ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > ایالات متحده آمریکا > چرایی تفاوت بین خوانش کاخ سفید و کنگره از متن گزارش 28 صفحه‌ای

چرایی تفاوت بین خوانش کاخ سفید و کنگره از متن گزارش 28 صفحه‌ای

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۷/۷ تعداد بازدید: 479

مقدمه

حادثه‌ی تروریستی یازده سپتامبر نه‌تنها یک مرحله تحول‌آفرین در سیاست خارجی ایالات‌متحده بشمار می‌رود بلکه تحولات شگرفی را در کل سیستم بین‌المللی به‌طور اعم و نظم و نظام خاورمیانه به‌طور اخص در پی داشته است. ظواهر امر بر این اساس بود که ۱۹ تن از اعضای القاعده، چهار هواپیمای تجاری - مسافربری را ربودند و دو فروند از هواپیماها را در فواصل زمانی گوناگون، تعمداً به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک زدند. هواپیمای سوم به ساختمان پنتاگون، در ویرجینیا اصابت کرد و هواپیمای چهارم در حوالی ایالت پنسیلوانیا، سرنگون شد. این حادثه در عرصه‌ی عمل سبب شد که مبارزه با تروریسم به شعار اصلی مقامات سیاسی و عنصر جهت‌بخش سیاست خارجی آمریکا بدل گردد و لزوم حضور آمریکا در خاورمیانه و مبارزه با تروریسم و به‌طور ویژه القاعده در کانون سیاست خارجی آمریکا قرار گیرد. سرعت و دامنه‌ی تحولات بین‌المللی در دوران پسایازده سپتامبر سبب گردید که چرایی وقوع این حادثه و مسببان آن از متن به حاشیه برده شود. بااین‌حال ارگان‌ها و گروه‌ها و اشخاص متفاوتی در قامت فهم این حادثه برآمدند و قرائت‌های متفاوتی پیرامون آن شکل گرفت که از آن جمله وثیق‌ترین روایت‌ها در این زمینه، به تأثیر عربستان سعودی در شکل‌گیری این حادثه اشاره دارد. در این دوران ازجمله اقداماتی که به دستور بوش و باهدف آشکارسازی چرایی وقوع حادثه‌ی یازده سپتامبر تشکیل گردید کمیسیون یازده سپتامبر بود. این کمیسیون نهایتاً به این مسئله اشاره داشت که «ما هیچ نشانه‌ای نیافته‌ایم که عربستان سعودی به‌عنوان یک دولت، یا مقام‌های ارشد سعودی به‌طور فردی، از القاعده حمایت مالی کرده باشند». در این دوران تحقیق مشترک دیگری نیز از سوی کمیته‌های اطلاعاتی مجلس نمایندگان و سنا پیگیری شد و گزارشی ۸۳۸ صفحه‌ای را در این باب منتشر گردید. بااین‌حال به دستور جورج بوش 28 صفحه از این گزارش به دلایل امنیتی منتشر نشد که مشخصاً در ارتباط با دخالت برخی مسئولان عربستان سعودی در حملات ۱۱ سپتامبر است. این متن 28 صفحه‌ای در دوران اوباما نیز محرمانه باقی ماند. بااین‌حال در طول این دوران برخی از شخصیت‌ها به‌صورت حقیقی و حقوقی و ایضاً رسانه‌ها در قالب افکار عمومی بر آشکارسازی این 28 صفحه تأکید داشتند تا اینکه آژانس‌های اطلاعاتی ایالات‌متحده این صفحات را از حالت محرمانه خارج کرده و کنگره در 15 ژوئیه 2016 آن را در معرض دید عمومی قرار داد. با استعانت به موارد مطروحه در مقاله پیش رو سعی می‌شود به سؤالات ذیل پاسخ داده شود:

  1. نکات کلیدی گزارش بیست‌وهشت صفحه‌ای چیست و نقش عربستان در حادثه‌ی یازده سپتامبر به چه شکلی ترسیم‌شده است؟
  2. انتشار گزارش مزبور چه تأثیری در آینده‌ی روابط عربستان سعودی با آمریکا بازی می‌کند؟
  3. جمهوری اسلامی به چه شکل می‌تواند از این گزارش به‌مثابه‌ی اهرمی برای تضعیف رابطه‌ی ریاض واشینگتن استفاده کند؟

همان‌طور که پیش‌ازاین ذکر شد دو کمیسیون برای بررسی چرایی وقوع حادثه‌ی یازده سپتامبر تأسیس گردید. در ذیل تلاش می‌شود تا شمایی کلی از نظرات این کمیسیون‌ها پیرامون دلایل و مسببان وقوع حادثه‌ی یازده سپتامبر مورداشاره قرار گیرد.

گزارش 28 صفحه2



الف) بررسی گزارشات منتشره توسط کمیسیون‌ها

  1. کمیسیون ۱۱ سپتامبر

اولین اقدام در این زمینه به دستور بوش برای تأسیس کمیسیونی پیرامون بررسی علل وقوع یازده سپتامبر بازمی‌گردد. در این رابطه می‌باید اشاره کرد که بوش در ماه نوامبر ۲۰۰۲ یک کمیسیون ۱۱ نفره متشکل از اعضای دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه را برای تحقیق در مورد چرایی وقوع این حملات ایجاد کرد که به «کمیسیون ۱۱ سپتامبر» معروف شد. این کمیسیون نتیجه‌ی تحقیقات خود را در گزارشی ۵۷۶ صفحه‌ای در تاریخ اوت ۲۰۰۴ منتشر ساخت. گزارش «کمیسیون ۱۱ سپتامبر» بر این مسئله تأکید داشت که عربستان سعودی از طریق شهروندان ثروتمند و خیریه‌هایش با حمایت مالی قابل‌توجه، به مدت طولانی منبع اصلی تأمین مالی القاعده بوده است. باوجوداین، نتیجه‌گیری نهایی کمیسیون این بود که: «ما هیچ نشانه‌ای را نیافته‌ایم که عربستان سعودی به‌عنوان یک دولت، یا مقام‌های ارشد سعودی به‌طور فردی، از القاعده حمایت مالی کرده باشند». بدین منظور عملاً از اشاره‌ی صریح به نقش عربستان سعودی در حادثه ی یازده سپتامبر خودداری شد. در همین راستا (توماس کِین[1]) جمهوری‌خواه و (لی همیلتون[2]) دموکرات که به‌طور مشترک ریاست کمیسیون یازده سپتامبر را در اختیار داشتند، با انتشار کتابی تحت عنوان «بدون سابقه: داستان پنهان کمیسیون ۱۱ سپتامبر» دولت بوش را متهم کردند که شرایطی را ایجاد کرده تا تحقیقات کمیسیون نتواند به نتیجه نهایی برسد. به ادعای همیلتون مواردی از قبیل: مهلت بسیار کم تعیین‌شده برای تهیه گزارش نهایی کمیسیون، بودجه ناکافی آن، دادن اطلاعات غلط به کمیسیون از سوی تعدادی از دستگاه‌های حساس دولتی و جلوگیری برخی نهادهای امنیتی از دسترسی کمیسیون به مدارک و شاهدان موردنیاز، ازجمله عواملی بودند که مانع از نتیجه‌گیری کامل آن شدند.

  1. کمیسیون تحقیق مشترک (کمیته‌های اطلاعاتی مجلس نمایندگان و سنا)

علاوه بر تحقیقات «کمیسیون ۱۱ سپتامبر»، کمیسیون دیگری نیز از سوی کمیته‌های اطلاعاتی مجلس نمایندگان و سنا بررسی حادثه یازده سپتامبر را در دستور کار قراردادند و پس از بررسی حدود نیم میلیون سند و مصاحبه با صدها شاهد، نظرات خود را در سال (۲۰۰۲) و با انتشار گزارشی مبسوط در این زمینه ارائه کردند. در گزارش نهایی کمیسیون تحقیق مشترک[3]، 28 صفحه از فصل چهارم که ذیل عنوان «یافته‌ها، بحث‌ها و روایت‌های مرتبط با برخی موضوعات حساس امنیت ملی» شناخته می‌شد، محرمانه دانسته شد و از متن گزارش حذف گردید. بسیاری از رسانه‌ها، به‌اشتباه این ۲۸ صفحه را بخشی از گزارش «کمیسیون ۱۱ سپتامبر» منصوب به جورج بوش تلقی کرده‌اند درحالی‌که این مسئله صادق نیست.

نکته‌ی کانونی گزارش سانسور شده‌ی مزبور، به نقش مسئولان عربستان سعودی در حملات ۱۱ سپتامبر اشاره دارد. علاوه بر آن در بخش‌هایی از این گزارش، کلمات یا جملاتی وجود دارد که از دسترس افکار عمومی دورنگه داشته شده است. بخشی از گزارش کمیسیون تحقیق مشترک نیز صراحتاً به این مسئله اشاره می‌کند که «برخی از سعودی‌ها در ایالات‌متحده، به هواپیمارباها برای تأمین مسکن، افتتاح حساب بانکی، اخذ گواهی‌نامه رانندگی و نقل و انتقالات مالی کمک کرده‌اند.» باب گراهام از روسای کمیسیون تحقیق مشترک در مصاحبه‌ای با نیوزویک به این مسئله اشاره می‌کند که برخی از شهروندان سعودی که ارتباط نزدیکی با دولت عربستان داشته‌اند ازجمله حامیان مالی هواپیمارباها بوده‌اند. وی می‌افزاید «تصور می‌کنم در نهادی به‌شدت کنترل‌شده چون پادشاهی عربستان سعودی، انجام فعالیت‌هایی که ممکن است بر روابط این کشور با نزدیک‌ترین متحدش یعنی ایالات‌متحده تأثیر منفی بگذارد، بدون تأیید بالاترین مقام‌های حکومتی ممکن نخواهد بود.»

جورج بوش بر این ادعا بود که انتشار گزارش 28 صفحه‌ای می‌تواند اسراری را فاش سازد که نتیجتاً جنگ علیه ترور را نافرجام می‌گذارد؛ بنابراین اعلام کرد که به دلایل امنیتی لازم است از انتشار گزارش مزبور جلوگیری شود. این تصمیم در دوران دولت باراک اوباما نیز کماکان معتبر باقی ماند و عملاً این گزارش برای ۱۳ سال به محاق برده شد.

بااین‌حال افکار عمومی از پاسخ‌های ارائه‌شده توسط کمیسیون‌ها اقناع نشده و همچنان ابهام پیرامون نقش سعودی‌ها محل بحث افکار عمومی باقی ماند؛ بنابراین شخصیت‌های سیاسی و برخی از رسانه‌ها به انحای متفاوت همچنان در پی آشکارسازی تأثیر عربستان بر واقعه‌ی یازده سپتامبر برآمدند. در ذیل تلاش می‌شود به بخشی از اقدامات رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی که باهدف آشکارسازی گزارش 28 صفحه‌ای، بر دولت ایالات‌متحده فشار آوردند مورداشاره قرار گیرد.

ب) فشارهای افکار عمومی در باب آشکارسازی نقش عربستان

شبکه پی بی اس آمریکا در 22 مارس 2016 فیلم مستندی را به نام «عربستان سعودی بدون نقاب»[4] پخش نمود که در آن به برخی ابعاد پنهان حملات یازده سپتامبر می‌پرداخت. تهیه‌کنندگان این مستند تأکید داشتند که آن‌ها به مدارکی دولتی در ایالات‌متحده دست‌یافته‌اند که نشان می‌دهند از برخی بنگاه‌های «خیریه» مذهبی عربستان، برای حمایت مالی از «اقدامات تروریستی» استفاده‌شده است. در مستند مزبور به این مسئله اشاره‌شده است که یکی از خیریه‌های عربستان سعودی که نام آن در اسناد دولتی ذکرشده، «کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین» است که در سارایوو پایتخت بوسنی قرار دارد. این کمیسیون متهم است «تروریست‌ها را استخدام کرده و برای اقدامات آن‌ها نوعی پوشش فراهم ساخته است.» مدارک به‌دست‌آمده توسط وکلای قربانیان ۱۱ سپتامبر نشان می‌دهد که واشنگتن از ارتباط مستقیم کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی-هرزگوین با فعالیت‌های تروریستی آگاهی داشته، اما تنها بعد از ۱۱ سپتامبر علیه این کمیسیون اقدام کرده است. در مستند دیگری به نام ۲۸ صفحه که از برنامه 60 دقیقه شبکه آمریکایی سی بی اس در 10 آوریل 2016 و با حضور باب گراهام سناتور سابق و رئیس وقت کمیته اطلاعاتی سنا و جان لمن[5] عضو کمیته تحقیق کنگره امریکا در مورد ۱۱ سپتامبر پخش شد، جان لمن، بیان داشت «۱۵ نفر از ۱۹ هواپیماربای ۱۱ سپتامبر شهروندان سعودی بودندکه همه آن‌ها به مدارس عربستان سعودی رفته بودند.» (از میان این ۱۹ نفر، ۱۵ نفر سعودی، ۳ نفر اماراتی، ۱ نفر مصری و ۱ نفر لبنانی سنی بود.)

باب گراهام، پورتر گاس (روسای کمیسیون تحقیق مشترک)، توماس کِین[6] جمهوری‌خواه و لی همیلتون[7] دموکرات (روسای کمیسیون ۱۱ سپتامبر) از انتشار این ۲۸ صفحه حمایت می‌کنند. علاوه بر این رودی جولیانی[8]، (شهردار نیویورک در زمان حملات ۱۱ سپتامبر) اخیراً مدعی شده که یک شاهزاده سعودی، به او چکی ۱۰ میلیون دلاری داده تا وی را به همکاری در جهت منحرف کردن افکار عمومی از نقش عربستان سعودی در این حملات ترغیب کند. دیوید نونز (رئیس کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان)، نانسی پلوسی (رهبر اقلیت دموکرات)، هری رید (رهبر اقلیت سنا) و بسیاری دیگر از اعضای کمیسیون ۱۱ سپتامبر و کمیسیون تحقیق مشترک، در اظهارنظرهای جداگانه‌ای خواستار انتشار گزارش ۲۸ صفحه شده‌اند. یکی از آن‌ها، والتر جونز[9] از حزب جمهوری‌خواه تصریح دارد انتشار بخشی از این اسناد موجب «سرافکندگی» دولت جمهوری‌خواه جورج بوش خواهد بود که روابط نزدیکی با عربستان سعودی داشته است. نتیجتاً تحت‌فشار افکار عمومی و نفوذ اشخاص سیاسی موافق با انتشار گزارش 28 صفحه‌ای، آژانس‌های اطلاعاتی ایالات‌متحده این صفحات را که از سال 2002 محرمانه بود را از حالت محرمانه خارج کرده و کنگره آن را در 15 ژوئیه 2016 در معرض دید عمومی قرار داده است.

ج) فرازهای اصلی گزارش 28 صفحه‌ای

در این بخش تلاش می‌شود که نکات اساسی گزارش منتشرشده مورد مداقه قرار گیرد. لازم به ذکر است که به‌منظور مستند کردن ارجاعات جزئیات با ذکر شماره‌ی صفحات مورداشاره قرارگرفته است.

415- برخی از هواپیماربایان حملات یازده سپتامبر، با افرادی که ممکن است با دولت سعودی مرتبط باشند، در ارتباط بوده و از پشتیبانی و یا کمک آن‌ها برخوردار بوده‌اند. به گفته منابع اطلاعاتی اف بی آی، دست‌کم دو نفر از این افراد، افسران اطلاعاتی عربستان سعودی بوده‌اند: بر اساس گزارش کمیته تحقیقات، جامعه اطلاعاتی آمریکا اطلاعاتی را در اختیار دارد که نشان می‌دهد افراد مرتبط با دولت عربستان در داخل آمریکا ممکن است ارتباطات دیگری نیز با القاعده و دیگر گروه‌های تروریستی داشته باشند.

417-یکی از افرادی که در سند به نام آن اشاره‌شده است اسامه بسنان[10] است. وی حامی مالی دو هواپیماربا بوده است. در سال 2000 و در سفر به بوستون مقدار قابل‌توجهی پول از یکی از اعضای خاندان سلطنتی دریافت می‌کند. اطلاعات اف‌بی‌آی نشان می‌دهد که بسنان افراط‌گرا و یکی از حامیان بن‌لادن بوده است و با جهاد اسلامی اریتره و عمر عبدالرحمان از رهبران معنوی جامعه اسلامی مصر که در آمریکا به «شیخ نابینا» معروف است در ارتباط بوده است.

کمیته تحقیقات مشترک همچنین به شواهد دیگری دست‌یافته که نشان می‌دهد افراد مرتبط با دولت عربستان ارتباطاتی با شبکه‌های تروریستی داشته‌اند.

418 - 419- بر اساس اسناد اف بی ای، ابو زبیده رهبر القاعده - شخصی که در ماه مارس سال 2002 در پاکستان دستگیرشده بود و همچنان نیز در زندان گوانتانامو نگهداری می‌شود- احتمالاً، دست‌کم به‌صورت غیرمستقیم با تلفن‌هایی در داخل آمریکا ارتباط داشته است. یکی از این شماره‌ها متعلق به شرکتی‌ است در آسپن[11]  کلرادو که مسئولیت هماهنگی اقامت «بندر بن سلطان» سفیر وقت عربستان در آمریکا را در این ایالت بر عهده داشته است. در تاریخ 28 مارس 2002، نیروهای آمریکا و ائتلاف دفتر تلفن ابو زبیده را که دولت آمریکا وی را به‌عنوان هماهنگ‌کننده عملیاتی ارشد القاعده شناسایی کرده بود، بازیابی کردند.

421- مدارک منتشرشده به تاریخ 2 جولای 2012 نشان می‌دهد که حکومت عربستان از تروریست‌ها حمایت می‌کرده است.

426- همسر «اسامه بسنان» به‌صورت مستقیم از «حیفاء بنت سلطان»، همسر شاهزاده بندر بن‌ سلطان سفیر عربستان در آمریکا پول دریافت کرده است.

433- در سال 1999 و دریکی از پروازهای خطوط هوایی «امریکا وست ایرلاینز»‌ و در مسیر هوایی فینیکس به واشنگتن دو تبعه سعودی سعی در ورود به کابین خلبان را داشتند که نهایتاً منجر به فرود اضطراری هواپیما شد. دفتر اف‌بی‌آی در فینیکس در بازجویی از این دو نفر به این نتیجه رسیده که این حادثه یک مانور برای آزمودن امنیت پروازی بوده باشد. آنچه حائز اهمیت است این است که این موضوع مسکوت ماند و پیگیری نشد.

436- مشاور حقوقی وزارت خزانه‌داری دیوید آف ها زر[12] گفت که شواهدی در دست است که نشان می‌دهد برخی از دفاتر بنیاد «الحرمین» با افراط‌گرایان اسلام‌گرا، ارتباطات چشمگیری دارند. مقامات سیا، ‌اف‌بی‌آی و نیز وزارت خزانه‌داری آمریکا، همگی در خصوص ارتباطات بنیاد «الحرمین» با دولت سعودی و اقدامات تروریستی ابراز نگرانی کرده بودند. بنا به جوابیه‌ 18 نوامبر 2002 اف‌بی‌آی،‌ بنیاد اسلامی «الحرمین» ارتباطاتی آشکار با دولت سعودی دارد. همچنین،‌ گزارش دستگاه‌های اطلاعاتی حاکی از آن است که بنیاد مذکور از القاعده حمایت مالی و لجستیکی می‌کرد. مقامات سیا اخیراً عنوان کردند که در تحقیقاتشان از بنیاد الحرمین به پیشرفت‌هایی دست‌یافته‌اند. آن‌ها اعلام کردند بنا به یافته‌های ما، مدیر دفتر مرکزی این بنیاد در حمایت از تروریسم نقش دارد؛ این امر تردید‌هایی را در خصوص اقدامات و فعالیت‌های شاهزاده نایف برانگیخته است.

گزارش 28 صفحه

بررسی موشکافانه‌ی گزارش مزبور حاکی از این است که مقامات سعودی نقش غیرقابل‌اغماضی در وقوع حادثه یازده سپتامبر داشته‌اند و برخی از شخصیت‌های سیاسی عربستان سعودی حمایت‌های مالی و لجستیکی گسترده‌ای را از القاعده به عمل‌آورده‌اند. علیرغم اینکه به نظر می‌رسد گزارش بر نقش سعودی‌ها در وقوع حادثه‌ی یازده سپتامبر صحه می‌گزارد، کاخ سفید بر قرائتی متفاوت از سند تأکید دارد. دراین‌باره می‌باید اشاره کرد که مقامات کاخ سفید بر این باور هستند که هیچ ارتباط صریحی میان مقامات سعودی و القاعده وجود ندارد. من‌باب مثال جان برنان[13] رئیس سازمان سیا به این مسئله اشاره‌کرده است که ما هیچ مدرکی دال برحمایت عربستان به‌عنوان یک دولت یا یک‌نهاد یا مقامات سعودی به‌طور فردی از حملات یازده سپتامبر نداریم. جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید نیز در اظهارنظر جداگانه‌ای به این مسئله اشاره دارد که «هیچ نشانه‌ای مبنی بر دخالت عربستان در کاخ سفید وجود ندارد.»

با امعان نظر به مسائل مطروحه این سؤال مطرح می‌شود که به چه علت جریان حاکم بر کاخ سفید علیرغم صحه گذاشتن گزارش بر نقش عربستان سعودی در حادثه‌ی یازده سپتامبر تلاش دارد که عربستان را تبرئه کند. به نظر می‌رسد که ریشه‌ی این سیاست کاخ سفید را می‌باید در پیوستگی منافع میان عربستان سعودی و آمریکا دانست که از منظر ساختاری قابل‌فهم است و ایالات‌متحده قصد ندارد تحت تأثیر گزارش 28 صفحه‌ای روابط راهبردی خود با عربستان را با چالش روبه‌رو کند. در ذیل تلاش می‌شود که برخی از مصادیق اشتراک منافع میان آمریکا و عربستان مورداشاره قرار گیرد.

د) بررسی منافع مشترک آمریکا و عربستان از منظر ساختاری

  1. موازنه‌ی ایران:

گرچه ایجاد موازنه میان قدرت‌های منطقه‌ای در خاورمیانه و جلوگیری از شکل‌گیری هژمونی منطقه‌ای سیاست تقریباً ثابت ایالات‌متحده در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. بااین‌حال در حال حاضر و متأثر از راهبرد جدید ایالات‌متحده مبنی بر کاهش تعهدات خود در خاورمیانه سیاست توازن بخشی با ایران اولویت بیشتری یافته است. به دیگر سخن، اولویت یافتن مسئله شرق آسیا از یک‌سو و افول عناصر قدرت ایالات‌متحده از سوی دیگر سبب شده است که آمریکا راهبرد نوین ردپای کمرنگ را در خاورمیانه برگزیند. این مسئله خود سبب به وجود آمدن خلأ قدرت در خاورمیانه میشود. در این شرایط ایران به علت دارا بودن عناصر قدرت پایا، توانایی پر کردن خلأ قدرت به وجود آمده را داراست که این مسئله به‌هیچ‌وجه موردقبول ایالات‌متحده نیست؛ بنابراین تقویت قدرت‌های موازنه گر ایران در اولویت دستگاه سیاست خارجی ایالات‌متحده باقی خواهد ماند و در این میان عربستان سعودی یکی از کشورهایی است که می‌باید نقش موازنه گر را به‌صورت منفرد یا از دل شورای همکاری خلیج‌فارس بازی کند؛ بنابراین نمی‌توان متصور بود که با انتشار گزارش 28 صفحه‌ای تغییری در سیاست سنتی ایالات‌متحده با عربستان سعودی به وجود آید.

  1. جلوگیری از بروز انقلابی گری در منطقه:

در دوران بوش ایالات‌متحده باهدف تغییر ساختار خاورمیانه و دموکراسی سازی در کشورهای منطقه، به براندازی دولت مرکزی در برخی از کشورهای منطقه مبادرت ورزید. فهم ناصواب از بسترهای تاریخی و فرهنگی خاورمیانه و نگاه قوم مدارانه به این منطقه عملاً به شکست پروژه‌ی واردات دموکراسی انجامید؛ بنابراین در حال حاضر ایالات‌متحده دریافته است که نمی‌تواند روند‌های پس از فروپاشی دولت مرکزی را مدیریت کند و به عبارتی معادلات بازیگران در دوران خلأ قدرت ناشی از فقدان قدرت مرکزی عملاً برای ایالات‌متحده پیش‌بینی‌ناپذیر می‌شود. حاکمیت این سیاست در امریکا پیامد شرایط نوظهور در عراق، افغانستان و لیبی است که بر خواست‌های امریکا منطبق نیست؛ بنابراین ایالات‌متحده در راهبرد جدید خود، حفظ روایت دوگانه‌ی محافظه‌کار- سکولار را در دستور کار خود دارد و نمی‌پذیرد که کاهش سطح روابط خود با عربستان سبب بروز شکاف‌های داخلی در این کشور شود و از این رهگذر مجال برای بروز روایتی انقلابی گرایانه از اسلام فراهم شود؛ بنابراین عملاً ایالات‌متحده با این کار به تقسیم نیروها و ممانعت از شکل‌گیری هیئتی منسجم در منطقه می شود.

  1. مدیریت بازار انرژی:

بازار انرژی تأثیری شگرف بر ثبات سیاسی و توسعه‌ی اقتصادی ایالات‌متحده داشته است؛ بنابراین مدیریت این بازار و تضمین عرضه‌ی نفت از سیاست‌های همیشگی ایالات‌متحده به شمار می‌آید. پرواضح است که عربستان سعودی به علت جایگاهی که در تولید و ایضاً ذخیره منابع نفتی دارد کماکان در بازار انرژی نقش اساسی بازی می‌کند و ایالات‌متحده به‌هیچ‌وجه قصد ندارد که اهرم عربستان در بازار انرژی را از دست دهد. لازم به یادآوری است که ایالات‌متحده تنها به دلایل اقتصادی در پی مدیریت بازار انرژی نیست بلکه دلایلی سیاسی نیز دراین‌باره قابل‌تصور است؛ بنابراین ایالات‌متحده تلاش می‌کند که از ابزار نفت برای اعمال فشار به قدرت‌های غیرهمسو ازجمله روسیه و ایران استفاده کند؛ با توجه به مسائل مطروحه اختلال در روابط عربستان- امریکا تحت تأثیر گزارش منتشرشده منطقی به نظر نمی‌رسد.

  1. فروش تسلیحات و نقش بنگاه‌های نظامی:

ایجاد رقابت‌های منطقه‌ای میان ایران و عربستان سعودی سال‌هاست سبب فروش تسلیحات گسترده به عربستان گردیده و در حال حاضر به یک سیاست نهادینه در ایالات‌متحده بدل شده است. این سیاست سود سرشاری را عاید بنگاه‌های نظامی در ایالات‌متحده می‌کند. با پذیرش این فرض تئوریک که ساختار تصمیم‌گیری در ایالات‌متحده مبتنی بر کانون‌های قدرتی است که اراده‌ی خود را بر تصمیمات دولت تحمیل می‌کنند می‌توان بر نقش بنگاه‌های نظامی در ساختار تصمیم‌گیری در آمریکا دست‌یافت. در این زمینه به نظر می‌رسد که کاخ سفید نمی‌تواند به‌راحتی اعمال فشار بنگاه‌های نظامی برای حفظ روابط با عربستان سعودی را نادیده بگیرد.

در این بخش به این مسئله اشاره کردیم که روابط ایالات‌متحده و عربستان ازنظر ساختاری عمیق است و بر منافع مشترکی بنانهاده شده است بنابراین تحت تأثیر گزارش 28 صفحه‌ای (که تصویری منفی از عربستان سعودی را نشان می‌دهد) با چالش روبه‌رو نمی‌شود.

نتیجه‌گیری:

حادثه‌ی یازده سپتامبر یکی از وقایع تحول‌آفرین در ساختار نظام بین‌الملل به شمار می‌آید. بااین‌حال ابهام‌های فراوانی در این باب وجود دارد. یکی از ابعاد ابهام‌آلود حادثه‌ی یازده سپتامبر نقش عربستان سعودی در بروز این حادثه است. به‌منظور فهم این مسئله دو کمیسیون تشکیل گردید. کمیسیون اول که توسط جورج بوش تشکیل گردید نتیجتاً اعلام کرد که «ما هیچ نشانه‌ای را نیافته‌ایم که دولت عربستان سعودی به‌عنوان یک‌نهاد، یا مقام‌های ارشد سعودی به‌طور فردی، از القاعده حمایت مالی کرده باشند». کمیسیون دوم توسط کمیته‌های اطلاعاتی مجلس نمایندگان و سنا تشکیل گردید بااین‌حال 28 صفحه از فصل چهارم این گزارش که مستقیماً به تأثیر سعودی‌ها در حادثه‌ی یازده سپتامبر متمرکزشده بود به دستور بوش محرمانه ماند. دولت اوباما نیز موضع بوش پیرامون محرمانه ماندن گزارش را تمدید کرد. بااین‌حال جامعه‌ی مدنی آمریکا نسبت به این تصمیم قانع نشده و پیوسته مطالبات خود برای آشکار ساختن نقش عربستان سعودی در حادثه‌ی یازده سپتامبر را مطرح کرد تا اینکه نتیجتاً به انتشار گزارش در 15 جولای 2016 انجامید. اما این گزارش در عمل روابط عربستان و ایالات‌متحده را تحت تأثیر قرار نداده است. ریشه این مسئله را باید در روابط عمیق ایالات‌متحده و عربستان دانست که بر پایه منافع مشترکی از قبیل: موازنه‌ی ایران، جلوگیری از بروز انقلابی گری در منطقه، مدیریت بازار انرژی، فروش تسلیحات و نقش بنگاه‌های نظامی قرار دارد؛ بنابراین تحت تأثیر گزارش 28 صفحه‌ای (که تصویری منفی از عربستان سعودی را نشان می‌دهد) با چالش روبه‌رو نمی‌شود. بااین‌حال به نظر می‌رسد در رابطه‌ی دوسویه میان آمریکا و عربستان سعودی سازه‌های ناهم‌خوانی وجود دارد که آینده‌ی روابط این دو کشور را با چالش روبه‌رو می‌کند و دستگاه سیاست خارجی ایران به‌عنوان کشوری که بیشترین زیان را از تعمیق روابط آمریکا و عربستان سعودی متحمل می‌شود می‌باید مطمح نظر قرار دهد.

الف. افکار عمومی در ایالات‌متحده نسبت به عربستان سعودی بادید تردید می‌نگرد. به دیگر سخن، میان دیدگاه جامعه‌ی مدنی، نهادهای غیر حکومتی به‌طور ویژه نهادهای تأثیرگذار درزمینه ی حقوق بشر و مبارزه با تروریسم، جامعه‌ی اکادمیک و نخبگان فکری و برخی شخصیت‌های سیاسی با بدنه‌ی حاکمیت تصمیم گیر در آمریکا شکاف عمیقی وجود دارد. تاکنون به علت ساختار تصمیم‌گیری در آمریکا نظرات بخش مدنی نتوانسته است تأثیری اساسی را بر روابط عربستان سعودی و امریکا اعمال کند بااین‌حال چالش‌های اساسی را برای حاکمیت در امریکا در پی داشته است. انتشار گزارش 28 صفحه‌ای خود مؤید این مطلب است. بنابراین دستگاه دیپلماسی عمومی ایران می‌باید از این شکاف استفاده کند و با پیگیری فرایند آشکارسازی و شفاف‌سازی فاصله‌ی میان دیدگاه بخش مدنی و سیاسی در آمریکا را بیشتر کند.

ب. ایران می‌باید نقش عربستان در بازار انرژی را با چالش روبه‌رو کند. برای دستیابی به این هدف همکاری با ترکیه جایگاه اساسی دارد. به‌عبارت‌دیگر، ایران می‌باید امنیت انرژی اروپا را از طریق ترکیه به منابع گازی خود گره بزند. چالش‌های میان روسیه و اروپا و سودآور بودن بخش انرژی ایران برای اروپا نقش تسهیل‌کننده‌ی در کاربست این سناریو بازی می‌کند. این مسئله عملاً بخشی از بازار انرژی عربستان را با چالش روبه‌رو می‌کند. از طرف دیگر، لازم است ایران یک همکاری دیپلماتیک و سیاسی قدرتمندی را به‌طور هم‌زمان با تولیدکنندگان نفت در داخل سازمان اوپک و خارج از آن پیگیری کند. به دیگر سخن، همکاری با کشورهایی از قبیل عراق و ونزوئلا می‌باید در جهت کاهش سهم بازار عربستان جهت داده شود و همکاری با روسیه می‌تواند نقش مدیریت بازار انرژی توسط عربستان را با چالش روبه‌رو می‌کند. این سیاست‌ها نه‌تنها جایگاه عربستان در سیاست خارجی آمریکا را با چالش روبه‌رو می‌کند بلکه تبعات سیاسی داخلی نیز برای عربستان به همراه دارد. کاهش منابع نفتی عربستان سعودی می‌تواند پاسخ‌گویی داخلی این دولت را با مشکلاتی روبه‌رو سازد و نزاع‌هایی را میان کانون‌های داخلی قدرت برانگیزد و نهایتاً عربستان درگیر تنش‌های داخلی شود.

ج. ایدئولوژی عربستان سعودی زمین بارور برای کاشت تروریسم است. این مسئله تا حدود زیادی موردپذیرش تحلیل گران سیاسی در آمریکا است. گرچه در حال حاضر تروریسم (به‌طور ویژه در خاورمیانه) دغدغه‌ی سیاست خارجی آمریکا نیست و به‌صورت ابزاری با تروریسم برخورد می‌کند بااین‌حال در بلندمدت می‌تواند منافع همگان ازجمله آمریکا را زیر سؤال ببرد. هم‌اکنون ایالات‌متحده در درون برآورد هزینه و فایده خود میان پذیرش مزایای رابطه با عربستان و مضار بلندمدت ناشی از گسترش تروریسم، مزایای همکاری با عربستان را برگزیده است و این مسئله ریشه در سبقه ی تاریخی نگرش عمل‌گرایانه در ایالات‌متحده دارد؛ بنابراین لازم است ایران این معادله‌ی هزینه و فایده را در ایالات‌متحده به هم بزند. تلطیف روابط ایران با جهان و آشکارسازی تروریسم زا بودن وهابی است که نقش این کشور در خاورمیانه را با بحران جدی روبه‌رو می‌سازد.

د. حادثه 11 سپتامبر دارای ابهامات زیادی می‌باشد و هنوز به برخی سؤالات مهم به‌عنوان ابهامات این حادثه پاسخ داده نشده است. این سؤالات عبارت‌اند از:

    - عربستان سعودی (حداقل جناحی خاص در طبقه حاکم) از مبادرت ورزیدن به حمله تروریستی 11 سپتامبر چه سودی را برای خود متصور بود؟
    - نقش کلیدی شاهزاده بندر بن سلطان سفیر وقت سعودی که بعداً به سمت دبیر کل شورای امنیت عربستان و سپس رئیس سازمان اطلاعات عربستان منصوب گردید و همچنین پدرش شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز (وزیر دفاع و هوانوردی و بازرس کل وقت عربستان) در این حملات چه می‌باشد؟
    - ارتباط احتمالی این گزارشات و به‌ویژه 28 صفحه منتشرشده با جابجایی قدرت در عربستان و محول شدن امور به شاهزاده سلمان چه می‌باشد؟
    - آیا شاهزاده ترکی الفیصل از حمله تروریستی مطلع بوده است؟ با توجه به این موضوع که وی 10 روز قبل از حادثه یازده سپتامبر استعفا داد که به گفته وال‌استریت ژورنال به علت ارتباط وی با طالبان بوده است.
    - چرایی فعالیت شدید لابی‌های آمریکایی مرتبط با سفارت عربستان در ارتباط با این اسناد و به انحراف کشاندن این حادثه مورد سؤال است؟

ه‌. 28 صفحه منتشره تنها شروعی از افشای اسناد اصلی بوده و اف بی آی و سیا آمریکا مجموعه‌ای از اسناد شامل 80 هزار صفحه را در اختیار دارد که حاکی از ارتباط هواپیماربایان با بخشی از شاهزادگان و طبقه حاکم سعودی است که در ایالت فلوریدا سکونت داشته و دو هفته قبل از حادثه تروریستی 11 سپتامبر که منجر به کشته شدن حدود سه هزار نفر شد امریکا را ترک نمودند. بررسی این اسناد در حال حاضر از سوی قاضی فدرال در فلوریدا در دست پیگیری می‌باشد که به نظر می‌رسد در آینده به‌مرور شاهد افشای بیشتری از نقش و هماهنگی دربار سعودی با هواپیماربایان القاعده و طالبان در حادثه تروریستی 11 سپتامبر که به سالگرد آن نزدیک می‌شویم.1/5

 

گروه تخصصی آمریکا- مرداد 1395

  

 


[1] Thomas Kean

[2] LEE HAMILTON

[3] joint congressional commission

[4] Saudi Arabia Uncovered

[5] John Lehman

[6] Tom kean

[7] LEE HAMILTON

[8] Rudy Giuliani

[9] Walter Jones

[10] Osama Bassnan

[11] Aspen

[12] David aufhauser

[13] John O. Brennan

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش دوم)

۱۳۹۶/۸/۱۶

حملات صوتی به دیپلمات‌های آمریکایی در کوبا

۱۳۹۶/۸/۱۶

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش نخست)

۱۳۹۶/۸/۷

استراتژی جدید دونالد ترامپ در خصوص ایران؛ نواخت طبل جنگ

۱۳۹۶/۸/۲

ترامپ، سازمان ملل؛ هیاهو برای هیچ

۱۳۹۶/۷/۴

ایالات متحده آمریکا، موضوع هسته‌ای کره شمالی و برجام

۱۳۹۶/۶/۲۸

تحلیل روند اسناد امنیت ملی ایالات‌متحده امریکا از آغاز تا کنون (2015-1987)

۱۳۹۶/۵/۲۱

تشکیل تیم مورد اعتماد ترامپ در مورد موافقت نامه هسته ای ایران

۱۳۹۶/۵/۱

بیم و امید ترامپ از گسترش روابط با روسیه

۱۳۹۶/۴/۲۷

مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ

۱۳۹۶/۴/۱۳

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین در مواجهه با تهدید کره شمالی

۱۳۹۶/۳/۳۱

مهار و بازداشتن ایران پس ازتوافق هسته ای:مرکزمطالعات بین الملل و راهبردی (CSIS) مارس 2017 مصادف با فروردین ماه 96

۱۳۹۶/۳/۳

ارزیابی سیاست خارجی 14 هفته ای ترامپ

۱۳۹۶/۲/۱۲

حمله موشکی آمریکا به سوریه: پارادوکس سیاست‌های اعلامی و اعمالی

۱۳۹۶/۲/۱۰

بررسی تیم سیاست خارجی و امنیتی ترامپ

۱۳۹۶/۲/۹

معرفی و تحلیل شخصیت مایکل فلین مشاور امنیت ملی سابق ایالات متحده در دولت ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۷

راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۱۲/۳

دکترین ترامپ و تیم مشاوران سیاست خارجی او

۱۳۹۵/۱۰/۱۳

جایگاه معاونت ریاست جمهوری در ساختار سیاسی امریکا

۱۳۹۵/۱۰/۷

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛ معرفی چهره های کلیدی تیم سیاست خارجی هیلاری کلینتون

۱۳۹۵/۹/۱۵

چرایی تفاوت بین خوانش کاخ سفید و کنگره از متن گزارش 28 صفحه‌ای

۱۳۹۵/۷/۷

اختلافات میان امریکا و عربستان؛ تاکتیکی یا راهبردی؟

۱۳۹۵/۵/۱۹

انتخابات 2016ریاست جمهوری امریکا؛ تحلیلی بر آخرین وضعیت انتخابات و بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران

۱۳۹۵/۵/۶

بررسی روابط تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی؛با نگاهی به شرکت‌های برتر نظامی جهان

۱۳۹۵/۴/۱۹

آمریـکا؛ سیـاست چرخش به شرق آسیـا و تاثیر آن بر خاورمیانه

۱۳۹۵/۴/۱۴

سرگردانی ناتو در سوریه

۱۳۹۴/۱۲/۲

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛موضع گیـری نامزدها نسبت به توافق هستـه ای ایـران

۱۳۹۴/۱۰/۱۹

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا: تهدید اصلی چین یا روسیه؟

۱۳۹۴/۹/۲۸

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛مروری بر فرآیند انتخابات و معرفی کاندیداهای این دوره

۱۳۹۴/۸/۱۳

بررسی گزارش دیلی بیست از تامین اینترنت ایران بوسیله یک شرکت آمریکایی وابسته به سیا

۱۳۹۴/۸/۱۲

بررسی محبوبیت جهانی ایران از دیدگاه مرکز تحقیقاتی پیو

۱۳۹۴/۴/۲۱

مقامات اسرائیل: به تعویق افتادن توافق هسته ای با ایران بهتر از به نتیجه رسیدن آن است

۱۳۹۴/۳/۲۰

همایش مبارزه با خشونت گرایی افراطی در کاخ سفید

۱۳۹۴/۲/۲۸

آمریکا و خاورمیانه

۱۳۹۴/۲/۲۲

روابط آمریکا-کوبا؛ اهمیت آن در حرکت به سمت کاهش تنش در روابط ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۲/۲۲