ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > ایالات متحده آمریکا > انتخابات 2016ریاست جمهوری امریکا؛ تحلیلی بر آخرین وضعیت انتخابات و بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران

انتخابات 2016ریاست جمهوری امریکا؛ تحلیلی بر آخرین وضعیت انتخابات و بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۵/۶ تعداد بازدید: 1112

مقدمه

در مقطع کنونی، انتخابات ریاست جمهوری امریکا در روزهای پایانی برگزاری مرحله انتخابات مقدماتی حزبی قرار دارد. مرحله ای که طی آن نامزدهای هر دو حزب جمهوری خواه و دموکرات بطور جداگانه در هر یک ازایالت های امریکا به رقابت می‌پردازند و در انتها، تنها یک نامزد از سوی هر حزب به عنوان نامزد نهایی انتخاب شده و به رقابت با یکدیگر خواهند پرداخت.

رقابت نامزدها به صورت رسمی از اول فوریه سال گذشته میلادی با برگزاری انتخابات در قالب انجمن حزبی[1] در ایالت آیووا و در نهم فوریه با برگزاری انتخابات مقدماتی[2] در ایالت نیوهمپشایر، آغاز و با برگزاری انتخابات در دیگر ایالت‌های امریکا دنبال گردید. دو ایالت مذکور که ایالتهای شروع کننده رقابت های انتخاباتی هستند، نقش مهمی را در جهت دهی نتیجه رقابت در دیگر ایالتها بازی می کنند. همان طور که در گزارش های قبلی به صورت مبسوط توضیح داده شد فرآیند رای دادن تحت سیستم مقدماتی، مشابه رای گیری در انتخابات عمومی است که طی آن افراد رای مخفی خود را به صندوق انداخته و با شمارش آرا، برنده تعیین می گردد. اما در سیستم انجمن های حزبی، در زمانی مشخص نشست‌های عمومی تشکیل می شوند و واجدان شرایط گردهم می آیند تا حمایت خود را از نامزدی خاص اعلام نمایند. البته قوانین حاکم بر این انجمن های حزبی از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت است.



به طورکلی مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در امریکا فرآیندی طولانی داشته و حدود دو سال به درازا می کشد. رقابت ها رسما از فوریه سال قبل از انتخابات، وارد فاز رای گیری انتخابات مقدماتی می شود و تا اواسط ماه ژوئن سال انتخابات ادامه پیدا می کند. بعد از یک ماه و در اواخر جولای مجمع های ملی احزاب تشکیل شده و طی رای گیری نهایی در آنها، نامزدهای نهایی هر حزب انتخاب می شوند. نهایتا حدود 15 هفته بعد از معرفی نامزدهای نهایی توسط دو حزب، در روز هشتم نوامبر انتخابات اصلی یا همگانی برگزار می گردد و رئیس جمهوری منتخب از 20 ژانویه رسما آغاز به کار می نماید. نمودار زمانی زیر، روزهای مهم در انتخابات ریاست جمهوری امریکا را نشان می دهد:

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا2

در تقویم انتخاباتی امریکا، در ماه مارس روزی سرنوشت ساز با نام "سه شنبه بزرگ[3]" شناخته می شود که طی آن تعداد قابل توجهی از ایالت ها بصورت همزمان انتخابات خود را برگزار می کنند. در انتخابات جاری، سه شنبه بزرگ با اول مارس مقارن گردید که در این روز انتخابات در 10 ایالت امریکا بصورت همزمان انجام پذیرفت. در رقابت های انتخاباتی 2016، 15 مارس نیز به عنوان دومین سه شنبه بزرگ نام گرفت. دلیل این نامگذاری آن بود که در این روز برگزاری همزمان انتخابات در پنج ایالت کلیدی کارولینای شمالی، اوهایو، فلوریدا، ایلینویز و فلوریدا رقم خورد که این پنج ایالت با در اختیار داشتن 20 درصد از جمعیت رای دهندگان، نقش مهمی را در ادامه روند انتخابات بازی نمودند.

در جریان انتخابات مقدماتی، با اعلام انصراف از سوی اکثرنامزدهای اولیه به دلیل کسب نتایج ضعیف در همان مراحل آغازین، به مرور زمان تعداد رقبا رو به کاهش می‌نهد. در حال حاضر ازمیان پنج نامزد ثبت نامی حزب دموکرات، هیلاری کلینتون و برنی ساندرز تنها دو نامزد باقیمانده در دور رقابت میان دموکرات ها هستند و در موجی از ناباوری در  میان جمهوری خواهان، دونالد ترامپ، پس از اعلام انصراف از سوی تد کروز و جان کاسیچ در دو هفته گذشته، تنها نامزد باقیمانده از میان 16 کاندیدای ابتدایی حزب جمهوری خواه می باشد که خود را برای انتخابات نهایی آماده می نماید.

در سیستمی مشابه انتخابات پایانی که رای نهایی از طریق الکترال کالج[4] داده می شود، در انتخابات مقدماتی نیز افراد علاوه بر رای به کاندیدای مورد نظر خود، لازم است به  نمایندگان انتخابی[5] ایالت خود نیز جهت شرکت در مجمع ملی[6] هر حزب رای دهند. این مجمع درتابستان سالی که انتخابات سراسری برگزار می گردد تشکیل می شود. برای انتخابات سال 2016، مجمع ملی حزب جمهوری خواه درروزهای 18 تا 21 جولای و مجمع ملی حزب دموکرات در روزهای 25 تا 28 جولای برگزار خواهد گردید. تعداد نمایندگان شرکت کننده از سوی هر ایالت در مجمع ملی بستگی به جمعیت آن ایالت و میزان اعضای دموکرات یا جمهوری خواه آن دارد که در نهایت با رای آنها نامزد نهایی هر حزب تعیین می گردد.

طبق فرآیند تعریف شده در حزب دموکرات، در جلسه رای گیری مجمع ملی این حزب بسته به میزان رای کسب شده توسط هر کاندیدا در هر ایالت، نسبت مشخصی از آرای نمایندگان انتخابی آن ایالت به آن کاندیدا تعلق می گیرد. در مجمع ملی جمهوری خواهان نیز، با اینکه در اکثر ایالت ها رویه حاکم بر حزب دموکرات جاری می‌باشد ولی استثنائاتی نیز وجود دارد. بعنوان مثال برخی ایالت ها رای نمایندگان را به نامزدهایی اختصاص می دهند که درصد معینی از آرا را کسب نموده باشند. یا در برخی ایالات سیستم به گونه‌ای است که چنانچه نامزدی بیش از 50 درصد رای یک ایالت را به خود اختصاص دهد، کل آرای آن ایالت به وی تعلق خواهد گرفت. همچنین طبق قوانین تعیین شده در حزب جمهوری خواه، ایالت هایی که انتخابات مقدماتی خود را بعد از 14 مارس برگزار می کنند، مجاز هستند که رای تمام نمایندگان خود را در مجمع ملی به نفع نامزدی که بیشترین رای را می آورد به صندوق بیاندازند. این سیستم در این حزب براساس اصل "تنها یک برنده"[7]تعریف شده است.

به طور کلی در هر حزب فردی به عنوان نامزد نهایی حزب معرفی می شود که موفق به کسب "نصف+ یک" از مجموع کل آرای نمایندگان شرکت کننده در مجمع ملی حزب متبوع خود گردد. بر این اساس در حزب جمهوری خواه با حضور 2472 نماینده در مجمع ملی، هر نامزدی که زودتر موفق به کسب 1237 رای گردد برنده مبارز انتخاباتی خواهد بود. در حزب دموکرات نیز با توجه به حضور 4765 نماینده، رسیدن به میزان 2383 حداقل رای لازم برای پیروزی است.

نکته مهم در مورد تعداد افراد حاضر در مجمع ملی هر حزب که دارای حق رای هستند آن است که علاوه بر نمایندگان منتخبی که از ایالت ها رهسپار این مجامع می شوند، اعضای دیگری شامل سناتورها، نمایندگان احزاب، روسای جمهور سابق، رهبران حزب و... هم حضور دارند. همانگونه که قبلا اشاره شد آن دسته از نمایندگانی که از سوی ایالت ها به مجمع ملی حزب راه می یابند موظف هستند که رای خود را به نفع نامزدهای منتخب در ایالت ها بیاندازند. در حزب دموکرات این دسته از نمایندگان با عنوان Pledged Delegates به معنی "نمایندگان متعهد"و در حزب جمهوری خواهان به Bound Delegates معروف هستند.  زیرا این نمایندگان که با رای مردم در ایالت‌ها انتخاب می شوند متعهد هستند که با توجه به نتایج ایالت های خود، در انتخابات مجمع ملی حزب متبوع شان،آرای خود را به صندوق بیاندازند. در کنار این نمایندگان، گروهی از افراد با عنوان Super Delegates یا به تعبیری "نمایندگان غیرمتعهد" شناخته می‌شوند. این گروه از افراد شامل  نخبگان و بزرگان حزب هستندکه دارای  حق رای در مجمع بوده و نقش تاثیرگذاری در انتخابات درون حزبی دموکرات ها دارند. این چیزی است که با عنوان Unbound Delegtes درمیان جمهوری خواهان شناخته می شود. ولی در این حزب متفاوت از حزب دموکرات، رای این افراد خیلی دارای اهمیت و محل ایجاد تفاوت در نتایج شمرده نمی‌شوند. البته در سه ایالت کلرادو، داکوتای شمالی و وایومینگ، همچنین در دو ناحیه[8]ساموآ[9] و گوام[10]، اساسا انتخابات مقدماتی و یا انجمن حزبی برگزار نمی شود و رای آنها تنها از طریق نمایندگان Unboundشان در مجمع اعلام می شود. اهمیت رای این نمایندگان ارشد در آن است که برخلاف دسته اول متعهد به رای داده شده در ایالت ها نبوده و مختار به انتخاب هر یک از نامزدها، طبق صلاحدید خود هستند.

اساسا ساختار نمایندگان غیرمتعهد(سوپردلیگیت ها) و تعریف حق رای فاقد قید و شرط برای آنها، از سال 1984 در حزب دموکرات شکل گرفت. این ساختار به دموکراتها این اجازه را میداد که در صورت نامناسب بودن نامزد پیشتاز در رقابت‌های مقدماتی، بزرگان حزب اهرم لازم را برای تاثیرگذاری و تغییر نتیجه به نفع گزینه مناسب خود برای حزب داشته باشند. نمودار زیر نسبت حق رای این دوگروه از نمایندگان را در مجمع ملی برای حزب دموکرات نشان می دهد. سهم 15 درصدی نمایندگان غیرمتعهد(سوپردلیگیت ها) در نمودار نشان از قابلیت نقش آفرینی کلیدی رای این گروه از نمایندگان در مجمع ملی دموکراتها دارد. نکته مهم آن است که در نظر داشته باشیم رای نمایندگان غیرمتعهد تا آخرین لحظات رای گیری، قابل تغییر و تا حدی غیرقابل پیش بینی است.انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا3

بررسی آخرین وضعیت نامزدها در مبارزات انتخاباتی درون حزبی

اصولا انتخابات ریاست جمهوری امریکا دارای فرآیندی پیچیده در مراحل مقدماتی است و نتایج آن غیرقابل پیش بینی است. در انتخابات 2016 نیز برخلاف انتظارات قاطبه پژوهشگران که انتخاب هیلاری کلینتون بعنوان نامزد نهایی حزب دموکرات را امری سهل الوصول برای وی ارزیابی می کردند، شاهد هستیم که او در چه رقابت تنگاتنگی با ساندرز قرار گرفته و غیرقابل شکست بودن وی را تا پایان دور مقدماتی رقابت حزبی نمی توان مفروض داشت.

در سوی دیگر در حزب جمهوری خواه در ابتدا کسانی همچون جب بوش و اسکات واکر از بخت های اصلی در این حزب شناخته می شدند و این در حالی بود که موفقیت های دونالد ترامپ بعنوان امری زود گذر و احساسی تلقی می‌شد. ولی در این مرحله از انتخابات که به روزهای پایانی خود در مبارزات مقدماتی نزدیک می شود ناظر این واقعیت هستیم که وی در صدر مبارزات درون حزبی جمهوری خواه قرار گرفته است.

البته موسسه بروکینگز در گزارشی تحلیلی بر انتخابات امریکا، وقوع این اتفاقات را منطقی توصیف کرده و معتقد است که در حزب دموکرات، به دلیل وجود گروهی از افراد که ناراحت و ناامید از برخی فرصت های از دست رفته در دوره اوباما هستند، تمایلات چپ گرایانه در میان آنها افزایش یافته است. از این رو شاهد هستیم که برنی ساندرز چپ گرا که خود را سوسیالیست می خواند، به عنوان رقیب جدی در برابر هیلاری کلینتون، به عنوان همسر رئیس جمهور اسبق که سابقه عضویت در سنا و نامزدی برای مقام ریاست جمهوری را نیز داشته و در عین حال محافظه کارتر از ساندرز تلقی می‌گردد، قد علم می کند.

از سوی دیگر، در حزب جمهوری خواه، بسیاری از رای دهندگان هم از دولت و هم از حزب متبوع خود عصبانی بوده و معتقدند خواسته هایشان هم از سوی دولت باراک اوباما و هم دولت جرج بوش نادیده گرفته شده است. از سوی دیگر بحث مهاجرت به عنوان موضوعی بسیار مهم در میان لایه هایی از جمهوری خواهان مطرح است و به شدت مخالف ورود اتباع امریکای جنوبی[11] و مهاجران مسلمان به امریکا هستند. از این رو بحث اخراج دسته جمعی[12] و ایجاد دیوارهای امنیتی[13] در مرزهای امریکا تبدیل به بخشی از موضوعات مورد علاقه آنها قرار می گردد. از سوی دیگر برای آنها بحث مهاجرت با موضوع سیاست خارجی امریکا و ترس از تروریسم و مسلمانان گره خورده و نامزدی که ادبیات تندتری در این خصوص بکار می گیرد برایشان مقبول تر است. از این رو کسی مثل دونالد ترامپ که پیش از این سابقه فعالیت رسمی دولتی نداشته و از ممنوعیت ورود مسلمانان به امریکا سخن می گوید و یا طرح بستن مساجد و تهیه بانک اطلاعاتی دولتی جداگانه از مسلمانان ساکن امریکا را ارائه می دهد، از اقبال بیشتری برخوردار می گردد.

در حال حاضر طبق آخرین نتایج بدست آمده و پس از برگزاری انتخابات مقدماتی در ایالت نیویورک که در 19 آوریل (31 فروردین) برگزار گردید، دو نامزد پیشتاز در هردو حزب دموکرات و جمهوری خواه موفق گردیدند که پیشتازی خود را نسبت به رقبایشان تا حد زیادی تثبیت نمایند. در واقع، با توجه به رقابت تنگاتنگی که بین نامزدها خصوصا در حزب دموکرات وجود داشت، نتیجه انتخابات نیویورک نقش بسیار مهمی در تعیین سرنوشت این مرحله ایفا نمود. در این رقابت حزبی هیلاری کلینتون موفق گردید با اختلافی فراتر از انتظار کارشناسان برنی سندرز را پشت سر گذارد و تا حد زیادی خیال حامیان خود را بابت پیروزی نهایی اش بر سندرز راحت نماید. البته این باز به معنای آن نبود که کار تمام شده است. کلینتون با کسب حدودا 58% از آرا نسبت به 42.1% سندرز، موفق گردید رای 135 نماینده نیویورک در انتخابات مجمع ملی را نسبت به 104 رای کسب شده توسط سندرز، به خود اختصاص دهد. در حزب جمهوری خواه نیز  دونالد ترامپ موفق گردید با کسب 60.5% از آرا دو رقیب دیگر خود یعنی کاسیچ با 25.1% آرا و تد کروز با 14.5% از آرا را شکست دهد. البته این نتیجه دور از انتظار کارشناسان نبود زیرا از یک سو ترامپ متولد خود نیویورک بوده و این ایالت به تعبیری زادگاه وی است و از سوی دیگر شهرت کروز به محافظه کاری شدید، چندان مورد اقبال اهالی نیویورک قرار نمی‌گرفت.

یک هفته پس از برگزاری انتخابات کلیدی نیویورک، در 26 آوریل، شاهد برگزاری همزمان انتخابات در پنج ایالت جنوبی دلاور، کانتیکت، رودآیلند، مریلند و پنسیلوانیا بودیم که پیشتازان هر دو حزب، موفق به پیروزی در اکثر آنها شدند. در حزب دموکرات، سندرز تنها موفق به پیروزی در رودآیلند گردیده و نتیجه را در چهار ایالت دیگر به هیلاری کلینتون واگذار نمود. در کمپین جمهوری خواهان نیز ترامپ توانست شکست سنگینی را به رقیب اصلی خود یعنی تدکروز تحمیل نماید. وی با پیروزی قاطع در تمامی پنج ایالت، بر اساس اصل "تنها یک برنده" موفق گردید تمامی رای نمایندگان دلاور، کانتیکت، مریلند و پنسیلوانیا را از آن خود نماید و تنها در ایالت رودآیلند، در کنار دوازده رای ترامپ، کاسیچ و کروز به ترتیب موفق به کسب پنج و دو رای از نمایندگان این ایالت گردیدند. ادامه کسب نتایج ضعیف برای کروز باعث گردید که نهایتا بلافاصله پس ازانتخابات ایندیانا که در سوم می برگزار گردید، وی از انتخابات ریاست جمهوری اعلام انصراف نماید. در روز بعد از آن، با اعلام انصراف از سوی کاسیچ، میدان مبارزه در اردوگاه جمهوری خواهان برای دونالد ترامپ کاملا خالی گشته و تبدیل به تنها نامزد باقیمانده این حزب در دور رقابتها گردید. پس از آن با برگزاری انتخابات در ایالتهای نبراسکا، ویرجینیای غربی و اوراگون، ترامپ با کسب 1169 رای و با هر چه نزدیک شدن به حد نصاب حداقلی 1237، نامزدی نهایی خودر را برای این حزب تقریبا قطعی نموده است.

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا4

اما در آنسو هنوز شاهد ادامه رقابت بین هیلاری کلینتون و برنی سندرز در حزب دموکرات هستیم که با وجود پیروزی نسبی کلینتون درانتخابات 26 آوریل، سندرز توانست رقیب خود را در انتخابات ایالت ایندیانا شکست دهد و کماکان سرنوشت انتخابات را در کمپین دموکراتها در هاله ای از ابهام باقی گذارد. پس از موفقیت سندرز در ایالت ایندیانا، وی بصورت غیرمنتظره موفق گردید که در ایالت ویرجینیای غربی و بعدتر در اوراگون نیز کلینتون را پشت سر گذارد. علیرغم کسب رای مساوی در ایالت کنتاکی، احتمال تداوم پیروزیهای سندرز در ایالت های باقیمانده، شانس وی را برای پیروزی نهایی و کسب رای نمایندگان غیرمتعهد(سوپردلیگیت ها) به نفع خود بالا می‌برد. از این رو هنوز نمیتوان برای کمپین دموکرات ها نتیجه ای را بصورت قطعی متصور شد. در مقطع کنونی، هنوز تکلیف 6 ایالت داکوتای شمالی، مونتانا، نیوجرسی، نیومکزیکو، داکوتای جنوبی و کالیفرنیا که خود ایالتی کلیدی با بالاترین تعداد نماینده است، روشن نشده است. موفقیت سندرز در این ایالتها میتواند منجر به بازگشت نظر سوپردلیگیت ها از سمت کلینتون بسوی وی گردد. اصولا نقش آفرینی رای سوپردلیگیت ها در دو حالت مورد توجه قرار می گیرد. در حالت اول زمانی که  نامزد پیشتاز در رقابت درون حزبی موفق به کسب میزان لازم از رای نمایندگان متعهد به نفع خود نشده، رای سوپردلیگیت ها وی را در کسب رای لازم برای رسیدن به حدنصاب کمک می کند. در حالت دوم، که ضروری تر است، رای سوپردلیگیت ها می تواند مانع از نامزد شدن فردی شود که احتمال پیروزی او در مقابل حریف جمهوری خواهش در انتخابات همگانی، ضعیف ارزیابی می شود. 

در مجموع با توجه به نیازبه کسب2383 رای برای پیروزی در رقابت های حزبی دموکرات ها، وضعیت رقابت بین این دو نامزد به شکل زیر است:انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا5بررسی دیدگاه نامزدها درخصوص خاورمیانه و به ویژه ایران

در انتخابات جاری، موضوع سیاست خارجی نقش پررنگی را در مبارزات مقدماتی نامزدها و عموما در قالب مناظرات و سخنرانی هایشان بازی کرده است. در واقع شاهد هستیم که سیاست خارجی به بحث غالب در مبارزات درون حزبی هر دو حزب تبدیل شده است که البته نسبت به رقابت های انتخابات ریاست جمهوری امریکا در دوره های قبل، تا حدودی غیرمعمول به شمار می آید. دلیل آن این است که از دیرباز، حوزه سیاست خارجی بیشتر از اولویت های جمهوری خواهان تلقی گردیده و طبق ادعای موسسه بروکینگز نتایج بیشتر نظرسنجی‌ها حاکی از آن است که مردم امریکا در این حوزه اعتماد بیشتری به این حزب دارند تا به حزب دموکرات؛ در واقع بطور کلی بحث سیاست خارجی موضوعی مطرح در میان جمهوری خواهان شناخته می شود. اما در مبارزات انتخاباتی اخیر، شاهد هستیم که سیاست خارجی به موضعی عمیق و بحثی جدی و مناقشه برانگیز در میان نامزدها در درون هر دو حزب تبدیل شده است و نامزدی از حزب دموکرات به عنوان وزیر اسبق امورخارجه امریکا، دارای قویترین رزومه کاری در این حوزه بوده و تلاش می کند از این موضوع تا حد امکان به نفع خود استفاده نماید.

از سوی دیگر همواره مهم ترین منبع برای کسب اطلاع از موضع گیری ها و دیدگاه های نامزدها در خصوص حوزه های مختلف، در درجه اول اظهارات خود آنها به صورت مستقیم درباره موضوعات و در درجه بعدی بررسی برنامه ها و هدف گذاری های اعلامی آنها برای دوران ریاست جمهوری احتمالی شان، می تواند باشد. از این رو، در این گزارش به مطالب مندرج در وب سایت های رسمی کمپین های انتخاباتی هر یک از نامزدها استناد شده و همچنین اظهارات نامزدها در مناظرات، سخنرانی های عمومی و فضاهای رسانه‌ای، و نیز مطالب سایت های خبری و گزارشات تحلیلی مراکز مطالعاتی معتبر، به عنوان مرجع و منبع اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته اند. البته توجه به این نکته بسیار ضروری است که اصولا بسیاری از اظهارات کاندیداها در دوران مبارزات انتخاباتی شان با مواضع آنان پس از احراز مقام ریاست جمهوری متفاوت بوده و صرفا آنها را برای کسب آرا بیشتر در رقابت های انتخاباتی ابراز نموده اند. از این رو شاهد هستیم که بعضا پس از استقرار در کاخ سفید، برخلاف اظهارات قبلی خود عمل می نمایند. نمونه بارز آن انتقاد شدید اوباما از دایر بودن زندان گوانتالامو و قول دادن برای تعطیلی آن در رقابت های دور اول ریاست جمهوری اش می باشد که این وعده بعد از قریب  به هشت سال هنوز محقق نگشته و تنها در حد شعار و ادعای توخالی باقی مانده است.

درمیان موضوعات مختلف مطرح در حوزه سیاست خارجی ایالات متحده امریکا، موضوع خاورمیانه همواره از عناوین کلیدی این حوزه شمرده می شود و مباحث زیادی را نیز در مبارزات درون حزبی میان نامزدها به خود اختصاص داده است. در واقع، خاورمیانه همواره منطقه ای حیاتی به لحاظ اقتصادی، سیاسی و نظامی به شمار می‌آید. از این رو، ثبات یا عدم ثبات در این منطقه دارای اهمیت بالایی در ابعاد امنیتی و نیز اقتصادی برای امریکا و متحدانش در سراسر جهان  می‌باشد. از میان اولویت های مطرح شده در خصوص خاورمیانه،  همواره ایران و اسرائیل به عنوان دو موضوع استراتژیک برای امریکا محسوب شده و بحث های حساسی را به دنبال داشته است. خصوصا با توجه به توافق اخیر هسته ای بین ایران و کشورهای 1+5 به رهبری امریکا، نوع جهت گیری و سیاست احتمالی هریک از نامزدها در دوران احتمالی ریاست جمهوری شان نسبت به این توافق، به یکی از موضوعات ثابت مطرح در سخنرانی ها و مناظرات نامزدها  تبدیل شده است. علاوه بر این، بحث داعش نیز به عنوان پدیده شوم سالهای اخیر که موجب بروز تحولات وتغییرات بسیاری در معادلات و مناسبات منطقه ای گردیده، اهمیت فراوانی یافته است.

در ادامه به صورت تفکیک شده، نقطه نظرات و دیدگاه های نامزدها در خصوص مسائل کلیدی مطرح شده در خصوص خاورمیانه و خصوصا ایران ارائه می گردد. لازم به ذکر است گزارش موسسه بروکینگز در این حوزه به عنوان منبع اصلی مورد استناد قرار گرفته که با لحاظ نمودن آخرین اظهارات نامزدها، مطالب آن رصد و به روز رسانی گردیده است.

هیلاری کلینتون (Hillary Clinton)

داعش:

کلینتون در برنامه خود، استراتژی ای سه بخشی جهت مقابله با داعش ارائه می دهد. بخش اول این استراتژی شامل شکست دادن داعش در عراق و سوریه از طریق افزایش عملیات اطلاعاتی[14]،افزایش حملات هوایی توسط ائتلاف ضد داعش به همراه انجام عملیات نظامی زمینی با حمایت نیروهای ویژه امریکایی و با پیشگامی کردها و سنی های عراقی و همراهی شرکای اروپایی و کشورهای عربی همسایه می باشد. بخش دوم استراتژی مطرح شده از جانب کلینتون شامل قطع منابع مالی و شبکه ارتباطی داعش است. وی در این بخش تلاش برای افزایش و به روزرسانی تحریم های سازمان ملل علیه تروریسم، تحت فشار قرار دادن عربستان و قطر بر قطع کمک های مالی اتباع خود به داعش، و همکاری با گروههای محلی و جوامع اسلامی در سراسر جهان برای کمک به مبارزه با افراط گرایی و مبارزه فعالانه با عضوگیری آنلاین داعش را به عنوان برنامه‌های اصلی خود برای این بخش معرفی می کند. بخش سوم استراتژی وی نیز رویکردی داخلی داشته و بر دفاع در خانه[15] تمرکز دارد. بدین معنا که مبارزه و مهار نمودن توان داعش در نفوذ به مرزهای امریکا و عضوی گیری از میان امریکایی ها از اولویت های این بخش مطرح می گردد.

به طور همزمان در تلاش برای مبارزه علیه داعش، کلینتون با تاکید بر حمایت ازگروه های محلی در سوریه برای براندازی بشار اسد و برنامه ریزی برای تشکیل دولتی جایگزین را، جزیی از برنامه های خود اعلام می نماید. او همچنین از کنگره امریکا می خواهد که مجوز سال 2001 را مبنی بر استفاده از نیروی نظامی در مبارزه علیه تروریسم[16] تجدید نماید.

اسرائیل:

کلینتون در عین اینکه ازحفظ اتحاد بسیار قوی و همه جانبه با اسرائیل حمایت می نماید، از راه حل دودولت[17] به عنوان روشی مناسب در مناقشه میان اسرائیل و  فلسطین و راه حل مورد حمایت خود نام می برد. این راه حل خواستار تشکیل دو کشور برای دو گروه از مردم است که طی آن تشکیل دولت مستقل فلسطین را در کنار دولت غاصب سرزمین های اشغالی واقع در غرب رود اردن، در نظر می گیرد. علاوه بر این، کلینتون اعلام می نماید که در طول اولین ماه از شروع ریاست جمهوری خود، از نخست وزیر اسرائیل برای حضور در کاخ سفید دعوت خواهد نمود تا نشانه ای باشد برتجدید دوباره تعهد واتحاد میان امریکا و اسرائیل و همچنین همبستگی و هماهنگی آنان در قبال ایران. کلینتون صراحتا اعلام می کند که بر تامین امنیت اسرائیل با پشتیبانی و دفاع از منافع آن، متعهد خواهد بود.

او با بیان اینکه بحث امنیت اسرائیل موضوعی غیرقابل مذاکره است، بر لزوم افزایش کمک های نظامی و  ایجاد روابط نزدیک تر با اسرائیل تاکید می نماید. در همین راستا کلینتون با برشمردن سه تهدید اصلی برای امنیت اسرائیل، شامل "ادامه رفتارهای متجاوزانه ایران، موج رو به افزایش افراط گرایی در منطقه و تلاش فزاینده در صحنه جهانی برای سلب مشروعیت اسرائیل"، تنها راه مبارزه با این خطرات را ایجاد رابطه ای نزدیکتر از همیشه، قویتر از همیشه، و مصمم تر از همیشه بین ایالات متحده و اسرائیل علیه دشمنان مشترک شان می داند.

ایران:

کلینتون یک استراتژی پنج بخشی را در مقابله با ایران ارائه می دهد که شامل موارد زیر است:

1) تعمیق تعهد ایالات متحده امریکا نسبت به امنیت اسرائیل از طریق پشتیبانی دفاعی از آن، خصوصا با کمک به شناسایی و ردیابی تونل های کمک رسانی به مبارزان فلسطینی و دفاع موشکی از آن؛

 2) تاکید دوباره بر اینکه منطقه خلیج فارس یکی از موضوعات حیاتی موثر بر منافع ملی آمریکا شمرده می شود و مستلزم حضور نظامی قوی امریکا در این منطقه، باز نگهداشتن تنگه هرمز و افزایش همکاری امنیتی با شورای همکاری خلیج فارس میباشد؛

3) مقابله با گروههای طرفدارایران مثل حزب الله که مورد حمایت ایران بوده و در حال انجام جنگ های نیابتی برای آن هستند از یکسو و تعامل با کشورهایی مانند ترکیه و قطر برای سرکوب نمودن وقطع این حمایت ها؛

4) توجه به مسائل داخلی ایران و ایستادن در برابر نقض حقوق بشر در ایران؛

 5) همکاری با کشورهای عربی برای ایجاد یک استراتژی جامع منطقه ای.

کلینتون تاکید می‌کند که رویکرد وی در اجرای توافق، رویکرد"بی اعتمادی و راستی آزمایی"[18] خواهد بود. او همچنین اعلام نموده است که درصورت لزوم برای به اجرا درآوردن توافق، از تحریم های بیشتر و یا از نیروی نظامی نیز استفاده خواهد کرد. او خطاب به ایران اعلام می کند: "ایالات متحده امریکا هرگز به شما اجازه نخواهد داد که به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنید. من به عنوان رییس جمهور، هر آنچه از اقداماتی را که برای حفظ امریکا و متحدانش لازم است به کار خواهم بست. در تصمیم گیری برای  اقدام نظامی نیز، من لحظه‌ای تردید نخواهم کرد." وی در ادامه اضافه می‌کند که او نگرانی اسرائیل را در خصوص بحث توافق هسته ای با ایران درک می‌نماید و تاکید می کند:" من اگر باور داشتم که این توافق اسرائیل را در خطر بزرگتری قرار می‌دهد، حتی برای یک لحظه هم از آن پشتیبانی نمی‌کردم".

برنی سندرز (Bernie Sanders)

داعش:

سندرز می خواهد که کشورهای عربی رهبری مبارزه با داعش را که او از آن به عنوان "نبردی برای حقیقت اسلام"[19] یاد می کند، بر عهده گیرند و این مبارزه شامل به کارگیری نیروی نظامی زمینی نیز می بایستی باشد. او همچنین معتقد است که دولت های منطقه، خصوصا دولت های ثروتمند حاشیه خلیج فارس، باید مشارکت بیشتری در تامین منابع مالی جنگ علیه داعش داشته باشند. او از حملات هوایی انجام شده توسط ائتلاف علیه داعش حمایت کرده اما با به کارگیری نیروی نظامی زمینی به مخالفت می پردازد. او همچنین حامی آن است که ابتدا شکست دادن داعش در اولویت اول قرار گیرد و بعد به موضوع نگرانی درباره بشار اسد پرداخته شود.

اسرائیل:

سندرز نیز هم از حفظ امنیت اسرائیل و هم از راه حل دودولت[20] در مناقشه میان اسرائیل و  فلسطین حمایت می کند. اوهمواره منتقد سیاست های نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو بوده و اولین نماینده ای بود که اعلام نمود در سخنرانی نتانیاهو در مقابل کنگره امریکا در سال 2015 شرکت نخواهد کرد. او از راه حل دو دولتی درصورتی دفاع می کند که متضمن آن باشد که هم حق اسرائیل را تامین و محافظت نماید و هم برحق فلسطینیان در اینکه فلسطین سرزمین مادری آنها می باشد، صحه گذارد. او مخالف حملات موشکی حماس به مواضع اسرائیل بوده و از موضع اسرائیل در دفاع از خود حمایت می کند. از سوی دیگر نیز با محاصره غزه توسط اسرائیل به مخالفت می پردازد.

ایران:

سندرز توافق هسته ای ایران را یک موفقیت دیپلماتیک خوانده و از آن به عنوان موثرترین ابزارجهت ممانعت از دستیابی ایران به توسعه سلاح های هسته‌ای نام می برد. از نقطه نظر سندرز، گرچه توافق انجام شده خالی از اشکال نیست ولی معتقد است که ارزش حفظ کردن را دارد. او از اعمال مجدد تحریم ها درصورت نقض توافق از سوی ایران حمایت کرده و با در نظرگرفتن گزینه نظامی به عنوان یکی از گزینه های روی میز برای تصمیم گیری موافقت مینماید، البته وی تاکید می کند تنها درصورت آخرین راه حل ممکن استقاده از این گزینه مورد تایید وی است. او همچنین در مقابله با ایران، اقدام یک جانبه نظامی از سوی امریکا را رد کرده و ترجیح می دهد که بندهای توافق توسط یک ائتلاف به اجرا درآید.

در نهم سپتامبر 2015، برنی سندرز طی صحبت های خود در صحن سنا، حمایت خود را از توافق هسته ای ایران اعلام نموده و همکاران جمهوری خواه خود را جنگ طلب[21] می‌خواند. او اظهار می دارد که: "اعتقاد راسخ من این است که آزمون یک ملت بزرگ که دارای قویترین ارتش بر روی زمین است،  به تعداد جنگ هایی نیست که در آنها شرکت کرده است. بلکه به توانایی آن کشوردر استفاده از قدرت و ظرفیت هایش برای حل اختلافات بین‌المللی در مسیر صلح آمیز است. من معتقدم مسئولیت الزامی ما این است که به توافق صورت گرفته فرصتی جهت موفقیت دهیم."

دونالد ترامپ (Donald Trump)

داعش:

موسسه بروکینگز در تحلیل خود اعلام می کند که ترامپ درخصوص نحوه برخوردش با داعش، استراتژی پیچیده و اغلب دشوار در مقابله با آن را ترسیم می نماید. در ابتدا وی در خصوص شرکت در جنگ علیه داعش مردد بوده و معتقد بود که راه آسانتر آن است که امریکا اجازه دهد روسیه وارد جنگ علیه داعش گردد. او اعلام می نماید که احتیاجی نیست امریکا در این جنگ مداخله نماید، زیرا به راحتی می تواند بعد از شکست داعش توسط روسیه، آنچه بجا مانده را به کار گیرد.[22] در صورت هرگونه اقدامی، وی از استفاده حداقلی از نیروهای زمینی امریکا حمایت می کند. بمباران مناطق نفتی عراق به منظور قطع درآمدهای نفتی داعش، مورد تایید ترامپ قرار دارد. او البته از عراق انتظار دارد که از طریق فروش نفت مبلغ1.5 تریلیون دلار به عنوان جبران هزینه های جنگ به امریکا بپردازد. او از کشتن خانواده های نیروهای داعش به منظور جلوگیری از جذب نیرو برای داعش حمایت کرده و اعلام می کند که امریکا اول باید درباره داعش موضوع را یکسره نماید و بعد به نحوه  تصمیم گیری درباره وضعیت بشار اسد بپردازد. در واقع ترامپ هم پیشنهاد استفاده از توان گسترده علیه بشار اسد را می دهد و هم درخصوص آنچه پس از سقوط اسد پیش خواهد آمد ابراز نگرانی می نماید. او درواقع نسبت به آموزش مخالفان اسد و قابل اعتماد بودن آنها مشکوک می باشد.

اسرائیل:

ترامپ قویا حامی برقراری رابطه نزدیک بین امریکا و اسرائیل چه در ابعاد نظامی و چه در ابعاد اقتصادی می باشد. او از ایجاد رابطه نزدیک با نخست وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، به شدت استقبال نموده و از هرگونه اقدامات یکجانبه اسرائیل علیه ایران حمایت می نماید. وی تاکنون درخصوص دیدگاه خود نسبت به تشکیل دولت فلسطین اظهارنظر صریحی نداشته است.

ایران:

ترامپ مخالف توافق هسته ای ایران بوده و اعلام می نماید که وی میتوانست به توافق بهتری برای امریکا دست پیداکند. او در جایی از لزوم زیرپا گذاشتن توافق سخن می گوید و درجای دیگر نفی توافق انجام شده را سیاستی ضعیف ارزیابی می کند. ترامپ اعلام می نماید که درهرصورت با هر وسیله ای که لازم باشد، برنامه هسته ای ایران را متوقف خواهد کرد. وی همچنین از افزایش تحریم های اقتصادی علیه ایران حتی در سطحی بالاتر از قبل از توافق، حمایت می کند. دونالد ترامپ طی سخنرانی برای اعلام کاندیداتوری خود در 16 ژوئن 2015، اعلام می‌نماید که توافق هسته ای با ایران با درنظر گرفتن مسئله سلاح های هسته ای، می‌تواند به نابودی اسرائیل بیانجامد.[23]

جمع بندی و نظریه

انتخابات ریاست جمهوری امریکا در حال حاضر در روزهای پایانی از مرحله انتخابات مقدماتی‌ خود قرار دارد. روزهایی که بسیار سرنوشت ساز بوده و طی آن نامزد نهایی هرحزب برای رقابت نهایی بر سر پست ریاست جمهوری تعیین خواهد گردید. جمع بندی تحلیلی گزارش حاضر با توجه به عنوان مورد پیگیری آن مبنی بر ارائه "تحلیلی بر آخرین وضعیت انتخابات و شانس نامزدها در هر حزب" از یکسو و "بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران" از سوی دیگر، در دو بخش ارائه می گردد:

بخش اول: آخرین وضعیت انتخابات و شانس نامزدها

 آنچه از بررسی آخرین نتایج برگزاری این انتخابات در ایالتهای مختلف امریکا بدست می آید، از موفقیت نسبی هیلاری کلینتون و احتمال بالای پیروزی وی در حزب دموکرات از یکسو و یکه تازی دونالد ترامپ برای حزب جمهوری خواه در سوی دیگر حکایت دارد. از آنجا که در حزب جمهوریخواه با وجود تعداد بالای نامزدهای اولیه، تمامی رقبای ترامپ از ادامه حضور خود در دور رقابتها اعلام انصراف نموده اند، تکلیف این حزب در معرفی نامزد نهایی خود معلوم شده است. در حال حاضر ترامپ با نزدیک شدن به حد نصاب 1237 رایی، تقریبا حضور خود را بعنوان نامزد نهایی جمهوری خواهان قطعی نموده است.

 برخلاف حزب جمهوری خواه، اوضاع در حزب دموکرات متفاوت است. با وجود موفقیت هیلاری کلینتون به حفظ پیشتازی خود نسبت به رقبایش و جلب اکثریت رای سوپردلیگیت ها از سوی او، شاهد هستیم که همچنان حضور سندرز بعنوان تنها رقیب باقیمانده، بر پیروزی نهایی وی در حزب متبوعش سایه انداخته است. اگرچه قریب به اتفاق تحلیل های کارشناسان به پیروزی نهایی کلینتون دلالت دارد ولی نکته قابل تامل در این خصوص، توجه به موقعیت فعلی سندرز و میزان شانس وی برای شکست دادن کلینتون است. آنچه در ا ین خصوص نقش کلیدی پیدا میکند توجه به رای نهایی سوپردلیگیت ها در مجمع ملی دموکراتهاست که تا زمان نهایی رای گیری ، قابل تغییر و غیرقابل پیش‌بینی است. پس از موفقیت قاطع کلینتون در ایالت نیویورک، بسیاری از تحلیل گران کار سندرز را پایان یافته قلمداد نموده و کلینتون را نامزد نهایی حزب دانستند. اما پس از آن با پیروزی های پی در پی سندرز در انتخابات اخیر ایالتهای ایندیانا و ویرجینای غربی، وی نشان داد که هنوز میتواند رقیبی تهدید کننده برای کلینتون باشد. بنا به نظر کارشناسان، در صورت ادامه موفقیت سندرز در ایالتهای باقیمانده، این احتمال وجود دارد که او بتواند رای سوپردلیگیت ها را که در حال حاضر غالبا جزء آرای کلینتون ثبت شده اند، به نفع خود جلب نماید. زیرا همان طور که پیشتر توضیح داده شد، رای سوپردلیگیت ها در مقطعی به منظور مانع شدن از نامزدی فردی است که در مقابل رقیب جمهوری خواهش، شانس کمتری در انتخابات همگانی داشته باشد. از این منظر، به نظر سندرز در موقعیت بهتری نسبت به هیلاری کلینتون قرار دارد و قویا این موضوع مطرح می شود که نامزدی هیلاری کلینتون برای حزب دموکرات، به پیروزی ترامپ برای رئیس جمهور شدن منجر خواهد شد. بنابر آخرین آمار که در گزارشی از سوی هافینگتون پست ارائه گردیده، اولا) سندرز از نرخ محبوبیت بیشتری نسبت به کلینتون برخوردار است؛ ثانیا) طبق نظرسنجی های انجام شده در سطح ملی، بطور کلی درصد پیروزی های سندرز  بر ترامپ بسیار بیشتر از کلینتون بر ترامپ ارزیابی می شود؛ ثالثا) در میدان رقابتی هر ایالت نیز نسبت موفقیت سندرز در شکست دادن ترامپ، در سطح بالاتری از کلینتون قرار دارد و رابعا) در حالیکه سندرز با کسب 22 امتیاز، رای مستقل ها را به نفع خود در مقابل ترامپ جلب می نماید، کلینتون با کسب 2-،  نتیجه را به ترامپ واگذار می نماید. از سوی دیگر اینکه کلینتون در هر سه ایالت بزرگ اوهایو، فلوریدا و پنسلوانیا، از ترامپ عقب تر قرار گرفته، خود می تواند به معنای شکست دموکراتها در انتخابات همگانی نهایی تفسیر شود و کلینتون را رقیب ضعیفی در مقابل ترامپ قلمداد نماید. بطور کلی مجموع این شرایط ممکن است نهایتا به کمک سندرز بیایند تا موفق به جلب آرای سوپردلیگیت ها شود و روزنه امیدی را برای پیروزی وی در مقابل هیلاری کلینتون باز نگه داشته است.

 بخش دوم:  بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران

در این بخش لازم است که در تحلیل گفته های نامزدها در حوزه سیاست خارجی و مواضع شان، دو نکته حائز اهمیت را مورد توجه قرار دهیم. اول اینکه در نظر داشته باشیم سیاست خارجی آمریکا در حالت کلی و در دوره های مختلف، فارغ از اینکه چه حزبی روی کار باشد، روند تقریبا ثابتی را طی نموده و اصول یکسانی را در سیاست های خود اعمال می‌نمایند. با این حال، زمینه های مشخصی از اختلافات نیز میان نامزدها وجود دارد که مطمئنا کمابیش تفاوت هایی را نیز در سیاست گذاری های دولت بعدی در برخی زمینه ها به دنبال خواهد داشت. از جمله نمونه های مهم قابل ذکر در خصوص این اختلاقات می توان به موضوع ایران اشاره کرد که با توجه به اهمیت استراتژیک آن در خاورمیانه و خصوصا اهمیت بحث اخیر توافق هسته ای، شاهد اظهارات متفاوتی از سوی نامزدها هستیم.

نکته دوم معطوف به این موضوع است که در نظر داشته باشیم اگرچه ممکن است همه شعارهای نامزدها در مبارزات انتخاباتی به عمل سیاسی در عالم واقع منجر نشوند، ولی این اظهارات نشان از نوع ادبیاتی دارند که از سوی کاخ سفید تحت ریاست هریک از نامزدها در آینده به کار برده خواهد شد. اهمیت این موضوع در این است که اساسا سیاست خارجی هرکشور به همان اندازه که به عمل سیاسی آن کشور مربوط می شود، توسط ادبیات به کار رفته توسط رهبران کشورها نیز تعریف می شود. از اظهارات نامزدها این گونه برمی‌آید که هیلاری کلینتون و برنی ساندرز سبک آرامتر، با ملاحظه تر و کمتر متخاصم را درکاخ سفید دنبال خواهند کرد. از این رو گرایش آنها بیشتر به سمت نقش آفرینی کمتر جنجالی، هدایت از پشت صحنه و به کارگیری سیاست های مشارکتی خواهد بود. ولی در میان جمهوری خواهان و در مورد دونالد ترامپ، شاهد موضع گیری های نسبتا تند و بی پروا و بعضا شدید اللحن از سوی وی هستیم. از این رو حتی در صورتی که گفته های آنان مستقیما به اقدامات عملی منجر نشود، ولی بعضا قالب خشن و جنگ طلبانه ای را به خود می‌گیرند که بسیار موضوع قابل تامل و تاثیرگذاری است. اگرچه ممکن است چنین رویکردهای تند و افراطی در برخی از موارد جواب داده باشند، ولی در بسیاری از موارد به طور قابل توجهی موجب تضعیف همکاری های دیپلماتیک و اقدامات هماهنگ در حوزه سیاست خارجی خواهند شد. البته توجه به این نکته بسیار مهم است که با وجود ادبیات به ظاهر با طمانینه نامزدهای دموکرات، بین دیدگاه هیلاری کلینتون و سندرز و سیاست های اعلامی آنها در حوزه سیاست خارجی، بویژه خاورمیانه و خصوصا ایران تفاوت های آشکار وجود دارد. شاید بیراه نباشد که بگوییم آنچه هیلاری کلینتون در سیاست خارجی خود دنبال می کند، مصداق اصطلاح با پنبه سر بریدن است. زیرا در بسیاری از تحلیل های کارشناسان سیاسی امریکا و حتی اسرائیلی، بارها به این موضوع اشاره شده که تندروی کلینتون در سیاست خارجی کم از باز[24]های جمهوری خواه نداشته و بارها به جنگ طلب بودن وی اذعان داشته اند. حتی در تحلیل نیویورک تایمز، کلینتون بسیار جنگ طلب تر از ترامپ ارزیابی می شود، یا روزنامه اسرائیلی هاآرتص در مقاله ای، سیاست خارجی کلینتون را نزدیک به جمهوری خواهان معرفی کرده و در جایی اثر حضور سندرز را در رقابت با کلینتون،  به عنوان عاملی تاثیرگذار برای اصلاح سیاست های جنگ طلبانه او ارزیابی می کنند.

آنچه در بررسی سیاست خارجی اظهار شده از سوی کاندیداها خصوصا در حوزه خاورمیانه مطرح است، اولا اشتراک ایشان بر تاکید به تعهدشان در ایجاد یک رابطه قوی، پایدار، و متقابل با اسرائیل است. نامزدهای هر دو حزب اتحاد امریکا با اسرائیل را به عنوان مهمترین و استراتژیک ترین انحاد در جهان معرفی می نمایند و همه آنها با اشاره به اوضاع رو به وخامت این رابطه در دولت اوباما قول احیای قوی و تجدید روابط بسیار حسنه با اسرائیل را می دهند.

در مورد داعش نیز به عنوان دیگر موضوع پراهمیت مطرح در خصوص خاورمیانه، علیرغم تفاوت در ارائه راهکارها و استراتژی ها، همگی آنها در به کارگیری رویکردی تهاجمی تر دربرخورد با آن توافق دارند. در این راستا به عنوان مثال سیاست اتخاذی هیلاری کلینتون به نظر تشدید سیاست فعلی دولت اوباما در قالب استراتژی سه بخشی که در متن مورد اشاره قرار گرفت، خواهد بود. از سوی دیگر نامزدهای جمهوری خواه نیز بر به کارگیری نیروهای نظامی بیشتر و افزایش یگان های هوایی در منطقه تاکید می کنند. برخی از نامزدها حتی گاهی شعار با خاک یکسان نمودن مناطق تحت تسلط داعش و کشتن اعضای خانواده شان را می دهند. نکته قابل تامل در این خصوص این است که در نظر داشته باشیم در سیستم تصمیم گیری امریکا و در سطح حاکمیتی، نهادهای مشورتی متعددی به منظور هدایت و جهت دهی درست تصمیمات رئیس جمهور وجود دارد. در حوزه نظامی نیز، عملا مشاوران حرفه ای نظامی نقش اصلی را در تصمیم سازی‌های اساسی بازی می کنند. در واقع آنها فارغ از اینکه چه دولت و حزبی بر روی کار بیاید، وظیفه تصحیح تصمیمات رییس جمهور آتی  را در صورت موضع گیری های افراطی و شدید احتمالی اش برعهده خواهند داشت. بعبارت دیگر، حضور آنها مانع تبدیل شدن برخی از ادعاهای شعارگونه و غیرمنطقی نامزدها در زمان مبارزات انتخابی شان به سیاست های اجرایی آنها در صورت برنده شدن، میشود.

در خصوص ایران نیز همگی نامزدها، با نگاهی اساسا منفی، آن را بعنوان تهدیدی برای خاورمیانه و امنیت اسرائیل و امریکا  توصیف می کنند. البته در بیان استراتژی ها و میزان نگاه خصمانه و تهاجمی آنها در برخورد با ایران تفاوت هایی نیز میان ایشان دیده می شود. در واقع ایران یکی از نمونه های بارزی است که محل اختلافات اساسی میان نامزدهاست.

از حزب دموکرات، هیلاری کلینتون و برنی ساندرز هر دو اعلام نموده اند که از توافق هسته ای با ایران حمایت  می کنند و تضمین کرده اند که در صورت کسب مقام رییس جمهوری، اجرای آن را دنبال خواهند کرد. در این خصوص اگرچه هردو صراحتا بر وجود سایه بی اعتمادی و شک[25] بنیادی‌شان نسبت به عملکرد ایران تاکید کرده و از تصویب تحریم های اقتصادی بیشتر در صورت نقض توافق از طرف ایران طرفداری می نمایند، ولی اساسا در نوع نگاه ساختاری شان نسبت به ایران و مناسبات احتمالی با آن تفاوت های قابل تاملی با یکدیگر دارند.

نکته جالب توجه در سخنان سندرز گرایش وی به برقراری رابطه با ایران است. او که از توافق انجام شده با ایران با عنوان یک موفقیت دیپلماتیک یاد می کند، در یکی از مناظرات از عادی سازی روابط[26] با ایران سخن می گوید. البته بعدتر زمانی که بابت این موضوع مورد انتقاد شدید هیلاری کلینتون قرار گرفت، با پرهیز از بکارگیری مستقیم لفظ ایجاد رابطه، باز بر بهبود روابط با ایران تاکید نمود و این را راهی برای مانع شدن از حمایت ایران از آنچه آنها حمایت از  تروریسم می نامند، خواند. سندرز اینگونه تحلیل می کند که اگر امریکا روابط مناسب و معقولی با ایران شکل دهد، این باعث خواهد شد که ایران تحت فشار قرار گرفته و به حمایت خود از تروریسم در سراسر جهان پایان دهد. او اعلام می کند که معتقد  است بهترین راه برای انجام این کار آن است که امریکا حتی برخورد تهاجمی و مطابق اصول خود را با هدف تلاش برای بهبود روابط با ایران دنبال کند. سندرز این روش را راه ایجاد صلح در جهان معرفی می کند و به نوعی بر به کارگیری هرچه بیشتر دیپلماسی عمومی در حل مناقشات تاکید می کند.

اما برخلاف سندرز، هیلاری کلینتون استراتژی دیگری را در قبال ایران دنبال می نماید. او که سابقه فعالیت در بالاترین سطح از سیاست خارجی امریکا را دارد، همواره بر نقش تاثیرگذار خود در افزایش تحریم ها بر ایران به عنوان مهم ترین اهرم فشار که موجب نشستن مقامات ایران بر سرمیز مذاکره با امریکا گردیده، تاکید می کند. همین تجربه حاصل از سال های وزارت کلینتون در مسند وزارت امور خارجه امریکا باعث شده که براساس شناختی که او در این سالها از ایران و منطقه خاورمیانه کسب کرده، وی تنها نامزدی باشد که به ارائه برنامه واستراتژی مشخص در قبال ایران پرداخته است. او در نقد صحبتهای سندرز صراحتا اعلام می کند که قبل از هرگونه عادی سازی روابط، اول ایران باید تعهد دهد که دست از حمایت آنچه آنان تروریسم می خوانند بردارد. نکته بسیار قابل تامل در موضع گیری های کلینتون، اهمیت اسرائیل و نقش پررنگ آن در نحوه سیاست گذاری های اتخاذی از سوی وی در قبال ایران است.

کلینتون در سخنرانی های خود همواره تلاش می کند که حساب خودش را از حساب اوباما که روابطش با بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل دچار تنش شده و خصوصا بر سر توافق هسته ای با ایران به اوج سوءتفاهم کشیده شد، جدا کرده و در جایی اعلام می کند من هرگز اجازه نخواهم داد دشمنان اسرائیل فکرکنند که بین ما می توانند فاصله بیندازند. همانگونه که پیش تر اشاره شد، کلینتون با معرفی ایران به عنوان یکی از سه تهدید اصلی علیه امنیت اسرائیل، در سخنرانی که در مقابل ایپک داشت، بنا به اذعان خود کارشناسان سیاسی امریکایی، خصمانه ترین و تهدیدآمیزترین بخش از صحبت های خود را درباره ایران ایراد می کند. او در دفاع از خود در مورد حمایتش از توافق هسته ای با ایران، در مقابل اسرائیل متعهد می شود که حتی کوچکترین نقض توافق از سوی ایران را بی پاسخ نگذاشته و با اعمال سریع و دوباره همه تحریمها، از بکارگیری هرگونه اعمال فشاری نیز فروگذاری ننماید. با بررسی استراتژی پنج بخشی کلینتون در قبال ایران که قبل تر در گزارش ارائه شد، شاهد هستیم که همه آنها به مثابه اهرم فشاری هستند که سعی دارند قدرت ایران را محدود نموده و آن را در موضع ضعف قرار دهند. از این رو در مجموع با وجود چهره به ظاهر اعتدال گرای اولیه از سوی کلینتون، به نظر میرسد که وی در اتخاذ سیاست های متخصمانه در قبال ایران دست کمی از تد کروز یا ترامپ نخواهد داشت. حتی شاید با توجه به نوع نگرش و استراتژی تعریف شده ای که برای ایران درنظرگرفته است، خطر وی برای ایران بیشتر هم باشد.

در مقایسه با دموکرات ها، نامزدهای جمهوریخواهان در موضع متفاوتی قرار دارند. تد کروز و در مقطعی دونالد ترامپ صراحتا اعلام می نمایند که بلافاصله پس ازتصدی ریاست جمهوری، توافق با ایران را زیرپا خواهند گذاشته و تمامی تحریم های قبل از توافق را برسر جای خود بازخواهند گرداند. آنها حتی از افزایش فشار و تحریم های اقتصادی علیه ایران بیش از گذشته صحبت کرده و اعلام می کنند به هیچ وجه اجازه نخواهند داد ایران در مسیر هسته ای شدن حرکت کند. البته نکته جالب توجه آن است که باوجود مخالفت با توافق انجام شده و رد نمودن آن، به نظر می رسد آنها به هیچ گونه طرح جایگزین برای توافق نیاندیشیده و استراتژی خاصی را مد نظر ندارند. آنها همچنین درخصوص شیوه اتخاذی شان درقبال دیگر امضاکنندگان توافق، در صورت برهم زدن آن سکوت کرده اند.

علیرغم موضع گیریهای تند اولیه از سوی ترامپ، بدلیل آنکه وی دارای سابقه زیادی در کار تجارت بوده و دارای روحیه معامله‌گری است، بعدتر وی اعلام می کند که در صورت رئیس جمهور شدن به جای توافق بد انجام شده کنونی، معامله بهتری را برای امریکا رقم خواهد زد.

در مجموع برای درک درست از اهمیت تحلیل اظهارات نامزدهای ریاست جمهوری باید توجه داشته باشیم ، با وجود اصل ثبات در تصمیم گیری های کلان در امریکا، انتخاب هر یک از نامزدها به عنوان رئيس جمهور بعدی تاثیر قابل توجهی در جهت گیری سیاست خارجی این کشور خصوصا در موارد موضوعی خواهد داشت. در این راستا اولویت بندی بر سر توافقات موجود، مشارکت ها و همکاری ها، معاملات و گزینش متحدان نمونه هایی از تغییرات دردولت های جدید هستند.

 

 

گروه تخصصی امریکا–زهرا امیری   خرداد 1395

 



[1]Caucus

[2] Primary

[3]Super Tuesday

[4]Electoral College

[5]Delagate

[6]National Convention

[7]winner-take-all

[8]Territory

[9]American Samoa

[10]Guam

[11]Latinos

[12]Mass deportations

[13]security walls

[14]intelligence surge

[15]defenses at home

[16]the 2001 Authorization for the Use of Military Force against terrorism

[17]two-state solution

[18] distrust and verify

[19]a battle for the soul of Islam

[20]two-state solution

[21] hawkish

[22]“pick up the remnants”

[23]http://blogs.wsj.com/washwire/2015/06/16/donald-trump-transcript-our-country-needs-a-truly-great-leader/

[24] Hawks

[25]skepticism

[26]normalizing relations

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

کارنامه یکساله نظامی ترامپ و مواضع احزاب سیاسی

۱۳۹۷/۲/۲۴

کارنامه یکساله اقتصادی ترامپ و مواضع احزاب سیاسی

۱۳۹۷/۲/۲۳

کارنامه یکساله اجتماعی ترامپ و مواضع احزاب سیاسی

۱۳۹۷/۱/۲۶

عوامل موثر بر تصمیمات کاربردی سیاست خارجی امریکا و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران: احتمالات ایجاد شبکه جاسوسان خصوصی

۱۳۹۷/۱/۲۰

قراردادهای فروش تسلیحات به کشورهای جنوب شرق آسیا

۱۳۹۷/۱/۱۹

نقش جارد کوشنر در سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه

۱۳۹۷/۱/۱۹

همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق: لابی کردها در آمریکا، سناریوهای آینده و جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۷/۱/۸

ابرقدرتی زیر سایۀ ترس از روسیه

۱۳۹۶/۱۲/۸

سند راهبرد امنیت ملی ایالات متحده آمریکا و مهار فدراسیون روسیه

۱۳۹۶/۱۲/۲

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش دوم)

۱۳۹۶/۸/۱۶

حملات صوتی به دیپلمات‌های آمریکایی در کوبا

۱۳۹۶/۸/۱۶

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش نخست)

۱۳۹۶/۸/۷

استراتژی جدید دونالد ترامپ در خصوص ایران؛ نواخت طبل جنگ

۱۳۹۶/۸/۲

ترامپ، سازمان ملل؛ هیاهو برای هیچ

۱۳۹۶/۷/۴

ایالات متحده آمریکا، موضوع هسته‌ای کره شمالی و برجام

۱۳۹۶/۶/۲۸

تحلیل روند اسناد امنیت ملی ایالات‌متحده امریکا از آغاز تا کنون (2015-1987)

۱۳۹۶/۵/۲۱

تشکیل تیم مورد اعتماد ترامپ در مورد موافقت نامه هسته ای ایران

۱۳۹۶/۵/۱

بیم و امید ترامپ از گسترش روابط با روسیه

۱۳۹۶/۴/۲۷

مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ

۱۳۹۶/۴/۱۳

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین در مواجهه با تهدید کره شمالی

۱۳۹۶/۳/۳۱

مهار و بازداشتن ایران پس ازتوافق هسته ای:مرکزمطالعات بین الملل و راهبردی (CSIS) مارس 2017 مصادف با فروردین ماه 96

۱۳۹۶/۳/۳

ارزیابی سیاست خارجی 14 هفته ای ترامپ

۱۳۹۶/۲/۱۲

حمله موشکی آمریکا به سوریه: پارادوکس سیاست‌های اعلامی و اعمالی

۱۳۹۶/۲/۱۰

بررسی تیم سیاست خارجی و امنیتی ترامپ

۱۳۹۶/۲/۹

معرفی و تحلیل شخصیت مایکل فلین مشاور امنیت ملی سابق ایالات متحده در دولت ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۷

راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۱۲/۳

دکترین ترامپ و تیم مشاوران سیاست خارجی او

۱۳۹۵/۱۰/۱۳

جایگاه معاونت ریاست جمهوری در ساختار سیاسی امریکا

۱۳۹۵/۱۰/۷

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛ معرفی چهره های کلیدی تیم سیاست خارجی هیلاری کلینتون

۱۳۹۵/۹/۱۵

چرایی تفاوت بین خوانش کاخ سفید و کنگره از متن گزارش 28 صفحه‌ای

۱۳۹۵/۷/۷

اختلافات میان امریکا و عربستان؛ تاکتیکی یا راهبردی؟

۱۳۹۵/۵/۱۹

انتخابات 2016ریاست جمهوری امریکا؛ تحلیلی بر آخرین وضعیت انتخابات و بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران

۱۳۹۵/۵/۶

بررسی روابط تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی؛با نگاهی به شرکت‌های برتر نظامی جهان

۱۳۹۵/۴/۱۹

آمریـکا؛ سیـاست چرخش به شرق آسیـا و تاثیر آن بر خاورمیانه

۱۳۹۵/۴/۱۴

سرگردانی ناتو در سوریه

۱۳۹۴/۱۲/۲

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛موضع گیـری نامزدها نسبت به توافق هستـه ای ایـران

۱۳۹۴/۱۰/۱۹

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا: تهدید اصلی چین یا روسیه؟

۱۳۹۴/۹/۲۸

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛مروری بر فرآیند انتخابات و معرفی کاندیداهای این دوره

۱۳۹۴/۸/۱۳

بررسی گزارش دیلی بیست از تامین اینترنت ایران بوسیله یک شرکت آمریکایی وابسته به سیا

۱۳۹۴/۸/۱۲

بررسی محبوبیت جهانی ایران از دیدگاه مرکز تحقیقاتی پیو

۱۳۹۴/۴/۲۱

مقامات اسرائیل: به تعویق افتادن توافق هسته ای با ایران بهتر از به نتیجه رسیدن آن است

۱۳۹۴/۳/۲۰

همایش مبارزه با خشونت گرایی افراطی در کاخ سفید

۱۳۹۴/۲/۲۸

آمریکا و خاورمیانه

۱۳۹۴/۲/۲۲

روابط آمریکا-کوبا؛ اهمیت آن در حرکت به سمت کاهش تنش در روابط ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۲/۲۲