ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > بریتانیا > بررسی موقعیت و نقش جزیره دیگو گارسیا

بررسی موقعیت و نقش جزیره دیگو گارسیا

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۳/۱ تعداد بازدید: 1667

مقدمه

دیگو گارسیا و سایر جزایر چاگوس در اقیانوس هند، به‌طور رسمی تحت کنترل پادشاهی متحد بریتانیا هستند. مجمع‌الجزایر چاگوس مجموعه‌ای از هفت آبراهه مشتمل بر 55 جزیره کوچک است که بریتانیا در یک تخطی آشکار از قانون استعمارزدایی سازمان ملل، توانست در سال 1965 با حکم سلطنتی ملکه این جزایر را از جزایر موریس[1] جدا کند و آن را خالی از سکنه نماید. بریتانیا این جزیره را در توافقنامه‌ای در سال 1966 بدون نظارت مجلس به‌منظور ساخت پایگاه نظامی در اختیار ایالات‌متحده قرار داد. البته به‌طور فنی این جزیره به‌صورت مشترک استفاده می‌شود ولی در عمل سرزمینی آمریکایی شده است و تقریباً تمامی نیروهای مستقر در آنجا  و به عبارتی سه تا پنج هزار سکنه آن نظامیان آمریکایی هستند. معدود نفرات غیر آمریکایی را کارگران با دستمزدهای کم از کشورهای فیلیپین، سری‌لانکا و موریس شامل می‌شود که امور خشک‌شویی، خدماتی و آشپزی را بر عهده دارند. همچنین معدود سربازان بریتانیایی مستقر در جزیره نیز بیشتر مشغول مراسم صبحگاه و بالا بردن پرچم بریتانیا هستند و در حقیقت نقش نظارتی پلیس جزیره را بر عهده دارند.

 توسعه و ساخت‌وساز در جزیره دیگو گارسیا با خروج کامل آخرین بومیان چاگوس در سال 1973 شدت یافت و جزیره در آن سال تبدیل به پایگاه ای برای هواپیماهای شناسایی در جنگ اعراب و اسراییل شد. سرعت کار در این جزیره با انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 و حمله شوروی به افغانستان در زمان کارتر و ریگان شدیدتر شد.

تا سال 1986، ایالات‌متحده با سرمایه‌گذاری شرکت‌های خصوصی همچون پیمانکار دریایی براون‌اند روت[2] 500 میلیون دلار هزینه کرد تا امروز تبدیل به مقر سلاح و تجهیزات و مکانی برای بیش از بیست کشتی باری مستقر برای مواقع جنگ است. هرکدام از آن‌ها مملو از تانک‌های حفاظت‌شده، بالگردها، مهمات و سوخت است که توانایی اعزام و پشتیبانی از ده‌ها هزار نیروی نظامی آمریکا به مدت 30 روز جنگی را دارا می‌باشد.

دیگو گارسیا 1



موقعيت جغرافيايي

دیگو گارسیا جزيره­ای به شکل عدد هفت یا وی (V) شکل در اقيانوس هند است و تنها نقطه‌ای از قلمرو باقیمانده‌ی بریتانیا محسوب می‌شود که ماشین‌ها در سمت راست حرکت می‌کنند. این جزیره در 3800 کيلومتري چابهار و 4120 کيلومتري تنگه هرمز واقع است. مساحت این جزیره 44 کیلومترمربع است و تنها کمی وسیع‌تر از جزیره هرمز در ایران است. همچنین دیگو گارسیا در فاصله تقریبی 2200 کیلومتری جزایر موریس، 3500 کيلومتري آفريقا و شرق اندونزي، 2000 کيلومتري هند،1170 کیلومتری جنوب مالدیو و 5000 کيلومتري استراليا واقع‌شده است. فاصله هوایی این جزیره تا واشنگتن 15365 کیلومتر است که این به معنای افزایش 6400 تا 11000 کیلومتری دسترسی امریکا به کشورهای اطراف جزیره است. به عبارتی برای پرواز هواپیماهای ب-2 از میسوری امریکا به منطقه  40 ساعت زمان مورد نیاز است درحالی‌که از دیگو گارسیا این زمان به حدود 15 کیلومتر کاهش می‌یابد.

به بیان جان اس مک‌کین[3]، یکی از فرماندهان نظامی و پدربزرگ نامزد ریاست جمهوری امریکا در سال 2008، "همانند (موقعیت جزیره) مالت برای مدیترانه، موقعیت دیگو گارسیا در اقیانوس هند است، (و آن) فاصله مساوی از تمام نقاط است." جان پایک از فرماندهان آمریکایی درباره این جزیره می‌گوید "اینجا پایگاهی است که ما در آن، نیمی از آفریقا و جنوب شرق آسیا و اوراسیا را کنترل می‌کنیم و برای ما در منطقه حاشیه خلیج‌فارس حرفی برای زدن می‌گذارد. اگر وجود نمی‌داشت هم می‌بایست به وجود می‌آمد."

دیگو گارسیا 2

به دلیل فاصله زیاد این جزیره با سواحل اطراف، بندرت گذر کشتی‌های دریایی به آن می‌افتد ولی بااین‌وجود بعضاً قایق ماهیگیران کشورهای اطراف به‌اشتباه در مسیر آن قرارگرفته و توسط نیروهای پلیس دریایی بریتانیا دستگیر می‌شوند. در آخرین نمونه آن نیز می‌توان به دستگیری ماهیگیران هندی اشاره و یا درجایی دیگر در مردادماه 1394 نیز گروهی از گردشگران آلمانی و ایتالیایی به همراه 16 خدمه قایق به اتهام قصد ادامه مسیر به سمت دیگو گارسیا توسط گارد مالدیو متوقف شدند که خبر دقیقی از دستگیری یا آزادی آن‌ها نیست.

تاریخچه

ديگو گارسيا براي اولين بار در اوايل قرن شانزدهم ميلادي توسط پرتغالی‌ها کشف شد و اعتقاد بر اين است که نام اين جزيره نيز از نام فرمانده کشتي يا نام کاشفان اوليه آن گرفته شده است. در قرن هفده و اوایل قرن هیجده، جزایر چاگوس ازجمله دیگو گارسیا خالی از سکنه بود. انگلیس و فرانسه در رقابت تنگاتنگ برای کنترل جزایر اقیانوس هند بودند تا بدین طریق کنترل مسیرهای کشتی‌ها را نیز در دست داشته باشند. گفته می‌شود اولین ساکنین دائمی مجمع‌الجزایر چاگوس را 22 برده آفریقایی تشکیل می‌دادند که توسط یک زمین‌دار فرانسوی در سال 1783 به این جزیره آورده شده بودند. سه سال بعد کمپانی بریتانیایی هند شرقی کمیته‌ای سری از بمبئی به مقصد چاگوس می‌فرستد. با رویارویی انگلیسی‌ها  با ساکنین، سرانجام کنترل کامل جزیره دیگو گارسیا به دست بریتانیایی‌ها می‌افتد. با خبردارشدن فرانسه از این رویداد، این کشور یک کشتی جنگی به نام مینرو[4] برای تصرف مجدد جزایر اعزام می‌کند و اینجاست که بریتیش کانسیل[5] در بمبئی به‌منظور جلوگیری از یک جنگ احتمالی فرمان خروج از دیگو گارسیا را صادر می‌کند.

اما با آغاز قرن نوزده و جنگ‌های ناپلئون، قدرت فرانسه در اقیانوس هند به‌شدت تحلیل رفت و بریتانیا توانست در سال 1810 کنترل جزیره موریس را در دست گیرد و طبق قرارداد پاریس به سال 1814، فرانسه به‌طور رسمی موریس، جزایر چاگوس و دیگر جزایر را به بریتانیا واگذار کرد. سال‌های پس از شکست ناپلئون در 1814 و پیش از جنگ دوم جهانی، بریتانیا یکه‌تاز سلطه در اقیانوس هند بود.

در سال 1835 برده‌داری لغو شد و باوجوداینکه این جزایر تحت کنترل بریتانیا بود ولی ساکنین و بردگان مقیم آنجا به لحاظ زبانی، مذهب و شیوه زندگی به‌شدت فرانسوی بودند. با آغاز قرن بیستم، قریب به 4500 نفر در شش روستای دیگو گارسیا اقامت داشتند.

نظریه مهار یا راهبرد روبه‌جلو امریکا

متعاقب جنگ جهانی دوم، سیاست مهار جرج کنان به‌منظور یاری‌رساندن به امنیت ملی در دولت کنان پیشنهاد شد. هدف از سیاست مهار، استقرار توازن قدرت جهانی موردنظر و مطلوب ایالات‌متحده بود.

پس از آزمایش موفقیت‌آمیز اولین سلاح اتمی شوروی، قرائت جدیدی از مهار در گزارش شورای امنیت ملی امریکا[6] در سال 1950 منتشر گردید. بیشتر این گزارش را پاول نیتزی[7] ، از مقامات سیاست خارجه که نقش کلیدی در خلق پایگاه دیگو گارسیا داشته و در دولت ریگان[8] هم نفوذ داشت، تهیه کرده است. برخلاف سیاست مهار جرج کنان، گزارش شورای امنیت ملی امریکا تنها بر جنبه نظامی مهار تمرکز داشت و این‌گونه بود که به آن "راهبرد روبه‌جلو[9]" گفته می‌شد. در نظریه راهبرد روبه‌جلو گفته‌شده است که ایالات‌متحده می‌بایست نیروهای نظامی خود را تا حد ممکن به‌طرف شوروی (و بعدها به چین) نزدیک‌تر کند.

هم راهبرد مهار کنان و هم گزارش 68 شورای امنیت امریکا، نگرش نوینی در سیاست خارجه امریکا باهدف محاصره اتحادیه شوروی و چین با استفاده از توان نظامی هسته‌ای و غیرهسته‌ای در نزدیک‌ترین نقاط به مرزهای آن کشورها ایجاد کرد. اما چند سال بعد در سال 1956، در جریان بحران کانال سوئز و ناکامی بریتانیا در بازپس‌گیری کنترل آن، توانایی بلندمدت بریتانیا در احاطه بر اقیانوس هند و خاورمیانه زیر سؤال رفت. درنتیجه راهبرد نویسان نظامی با دیدن افول قدرت بریتانیا، ظهور "خلأ قدرت" در این مناطق را احساس کردند.

بریتانیا به دنبال راه‌های مختلف ادامه حضور در اقیانوس هند، دیگو گارسیا را به امریکا پیشنهاد می‌دهد تا از این طریق حضور خود در این اقیانوس را با محول کردن هزینه‌های اصلی اقتصادی و نظامی جزیره به امریکا حفظ کند. با استقلال یافتن مالایا، از دست رفتن موقعیت بریتانیا در هند، پاکستان، برمه و  سریلانکا، بریتانیایی‌ها احساس کردند که منافع راهبردی خود را با درگیر کردن امریکا می‌توانند تأمین کنند.

ایالات‌متحده با هزینه‌ای حدود 3 میلیارد دلار مسئولیت تمامی هزینه‌های ساخت‌وساز و نگهداری را به عهده گرفت و با این کار توانست از پاسخگویی به دول غیر غربی همچون موریس و سیشل سر باز زند و مسئولیتی در قبال جمعیت بومی دیگو گارسیا نداشته باشد. با این حساب ایالات‌متحده توانست از مزیت‌های دیگو گارسیا بدون درگیر شدن با مسائل منفی مرتبط با آن بهره‌مند شود. امریکا با اعتمادی که به متحد دیرینه خود (بریتانیا) داشت از عدم رانده شدن از دیگو گارسیا با تغییر دولت‌ها و یا اتخاذ سیاست‌های خارجی متفاوت، اطمینان داشت.

نقض حقوق بشر و اخراج بومیان منطقه

هنگامی‌که هیئت‌های دیپلماتیک امریکا و بریتانیا در سازمان ملل از این طرح مشترک دو کشور در دیگو گارسیا مطلع شدند، با ابراز نگرانی خود از امکان ایجاد بعد روانی منفی علیه آن‌ها به خاطر تخلیه ساکنین بومی جزیره، مشترکا خواستار حرکت کُند و بی‌سروصدای اجرای این طرح شدند تا شاید از واکنش‌های تند و مخالف از سوی سایر کشورها در سازمان ملل جلوگیری کنند. آن‌ها گفتند "انتقال جمعیت فارغ از تعداد آن‌ها، مسئله‌ای حساس در سازمان ملل محسوب می‌شود. لذا این امر می‌بایست بر پایه القای رغبت و رضایتمندی ترک داوطلبانه توسط خود جمعیت به‌جای انتقال اجباری باشد." آن‌ها همچنین توصیه کردند که هر گامی که قرار است برداشته شود می‌بایست "یک پوشش منطقی" داشته باشد.

علیرغم تلاش‌ها برای محرمانه ماندن مذاکرات و نقشه دو کشور، واشنگتن‌پست مطلبی را در این خصوص در تاریخ 15 ژوئن 1964 برای انتشار آماده نمود که مقامات کاخ سفید و مقامات ملی امریکا از ترس انحراف توافقنامه، از چاپ آن جلوگیری کردند. به‌هرروی واشنگتن‌پست با دو ماه تأخیر، قصد منتشر کردن آن در تاریخ 29 اوت و البته همزمان با تعطیلات آخر اوت را داشت؛ اما یک روز پیش از چاپ، نویسنده مقاله، رابرت استابروک[10]، با مقامات سفارت امریکا در لندن دیدار کرد و مقامات وی را قانع کردند که ارجاعات به جدایی جزایر  از حاکمیت موریس یا سیشل را حذف کند تا کمتر مشخص شود که جزیره هدف کدام بوده است[11].

طرف انگلیسی با فشار آوردن بر نمایندگان موریس در جریان مذاکرات کسب استقلال در 1965 خواستار تسلیم جزایر چاگوس در قبال استقلال موریس شدند. مقام رسمی موریس در آن زمان شیوساگر  رامغلام[12]، با دو انتخاب روبه‌رو بود یا اینکه جزایر چاگوس را در ازای کسب استقلال موریس و دریافت سه میلیارد پوند بپذیرد و یا اینکه استقلال از سوی بریتانیا پذیرفته نمی‌شود. رامغلام استقلال و دریافت پول را پذیرفت.

این اختلافات ادامه داشت، به‌طوری‌که دولت‌های مختلف در موریس همواره بر سر حاکمیت قلمروی بریتانیا در اقیانوس هند اعتراض داشتند و اینکه چرا این جزایر پیش از استقلال یافتن موریس در سال 1968 معامله‌شده‌اند. هم‌اکنون دولت موریس به این مسئله به‌عنوان "استعمارزدایی ناتمام" می‌نگرد و اینکه بریتانیا از قطعنامه 1514 سازمان ملل مصوب دسامبر 1960 مبنی بر استقلال مستعمرات، تخطی کرده است.

طبق توافق، بریتانیا حاکمیت منطقه را به دست گرفت و امریکا نیز دسترسی به جزیره را برای پنجاه سال (که در 2016 خاتمه می‌یابد) و امکان تمدید بیست‌ساله به دست آورد و مقرر گردید هر دولت هزینه ساخت‌وساز بناهای خود را بدهد. با رسیدن فصل بهار در سال 1970 و با حمایت بودجه‌ای کنگره امریکا، مقامات بریتانیایی به دنبال توافقی برای خروج بومیان از جزیره بود. آن‌ها می‌خواستند دولت موریس را قانع کنند تا بومیان چاگوس را بپذیرد. از طرفی مقامات امنیتی و کشوری نگران درز این اخبار از سوی دولت موریس بودند و توجه مجامع بین‌المللی را جلب کنند.

طی سال‌های 73-1965 دولت امریکا اتباع این جزایر را در قایق‌های پرجمعیت قرار داده و به جزیره موریس فرستاد و دیگو گارسیا را کاملاً خالی از سکنه بومی نمود. مبارزان و مخالفان حضور بریتانیا و امریکا در جزیره دیگو گارسیا معتقد هستند که بومیان چاگوس از خروج دائمی خود مطلع نبودند و اینکه اکثر آن‌ها با ارعاب از جزیره بیرون رانده‌شده‌اند.

در سال 1973 آخرین بومی‌های محل یا چاگوسی­ها[13] را که بیش از 1579 نفر می‌شدند به‌زور و بر اساس توافق انگلیس و امریکا با شعار "همه باید بروند[14]" محل را ترک نمودند و بر این اساس و پس از تخلیه بومیان آنان بدون شغل و پول و کاملاً در فقر زندگی خود را گذراندند و در حال حاضر 5 هزار نفر از اینان در جزیره موریس و همچنان پیگیر حقوق خود و بازگشت به محل می‌باشند و در سال 2000 نیز دادگاه عالی انگلیس انتقال آنان را غیرقانونی دانسته و دادگاه حقوق بشر اروپایی و نیز سازمان ملل نیز از حق آنان دفاع می‌نماید.

در مورد دیگو گارسیا دو مقوله مفروض است:  اولی بین مردم چاگوس و دولت بریتانیا بر سر حق بریتانیا از تخلیه بومیان و حق دوباره بومیان برای بازگشت و دومی بین بریتانیا و موریس در مورد حاکمیت جزیره است. در سال 1965 بریتانیا گفته بود که درصورتی‌که در جزیره دیگر مورد استفاده اهداف دفاعی بریتانیا قرار نگیرد از حاکمیت خود بر آن صرف‌نظر خواهد کرد.

طبق گزارش کی‌پی‌ام‌جی که در ژانویه 2015 به دولت قبلی بریتانیا ارائه شده بود، هیچ "منع قانونی" برای بازگشت و اسکان دوباره بومیان چاگوس وجود ندارد. در این گزارش به‌طور خاص به دیگو گارسیا اشاره‌شده، که تاکنون بیشتر تمرکز اسکان دوباره بر جزایر حاشیه‌ای و اطراف دیگو گارسیا بوده و اینکه امریکا علاقه‌ای به اسکان بومیان چاگوس در پایگاه نظامی خود را ندارد.

در مارس 2015 داوری مدنی، با اشاره به کنوانسیون قانون دریا در سازمان ملل به‌اتفاق آرا اعلام کرد که: منطقه حفاظت‌شده دریایی بریتانیا در اقیانوس هند با الزامات کنوانسیون هم‌خوانی ندارد و حقوق مردم موریس نادیده گرفته شده است. تاکنون نیز هیچ واکنشی از سوی مقامات بریتانیایی به این داوری مدنی نشده است.

منطقه حفاظت‌شده دریایی موجب ممنوعیت کامل ماهیگیری در اطراف مجمع‌الجزایر چاگوس شده است. این اقدام یک‌طرفه علیرغم اعتراض مردم چاگوس، از سوی دولت حزب کارگر در آوریل 2010 گرفته شد.

پرواضح است که در آن زمان وزارت خارجه از منطقه حفاظت‌شده دریایی به‌عنوان راهی برای ممانعت از بازگشت مردم چاگوس به جزایر می‌نگریسته است.

آغاز پایگاه سازی آمریکا

بهره‌برداری از پایگاه‌های نظامی محلی و استقرار نیرو در آن‌ها، همواره موردتوجه آمریکا بوده است. به‌عنوان‌مثال در نیکاراگوئه بین سال‌های 1930 تا 1932 ایالات‌متحده 8 پادگان ساخت. همچنین آمریکا به‌منظور دسترسی به کانال پاناما و دخالت در امور منطقه‌ای تعداد چهارده پایگاه  در پاناما ایجاد در حقیقت  این کشور را به مستعمره آمریکا تبدیل نمود. در مکان دیگری از دنیا، دولت ویلسون[15] در جریان جنگ جهانی به‌موجب نگرانی از اشغال جزایر ویرجین دانمارک توسط آلمان، در این جزیره پایگاه نظامی ساخت. درنهایت جزایر ویرجین دانمارک با پرداخت 25 میلیون دلار، به آمریکا واگذار شد و نام آن‌هم به جزایر ویرجین آمریکا تغییر یافت.

امریکا امکانات نظامی خود را در اکثر قلمروهای امپراتوری بریتانیا تحت قراردادهای اجاره‌ای حفظ کرد. ازجمله این قراردادها می‌توان به تصرف پایگاه فرانسه در مراکش، و جزایر انگلیسی اسانسیون[16]، بحرین، گوادال کانال[17] و تاراوا[18] اشاره کرد. هنگامی‌که هند و میانمار خواهان استقلال از بریتانیا بودند، متحد اصلی این کشور یعنی آمریکا از بریتانیا خواست تا کنترل سه باند پروازی در هند و یک پایگاه در میانمار را حفظ کند. این پایگاه‌ها در قلمرو بریتانیا به‌مثابه "جای پارک اضطراری برای مأموریت‌های هوایی استراتژیک" است.

آمریکا در مستعمرات سابق خود نیز پایگاه‌های خود را حفظ کرده است. ازجمله آن‌ها می‌توان به گوام، پورتوریکو و (گوانتانامو) کوبا اشاره کرد. وقتی فیلیپین در سال 1946 استقلال یافت ایالات‌متحده با فشار آوردن به این کشور تازه تأسیس، قرارداد اجاره رایگان 99 ‌ساله‌ای برای 23 پایگاه خود را به تصویب رساند. حضور ارتش آمریکا در مرزهای خارجی جهت "استفاده و محدودسازی ابتکارات سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی کشور میزبان" استفاده می‌شده است. برای مثال، ایالات‌متحده از کمک‌های مالی و نظامی خود و وعده‌های دفاعی به کشور میزبان نه‌تنها به دسترسی مطلوب از آن کشور دست می‌یافت بلکه از مزایای تجاری و دخالت سیاسی با آن کشور نیز بهره می‌برد. با افول قدرت و نفوذ بریتانیا پس از جنگ جهانی و اهمیت یافتن نفت در معادلات جهانی، ایالات‌متحده در سال 1949 در بحرین نیروی دریایی کوچکی مستقر کرد.

در اوایل سال 1962، ستاد مشترک ارتش امریکا طرحی را به امضا رساند که به‌موجب آن "گام‌هایی برای حق دسترسی بلندمدت امریکا به جزایر راهبردی در اقیانوس هند برداشته شود." در سپتامبر 1962، پس از سه روز مذاکره امریکا و بریتانیا در واشنگتن، درنهایت مک نامارا[19] وزیر دفاع وقت امریکا و همتای انگلیسی خود، تورنیکرافت[20] مذاکرات دیپلماتیک خود برای امکان‌سنجی تأسیس پایگاه مشترک در اقیانوس هند را آغاز کردند. دو دولت قصد داشتند با این کار تهدیدهای مشترک خود را با حضور بلندمدت یکدیگر در منطقه با همکاری کارآمد برطرف کنند.

 به دنبال این اقدامات گردان به‌اصطلاح سازندگی نیروی دریایی امریکا[21] موسوم به زنبورهای کارگر[22] نیروی خود را در مارس 1971 به دیگو گارسیا اعزام کرد تا بزرگ‌ترین عملیات ساختمانی در دوران صلح را با هزینه‌ای بالغ‌بر دویست میلیون دلار شروع کند. یک کشتی انتقال تانک، یک کشتی باری حمله، دو کشتی نظامی چارتر و دو کشتی قادر به عملیات دریایی و خشکی و حداقل 820 سرباز برای ساخت‌وساز به جزیره اعزام شدند. گردان سازندگی امریکا با خود ماشین‌آلات سنگینی از قبیل صخره خردکن، ماشین تولید بلوک سیمانی و بولدوزرهای کاترپیلار نیز برده بودند.

نقش جزیره در حوادث مختلف

این جزیره یکی از چهار مقر اصلی ایستگاه جهانی سیستم موقعیت‌یابی جهانی (GPS) محسوب می‌شود. علاوه بر این امکانات ناسا همچون باند فرود اضطراری برای شاتل فضایی، یک سیستم الکترونوری نظارت فضایی، یک آنتن مانیتورینگ ناوبری ماهواره‌ای، یک ایستگاه زمینی انتقال ماهواره‌ای SHF-HF-UHF و (احتمالاً) یک ایستگاه اطلاعاتی اقیانوسی زیرسطحی نیز در این جزیره می‌باشد. محتمل است که در این جزیره سلاح‌های هسته‌ای نیز موجود باشد .

ديگو گارسيا یکی از مخفیانه‌ترین و قوی‌ترین پایگاه‌های نظامی امریکا محسوب می‌شود که در جنگ افغانستان و عراق نیز مورد بهره‌برداری قرار گرفت. امریکا از این جزیره جهت ارعاب ایران، چین، روسیه و کشورهای جنوب آفریقا استفاده می‌کند. دیگو گارسیا در دل خود بازداشتگاهی متعلق به سازمان سیا برای مظنونین مهم تروریستی، هزاران نیروی آمریکایی و تسلیحات کشنده به ارزش میلیاردها دلار دارد.

ساحل جزیره ‌طوری است که یک گروه ضربت ناو هواپیمابر و زیردریایی‌های هسته‌ای می‌تواند پهلو بگیرد و باند فرودگاه بیش از دو مایلی آن میزبان بمب‌افکن بوئینگ B-1، B-2 و مخوف‌ترین بمب‌افکن جهان به نام B-52، هواپیماهای شناسایی، باری و هواپیماهای سوخت‌گیری به ارزش  میلیاردها دلار است. همچنین ذخایر مین‌های زمینی در کشتی‌های نیروی دریایی امریکا و برخلاف کنوانسیون 1997 نگهداری می‌شوند.

دیگو گارسیا در جریان عملیات طبس و در پی دستور جیمی کارتر برای استفاده از منابع چهار نیرو (زمینی، دریایی، هوایی و تفنگداران)، جنگ خلیج‌فارس[23] در سال 1991 و همچنین طی ۴ روز بمباران وسیع عراق با نام عملیاتی "روباه صحرا" در دسامبر ۱۹۹۸، نقش بسزایی به‌عنوان پایگاه سوخت‌رسانی ایفا نمود. دیگو گارسیا آشیانه بمب‌افکن‌های بوئینگ ب-۵۲ نیز می‌باشد که در زمان بمباران حدود یک‌صد موشک به عراق انداخت؛ از این بمب‌افکن‌ها در حملات امریکا و بریتانیا به افغانستان نیز استفاده شد.

دیگو گارسیا اولین بار در جنگ اول خلیج‌فارس مورد استفاده قرار گرفت و تنها هشت روز پس از فرمان اعزام نیروی آمریکا، تعداد 18 کشتی از قبل آماده شده از این جزیره به عربستان روانه شدند. این کشتی‌ها به تیپ 15000 نفری با  تانک‌های جنگی123 M-60، 425 سلاح سنگین، 124 هواگرد گردنده بال[24] و ثابت بال[25] و معادل سی روز منابع عملیاتی برای نابودی ارتش عراق مجهز بودند. اگر قرار بود این تجهیزات از ایالات‌متحده فرستاده می‌شد یک ماه دیرتر به آنجا می‌رسید.

پس از یازده سپتامبر 2001، تعداد 2000 کارکنان نیروی هوایی در ظرف چند هفته به آن جزیره اعزام و در اقامتگاه جدید موسوم به "کمپ عدالت" مستقر شدند. سهم شرکت بمب‌افکن‌های آمریکایی اعزامی از دیگو گارسیا در حمله به افغانستان و عراق از هر مکان دیگری بیشتر بود. در سال 2007 و با شروع لفاظی­های جرج بوش علیه ایران، وزارت دفاع آمریکا مبلغ 31.9 میلیون دلار برای ساخت پایگاه زیردریایی جدیدی در جزیره کنار گذاشت. این زیردریایی‌ها به موشک‌های کروز توماهاک و نیروهای زمینی، هوایی و دریایی برای جنگ در پشت خط‌های دشمن مجهز هستند.

دیگو گارسیا3

زندان دیگو گارسیا

سازمان سیا ضمن همکاری با 14 کشور اروپایی  بیش از 1245 مورد پرواز در قبال مظنونین تروریستی در جهان انجام داده  و در 28 کشور دارای 50 زندان مخفی ازجمله در رومانی و لهستان بوده است.

سازمان سیا حداقل دارای 17 کشتی است که از آن به‌عنوان زندان‌های سیار و نیز برای شکنجه استفاده می‌نماید و تعدادی از کشتی‌ها در دیگو گارسیا قرار داشته و برای نگاهداری و شکنجه افراد استفاده می‌شود درحالی‌که انگلیس (به‌عنوان مالک این جزایر) کنوانسیون علیه شکنجه یا CAT را در سال 1988 تصویب کرده است.

بسیاری از نهادهای بین‌المللی ازجمله صلیب سرخ از استفاده از این جزایر به‌عنوان "مکان سیاه" آمریکا برای زندانی کردن مظنونان تروریستی در محل جزایر و کشتی‌ها و نیز جابجایی و انتقال این افراد به‌ویژه عناصر وابسته به القاعده همچون ابو زبیده و خالد شیخ محمد از پاکستان توسط هواپیماهای سیا به دیگو گارسیا سخن گفته‌اند. شش سال تمام مقامات آمریکایی و بریتانیایی این اتهامات را رد کردند. جک استراو و دیوید میلیبند (وزرای خارجه وقت انگلیس) در زمان تصدی خود هرگونه استفاده امریکا از جزایر بریتانیا را برای نگهداری مظنونین تروریستی را رد کرده بودند. شخصی که اطلاعات مربوط به وجود زندان در این جزیره را فاش کرد بری مک کافری[26] یکی از فرماندهان چهار ستاره امریکا و از اساتید مطالعات امنیت بین‌الملل بود. وی در ماه مه 2004 گفته بود که امریکا "احتمالاً حدود 3000 نفر را در بگرام (افغانستان)، دیگو گارسیا، گوانتانامو و 16 اردوگاه در سراسر عراق دارد."

 بعدها دیوید میلیبند وزیر خارجه وقت بریتانیا در فوریه 2008 در مجلس عوام این‌گونه گفت که "برخلاف اطمینان‌های صریح قبلی مبنی بر اینکه دیگو گارسیا برای مجرمین به کار گرفته نمی‌شود، تحقیقات اخیر نشان داد که در دو مورد، هر دو در سال 2002 اتفاق افتاده است." البته وی گفته بود که اطلاعات درخواستی از طرف آمریکایی‌ها نشان داده که دو هواپیمای بازگرداندن مجرمان در این جزیره سوخت‌گیری کرده بوده و در هر دو مورد تنها یک مجرم در هر پرواز بوده و دولت امریکا اطمینان داده که هیچ‌کدام از دو مجرم هواپیما را ترک نکرده‌اند." تنها سه روز پس‌ازآن کمیته منتخب وزارت امور خارجه بریتانیا جدیدترین گزارش خود درباره سرزمین ماوراء بحار بریتانیا را منتشر کرد که در آن  آمده بود : "این‌که تضمین‌های پیشین امریکا درباره هواپیمای انتقال مجرمین اشتباه از آب درآمد، غیرقابل‌قبول است. ناتوانی دولت امریکا در بازگویی حقیقت منتج به این شد که دولت بریتانیا کمیته منتخب خود را ناآگاهانه منحرف کند. ما قصد بررسی بیشتر میزان نظارت بریتانیا بر فعالیت‌های امریکا در دیگو گارسیا را ازجمله تمامی پروازها و کشتی‌ها را داریم."

یکی از موارد جدی مطرح‌شده دراین‌ارتباط مربوط به همکاری ام آی 6-سیا و دولت وقت لیبی است. در سال 2011 اسناد یافته شده از خرابه‌های وزارت اطلاعات لیبی اثبات نمود که ام آی 6 با همکاری سیا از دیگو گارسیا به‌عنوان تخته پرش و انتقال غیرقانونی مخالفین قذافی به لیبی استفاده می‌کرده است. به دنبال توافق لیبی در مورد لاکربی و آغاز بکار همکاری لیبی با امریکا و انگلیس در مورد عناصر وابسته به القاعده در سال 2004 ، این دو کشور نیز متقابلاً با دولت قذافی در قبال مخالفین وی همکاری نمودند که یک مورد آن مربوط به عبدالحکیم بالحاج یکی از مخالفین سرسخت قذافی در سال 2004 می‌گردد. بالحاج به‌اتفاق همسر باردار خود (فاطمه بوچار) به سفارت انگلیس در کوالالامپور رجوع و از انگلیس درخواست پناهندگی می‌نماید. ام آی 6 با درخواست آنان موافقت و آنان را به پذیرش پرواز مستقیم از بانکوک به لندن می‌نماید.

دیگو گارسیا4

اما در فرودگاه بانکوک این افراد توسط مأمورین سیا دستگیر و به زندان مخفی سیا در محل منتقل و در مرحله بعد با پرواز سیا به دیگو گارسیا و از آن محل نیز به لیبی انتقال و به دولت قذافی تسلیم می‌شوند. این افراد نیز به مدت 7 سال در زندان ابو سلیم زندانی و تحت شکنجه دولت قذافی قرار می‌گیرند. مارک آلن[27] از مقامات ارشد ام آی 6 که این اقدام وی با تائید وزیر خارجه وقت جک استراو نیز همراه بوده است بعداً طی نامه‌ای به موسی کوسا رئیس سازمان امنیت و سپس وزیر خارجه لیبی می‌نویسد که "من به شما به خاطر ورود سالم و امن عبدالکریم بالحاج تبریک می‌گویم و این حداقل کاری است که ما توانستیم برای شما و لیبی انجام دهیم." بعدها پس از آزادی در دسامبر 2011، بالحاج از  مارک آلن و ام آی 6 به خاطر این اقدام آنان شکایت می‌نماید. ام‌آی 6 به وی پیشنهاد یک‌میلیون پوند غرامت در قبال عدم طرح موضوع در دادگاه می‌نماید اما وی همچنان این موضوع را دنبال و گاردین نیز در گزارشی ویژه (به تاریخ 8 آوریل 2012) مصاحبه‌ای با وی  انجام می‌دهد.

دیگو گارسیا5سلاح هسته‌ای در دیگو گارسیا

پس از سخنرانی 1970 گاندی نخست‌وزیر هند مبنی بر مخالفت گسترش پایگاه در دیگو گارسیا، سازمان ملل قطعنامه 2832 اقیانوس هند را "منطقه صلح" نامید. بااین‌وجود در دهه 1980 گمانه‌هایی شد که امریکا موشک‌های دارای کلاهک هسته‌ای را تحت عنوان" استفاده از تسلیحات در شرایط عادی" توسط کشتی به آنجا انتقال داده است و طبق توافق بین انگلیس و امریکا در 1976، نیاز به توافق دوجانبه نداشته است و امریکا می‌توانست تنها با مطلع کردن مقامات بریتانیایی آن‌ها را به جزیره منتقل کند.

همچنان که در نقشه نیز ملاحظه می‌شود گفته می‌شود امریکا در کنار بمب‌افکن‌های موجود در محل جزیره و نیز ناوهای هواپیمابر، تسلیحات هسته‌ای را نیز در بخشی از این جزیره انبار کرده است و این در حالی است که کشورهای منطقه‌ای و حتی استرالیا مخالف استقرار سلاح‌های هسته‌ای در این جزیره بوده‌اند. در بریتانیا نیز حزب کارگر در سال 1982 خواستار لایحه هسته‌ای زدایی از جزیره را بیان کرد.

بر اساس گزارش یک از روزنامه‌های انگلیس، بیش از یک‌صد موشک هارپون در سپتامبر 2003 به دیگو گارسیا منتقل شد و سه زیردریایی اسراییلی ساخت آلمان به نام دولفین در اکتبر همان سال در بندر آن جزیره پهلو گرفت تا به این موشک‌ها مجهز شوند. این موشک‌ها قادر به نصب کلاهک هسته‌ای است. بعدها آلمانی‌ها زیردریایی‌های دلفین را برای موشک‌های هارپون تطبیق دادند.

در ماه‌های مه تا ژوئن 2008 وزارت دفاع امریکا 550 تن اورانیوم با غنای پایین را از بغداد (عراق ) و با 37 هواپیمای باری به دیگو گارسیا به‌عنوان نقطه ترانزیت منتقل و در عملیاتی با اسم رمز "مک کال" و هزینه هفتاد میلیون دلاری آن را به کانادا منتقل کرد.

هواپیمای مالزی

از دیگر پرونده‌های مرتبط با دیگو گارسیا می‌توان به ناپدید شدن هواپیمای ام.اچ.370 مالزیایی با 239 مسافر و خدمه اشاره کرد. این هواپیما که مبدأ کوالالامپور را به مقصد پکن ترک کرده بود ناگهان از مدارها خارج‌شده و هیچ اثری از آن یافت نشد. مقامات مالزیایی گفته بودند که این هواپیما پس از خاموش شدن سیستم ردیابی خود، 45 دقیقه به سمت غرب  پرواز کرده و ارتفاع پرواز خود را 5000 پا کاهش داده است. دو رادار نظامی و غیرنظامی نشان داده‌اند که این هواپیما به سمت وسط اقیانوس هند در حال پرواز بوده است.

حال بنا به نظر برخی تحلیل گران، ممکن است احتمال هواپیماربایی توسط تروریست‌ها مطرح بوده باشد که با این فرض، امریکا برای جلوگیری از اقدام مشابه تروریستی یازده سپتامبر این هواپیما را قبل از رسیدن به این جزایر نابود کرده باشد. البته تعداد زیاد مسافران چینی و همچنین روابط چین و مالزی نیز می‌بایست در این‌گونه گمانه‌زنی‌ها بیشتر موردبررسی قرار گیرد.

 ایران

به دنبال سقوط شاه و بحران گروگان‌گیری  سفارت سابق امریکا در تهران ، غرب و در رأس آن امریکا به بهانه نگرانی از جریان نفت از خلیج‌فارس و از طریق تنگه هرمز اقدام به سرمایه‌گذاری وسیع در قبال این جزیره و نیز تا حدودی دیگر پایگاه‌های وابسته به غرب در این منطقه نمودند. این پایگاه در بحران‌های منطقه به‌ویژه پس از انقلاب نقش اساسی را ایفا نموده است و یکی از گام‌های اولیه بهره‌برداری از این پایگاه استفاده از تجهیزات موجود در این جزیره و به دنبال دستور جیمی کارتر برای استفاده از منابع چهار نیرو برای به‌اصطلاح نجات گروگان‌های آمریکایی در ایران و حمله به طبس تحت عنوان "عملیات پنجه عقاب[28]" بود.

دان پِلش[29] مدیر مرکز مطالعات بین‌الملل و دیپلماسی در دانشگاه لندن نیز در مورد دیگو گارسیا گفته بود آمریکایی‌ها "در حال مجهز شدن برای نابودی کامل ایران هستند. بمب‌افکن‌های آن‌ها امروز آماده نابود صدها هدف در ایران ظرف مدت چند ساعت است."

پس از پنج سال انجام عملیات، نیروی هوایی امریکا بمباران فواصل دور از دیگو گارسیا در سال 2006 را متوقف کرد چراکه به این جمع‌بندی دست‌یافت که مستقر کردن بمب‌افکن‌های آنان در قطر یا عمان روزانه 362000 دلار صرفه‌جویی دارد.

در اکتبر 2007، پنتاگون درخواستی را به کنگره مبنی بر تأمین "بودجه اضطراری مکمل" برای ساخت امکانات در دیگو گارسیا برای بمب‌افکن‌های اصلاح‌شده قادر به حمل 13.6 تن بمب را تسلیم نمود. این درخواست بودجه بنا به تحلیلگران بریتانیایی برای مداخله احتمالی در ایران بوده است.

نتیجه‌گیری:

دیگو گارسیا از هنگام شکل‌گیری در 50 سال قبل، همچنان یکی از راهبردی‌ترین و بااهمیت‌ترین پایگاه‌های امریکا در خارج از کشور را تشکیل و در جهت اهداف مختلف امریکا و غرب مورداستفاده قرار گرفته است. امریکا و در کنار آن انگلستان در این جزیره دورافتاده برای اخراج و آواره کردن هزاران بومی متوسل به حربه‌های مختلف ضد بشری و نژادپرستانه شده‌اند که شکایات و پیگیری برخی از این افراد در دادگاه‌های مختلف ازجمله در انگلیس و در نزد دادگاه‌های حقوق بشری اروپا حداقل نتیجه را به همراه داشته باشد و با مرگ تدریجی بومیان آواره باقی‌مانده در موریس و دیگر کشورها این موضوع به‌تدریج فراموش خواهد شد.

اهمیت این پایگاه پس از انقلاب اسلامی در قبال منطقه دوچندان شده و نقش کلیدی را برای تهاجم ائتلاف به رهبری امریکا در عراق، افغانستان و نیز بمباران‌های جاری در سوریه و عراق به بهانه مبارزه با تروریسم و داعش ایفا می‌نماید. بیداری اسلامی و خواست و اصرار مردم مسلمان برای تغییر حکومت‌های غیر مردمی منجر به دشوار شدن هر چه بیشتر مدیریت این کشورها از جانب ابرقدرت‌های دیروز شده است به‌طوری‌که آن­ها درصدد حفظ و تقویت پایگاه­های نظامی موجود خود در آینده دشوار منطقه می‌باشند؛ لذا نقش دیگو گارسیا در این میان و برای کنترل سه قاره با توجه به تمدید قرارداد آن با انگلیس در سال آینده بیش‌ازپیش رو به افزایش می‌باشد.

در حقیقت دولت بریتانیا برای امریکا شریکی مطمئن به‌حساب می‌آید که می‌تواند قوانین داخلی بریتانیا و ضمانت‌های حقوق بشری را برای کسب منافع بیشتر زیر پا بگذارد. این انگلیسی‌ها بودند که حاضر به اخراج مردم بومی جزیره شدند تا امریکا بتواند در سایه حاکمیت بریتانیا بر جزیره تمام مسئولیت تخلیه جزیره را به دوش این کشور انداخت.

بر طبق قرارداد فی‌مابین بریتانیا و امریکا در سال 1966، تصمیم در مورد تمدید بیست‌ساله قرارداد پنجاه‌ساله اجاره دیگو گارسیا می‌بایست تا دسامبر 2016 گرفته شود. گفته می‌شود این مذاکرات از سال 2014 آغازشده است. از طرفی نیز دولت موریس اعلام کرده است که درصورتی‌که این کشور بتواند حاکمیت جزیره را به دست گیرد همچنان به امریکا اجازه حضور در پایگاه نظامی را می‌دهد.

دیگو گارسیا6

جزایر ماوراء­ بحار بریتانیا در سراسر جهان

سید جواد هاشمی   آذر 1394



[1]  جزیره موریس تبعیدگاه رضاشاه بود. وی در 16 مهرماه 1320 به این جزیره برده شد و  5 ماه در این جزیره اقامت کرد تا به ژوهانسبورگ منتقل گردید.

[2] Brown & Root

[3] Admiral John S. McCain

[4]  Minerve

[5]  پیش­تر نیز موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا (ایران-یوریکا) گزارشی از نقش بریتیش کانسیل در سیاست خارجه بریتانیا تهیه کرده است.

[6]  National Security Council Report 68 of 1950 (NSC-68)

[7]  Paul H. Nitze

[8]  Reagan

[9]  forward strategy

[10]  Robert Estabrook

[11] آمریکایی‌ها در ابتدا طرح مثلث راهبردی را در ذهن داشتند. مثلثی که شامل جزیره الدبرا در سیشل، دیگو گارسیا در موریس و جزایر کوکوس از استرالیا می‌شد. ازآنجایی‌که امریکا  مایل به حفظ حاکمیت استرالیا بر جزیره کوکوس بود تمرکز خود را بر دو جزیره دیگر گذاشت. بعدها اتحاد انگلوامریکایی با استرالیا در جنگ عراق نمایان‌تر شد.

[12] Seewoosagur Ramgoolam

[13] Chagossians   

[14]  Absolutely must go  

[15] Woodrow Wilson

[16]  Ascension Island

[17]  Guadalcanal

[18]  Tarawa

[19]  McNamara

[20]  Thorneycroft

[21]  United States Naval Construction Forces

[22]  Seabees

[23]  Persian Gulf War

[24]  rotary-wing aircraft

[25]  Fixed-wing aircraft

[26]  Barry McCaffrey

[27]  Sir Mark Allen

[28]  Operation Eagle Claw

[29]  Dan Plesch

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

بررسی عملکرد موسسه ایران‌شناسی بریتانیا (BIPS)

۱۳۹۶/۶/۱۳

متغیرتقسیم، تفوق و فرقه سازی جمعیت مسلمان در سیاست خارجی بریتانیا

۱۳۹۶/۳/۲۴

جدایی احتمالی ایرلند شمالی از بریتانیا؛ ابعاد و عواقب احتمالی آن برای بریتانیا و اتحادیه اروپا

۱۳۹۶/۲/۳۱

پایگاه‌های نظامی و اطلاعاتی انگلستان در قبرس و نقش آن در تحولات منطقه

۱۳۹۵/۱۲/۷

اسلام سیاسی در خاورمیانه از نگاه بریتانیا؛ با محوریت فعالیت‏های اخوان‌المسلمین

۱۳۹۵/۱۲/۳

بریتانیای خارج از اتحادیه اروپا و ترامپ:ازدواج مصلحتی و ضرورت ناگزیر بازنگری در روابط ویژه فرا آتلانتیک

۱۳۹۵/۱۲/۳

مواضع متناقض دولت بریتانیا در قبال انتخابات اخیر امریکا

۱۳۹۵/۹/۳

ملاحظاتی در خصوص نقش بریتانیا در جنگ اقتصادی علیه داعش

۱۳۹۵/۸/۱

خلاصه گزارش چشم‌انداز وزارت امور خارجه بریتانیا

۱۳۹۵/۷/۳

نگاهی به انجمن بریتانیایی فابیان و فعالیت های آن در ارتباط با خاورمیانه

۱۳۹۵/۶/۱۷

خروج بریتانیا: بازی با حاصل جمع صفر یا بازی باخت – باخت

۱۳۹۵/۶/۸

تأثیر سیاست خارجی روسیه بر امنیت بریتانیا و متحدان آن

۱۳۹۵/۶/۶

چرایی برکسیت و آینده بریتانیا در نظام بین الملل: نگاهی اکتشافی

۱۳۹۵/۵/۶

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا: تأثیرات جهانی و منطقه‌ای و روابط با جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۴/۲۶

گزارش چیلکات یا لاپوشانی جرایم جنگی بریتانیا در عراق

۱۳۹۵/۴/۲۳

بهار بریتانیایی اتحادیه اروپا

۱۳۹۵/۴/۵

بررسی موقعیت و نقش جزیره دیگو گارسیا

۱۳۹۵/۳/۱

زوال سیاست خارجی اخلاقی در دولت بریتانیا

۱۳۹۴/۱۱/۱۳

واکاوی نقش بریتیش کانسیل به عنوان بازوی فرهنگی بریتانیا در جهان و ایران

۱۳۹۴/۱۰/۲۰

انتخابات ریاست حزب کارگر بریتانیا

۱۳۹۴/۷/۱۹

تحلیلی بر گزارش ایندیپندنت از "مبارزه تا تظاهر" غربی‌ها در قبال داعش

۱۳۹۴/۷/۱۱

مجادلات جدید بریتانیا و اسپانیا بر سر جبل الطارق

۱۳۹۴/۶/۱۱

ابعاد و عواقب جدایی احتمالی اسکاتلند برای بریتانیا و اتحادیه اروپا و حساسیت موضوع برای جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۶/۱۰

بررسی مشارکت رأی‌دهندگان اسکاتلندی در انتخابات گوناگون بریتانیا

۱۳۹۴/۵/۲۵

روابط عربستان سعودی و بریتانیا

۱۳۹۴/۵/۲۵

بررسی افراط‌گرایی و پراکندگی تروریسم 10 سال پس از بمب گذاری لندن

۱۳۹۴/۴/۱۶

پدیده داعش و سیاست خارجی بریتانیا

۱۳۹۴/۴/۱۵

کاهش رو به رشد نقش ملموس بریتانیا در جهان

۱۳۹۴/۳/۲

روابط دوجانبه بریتانیا و بحرین در پرتوی سفر پادشاه بحرین به بریتانیا

۱۳۹۴/۲/۳۰

انتخابات بریتانیا و عملکرد حزب ملی اسکاتلند

۱۳۹۴/۲/۲۲

معضلات همه‌پرسی برای انگلستان

۱۳۹۴/۲/۲۱

فرصت طلبی فرانسه و قرار گرفتن به جای انگلیس به عنوان نزدیک ترین متحد کشورهای خلیج فارس

۱۳۹۴/۲/۱۶