ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > آلمان > برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۴/۶ تعداد بازدید: 609

مقدمه:

پس از گذشت دو هفته از تاریخ 28 اسفند 94 که رسانه‌ها خبر مرگ گیدو وستروله وزیر خارجه سابق آلمان را اعلام کردند، مجددا خبر درگذشت وزیر خارجه اسبق آلمان هانس دیتریش گنشر در سطح وسیعی از رسانه‌های آلمان و جهان منتشر گردید. این بار مرگ شخصیت متفاوتی در سیاست خارجی آلمان مطرح بود. ابعاد شخصیتی و عملکرد گنشر در تاریخ سیاست خارجی آلمان از چنان جایگاه ممتاز و ویژه‌ای برخوردار است که مطالعه آن می‌تواند به درک سیاست خارجی آلمان و مقایسه آن با روند کنونی اش کمک نماید. لذا در این گزارش به این موضوع خواهیم پرداخت. در این رابطه، ابتدا بطور مختصر به زندگی گنشر پرداخته و به سمت‌های مهم سیاسی ایشان و تحولات سیاسی که وی در آن نقش داشته، اشاره خواهیم داشت. همچنین نگرش سیاسی و راهبردهای حاکم بر سیاست خارجی آلمان در دوران تصدی وزارت امور خارجه آلمان را مورد بررسی قرار خواهیم داد. آنگاه درباره عملکرد سیاست خارجی آلمان در رابطه با جمهوری اسلامی ایران بحث خواهیم نمود. در پایان جمع بندی و بررسی نهایی گزارش را ارائه خواهیم کرد.

Genscher1



هانس دیتریش گنشر[1] که بود؟

گنشر، نه تنها یک وزیر خارجه که یکی از مشاهیر سیاسی آلمان بود. وی در  ۲۱ مارس ۱۹۲۷ در حوالی شهر هاله[2]  در ایالت زاکسن آنهالت[3] (واقع در شرق آلمان) به دنیا آمد. او دوران نوجوانی خود را درآلمان شرقی کمونیستی سابق سپری کرد. وی یک مسیحی پروتستان معتقد بود. از سال 1943 مدتی در واحد ضد هوایی به عنوان کمک تیرانداز ضد هوایی خدمت کرد. از 17 سالگی در حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران[4] عضو گردید. گفته می شود بعلت گریز از عضویت اجباری در اس اس، او تمایل داشت افسر ذخیر ارتش باشد، لذا در ژانویه سال 1945 داوطلبانه به ارتش آلمان نازی پیوست. وی اندکی قبل از شکست ارتش آلمان در جنگ دوم جهانی توسط متفقین اسیر شد. پس از دو ماه آزاد شد و به عنوان کارگر ساختمانی مشغول بکار گردید. وی در سال ۱۹۵۲ پس از پایان تحصیلات در رشته حقوق در برمن[5] (در آلمان غربی) به عنوان وکیل مشغول به کار شد.

سمت‌های مهم سیاسی:

- از 1965 تا 1998 نماینده مجلس فدرال آلمان (بیش از 30 سال - 8 دوره) 

- از 1974 تا 1985 رئیس حزب دموکرات آزاد آلمان FDP

- 1969 تا 1974 وزیر کشور در دولت ویلی برانت به مدت 5 سال

- در سال ۱۹۷۴ هلموت اشمیت[6] سوسیالیست، جای ویلی برانت[7] را گرفت. گنشر در دولت اشمیت از 1974 تا 1992 وزیر امور خارجه و معاون صدراعظم آلمان شد (به مدت 18 سال)

- از 1984 تا 1985 رئیس شورای ناتو

- در سال 1992 از وزارت امورخارجه کناره گیری کرد.

رویدادها و فرازهای مهم در زندگی سیاسی وی:

- گروگانگیری مشهور فلسطینی‌ها در استادیوم المپیک مونیخ در سال 1972

- جنگ تحمیلی عراق علیه ایران 1980 - 1988

- اتحاد دو آلمان در آگوست سال 1990 

- تحولات اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی آن در سال 1991

- امضای پیمان ماستریخت در 1992

- انجام مأموریت‌های متعدد میانجیگرانه در برهه‌های مختلف

وی در تحولات فوق بطور جدی تاثیر گذار بوده و ایفای نقش نمود. او از نزدیک ماجرای گروگانگیری در المپیک مونیخ را مدیریت می‌کرد. وی در راستای سیاست تشنج زدایی، از سیاست‌های میخائیل گورباچف، رئیس جمهور شوروی سابق در ایجاد تغییرات پشتیبانی می‌کرد. وی یک سال بعد در قفقاز به همراه هلموت کهل با گورباچف،  درباره چگونگی وحدت آلمان شرقی و غربی پس از ۴۰ سال جدایی مذاکره کرد. از سوی دیگر توانایی او و تلاش‌هایش به منظور ایجاد اعتماد در متحدان غربی برای هموار کردن راه برای اتحاد دو آلمان و فروپاشی دیوار برلین در سال ۱۹۹۰ میلادی نقش بسزایی داشت. در همین رابطه به معمار اتحاد دو آلمان نیز شناخته شد.

گنشر پس از تشکیل آلمان متحد، برای حفظ توازن بین شرق و غرب آلمان تلاش زیادی کرد. همچنین او از حامیان ایده اروپای متحد بود. در فوریه سال ۱۹۹۲ به همراه تئو وایگل[8] وزیر دارایی وقت، پیمان ماستریخت[9]  را امضا کرد که چارچوب قانونی کنونی اتحادیه اروپا محسوب می‌شود. آزادی میخائیل خودورکوفسکی[10]، ثروتمند سرمایه‌دار و منتقد روسیه که به جرائم سنگین مالی محکوم شده بود، از جمله مواردی بود که گنشر در آن میانجیگری نمود. عمده ایفای نقش میانجیگرانه از سوی وی در دوران کناره‌گیری‌اش از سیاست بوده است.

تأثیرگذاری او بر سیاست خارجی به حدی بود که درباره سیاست‌های او از واژه "گنشریسم"[11] استفاده می‌شود. گنشریسم عبارت از هدفی بود که گنشر در سیاست خارجی خود مبنی بر نزدیکی روابط با بلوک شرق پیگیری می‌کرد. در دورانی که گنشر وزارت امور خارجۀ آلمانی را بر عهده داشت،‌ همواره بر گفت‌وگوی بین شرق و غرب تأکید می‌کرد. وی همیشه خواهان گفت‌وگو بین دو بلوک بود و همین گفت‌وگو‌ها در نهایت نقش مهمی در پایان جنگ سرد داشت. تاکنون درباره نقش گنشر در ماجرای جاسوسی گونتر گویلامه [12]در سال 1974، مطلب موثقی منتشر نشده است. گنشر در آن زمان وزیر کشور بوده است. اینکه گنشر در چه زمانی چه اطلاعاتی در این باره داشت؟ و چه اطلاعاتی را پنهان کرده بود؟ گنشر در خاطرات خود نوشته است: "درباره کیس گویلامه بعد از استعفای او حرفی نخواهیم زد."[13]

وی در تحول و تکامل آنچه در آلمان به "سیاست شرق"[14] معروف شد و رویکرد گفت‌وگو را جایگزین دشمنی با اتحاد جماهیر شوروی کرد، نقش داشت. طبق نظریه موسوم به «گنشریسم»، آلمان متحد اصلی ناتو بود و می‌توانست به صورت پلی بین شرق و غرب عمل کند.

سخنرانی سی‌ام سپتامبر۱۹۸۹ گنشر از بالکن سفارت آلمان در پراگ، نقطه‌ی عطف مهمی بود. هزاران شهروند آلمان شرقی که نتوانسته بودند برای سفر به آلمان غربی مجوز بگیرند، در محوطه سفارت آلمان در پراگ تجمع کرده بودند. گنشر در آن سخنرانی اعلام کرد با دولت کمونیست چکسلواکی توافق شده است که به پناهندگان آلمان شرقی اجازه ورود به آلمان غربی داده شود. گنشر علاقه زیادی به یکپارچه شدن اروپا داشت و گمان می‌کرد این یکپارچگی کلید موفقیت برای اتحاد دوباره‌ی دو آلمان خواهد بود. وی بشدت طرفدار اصلاحات سیاسی در لهستان و مجارستان بود. تحولات بعدی مهر تأییدی بر نظر وی بود: بلوک شرق فروپاشید و پس از آن دو آلمان دوباره متحد شدند. در سال ۱۹۹۰ مذاکرات اتحاد دوباره آلمان بین گنشر و همتای او در جمهوری دموکراتیک آلمان انجام شد. همان سال گنشر در به رسمیت شناختن جمهوری کرواسی از سوی آلمان نقش مهمی داشت و پس از آنکه کرواسی و اسلوونی اعلام استقلال کردند گنشر به این نتیجه رسید که یوگسلاوی دیگر یک پارچه نخواهد ماند.

خودِ وی درباره گنشریسم می‌گوید: "گنشریسم یعنی اینکه وقتی نمی‌توانم مستقیما به هدفی دست یابم، باید محیط را طوری تغییر دهم که هدف قابل دستیابی گردد."[15]

گنشرهمواره درباره تحولات داخلی و خارجی اظهار نظر می‌کرد. اخیرا در ماه‌های واپسین عمر خود، سیاست مرکل درباره پذیرش پناهندگان را مورد ستایش قرار داده بود. وی همچنین با پوتین رئیس جمهور روسیه ارتباط شخصی داشت. در حساس‌ترین ماه‌های منتهی به فروپاشی دیوار برلین، رفاقت خود را با اوارد شواردنادزه[16] وزیر امور خارجه شوروی سابق حفظ کرد.

گفته می‌شود، گنشر تبحر خاصی در گوش کردن و توجه به سخنان طرف مقابل در مذاکرات داشت و همواره از این حیث مورد تقدیر مخاطبان قرار می‌گرفت. این دیپلمات کارکشته و خبره در سیاست خارجی و سیاستمدار تاثیر گذار در قرن بیستم، مرد ماراتن سیاست، بهترین استراتژیست سیاست آلمان نیز لقب گرفته بود. حرف‌های زیادی درباره وی از زبان مشاهیر سیاست نقل شده است. آندره گرومیکو[17] وزیر خارجه وقت شوروی در کنفرانس خلع سلاح 1984 با عصبانیت به گنشر گفت که می‌خواهی دندان‌های ما را بکشی. ریچارد بارت[18] سفیر امریکا  در بن وی را آدم لیزی که نمی توان به او اعتماد کرد، خواند. اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان جمعه 13 فروردین (اول اوریل 2016) در حاشیه سفرش به دوشنبه پایتخت تاجیکستان، پس از شنیدن خبر درگذشت گنشر گفت: "گنشر در زندگی پر تحرک خود حقیقتا تاریخ را نگاشته است، تاریخ سرزمین ما، تاریخ آلمان و تاریخ اروپا. جایگاه او در کتاب‌های تاریخی قطعی است. غلبه بر دو تکه شدن آلمان و شکاف در اروپا در تمام زندگی او یک وظیفه بود...."

گنشر و جمهوری اسلامی ایران

بر خلاف امریکا و دیگر کشورهای اروپایی و غربی خصومت علیه انقلاب اسلامی در آلمان نسبتا کمرنگ بود. هنگامی‌که عراق به ایران حمله کرد و جنگ دو کشور شروع شد، آلمان موضع بی‌طرفی اتخاذ کرد اما این دولت نیز مثل دیگر دول اروپا از اظهارنظر درباره متجاوز خودداری کرد. هنگامی‌که رژیم صدام مناطق مسکونی ایران را بمباران می‌کرد، آلمان سکوت کرد و روابط با هر دو کشور را حفظ نمود.

دولت آلمان کاربرد سلاح شیمیایی توسط رژیم صدام را محکوم کرد، با این حال تلاش می‌کرد تا روابط بازرگانی با هر دو کشور ایران و عراق را ادامه یابد. مجروحان جنگ را می‌پذیرفت و مخصوصاً مصدومان شیمیایی را معالجه می‌کرد. البته آلمان بر طبق تعهدات بین‌المللی و مقررات داخلی خود نمی‌توانست به کشورهای در حال جنگ و به مناطق بحرانی اسلحه بفروشد، با وجود این بعضی از شرکت‌های آلمانی با زیر پا گذاشتن این مقررات! مواد اولیه لازم برای ساخت تسلیحات شیمیایی را در اختیار عراق گذاشتند. مدارکی که بعد از جنگ به دست آمد نشان داد همکاری شرکت‌های آلمانی با عراق در ساخت سلاح شیمیایی وسیع بوده است. محاکمه هشت تن از مدیران و رؤسای دو شرکت آلمانی در دادگاه شهر دارمشتات[19] نشان داد موضوع تا چه حد جدی بوده است.

Genscher3

در مرداد ماه 1363 (ژوئیه 1984)، هانس دیتریش گنشر وزیر امور خارجه آلمان به ایران سفر کرد. این سفر به‌عنوان سفر اولين وزير خارجه يك كشور اروپای غربی به ايران، حائز اهميت بسیار بود. گنشر با توجه به سوابق تاریخی روابط با ایران و با شناختی که از هویت مستقل انقلاب اسلامی داشت و احساس تضاد اصولی که انقلاب با دنیای غرب دارد، ظاهرا در سفر خود به ایران کوشید که این هویت را به رسمیت بشناسد و تاحدودی حساب آلمان را از سایر دولت‌های عضو بلوک غرب جدا سازد. وي در ايران با مسئولان و مقامات سياسي و اقتصادي مذاكراتي انجام داد و پس از بازگشت به آلمان اعلام كرد آنچه كه در اروپا در مورد ايران تصور مي‌شود، با واقعيات موجود در ايران تفاوت زيادي دارد. وی در اظهار نظری نامتعارف از سوی یک دیپلمات غربی تلاش قدرت‌های غربی برای منزوی کردن ایران را یکی از "بزرگترین اشتباه‌های" این کشورها توصیف کرد.

در خاطرات (3 خرداد 1366) آقای هاشمی رفسنجانی آمده است: "هیأت آلمانی آمد. نامه رئیس مجلس و پیام صدر اعظم و وزیر خارجه آلمان را آورد. او خواستار کمک ما برای نجات گروگان های آلمانی در لبنان شد. از موضع ضعف برخورد آغازگر جنگ دانست و به خاطر بکار بردن (سلاح) شیمیائی و زدن مراکز غیر نظامی، آن را محکوم کرد و از پخش فیلم اهانت آمیز به امام در آلمان عذر خواهی نمود."[20] مجله اشپیگل در 12 خرداد 1366 (اول ژوئن 1987) گزارش داد که هاشمی رفسنجانی در ملاقات با یورگن ویشنفسکی رئیس هیات آلمانی، هانس دیتریش گنشر را یک دوست خوب توصیف کرده است.

در 2/5/1366 گنشر اظهار داشت که عراق آغاز کننده جنگ و به کار گیرنده بمب‌های شیمیایی در جنگ با ایران بوده است. اما وی همزمان در خلال جنگ تحمیلی آلمان غربی به ایران نیز هشدار داد که درصورت خودداری از پذیرفتن قطعنامه، با انزوای بیشتری روبه‌رو خواهد شد. خبرگزاری رویترز با اعلام این خبر به نقل از منابع دیپلماتیک، اعلام کرد: "هانس دیتریش گنشر، وزیرخارجه آلمان، به‌طور روزافزونی به‌عنوان پل بین غرب و ایران عمل کرده و با آقای ولایتی، وزیرخارجه ایران، در تماس بوده است."

گنشر وزیرخارجه، در نوامبر 1988(1367) دومین سفر رسمی خود را به ایران انجام داد. طی این سفر موافقت‌نامه فرهنگی ایران و آلمان به امضا رسید. مسأله حقوق بشر یکی از موارد اختلاف غرب با تهران بود که آلمان هم از آن تبعیت می‌کرد. سومین مسافرت رسمی وزیرخارجه آلمان در 1991 (1370) در پایان خروج عراق از کویت بود. در این زمان صدام برای کردها مسأله ایجاد کرده بود و آلمان می‌خواست از کمک ایران به پناهندگان کرد عراق استفاده کند تا آن‌ها از آسیب صدام مصون بمانند.

در زمان وزارت گنشر، پس از آنکه گروگان‌های لانه جاسوسی امریکا  آزاد شده و به بیمارستان نیروی دریایی امریکا  در ویسبادن آلمان منتقل شدند، کارتر یک روز پس از پایان دوره ریاست جمهوری‌‎اش به ملاقات آنان رفت. او در سال ۱۹۸۱ گفت که جهان هرگز به نقش مهم آلمان غربی در مذاکرات مربوط به رهایی ۵۲ گروگان سفارت امریکا  در تهران پی نخواهد برد. کارتر گفت که آلمانی‌ها "به گونه‌ای به ما کمک رساندند که هرگز نمی‌توانم آن را نزد جهانیان افشا کنم". همه این‌ها حکایت از ایفای نقش گنشر و وزارت امور خارجه آلمان در تحولات بین‌المللی بخصوص رخدادهای مربوط به کشورمان دارد.

در کنار همه آنچه که درباره نقش آفرینی نسبتا مثبت آلمان در دوران گنشر مطرح شد، شخصِ گنشر از قبل از انقلاب نیز نسبت به تحولات مربوط به انقلاب اسلامی ایران حساسیت ویژه‌ای نشان داده است. بگونه‌ای که اسنادی از تعاملات با حکومت صدام درباره انقلاب اسلامی وجود دارد. طبق یک سند[21] در باره سیاست خارجی آلمان در اوج انقلاب اسلامی در سال 1357 هجری شمسی آمده است، در ملاقات هانس دیتریش گنشر وزیر امور خارجه آلمان با سعدون حمادی وزیر امور خارجه عراقِ دوره صدام، در 6 ژوئیه 1979 (7 ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی) نکات مهمی مطرح گردید. در این دیدار 3 سناریوی محتمل در مورد تحولات آینده ایران مورد بحث قرار گرفت.

- کودتا توسط شاه (که نفوذ و تحرکاتش هنوز هم دست  کم گرفته می‌شود)، از طریق واحد های دست نخورده ارتش

- تشکیل ائتلافی از تمام انقلابیون از طیف های گوناگون، خارج از اردوگاه کمونیسم

- به قدرت رسیدن نیروهای کمونیست؛ هرچند اتحاد جماهیر شوروی تحرکی در این زمینه ندارد، زیرا نیروهای کمونیستی در انقلاب ایران را بسیار ضعیف ارزیابی می‌کند.

در این سند آمده که گزینه دوم احتمالا مورد تمایل عراق بوده و همزمان از نظر عراق، (امام) خمینی (ره)  فاقد این توان است که بتواند واقعا بر ایران حکومت کند. در ارزیابی سند فوق باید گفت محتوای این سند:

- اولا حاکی از این است که سیاست خارجی آلمان در آن دوران نسبت به تحولات انقلاب در ایران بی تفاوت نبوده و با همسایگان ایران از جمله عراق رایزنی داشته و نوعی نگاه ژئوژلیتیک به منطقه وجود داشته است.

- ثانیا هر دو طرف عراقی و آلمانی فاقد درک دقیقی از شرایط ایران بوده‌اند و برخلاف نظر شوروی، تصور می‌کردندکمونیست‌ها قدرت کافی و شانس دستیابی به قدرت در ایران را دارند.

- ثالثا عراق با توجه به پیشینه روابطش با شاه بی میل به فروپاشی حکومت در ایران نبوده و احتمالا گزینه دوم را از این جهت با منافع ملی عراق نزدیک می‌دیده که بدلیل تحلیل عراق از ضعف امام در اداره کشور منجر به تضعیف قدرت ایران در قبال عراق می‌شده است. این امر عراق را به گزینه دوم متمایل ساخته است.

جمع‌بندی و نظریه

آلمانِ محدود شده در دوران پس از جنگ دوم جهانی، در دوران 18 ساله وزارت گنشر در امور خارجه، مشق‌هایی را در سیاست خارجی تمرین می‌کرد که آلمان را به کشوری تبدیل کند که می خواهد متفاوت از دهه‌های گذشته‌اش، مجددا به ایفای نقش بپردازد. تحقق این اراده مستلزم شرایطی بود که کسانی مانند گنشر می‌توانستند آنرا مهیا سازند. آلمان که در دوران جنگ سرد روابط مستحکمی با ایالات متحده امریکا  داشت، و دریافت کننده امنیتی بود که توسط امریکا  تامین می‌شد، با تلاش های خود در روندهای سیاسی مانند فروپاشی شوروی و بخصوص اتحاد دو آلمان، بتدریج در تکاپو برای کسب نوعی استقلال نسبی و یا بعبارت دیگر خود کفایی برآمد تا اولا با استفاده از توان بالای اقتصادی‌اش و مزیت‌های غیر سخت افزاری، قدرت نرم خود را در عرصه بین‌المللی افزایش دهد، ثانیا سهم عمده‌ای از تامین امنیت برای خود و اروپا  را متقبل شود و ثالثا جایگاه خود را نزد ایالات متحده بنحوی ارتقا دهد که بتواند در قامت یک شریک ارزشمند و مهم در سیاست خارجی امریکا بدرخشد و نشان دهد که برخلاف دوران جنگ سرد، در دوران جدید، امریکا  نیز به قابلیت‌های آلمان نیاز دارد. لذا راهبرد آلمان استفاده از فضای جدید بین‌المللی برای تحقق اهداف فوق برای افزایش نقش و قدرت بازیگری خود در عرصه بین‌المللی با لحاظ نمودن مشارکت و اتحاد با امریکا و هم افزایی برآمد. بخش عمده و حساسی از این مأموریت‌ها در دوران صدر اعظمی هلموت کهل و بخصوص با درایت و هوشمندی گنشر در وزارت امور خارجه آلمان محقق گردید. گام‌هایی که امروز آلمان در حضور نظامی-سیاسی در جهان برمی‌دارد، محصول فعالیت‌هایی است که در زمان گنشر انجام شده است. مثلا مسافرت رسمی گنشر در 1991 (1370) در پایان خروج عراق از کویت در ایران که همزمان با اولین مأموریت آلمان در خارج از مرزهایش(حضور در کردستان) بود، تلاش برای اخذ کرسی دائم شورای امنیت و ایفای نقش‌های میانجیگرانه در بحران‌های بین‌المللی و ... بتدریج در سال‌های بعد منجر به شکل‌گیری گفتمان مسئولیت بیشتر در آلمان گردید. (به مفهوم مداخله نظامی در بحران‌های بین‌المللی).

 توجه و حساسیتی که آلمان پیش از انقلاب در قبال انقلاب اسلامی ایران نشان داد که نمونه آن را در ملاقات گنشر با وزیر خارجه عراق شاهد بودیم، کمتر قابل تصور بود. جسارت و ابتکارات گنشر و وزارت امور خارجه آلمان در اتخاذ یک رویه و عملکرد متفاوت در رابطه با جمهوری اسلامی بویژه در دوران دفاع مقدس، موجب ارتقاء نقش بین‌المللی این کشور نسبت به سایر کشورهای اروپایی گردید. برداشتن گام‌های بلند در رابطه با اتحادیه اروپا در دوران گنشر وزن آلمان را در میان کشورهایی مانند فرانسه و انگلستان افزایش داد. قدرت میانجیگری گنشر در بحران‌های منطقه ای نیز توانست در تبدیل این کشور به یک بازیگر تاثیرگذار کمک کند. اغراق نیست اگر بگوییم سیاست خارجی امروز آلمان، محصول یک پروسه تغییر در بلند مدت بوده که سکان آن به مدت 18 سال در دستان گنشر در پست وزارت امور خارجه آلمان بوده است.

قدرت نرم آلمان که امروز شاهد آن هستیم، در یک فرایند تاریخی 60 ساله از طریق ظهور سیاستمدارانی چون گنشر به تکامل رسیده است. گنشر به عنوان یکی از تاثیرگذارترین سیاستمداران آلمان و جهان در قرن بیستم در دوران زندگی خود چندین دکترای افتخاری و جایزه را کسب نمود.

Genscher4

او در سال ۱۹۹۲ پس از ۱۸ سال ریاست وزارت خارجه آلمان و ۲۳ سال حضور در کابینه‌ دولت از صحنه سیاست کناره گرفت اما کاملا با سیاست خداحافظی نکرد و تا سال ۲۰۱۳ از تجربیات و روابط خود برای میانجیگری در مناسبات و مسائل بین‌الملل بهره می‌گرفت. او روز جمعه اول آوریل 2016 در سن ۸۹ سالگی بدلیل نارسایی قلبی چشم از جهان فرو بست./ط

 

محمدحسن طاهری   17 فروردین 1395



[1] . Hans-Dietrich Genscher

[2] . Halle  

[3] . Sachsen-Anhalt  

[4] . Nationalsozialistische Deutsche Arbeiterpartei(NSDAP)

[5] . Bremen

[6] . Helmut  Schmidt

[7] . Willy Brandt

[8] . Theo Waigel  

[9] . Vertrag von Maastricht

[10] . Michail Chodorkowski

[11] . Genscherismus

[12] . Günter Guillaume

[13] .  گونتر گویلامه کارمند دفتر شخصی ویلی برانت صدراعظم آلمان که به جرم جاسوسی برای آلمان شرقی در 7 مه 1974 دستگیر شد. این ماجرا به رسوایی بزرگی برای صدر اعظم وقت تبدیل شد که به استعفای او انجامید.

[14] . Ostpolitik

[15] . "Wenn ich ein Ziel nicht direkt erreichen kann, muss ich das Umfeld so verändern, dass das Ziel erreichbar wird."

[16] . Eduard Schewardnadse

[17] . Andrej Gromyko

[18]. Richard Burt

[19] . Darmstadt

[20] . "هانس یورگن ویشنفسکی"Hans-Jürgen Wischnewski  از  حزب SPD، در تلاش برای آزاد سازی دو گروگان این کشور  (آلمان) در لبنان یه نام های کوردس و اشمیت Cordes und Schmidt، به تهران آمده بود. او که به خاطر تماس‌هایش در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس شهرت داشت، در طول اقامت خود در تهران، با برخی مقامات کشور ملاقات کرد. ویشنفسکی پس از سفر به ایران، به همراه صادق طباطبایی عازم بیروت شد. رادیو کلن درباره این سفر چنین گفت: «دولت آلمان فدرال، درباره مأموریت سیاستمدار حزب سوسیال دمکرات آلمان فدرال "هانس یورگن ویشنفسکی" در ایران برای آزاد ساختن دو گروگان آلمانی در لبنان، سکوت اختیار کرده است. سخنگوی وزارت خارجه آلمان فدرال درباره اظهارات آقای رفسنجانی رئیس پارلمان جمهوری اسلامی، اعلام کرده است که جمهوری فدرال آلمان، در جنگ ایران و عراق، بی طرفی کامل را حفظ خواهد کرد.  رئیس پارلمان جمهوری اسلامی در ملاقات با "ویشنفسکی" در  تهران اظهار داشته است که ایران می خواهد به تقاضای دولت آلمان فدرال ترتیب اثر بدهد و این امر بخصوص به خاطر اهمیتی است که دولت جمهوری اسلامی برای وزیر خارجه آلمان فدرال "هانس دیتریش گنشر"  قائل است. "گنشر"  وزیر خارجه آلمان فدرال، به عنوان اولین نماینده عالی رتبه یک دولت غربی،  عراق را مسبب بروز جنگ ایران و عراق معرفی کرده بود.

[21] . به احتمال قوی این سند در رابطه با انقلاب اسلامی مورد توجه پژوهشگران در ایران قرار نگرفته و پژوهشی دال بر بهره برداری از این سند یافت نشد.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

ماراتن تشدید تنش‌ها در روابط ترکیه و آلمان

۱۳۹۶/۵/۱

راهکارهای تصمیم سازان بنیاد علم و سیاست آلمان SWP برای حفظ ترکیه در بلوک غرب

۱۳۹۶/۱/۱۹

از سیاست نگاه به شرق تا سیاست سرد: مرکل، پوتین و سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۶/۱/۱۵

جایگاه منطقه خلیج فارس در سیاست خارجی و امنیتی آلمان پس از جنگ سرد

۱۳۹۶/۱/۱۵

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۲۵

لایحه جدید وزارت دفاع آلمان؛ کنترل‌های امنیتی اسلامگرایان افراطی در ارتش

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

۱۳۹۵/۹/۲۹

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

۱۳۹۵/۹/۳

اهداف آلمان در دور جدید "امنیتی سازی" و "ایران‌هراسی"

۱۳۹۵/۷/۲۸

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۷/۲۴

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

۱۳۹۵/۴/۱۵

برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

۱۳۹۵/۴/۶

فهم سیاست در آلمان

۱۳۹۵/۲/۲۹

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۲/۴

معرفی کتاب «قدرت در مرکز»اثر دکتر هرفرید مونکلر

۱۳۹۴/۱۲/۱۱

ترمیم وجهه عربستان در مسئله تروریسم، سیاست جدید ائتلاف غربی

۱۳۹۴/۱۲/۲

تحلیلی کوتاه از سفر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان به تهران

۱۳۹۴/۹/۲۵

نگاهی کوتاه به زندگی و دوران صدارت اعظمی هلموت اشمیت

۱۳۹۴/۸/۳۰

رسوایی های اطلاعاتی اخیر در آلمان؛ بازتابی از سیاست خارجی آلمان و روابط فراآتلانتیکی

۱۳۹۴/۴/۱۵

سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۴/۴/۱۵

روایتی دیگر از همکاری جاسوسی آلمان و آمریکا

۱۳۹۴/۲/۲۷

افشای حمایت مالی آلمان از برنامه‌ هسته‌ای رژیم صهیونیستی

۱۳۹۴/۲/۱۵

نگرش نزدیکِ ایران و آلمان نسبت به تحولات یمن

۱۳۹۴/۲/۱۴

حمايت رئيس جديد پليس جنايي آلمان BKA از مبارزه با تروریسم اسلامگرایانه

۱۳۹۴/۲/۱۳