ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > آلمان > پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۷/۲۴ تعداد بازدید: 826

مقدمه:

سالها طول کشید تا آلمانِ اشغال شده در جنگ جهانی دوم، از حالت خلع سلاح خارج شود. همجواری المان با مرزهای شوروی و متحدان آن، به شکل گیری ارتش در این کشور و عضویت در ناتو کمک کرد. مباحث نظامی در آلمان صرفا در محدوده مشارکت ارتش نوپای این کشور در چارچوب این پیمان مطرح بود. پس از پایان جنگ سرد، اصلاحات در نیروهای مسلح آلمان به‌طور جدی دنبال شد و به‌تدریج مقدمات حرکت به سمت حرفه‌ای شدن ارتش فراهم گردید؛ تا اینکه در دهه گذشته آلمان گام‌های مهمی برای تثبیت حضور نظامی خود در جهان برداشت و وارد عرصه مداخله نظامی درخارج از مرزها در چارچوب نیروهای سازمان ملل، اتحادیه اروپا و ناتو گردید. در ادامه این روند، برنامه‌ریزی‌های گسترده‌ای برای آینده‌ای پویا شکل گرفت که طی آن ارتش بیش از پیش در عملیات نظامی برون‌مرزی مشارکت نماید. این گزارش، نظری به مهم‌ترین تحولات در حوزه نظامی آلمان خواهد داشت و به این سوالات پاسخ خواهد داد که آیا اقدامات آلمان نقطه عطفی در پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان است و در محک با شاخص‌های موجود، روندی به‌سوی نظامی‌گری محسوب می‌شود؟ سیر تحول نظامی در آلمان و مسائل مرتبط با آن، چه نتایجی را به‌دست می دهند؟ فرصت ها و تهدیدهای جمهوری اسلامی در قبال این مسئله چگونه‌اند؟

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان9



از خلع سلاح تا ورود به بحران سوریه

در حالی‌که آلمان در دوره پس از جنگ جهانی دوم از هرنوع درگیری نظامی در خارج از مرزهای خود به شدت اجتناب می‌ورزید و یا به‌عبارتی منع می شد، طی چند سال اخیر و به‌ویژه در دوره وزارت دفاع خانم اورزولا فن‌در‌لاین [1](که از طرفداران حضور نظامی آلمان در مأموریت های خارجی است)، دولت این کشور آمادگی بیشتری برای مأموریت‌های خارجی از خود نشان داده است. عمده تحولات مربوط به سیاست‌های نظامی آلمان از قرار زیر است:

- از سال 1945 تا 1955 خلع سلاح کامل و نظامی‌زدایی آلمان[2] ، فقدان نیروهای مسلح در آلمان
- 1950 مباحث اولیه و مقدمات تشکیل هسته اولیه وزارت دفاع آلمان
- با شروع جنگ سرد تشکیل رسمی ارتش فدرال در سال 1955
- 9 مه 1955عضویت آلمان در ناتو
- تا قبل از 1990 مأموریت‌های ارتش بر اساس جنگ سرد تعریف می‌شد، اما از این سال متحول گردید.
- 1990 تا 1994 بحث اصلاحات در ارتش و تصویب مأموریت‌های برون‌مرزی ارتش در 12 ژوئیه 1994
- ژانویه سال ۲۰۱۱، اعلام لغو خدمت وظیفه عمومی [3]در آلمان توسط وزیر دفاع  و شروع یک مرحله اساسی در ایجاد ارتش حرفه ای و مزدور در آلمان.
- ایجاد «گفتمان مسئولیت بیشتر»[4] در آلمان، به‌خصوص از سال 2013، برای آغاز تحول جدی در مأموریت‎‌های برون‌مرزی ارتش این کشور از طریق تولید ادبیات جدید به‌واسطه تدوین کتاب سفید 2006 آلمان[5] به‌عنوان مهم‌ترین سند دفاعی امنیتی آلمان، پروژه‌ی مهم «قدرت جدید، مسئولیت جدید»[6] در سال 2013، برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ 2014 و پروژه «بازنگری 2014- تعمق بیشتر در مورد سیاست خارجی»[7] . لازم به‌ذکر است در فوریه 2015، پروژه تدوین «کتاب سفید 2016»  نیز کلید خورده است که با توجه به گزارش‌های دوره‌ای منتشرشده در صفحه اینترنتی وزارت دفاع آلمان، این «سند بنیادین استراتژیک» قرار است مبنای عمل ارتش آلمان در سال‌های آتی باشد.
- دسامبر 2015، تصویب مشارکت نظامی آلمان در بحران سوریه

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان1

روند فوق حرکت از خلع سلاح آلمان در سال 1945 تا مداخله نظامی در سال 2015 را نشان می‌دهد. در پی انفجارهای پاریس در 13 نوامبر 2015، دولت فرانسه خواستار همکاری متحدان خود در عملیات نظامی سوریه شد. در پاسخ به این درخواست، دولت آلمان به نیروهای فرانسوی درگیر در سوریه برای به اصطلاح عملیات ضد داعش، وعده کمک داد. روز جمعه ۴ دسامبر 2015 (۱۳ آذر 95)، پیشنهاد حضور نظامی آلمان در سوریه که توسط اورسولا فن‌در‌لاین، وزیر دفاع، به پارلمان تسلیم شد، مورد بحث نمایندگان قرار گرفت. این پیشنهاد قبلا به تصویب کابینه آلمان رسیده بود.

براساس پیشنهاد وزیر دفاع، ارتش آلمان شش فروند هواپیمای شناسایی تورنادو[8]، یک ناوچه برای حفاظت از ناو هواپیمابر فرانسوی، یک فروند هواپیمای سوخت‌رسانی و یک‌هزار و دویست تن از نفرات ارتش را به این مأموریت اختصاص داد. در پیشنهاد وزیر دفاع آمده بود که مجوز حضور نظامی این کشور در ارتباط با عملیات علیه داعش در ابتدا برای یک سال اعتبار دارد و بودجه‌ای معادل ۱۳۴ میلیون یورو به آن اختصاص می‌یابد. برای تحقق مصوبه برای اولین بار در تاریخ 10 دسامبر 2015 (19 آذر95) دو فروند هواپیمای تورنادو از پایگاه هوایی یاگل[9] در شمال آلمان برای پیوستن به ائتلاف به اصطلاح ضد داعش و عملیات در سوریه، وارد پایگاه اینجرلیک ترکیه شدند.

پایگاه نظامی اختصاصی آلمان در اینجرلیک ترکیه

بر اساس آنچه گفته شد قریب 6 ماه است که جت‌های تورنادوی آلمانی در اینجرلیک[10]، بزرگ‌ترین پایگاه نظامی در جنوب ترکیه مستقر هستند. آلمان از طریق سیستم پیشرفته تصویر برداری شناسایی در این هواپیماها که همه روزه با عملیات هوایی بر فراز سوریه و عراق علیه مواضع و پایگاه‌های مورد نظر انجام می‌شود، در عملیات به اصطلاح ائتلاف ضد داعش مشارکت دارد. طبق اعلام رسمی ارتش آلمان، هواپیماهای تورنادو تقریبا هر روز پروازهای شناسایی در سوریه دارند.

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان2اما آنچه که در این میان حائز اهمیت است آن است که آلمان روی عملیات نظامی بلندمدت در سوریه حساب بازکرده و و به همین سبب ارتش این کشور در پایگاه نظامی اینجرلیک ترکیه برای ساخت یک پایگاه هوایی مستقل برای هواپیماهای تورنادو برنامه ریزی نموده است. طبق اسناد منتشره، احداث پایگاه هوایی فوق با بودجه حدود 65 میلیون یورویی قرار است برای عملیات نظامی جنگنده‌های تورنادو آلمان در سوریه مورد بهره برداری قرار گیرد. در این پایگاه، محلی برای استقرار نظامیان آلمانی و تجهیزات نظامی در نظر گرفته شده است. علاوه بر این ارتش آلمان در حال مذاکره با ترکیه برای عقد قرارداد بلند مدت استقرار نظامیان این کشور در ترکیه می باشد. اغلب پروژه‌های فوق در تابستان 2017 به بهره برداری خواهد رسید .گفتنی است که هزینه فوق عمدتا برای ساخت و ساز هزینه خواهد شد و شامل هزینه تجهیزات نظامی- فنی و غیره که از آلمان منتقل می شوند، نمی‌گردد.

تاکنون ارتش آلمان در پایگاه اینجرلیک ترکیه فقط به‌صورت موقتی حضور داشت. ترکیه به‌عنوان عضوی از ناتو برای استقبال و سرویس‌دهی به یک هم پیمان، آمادگی خود را اعلام نموده است.  در اسناد وزارت دفاع آلمان بر عملیات نظامی بلند مدت ارتش تأکید شده است؛ به همین سبب این سرمایه گذاری‌ها کاملا ضروری قلمداد می‌گردد. از آنجایی‌که ترکیه فقط به شرکت‌های تحت کنترل ترکیه‌ای در پایگاه هوایی خود مجوز ورود و فعالیت می‌دهد، وزارت دفاع آلمان ، با این شرکت‌ها در ماه مه 2016 همکاری‌هایی را آغاز نموده است. لذا کارهای ساختمانی در مراحل آغازین خود است. مجوزهای لازم برای بودجه‌های مربوط به ساخت تأسیسات پایگاه نظامی صادر شده است.

اقدامات فوق یادآور مأموریت‌های برون‌مرزی سابق ارتش آلمان است. ارتش آلمان در سال 2002 یک پایگاه نظامی هوایی در ترمذ[11] ازبکستان  در مرز افغانستان را  تأسیس نمود که از آنجا به‌صورت هوایی سربازان و تجهیزات نظامی خود را به مناطق بحرانی هندوکش منتقل می‌کرد. طبق اعلام سفارت آلمان در تاشکند، در دسامبر 2015 ارتش آلمان پس از 14 سال فعالیت، پایگاه نظامی راهبردی خود در ترمذ را به‌عنوان آخرین پایگاه نظامی نیروهای غربی در آسیای مرکزی رسما تعطیل نمود. در مقایسه با پایگاه ترمذ می‌توان گفت، پایگاه اینجرلیک نخستین پایگاه نظامی مهم آلمان در منطقه و همچنین عملیات نظامی آلمان در سوریه مهم‌ترین اقدام نظامی برون‌مرزی آلمان در تاریخ 70 ساله این کشور است.

سیاست‌های منطقه‌ای اخیر آلمان و بازیگران بحران سوریه

نخبگان سیاسی آلمان اصولا از اینکه گفته شود رویکرد سیاست خارجی این کشور درحال تغییر از سیاسی به  نظامی‌گری است، ناخشنود هستند و آن را شدیدا انکار می‌کنند. این موضع، تاحدی ناشی از سیاست داخلی آلمان و رعایت افکار عمومی و نیز در نظر گرفتن ملاحظات تاریخی آلمان است. بنابراین بسطِ اقدامات و مداخلات نظامی آلمان با روش‌هایی دنبال می‌شود که از ایجاد حساسیت جلوگیری نموده و خطر نظامی‌گری تاریخی آلمان را دوباره تداعی نکند و به‌خصوص در ابعاد خارجی، آلمان تلاش می‌کند تا از معرفی خود به‌عنوان یک قدرت مداخله‌گر نظامی بپرهیزد. لذا برای توجیه شتاب‌گیری روند نظامی‌گری، مدعی ‌است که گاهی مداخله نظامی می‌تواند به پیشبرد بهتر روش‌های دیپلماتیک کمک کند. بر همین اساس حضور خود در سوریه و احداث پایگاه نظامی در ترکیه را در راستای تکمیل نقش سازنده‌ی سیاسی خود معرفی می‌نمایند. اشتاین مایر[12]وزیر خارجه آلمان درباره مداخله نظامی آلمان در مسئله سوریه تأکید کرد که هدف اصلی آلمان در مسئله سوریه، راه حل سیاسی در چارچوب توافق وین است. این راه حل در خدمت مبارزه با داعش نیز خواهد بود.

پس از اعزام جت‌های شناسایی و ردیاب تورنادوی آلمان به منطقه، برای کمک به جنگنده‌های فرانسه و سایر کشورهای هم‌پیمان در سوریه، آمریکا خواستار شرکت فعال‌تر آلمان در جنگ علیه داعش شد. در داخل آلمان نیز حضور نظامی آلمان در خارج از مرزها، در چارچوب ضرورت همکاریِ همسو با متحدان غربی و پاسخ به درخواست های آنان به‌خصوص ایالات متحده و ناتو قلمداد می‌شود.

اما در منطقه، آلمان سعی درکمرنگ نشان دادن حضور عملیاتی خود دارد و مایل نیست اقداماتش بازیگران منطقه ای را تحریک نموده و یاواکنش منفی ایران و روسیه را برانگیزد.به همین سبب هرچند عمدتا این اقدام آلمان‌ به‌لحاظ تاریخی مهم توصیف شده است اما از سوی جمهوری اسلامی ایران و روسیه تاکنون شاهد واکنشی نظیر آنچه در مقابل فرانسه، بریتانیا و آمریکا رخداده است، نبوده‌ایم. لذا حرکت به اصطلاح چراغ خاموشِ آلمان سبب شده است تا علی‌رغم وجود شاخص‌های غیرقابل انکار و حداقل یک دهه شتاب در روند رویکرد نظامی این کشور، هنوز برخی از تحلیل‌گران ایرانی معتقد باشند، اقدامات اخیر آلمان بیشتر جنبه نمایشی دارد.

تنها چالش ایجاد شده در ماه‎های اخیر میان آلمان و سایر بازیگران در سوریه، اسکورت هواپیماهای آلمانی توسط جت‌های روسی در فضای سوریه بوده است. بنابر اعلام یواخیم ووندارک[13] افسر نظامی آلمانی در مرکز عملیات هوایی ارتش آلمان، معمولا همزمان با عملیات هواپیماهای تورنادو آلمانی در فضای سوریه، جنگنده‌های روسی (عمدتا سوخو 35،[14] )حاضر شده و آنان را به‌نوعی اسکورت می‌کنند.  البته آنها قصد محدود سازی هواپیماهای آلمانی را ندارند و تنها یک عملیات نمایشی سیاسی است که روسیه قصد دارد از این طریق حضور خود را نشان دهد.

ملاحظات حقوقی سیاست‌های منطقه‌ای آلمان- موافقان و مخالفان

از ابتدای آغاز بحران سوریه، کشورهایی که امروز به‌عنوان ائتلاف غربی ضد داعش خود را معرفی می‌کنند، از موقعیت پیش آمده برای ساقط کردن نظام سوریه به‌عنوان یکی از حلقه‌های محور مقاومت استفاده کرده و در اولین گام به تسلیح تروریست‌ها مبادرت ورزیدند. دولِ تسلیح‌کننده گروه‌های تروریستی در سوریه، سه دلیل عمده را به‌منظور توجیه کمک‌های تسلیحاتی خود به این گروه‌ها ذکر کرده‌اند؛ کمک به اجرای حق تعیین سرنوشت توسط مردم سوریه و جلوگیری از نقض حقوق بشر توسط دولت سوریه از مهم‌ترین ادله‌ای بوده‌اند که از ابتدای کمک‌های تسلیحاتی غرب به تروریست‌ها، مورد بهره‌برداری قرار گرفتند. البته بعدها به‌خصوص در پی شکست سیاست‌های غرب در سوریه، مقابله با داعش نیز آخرین بهانه غرب برای کمک به تروریست‌ها و مداخله در این کشور بوده است. هر سه دلیل فوق در مخالفت با اصل عدم توسل به زور، اصل منع حمایت از تروریسم و اصل تعیین حق سرنوشت در حقوق بین‌الملل است و قطع نظر از اینکه با هدف براندازی دولت بشار اسد و غیر آن صورت گرفته باشد، انتساب مسئولیت بین‌المللی به دولت‌های حامی تروریسم در سوریه را فراهم می‌سازد، چرا که بر طبق قواعد مسلم حقوق بین‌الملل، حمایت از تروریسم به هر قصد و انگیزه‌ای ممنوع و مستوجب انتساب مسئولیت بین‌المللی است.

در خصوص مداخله نظامی آلمان نیز باید گفت، اگرچه شورای امنیت مصوبه‌ای در محکومیت داعش و لزوم مقابله با آن صادر کرد، اما تا کنون قطعنامه‌ای زیر فصل هفتم منشور سازمان ملل شامل مجوز عملیات نظامی علیه داعش در سوریه به‌منظور حفاظت از صلح و امنیت بین‌المللی تصویب نکرده است تا کشورهای عضو مجوز حقوقی لازم برای اقدام مداخله‌جویانه را داشته باشند. برخلاف عملیات علیه داعش در عراق، عملیات هوایی کشورهای غربی در سوریه بدون مجوز دولت این کشور صورت می‌گیرد، لذا مقبولیت آن از لحاظ حقوق بین‌الملل مورد تردید و نگرانی است. به همین دلیل کارشناسان نظامی آلمان به دولت هشدار داده‌اند که بدون مشخص کردن اهداف و نحوه دستیابی به آنها، وارد عملیات مستقیم نظامی در سوریه نشود. همچنین دیگر مخالفان در گروه‌های سیاسی با اشاره به فقدان مصوبه شورای امنیت برای مداخله نظامی در سوریه، در مورد مبنای چنین اقدامی از لحاظ حقوق بین‌الملل ابراز تردید کرده‌اند.

مخالفت با مأموریت ارتش آلمان در سوریه و تأسیس پایگاه نظامی اختصاصی آلمان در اینجرلیک ترکیه، موجب به‌راه افتادن مباحث داغی در داخل آلمان شده است. در آلمان از سوی احزاب و جریان‌های مخالف به‌ویژه حزب چپ‌ها و سبزها، انتقاداتی نسبت به حضور نظامی آلمان در سوریه و نیز درخواست‌های زیادی برای کسب  اطلاعات بیشتر در مورد این پایگاه هوایی در ترکیه مطرح شده است. منتقدین عمدتا این اقدام را مغایر با حقوق بین‌الملل می‌دانند و آن را با الفاظی همچون تصمیمی اشتباه، اقدامی خطرناک، کاری احمقانه و بمباران کور توصیف می‌کنند و این اقدام را نوعی تروریسم می دانند که عملیات داعش را متوقف نمی‌کند. درمقابل، احزاب حاکم، مخالفان را به برخورد ایدئولوژیک متهم نموده و خواستار درک مسئولیت اروپایی در قبال مناطق بحرانی هستند که این مسئله باید به‌نام امنیتِ خود اتفاق افتد. لذا این‌گونه دفاع می‌کنند که بدون یک برنامه سیاسی برای مبارزه با تروریسم داعش، عملیات نظامی طراحی شده محکوم به شکست است، اما بدون حضور نظامی نیز هیچ شانسی برای اقدامات دیپلماتیک وجود نخواهد داشت.  لذا در سوریه و عراق، آلمان از امنیت ملی و داخلی خود دفاع می‌کند. همچنین موافقان در در دفاع از تصویب مشارکت نظامی آلمان در سوریه، مغایرت عملیات در سوریه را با قانون اساسی و حقوق بین‌الملل رد کرده و مدعی هستند که "نیروی هوایی از عهده این کار برمی‌آید و هواپیماهای شناسایی به معنی بمباران کور نیست، هرچند ریسک دارد ولی ماجراجویی نیست."

موافقان تأکید می‌کنند که مجوز مداخله‌ی نظامی به ارتش آلمان از چند طریق صادر می‌شود: اول از طریق مأموریت‌های سازمان ملل برای دفاع از خود و یا حمایت از دیگر کشورها و به درخواست آنها با تأئید سازمان ملل، دوم از طریق ناتو و حمایت از خود و یا کشورهای عضو این پیمان، سوم از طریق معاهده‌ی ماستریخت (سیاست امنیتی و خارجی اتحادیه اروپا وحمایت از کشورهای عضو) و چهارم بر طبق قانون اساسی. آنان معتقدند این مداخله از منظر قانونی توسط معاهده‌ی ماستریخت به لحاظ حقوقی مشروعیت یافته و در هیئت دولت و مجلس آلمان نیز مورد حمایت قرار گرفته است.

نهادهای مذهبی آلمان نیز در این باره اقدام به موضع‌گیری نموده‌اند. کلیسای پروتستان آلمان در زمینه ورود نظامی آلمان به بحران سوریه دارای موضع واحدی نیست. هاینریش بدفورد-اشتروم[15] دبیرکل شورای کلیسای پروتستان[16] موافقت خود با اقدام نظامی آلمان در سوریه را منوط به موفقیت این عملیات دانست. او گفت: "اگر این اطمینان وجود داشته باشد که این اقدام سبب خاموشی غرش سلاح‌های طرف‌های متخاصم و باند جنایتکار‌(به اصطلاح) "دولت اسلامی عراق و شام"(داعش) می‌شود و زمینه ارتزاق تروریسم در منطقه را می‌خشکاند می‌توان با آن موافق بود.» در مقابل کلیسای پروتستان بادن در جنوب آلمان تصریح کرد که مخالف عملیات نظامی آلمان در سوریه است. در بیانیه کلیسای پروتستان بادن آمده است که منطق پارلمان آلمان این است که "با اقدام نظامی می‌توان امنیت بیشتری به‌وجود آورد". شورای مسلمانان آلمان نیز در این باره اعلامِ موضع نمود. به گفته ایمان مازیک[17]، رئیس شورای مرکزی مسلمانان آلمان،[18] "بهترین اقدام برای پایان دادن به بحران سوریه مذاکره میان قدرت‌های منطقه‌ای است ... . تنها با اتخاذ برنامه‌ای در جهت صلح و آشتی می‌توان چشم‌اندازی برای زندگی و نه جنگ و فلاکت در سوریه ترسیم کرد ... . تنها از این طریق می‌توان ریشه‌ی ترور و دیکتاتوری را در سراسر جهان خشکاند ... . گروه‌های القاعده و (به اصطلاح) "دولت اسلامی" (داعش)، نتیجه سیاست کاملاً اشتباه جنگ‌طلبانه در منطقه بوده است." مازیک با اشاره به پیامدهای جنگ عراق افزود که پیشبرد سیاست جنگ‌طلبانه یکی از دلایلی است که امروزه ما را با شکلی افراطی و غیرطبیعی از مسلمانان مظنون مواجه ساخته است.

نگاهی به شاخص‌های میلیتاریسم

سایت آماری آلمان به نقل از ناتو، بودجه نظامی آلمان در سال 2015  را نسبت به تولید ناخالص داخلی این کشور 2/1 اعلام کرده است. این رقم در مقایسه با دیگر اعضای ناتو در حد متوسط قراردارد،  اما آلمان با 4/39 میلیارد دلار بودجه نظامی در سال 2015، مقام نهم را در میان بزرگ‌ترین بودجه‌های نظامی جهان دارا است. علی‌رغم این ینس استولتنبرگ[19] دبیرکل ناتو ضمن اشاره خاص به آلمان،  همواره از بودجه پایین کشورهای عضو گله‌مند است. این امر حکایت از انتظار فزاینده متحدین غربی ناتو از ایفای نقش بیشتر آلمان در عملیات نظامی ناتو در جهان دارد. هرچند قرار است آلمان بودجه نظامی خود را طی 4 سال آینده گام به گام افزایش دهد، اما ناتو این افزایش پیش‌بینی شده را کافی نمی‌داند و بر افزایش تا سقف 58 میلیارد یورو تأکید دارد. خانم اورزولا فن در لاین وزیر دفاع آلمان اوایل سال میلادی 2016 اظهار نموده بود که قرار است خریدهای نظامی آلمان تا سال 2030 به 130 میلیارد یورو(تقریبا دو برابر فعلی در هر سال) برسد.

علاوه بر مباحث مربوط به افزایش بودجه نظامی، این کشور به‌تدریج مشارکت خود را در عملیات‌های برون‌مرزی افزایش می‌دهد و در این رابطه هزینه‌های نظامی برون‌مرزی آلمان در سال 2015 نسبت به سال 1999 از رشد نسبی برخوردار بوده است. ترس از نظامی‌گری آلمان امروز جای خود را به انتظار از آلمان برای قبول نقش‌های نظامی داده است.

مقام نهم آلمان در سال 2015 در میان 15 کشور برخوردار از بالاترین بودجه نظامی

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان3

امروزه وعده‌های دولت آلمان برای افزایش بودجه نظامی موجب خوشحالی متحدان آلمان در ناتو شده است. نه خودِ آلمان و نه متحدانِ آن، امروز دیگر با میلیتاریسم در سیاست خارجی این کشور مشکلی ندارند. شنیده می‌شود که آلمان در این زمینه برنامه‌های زیادی حتی در اروپا دارد که پيوستن به انگليس و آمريكا در هدايت نيروهاي ناتو در جوار مرزهاي روسيه و به‌عهده گرفتن فرماندهي يك تيپ در ليتواني و بررسی احتمال همدستی اطلاعاتی آلمان در حملات هواپيماهاي بدون سرنشين آمريکايي در «کميسيون تحقيقات مجلس فدرال آلمان دربارة آژانس امنیت ملی آمريکا»[20]  از جمله این موارد هستند. از طرفی شاهد رشد هزینه های نظامی برون مرزی آلمان از سال 1991 تا سال 2015 هستیم.

رشد هزینه های نظامی برون‌مرزی آلمان از سال 1991 تا 2015

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان4

حوزه های عملیاتی برون‌مرزی ارتش آلمان در سال 2016

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان5

 همچنین آلمان جزو مهم‌ترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان تسلیحات در جهان است. آلمان در این خصوص  موقعیت ممتاز خود را حفظ کرده است. آلمان پس از آمریکا و روسیه بزرگ‌ترین صادرکننده جنگ‌افزار در سال ۲۰۱۵ بوده است. مطابق گزارش‌ها خریداران یک سوم از تجهیزات نظامی ساخت آلمان کشورهای واقع در کمربند بحرانی خاورمیانه و شمال آفریقا مانند عربستان، الجزایر، مصر و قطر بوده‌اند. طبق اعلام خبرگزاری آلمان در روز دوشنبه ۱۳ ژوئن2016، آلمان دو سال قبل، از جایگاه سوم به جایگاه پنجم سقوط کرده بود، اما در سال ۲۰۱۵ بار دیگر در ردیف سومین صادرکننده جنگ‌افزار در جهان قرار گرفت. طی سال های اخیر آمارها از افزایش فروش سلاح از سوی آلمان به کشورهای خاورمیانه در سال 2015 خبر می‌دهند، به‌نحوی که صادرات سلاح طی شش ماه اول سال 2015 با کل صادرات سلاح سال 2014 برابر بوده است. این افزایش در حالی است که در پی انتقاد مخالفان، از سوی دولت آلمان اعلام شده بود که به‌دلیل گسترش تنش در خاورمیانه، فروش سلاح به منطقه را محدود خواهد کرد.

مقایسه آماری فروش سلاح های آلمانی از 2001 تا 2015

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان6 بر اساس آمار منتشره وزارت اقتصاد آلمان، صادرات تسلیحات این کشور در سال 2015 هفت میلیارد و 860 میلیون یورو بوده است که درمقایسه با رقم سال 2014 (4 میلیارد یورو) تقریبا دو برابر شده است.

در پی انتشار این آمار، زیگمار گابریل[21]، وزیر اقتصاد و معاون صدراعظم آلمان فروش سلاح به خاورمیانه را منوط به موارد خاص دانست. اظهارات اخیر گابریل با ادعاهای گذشته وی اندکی متفاوت می‌باشد. وی درسال 2013 و پس از حضور در دولت ائتلافی آلمان از محدود شدن فروش سلاح به کشورهای خاورمیانه که درگیر جنگ بوده و یا سابقه نقض حقوق بشر را داشته‌اند، خبر داده بود.

وزیراقتصاد آلمان مسئولیت تأیید صادرات سلاح به دیگر کشورها را بر اساس سوابق حقوق بشری آنها بر عهده دارد. فروش سلاح در دولت آنگلا مرکل سیر صعودی داشته و کشورهای خریدار سلاح‌ها سابقه خوبی در زمینه حقوق بشر نداشته اند. وزیراقتصاد آلمان درماه ژانویه 2015 گفته بود، برلین تمامی قراردادهای فروش سلاح به عربستان را که به‌دلیل نقض حقوق بشر در این کشور به تعویق افتاده است را رصد می کند. وی تأکید کرد قرار‎دادهای فروش سلاح به عربستان لغو نخواهند شد.

10 کشور اول دریافت کننده تسلیحات از آلمان در شش ماهه اول سال 2015

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان7در حال حاضر سلاح انفرادی پیشرفته جی 36 ، تحت لیسانس کارخانه اسلحه سازی هکلر و کخ[22] آلمان در عربستان سعودی تولید می شود. اوایل تیرماه 95 مباحث داخلی در باره تداوم صدرو قطعات یدکی این سلاح به ارزش 537000 یورو به عربستان مطرح شده است که برخی از جناح های سیاسی در آلمان بشدت با این مسئله مخالفت می ورزند.

همچنین ماه گذشته‌، آلمان پنجمین زیردریایی پیشرفته از کلاس دولفین را که توانایی حمل موشک با کلاهک هسته‌ای را دارد به اسرائیل تحویل داد. قرار است ششمین زیردریایی از این کلاس را نیز طی سه سال آینده به اسرائیل تحویل دهد.  بسیاری از منتقدان به‌دلیل فروش این زیردریایی‎ها و ناوهای پیشرفته به اسرائیل که سابقه طولانی در نقض حقوق بشر و جنگ دارند، از دولت مرکل انتقاد کرد. یان فان آکن[23]، نماینده مجلس فدرال آلمان، از حزب چپ در این باره گفت که صادرات سلاح از سوی آلمان کاملا از کنترل خارج شده است. آگنیسکا بوکر[24]  از حزب سبزها در اظهاراتی زیگمار گابریل، وزیر اقتصاد آلمان، را نیز متهم کرد که ارزش بیشتری برای منافع لابی‌های سلاح قائل است تا حقوق بشر و صلح. برخی از اقدامات آلمان در زمینه تسلیحات مغایر با قوانین بین المللی ارزیابی شده اند.سازمان امداد رسانی منع بین المللی[25] اخیرا گزارشی را ارائه داده است که بر اساس آن موسسات مالی آلیانس، خدمات مالی زیمنس و دویچه بانک در ماه مارس 2016 سهامی را از شرکت هایی ک با بمب های خوشه ای درآمد کسب می کنند، دریافت کرده اند. آگنیشکا بروگر[26] سخنگوی سیاست امنیتی حزب سبزها در پارلمان آلمان گفت: "زمان آن فرارسیده است تا هرگونه سرمایه گذاری در این سلاح های مغایر با قوانین بین المللی به لحاظ قانونی ممنوع شود." آلمان در سال 2009 ، بعنوان یکی از اولین کشورهای جهان این قرارداد را تصویب کرده و به تبع آن، قانون کنترل سلاح های جنگی آلمان را تغییر داد. از آن زمان به بعد، این مهمات که به ویژه برای افراد غیرنظامی خطرناک هستند و مواد منفجره کوچک تری را پخش می کنند، دیگر درد داخل کشور مورد استفاده قرار نمی گیرند و نیز تولید، خریداری و انبار نمی شوند. علاوه بر این حمایت از اینگونه تولیدات نیز ممنوع شده است. طبق برداشت سبزها، به تبع آن سرمایه گذاری در شرکت هایی که این گونه مهمات راتولید می کنند نیز قابل مجازات می باشند. اما وزارت اقتصاد آلمان در پاسخ به پرسش حزب سبزها در باره تحقق توافق در باره بمب های خوشه ای اعلام نمود: "این قرارداد بطور صریح سرمایه گذاری در سلاح های خوشه ای را ممنوع نمی کند. لذا دولت آلمان کماکان با سرمایه گذاری در آن موافق است."

جمع بندی و نتیجه گیری

قرائن متعددی بویژه در دهه‌ی اخیر، روند تغییر تدریجی رویکرد سیاست خارجی آلمان از سیاسی به نظامی را نشان می‌دهند. برخی از آنها از اهمیت بیشتری برخوردارند. از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- غلبه گفتمان گسترش مأموریت‌های نظامی در خارج از مرزها با عنوان پذیرش مسئولیت بیشتر؛
- مشارکت عملی در عملیات نظامی در بحران‌ها و حضور در مهم‌ترین بحران منطقه‌ای (سوریه)؛
- تغییر نگرش نسبت به جنبه‌های حقوقی مداخله نظامی و عدم تکیه بر قطعنامه‌های سازمان ملل؛
- تولید تسلیحات با تکنولوژی برتر در میان مهم‌ترین تولیدکنندگان سلاح در جهان؛
- رشد صادرات تسلیحات؛
- رتبه نهم بودجه نظامی جهان و تصمیم جدی برای افزایش بودجه نظامی؛
- توسعه حوزه‌های عملیاتی برون‌مرزی و افزایش هزینه‌های مربوط به آن؛
- اقدام به ایجاد پایگاه نظامی مستقل (پایگاه هوایی مستقل آلمان در اینجرلیک ترکیه)

علی‌رغم انکارِ آلمانی‌ها، این کشور برای آینده برنامه‌ریزی جدی‌ای در حوزه‌های نظامی دارد که همگی از شاخص‌های میلیتاریسم محسوب می‌گردند. اگر در گذشته نظامی‌گری فرانسه و بریتانیا در منطقه و پایگاه‌های نظامی آنان مورد توجه تحلیل‌گران قرار می‌گرفت، امروزه می‌توان ادعا نمود که آلمان نیز همانند بریتانیا و فرانسه به جرگه بازیگران عرصه‌های  نظامی ائتلاف آمریکایی در سطح جهان پیوسته است.

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان8در بعد نظری نیز این اعتقاد در آلمان به‌وجود آمده که افزایش توان و حضور نظامی در بحران‌ها، تأمین‌کننده امنیت اروپا بوده و موجب صلح و ثبات می‌گردد. اما اقدامات آلمان در سال‌های اخیر، نه‌تنها شعارهای آلمان مبنی بر مسئولیت پذیری برای حل بحران‌ها را محقق نساخته بلکه در یک سیستم «چرخه معیوب»[27] موجب تشدید نظامی‌گری، رشد تروریسم و فروش تسلیحات به مناطق بحرانی شده  است. بدین ترتیب که صدور تسلیحات آلمان به مناطق بحرانی و مداخله نظامی در آن موجب تشدید درگیری ها و گسترش تروریسم و در ادامه ایجاد موج مهاجرت از این مناطق می گردد که  طبعا در ادامه، مهار مهاجرت و کنترل تروریسم مداخله نظامی و ارسال سلاح و گسترش پایگاههای نظامی بیشتر را می طلبد. این روند به جای تامین ثبات و طلح در منطقه، به توسعه تروریسم و افزایش مهاجرت ختم می شود. در این چرخه معیوب هریک از اقدامات آلمان و نتایج آن در ترتب وجودی به هم پیوسته می‌باشند. در این رابطه پژوهشگران صلح در «موسسه تحقیقات صلح آلمان»[28] با ادامه صادرات سلاح مخالف هستند، زیرا سلاح‌های آلمانی صادر شده به‌دست گروه‌های درگیر در منطقه افتاده که به تشدید درگیری‌های موجود می‌انجامد.

به‌هر‌حال آلمان هرگونه حرکت به‌سوی نظامی‌گری را رد کرده و ادعا می‌کند که اقداماتش در راستای ایجاد صلح و مبارزه با تروریسم است. حقیقت این است که انگیزه و محرک اولیه و اصلی ورود ائتلاف غربی و پس از آن آلمان به بحران سوریه، نه برای مبارزه با تروریسم بلکه برای سقوط نظام سیاسی سوریه بوده است. حمایت‌های تسلیحاتی، مالی و سیاسی آنان از تروریست‌ها نه‌تنها باعث نابودی تروریسم نشده بلکه آن را گسترش داده است. بعدها تقسیم تروریسم به خوب و بد مطرح شد و مبارزه با داعش و تقویت گروههای مسلحِ به اصطلاح متعدل به اولویت های اصلی ائتلاف غربی تبدیل شد؛ زیرا از نظر آنان داعش، دیگر غیر قابل کنترل بوده و برای آلترناتیو نظام سوریه صلاحیت ندارد.  لذا شعار  مبارزه با تروریسم توجیهی برای اشتباهات گذشته گردید. 

حرکت آلمان در حمایت و پشتیبانی از گروه‌های تروریستی، به‌بهانه کمک به اجرای حق تعیین سرنوشت توسط مردم سوریه، جلوگیری از نقض حقوق بشر توسط دولت سوریه و مقابله با سایر گروه‌های تروریستی (داعش) – که توجیه جدید برای حمایت از گروه‌های تروریستی است-  نه‌تنها نظامی‌گری حامی تروریسم را توجیه نمی‌کند، بلکه موجب انتساب مسئولیت بین‌المللی می‌گردد. اخیرا نیز پیوستن به ائتلاف به اصطلاح ضد داعش و تقسیم تروریسم به خوب و بد، شرایط را برای رشد تروریسم در منطقه مهیاتر ساخته است. این در حالی است که عربستان و ترکیه نیز که در حمایت از گروه‌های تروریستی سوء سابقه دارند، کماکان جزء متحدان منطقه‌ای آلمان و ائتلاف غربی محسوب می‌گردند.

به‌نظر می‌رسد هرگونه فعالیت نظامی برون‌مرزی آلمان به‌خصوص در منطقه جنوب غرب آسیا اعم از حضور نظامی، فروش تسلیحات و ایجاد پایگاه نظامی، صرفا در چارچوب ائتلاف بزرگ با متحدان غربی و روابط فراآتلانتیکی و منافع مشترک غرب قابل تحلیل است. در آلمان مفهوم گسترش نقش در صحنه های بین المللی برای تامین منافع ملی مستقل در ابتدای راه است و عمدتا منطبق با منافع مشترک امنیتی با ایالات متحده، حفظ فرهنگ و ارزش‌های غربی و منافع سیاسی اتحادیه اروپا قابل تعریف است. آلمان پس از تحمل سال‌ها محرومیت‌های ناشی از جنگ جهانی دوم به‌خصوص در زمینه‌های نظامی، بازگشت به شرایط نرمالِ یک بازیگر فعال به‌شیوه‌ی نظامی، موارد زیر را در زمره اهداف خود قرار داده است:

- برقراری تعادل میان دو مقوله "تحکیم روابط فراآتلانتیکی" و "کاستن از وابستگی امنیتی به آمریکا"  
- ایجاد نظم مطلوب و ثبات مورد نظر خود برای تامین منافع اقتصادی‌اش.

 آلمان، تأمین منافع خود را در گسترش میلیتاریسم و حضور در بحران‌ها تعریف نموده و آن را برای ایجاد نظم مطلوب و ثبات مورد نظر خود، به منظور تأمین منافع اقتصادی‌اش نزدیک‌تر می‌بیند. همه این امور به‌صورت "میلیتاریسم آتلانتیک‌گرا" در روح و بطن سیاست این کشور و نیز در اسناد رسمی آلمان قابل‌ملاحظه است.

آلمان دریافته که برای ایفای نقش رهبری در اروپا به اقدامات بیشتری در جنبه‌های نظامي نیاز دارد و برای تأمین آن، نیازمند نقش مهمي است که موقعیت استراتژیک اروپا را حفظ نماید؛ تا بتواند در برخورد با خطر روسیه‌ی رقیب و مقابله با داعش به‌عنوان جایگزین فاقد صلاحیت برای آینده سوریه، موفق عمل کند. آلمان همواره حرکت تدریجی را به اقدام سریع ترجیح می‌دهد و این با سیاست عدم ایجاد حساسیت هم‌خوانی دارد. این حرکت تدریجی موجب شده تا برخی از تحلیل‌گران از اهمیت این مسئله غفلت ورزیده وآن را حتی نمایشی بخوانند. درست است که رئيس‌جمهور و وزراي دفاع و خارجه آلمان در نشست امنيتي مونيخ خواستار پذیرش نقش بزرگ‌تر امنيتي در جهان شدند، اما هنوز جامعه آلمان کاملا با این تفکر کنار نیامده است. نظرسنجي‌‌ها حاکی از آن است که افکار عمومی داخل آلمان چندان نسبت به این موضوع احساس خوبی ندارد. نخبگان سياسي آلمان عقیده دارند جدي گرفته‌شدن توسط ديگران و متحدان نیازمند ورود به صحنه‌های نظامی است و بايد برای آن هزينه كرد. برخي از كارشناسان سياسي و نظامي آلمان خواستار سرعت گرفتن افزايش قدرت نظامي كشورشان هستند. لذا می بینیم که خانم اورزولافون‌درلاين، وزير دفاع دولت فدرال، به‌دنبال اقداماتي براي جذاب كردن ارتش كردن براي جوانان است.

لذا از آنجایی که بازیگریِ نظامیِ آلمان در منطقه در جهت تقویت ائتلاف غربی ارزیابی می شود و مسئولیت پذیری آلمان در ائتلاف آمریکایی، نوعی کمک به این ائتلاف، ناتو و ایالات متحده آمریکا برای جبران ضعف‌های منطقه‌ای آمریکا و متحدان آن (بویژه در سال‌های اخیر) صورت می‌گیرد، هرگونه خوشامدگویی و استقبال از حضور این کشور در منطقه، اشتباه فاحشی است که جبران‌ناپذیر خواهد بود. نه‌تنها تفکیک تروریسم به خوب و بد، منافع ملی ج.ا.ا. را تأمین نمی‌کند، بلکه تفکیک میان اعضای ائتلاف غربی به خوب و بد نیز در تأمین صلح و امنیت منطقه سودی نخواهد داشت.

علاوه بر آنچه گفته شد ماهیتِ متحدان منطقه‌ایِ ائتلاف غربی و  ارسال بی‌رویه تسلیحات به آنان و اعتبار بخشی به اقدامات مخرب آنان علی‌رغم تلاش برای توسعه تروریسم وهابی، حکایت از این دارد که این روند، بیش از هر زمان دیگری آلمان را از یک بازیگر سازنده به یک بازیگر رقیب و چالش‌زا برای جمهوری اسلامی ایران بدل می سازد، زیرا اتخاذ رویکرد نظامی آلمان، به‌تدریج تقویت ائتلاف غربی، افزایش توان عملیاتی و روانی آن و کاهش قدرت بازیگری جمهوری اسلامی ایران را به‌دنبال خواهد داشت. لذا نباید حضور آلمان به‌عنوان عضو جدیدی از متحدین آمریکا در منطقه و ایفای نقش مکمل آن برای غرب، یک فرصت برای تأمین منافع جمهوری اسلامی تلقی شود. تبدیل آن به فرصت، وقتی امکان پذیر است که بتواند در مسیر اقدامات زیر تلاش نماید:

- تقویت دیدگاه‌های مخالفِ روند گسترش میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان را از طریق توسعه ارتباط با احزاب و جریان‌های داخلیِ آلمان،
- استفاده از فشار سیاسی جریان های مخالف در آلمان برای محدود کردن حمایت این کشور از متحدان منطقه‌ای و حامیان منطقه ای تروریسم،
- افشای اهداف حقیقی ائتلاف در حمایت از تروریسم و تلاش برای سقوط دولت سوریه و اقدام  ضد مقاومت،
- در سطح مذاکرات دیپلماتیک دو جانبه با طرف های آلمانی، یادآور گردد که اقدامات آلمان (حضور نظامی، فروش تسلیحات، حمایت از دولت های حامی تروریسم، تقسیم تروریسم به خوب و بد و...)موجب ایجاد چرخه معیوب شده و تشدید ناامنی، تخریبِ صلح و تقویت تروریسم وایجاد موج مهاجر خواهد گردید،
- در ابعاد رسانه ای بویژه در رسانه ملی، رویکرد میلیتاریستی در سیاست خارجی آلمان و تاثیر آن بر  رشد تروریسم علیرغم ژست های صلح طلبانه مورد توجه قرار گیرد. /ط

گروه تخصصی آلمان- محمدحسن طاهری   تیر 1395



[1] . Ursula von der Leyen

[2] . Demilitarisierung/Entmilitarisierung- völlige Entwaffnung Deutschlands

[3] . Aufhebung der Wehrpflicht 

[4].  Der Diskurs" mehr Verantwortung"

[5] . Weißbuch 2006

[6] . "Neue Macht Neue Verantwortung"

[7] . "Review 2014 — Außenpolitik Weiter Denken"

[8] .  Tornado" Jets"

[9] . Jagel

[10] . Incirlik

[11] . Termez

[12] . Frank-Walter Steinmeier

[13].  Joachim Wundrak

[14] . Sukhoi Su-35 S

[15] . Heinrich Bedford-Strohm

[16] . Evangelischen Kirche in Deutschland

[17] . Aiman Mazyek

[18] . Zentralrat der Muslime in Deutschland e.V. (ZMD)

[19] . Jens Stoltenberg

[20]. NSA-Untersuchungsausschuss

[21] . Sigmar Gabriel

[22] . Heckler & Koch

[23] . Jan van Aken

[24] . Agnieszka Brugger

[25] . Handicap International

[26] . Agnieszka Brugger

[27] . Teufelskreis 

[28] . Hamburger Institut für Friedensforschung und Sicherheitspolitik (IFSH)

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

کمیسیون شرق اقتصاد آلمان

۱۳۹۷/۱/۲۱

بررسی اهداف و ابزارهای نفوذ آلمان در خاورمیانه: کردستان هدف اصلی آلمان

۱۳۹۷/۱/۲۰

ترجمه کامل سخنرانی وزیر خارجه آلمان در کنفرانس بررسی سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۷/۱/۱۲

ماراتن تشدید تنش‌ها در روابط ترکیه و آلمان

۱۳۹۶/۵/۱

راهکارهای تصمیم سازان بنیاد علم و سیاست آلمان SWP برای حفظ ترکیه در بلوک غرب

۱۳۹۶/۱/۱۹

از سیاست نگاه به شرق تا سیاست سرد: مرکل، پوتین و سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۶/۱/۱۵

جایگاه منطقه خلیج فارس در سیاست خارجی و امنیتی آلمان پس از جنگ سرد

۱۳۹۶/۱/۱۵

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۲۵

لایحه جدید وزارت دفاع آلمان؛ کنترل‌های امنیتی اسلامگرایان افراطی در ارتش

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

۱۳۹۵/۹/۲۹

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

۱۳۹۵/۹/۳

اهداف آلمان در دور جدید "امنیتی سازی" و "ایران‌هراسی"

۱۳۹۵/۷/۲۸

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۷/۲۴

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

۱۳۹۵/۴/۱۵

برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

۱۳۹۵/۴/۶

فهم سیاست در آلمان

۱۳۹۵/۲/۲۹

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۲/۴

معرفی کتاب «قدرت در مرکز»اثر دکتر هرفرید مونکلر

۱۳۹۴/۱۲/۱۱

ترمیم وجهه عربستان در مسئله تروریسم، سیاست جدید ائتلاف غربی

۱۳۹۴/۱۲/۲

تحلیلی کوتاه از سفر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان به تهران

۱۳۹۴/۹/۲۵

نگاهی کوتاه به زندگی و دوران صدارت اعظمی هلموت اشمیت

۱۳۹۴/۸/۳۰

رسوایی های اطلاعاتی اخیر در آلمان؛ بازتابی از سیاست خارجی آلمان و روابط فراآتلانتیکی

۱۳۹۴/۴/۱۵

سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۴/۴/۱۵

روایتی دیگر از همکاری جاسوسی آلمان و آمریکا

۱۳۹۴/۲/۲۷

افشای حمایت مالی آلمان از برنامه‌ هسته‌ای رژیم صهیونیستی

۱۳۹۴/۲/۱۵

نگرش نزدیکِ ایران و آلمان نسبت به تحولات یمن

۱۳۹۴/۲/۱۴

حمايت رئيس جديد پليس جنايي آلمان BKA از مبارزه با تروریسم اسلامگرایانه

۱۳۹۴/۲/۱۳