی مانند حقوق بشر و خلع سلاح و... صحبت کنیم. این سفر یک سیگنال مهم سیاسی اقتصادی است برای اینکه نیروهای مترقی و پیشرو را تقویت و حمایت کنیم. متاسفانه این حمایت اکنون یکسال بعد از رفع تحریم‌ها ضروری است، زیرا وضعیت حقوق بشر در ایران علی‌الخصوص درمورد اقلیت های مذهبی و قومی علیرغم بهبود جزئی تغییری نکرده است. روزنامه‌نگاران و هنرمندان سانسور شده‌اند. برخی ظاهراً بدلایل جاسوسی زندانی شده‌اند و نیز محکومین به اعدام در ایران به یک رکورد بالایی رسیده‌اند. من اطلاعاتی در این باره از منابع دست اول از طریق ملاقات با مسئولین سازمان‌های حقوق‌بشری اخذ کرده‌ام. طبیعتاً این موضوعات را همواره در فرصتی مستقیما با مقامات رسمی ایران مطرح خواهم کرد. ما باید در باره اشتراکات و اختلافات صحبت کنیم. یکی از این موارد در ایران بحث رابطه با اسرائیل است. من در این رابطه و در خصوص سفرم به ایران مذاکره‌ای با سفیر اسرائیل در آلمان داشتم. برای آلمان روشن است که: هرکه در پی رابطه پایدار با ماست، نمی‌تواند حق موجودیت اسرائیل را بلحاظ سیاسی زیر سوال ببرد.»

گزاره‌های اصلی و چالش برانگیز در مواضع گابریل

   - ایران مانند برخی از کشورها اصول دمکراتیک و شاخص های ارزشی آلمان را رعایت نمی‌کند (مانند نقض فاحش حقوق بشر، زنان، مسائل خلع سلاح، سانسور، محکومیت به اتهام جاسوسی، اعدام و ...) ولی رابطه با آن برای آلمان منافع اقتصادی دارد. لذا آلمان به دنبال یک دیالوگ دو بعدی با ایران است. از نظر گابریل مذاکرات اقتصادی به منزله نوازش (هویج) و مذاکرات مربوط به سوریه، حقوق بشر و... به مثابه مسائل ناخوشایند برای ایجاد چالش (چماق)، هستند که همزمان باید انجام شوند. انجام این بحث‌ها با ایران در زمان پس از برجام ضروری است!

   - رابطه نرمال و طبیعی و دوستانه با آلمان زمانی امکان پذیر است که ایران حق موجودیت اسرائیل را بپذیرد.

   - دولت سوریه مسبب وضعیت دهشتناک فعلی سوریه است و ایران به همراه روسیه در به اصطلاح جنایات دولت سوریه سهیم است و باید شرمنده باشد. بهبود رابطه با آلمان و اروپا منوط به عدم حمایت ایران از دولت سوریه است.

   - آلمان بدنبال به اصطلاح بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران، تغییر در وضعیت ِمشارکت ایران در جنگ سوریه و حمایت از نیروهای مترقی و پیشرو می‌باشد.

   - برخی از تحریم‌های غیر مرتبط با برجام از سوی آمریکا و عدم انطباق فعالیت بانک‌های ایرانی با استاندارد‌های بین‌المللی از موانع حضور شرکت‌های آلمانی در ایران هستند.

در جدیدترین رخدادهای مرتبط با موضوع این گزارش رسانه های آلمان لغو ملاقات با آقای محمد جواد لاریجانی را شکست انتظارات گابریل ارزیابی نمودند. اما نکته مهم این است که گابریل پس از سفر به ایران در جملاتی هدف بلند مدت آلمان از مواضع رادیکال علیه ایران را اینگونه بیان می کند:

"اساسا ما باید با ایران در باره تمام مسائل انتقادی صحبت کنیم، اما نباید امید داشته باشیم که تغییرات سریعی رخ دهد."[1]

آیا اظهارات ضد ایرانی زیگمارگابریل قابل توجیه است؟

نگاه خاصی در کشورمان مواضع رادیکال گابریل علیه جمهوری اسلامی ایران را قابل توجیه ارزیابی می‌کند. از منظر این گروه، چنین مواضع و اظهاراتی را نباید جدی گرفت و نوعی تساهل را نسبت به آن توصیه می‌کنند و می‌گویند، این اظهارات اعتقاد واقعی دولت آلمان و مقامات این کشور نیست اما به‌علت واهمه‌ای که از انتقادات جریان‌های اپوزیسیون یا لابی اسراییل در آلمان وجود دارد، این سخنان بیان می‌شود تا بتوانند با کاهش فشار آنان، به فعالیت و تجارت اقتصادی با ایران ادامه بدهند.

بررسی و راستی آزمایی چنین دیدگاهی در این باره برای تعیین تکلیف سیاست خارجی کشور امری ضروری است. بدین منظور نگاهی به موارد مشابه مربوط به عربستان و روسیه می‌اندازیم و نحوه ادبیات بکار رفته نزد سیاستمداران آلمانی را در مورد این سه کشور مقایسه می کنیم:

عربستان سعودی از جمله کشورهایی است که هرگونه رابطه با آن در دودهه اخیر و در دوران پس از حوادث یازده سپتامبر و به‌ویژه سال‌های اخیر، موجی از مخالفت گسترده را در سطوح مختلف آلمان برانگیخته است. اعتراض به صدور تسلیحات آلمانی به عربستان، اعتراض به مماشات و تساهل آلمان نسبت به گسترش مراکز، مساجد و مدارس مذهبی عربستان در آلمان، اعتراض به سفر مقامات آلمانی به عربستان و بالعکس و نیز نگرانی از وابستگی افراط گرایان سلفی و تندرو به عربستان و نقش آن در این جریانات، به اذعان تمام ناظران سیاسی از جمله رخدادهایی بوده که بدون شک سیاست خارجی منطقه‌ای آلمان را تحت فشار قرار داده است. جو ضد عربستان که از آن یاد شد در دو سطح نخبگان (شامل اندیشمندان، کارشناسان اندیشکده‌ها، روزنامه نگاران، اپوزیسیون احزاب چپ، راستگرایان و...) و در سطح افکار عمومی کاملا مشهود بوده است؛ اما واکنش دولت آلمان به این فضا چه بوده؟ دلایل و قرائن متقنی وجود دارد که حاکمیت سیاسی در آلمان بنابر منافع استراتژیک، سعی در آرام کردن جو ضد سعودی داشته است. در حالی که در سال 2014 گابریل در واکنش به مخالفان صدور تسلیحات به عربستان قول داد تا در این باره تجدید نظر نماید، درکمال تعجب، عربستان در سال 2015 با چند پله سعود، به خریدار سوم تسلیحات آلمان در جهان تبدیل شد. از سوی دیگر همواره دولت عربستان در برابر مخالفان نقش وکیل مدافع عربستان را بازی کرده است و از عباراتی نظیر "علیرغم عدم انطباق کامل عربستان با معیارهای حقوق بشر آلمان، این کشور بلحاظ اینکه شریک راهبردی آلمان در مبارزه با تروریسم است و عامل مهم در توازن منطقه ای محسوب می شود، در سیاست خارجی آلمان از اهمیت برخوردار است"، استفاده کرده است. لذا این سوال بدون پاسخ مانده چرا مقامات آلمان با وجود مخالفت‌های گسترده نه تنها هرگز از ادبیات تند علیه عربستان استفاده نکرده اند بلکه در جهت فرونشاندن اعتراضات نیز اقدام نموده اند؟

با این مقدمه این نکته را متذکر می‌شویم که جمهوری اسلامی ایران، علیرغم اینکه دربخشی از جریانات اپوزیسیون آلمان مخالفینی دارد، ولیکن قابل قیاس با وضعیت عربستان نیست و جو مخالفت هرگز از سطح برخی از نخبگان و مقامات سیاسی به سطوح کارشناسی و افکار عمومی تسری ندارد. بلکه برعکس این دولت آلمان است که همواره سعی داشته تا با تمسک به استانداردهای دوگانه در مسئله تروریسم ایران را جای عربستان بنشاند. بعبارت دیگر همزمان با بزرگنمایی مسائل حقوق بشری ایران به تطهیر عربستان بپردازد و همزمان با مواضع جانبدارانه از برخی گروههای تروریستی سوریه (بخصوص در سالهای 2012 و 2013) عربستان را شریک در مبارزه با تروریسم جا انداخته و حمایت ایران از دولت سوریه برای مبارزه با تروریسم را بعنوان «شراکت در جنایت» در افکار عمومی آلمان معرفی نماید. با وجود مخالفت‌های شدید علیه مراودات سیاسی، اقتصادی و... با عربستان، هرگز شاهد موضع‌گیری‌هایی نظیر آنچه امروز از سوی زیگمار گابریل اظهار شده، نبوده ایم.

در مورد روسیه نیز باید گفت زیگمار گابریل آغاز اظهارات تندش علیه ایران را با اظهاراتش قبل از سفر به روسیه مقایسه می کند، در حالیکه مقایسه‌ای مع‌الفارق است. تمامی مقامات آلمانی قبل از سفر به روسیه تندترین اظهاراتی که داشته‌اند منحصر به این بوده که «اختلافاتی میان آلمان و روسیه وجود دارد» و تلاش نموده‌اند که ملایم‌ترین اظهارات را همواره قبل از سفر داشته باشند. سیاست خارجی آلمان، روسیه را بعنوان مهمترین رقیب خود در جهان معرفی می‌کند و در اغلب زمینه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای همراه با اروپا و آمریکا چالش برانگیز ترین بازیگر معرفی می‌کند و حتی سیاست داخلی آلمان نیز تخریب وجهه روسیه را در افکار عمومی داخل آلمان دنبال می‌کند؛ اما علیرغم این اختلافات، معتقد است تغییرات مورد نظر در روسیه را نه از طریق فشار مستقیم بلکه از طریق تعامل و ارتباط دنبال کند. لذا لحن مقامات آلمانی هنگام سفر به روسیه همراه با نرمش کلامی، بر همکاری و مشترکات تاکید بیشتری دارد. در برخی موارد حتی پیش از سفر، شاهد اظهارات انتقاد آمیز مقام آلمانی از عملکرد غرب یا ناتو در رابطه با روسیه نیز بوده‌ایم.

روند جدید در اظهارات ضد ایرانی مقامات آلمانی

با نگاهی اجمالی به تحولات و موضعگیری‌های پیش از سفر مقامات آلمانی به کشورهای دیگر از جمله عربستان و بخصوص روسیه، این دیدگاه را که اظهارات نامتعارف زیگمار گابریل علیه ایران بلحاظ دفع فشارهای داخلی آلمان قابل توجیه است را کاملا رد می‌کند. همانگونه که در سطور قبل اشاره شد، این برخورد از ویژگی‌هایی برخوردار است که صرفا در رابطه با ایران اعمال می‌گردد. سفر مقامات آلمانی به ایران، در گذشته از رویه متعادل‌تری تبعیت می‌کرد و آلمان‌ها سعی داشتند که قبل از سفر، با اظهارات ایران‌پسند، نظر مثبت جمهوری اسلامی ایران را جلب نمایند. مطلب حائز اهمیت این است که اظهارات اخیر گابریل و اظهاراتش در سفر قبلی حکایت از تغییر این روند دارد که گویی هدف این است که جمهوری اسلامی ایران را نسبت به شنیدن توهین‌ها و بیانات تند علیه ایران واکسینه نمایند. با بررسی ادبیات گابریل، بخصوص کاربرد واژگان خاص در آن و نیز تقارن آن با سفر ایشان به ایران، بعنوان علائمی از تحقیر، تخریب روانی، تعمد در جوسازی ضد ایرانی و عصبیّت لفظی ارزیابی می‌شود. همزمان با سخنان تحقیرآمیز اخیرا از سوی این مقام آلمانی، اقدامات دولتی در آلمان در جریان است که بطور سیستماتیک، تخریب وجهه ایران را بعنوان یک بازیگر مخرب ضد صلح در منطقه، ناقض حقوق بشر در سطح گسترده داخلی را پی بگیرد و برای جلوگیری از تاثیرات مثبت برجام در آلمان اقدام نماید.«گزارش سرویس امنیت داخلی آلمان» که چند ماه قبل منتشر شد، از جمله‌ی این اقدامات است. این مسئله را می توان یک روند جدید در مناسبات آلمان و ایران تلقی نمود. مجددا توجه را به بیانات زیگمار گابریل پس از بازگشت به آلمان جلب می کنم که حکایت از این دارد آلمان یک نگاه فرایندی به اقدام خود در برخورد شدیداللحن با جمهوری اسلامی ایران دارد که این شیوه پرخاشگرانه با امید و هدفِ آغاز یک روند انجام می‌شود که بتواند در بلند مدت به تغییر در سیاست‌های ایران منجر شود.

بنظر می‌رسد دولت آلمان بر این باور اطمینان دارد که موضع گیری‌‌های رادیکال علیه ایران، هرگز به واکنش‌های تلافی جویانه‌ از سوی جمهوری اسلامی ایران منجر نخواهد شد زیرا ایران برای روابط اقتصادی با آلمان، مشتاق‌تر از آن است که تغییری در مناسبات ایجاد کند و آلمان در شرایطی است که می تواند مناسبات اقتصادیِ فیمابین را همزمان با توهین و تحقیر ادامه دهد. بدین ترتیب هم سیاست خارجی خود را محقق می‌سازد و هم خواهد توانست بازیگران ثالث در ائتلاف غربی، رقبای منطقه‌ای ایران و هم رژیم صهیونیستی را راضی نماید. منطقی بنظر می‌رسد که جمهور اسلامی ایران نیز می‌تواند ضمن همکاری های اقتصادی با آلمان، علاوه بر مبارزه منفی مانند لغو برخی ملاقات‌ها، از ادبیات تند علیه نقض حقوق بشر (نقض حقوق اقلیت های مذهبی و مهاجرین)در آلمان، نقش منفی در حمایت از تروریست‌های سوریه بخصوص در سالهای 2012 و 2013، میدان دادن به جریانات سلفی و افراطی علیرغم شعار مبارزه، مشارکت تسلیحاتی در کشتار مردم بی دفاع یمن و موارد بسیار دیگر استفاده نماید. این موارد به اذعان اسناد خود آلمان‌ها قطعی و غیر قابل انکار هستند. لذا شایسته است جمهوری اسلامی ایران در مواردی که مقامات آلمانی از لحن پرخاشگرانه علیه ایران بهره می گیرند، واکنش های مشابه و همطراز را بر اساس عزت ملی بکار گیرد.

اصولا در روابط بین الملل، علیرغم هر سطحی از همکاری، طرح انتقادات با ادبیات دیپلماتیک (در طیف ملایم تا نسبتا شدید) کاری رایج بوده و پذیرفته شده است. رجوعی به ادبیات تند مقامات آلمانی علیه ترکیه در ماههای اخیر و پاسخ‌های شدیدتر از سوی سیاستمداران ترکیه بیانگر این مدعاست. این درحالی است که دو کشور فوق‌الذکر عضو ناتو و متحد یکدیگر در زمینه های مختلف بوده و پیوندهای بیشتری نسبت به ایران و غرب دارند. لذا خود سانسوری جمهوری اسلامی ایران برای مواجهه با اقدامات اخیر آلمانی ها پسندیده نیست و طبعا اظهارات صریح و شفاف منافاتی هم با علائق کشور برای بسط روابط اقتصادی ندارد.

 

 گروه تخصصی آلمان-محمدحسن طاهری  13 مهر 1395



[1] . http://www.n-tv.de/politik/Gabriels-I ... klat-article18781576.html

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

ماراتن تشدید تنش‌ها در روابط ترکیه و آلمان

۱۳۹۶/۵/۱

راهکارهای تصمیم سازان بنیاد علم و سیاست آلمان SWP برای حفظ ترکیه در بلوک غرب

۱۳۹۶/۱/۱۹

از سیاست نگاه به شرق تا سیاست سرد: مرکل، پوتین و سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۶/۱/۱۵

جایگاه منطقه خلیج فارس در سیاست خارجی و امنیتی آلمان پس از جنگ سرد

۱۳۹۶/۱/۱۵

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۲۵

لایحه جدید وزارت دفاع آلمان؛ کنترل‌های امنیتی اسلامگرایان افراطی در ارتش

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

۱۳۹۵/۹/۲۹

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

۱۳۹۵/۹/۳

اهداف آلمان در دور جدید "امنیتی سازی" و "ایران‌هراسی"

۱۳۹۵/۷/۲۸

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۷/۲۴

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

۱۳۹۵/۴/۱۵

برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

۱۳۹۵/۴/۶

فهم سیاست در آلمان

۱۳۹۵/۲/۲۹

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۲/۴

معرفی کتاب «قدرت در مرکز»اثر دکتر هرفرید مونکلر

۱۳۹۴/۱۲/۱۱

ترمیم وجهه عربستان در مسئله تروریسم، سیاست جدید ائتلاف غربی

۱۳۹۴/۱۲/۲

تحلیلی کوتاه از سفر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان به تهران

۱۳۹۴/۹/۲۵

نگاهی کوتاه به زندگی و دوران صدارت اعظمی هلموت اشمیت

۱۳۹۴/۸/۳۰

رسوایی های اطلاعاتی اخیر در آلمان؛ بازتابی از سیاست خارجی آلمان و روابط فراآتلانتیکی

۱۳۹۴/۴/۱۵

سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۴/۴/۱۵

روایتی دیگر از همکاری جاسوسی آلمان و آمریکا

۱۳۹۴/۲/۲۷

افشای حمایت مالی آلمان از برنامه‌ هسته‌ای رژیم صهیونیستی

۱۳۹۴/۲/۱۵

نگرش نزدیکِ ایران و آلمان نسبت به تحولات یمن

۱۳۹۴/۲/۱۴

حمايت رئيس جديد پليس جنايي آلمان BKA از مبارزه با تروریسم اسلامگرایانه

۱۳۹۴/۲/۱۳