ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > بریتانیا > تأثیر سیاست خارجی روسیه بر امنیت بریتانیا و متحدان آن

تأثیر سیاست خارجی روسیه بر امنیت بریتانیا و متحدان آن

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۶/۶ تعداد بازدید: 830

نویسنده: مجید قهرمانی

مقدمه

کمیته دفاعی مجلس عوام بریتانیا[1] چندی پیش موضوع "روسیه: تأثیرات آن بر امنیت و وضعیت دفاعی بریتانیا[2]" را به بحث گذاشته و در این رابطه با طرح سؤالاتی خواستار دریافت پاسخ‌های کارشناسان و مؤسسات مختلف مرتبط با روسیه تا تاریخ 26 بهمن‌ماه سال گذشته (1394) شده بود. در پی این فراخوان بیش از 16 گزارش از مؤسسات مختلف دولتی و غیردولتی و نیز کارشناسان مرتبط با امور روسیه از کشورهای مختلف و عمدتاً از انگلیس دریافت گردید و در 31 فروردین سال جاری کمیته دفاعی مجلس گزارش این جلسات و نیز مقالات دریافتی را بررسی و بخش‌هایی از این گزارش‌ها را که در کل بالغ‌بر 160 صفحه می‌گردد را انتشار داده است. نوشتار حاضر مهم‌ترین گزارش‌های کمیته دفاعی مجلس را به بحث گذاشته است.

با عطف به گزارش منتشره از سوی کمیته دفاعی مجلس عوام بریتانیا دکترین اطلاعاتی روسیه خواستار "کنترل واکنشی" می‌باشد. مفهومی که در قلب اقدامات فعال سنتی و درازمدت روسیه جای دارد. در پی تجاوز 2014 مسکو به اوکراین و الحاق غیرقانونی شبه‌جزیره کریمه، بسیاری آن را جنگ هیبریدی[3] یا "جنگ چندبعدی[4] " نامیده و در پی الحاق کریمه و رسوخ به دیگر مناطق اوکراین، تحلیل گران غربی زمان و تلاش زیادی را صرف ارزیابی رفتارهای روسیه نموده‌اند. اگرچه ناتو از اوایل سال 2010 تهدیدات هیبریدی را مورد شناسایی قرار داده و رویکرد جامعی را با استفاده از دولت‌ها و بازیگران دولتی برای مقابله با آن را بکار گرفته بود اما بحران اوکراین و تحولات جاری باعث شرمندگی آنانی شد که با اطمینان باور داشتند که به علت اشاعه ارزش‌های لیبرالیستی، جنگ‌های دولتی برای همیشه از اروپا رخت بربسته است.

جنگ و نفوذ اطلاعاتی روسیه، عملیات ضداطلاعات و ضد جاسوسی در قبال روسیه، آسیب‌پذیری‌های کشورهای جدید عضو ناتو در قبال روسیه، تهدیدات هیبریدی (دوگانه)، بحران روسیه و امنیت غرب از مهم‌ترین بخش‌های این گزارش‌ها است که در ذیل به‌طور مختصر اهم این مطالب مورداشاره قرار گرفته است.

تأثیر سیاست خارجی روسیه بر امنیت بریتانیا و متحدان آن



گزیده سؤالات مطرح‌شده از سوی کمیته دفاعی مجلس عوام:

  1. اهداف و عناصر کلیدی سیاست و راهبرد نظامی روسیه چیست؟ تأثیرات این سیاست و راهبرد نظامی بر انگلیس و ناتو چه می‌باشد؟
  2. انگلیس تا چه میزان از اطلاعات کافی در مورد توانایی‌ها و نیات نظامی روسیه برخوردار است؟
  3. چه کسی مسئول اطلاع‌رسانی و اجرای واکنش دفاع ملی در قبال سیاست‌های روسیه است؟
  4. ابزار اصلی چندبعدی و به عبارتی جنگ ابهام گویی و هیبرید (دوگانه) روسیه چیست و تصور از آن چگونه است؟ توانایی‌ها و تأثیرات سایبری و فناوری پیشرفته روسیه چیست؟
  5. آیا دولت انگلیس اختلافات مفهومی جهان سیاست و راهبرد نظامی روسیه را درک می‌کند؟
  6. برداشت روسیه از نقاط ضعف انگلیس چیست؟
  7. نقش دستاوردها و ارتباطات در سیاست و راهبرد نظامی روسیه چگونه است؟ توانایی انگلیس در پاسخگویی به آن چگونه است و چگونه می‌تواند استفاده از رسانه در پیگیری اهداف خود را بهتر درک نماید؟
  8. در به‌کارگیری رسانه‌های گروهی و رسانه‌های اجتماعی برای تعامل با افکار عمومی روسیه، چه فعالیت‌هایی باید صورت بگیرد؟
  9. دامنه و انگیزه فعلی فعالیت‌های نظامی روسیه و تأثیرات آن بر انگلیس و ناتو چگونه است؟
  10. تأثیر بند 5 منشور ناتو در قبال فعالیت‌های جنگ نظامی چندبعدی روسیه چیست و انگلیس چه‌کار بیشتری در جهت روشن نمودن توصیف «حمله به یک عضو ناتو» را باید انجام بدهد؟
  11. اشتیاق و توانایی انگلیس در پاسخگویی مؤثر به فعالیت‌های فعلی و آتی احتمالی روسیه در اوکراین، بالتیک، قسمت بالایی شمال اروپا[5] (منطقه اروپایی-قطبی در اطراف دریای بارنتز، دریای نروژ و بخش جنوبی منجمد شمالی)، آسیای مرکزی و خاورمیانه چیست؟
  12. انگلیس و ناتو تا چه مقیاسی باید حضور نظامی خود در کشورهای شرق اروپا همچون لهستان و یا کشورهای بالتیک را تقویت نمایند؟
  13. نقش تسلیحات هسته‌ای در سیاست و راهبرد جاری نظامی روسیه چیست؟
  14. اهمیت لفاظی های جاری روسیه در مورد تسلیحات هسته‌ای چیست؟
  15. در مقابله با افراط‌گرایی اسلامی در چه مقیاسی می‌توان با روسیه در خاورمیانه همکاری کرد؟

موضوعات و اهم و خلاصه مطالب و نیز جمع‌بندی‌های جلسات و گزارش‌های ارائه شده به شرح زیر می‌باشد.

جنگ و نفوذ اطلاعاتی روسیه

- نویسندگان:

   - بن نیمو[6] محقق ارشد موسسه استیت گرافت، افسر مطبوعاتی سابق ناتو، خبرنگار در بروکسل و کشورهای بالتیک؛
   - دکتر جاناتان ایال[7] دستیار رئیس و مدیر بین‌المللی موسسه روسی[8] وابسته به وزارت دفاع.

روسیه یک کارزار (کمپین) اطلاعاتی هماهنگ اما اعلان نشده‌ای علیه انگلیس را دنبال می‌نماید و درصدد نفوذ در مباحث داخلی در خصوص موضوعات کلیدی کشور در جهت منافع خود می‌باشد. این کارزار لابی‌گری شامل خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، برچیدن زیردریایی‌ها و موشک‌های هسته‌ای و نیز رأی به خروج اسکاتلند از مجموعه بریتانیا می‌شود. این عوامل به تضعیف انگلستان منجر و آزادی اختیار عمل روسیه در امور جهان را به دنبال خواهد داشت و این رفتار از سوی یک دولت خارجی غیرقابل‌پذیرش می‌باشد.

به‌واقع تأثیرگذاری دقیق این رفتار دشوار بوده و روس‌ها مدعی هستند که همه‌پرسی استقلال اسکاتلند به‌طورقطع تنظیم‌شده بوده است. روسیه در جهت به زیر سؤال بردن این همه‌پرسی فعالیت و رسانه‌های تحت نظارت مالی کرملین به این مسئله دامن زده و آن را اشاعه می‌دهند. اسناد شایعه مانندی در حمایت از این موضوع وجود دارد که چنین پوششی تا حدی بر بخشی از رأی‌دهندگان تأثیرگذار بوده است. این کارزار به‌واسطه ابزار تأثیرگذار از سوی دولت روسیه و در رأس آن خبرگزاری راشیا تودی و در مرحله بعد خبرگزاری راشا سگودنیا و ریا نووستی (با بودجه 8/5 میلیارد روبل) و به اشکال مختلف همچون مصاحبه با نمایندگان مجلس، نمایندگان (انگلیسی) پارلمان اروپا به‌ویژه نمایندگان مخالف موضوع فوق را پیگیری می‌کند.

عملیات ضداطلاعات و ضد جاسوسی در قبال روسیه

- نویسنده: دکتر ویکتور مادیرا[9] محقق ارشد موسسه استیت گرافت انگلیس

با فروپاشی شوروی و متعاقب حادثه 11 سپتامبر پیمان‌هایی مانند ناتو تنزل پیدا کرده و با کاهش بودجه مواجه و در کارایی وظایف ضد جاسوسی و ضداطلاعاتی خود قصور می‌نمایند. درنتیجه رقبایی همچون روسیه، چین و ایران برخلاف عملکرد این پیمان، رویکرد ضداطلاعاتی در جهت پیشبرد منافع درازمدت را راهبردی و حیاتی می‌دانند.

هدف سازمان ضد جاسوسی روسیه فریب و نفوذ است و دکترین جاسوسی روسیه از آن به‌عنوان "کنترل واکنشی[10]" یاد می‌کند. مفهومی که در قلب اقدامات فعال سنتی و درازمدت روسیه جای دارد. بسیاری از هنگام تجاوز 2014 مسکو به اوکراین و الحاق غیرقانونی کریمه، آن را جنگ هیبریدی یا "جنگ چندبعدی" می‌نامند.

برای حدود یک قرن، روسیه به‌طور تهاجمی جنگ اطلاعاتی و مخربی را دنبال نموده است. این روزها سرویس‌های امنیت فدرال FSB و اطلاعات خارجی SVR در کل برخوردار از حدود 400 هزار نفر نیرو می‌باشند. گزارش شده است که SVR به‌تنهایی 13 هزار نفر را در استخدام خود دارد. در مقابل همتایان انگلیسی سرویس‌های امنیتی و جاسوسی سری و به عبارتی‌ام ای5، ام‌آی 6 یا SIS در کل در سال 2013 کمتر از 7200 نفر را در استخدام خود داشته‌اند.

ستاد کل جاسوسی روسیه[11] که همچنان مخفی‌ترین سازمان باقی ‌مانده است مهم‌ترین و موفق‌ترین سازمان اطلاعاتی روسیه بوده است. بدون وجود مشابه مستقیم چنین سازمانی در غرب، جانشینان آن از سال 1918 در ارتباط یا جمع‌آوری اطلاعات خارجی و همچنین عملیات خرابکاری، سیاسی و جنگ چریکی و فریبکارانه به‌عنوان نمونه "اقدامات فعال" وظایفی را عهده‌دار بوده‌اند. بدین دلیل است که چرا کارکنان فعلی و سابق جی آر یو هدایت الحاق کریمه و عملیات رزمی در شرق اوکراین را تا حدود زیادی عهده‌دار هستند.

اشاره به حمایت از گروه‌های چپ افراطی و راست افراطی در مخالفت با اتحادیه اروپا و نیز تمایل به پذیرش پناهندگان و اینکه مسکو دارای آرمان مشترک با هرکسی است که در جهت پیشبرد اهداف مرکزی ژئوپلیتیکی حرکت کند و این مسئله در تقابل با همبستگی اتحادیه اروپا و ناتو قرار دارد و درنتیجه به کاهش نفوذ واشنگتن در این قاره انجامیده است و روسیه را در جهت جذب کشورهای آسیب‌پذیر و بازگرداندن یک‌به‌یک آنان به حوزه خود توانا ساخته است.

در سال 2013 بریتیش آکادمی نسبت به فقدان زبان‌دان در محافل دیپلماتیک و امنیت ملی انگلستان ابراز نگرانی کرده است. تا حدود زیادی علت این مسئله عدم تمرکز از نزدیک بر منطقه و عدم برخورداری از منابع بایسته فرهنگی و زبانی بوده است. درحالی‌که روسیه همچنان به سرمایه‌گذاری درازمدت خود در قبال زبان‌های خارجی و زمینه‌های کارشناسی برای موفقیت‌های دیپلماتیک ادامه می‌دهد.

در این گزارش ضمن اشاره به یک وب‌سایت روسی[12] تحت ریاست لئونید ساوین و الک دوگین آمده است که این سایت به جنگ علیه دشمن دامن می‌زنند. همچنین نویسنده در 6 مورد توصیه‌هایی را برای تقویت کارکنان و توانایی‌های ضد جاسوسی و ضداطلاعاتی در این بخش ارائه نموده است.

تأثیرات روسیه بر امور دفاعی انگلستان

- نویسنده: دکتر دیوید بلگدن[13] دستیار راهبرد و امنیت بین‌الملل دانشگاه اکستر لندن. وی در مراکز مختلف ازجمله واحد راهبردی دفتر نخست‌وزیری نیز کار کرده است. او در مقاله خود به چالش‌های مربوط به ارزیابی تمایلات روسیه و تأثیرات آن، روندها در رفتار و قابلیت‌های روسیه و مشارکت انگلیس در دفاع اروپایی پرداخته است.

پس از الحاق کریمه و نفوذ به دیگر مناطق اوکراین، تحلیل گران غربی زمان و تلاش زیادی را صرف ارزیابی رفتارهای روسیه نموده‌اند. مداخله سال 2014 اوکراین و تحولات جاری باعث شرمندگی آنانی شده است که مدعی بودند روسیه با الحاق به تبادلات اقتصادی و نمادهای چندجانبه غربی آرام گرفته است. مباحثات غربی‌ها پیرامون توانایی‌های روسیه از سال 2014 مشخصاً متمرکز بر: ابعاد غیر سنتی مشخص جنگ هیبریدی مسکو، استفاده از شورشیان تجهیز شده و نیروهای ویژه لباس شخصی اسرارآمیز، حمایت از بومی‌های روس زبان که به دنبال کسب حمایت بوده‌اند، تبلیغات و حملات سایبری بوده است.

روسیه دیگر هرگز ابرقدرتی برابر با امریکا نبوده و فاقد پایگاه اقتصادی، سرمایه انسانی و برتری‌های فناوری است و واشنگتن در دهه‌های آینده متمرکز بر متوازن کردن رقیب اصلی خود (چین) خواهد بود که از هنگام ظهور خود به‌عنوان ابرقدرت ظاهرشده است و اقتصاد چین در تقابل با اقتصاد امریکا،‌تواناتر از اتحاد شوروی بوده است و این به معنای آن است که امریکا بشدت بی‌رقیب و حتی ناتوان از بدوش کشیدن هم‌زمان بار دفاعی تمامی متحدان جهانی خود می‌باشد. یکی از پیامدهای متناقض این خواهد بود که دول اروپایی حداقل تا جایی که می‌توانند همچون دوران جنگ سرد، برای امنیت خود در برابر قابلیت‌های روسیه اقدام کنند. با این تفاوت که روسیه دیگر ادعای قدرت نسبی شوروی سابق را ندارد و این برای دفاع بریتانیا معنای ویژه‌ای دارد.

زمینه‌هایی که انگلیس می‌تواند به دفاع از امریکا بپردازد شامل: دیپلماتیک، جنگ زیردریایی، هوایی، هسته‌ای و تحمل‌پذیری و توانایی در مشارکت نیرو می‌باشد.

آسیب‌پذیری‌های کشورهای جدید ناتو در قبال روسیه

- نویسنده: گلن گرانت[14]؛ سرهنگ بازنشسته توپخانه، وابسته دفاعی سابق در فنلاند و کشورهای بالتیک و عضو نظامی ناتو در جنگ بالکان

کشورهای اقمار شوروی سابق کاملاً در قبال مداخله روسیه آسیب‌پذیر بوده و همچنان بخش‌هایی از کشورهای شرق اروپا مانند بلغارستان به‌ویژه در نهادهای دفاعی و نیز در برخی سمت‌های بالا سمپات روس‌ها می‌باشند.

تهدیدات هیبریدی (چندبعدی)

- نویسنده: آنتونی پاویتی، سرتیپ بازنشسته و دکتر ساشا دو باچمان استاد حقوق بین‌الملل

پیرامون این عبارت نظامی که درنتیجه بررسی درگیری‌های نظامی میان اسرائیل و حزب اله (موردحمایت ایران) در جریان جنگ دوم لبنان در سال 2006 شکل گرفته است، در ادبیات خاص نظامی امریکا بحث‌های زیادی شده است. تهدیدات هیبریدی (چندبعدی) در متن مباحثات نامتقارن شامل تلفیقی از روش‌ها، تاکتیک‌ها و شیوه‌های متعارف و نامتعارف نظامی است. ناتو از اوایل سال 2010 تهدیدات هیبریدی را مورد شناسایی قرار داده و رویکرد جامعی را با استفاده از دولت‌ها و بازیگران دولتی در بخش‌های مختلف سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و ابتکارات علمی و فنی نظامی برای مقابله با آن را بکار گرفته است.

در بخش حملات سایبری به موضوع حمله سایبری پیشرفته استاکس نت علیه تأسیسات هسته‌ای ایران پرداخته شده و گفته شده است که از استاکس نت به‌عنوان اولین سلاح دیجیتال جهان یاد شده و اینکه شک و ظن در مورد به‌کارگیری آن از سوی کشور استفاده‌کننده نیز وجود دارد. این ویروس ترکیبی از یک کرم کامپیوتری 500 کیلوبایتی است که نرم‌افزار آن حداقل 14 سایت صنعتی ایران ازجمله تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم را آلوده کرده است.

ارائه گزارش‌هایی از سوی وزارت دفاع و دیگر کارشناسان روسیه پیرامون چالش‌های جهانی روسیه، سیاست‌ها و هزینه‌های دفاعی روسیه، چگونگی و راه‌های برتری‌یابی بر روسیه، راهبردها و سیاست‌های نظامی روسیه ازجمله رویکرد آن کشور در قبال تسلیحات هسته‌ای و اینکه علی‌رغم پایان جنگ سرد، روسیه و امریکا با داشتن حدود 16000 سلاح هسته‌ای و به عبارتی 93 درصد از کل سلاح‌های هسته‌ای جهان که 1800 سلاح آن در شرایط هشدار بالا و برای شلیک در ظرف چند دقیقه آماده است، قرار دارند.

بهترین تخمین در مورد اندازه و دامنه ذخایر هسته‌ای روسیه از سوی بولتن دانشمندان اتمی[15] ارائه شده است که معتقد است روسیه حدود 4500 کلاهک هسته‌ای در اختیار دارد و نیروهای هسته‌ای روسیه امروز 10-9 برابر کوچک‌تر از اوج آن در جنگ سرد که حدود 40 هزار سلاح هسته‌ای در اختیار داشت می‌باشد و از ذخایر موجود 1780 کلاهک راهبردی بر روی موشک‌ها و در پایگاه‌های بمب‌افکن‌ها قرار دارد.700 کلاهک راهبردی دیگر نیز در انبارها در کنار حدود 2000 کلاهک غیر راهبردی قرار دارد. علاوه بر ذخایر نظامی برای نیروهای عملیاتی، تعداد قابل‌توجهی حدود 3200 کلاهک کنار گذاشته، اما دست‌نخورده در انتظار برچیدن قرار دارند و اظهارات برخی کارشناسان (انگلیسی) امور هسته‌ای روسیه در این رابطه و اینکه ضرورت دارد که در کوتاه‌مدت انگلستان به‌عنوان یک قدرت پیشرو در پیمان (ناتو) به شیوه‌ای رفتار کند که نه در جهت افزایش بلکه کاهش جنگ هسته‌ای حرکت کند و در درازمدت نیز، لندن باید محتاطانه تعهد خود از منظر یک قدرت جهانی و در کنار ناتو را موردبازنگری قرار دارد.

بحران روسیه و امنیت غرب

- نویسنده: فرانسیس توم[16]؛ مورخ دانشگاه سوربون

در مقاله ارائه‌شده وی به کمیته دفاعی مجلس انگلستان، سه سناریوی احتمالی زیر موردبررسی قرارگرفته است:

  1. علائم بحران سیاسی قریب‌الوقوع؛
  2. مباحث اپوزیسیون روسیه در خصوص دوران پسا پوتین؛
  3. و درمان روسیه از پوتین گرایی و ارائه برنامه‌ای برای سیاست‌های غرب در این رابطه.

پس از 16 سال پوتینیسم و برای اجتناب از اشتباهات دوره گورباچف-یلتسین، اول‌ازهمه می‌بایستی تشخیص صحیحی از بیماری‌های سیاسی نظام روسیه به دست آورده و پس‌ازآن می‌توانیم دنبال درمان آن باشیم. ارائه راهکارهایی در این رابطه و جهت مقابله با این شعار کرملین که "پوتین یعنی روسیه و نبود پوتین به معنای نبود روسیه است" و به‌ویژه مقابله با ابزار پوتینیسم یعنی تلویزیون و اینکه ماشین تبلیغاتی کرملین می‌بایستی بلافاصله در داخل و خارج از روسیه برچیده شود و برخلاف دوره گورباچف-یلتسین، توجه نه به شخصیت‌های طرفدار غرب بلکه به نهادها معطوف گردد.

احتمال سقوط رژیم در صورت تظاهرات گسترده و نیز احتمال نسبی انجام کودتا

به‌واقع اوضاع باید برخلاف آنچه در دوره یلتسین شاهد بودیم باشد که مشاورین غربی حضور خود را در هرجایی تبلیغ و روس‌ها را وادار می‌کردند که باور کنند که اصلاحات دردآور یلتسین از خارج دیکته می‌شود؛ درحالی‌که به‌واقع رهبران و اولیگارش های روسی بدون کمترین توجه به مشاورین غربی رفتاری را که خود می‌خواستند انجام می‌دادند. غرب باید برخلاف این روند تلاش نموده و با مهار جدی پروسه سیاسی، نقش خود را نامحسوس نشان دهد تا روسیه به یک کشور اروپایی عادی تبدیل و رفاه شهروندی مقدم بر آمال قدرت جهانی و هژمونی اروپایی گردد.

نشست کمیته دفاعی مجلس عوام

پیرو دریافت مقالات از سوی شرکت‌ها، مؤسسات و کارشناسان فعال در امور روسیه، نشستی از سوی دکتر جولین لوئیس رئیس کمیته دفاعی مجلس انگلیس در تاریخ 5 اردیبهشت‌ماه (19 آوریل) با حضور نمایندگان عضو این کمیته و نیز سه تن از کارشناسان شامل:

  1. جان لو[17] با 25 سال سابقه کار در ارتباط با روسیه؛ وی اولین نماینده ناتو در مسکو در اواسط سال‌های 1990 و سخنگوی این سازمان بوده و سمت‌های مختلفی را در این مدت ازجمله عضو وابسته برنامه روسیه و اوراسیا در چاتم هاووس را عهده‌دار بوده است؛
  2. دیوید کلارک[18]: وی طی سال‌های 2001-1991 مشاور ویژه وزارت خارجه بوده است؛
  3. بن نیمو متخصص جنگ‌های اطلاعاتی در قبال روسیه و نیز گفتمان راهبردی روسیه.

برگزار می‌گردد که رئیس کمیته دفاعی و نیز دیگر نمایندگان مجلس سؤالاتی را از این سه کارشناس مطرح می‌نمایند که اهم مطالب مطرح‌شده بر اساس گزارش 28 صفحه‌ای منتشره به شرح زیر می‌باشد:

بر اساس گزارش وزارت خارجه و در ارتباط با فراخوان مجلس عوام انگلیس، در برخی مقالات ذکر شده است که آنان از روسیه هراسی نفع می‌برند.

رئیس کمیته دفاعی مجلس عوام به تلویزیون راشیا تودی اشاره کرده است که حضور بعضی نمایندگان مجلس در این شبکه موجب طرح این سؤال می‌گردد که آیا این حضور به آنان اعتبار نمی‌بخشد؟ بن نیمو با استناد به بند 5 رهنمودهای دفتر ارتباطات که نهاد دولتی نظارت بر پخش، ارتباطات و صنایع پستی انگلیس موسوم به آفکام[19] می‌گوید که در صورت عدم آمادگی افراد، این مؤسسات اعلام خواهند کرد که ما نتوانستیم فردی را برای مصاحبه در این رابطه پیدا کنیم و این توجیه‌پذیر نیست؛ اما جان لاف می‌گوید که من به نمایندگان مجلس توصیه می‌کنم که در مصاحبه با راشیا تودی شرکت نکنند. کلارک نیز می‌گوید که وی با توجه به عملکرد تبلیغاتی این شبکه برای حکومت روسیه از شرکت در برنامه‌های این شبکه امتناع می‌کند.

روابط میان لندن و مسکو در حال حاضر بسیار سرد بوده و از دید آنان کمیته دارای نگرش مغرضانه در قبال روسیه می‌باشد. بن نیمو می‌گوید که سه روز پس از همه‌پرسی اسکاتلند در یکی از مناطق اسکاتلند به‌اتفاق فرزندان خود بسر می‌بردم. در جریان قدم زدن در محل، یکی از فرزندانم خطاب به شخصی که پیراهن آری (در حمایت از استقلال اسکاتلند) به تن داشت سؤال نمود که آیا وی فکر نمی‌کند که نتیجه را باخته‌اند، فرد مزبور در پاسخ داد گفت که خیر. همه‌پرسی را از ما دزدیدند؛ و این مسئله در تلویزیون آر تی (روسیه) نیز مطرح‌شده است!

اسپوتنیک در آوریل سال گذشته سرویس نوردیک (اسکاندیناوی) خود را راه‌اندازی کرد اما در پی اعلام رسانه‌های سوئدی که اسپوتنیک "کانال تبلیغاتی روسی" است به‌مرور این شبکه تعطیل گردید.

انگلستان برخوردار از فضای بسیار سختی برای کارشناسان تبلیغاتی روسیه است و لذا نفوذ روسیه به شیوه‌های دیگری آن‌هم با استفاده از کارشناسان امنیتی، اندیشکده ها و آکادمیسین ها و نیز برخی خبرنگاران صورت می‌گیرد. برای نمونه یکی از مقامات ارشد روسی می‌گوید که وی معمولاً به لندن سفر و با افراد بسیاری صحبت و برای آنان توضیح می‌دهد که گسترش ناتو اشتباه بوده است. برخی افراد ازجمله نمایندگان مجلس کشورهای اروپایی که در مناسبت‌هایی در مسکو شرکت داشته‌اند پس از اطلاع (دولت روسیه) بلافاصله از این کشور اخراج شده‌اند.

یکی از مشکلات بزرگ بریتانیا از دست دادن روشنفکران، زبان‌شناس‌ها و تحلیل گران نسل قدیمی کارشناسان شوروی در طی 30-20 سال گذشته بوده است که برای درک روسیه در بخش‌های مختلف نیازمند بازسازی آن است و پس از تهاجم روسیه به اوکراین، شروع به بازسازی برخی منابع همچون وزارت خارجه، وزارت دفاع و یا سرویس‌های اطلاعاتی نموده‌ایم. ما نیازمند درک اهداف روسیه، ابزار مورداستفاده و چگونگی استفاده از آن می‌باشیم و لذا نیازمند درک سیاست‌ها، اقتصاد، اقتصاد دفاعی و راهبرد سیاست نظامی روسیه می‌باشیم. ما نیازمند درک جوانب کار روس‌ها نیز می‌باشیم زیرا آنان بازی بسیار پیچیده‌ای را که ابتدا و انتهای آن اخلال در کار نهادهای غربی، تأثیر منفی بر وحدت و یکپارچگی غرب و در پی آن کاهش توانایی در اقدام منطقه‌ای و جهانی می‌باشد را دنبال می‌نمایند.

روسیه و شخص پوتین درصدد ایجاد گارد ملی جدید و جنبش وطن‌پرستی جوانان و چیزی مشابه گارد ملی آمریکا برای مواجه با سناریوهایی مثل انقلاب نارنجی و نه وفادار به روسیه یا کشور، بلکه وفادار به رژیم می‌باشند. به عبارتی مواجه با وضعیتی همچون یاناکویچ نشوند و درصورتی‌که سناریوی مشابه انقلاب نارنجی با گرایش غربی در تلاش برای از ریشه کندن آنان دنبال شود روس‌ها در تدارک مبارزه تا آخرین نفر برای حفظ رژیم هستند. پوتین از هنگام روی کار آمدن در سال 2012 مواجه با تظاهرات گسترده‌ای در داخل بوده که این گارد ملی بدین منظور و از دید مقامات ارشد برای مقابله با تهدیدات و توطئه‌های غربی تشکیل یافته است.

روسیه شرایط را برای شرکت‌های غیردولتی فعال در داخل آن کشور که آنان را مأمورین سازمان‌های غربی همچون سیا می‌بینند بسیار سخت کرده است.

کرملین معتقد است که هدف غرب روی کار آوردن افرادی در روسیه است که سمپات غرب بوده و در قبال آنچه غرب خواهان آن است کرنش نمایند. مشابه آنچه یلتسین در سال 1991 عمل می‌نمود.

در مورد اسناد پاناما نیز واکنش رأس قدرت روسیه آن بود که این حرکت با هدایت آمریکا در جهت بی‌ثبات‌سازی روسیه بوده است.

- سیاست خارجی روس‌ها در قبال غرب چیست؟ آنان درصدد چه‌کارهایی هستند؟ صحبت پیرامون اقدامات آنان از سوریه، اوکراین، بالتیک و منطقه اروپایی- قطبی در اطراف دریای بارنتز، دریای نروژ و بخش جنوبی منجمد شمالی می‌باشد. تفکر پشت ذهن روس‌ها در پس سیاست خارجی چیست؟

روسیه درصدد ایجاد قوانین جدید بازی است و آن‌ها به دنبال دور کردن غرب از حل‌وفصل منازعات پس از دوران جنگ سرد و ترغیب کشورهای اروپایی به این باور هستند که این ترتیبات دیگر پایدار نبوده و نوعی تقسیم‌کار برای مدیریت کل امنیت ما لازم است.

من (جان لاف) معتقد نیستم که این یالتای جدید است بلکه این پیچیده‌تر از آن است؛ زیرا آنان علاقه‌مندند که با ما در زمینه‌های بسیاری تعامل نماید. اگرچه روس‌ها خواهان شناسایی نوعی دو فاکتو برای حوزه‌ای هستند که آنان منافع ترجیحی در حاشیه خود می‌دانند؛ اما من فکر می‌کنم که آنان به دنبال یافتن راه‌هایی (البته بر اساس هدف سنتی خود) برای مهار آسان قدرت آمریکا باشند. آن‌ها جهان کنونی را بسیار سیال می‌بینند و این یک فرصت مغتنم برای آنان است زیرا که آنان شاهد شکسته شدن اجماع غرب هستند. آنان شاهدند که اتحادیه اروپا در دردسرهای ناگواری فرورفته است. آنان شاهد وجود ترک‌هایی در اطراف ناتو هستند و درصدد فشار به بخشی از این ترک‌ها هستند که ببینند واکنش به آن چگونه است و اگر آنان به تقارن نبردها در حال حاضر توجه داشته باشند خواهند دید که غرب از بعد اقتصادی قوی‌تر است اما آیا تمایل سیاسی برای پایداری و مقاومت در قبال ارزش‌ها و اصول خود را نیز دارد!

اشاره به وجود روس زبان‌ها در جمهوری‌های سابق به‌ویژه در سطوح بالای رهبری این مناطق و اشاره به شیوه تفکر در نزد روس‌ها که یکی تفکر دفاعی و نزدیک شدن به یک پارانویایی است که اگر چیزی در نزدیکی مرزهای آنان به وقوع بپیوندد پس حتماً می‌باید از سمت غرب بوده باشد و درنتیجه بایستی مداخله کنند؛ و همین‌طور اگر هر اتفاقی که بعد از فرار یاناکویچ ممکن است رخ‌داده باشد پوتین باعث‌وبانی این پرواز نبوده است.

در سال 2008 در گرجستان یک سری تحریکاتی صورت گرفت که منجر به واکنش بیش‌ازحد گرجستان شد؛ اما فرصتی بود که از آن استفاده شد. برای نمونه اگر در قزاقستان نظربایف برود و جنبش‌های دموکراسی واقعی بر سرکار بیایند این احتمال زیاد وجود دارد که پوتین آن را نوعی صحنه نمایشی از سوی امریکا دانسته و وارد آن خواهد شد. در مورد احتمال ورود به دیگر مناطق همچون گاتلند[20] (بزرگ‌ترین جزیره سوئد در نزدیکی کالنینگراد)، سوالبارد[21] (جزیره نروژی در نزدیکی قطب شمال و در فاصله 2030 کیلومتری از اسلو) و یا بالتیک بایستی گفت که پوتین هنوز کار در اوکراین را تمام نکرده و به اهداف خود نرسیده است؛ و همین‌طور سؤالاتی در مورد لوکاشنکو (رئیس‌جمهور بلاروس). لذا به نظر می‌رسد که روسیه احتمالاً متمرکز بر مسائل نزدیک‌تر به خود خواهد شد. بعلاوه با کاهش و فروکش کردن عملیات روس‌ها در سوریه ممکن است عملیات روس‌ها در اوکراین افزایش یابد.

(دیوید کلارک) روسیه به دنبال تصرف کریمه و یا کمی از شرق نبوده، بلکه به دنبال تصرف کل کشور اوکراین است و اوکراین بایستی بخشی از حوزه نفوذ روسیه، به‌استثنای بخش‌هایی از آن در غرب اوکراین، باقی بماند. با توجه به تغییرات به وجود آمده در گرایش‌های مثبت قبلی روس‌ها در جهت پیوستن به اروپا در 6-5 سال قبل، حال روس‌ها تغییر ذهنیت داده و این مسئله را تهدیدی هنجارگرا و مهار گر در قبال منافع خود می‌بینند.

تغییر در دکترین روسیه در پایان جنگ سرد و اینکه در سال 1993 آن کشور تعهد طولانی‌مدت خود که اولین استفاده‌کننده سلاح‌های هسته‌ای نباشد را کنار گذاشت و بر اساس دکترین نظامی سال 2000 خود به‌وضوح مشخص ساخت که آماده استفاده از تسلیحات هسته‌ای در اولین گام علیه کشوری است که تسلیحات متعارف و در شرایطی که برای امنیت ملی روسیه بسیار نگران‌کننده می‌باشد را مستقر نماید. دکترین نظامی دیگری را روس‌ها در سال 2010 منتشر نمودند که همراه با عبارات هشدارآمیزی از سوی نیکولای پاتروشف دبیر امنیت ملی روسیه و رئیس سابق اف اس بی بود. به گفته وی "ما پیش‌شرط به‌کارگیری تسلیحات هسته‌ای برای دفع تجاوز که در قبال ما تسلیحات متعارف بکار گیرد را تنظیم خواهیم کرد و این نه‌تنها شامل جنگ‌های با مقیاس وسیع، بلکه منطقه‌ای و حتی جنگ‌های محلی نیز می‌شود."

(بن نیمو) در مورد این سؤال که روس‌ها از چه می‌ترسند و در مورد پنیر در تله‌موش (ایده اوباما از خلع سلاح کامل) می‌گوید که "ترس روسیه از دکترین امریکا در قبال حمله جهانی یک‌باره را دست‌کم نگیرید. اتفاقاً جالب است که این مسئله بارها از سوی رهبران روسیه ازجمله پوتین یادآوری شده است. این واهمه نیز وجود دارد که آمریکایی‌ها از چنان توان فنی برخوردارند که بدون استفاده از تسلیحات هسته‌ای به همان میزان قدرت هسته‌ای دست یابند... حتی اگر امریکا و روسیه از تمامی موشک‌های هسته‌ای خود دست‌بردارند امریکا از یک مزیت فناوری برخوردار است که روسیه را یارای رقابت با آن نیست.

(جان لاف) احتمالاً شاهد تغییرات رهبری در قزاقستان و ازبکستان در آینده نزدیک هستیم؛ و آنچه در آنجا به وقوع می‌پیوندد برای روسیه بسیار بااهمیت است. ما هنوز با مسائل گول زننده‌ای در قفقاز مواجه خواهیم بود و نیازمند تمامی کارشناسان و رشد آن ها در این زمینه هستیم.

(بن نیمو) فکر می‌کنم که این‌گونه مسائل مرتبط با کارشناسان در امور روسیه و چگونگی تغذیه آنان در این کشور (انگلستان) است. آمار کسانی که در بریتانیا در حال مطالعه روسیه در مقطع لیسانس هستند را نمی‌دانم اما فکر می‌کنم که چیزی حدود صدها هزار نفر است؛ اما برای اینکه کارشناس روسیه داشته باشیم بایستی در مقطعی این افراد زبان روسی را فرابگیرند. به‌واقع هرچقدر امکانات در سطح پایه اطلاعات را ایجاد و توسعه دهیم به همان میزان بعدها دارای کارشناسانی (حرفه‌ای) در این زمینه خواهیم شد. با توجه به نظم جهانی که پس از جنگ سرد ایجاد شده است این مسئله ارزش زمان، منابع و تلاش در جهت پشتیبانی و دفاع را دارد. ما نیازمند نوعی معامله با پوتین می‌باشیم و اگر قرار است چنین کاری انجام شود بایستی حوزه نفوذ و سامان دادن به شیوه قرن نوزدهم را دنبال نماییم؛ اما اکثریت مردم چنین چیزی را نمی‌خواهند. چنین معامله‌ای به‌ویژه وقتی شما با فردی مصمم و تهاجمی مثل پوتین مواجه هستید ارزان به دست نخواهد آمد. لذا نیازمند سرمایه‌گذاری در قبال زمان، پول و منابع و به عبارتی بودجه دفاعی می‌باشیم.

(جان لاف) ضمن اشاره به‌دشواری ها در همکاری در قبال مبارزه با تروریسم (در خاورمیانه و اوکراین) با طرف روسی و یافتن زبان مشترک گفت در سال‌های آتی نسبت به همکاری با روس‌ها در قبال مناطق مشخص شک و ظن داریم. در مورد تروریسم اگر مشکل روسیه حاد شود که قطعاً احتمال آن وجود دارد، ممکن است فرصت‌هایی ایجاد شود اما این مسئله نیز با درج مقالاتی همچون از سوی آقای پاتروشف در نشریات روسی با دشواری‌هایی مواجه خواهد شد.

(دیوید کلارک) در صورت همکاری نیز روس‌ها انتظار معامله داشته و خواهند گفت که "ما با شما در زمینه اسلام‌گرایی در خاورمیانه مبارزه کردیم حال چرا کمی بیشتر در قبال اوکراین کوتاه نمی‌آیید؟ چرا شما به دامنه نفوذ ما احترام نمی‌گذارید. برای همکاری مؤثر با شما در این زمینه و درصورتی‌که کمی بیشتر در منطقه دیگر به ما دهید همکاری آسان‌تر خواهد بود؛ و البته ما بایستی در این رابطه محدودیت‌ها را مشخص نماییم.

(بن نیمو) در قبال روسیه اظهار کرد که برداشت ما می‌بایستی ایستادگی در قبال توافقات هلسینکی و حاکمیت قانون و اشتباه دانستن حوادث اوکراین باشد که البته اگرچه ما برداشت‌های خود راداریم اما فاقد افرادی هستیم که این مطلب را به آنان برسانند.

نتیجه گیری:

روابط روسیه و انگلیس:

روابط انگلیس و روسیه که به حدود 5 قرن قبل بازمی‌گردد، همواره با فراز و نشیب‌هایی روبرو بوده که در مواردی در ائتلاف با یکدیگر {در سال‌های آغازین جنگ دوم و به بهانه جلوگیری از دستیابی محور قدرت‌های متخاصم یعنی آلمان، ژاپن و ایتالیا به ایران (به‌ویژه چاه‌های نفت) و درنتیجه اشغال ایران و یا در جریان مذاکرات هسته‌ای 1+5 در مقابل کشورمان} و در مواردی رقابت (بازی بزرگ برای کنترل آسیای میانه در اواخر قرن 19) و یا حتی جنگ (ائتلاف انگلیسی‌ها با ناپلئون در جنگ کریمه در سال‌های 1850) مواجه بوده است.

پس از جنگ جهانی دوم روابط میان شوروی و بلوک غرب سریعاً رو به وخامت گذاشته و با خط دهی نخست‌وزیر وقت انگلیس وینستون چرچیل در مورد حضور شوروی در اروپای شرقی از عبارت پرده آهنین یاد گردید و دو طرف از شهروندان طرف مقابل برای جمع‌آوری و اقدامات جاسوسی خود استفاده نمودند که معروف‌ترین آن کیم فیلبی و Cambridge Five (متشکل از پنج جاسوس انگلیسی که در جریان تحصیل در کمبریج در سال‌های 1930 به استخدام سازمان اطلاعات روسیه درآمدند) بودند که برای مدت‌ها برای روس‌ها کار می‌کردند.

در مقابل نیز برخی از جاسوسان روس همچون گئورگی ماگاروف، اولک گوردینسکی و یا ولادیمیر کوزیچگین (که توسط سفارت انگلیس در تهران به دام افتاده و سپس به انگلستان گریخت) می‌توان یاد نمود. حتی گفته می‌شود که مارگارت تاچر نخست‌وزیر سابق انگلیس رونالد ریگان رئیس‌جمهور سابق امریکا را ترغیب به مذاکره با میخائیل گورباچف که در سال‌های 1985 روی کار آمد نمود. معروف است که تاچر گفته بود "من گورباچف را دوست دارم و ما می‌توانیم به‌اتفاق کار کنیم."

با فروپاشی شوروی، روابط انگلیس و روسیه در سال‌های اولیه حکومت بوریس یلتسین گرم‌تر شد. بهبود روابط منجر به حضور گسترده اتباع روس در انگلیس و مشخصاً در لندن گردید و طی سال‌های بعد املاک زیادی از سوی روس‌ها در انگلیس و مشخصاً لندن خریداری گردید. اگرچه 31 درصد از جمعیت 6/8 میلیونی لندن را خارجی‌ها تشکیل می‌دهند اما بر اساس آمار منتشره تا اواخر سال 2005 بیش از 300 هزار روس در انگلیس اقامت داشته‌اند که نیمی از آنان لندن را برای زندگی و تحصیل فرزندان انتخاب کرده و این شهر در نزد روس‌ها معروف به "لندن گراد" و یا "مسکو بر روی رود تیمز[22]" لقب گرفته بود. بعلاوه بر اساس گزارش هرمیتاژ کاپیتال[23] حدود 102 میلیارد دلار طی سال‌های 2004-1998 از روسیه خارج گردید که بخش مهمی از آن وارد انگلیس گردید. در سال 2014 بر اساس مطالعات موسسه نایت فرانک[24] حدود 21 درصد از املاک بالای 10 میلیون پوند در انگلیس از سوی روس‌ها خریداری و 35 درصد از گران‌قیمت‌ترین املاک در این سال توسط روس‌ها خریداری و افرادی همچون رومن آبرامویچ مالک باشگاه چلسی منزلی را به قیمت 90 میلیون پوند در لندن خریداری نمود. البته در پی اعمال تحریم‌های اقتصادی غرب علیه روسیه این روند با کاهش چشمگیری در طی سال گذشته مواجه بوده است.

طی این سال‌ها انگلیس و به‌ویژه لندن به مرکزیت مخالفین ولادیمیر پوتین تبدیل گردید که از معروف‌ترین این مخالفین می‌توان به بوریس بارزوفسکی و نیز احمد زاگایف از رهبران جدایی طلب چچن و نیز الکساندر لیتویننکو از افسران ارشد گا گ ب یاد نمود که علی‌رغم تلاش روسیه برای استرداد آنان دولت انگلیس به آنان پناهندگی سیاسی اعطا نمود؛ که البته بعدها بارزوفسکی و لیتوینینکو به دلایلی مشخص در لندن به قتل رسیدند. بعلاوه برخی از شخصیت‌های سرشناس انگلیس همچون بوریس جانسون شهردار سابق (که مادرش از اصل و نسب یهودیان روسی است و احتمال نخست‌وزیری وی پس از کامرون می‌رود) و یا نیک کلک روسی الاصل می‌باشند.

در این مدت علی‌رغم رفت‌وآمد مقامات بالای دو کشور روسیه و انگلیس ازجمله سفرهای رسمی پوتین به لندن روابط دو کشور با دشواری‌هایی همراه بوده و در مواردی به اخراج گسترده دیپلمات‌های دو کشور انجامیده است که در روابط دو کشور امری عادی می‌باشد. به عبارتی مهم‌ترین آن اخراج 90 دیپلمات در 25 سپتامبر 1971 در زمان نخست‌وزیری ادوارد هیث بوده است که حدود 20 درصد از 550 دیپلمات شوروی را در آن زمان را شامل می‌شده است و آخرین مورد آن نیز در اوت سال گذشته (2015) با اخراج 4 دیپلمات روس همراه بوده است.

اخیرا کامرون گفته بود که رئیس جمهور روسیه و سرکرده گروه تروریستی داعش از خروج انگلیس از اتحادیه اروپا خوشحال خواهند شد و چنین اظهار نظری رویکرد انگلیس به دشمنی با روسیه را نشان می‌دهد. یا چندی پیش ولیعهد انگلیس ولادیمیر پوتین را با آدولف هیتلر، رهبر نازی‌های آلمان مقایسه کرد. به نوشته دیلی‌میل، شاهزاده چارلز، ولیعهد انگلیس در گفت‌وگو با زنی که خانواده‌اش را در جریان جنگ جهانی دوم از دست داده بود، گفت ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه نیز همانند هیتلر در اوکراین عمل می‌کند. همچنین وزیر دفاع پیشین انگلستان گفته است: پوتین بسیار قدرتمندتر از شبه نظامیان داعش در خاورمیانه است، چرا که وی یک دولت و یک ارتش قوی برای تحقق جاه طلبی‌های خود دارد. باب اینسورث، وزیر دفاع سابق دولت لندن بر این باور است که رئیس جمهوری روسیه به اندازه استالین، رهبر سابق اتحاد جماهیر شوروی، خطرناک است و برای صلح جهانی نسبت به داعش تهدید بزرگ‌تری محسوب می‌شود.

اگرچه سفارت روسیه در لندن در حال حاضر دارای 48 دیپلمات و سفیر می‌باشد اما بر اساس مطالب منتشره در سایت رسمی سفارت روسیه در لندن "دو کشور دوران سخت روابط خود را سپری می‌نمایند و دستاوردهای گذشته با بزرگنمایی اختلافات از سوی لندن در قبال اوکراین بشدت به زیر سؤال برده شده است و در حال حاضر گفتمان سیاسی میان روسیه و انگلیس و جود ندارد و تنها در سطح سیاسی دنبال و به دیدار وزرای خارجه در حاشیه برخی نشست‌های بین‌المللی محدود شده است. لندن به‌طور یک‌جانبه فرصت تمامی همکاری‌های بین دولتی را مسدود نموده و با اعمال تحریم‌ها در قبال روسیه و ازجمله بستن برخی حساب‌های روسی و نیز گزارش تحقیقاتی منتشره در مورد قتل لیتوینینکو در ابتدای سال جاری میلادی و نحوه افشای آن تحریک آشکاری از سوی مقامات انگلیس بوده است به‌ویژه که دفتر دادستانی انگلیس متقاضی بیش از 40 تبعه روس در ارتباط با جرائم مختلف ازجمله قتل لیتوینینکو می‌باشد."

اگرچه جرمی کوربین نیز در مصاحبه‌ای اعلام داشته است که وی درصدد گرم‌تر نمودن روابط دیپلماتیک با روسیه خواهد بود اما روابط دو کشور در طی ماه‌های اخیر به دلیل نزدیک‌تر شدن حضور نظامی روسیه و انگلیس (البته در چارچوب ناتو) در کنار مرزهای هوایی، دریایی و زمینی روسیه شدیدتر نیز شده است و روسیه پس از امریکا و آلمان مهم‌ترین تأمین‌کننده نیرو و تجهیزات ناتو در کشورهای بالتیک و لهستان می‌باشد.

به نظر می‌رسد که روند فشار بر روسیه و شخص رئیس‌جمهور همچنان که در گزارش فوق مورداشاره قرارگرفته است به‌ویژه در ماه‌های پایانی دوران ریاست جمهوری پوتین در سال 2018 به چند شکل تشدید خواهد شد که مشخصاً فشارها یا منجر به تن دادن پوتین در قبال فشارهای غرب و کوتاه آمدن در مواضع و یا درنهایت همکاری با آنان مشابه دوره یلتسین و یا در صورت اصرار مواضع رئیس‌جمهور روسیه در قبال غرب، با ایجاد مشکلات اساسی برای وی درصحنه داخلی و نیز بین‌المللی همراه خواهد بود.

انگلستان و روسیه از اواخر قرن گذشته رقابت شدیدی بر سر منافع خود در ایران داشتند و هر امتیازی كه یكی از این دو كشور به دست می‏آورد، دیگری سعی می‏كرد، مشابه آن را داشته باشد که البته در این میان دو کشور در عین رقابت در ظاهر در باطن در جهت منافع داخلی و منطقه‌ای خود همکاری‌ها را علیه کشورمان و دیگر کشورهای منطقه دنبال می‌نمودند که برای نمونه به سه مورد آن در زیر اشاره می‌شود:

- در رقابت‌های استعماری بین سه کشور انگلیس، روسیه و فرانسه در اوایل قرن نوزدهم در منطقه و دسته‌بندی‌ها و دشمنی‌های حاصل از آن، انگلیسی‌ها در مقاطعی در کنار روس‌ها قرار گرفتند تا با کمک نظامی این کشور بتوانند بر مهم‌ترین تهدید خود یعنی ناپلئون غلبه کنند. از سویی ازنظر انگلیسی‌ها، روسیه فقط تا حد معینی که برای هند خطری نداشته باشد می‌توانست در خاک ایران پیشروی نماید. به همین جهت هم در موقع مقتضی وارد عمل شده و زمینه‌ی انعقاد معاهدات مزبور را فراهم می‌ساختند انگلیسی‌ها در جنگ‌های ایران و روس و تحمیل معاهدات گلستان و ترکمانچای و آخال بر ایران نقش تعیین‌کننده‌ای را ایفا کردند. حتی این عقیده وجود دارد که در تهاجم روس‌ها به ایران انگلیسی‌ها دست داشتند خود انگلیسی‌ها هم به نقش کشورشان در شکست ایران از روس‌ها و تحمیل معاهدات گلستان و ترکمانچای بر ایران اذعان دارند. رابرت گرنت واتسن نویسنده انگلیسی عنوان می‌کند که ایرانیان در دوره اول جنگ‌های ایران و روس غالباً تا سال‌های آخر که انگلیسی‌ها به ایران خیانت کردند پیروز میدان بودند و یا حداقل نبردی برابر داشتند.

 اگر دولتمردان ایران به‌سوی روسیه تمایل می‏یافتند، انگلستان تلاش می‏كرد كه آن‌ها را از صحنه خارج سازد و اگر نفوذ انگلیس در حكومت ایران گسترش می‏یافت، روسیه به وسایلی متوسل می‏شد تا آن وضع را تغییر دهد. به‌رغم این‌همه رقابت‌ها و اختلافات، پس از انقلاب مشروطه، ناگهان بین روسیه و انگلیس توافقی حاصل می‏شود كه به‌موجب آن، ایران به مناطق نفوذ تقسیم می‏شود. بر اساس قرارداد تقسیم ایران، منطقه مركزی كشور، بی‌طرف اعلام شد، مناطق شمال و قسمتی از غرب ایران، تحت كنترل روسیه قرار گرفت و نواحی جنوبی نیز به منطقه نفوذ انگلیس تبدیل شد. این قرارداد در حالی امضا شد كه حكومت ایران به علت بی‏كفایتی شاهان قاجار، به‌قدری تضعیف شده بود كه روسیه و انگلیس برای انعقاد این قرارداد، حتی با دولت ایران نیز مشورت نكردند. این پیمان كه به قرارداد 1907 مشهور شد خشم مردم ایران را برانگیخت و مجلس شورای ملی نیز با آن مخالفت كرد. به‌رغم امتناع مجلس از تصویب این قرارداد، نیروهای روس و انگلیس تا پس از انقلاب كمونیستی در شوروی، از ایران خارج نشدند.

در جریان جنگ جهانی دوم و به دنبال دیدار وینستون چرچیل با استالین در مسکو در اوت 1942 اجلاس سری تهران در 6 آذر 1322 (27 نوامبر 1943) با حضور ژوزف استالین/فرانکلین روزولت و وینستون چرچیل در سفارت‌های شوروی و انگلیس در خیابان فردوسی برای گشایش جبهه دوم در غرب اروپا برگزار شد. این اولین باری بود که مارشال استالین از سال 1912 به خارج از شوروی سفر می‌کرد و بعدازاین نشست کنفرانس یالتا و پوتسدام برگزار شد و بعدها از نشست تهران به‌عنوان پل پیروزی متفقین یاد شد.

انقلاب اسلامی برخلاف منافع قدرت‌های بزرگ بوده و با شروع جنگ تحمیلی قدرت‌های تأثیرگذار در منطقه و مشخصاً چهار عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد یعنی امریکا، شوروی، انگلیس و فرانسه برای جلوگیری از سقوط صدام بزرگ‌ترین متحد شوروی در منطقه وارد دخالت مستقیم شدند و کمک‌های همه‌جانبه‌ای را به صدام انجام داده و برای جلوگیری از سقوط صدام آنان وارد دخالت مستقیم شدند. با همکاری این چهار کشور جنگ موسوم به جنگ نفت‌کش‌ها آغاز گردید تا از صدور نفت ایران و تردد کشتی‌های تجاری و صدور کالاهای اساسی به / از کشورمان جلوگیری کنند. بعلاوه انگلیس از تحویل 270 تانک چیفتن خریداری شده قبل از انقلاب به ایران خودداری و ضمن عدم پرداخت وجه آن، این تانک‌های معروف به شیر-1 را به خالد شیر تغییر نام داده و مجدداً به اردن فروخت که اردنی‌ها نیز آن‌ها را به عراقی‌ها نزدیک‌ترین متحد روس‌ها در منطقه تحویل دادند که در جنگ علیه کشورمان در کنار دیگر تجهیزات تحویلی از سوی غرب و شرق مورداستفاده قرار گرفت.

 باروی کار آمدن میخائیل گورباچف در مسکو و با هدایت انگلیسی‌ها و شخص خانم مارگارت تاچر نخست‌وزیر انگلیس و آغاز مذاکرات دو ابرقدرت شوروی و امریکا یعنی رونالد ریگان و گورباچف که از ریکیاویک (ایسلند) آغاز شد بخشی از این مذاکرات به هماهنگی‌های آنان در خصوص جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اختصاص یافته و بخش مهمی از بیانیه‌های مشترک این دو ابرقدرت در آن سال‌ها پیرامون این موضوع و در جهت ایجاد موازنه و عدم پیروزی کشورمان در این جنگ صورت می‌گرفت و بعدها هماهنگی میان آنان در خصوص دیگر مناطق جهان البته با در نقطه‌ضعف قرار گرفتن روس‌ها همچون لیبی دنبال گردید.

روی کار آمدن گورباچف بهبود روابط با کشورمان را در بخش‌های مختلف به دنبال داشت و آن کشور در بخش‌های مهم هسته‌ای و تسلیحاتی کشورمان از نفوذ رو به افزایشی برخوردار گردید. این کشور هم‌زمان با پیشبرد ساخت نیروگاه هسته‌ای، در جریان مذاکرات هسته‌ای نیز به‌خوبی از موضوعات در دست پیگیری با کشورمان در معامله با طرف‌های مقابل چه غربی و چه کشورهای عربی و به‌ویژه شورای همکاری خلیج‌فارس به‌خوبی استفاده و در ارتباط با کشورمان از دست برتر در معامله با غربی‌ها برخوردار بوده است به‌طوری‌که اوباما نیز در مصاحبه خود اعتراف نمود که " در صورت عدم‌حمایت و تمایل روسیه ما نمی‌توانستیم به توافق هسته‌ای با ایران دست یابیم."

 

گروه تخصصی بریتانیا- مدیر گروه: مجید قهرمانی   خرداد 1395



[1] Defense Committee

[2] Russia: Implications for UK defense and security

[3] hybrid warfare

[4] multi-dimensional warfare

[5] High North

[6] Ben Nimmo

[7] Dr Jonathan Eyal

[8] RUSI

[9] Victor Madeira

[10] reflexive control

[11]  GRU

[12]  GEOPOLITICAL.RU

[13]  Dr David Blagden

[14] Glen Grant

[15] Bulletin of Atomic Scientist

[16] Francois Thom

[17] John Lough

[18]  David Clark

[19] Ofcom

[20] Gotland

[21] Svalbard

[22]  Moscow-on-Thames

[23] Capital Hermitage

[24] Knight Frank

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

گزارش موارد نقض حقوق بشر توسط بریتانیا

۱۳۹۷/۱/۱۲

بررسی عملکرد موسسه ایران‌شناسی بریتانیا (BIPS)

۱۳۹۶/۶/۱۳

متغیرتقسیم، تفوق و فرقه سازی جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا

۱۳۹۶/۳/۲۴

جدایی احتمالی ایرلند شمالی از بریتانیا؛ ابعاد و عواقب احتمالی آن برای بریتانیا و اتحادیه اروپا

۱۳۹۶/۲/۳۱

پایگاه‌های نظامی و اطلاعاتی انگلستان در قبرس و نقش آن در تحولات منطقه

۱۳۹۵/۱۲/۷

اسلام سیاسی در خاورمیانه از نگاه بریتانیا؛ با محوریت فعالیت‏های اخوان‌المسلمین

۱۳۹۵/۱۲/۳

بریتانیای خارج از اتحادیه اروپا و ترامپ:ازدواج مصلحتی و ضرورت ناگزیر بازنگری در روابط ویژه فرا آتلانتیک

۱۳۹۵/۱۲/۳

مواضع متناقض دولت بریتانیا در قبال انتخابات اخیر امریکا

۱۳۹۵/۹/۳

ملاحظاتی در خصوص نقش بریتانیا در جنگ اقتصادی علیه داعش

۱۳۹۵/۸/۱

خلاصه گزارش چشم‌انداز وزارت امور خارجه بریتانیا

۱۳۹۵/۷/۳

نگاهی به انجمن بریتانیایی فابیان و فعالیت های آن در ارتباط با خاورمیانه

۱۳۹۵/۶/۱۷

خروج بریتانیا: بازی با حاصل جمع صفر یا بازی باخت – باخت

۱۳۹۵/۶/۸

تأثیر سیاست خارجی روسیه بر امنیت بریتانیا و متحدان آن

۱۳۹۵/۶/۶

چرایی برکسیت و آینده بریتانیا در نظام بین الملل: نگاهی اکتشافی

۱۳۹۵/۵/۶

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا: تأثیرات جهانی و منطقه‌ای و روابط با جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۴/۲۶

گزارش چیلکات یا لاپوشانی جرایم جنگی بریتانیا در عراق

۱۳۹۵/۴/۲۳

بهار بریتانیایی اتحادیه اروپا

۱۳۹۵/۴/۵

بررسی موقعیت و نقش جزیره دیگو گارسیا

۱۳۹۵/۳/۱

زوال سیاست خارجی اخلاقی در دولت بریتانیا

۱۳۹۴/۱۱/۱۳

واکاوی نقش بریتیش کانسیل به عنوان بازوی فرهنگی بریتانیا در جهان و ایران

۱۳۹۴/۱۰/۲۰

انتخابات ریاست حزب کارگر بریتانیا

۱۳۹۴/۷/۱۹

تحلیلی بر گزارش ایندیپندنت از "مبارزه تا تظاهر" غربی‌ها در قبال داعش

۱۳۹۴/۷/۱۱

مجادلات جدید بریتانیا و اسپانیا بر سر جبل الطارق

۱۳۹۴/۶/۱۱

ابعاد و عواقب جدایی احتمالی اسکاتلند برای بریتانیا و اتحادیه اروپا و حساسیت موضوع برای جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۶/۱۰

بررسی مشارکت رأی‌دهندگان اسکاتلندی در انتخابات گوناگون بریتانیا

۱۳۹۴/۵/۲۵

روابط عربستان سعودی و بریتانیا

۱۳۹۴/۵/۲۵

بررسی افراط‌گرایی و پراکندگی تروریسم 10 سال پس از بمب گذاری لندن

۱۳۹۴/۴/۱۶

پدیده داعش و سیاست خارجی بریتانیا

۱۳۹۴/۴/۱۵

کاهش رو به رشد نقش ملموس بریتانیا در جهان

۱۳۹۴/۳/۲

روابط دوجانبه بریتانیا و بحرین در پرتوی سفر پادشاه بحرین به بریتانیا

۱۳۹۴/۲/۳۰

انتخابات بریتانیا و عملکرد حزب ملی اسکاتلند

۱۳۹۴/۲/۲۲

معضلات همه‌پرسی برای انگلستان

۱۳۹۴/۲/۲۱

فرصت طلبی فرانسه و قرار گرفتن به جای انگلیس به عنوان نزدیک ترین متحد کشورهای خلیج فارس

۱۳۹۴/۲/۱۶