ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > آلمان > روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۴/۱۵ تعداد بازدید: 787

مقدمه:

تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای بخصوص در دهه‌های اخیر موجب اهمیت جلب شرکای بیشتر و متحدین گسترده‌تر از سوی ایالات متحده امریکا گردیده است. به همین دلیل شاهد افزایش انتظارات متحدان غربی آلمان برای همکاری بیشتر در بحران‌های منطقه‌ای هستیم. قدرت اقتصادی آلمان و قدرت تاثیرگذاری شگرف آن در معادلات سیاسی اروپا و جهان مبنایی برای این انتظارات بوده است. شکل‌گیری "گفتمان مسئولیت بیشتر"[1] نیز در همین راستا ارزیابی می‌شود. این گزارش به نگرش جدید در سیاست خارجی آلمان، سیاست خارجی آلمان در قبال سوریه، توضیح گفتمان مسئولیت بیشتر، دغدغه های اصلی آلمان در سوریه، سناریوهای محتمل در سوریه و سناریوی مطلوب آلمان، بررسی دیدگاههای رسمی و تصمیم سازان و اهداف آلمان در سوریه خواهد پرداخت. لذا اسناد مهم موجود در مراکز مطالعاتی آلمان، تحقیقات انجام شده توسط کارشناسان ارشد نهادهای سیاسی تصمیم ساز و تاثیرگذار آلمان و اظهارات مقامات عالی رتبه این کشور مورد بررسی و واکاوی قرار خواهد گرفت. همچنین اهداف و راهکارهای آلمان در سوریه مورد بحث قرار می‌گیرد و در نتیجه گیری پایانی، ضمن ارائه تحلیلی پیرامون این روند، پیشنهادهایی ارائه خواهد شد.

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان9



گفتمان مسئولیت بیشتر:

عنصر محوری قدرت، تاثیرگذاری است که هدف غایی آن تغییر رفتار است. لذا قدرت برای تحقق اهداف ملی از قابلیت هایی مانند توانایی تضمین امنیت، تغییر رفتار دیگران و دفع تهدید برخوردار است.[2] برای اینکه قدرت به خوبی اعمال شود، باید منابع قدرت به رفتار تبدیل شوند. هرچند آلمان بویژه در دهه های اخیر از قدرت اقتصادی، قدرت نرم و حتی قدرت سخت برخوردار بوده اما فقدان یک برنامه برای فعلیت بخشیدن به قدرت و قابلیت های آلمان در سطح فراملی، یکی از موانع اعمال قدرت آلمان بعنوان یک بازیگر موثر در روابط بین الملل بوده است. برای خروج از این شرایط، همسو با سیاست خارجی آلمان، اندیشکده‌های تخصصی حوزه روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای در این کشور در دهه گذشته تلاش وافری به منظور تولید و اشاعه گفتمان مسئولیت بیشتر داشته‌اند. هرچند روند موجود در تحولات سیاسی آلمان حکایت از این دارد که آلمان در چند دهه اخیر همواره در تلاش برای خروج از محدودیت‌های حاکم بر این کشور بوده است. محدودیت هایی که عمدتا  ناشی از شرایط تحمیلی مربوط به بعد از جنگ دوم جهانی بوده است. اما بطور جدی و رسمی تحول در سیاست خارجی این کشور و ظهور گفتمان جدید بنام مسئولیت بیشتر به حدود یک دهه قبل بازمی‌گردد. این گفتمان در صدد است تا حضور نظامی آلمان را در عرصه های بحرانی تسهیل نموده، به حرکت آلمان برای تبدیل شدن به یک قدرت ژئوپلیتیکی مشروعیت بخشد. بدلیل سوابق تاریخی، همواره در جامعه و نخبگان این کشور نوعی ترس نسبت ورود آلمان به حوزه های نظامی حاکم بوده است. لذا بخشی از ظرفیت ها در این حوزه، بر توجیه این تغییر درنزد افکار عمومی و نخبگان آلمان متمرکز می‌باشد. طبق این گفتمان، آلمان آماده خواهد بود تا بتدریج مسئولیت های بیشتری در تحولات منطقه ای و بحران ها همگام با متحدین خود بر عهده گیرد.

تحلیل گفتمان[3]:

گفتمان ها در یک جریان اجتماعی شكل می‌گیرند و دارای سرشت، ماهیّت و ساختار اجتماعی هستند که بر حسب زمان و مكان تغییر می‌كنند. لذا تحلیل گفتمان، مطالعه شرایط اجتماعی و فرهنگی است که بر شكل‌گیری ساختارها و بسترهای گفتمان تاثیرگذار بوده است.

لذا می توانیم بگوییم طرح گفتمان "مسئولیت بیشتر" از سوی نظام سیاسی آلمان، نیز مانند تمام گفتمان ها در شرايط و موقعيت خاصي توليد شده، خنثی و بی‌طرف نبوده و بار ارزشی و ایدئولوژیك دارد. هرچند به معنای ظاهری آن مرتبط است، از بافت یا زمینه اجتماعی و فرهنگی نیز اثر می‌گیرد.

برای درک چرایی تغییر در سیاست خارجی آلمان و ظهور چنین گفتمانی، مناسب است در اینجا با رویکرد تحلیل انتقادی نسبت به گفتمان مسئولیت بیشتر بنگریم. از منظر رویکرد انتقادیِ تحلیل گفتمان می توان گفت که:

- محدودیت های رسمی و غیر رسمی اعمال شده بر سیاست خارجی آلمان بعد از جنگ دوم جهانی توسط متفقین اقتضا می کرد که آلمان سیاست خارجی محدود، متکی بر اقتصاد صرف، عدم نگاه ژئوپلیتیک، تبعیت محض از ایالات متحده در تحلیل دوران جنگ سرد، نگاه به درون، پرهیز از ماجراجویی در عرصه های بین المللی و در یک کلام سیاست خارجی محافظه‌کارانه را در پیش بگیرد.

- اما، فروپاشی نظام دو قطبی و تغییر نظام بین الملل، حرکت به سمت حاکمیت مستقل تر پس از اتحاد مجدد دو آلمان، انتظارات ایالات متحده از آلمان برای مشارکت در تامین امنیت خود و اروپا، افزایش روز افزون قدرت ملی آلمان و ... بتدریج شرایطی را فراهم ساخت که طبق تئوری های تحلیل گفتمان، بستر های لازم برای تولید و ترویج گفتمان مسئولیت بیشتر را فراهم ساخت.

از این پس در فرایند تولید این گفتمان و نیز فرایند درک گفتمان (تحت تاثیر قرار دادن اذهان مخاطبان)، باز تعریف واژه و تولید معنی جدید از "مسئولیت" و القای اینکه "مسئولیت" در این گفتمان به معنی پذیرش نقش مثبت و فعال برای حل بحران ها، مبارزه با تروریسم، کمک به تولید امنیت، تعهد در حل مشکلات جهان و... (که همگی از مفاهیم پسندیده و متقاعد کننده هستند) مد نظر بوده است. بطور نامحسوس سیستم سیاسی آلمان به مشروعیت بخشی، توجیه، طبیعی جلوه دادن، پذیرفتنی بودن و... پرداخت. بدین ترتیب ادبیات مداخله‌گری نظامی (که واژه ای نکوهیده، ناپسند در تمام جوامع و نزد همه ایدئولوژی‌هاست)، جای خود را به مشارکت در مسئولیت پذیری می‌دهد. بنابر این در ایدئولوژی این گفتمان، برتری ارزش‌های غربی و مثبت‌نماییِ خود و منفی‌نماییِ دیگران نهفته است. لذا ضروری نشان دادن گفتمان مسئولیت بیشتر برای مداخله نظامی ارتش آلمان در سطح جهانی در دستور کار قرار گرفت. [4]

پیشینه و ادبیات موجود در باره گفتمان "مسئولیت بیشتر"

4 سند زیر از سال 2006 تاکنون، مهمترین ادبیات تولید شده در آلمان برای تولید و اشاعه این گفتمان بوده است:

1- کتاب سفید 2006 آلمان[5]

- اولین سند امنیتی-دفاعی آلمان است که در آن پذیرش «مسئولیت بیشتر» آلمان در عرصه بین‌الملل، مورد تأکید قرار گرفته است.  آنگلا مرکل[6]، صدراعظم آلمان، در پیشگفتار این کتاب می‌گوید:

- «وزن آلمان در عرصه سیاست بین‌الملل از زمان  اتحاد مجدد افزایش یافته است. امکان نفوذ و تأثیرگذاری بیشتر به معنی مسئولیت (بیشتر) است. امروز بیش از گذشته از ما خواسته می‌شود که پذیرای مسئولیت‌های بیشتر در اروپا و جهان باشیم.» در این کتاب :

- بر مقابله و دفع به‌موقع چالش‌ها، خطرات و تهدیدات بین‌المللی در همان مکان، تأکید و ارتش بخشی از این راه حل عنوان شده است.

- تعهدآلمان به ناتو، توسعه اتحادیه اروپا و به ویژه سیاست دفاعی و امنیتی مشترک[7] و همچنین مسئولیت حفظ صلح و امنیت بین المللی در چارچوب سازمان ملل متحد مورد تأکید قرار گرفته است.[8]

2- کنفرانس امنیتی مونیخ 2014[9]

یواخیم گائوک[10]، رئیس جمهور آلمان در سخنرانی خود در کنفرانس فوق تصریح می‌کند:

«آلمان باید به‌عنوان شریکی خوب، با قاطعیت بیشتر و بنیادی‌تر در زمینه حفظ امنیت و حل مشکلات جهان عمل کند. آلمان باید آماده باشد که برای امنیتی که دیگران ده‌ها سال مسئولیت حفظ آن را برعهده داشته‌اند، بیشتر تلاش کند.»

«آلمان هرگز تنها راه‌حل‌های نظامی صرف را حمایت نمی‌کند، بلکه در عرصه سیاسی نیز پیش می‌رود و از همه راه‌حل‌های دیپلماتیک استفاده می‌کند، اما اگر در موارد کاملا استثنائی، مداخله نیروهای نظامی نیز مطرح شود، آلمان از روی پایبندی به اصول اجازه ندارد، «نه» بگوید، همان‌گونه که اجازه ندارد به‌طور واکنشی و ناخودآگاه «بله» بگوید.»

فرانک-والتر اشتاین‌مایر[11]، وزیر امور خارجه آلمان نیز در سخنرانی خود بر همان مفهوم تأکید می‌کند و می‌گوید:

«استفاده از ارتش، آخرین راه است و در به‌کارگیری آن باید خویشتن‌دار بود. البته فرهنگ خویشتن‌داری آلمان، نباید تبدیل به فرهنگ عدم مشارکت شود. آلمان بزرگ‌تر از آن است که تنها، محدود به نظردهی در مورد سیاست‌های جهانی شود بی‌آنکه در آن مشارکتی داشته باشد. ...»

3- پروژه «بازنگری 2014- تعمق بیشتر در مورد سیاست خارجی» [12]

در راستای تعمق بیشتر و بازشناسی سیاست خارجی آلمان و همسو با گفتمان «مسئولیت بیشتر»، در سال 2014 پروژه دیگری ولی این بار از سوی وزارت خارجه آلمان با عنوان «بازنگری 2014- تعمق بیشتر در مورد سیاست خارجی» انجام شد. به این منظور، متخصصان داخل و خارج کشور دو سؤال تحریک‌کننده را مطرح کردند که عبارت است از: چه مواردی در سیاست خارجی آلمان اشتباه است؟ و چه مواردی باید تغییرکند؟ کارشناسان سیاست خارجی در سراسر جهان به همراه هزاران نفر از شهروندان آلمانی و صدها نفر از کارکنان وزارت امور خارجه در این نظرسنجی شرکت کردند و نظرات خود را در مورد سیاست خارجی آلمان بیان کردند.    

در گزارش این پروژه، موارد زیر دیده می شود:[13]

- تأکید بر اهمیت نهادهای بین‌المللی ( اتحادیه اروپا، ناتو و سازمان ملل) و ادغام سیاست‌ خارجی آلمان در آنها.

- پیشگیری، دیپلماسی بحران و حمایت صبورانه از تغییرات و اصلاحات در کشورهای بحران‌زده، باید همزمان در دستور کار قرار گیرند و به این ترتیب وقت آن است که آلمان ابزارهایش را تقویت کند.

- فعالیت‌های آلمان در زمینه‌های کمک‌های بشردوستانه، دیپلماسی، تقویت جامعه مدنی، خلع‌ سلاح و کنترل تسلیحات، حمایت از ایجاد نهادهای دولتی حتی پلیس و نیروهای امنیتی و همچنین افزایش کمک‌های مالی باید افزایش یابد. استفاده از نیروهای نظامی تنها در موارد خاص مورد حمایت جامعه قرار دارد؛ مانند دفع تهدیدات مستقیم، نجات جان انسان‌ها در صورت وجود خطر نسل‌کشی  و یا برای مهار و انهدام تسلیحات کشتار جمعی.

- واکنش تأخیری آلمان نسبت به بحران‌ها، به جای ایفای نقش فعال و تأثیرگذار.

- تاکید بیش از حد آلمان بر منافع اقتصادی‌اش به ضرر اهداف استراتژیک و مشترک اروپاست.

- تفکر استراتژیک ضعیف در آلمان.

- شکاف رو به افزایشی میان توقعات و خواسته‌های متحدان آلمان از یک‌‌ طرف و از طرف دیگر محدودیت‎های خودخواسته این کشور در خصوص ایفای نقشی پررنگ‌تر توسط آلمان در سیاست جهانی.

- عدم تلاش کافی دولت برای جلب حمایت جامعه و همسو کردن آن با سیاست‌های خارجی و امنیتی خود.[14]

4- پروژه ی مهم "قدرت جدید مسئولیت‌ جدید" [15]

مارکوس

این پروژه که در سال 2013 آغاز شد، عبارت ازکار مطالعاتی مشترک میان بنیاد مارشال امریکا و بنیاد علم و سیاست آلمان برای تحکیم گفتمان و تهیه گزارش نهایی است. در تیم تهیه کننده این گزارش، جمعا 53 تن از کارشناسان عالیرتبه علمی، دانشگاهی و اجرایی مشارکت داشتند. آقای مارکوس کیم[16] استاد علوم سیاسی دانشگاه زوریخ و مدیر گروه سیاست امنیتی بنیاد علم و سیاست[17] و خانم کنستانس اشتلسن مولر[18] از بنیاد مارشال امریکا[19] ریاست این پروژه را بر عهده داشتند. بعلاوه دو نفر دستیار (از دو بنیاد فوق)، 45 کارشناس ارشد، 4 نفر هماهنگ کننده کارشناسان  در این پروژه سهیم بوده اند. بلحاظ اهمیت این پروژه به جزئیات بیشتری از آن اشاره می کنیم.

کنستانسبر مبنای این پروژه راهنمای سیاست خارجی آلمان پس از جنگ دوم جهانی کمافی السابق پیگیری موارد زیر در چارچوب تحقق ارزش ها و منافع آلمان است:

- ادغام در غرب و همگرایی اروپایی.

- چند جانبه گرایی موثر و مسالمت جویی و مصالحه.

- محیط استراتژیک آلمان در سالهای اخیر تغییر کرده و از طرف دیگر افزایش وزن آلمان بمعنای مسئولیت بیشتر در سطح بین المللی است.

- در گذشته امنیت آلمان توسط ناتو و امریکا تضمین می شد، اما اکنون امریکا انتظار دارد  که تامین کننده امنیت نه تنها برای خود بلکه در سطح جهانی باشد.

- مشارکت در نیروهای نظامی بین‌المللی برای کمک به تقویت قوانین بین‌المللی در چارچوبUN, NATO, و EU.

توانمندی های جدید آلمان به معنای فرصت های جدید برای این کشور است.

- نگرانی های مشترک جهانی : جنگ سایبری، تروریسم، جاسوسی، جنایات سازمان یافته و مهاجرت.

- تعمیق سیاست های اتحادیه اروپا و نیز تلاش برای اخذ کرسی دائم شورای امنیت.

در متن گزارش 52 صفحه‌ای یاد شده، آمده‌است که آلمان با 3 گروه از کشورها (کشورهای همکار و شریک، کشورهای رقیب و همراه با چالش، کشورهای مخل و مزاحم) در صحنه جهانی مواجه است:

در اینجا به توضیح نگاه این گزارش به وضعیت این سه گروه می پردازیم:

1- در گروه اول، کشورهای همکار و شریک قرار دارند که:

- در اکثر موضوعات اصلی میان مواضع آلمان و شرکای اروپایی و فراآتلانتیکی توافق نظر کلی وجود دارد؛ هرچند ممکن است در برخی از جزئیات اختلاف نظرهایی نیز دیده شود.

در این رابطه شرکای آلمان به دو دسته تقسیم می شوند:

الف- شرکای کلیدی (در قسمت بالای شکل هستند) شامل: ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن، کانادا، اسرائیل و در درجه اهمیت کمتر ترکیه و کره جنوبی هستند

ب- شرکای مهم(در قسمت پایین شکل هستند) شامل: مکزیک، استرالیا و نیوزلاند هستند.

 - فاکتور تعیین کننده برای همکاری بیشتر، نزدیکی آنان به ارزشها و منافع آلمان است.

 - طرز فکر مشترک کشورهای همکار، تقویت کننده قدرت سیاست خارجی آلمان است.

2- در گروه دوم کشورهای رقیب و همراه با چالش قرار دارند که:

- این دسته از کشورها بلحاظ وزن سیاسی و جاه طلبی هایشان متفاوت هستند.

- آلمان با اغلب کشورهای این گروه رابطه و همکاری اقتصادی دارد.

- برخی از این کشورها کم و بیش با نظم جهانی صلح آمیز و آزاد و ارزش های غربی مشکل دارند و به غرب بعنوان مدل مطلوب نمی نگرند.

روابط آلمان با کشورهای این گروه که در دنیای جدید بلحاظ قدرت سیاسی و اقتصادی مرکزیت یافته اند، در خصوص نفوذ، منابع و نظم بین المللی توام با چالش و رقابت است.

- آلمان تمایل دارد که فضای رقابتی با این گروه از کشورها، در یک ریل مسالمت آمیز هدایت شود.

- چین، روسیه و هند و در درجه اهمیت کمتر برزیل و پاکستان در زمره کشورهای رقیب و پر چالش می باشند.

- در انتهای این گروه کشورهای اندونزی، افریقای جنوبی، عربستان، امارات متحده عربی، قطر، سنگاپور، مصر، ویتنام و نیجریه قرار دارند.

3- درگروه سوم، کشورهای مخل و مزاحم جای دارند که:

- در گروه سوم هم کشورهای قوی و توانمند و هم کشورهای ورشکسته وجود دارند.

- ایران، کره شمالی و در درجه اهمیت کمتر ونزوئلا و کوبا در این گروه جای دارند.

- در انتهای این گروه نیز سوریه، سومالی، افغانستان و مالی قرار دارند.

این کشورها در مواردی، ظرفیت های ایجاد مشکل دارند. از جمله:

- دسترسی آنان به سلاحهای کشتار جمعی.

- حمایت از تروریست‌ها، پناه دادن به آنان و یا ترویج تروریسم.

- استفاده از موقعیت خود در تنگه ها و آبراه ها.

- سرایت درگیری ها داخلی خود به همسایگان و امکان تبدیل آن به یک مشکل منطقه ای یا بین‌المللی.

- منافع و ارزش های آلمان می توان در یک جهان شبکه ای و در هم تنیده (از طریق یک بازیگر مخل نظم بین المللی در دور دست) تحت تاثیر قرار گیرد.

- برخی از کشورهای این گروه سالهاست که توصیه های غرب را نمی پذیرند.

- اعمال فشار بر کشورهای ورشکسته بندرت تاثیر گذار است.

- گسترش اتحادیه اروپا و ناتو حلقه محافظتی از دمکراسی های با ثبات را به دور آلمان ایجاد می کند.

- ارتش آلمان باید کماکان هرچه بیشتر آماده عملیات در خارج از اروپا باشد.

- در صورتی که در برخورد با این گروه، روش‌های دیپلماتیک و غیرنظامی راهگشا نباشند، استفاده از قدرت نظامی و یا حداقل به‌کارگیری تهدیدی قابل باور، ضروری است.

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان3

در این گزارش اضافه شده است:

سیاست امنیتی یک برنامه جامع مدیریت ریسک در تمامی سطوح کشوری و دولتی است که دفع خطرات و تهدیدات را نیز دربرمی‌گیرد. ده‌ها سال است که آلمان مصرف‌کننده امنیتی بوده است که توسط متحدان و شرکای او تأمین می شده و حال انتظار می‌رود که آلمان، نه تنها برای خود، بلکه برای سایر کشورها نیز تولید کننده امنیت شود. دفع تهدیدات و مدیریت ریسک به ندرت، در چارچوب‌های صرفاً ملی و داخلی قابل حل و سازماندهی هستند. بنابراین ادغام سیاست خارجی آلمان در سیاست‌های اتحادیه اروپا و ناتو، در کل امری خدشه ناپذیر است. [20]

مداخله آلمان در سوریه

با توجه به آنچه گفت شد، بخش مهمی از چرایی مداخله نظامی در سوریه را باید در تحول سیاست خارجی این کشور و نقش جدیدی که آلمان می‌خواهد در عرصه بین‌المللی بر عهده گیرد جست‌وجو کرد.

پس بر اساس نقشی که آلمان برای خود در صحنه بین المللی تعریف کرده، بر مبنای تقسیم کشورهای جهان به 3 گروه فوق، بر اساس ارزش های مشترک با متحدین و شرکای کلیدی و بر اساس تهدیدات امنیتی ناشی از بحران های منطقه‌ای و بین‌المللی که خود را با آن روبرو می‌بیند؛ نسبت به تحولات منطقه بویژه بحران سوریه بی تفاوت نیست. ضمن اینکه بحران سوریه چالش هایی برای آلمان ایجاد کرده است.

دغدغه های اصلی آلمان در سوریه

بحران سوریه نه تنها بر کشورهای پیرامونی در منطقه غرب آسیا، بلک بر کشورهای اروپا تاثیرات مهمی داشته است. بویژه در سال اخیر این تاثیرات از چنان اهمیتی برخوردار گشته که موجب اختلافاتی در درون اتحادیه شده که بررسی آن از موضوع بحث این گزارش خارج است. در این خصوص باید گفت، آلمان از 3 منظر اصلی زیر درمواجه با بحران سوریه نگران است.

- احتمال تداوم یا گسترش ناامنی های ناشی از تروریسم به آلمان و اروپا.

- احتمال تداوم موج مهاجرت از منطقه غرب آسیا به اروپا.

- آینده مبهم سوریه که ناشی از:

- بقای نظام فعلی سوریه.

- تداوم حضور سوریه در محور مقاومت.

- حفظ برتری داعش در میان سایر گروهها و احتمال تسلط بر آینده سوریه.

- احتمال عدم حاکمیت نیروهای غرب گرا و عدم تبدیل سوریه به یک نظام سیاسی متحد غرب

بدیهی است که دغدغه ها یا تهدیدات آلمان ها در بحث مهاجران بسیار جدی و فوری است اما ایالات متحده امریکا هرگز با چالشی بنام مهاجران سوری مواجه نیست. لذا در این خصوص تهدید و دغدغه مشترکی با آلمان یا بطور کلی با اروپا ندارد. با این حال مشاهده شده که دغدغه های فوق بطور کلی از سوی متحدین ائتلاف غربی در سوریه نیز مهم تعریف شده و بعنوان تهدیدات مشترک قلمداد می شود.

سوریه و سناریوهای محتمل در آینده

در بحران سوریه می توان 4 سناریو را متصور بود.

1- تداوم وضع فعلی و گسترش ناامنی های ناشی از مهاجرت و تروریسم به اروپا: در این سناریو وضع فعلی تداوم می‌یابد و پیروزی بر بشار اسد دور از دسترس است. داعش همچنین موثرترین جریان نظامی است و گروههای مخالف کماکان ضعیف‌تر از داعش به ادامه مبارزه مشغولند. ناامنی‌های اروپا توسط داعش و کسانی که از اروپا به داعش می‌پیوندند استمرار داشته و یا بیشتر می شود. موج مهاجرت کم و بیش تداوم دارد.

2- تسلط دولت سوریه بر اوضاع و ضعف مخالفان: مداخلات روسیه و ایران در سوریه اوضاع را به نفع دولت سوریه رقم می‌زند. داعش و سایر مخالفان ضعیف تر ازگذشته اند و نقش بسیار ضعیفی در برابر دولت دارند و اوضاع در کنترل دولت است.

3- فروپاشی دولت سوریه و تسلط داعش بر اوضاع: گروههای مخالف بر دولت پیروز می شوند. ائتلاف غربی امکان مهار و کنترل اوضاع را از دست‌داده و داعش بر اوضاع مسلط می شود، یا جنگ داخلی ادامه یافته یا تشدید می‌گردد.

4- فروپاشی دولت سوریه و مهار داعش: گروههای مخالف بر دولت پیروز شوند. ائتلاف غربی به کمک گروههای مخالف بر اوضاع مسلط می گردد. داعش کنترل می شود یا کمی ضعیف تر در نقطه ای دیگر از خاورمیانه به حیات خود ادامه می دهد.

جدول زیر پیامدهای تحقق هریک از سناریوها را ملاحظه می نماییم: 

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان4

تحقق سناریوهای اول تا سوم در تعارض با منافع آلمان ارزیابی می شود. زیرا قطعیت هر یک از آنها می تواند بخشی از نتایج زیر را به دنبال داشته باشد:

- بقای نظام سوریه و تداوم حضور سوریه در محور مقاومت.

- حاکمیت داعش بر سوریه و تشدید احتمال تداوم یا گسترش ناامنی های ناشی از تروریسم در آلمان و اروپا.

- احتمال تداوم موج مهاجرت از منطقه به اروپا.

- منتفی شدن حاکمیت نیروهای غرب گرا و تبدیل سوریه به یک نظام سیاسی متحد غرب .

لذا سناریوی چهارم، سناریوی مطلوب در راستای منافع غرب و آلمان است. لذا طبق این سناریو:

 گروههای مخالف غیرداعشی با حمایت های غرب بر اوضاع مسلط می‌گردند، درنهایت دولت بشار اسد فرومی‌پاشد و داعش، ضعیف شده و تحت کنترل قرار می‌گیرد و خارج از سوریه بصورت مهار شده ادامه حیات می‌هد. بدیهی‌است در چنین وضعیتی مهاجرت از اروپا برای پیوستن به داعش خاتمه یافته و مسئله موج مهاجرت حل خواهد شد. از همه مهمتر نظام سیاسی سوریه فروپاشیده و ضربه اساسی به محور مقاومت که در بخصوص در چند سال گذشته در دستور کار ائتلاف غربی بوده محقق خواهد شد. بنابراین تلاش‌ها از سوی آلمان برای محقق ساختن سناریوی احتمالی چهارم بکار گرفته می‌شود. مطالعه دیدگاه‌های ارائه شده رسمی در آلمان، بویژه وزارت امور خارجه برای دستیابی به یک ارزیابی دقیق در این باره ضروری است.

دیدگاههای رسمی و اعلامی وزارت امور خارجه آلمان

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان5در این قسمت تمرکز بر مواضع اعلامی و رسمی آلمان در حول محور موضوع بوده است. لذا گزاره‌های ارائه شده عمدتا از سایت وزارت امور خارجه آلمان استخراج شده است. برخی از دیدگاههای ارائه شده در سایت وزارت خارجه آلمان به قلم[21] هانس ماول استاد سیاست خارجی و روابط بین الملل دانشگاه تریر[22] و کارشناس ارشد بنیاد علم و سیاست است. و متخصص سیاست خارجی اتحادیه اروپا، امنیت اروپا- آتلانتیکی و اتحادیه اروپا است. مطالبی به قلم ایشان در باره مسائل گوناگون از جمله در باره سوریه در سایت وزارت امور خارجه آلمان نیز موجود است.

در سایت وزارت امور خارجه آلمان آمده است:

- اقدام سیاسی مقدم بر اقدام نظامی است. یعنی تردید عمیق در مورد استفاده از نیروی نظامی.

- طبق الزامات هنجاری قانون اساسی بر مبنای سیاست خارجی با جهت گیری ارزشی ( ارزش گرا)، بر هدف تحقق ایده اروپایی دموکراسی، کرامت انسانی و حقوق بشر...  . چندجانبه گرایی با نظر به متحدان در اتحادیه اروپا و ناتو جهت گیری شده است.

- پارلمان آلمان در چهارم دسامبر 2015 رای به ماموریت عملیاتی ارتش آلمان برای مبارزه با سازمان تروریستی داعش رای مثبت داد. بر این اساس 1200 نظامی آلمانی به ائتلاف بین المللی علیه داعش کمک خواهند کرد. این مصوبه مجلس تا دسامبر 2016 معتبر خواهد بود. اشتاین مایر تاکید کرد که هدف اصلی آلمان در مسئله سوریه راه حل سیاسی در چارچوب توافق وین است. این راه حل در خدمت مبارزه با داعش نیز خواهد بود.

- کمک به ائتلاف بین المللی علیه داعش.

- تاکید بر راه حل مسالمت آمیز در چارچوب توافق وین.

- مبارزه با داعش بر اساس درخواست امریکا مبنی بر افزایش حضور نظامی آلمان در جنگ علیه داعش.

- تا زمانیکه طرف های داخلی سوریه به جنگ با هم مشغولند طرف سوم (داعش) از این ماجرا خرسند است.

- توافق وین - آتش بس بین ارتش سوریه و مخالفان و بسیج برای مبارزه با داعش.

- حضور در سوریه به نشانه همبستگی با فرانسه و نشانه دوستی.

- در پی حوادث تروریستی، فرانسه نیاز به یک پاسخ مشترک از سوی اروپا نسبت به تهدیدات ناشی از تروریسم اسلام دارد.

- فیلیپ اتینه[23] سفیر فرانسه در آلمان بعنوان عضو کمیسیون اروپا در سخنان خود در برابر منتقدان در مجلس ملی فرانسه تاکید کرد که اجتناب از رویارویی با داعش نه امنیت ما و نه همسایگان ما را تامین نمی کند. هیچکس در دولت آلمان جنایات وحشیانه اسد را فراموش نمی کند: "کاری که ما انجام می دهیم هیچ ارتباطی به همکاری نظامی با اسد ندارد."

- سد موج مهاجرت و گسترش تروریسم به اروپا و آلمان اهمیت ویژه دارد.

- حضور ارتش آلمان در اتحاد علیه تروریسم و داعش دارای مشروعیت تحت قوانین بین المللی است.

- آلمان به طور مستقیم با ابزار جاسوسی و شناسایی اطلاعات، شناسایی ماهواره ای و در آینده نیز با هواپیمای شناسایی تورنادو برای حمایت از نیروی هوایی، هواپیماهای تانکر سوخت گیری هوا به هوا، ناوچه اسکورت ناو هواپیمابر فرانسوی و کمک کند.

- نقش آلمان در ائتلاف: 64 عضو ائتلاف ضد داعش به اضافه اتحادیه اروپا با تلاش های بین المللی برای مبارزه با تروریسم همکاری می‌کنند و اقدامات نظامی، قطع جریان مالی داعش، قطع تردد و حضور جنگجویان خارجی، ایجاد ثبات در مناطق آزاد شده را می نمایند.

- آلمان در تمام پنج حوزه در گروه های کاری مربوطه در ائتلاف بین المللی علیه داعش شرکت می کند. در ثبات در منطقه، آلمان نقش رهبری را بعهده گرفته است و رئیس گروه کاری مربوطه را عهده دار است.

با مطالعه موارد فوق درمی یابیم توصیه های اندیشمندان و تصمیم سازان آلمانی نیز در همین راستا بوده و حکایت از این دارد که تصمیم سازان آلمانی چگونه عمل کرده اند. بر همین اساس به مطالعه اهم دیدگاههای سطح نخبگان آلمانی در این باره می‌پردازیم.

دیدگاه‌های نخبگان تصمیم ساز آلمانی

به منظور درک اهداف آلمان برای تحقق آینده مطلوب در سوریه، تلاش نموده‌ایم علاوه بر رجوع به سیاست‌های اعلامی آلمان در خصوص سوریه، دیدگاههای نخبگان سیاسی، مشاوران ارشد دستگاههای دولتی، کارشناسان ارشد مراکز مطالعاتی که در گذشته دیدگاههای آنان در چرخه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری ساختار قدرت در آلمان موثر بوده و در اغلب مواقع نظرات آنان در حوزه سیاست خارجی به سیاست کشور تبدیل شده، مورد مطالعه قرار دهیم. در میان برخی از چهره ها شاخص و موثر در این باره، به اهم دیدگاههای تعدادی از برجسته ترین آنان می‌پردازیم:

1- گیدو اشتاینبِرگ[24]

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان6وی کارشناس بخش خاورمیانه و افریقای SWP می‌باشد که در زمینه‌های خاورمیانه، شبه جزیره عربستان، اکراد در خاورمیانه، جهادگرایی، اسلامگرایی، اسلام‌سیاسی، تروریسم به پژوهش می‌پردازد. ایشان مرجع صاحب صلاحیت و معتمد دادگاههای آلمان در پرونده محاکم به اصطلاح تروریسم اسلامی است. وی همچنین از سال 2001 تا 2005 کارشناس ارشد بخش تروریسم صدر اعظمی آلمان بوده است. در سال های اخیر پژوهش‌های زیادی از وی در باره بحران‌های منطقه خاورمیانه، تحولات سوریه (داعش، دولت بشار اسد، بازیگران منطقه ای و فرامنطقه‌ای در سوریه و...)، مداخله نظامی آلمان در خارج از مرزهای این کشور منتشر شده است. وی به ایران نیز سفرهای کاری داشته است. گزاره‌های زیر حاصل مطالعه مهمترین دیدگاههایش بوده است:

- سیاست های فعلی در باره سوریه به شکست انجامیده است و نتایج بدی به بار آورده است.

- سوریه در حال فروپاشی است.

- هرجا که دولت سوریه از دست بدهد؛ گروههای جهادی اشغال می کنند، بر آن مسلط می شوند و امنیت اروپا مورد تهدید قرار می گیرد و سیل پناهندگان به اروپا سرازیر می شوند .

-منافع حیاتی آلمان در گرو سوریه با ثبات است که در آن مردم سوریه بدون ترس از دولت خود زندگی کنند این امر فعلا دور از دسترس است لذا سیاست آلمان باید اهداف خود را متعادل کند و از پیگیری اهداف بلند پروازانه بپرهیزد. بخاطر بروز وضعیت فاجعه بار از پیشروی داعش و عقب نشینی دولت سوریه باید جلوگیری شود. این اقدام بخاطر هجوم موج جدید پناهندگان ضروری است.

- هرچه سریعتر داعش تضعیف شود.

- مذاکره با دولت ایران، روسیه و بشار اسد برای حل بخشی از مشکل (تضعیف داعش و بحث مهاجرین و فرصت برای تقویت مخالفین به اصطلاح میانه رو).

- پشتیبانی از اکراد شمال سوریه از جهات گوناگون- منطقی است که آلمان اکراد سوریه را با سلاح و آموزش (مشابه حمایت ها و کمک هایی که از اکراد عراق می کند) مورد پشتیبانی قرار دهد.

- جلب موافقت ترکیه- بدون هر گونه توافق تنگاتنگ میان آلمان و ترکیه سیاست هدفمندی از سوی آلمان در مسئله سوریه وجود نخواهد داشت و این کار بسیار مشکلی است.

- عاقلانه خواهد بود اگر به جز متحدین کرد، به فکر هم‌پیمانان دیگری هم باشیم. (گروههای دیگر غیر کرد).

- تسلیح و تقویت گروههای معارض سنی.

- حملات علیه داعش همراه با ائتلاف. اعزام نیروی زمینی نباید از سوی امریکا یا اروپا صورت گیرد، زیرا مشکل بزرگی در مبارزه با جهادگران بومی ایجاد می کند.

- نیروی زمینی علیه داعش باید از میان غیر اسلامی های عرب سنی باشند که بار اصلی جنگ را بدوش بکشند.

-صرفنظر کردن دولت سوریه از درگیری با گروههای دیگر (غیر داعش)- برای جلوگیری از ادامه مهاجرت ها و گسترش تروریسم ضروری است.

- چشم انداز نهایی مذاکره با اسد نباید آنطور که مسکو مایل است، اتحاد با نیروهای اسد باشد، زیرا این کار منجر به این خواهد شد که اکثریتی از مردم سوریه را تبدیل به دشمن خود کنیم.

- آلمان و اروپا باید امریکا را متقاعد سازند که از شورشیان غیر اسلامی بطور موثر حمایت نماید و خودش نیز در چنین برنامه‌ای مشارکت کند. این تنها امکان برای مبارزه موثر با داعش است.

- درسوریه هیچ متحدِ محلیِ قدرتمند و مورد اعتمادی وجود ندارد، لذا امریکا و اروپا صادقانه می‌گویند که استراتژی برای سوریه ندارند. (نداشتن استراتژی به این معنی است که ابتدا باید آلترناتیو قوی و مورد اعتماد را ایجاد کنند و سپس سقوط بشار اسد را جدی‌تر دنبال کرده و در اولویت قرار دهند. لذا خارج کردن اولویت سقوط نظام سوریه به این دلیل است).[25]

گیدو اشتاینبرگ در جدیدترین گزارش خود (در آوریل 2016) به پافشاری بشار اسد در ماندن در حکومت و عدم امکان پذیرش داعش در مذاکرات، بعنوان مشکلات سوریه اشاره می کند و در عین حال مشکل مهمتری را در سوریه گوشزد می‌کند که عبارت از جبهه النصره و بخصوص گروه احرار الشام است. همزمان وی در تحلیلی منصفانه گروه احرار الشام را بعد از داعش بزرگترین گروه شورشی در سوریه می خواند که دارای جهت‌گیری‌های سلفی است که روابط تنگاتنگ با جیهه النصره و القاعده دارد. همچنین یادآور می شود که احرار الشام سعی دارد خود را جزو شرکای ائتلاف امریکایی در سوریه معرفی کند که این امر می تواند با بی توجهی امریکا به شکست ائتلاف بیانجامد.[26]

2- فولکر پِرتِس[27]

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان6وی رییس بنیاد علم و سیاست آلمان SWP و همکارِ استفان دی میستورا[28] نماینده ویژه سازمان ملل در امور سوریه می باشد. زمینه های پژوهشی ایشان سیاست خارجی و امنیتی آلمان و اتحادیه اروپا، سازمان های بین المللی، پویش‌های منطقه‌ای و تحولات در خاورمیانه بوده است. ایشان از جمله افرادی است که در تهیه گزارش مشترک بنیاد علم و سیاست و بنیاد مارشال بنام "قدرت جدید مسئولیت‌ جدید" (که در بالا به آن اشاره شد) سهیم بوده‌است. وی نزد دستگاههای تصمیم‌گیر در آلمان فردی معتبر و بسیار تاثیرگذار در مسائل خاورمیانه و سوریه است. ایشان نیز در سال‌های اخیر دیدگاههای خود را به اشکال گوناگون در مسئله خاورمیانه و سوریه منتشر کرده است. وی همچنین بارها به ایران سفرها کاری داشته است. چکیده‌ای از مهمترین دیدگاههای وی به شرح زیر است.

- بدون پایان جنگ میان رژیم اسد و مخالفین مسلح سوریه، داعش که اهداف آن فراتر از سوریه است، نه عقب می نشیند و نه کنار می رود.

- در جنگ داخلی میان رژیم و مخالفانش راه حل نظامی وجود ندارد. این جنگ هر دو طرف را ضعیف می‌کند. امروز رژیم بر کمتر از یک سوم خاک سوریه مسلط است. مخالفان ناقص‌اند و پایگاه اجتماعی هر دو طرف خسته از جنگ.

- اعتقاد به راه حل مسالمت آمیز در سوریه بر مبنای مشارکت همه گروهها و جریانات داخلی.

- مشارکت همه سوری‌ها در تعیین آینده سوریه که پیش مقدمه آن یک کنفرانس ملی سوریه است که همه جریان های سوریه حرف خود را بزنند.

- خیلی خوب است که آلمان و اتحادیه اروپا از ابتکارات سازمان ملل حمایت کنند.

- آلمان نباید خود را از مسئله سوریه کنار بکشد، درحالیکه سازمان ملل دنبال نیروی نظامی است.

- سوریه به یک آتش بس یا یک سلسله آتش بس‌هایی نیاز دارد.

- طرف‌های درگیر در سوریه باید نسبت به آینده سوریه وارد مذاکره شوند.

- بدون حل اختلافات ایران و عربستان در سوریه، رسیدن به یک راه حل در سوریه ممکن نیست. لزوم ورود ایران عربستان و... در مسئله سوریه.

- عدم امکان توافق با داعش در سوریه برای رسیدن به راه حل (داعش بخشی از راه حل سوریه نیست).

- بدون کمک بین المللی عقب راندن داعش محقق نخواهد شد.

-بسیاری از بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی در سوریه خود بخشی از مشکل سوریه‌اند که در درگیری های این کشور دنبال مقاصد ژئوپلیتیکی خود هستند. اما علیرغم این اگر مایل باشند نقشی در دستیابی به راه حل صلح آمیز داشته باشند، باید با آنان گفتگو کرد.[29]

- "حتی پس از به توافق رسیدن دولت و مخالفان هم جنگ برای عقب راندن داعش ادامه خواهد داشت که بدون کمک بین المللی تحقق نمی‌یابد. داعش بخشی از راه حل سیاسی سوریه نیست، زیرا حاضر به زندگی مسالمت امیز با دیگران نیست. پس با چه کسی برای دستیابی به راه حل سیاسی صحبت کرد؟ پاسخی که راضی کننده نیست این است که : با تمام بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، بدون در نظر گرفتن اینکه تاکنون خود بخشی از مشکل بوده اند و اکنون حاضرند بخشی از راه حل باشند.[30] فولکر پرتس در کنایه‌ای ادیبانه می‌گوید"این قدرت‌ها تاکنون سوپ ژئوپلیتیکی خودشان را در جنگ سوریه می‌پختند و کشور را بسوی جنگ سوق می‌دادند[31]".

- نفی همراهی و همکاری با دولت سوریه برای مبارزه با داعش.

- نفی شعار تحریم گفتگو با بشار اسد و همزمان نفی شعار حذف بشار اسد.

- "تحریم گفتگو با دولت بشار اسد و مطالبات بی ثمری مانند حذف بشار اسد به همان اندازه برای روند انتقالی کم فایده است که فکر کنیم همراهی با اسد در جنگ با داعش منجر به عقب راندن داعش خواهد شد."[32]

3- کریستیان هانِلت[33]

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان8وی کارشناس ارشد بنیاد برتلزمان[34] در حوزه مسائل خاورمیانه آلمان است. ایشان نیز درمکتوبات خود در خصوص خاورمیانه، دیدگاه‌ جدی دارد که در آثار وی قابل ملاحظه است. لذا گزیده‌ای از دیدگاههای ایشان را به شرح زیر ارائه می‌نماییم:

- رقابت بر سر قدرت سیاسی توسط ایران، عربستان و ترکیه در یک سو و امریکا و روسیه از سوی دیگر، موجب تشدید جنگ در سوریه شده است.

- ایالات متحده پس از شروع درگیری‌ها اقدام به کمک‌های گوناگون به اکراد در منطقه نمود ولی روسیه عمدتا حملات سیاسی و بمباران های هوایی خود را از سپتامبر 2015 بیشتر بر بمباران نیروهای سکولار و اپوزیسیون اسلامی غیر داعشی متمرکز ساخت و کمتر به مبارزه با داعش پرداخت.

- عربستان به تقویت سنی ها برای کاهش نفوذ ایران مبادرت ورزید و ایران نیز متقابلا به حمایت از شیعیان علوی پرداخت.  ضمن اینکه سوریه برای ایران از جهت اتصال به حزب الله لبنان اهمیت زیادی دارد.

- ایالات متحده تمایل زیادی برای مداخله در سوریه نشان نمی داد اما همزمان از متحدان منطقه ای خود (اسرائیل ترکیه و عربستان سعودی) پشتیبانی می نمود تا قدرت منطقه‌ای ایران و روسیه را کاهش دهد.

- تلاش ترکیه برای جلوگیری از تشکیل یک دولت کردی نیز مشهود است اما بطور پارادوکسیکال از اکراد شمال عراق در برابر دولت شیعی عراق حمایت می کند.

- پیشنهادات مشخص وی:

- کمک های بشر دوستانه به مردم سوریه از طرق مختلف.

- علیه البغدادی و بشار اسد در دادگاه لاهه اقامه دعوی در رابطه با جنایات جنگی انجام شود. مشابه سوابق بالکان.

- با توجه به اینکه هیچ‌یک از گروههای درگیر داخلی، باقی ماندن بشار اسد را برنمی تابند، تمرکز بر دولت انتتقالی و تغییر چهره حکومت متشکل از طیف های گوناگون سیاسی ضروری است.

- حمایت سیاسی، دیپلماتیک و مالی اپوزیسیون سکولار در سوریه و تقویت آنان. نباید این امر فقط به عربستان و قطر واگذار شود.

- با توجه به ترس اقلیت ها از حاکمیت آینده تسنن در سوریه ، باید سازمان ملل تضمین‌های امنیتی لازم را بدهد.

مناطق تحت کنترل و اشغال گروههای میانه رو و معتدل (سکولار و غربگرا) در برابر حملات دولت سوریه و داعش مورد حمایت قرار گیرد.

- بلحاظ عملیاتی داعش از مناطق خود عقب رانده شود و تبلیغات داعش در این مناطق خنثی شود و همچنین با تبلغات اینترنتی آنان مقابله گردد.

- در ابعاد دیپلماتیک از فضای  بعد از توافق برجام استفاده شود و در وین با مدیریت مشترک امریکا و روسیه 17 کشور گرد هم آیند. بخصوص حضور فعال ایران عربستان و ترکیه در مسیر حل بحران ضروری است.

- ایجاد یک روابط تنگاتنگ با ترکیه از سوی اتحادیه اروپا برای مسئله مهاجرت ضروری است. مذاکرات با ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا نیز در بالا بردن هزینه های جنگ  و موج مهاجرت برای ترکیه موثر خواهد بود. بدین ترتیب اتحادیه خواهد توانست بر ترکیه در مورد مسئله مهاجرت، اکراد و سیاست‌های در ترکیه نفوذ یابد.

- نارحت کننده این است که اتحادیه اروپا نفوذی زیادی در سوریه ندارد، اما علاوه بر سوریه همسایگان این کشور نیز که بلحاظ انسانی و مالی بار زیادی را متحمل می‌شوند، بندرت خود را با مسئله مهاجرت مواجهه می بینند.[35]

با مطالعه هر دو بخش از گزاره های مربوط به دیدگاههای رسمی و نخبگان می‌توان گفت که همپوشانی میان دیدگاههای رسمی و نخبگان مراکز مطالعاتی آلمان کاملا مشهود است.

علاوه بر افراد فوق، تعداد دیگری از کارشناسان آلمانی مانند خانم موریل آسه بورگ[36] کارشناس ارشد بخش خاورمیانه و افریقای SWP نیز وجود دارد که بررسی نظرات آنان می تواند در پیشبرد بحث مفیدواقع شود، اما بلحاظ رعایت اختصار صرفنظر شده است.

اهداف آلمان برای تحقق سناریوی چهارم

با توجه به گزاره های مشترک در میان دیدگاههای موثر رسمی و غیر رسمی، اهداف آلمان برای رسیدن به نتیجه مطلوب که همان سناریوی چهارم است، به شرح زیر می‌باشند. این اهداف دغدغه های آلمان را مرتفع می‌سازند:

1- وارد کردن ضربه به داعش و تضعیف آن

- باید داعش تاحدی ضعیف گردد که فاقد ظرفیت های لازم برای بدست گرفتن قدرت در آینده سوریه گردد.

- داعش از عاملی برای ایجاد ناامنی در اروپا خارج شود. انگیزه‌ی سمپات‌های اروپاییِ داعش سلب گردد تا تردد عوامل داعش از اروپا و بالعکس متوقف گردد. بدین ترتیب هرگونه تهدید تروریستی از سوی داعش در خاک آلمان روند کاهشی را طی نماید.

- داعش از عاملی برای ایجاد موج مهاجرت به اروپا خارج شود. فرض آلمانی‌ها این است که از موج مهاجرت در نتیجه وحشت مردم سوریه بدنبال پیشروی‌های داعش در سوریه است. برخی اسنادی که پیشتر به آنها پرداخته شد، نیز تصریح دارند که پیشروی داعش یا پیشروی ارتش سوریه، هردو منجر به تشدید موج مهاجرت می‌گردد.

2- شکل گیری یک جریان قوی سیاسی- نظامی متحد غرب در سوریه

ایجاد آلترناتیو نظام سوریه. ساماندهی یک جریان نسبتا متحد از گروههای به اصطلاح معتدل در سوریه برای تضمین حاکمیت آینده سوریه برای نیروهای داخلی غرب گرا، لیبرال و سکولار (جریانات تحت نفوذ ائتلاف غربی) و جلوگیری از شکل گیری مجدد محور مقاومت در این کشور.

3- تغییر نظام سیاسی فعلی در سوریه، به شکست کشاندن دولت و فروپاشی نظام

درصورت پیشرفت اهداف اول و دوم بصورت همزمان و پس از تحقق آنها و مساعد بودن شرایط در یک اقدام نهایی و قاطع هدف سوم پیگیری خواهد شد.

آلمان برای دستیابی به اهداف فوق، از راهکارهایی به شرح زیر سود می برد.

راهکارهای آلمان برای تحقق اهداف این کشور در سوریه

الف- اقدامات عملیاتی، استفاده از ظرفیت بازیگران منطقه ، تعامل با طرف های ثالث، عملیات روانی و ...

آلمان در راستای اهداف فوق راه‌کارهای زیر را دنبال خواهد کرد:

- انجام اقدامات نظامی در قالب ائتلاف غربی، اعم از هوایی و پشتیبانی اطلاعاتی (هواپیماهای شناسایی)و...

- هواپیماهای شناسایی تورنادو، ناوچه برای مراقبت از ناو هواپیمابر شارل دوگل فرانسه، هواپیمای سوخت رسان به همراه هزار و 200 نظامی آلمانی.

- تقویت تسلیحاتی، آموزشی، سیاسی و مالی طیف های غیر اسلامگرا، غربگرا، اکراد، (غیر داعش) و کلا گروههایی که ائتلاف بر آنها تسلط سیاسی نظامی بیشتری دارد. تاثیرگذاری جدی بر صحنه عملیات از طریق حمایت مستقیم از گروههای مخالف در ابعاد تسلیحاتی، آموزشی، مالی و.... از طریق حضور در منطقه، مرزهای ترکیه و نمایندگان جریانات سوری در خارج از منطقه.

- مشروعیت بخشی هرچه بیشتر به جریانات مورد تایید خود، در نظام بین الملل از طریق ابزارهای رسانه ای

- تمرکز بر سرکوب داعش، ایجاد روند فرسایشی در توان رزمی داعش. در مرحله نخست ایجاد توازن قوا میان داعش و سایر گروهها و سپس متوقف کردن توانمندی های نظامی داعش و کاهش وزن آنان در قبال سایر گروههای مخالف و نهایتا جلوگیری از توان عملیاتی آنان.

- تلاش برای عدم درگیری دولت سوریه، ج.ا.ا و روسیه با گروههای غیر داعشی (کمک گیرنده از ائتلاف غربی). اینکار نیز به منظور جلوگیری از تضعیف ظرفیت های نظامی و عملیاتی این گروهها انجام می‌شود.

- استفاده از ظرفیت های دولت سوریه و کشورهای حامی آن در راستای اهداف خود. بعبارت دیگر درگیر کردن ظرفیت های عملیاتی ارتش سوریه، ایران و عملیات هوایی روسیه صرفا علیه داعش.

- تداوم خط اعتبار زدایی از دولت سوریه همزمان با تعامل در مبارزه با داعش و تخریب وجهه حامیان سوریه .

- مشروعیت بخشی به مداخلات ناتو و ائتلاف غربی در منطقه و سوریه و تقویت ائتلاف.

- برقراری خط مذاکراه و تعامل با دولت سوریه به منظور:           

- تمرکز اراده سیاسی سوریه بر جنگ با داعش و پرهیز از درگیری با سایر گروهها و نجات جان خلبانان آلمانی در صورت سقوط.

- همکاری اطلاعاتی با دولت بشار اسد و ارائه برخی اطلاعات نظامی مربوط به داعش برای ترغیب ارتش سوریه بر تشدید درگیری صرفا با داعش. بکارگیری توان عملیاتی و پشتیبانی سوریه علیه داعش که می تواند اولا منجر به تضعیف داعش گردد و ثانیا فرسایش توان عملیاتی ارتش سوریه در جنگ با داعش را در پی داشته باشد. جنگ شدید با داعش و خنثی یودن در برابر سایر گروهها .

- تعامل با ایران و روسیه به منظور تاثیر گذاری بر سیاست های آنان در قبال سوریه. ایران، روسیه در راستای تمرکز بر داعش و تداوم بیشتر تضعیف ماشین جنگی داعش

- مذاکره با ترکیه به منظور:

- توجیه و ترغیب ترکیه برای کمک به گروههای کردی سوریه در کنار کمک به سایر گروههای مورد تایید.

- مذاکره با ترکیه و توجیه آن برای کنترل موج مهاجرت و نیز تردد عناصر رزمی مخالفین به اروپا و بالعکس.

- پیگیری خط میانجیگری میان ایران و عربستان برای بهره برداری کامل از ظرفیت های منطقه برای دستیابی به اهداف. مذاکره با ایران و عربستان برای میانجیگری در مسئله سوریه – صرفنظر کردن عربستان از نیروهای داعش و القاعده در سوریه و نرمش ایران نسبت به تقویت نیروهای غیر داعشی در سوریه از سوی غربی ها مهمتری محور میانجیگری خواهد بود و تحقق آن همزمان به اهداف آلمان کمک می کند.

- تعامل با عربستان به منظور:

- تامین کمک های مالی، اقلام تسلیحاتی و... به جریانات غرب گرا در سوریه .

- مذاکره با عربستان برای قطع حمایت از داعش و القاعده.

- اصلاح عملکرد عربستان و ترکیه و... و نیز تحکیم و گسترش ائتلاف غربی در سوریه برای مشروعیت بخشی به متحدان منطقه ای غرب .

نتیجه گیری، ارزیابی و پیشنهادها

مجموعه تحولات مرتبط با موضوع این نوشتار در آلمان، نظیر تحلیل و نگاه کارشناسان و تصمیم‌سازان این کشور نسبت به مداخله در عملیات نظامی برون مرزی و مشارکت در ائتلاف امریکایی در سوریه، ادبیات تولید شده برای توجیه مشروعیت آن، قانونی نمودن آن از طریق نهادهای رسمی کشور، همه حاکی از پیوند دقیق میان این تحولات با یکدیگر است.  لذا با توجه به مباحث علمی در مورد "آینده پژوهی و روند ها"، می‌توانیم این مسئله را بعنوان یک روند جاریِ جدید در سیاست خارجی آلمان مورد شناسایی قرار دهیم و سپس به ارزیابی و تحلیل آن بپردازیم. عوامل متعددی بر روندها تاثیرگذارند که از جمله آن‌ها عوامل انسانی، نخبگان و تصمیم سازان موثر بر شکل‌گیری روند هستند.[37] لذا در این نوشتار به این جنبه نیز توجه شده است.

بنظر می رسد در آینده این روند در سطحی گسترده تر پیش خواهد رفت، بنحوی که از این پس رویکردهای وسیع تر  نظامی و تحرک نظامی جدی‌تری از سوی آلمان در صحنه بین‌المللی در همراهی با ناتو ایالات متحده امریکا و اروپارا در مناطق مختلف اعم از خاورمیانه و اروپا شاهد باشیم.

اما نگاه به این پدیده بعنوان یک روند در سیاست خارجی آلمان، زمانی از ارزش بیشتری برخوردار می گردد که درک آینده و پیامدهای این روند بر جمهوری اسلامی نیز مد نظر قرار گیرد. در این رابطه باید گفت که قاعدتا جمهوری اسلامی نیز درمواجهه با بحران سوریه دارای نگرانی‌هایی به شرح زیر می باشد:

- حفظ و تقویت محور مقاومت.

- حفظ متحدان منطقه ای جمهوری اسلامی ایران.

- افزایش قدرت بازیگری ج.ا.ا. در منطقه.

- کاهش نقش دول غربی در تحولات منطقه.

- ضرورت تحقق وحدت اسلامی و حذف داعش بعنوان عامل تفرقه و بسیج اهل تسنن علیه شیعه.

اکنون با توجه به آنچه گفته شد، سوالاتی مطرح است که سعی خواهد شد پاسخی قابل اعتنا به آنها داده شود.

آیا روند مورد اشاره در سیاست خارجی جدیدآلمان مبنی بر مداخله نظامی در بحران های منطقه ای مانند سوریه تحت عنوان "مسئولیت بیشتر"، تاثیری بر نگرانی‌ها واهداف جمهوری اسلامی ایران دارد؟ در پاسخ باید گفت که با اجرایی شدن گفتمان جدید آلمان ها، احتمال پیامدهای زیر متصور است:

- کاهش نسبی قدرت بازیگری و نفوذ ج.ا.ا در منطقه.

- مشروعیت زدایی از جمهوری اسلامی و زیر سوال بردن مبارزه ج.ا.ا با تروریسم.

- تضعیف دولت سوریه بعنوان یک متحد منطقه ای.

- افزایش احتمال تضعیف محور مقاومت.

- تقویت جریانات غربگرا در سوریه.

- تقویت روانی متحدان منطقه ای غرب (بویژه ترکیه و عربستان) و افزایش اعتبار آنان.

- احتمال نزدیک شدن افکار عمومی منطقه به سیاست های ائتلاف غربی در سوریه.

- تقویت ائتلاف غربی در سوریه و افزایش مشروعیت مداخلات ناتو و ائتلاف در بحران های منطقه.

سوال دیگری که مطرح است این است که آیا نوع مداخله آلمان در خاورمیانه ـ در پیروی از دیگر متحدان ناتو و به عنوان مکمل آنها خواهد بود و یا به صورتی دیگر؟  بنظر می رسد علاوه بر اینکه اساسا بطور کلی مداخلات آلمان بر اساس یک ضرورت داخلی و یک برنامه ریزی بلند مدت طراحی شده، اما بطور مشخص مداخله آلمان در سوریه علاوه بر تامین اهداف و اولویت‌های ملی، در راستای تحکیم روابط با متحدان غربی (اروپا و فرانسه، ناتو و بویژه ایالات متحده امریکا) نیز قابل تحلیل است. بدیهی است از نظر اجرایی نحوه عمل آلمان در حضور نظامی خود در سوریه در تکمیل اقدامات ائتلاف غربی در سوریه بوده و همچون افغانستان با توجه به مزیت های نسبی نظامی، فنی، لجستیکی و اطلاعاتی آلمان بویژه در شناسایی های هوایی در خدمت ائتلاف غربی خواهد بود. مواضع رسمی و کارشناسان و نخبگان تاثیرگذار در سیاست خارجی آلمان حاکی از این است که اهداف کلان آلمان در سوریه نیز در خدمت جبران شکست سیاست های ائتلاف غربی در سوریه خواهد بود.

از منظر دیگر این سوال مطرح است که آیا آلمان در صدد توسعه حوزه نفوذ خود در خاورمیانه خواهد بود؟

با توجه به اینکه آلمان در یک برنامه از پیش مدون در قالب پذیرش مسولیت بیشتر به گسترش ماموریت های برون مرزی ارتش و مداخله در بحران های منطقه ای مبادرت می ورزد، علاوه بر اینکه یک اقدام در چارچوب اقدام مشترک با متحدان غربی خود است، اهداف ملی زیر را نیز در بلند مدت دنبال می کند:

- افزایش قدرت بازیگری خود در تحولات منطقه ای.

- نمایش اهمیت نقش خود در صحنه بین المللی برای حل وفصل بحران ها.

توسعه حوزه نفوذ خود در منطقه بویژه در ابعاد اقتصادی (بعنوان یک اقتصاد بزرک متکی بر صادرات)

- تمرین اتکا به خود در تامین اولویت های امنیتی خود و کاهش وابستگی به ایالات متحده امریکا. بویژه آلمان همواره بر این امر تاکید داشته که نیاز به امریکا دوطرفه بوده  آلمان نیز قادر به ایفای نقش هایی است که بتواند به امریکا کمک نماید و نیازهای آنان را رفع کند.

اکنون آیا امکان پیشگیری از مداخله آلمان در خاورمیانه وجود دارد؟ بنظر می رسد امکان جلوگیری از مداخله آلمان در خاورمیانه وجود ندارد. اما اقدامات ج.ا.ا باید متمرکز بر سد راه موفقیت ائتلاف غربی باشد. پیشنهادهایی در این باره ارائه خواهد شد. آنچه اهداف فعلی آلمان را با عملکرد گذشته آلمان متمایز می سازد تغییر اولویت در اهداف است. درگذشته نزد المان ها و عمدتا سایر متحدان غربی آنها نسبت به داعش این نگاه حاکم بود که:

- اولا ائتلاف امریکایی در سوریه می تواند از ظرفیت های عملیات نظامی داعش برای تغییر نظام سوریه استفاده نموده و یک فرصت استثنایی برای فشار بر دولت سوریه و جمهوری اسلامی و طبیعتا بر حزب الله خواهد بود.

- ثانیا نسبت به داعش این امیدواری وجود داشت که هر زمان نیاز باشد می تواند تحت کنترل قرار گیرد. در صورتیکه نتوانند داعش را مهار نمایند، درموقع مقتضی که همان آینده سوریه است، می توانند داعش را کنار بزنند.

تحولات میدانی مبنی بر کاهش چشمگیر وزن اپوزیسیون غربگرا در سوریه در برابر داعش، موجب شد تا این نگرانی افزایش یابد که مادامی که داعش در سوریه جولان می دهد امکان سرمایه گذاری برای اینده سوریه برای به قدرت رساندن جریان های غربگرا عملی نخواهد بود. لذا تضعیف داعش همزمان با تقویت اپوزیسیون سکولار و غربگرا در اولویت اول قرار گرفت و سقوط نظام فعلی سوریه به اولویت سوم بدل گشت.

پیشنهادها: اقدامات اجرایی، روشنگرانه و عملیات روانی

1- لزوم تشدید عملیات در برابر تمام گروههای تروریستی سوریه

2- اصرار بر شناسایی کلیه گروههای مسلح سوریه (اعم از داعش، شاخه های القاعده، جبهه النصره، احرار الشام و غیره) بعنوان گروههای تروریست؛ با توجه به عملکرد آنان در اقدامات مسلحانه. مشروعیت زدایی از طرح های ائتلاف غربی در تفکیک گروههای تروریستی به معتدل و افراطی. مشروعیت زدایی از هرگونه تفکیک.

3- توجیه دولت سوریه نسبت به تغییر اولویت های ائتلاف با بازیگری آلمان در سوریه و قرار نگرفتن در بازی جدید آنان. استفاده از ظرفیت های آلمان برای ساخت تصویر ضد تروریستی از ارتش سوریه پیشنهاد می‌گردد.

4- توجیه روسیه نسبت به تغییر اولویت های ائتلاف با بازیگری آلمان در سوریه (اولویت سقوط بشار اسد جای خود را به اولویت فروپاشی داعش داده است) و لزوم تقویت ائتلاف حمایت از نظام سوریه .

5- افشاگری در منطقه و جهان (بویژه در سطح افکار عمومی آلمان) نسبت به نقش منفی ترکیه و عربستان در حمایت از گروههای تروریستی و آتش افروزی در سوریه.

6- برگزاری کنفرانس ها و نشست های در باره وهابیت و نقش آن در شکل گیری تروریسم جدید در داخل و خارج از کشور (از طرق رسمی و غیر رسمی).

7- تقویت جریان های آلمانی مخالف مداخله در سوریه (ارتباط با جریانات ضد مداخله و ضد عربستان). تقویت دیدگاههایی که نسبت به گروههای ضد نظام سوریه بدبین هستند. (مانند آنچه در باره اشتاینبرگ گفته شد).

8- جلوگیری از پشتیبانی های تسلیحاتی، مالی و سیاسی ائتلاف غربی از گروههای به اصطلاح معتدل سوری (جریانات غرب گرا) و ممانعت از قدرت گرفتن آنان. 

پیشنهاد ها : برای طرح در مذاکره با طرف های آلمانی و اروپایی

1- نقد عملکرد آلمان و ائتلاف غربی در مذاکرات و نشست های کارشناسی با طرف آلمانی و انتقال مفاهیم زیر:

- ج.ا.ا. از هرگونه همکاری برای دستیابی به صلح در سوریه حمایت می کند.

- وضعیت فعلی سوریه (تسلط داعش بر بخش وسیعی از سوریه، موج مهاجرت و گسترش تروریسم) حاصل عملکرد قریب به 5 سال از سوی دولت های غربی و متحدان منطقه ای آنان است.

- آلمان هم در برهه ای از بحران سوریه در دام تحلیل های امریکایی مبنی بر حمایت از داعش برای مهار قدرت روزافزون ایران افتاده بود.

- تطهیر گروههای تروریستی نزدیک به القاعده تحت عناوین جریان‌های معتدل که تاکنون جرائم بیشماری از از جمله  نقش حقوق بشر دوستانه و تروریستی را مرتکب شده اند، واکنشی دوگانه در برابر تروریسم است و روش مناسبی برای دستیابی به صلح برای آینده سوریه محسوب نمی شود.

- هرگونه تفکیک میان گروههای تروریستی و برخورد گزینشی با آنان صرفا به این بهانه که تابع سیاست امریکا در سوریه هستند، نوعی تشویق تروریست هاست.

- مشروعیت بخشی به عربستان از سوی آلمان‌ها و چشم‌پوشی از حمایت عربستان از تروریسم ، صرفا بخاطر فروش تسلیحات به این کشور، بدون توجه به تفکر وهابیت که خاستگاه تروریسم تکفیری در منطقه است، دستاورد چندانی نخواهد داشت. عربستان باید در باره توقف اشاعه تفکر وهابیت تحت فشار قرار گیرد.

- علاوه بر لزوم برگزاری کنفرانس های مستقل در باره وهابیت و نقش آن در شکل گیری تروریسم جدید از سوی جمهوری اسلامی ایران، به طرف آلمانی نیز پیشنهاد برگزاری کنفرانس‌های مشترک داده شود.

- به دولت آلمان تفهیم گردد که تقویت مخالفان به اصطلاح میانه‌رو و متمایل به غرب در برابر تضعیف دولت سوریه، قطعا هرگونه تعامل ایران با آلمان در حل مسالمت آمیز بحران سوریه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.       

محمدحسن طاهری-گروه تخصصی آلمان   فروردین 1395                                                 



[1].  Der Diskurs „mehr Verantwortung“

[2] . گروه مطالعات امنيتي، تهديدات قدرت ملي شاخص ها و ابعاد، تهران،  انتشارات دانشگاه عالي دفاع ملی، 1387ص 8.

[3] . Diskursanalyse

[4] . برای مطالعه بیشتر در باره موضوع  ر ک: مریان یورگنس و لوئیز فیلیپس ، نظریه و روش در تحلیل گفتمان ترجمه هادی جلیلی، تهران، نشر نی، 1392 .  همچنین ر ک: فردوس گل آقا زاده، تحلیل گفتمان انتقادی، تهران، شرکت انتشارات علمی فرهنگی 1390.

[5] . Weißbuch 2006

[6] . Angela Merkel

[7].Gemeinsame Sicherheits-und Verteidigungspolitik(GSVP)-EN:Common Security and Defence Policy (CSDP)

[8].http://www.planungsamt.bundeswehr.de/ ... -9QPvTaPcYJ9224_s7kEGA!!/

[9] . Münchner Sicherheitskonferenz 2014

[10] . Joachim Gauck

[11] . Frank-Walter Steinmeier

[12] . ,Review 2014 — Außenpolitik Weiter Denken”

[13] . http://www.aussenpolitik-weiter-denke ... /article/-3037320f0e.html

[14] . رئوفی صفورا، تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان نقش ارتش در گفتمان مسئولیت بیشتر، تهران، ایران یوریکا، اسفند 94

[15] . Neue Macht Neue Verantwortung

[16] . Dr. habil. Markus Kaim

[17] . Stiftung Wissenschaft und Politik SWP

[18] . Dr. Constanze Stelzenmüller

[19] . The German Marshall Fund of the United States

[20]https://www.swp-berlin.org/fileadmin/contents/products/projekt_papiere/DeutAussenSicherhpol_SWP_GMF_2013.pdf

[21] . Dr. Hanns Maul

[22] . Universität Trier

[23] . Philippe Etienne

[24] . Dr. Guido Steinberg

[25] . Siehe:

Eine deutsche Strategie für Syrien  22.09.2015  http://www.swp-berlin.org/de/publikat ... trategie-fuer-syrien.html

Saudi-Arabien: Wichtiger, aber schwieriger Partner bei der Terrorbekämpfung Januar 2016

http://www.swp-berlin.org/publikation ... er-terrorbekaempfung.html

[26].http://www.swp-berlin.org/de/publikat ... ie_syrischen_taliban.html

[27] . Dr. Volker Perthe

[28] . Staffan de Mistura

[29] . اشاره ایشان به ایران، عربستان، ترکیه و روسیه است.

[30] . ایشان مجددا به قدرت هایی مانند عربستان، ترکیه و ایران و روسیه دارد

[31] . Mit wem aber wird man reden müssen, um eine politische Lösung zu erreichen? Die  unbefriedigende Antwort heißt: zunächst mit allen relevanten internationalen, regionalen und  lokalen Akteuren, die bereit sind, Teil dieser Lösung zu werden - unabhängig davon, wie weit sie bislang noch Teil des Problems sind, ihr geopolitisches Süppchen auf dem syrischen Konflikt gekocht oder das Land in den Krieg getrieben haben.

[32] . Siehe:Volker Perthes, Das Ende des Nahen Ostens, wie wir ihn  kennen,Berlin, Suhr-kamp Verlag, 2015

 Auch:Eine Lösung für Syrien 21/9/2015  handeslblatt  

https://www.swp- berlin.org/fileadmin/contents/products/medienbeitraege/150921_HB_Eine_Loesung_fuer_Syrien_Prt_Verf.pdf

[33] . Dr. Christian-Peter Hanelt

[34] . Bertelsmann Stiftung

[35] . Siehe:Syrien im fünften Jahr des Bürgerkriegs Januar 2016 – Bertelsmann stiftung  https://www.bertelsmann-stiftung.de/fi

es_Buergerkriegs_2015.pdf

[36] . Dr. Muriel Asseburg

[37] . برای مطالعه بیشتر رک: تقوی، مصطفی، آینده پژوهی- جلد 5 تحلیل روند، تهران، مرکز آینده پژوهی علوم و فناوری های دفاعی، 1395

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

ماراتن تشدید تنش‌ها در روابط ترکیه و آلمان

۱۳۹۶/۵/۱

راهکارهای تصمیم سازان بنیاد علم و سیاست آلمان SWP برای حفظ ترکیه در بلوک غرب

۱۳۹۶/۱/۱۹

از سیاست نگاه به شرق تا سیاست سرد: مرکل، پوتین و سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۶/۱/۱۵

جایگاه منطقه خلیج فارس در سیاست خارجی و امنیتی آلمان پس از جنگ سرد

۱۳۹۶/۱/۱۵

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۲۵

لایحه جدید وزارت دفاع آلمان؛ کنترل‌های امنیتی اسلامگرایان افراطی در ارتش

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

۱۳۹۵/۹/۲۹

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

۱۳۹۵/۹/۳

اهداف آلمان در دور جدید "امنیتی سازی" و "ایران‌هراسی"

۱۳۹۵/۷/۲۸

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۷/۲۴

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

۱۳۹۵/۴/۱۵

برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

۱۳۹۵/۴/۶

فهم سیاست در آلمان

۱۳۹۵/۲/۲۹

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۲/۴

معرفی کتاب «قدرت در مرکز»اثر دکتر هرفرید مونکلر

۱۳۹۴/۱۲/۱۱

ترمیم وجهه عربستان در مسئله تروریسم، سیاست جدید ائتلاف غربی

۱۳۹۴/۱۲/۲

تحلیلی کوتاه از سفر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان به تهران

۱۳۹۴/۹/۲۵

نگاهی کوتاه به زندگی و دوران صدارت اعظمی هلموت اشمیت

۱۳۹۴/۸/۳۰

رسوایی های اطلاعاتی اخیر در آلمان؛ بازتابی از سیاست خارجی آلمان و روابط فراآتلانتیکی

۱۳۹۴/۴/۱۵

سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۴/۴/۱۵

روایتی دیگر از همکاری جاسوسی آلمان و آمریکا

۱۳۹۴/۲/۲۷

افشای حمایت مالی آلمان از برنامه‌ هسته‌ای رژیم صهیونیستی

۱۳۹۴/۲/۱۵

نگرش نزدیکِ ایران و آلمان نسبت به تحولات یمن

۱۳۹۴/۲/۱۴

حمايت رئيس جديد پليس جنايي آلمان BKA از مبارزه با تروریسم اسلامگرایانه

۱۳۹۴/۲/۱۳