ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > آلمان > تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۲/۴ تعداد بازدید: 818

 مقدمه

با وجود مخالفت‌ نسبی افکار عمومی و بسیاری از سیاستمداران و احزاب داخلی آلمان و حتی موضع معترضانه و نقادانه پیشین دولت آلمان نسبت به عملیات نظامی روسیه در سوریه، شاهد حضور نیروهای نظامی این کشور نه در چارچوب نیروهای صلح سازمان ملل بلکه در قالب نیروهای ائتلافی ضد داعش در سوریه، هستیم. حضور نظامی آلمان در سوریه بحث‌های زیادی را به دنبال داشته است، بسیاری از کارشناسان بر این باورند، این اقدام آلمان آغازگر فصل جدیدی در سیاست خارجی آن است و می‌توان انتظار داشت، نیروهای نظامی این کشور رفته‌رفته در جهت مسئولیت‌پذیری بیشتر آلمان در عرصه بین‌المللی به یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی آلمان تبدیل شود و از این پس شاهد حضور نظامی بیشتری از سوی این کشور باشیم که البته این موضوع نیز با توجه به افکار عمومی آلمان و ظرفیت‌های محدود ارتش این کشور با چالش‌هایی همراه خواهد بود.

لذا در این مقاله سعی می‌گردد با توجه به نقش و اهمیت آلمان در سیاست جهانی و اثرگذاری این کشور در تصمیمات بین‌المللی - به پشتوانه منابع قدرت سیاسی و اقتصادی آن – و همچنین با توجه به تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای و انتظارات و خواسته‌های رو به افزایش شرکای غربی این کشور مبنی بر پذیرش «مسئولیت بیشتر» آلمان در صحنه جهانی، نقش ارتش به عنوان بخشی از گفتمان «مسئولیت بیشتر» و ابزار سیاست خارجی آلمان، با استناد به اظهارات مقامات عالی‌رتبه آلمان و همچنین گزارش‌ها و تحقیقات انجام‌شده توسط نهادهای سیاسی تصمیم‌ساز و تأثیر‌گذار درآلمان، تحت عناوین ذیل مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد: 

- گفتمان «مسئولیت بیشتر» در قرن 21
- نقش ارتش در گفتمان «مسئولیت بیشتر»
- رویکرد آلمان در خصوص «استراتژی بازدارندگی هسته‌ای» ناتو
- حضور آلمان در ائتلاف ضد داعش (سوریه و عراق)

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان



  1.  گفتمان «مسئولیت بیشتر» در قرن 21

حاکمیت مستقل آلمان بعد از اتحاد و نظام جدید بین‌الملل پس از دوران جنگ سرد، نقش بین‌المللی این کشور را دچار تغییر و دگرگونی کرد و نگرش تازه‌ای به سیاست خارجی آلمان بخشید.[1] خواسته‌ها و انتظارات متفقین از آلمان مبنی بر پذیرش «مسئولیت بیشتر» و ایفای نقش پررنگ‌تر در راستای تأمین امنیت بین‌الملل و پرداخت هزینه برای آن افزایش یافت. مسئولیتی که علاوه بر دیپلماسی، همکاری‌های توسعه‌ای، تعهدات غیرنظامی، مشارکت‌های نظامی را نیز در برمی‌گیرد که البته این مسئله تاکنون نه‌تنها موافقت جامعه را نداشته است، بلکه به شدت نیز با مخالفت افکار عمومی آلمان مواجه شده است و این امر سبب شده است تا میان اهداف سیاسی- امنیتی حکومت آلمان و جامعه شکاف عمیقی به‌وجود آید. به همین خاطر نخبگان سیاسی این کشور، همواره سعی کرده‌اند، برای ممانعت از بروز اتهام «نظامی‌گری» به سیاست ‌خارجی آلمان، مأموریت‌های نظامی را بیارایند و آنها را در قالب مأموریت‌های صلح، «انسانی» جلوه دهند. این موضوع باعث شده است تا اقدامات لازم برای تطبیق نیروی نظامی فدرال با وظایف جدیدش در قالب «مسئولیت بیشتر» یا انجام نشود و یا با تأخیر انجام شود. حداقل از دو دهه پیش تاکنون بودجه دفاعیِ کمی به نیروهای نظامی آلمان اختصاص یافته و برای آن کم‌هزینه شده است که در نتیجه آن، ارزش و جایگاه قدرت نظامی آلمان رو به افول گذاشته است.

نخبگان سیاسی آلمان برای حل این چالش، از اوایل قرن 21 سعی کرده‌اند با تولید گفتمان «پذیرش مسئولیت بیشتر» و تقویت آن از طریق تدوین اسناد امنیتی-دفاعی و همچنین پروژه‌های تحقیقاتی، خط‌مشی جدیدی برای مشارکت نیروهای نظامی در عملیات‌های فراملی تعریف کنند، تا بتوانند علاوه بر همراه کردن مردم با سیاست‌های خود، ساختار و تجهیزات نیروهای نظامی را افزایش داده و آن را با انتظارات و وظایف رو به افزایشش هماهنگ سازند.

1-1. نقش ارتش در گفتمان «مسئولیت بیشتر»

«کتاب سفید 2006»

همسو با تولید گفتمان «مسئولیت بیشتر» اولین سند امنیتی-دفاعی آلمان با عنوان «کتاب سفید2006»[2] تدوین شد. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، در پیشگفتار این کتاب می‌گوید: «وزن آلمان در عرصه سیاست بین‌الملل از زمان  اتحاد مجدد افزایش یافته است. امکان نفوذ و تأثیرگذاری بیشتر به معنی مسئولیت (بیشتر) است. امروز بیش از گذشته از ما خواسته می‌شود که پذیرای مسئولیت‌های بیشتر در اروپا و جهان باشیم.»

در این کتاب با اشاره به موضوعاتی همچون جهانی‌شدن، تروریسم، مناقشات منطقه‌ای، قاچاق غیرقانونی اسلحه و ... تأکید شده است که با این چالش‌ها، خطرات و تهدیدات باید به‌ موقع و در همان مکان، مقابله و جلوی آنها گرفته شود. این امر مستلزم استفاده از یک ابزار سیاست خارجی، دفاعی- امنیتی و توسعه‌ای است که بتواند مناقشات و درگیری‌ها را شناسایی کند و مانع از گسترش آنها شود که البته «ارتش» آلمان نیز بخشی از این راه‌حل است. علاوه بر این، در این سند تعهدآلمان به ناتو، توسعه اتحادیه اروپا و به ویژه سیاست دفاعی و امنیتی اروپا[3] و همچنین مسئولیت حفظ صلح و امنیت بین‌المللی در چارچوب سازمان ملل متحد مورد تأکید قرار گرفته است.

هرچند در تدوین این کتاب سعی شده بود در قالب «مسئولیت بیشتر»، نقش نیروهای نظامی به عنوان ابزاری در خدمت سیاست خارجی مورد تأکید قرار گیرد و به عنوان بخشی از گفتمان «مسئولیت بیشتر» مطرح شود، ولی در عمل و با توجه به دو اتفاق زیر مشخص شد که نه‌تنها جامعه آلمان بلکه بعضاً خود نخبگان سیاسی و احزاب نیزکماکان مخالف این موضوع هستند:

  1.  مصاحبه رئیس‌جمهور وقت آلمان، هورست کوهلر[4]، در سال 2010: «کشور بزرگ ما با این حجم وابستگی به تجارت خارجی باید بداند که در مواقع اضطرار، عملیات‌های نظامی نیز برای حفظ منافع ضروری است.» اگرچه اظهارات او کاملاً در راستای اهداف تعیین‌شده در سند امنیتی-دفاعی 2006 بود، اما انتقادات از وی به‌قدری شدید بود که باعث کناره‌گیری او از مقامش شد
  2. موضع آلمان در خصوص بحران لیبی در سال ۲۰۱۱: آلمان با رأی ممتنع خود به قطعنامه‌ 1973 شورای امنیت (17 مارس)، تصویری از جدایی خود از اروپا و غرب را ارائه داد. در آن زمان آنگلا مرکل دلیل این کار را عدم تمایل آلمان به دخالت نظامی در لیبی عنوان کرد. البته به گفته کارشناسان سیاسی، دولت آلمان به‌خوبی می‌دانست که حضور ارتش این کشور در عملیات‌های نظامی از هیچ محبوبیتی در میان افکار عمومی آلمان برخوردار نیست، لذا به همین دلیل آنان در آن زمان حاضر نبودند در آستانه انتخابات ایالتی‌ پیش‌رو (سپتامبر 2011) ریسک کنند و اذهان عمومی را علیه خود بشورانند. علاوه بر آن، به دلیل اعزام نیروهای نظامی آلمانی به افغانستان و با توجه به امکانات نظامی محدود آلمان نسبت به آمریکا، فرانسه و بریتانیا، شروع یک درگیری نظامی جدید، از نظر دولتمردان آلمانی منطقی نبود.

پروژه «قدرت جدید، مسئولیت‌ جدید» 

 با توجه به این دو اتفاق که بر عدم آمادگی جامعه برای پذیرفتن نقش نیروهای نظامی در گفتمان «مسئولیت بیشتر» دلالت داشت و همچنین عدم هماهنگی و انسجام میان خط‌مشی‌ تعیین‌شده در سند امنیتی-دفاعی «کتاب سفید 2006» و تصمیمات اتخاذشده را نشان می‌داد، تلاش‌‌های قابل‌توجهی برای بررسی و تبیین مبانی اصلی سیاست خارجی و امنیتی آلمان صورت گرفت که می‌توان به یکی از مهم‌ترین پروژه‌هایی که در این زمینه توسط بنیاد علم و سیاست آلمان[5] و بنياد جرمن مارشال آمريكا[6] با عنوان «قدرت جدید، مسئولیت‌ جدید»[7] در سال 2013 انجام شد، اشاره کرد.

در گزارش این پروژه، سیاست امنیتی به عنوان یک برنامه جامع مدیریت ریسک در تمامی سطوح کشوری و دولتی، تعریف می‌شود که دفع خطرات و تهدیدات (تفکرات و ملاحظات بنیادین دهه 1990 را که به تدوین «کتاب سفید 2006» آلمان منجر شد) را نیز در برمی‌گیرد. در این گزارش، با اشاره به این‌ نکته که با افزایش قدرت آلمان و نفوذ آن، مسئولیت او نیز بیشتر می‌شود، آمده است:  ده‌ها سال است که آلمان مصرف‌کننده امنیتی بوده است که توسط متحدان و شرکای او تأمین شده است و حال انتظار می‌رود که آلمان، نه‌تنها برای خود، بلکه برای سایر کشورها نیز تولیدکننده امنیت شود.

این گزارش تأکید می‌کند:

- دفع تهدیدات و مدیریت ریسک به ندرت، در چارچوب‌های صرفاً ملی و داخلی قابل‌حل و سازماندهی هستند. بنابراین ادغام سیاست خارجی آلمان در سیاست‌های اتحادیه اروپا و ناتو، در کل گزارش به عنوان امری خدشه‌ناپذیر قابل‌رؤیت است.
- با توجه به وضعیت جدید جهان و محدودیت‌ سیاست‌های‌ امنیتی سازمان‌های بین‌المللی، دولت، اقتصاد و جامعه آلمان باید در قالب مدیریت ریسک و بحران یاد بگیرند که چگونه با آسیب‌پذیری خویش مقابله کنند و توانایی دفاع و مقاومت خود را افزایش دهند.
- پیشگیری، مدیریت و مراقبت از بحران، هرکدام ابزارهای خاص خود را می‌طلبد که شامل اقدامات غیرنظامی مانند دیپلماسی، همکاری‌های توسعه‌ای و تقویت جامعه مدنی و نیز بکارگیری نیروهای سیاسی و نظامی است.

گزارش مذکور در ادامه با تقسیم کشورها و بازیگران  جهانی به سه گروه «همکار و شریک»[8]، «چالش‌برانگیز و رقیب»[9] و «مخل و برهم‌زننده»[10]، به‌کارگیری هریک از این ابزارها را در مناطق مختلف جهان و در تعامل با این بازیگران مورد بحث قرار داده است و بیان می‌کند، اگر گروه «مخل و برهم‌زننده» نظم بین‌المللی را به مخاطره بیندازد، هنجارهای بنیادین بین‌المللی را مانند عدم نسل‌کشی یا منع استفاده از سلاح‌های کشتارجمعی، نقض کند یا زیرساخت‌های جهانی‌شدن را تهدید کند و یا مورد تهاجم قرار دهد، آن موقع، در صورتی که روش‌های دیپلماتیک و غیرنظامی راهگشا نباشند، استفاده از قدرت نظامی و یا حداقل به‌کارگیری تهدیدی قابل‌باور، ضروری است. لذا در چنین شرایطی آلمان باید آماده باشد در اقدامات جمعی و متناسب با قوانین بین‌‌المللی شرکت کند.

هرچند بخش اعظمی از گزارش مذکور به بررسی جنبه‌های غیرنظامی مدیریت بحران و دفع تهدیدات می‌پردازد، اما تلاش برای تقویت گفتمان «مسئولیت‌پذیری بیشتر» و نقش نیروهای نظامی در آن، یکی از محورهای اصلی این گزارش را تشکیل می‌داد. از این‌رو بخش‌های زیادی از این گزارش مورد انتقاد جامعه قرار گرفت. 

کنفرانس امنیتی مونیخ 2014

در سخنرانی‌های مقامات عالی‌رتبه آلمانی همچون رئیس‌جمهور ، وزیر امور خارجه و وزیر دفاع آلمان در پنجاهمین کنفرانس امنیتی مونیخ در پایان ژانویه سال 2014، نیز تلاش برای تقویت گفتمان «مسئولیت‌پذیری بیشتر» و تأکید بر نقش نیروهای نظامی به عنوان بخشی از این گفتمان، به صراحت دیده می‌شود که البته تا حد زیادی با مباحث مطرح شده در گزارش بنیاد علم و سیاست همسو و هماهنگ است. در این ارتباط سخنرانی یواخیم گائوک[11]، رئیس‌جمهور آلمان از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار است. او در سخنرانی خود تصریح می‌کند: «جمهوری فدرال آلمان باید به‌عنوان شریکی خوب، با قاطعیت بیشتر و بنیادی‌تر در زمینه حفظ امنیت و حل مشکلات جهان عمل کند.» وی همچنین می‌گوید: «جمهوری فدرال باید آماده باشد که برای امنیتی که دیگران ده‌ها سال مسئولیت حفظ آن را بر عهده داشته‌اند، بیشتر تلاش کند.» او همچنین پس از تأکید بر ایفای نقش پررنگ‌تر آلمان در چارچوب اتحادیه اروپا و ناتو، به صراحت به دخالت نظامی این کشور اشاره می‌کند و می‌گوید: «آلمان هرگز تنها راه‌حل‌های نظامی صرف را حمایت نمی‌کند، بلکه در عرصه سیاسی نیز پیش می‌رود و از همه راه‌حل‌های دیپلماتیک استفاده می‌کند، اما اگر در موارد کاملاً استثنائی، مداخله نیروهای نظامی نیز مطرح شود، آلمان از روی پایبندی به اصول اجازه ندارد، «نه» بگوید، همان‌گونه که اجازه ندارد به‌طور واکنشی و ناخودآگاه «بله» بگوید.

فرانک-والتر اشتاین‌مایر[12]، وزیر امور خارجه نیز در سخنرانی خود بر همان مفهوم تأکید می‌کند و می‌گوید: «استفاده از ارتش، آخرین راه است و در به‌کارگیری آن باید خویشتن‌دار بود. البته فرهنگ خویشتن‌داری آلمان، نباید تبدیل به فرهنگ عدم مشارکت شود. آلمان بزرگ‌تر از آن است که تنها، محدود به نظردهی در مورد سیاست‌های جهانی شود بی‌آنکه در آن مشارکتی داشته باشد. ...»

سخنرانی دیگر در این باب را اورزولا فون‌درلاین[13]، وزیر دفاع آلمان بر عهده داشت. او در سخنرانی خود خواستار تقسیم ظرفیت‌های نظامی در اروپا می‌شود و بر مشارکت بیشتر ارتش آلمان تأکید می‌کند و می‌گوید: «بی‌تفاوت بودن برای کشوری مثل آلمان یک گزینه انتخابی نیست، نه از نظر امنیتی و نه از نظر اهداف بشردوستانه.»

در کنفرانس امنیتی مونیخ نیز بیش از هر چیز استفاده از نیروهای نظامی و همچنین نقش آن به عنوان ابزار سیاست خارجی مورد تأکید قرار می‌گیرد. پیش از این، روند رو به‌ رشد «نظامی‌گری» در سیاست خارجی آلمان، مورد انتقاد قرار گرفته بود، اما پس از کنفرانس امنیتی مونیخ، این انتقادات شدت بیشتری یافت و پذیرش «مسئولیت بیشتر» در محافل داخلی و جامعه آلمان به عنوان «بی مسئولیتی نظامی» مطرح شد.

پروژه «بازنگری 2014- تعمق بیشتر در مورد سیاست خارجی»

در راستای «شناخت سیاست خارجی آلمان» و همسو با گفتمان «مسئولیت بیشتر»، در سال 2014 پروژه دیگری ولی این بار از سوی وزارت خارجه آلمان با عنوان «بازنگری 2014- تعمق بیشتر در مورد سیاست خارجی»[14] انجام شد. به این منظور متخصصان داخل و خارج کشور دو سؤال تحریک‌کننده را مطرح کردند که عبارت است از: (در صورت وجود) چه مواردی در سیاست خارجی آلمان اشتباه است؟ و چه مواردی باید تغییرکند؟

کارشناسان سیاست خارجی در سراسر جهان به همراه هزاران نفر از شهروندان آلمانی و صدها نفر از کارکنان وزارت امور خارجه در این نظرسنجی شرکت کردند و نظرات خود را در مورد سیاست خارجی آلمان بیان کردند.    

در گزارش نهایی، بسیاری از مباحثی که در گزارش سال قبل بنیاد علم و سیاست و مارشال بیان شده بودند، دوباره مطرح می‌شوند، همچون تأکید بر اهمیت نهادهای بین‌المللی مانند اتحادیه اروپا، ناتو و سازمان ملل و ادغام سیاست‌های خارجی آلمان در آنها. در ارتباط با حوزه‌های فعالیت سیاست خارجی آلمان، این گزارش تأکید می‌کند که پیشگیری، دیپلماسی بحران و حمایت صبورانه از تغییرات و اصلاحات در کشورهای بحران‌زده، باید همزمان در دستور کار قرار گیرند و به این ترتیب وقت آن است که آلمان ابزارهایش را تقویت کند.

در این گزارش همچنین آمده است که اگرچه اغلب کارشناسان نظر مثبتی نسبت به سیاست خارجی آلمان دارند، اما با این وجود، سیاست خارجی این کشور خالی از ایراد نیست و انتقاداتی به آن وارد است:

- آلمان به جای ایفای نقش فعال و تأثیرگذار نسبت به بحران‌ها، واکنش تأخیری دارد ؛
- آلمان بیش از حد بر منافع اقتصادی‌اش تأکید دارد که این به ضرر اهداف استراتژیک و مشترک اروپاست؛
- آلمان دارای تفکر استراتژیک ضعیف است؛

در این گزارش بسیاری از کارشناسان، «غیرقابل‌پیش‌بینی بودن» سیاست خارجی آلمان را نیز مورد انتقاد قرار می‌دهند. در حالی‌که بسیاری از آنها بر این باورند که آلمان باید مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرد، اما معتقدند، در خصوص ایفای نقشی پررنگ‌تر آلمان در سیاست جهانی، شکاف رو به افزایشی میان توقعات و خواسته‌های متحدان آلمان از یک‌طرف و از طرف دیگر محدودیت‎های خودخواسته این کشور که غالباً افکار عمومی آلمان خواستگاه آن است، وجود دارد.  

نکته مهم دیگری که در این گزارش بسیار مورد انتقاد قرار می‌گیرد، فاصله میان اهداف سیاسی آلمان و نظرات جامعه آلمان است. کارشناسان بر این باورند که دولت فدرال تاکنون تلاشی برای به دست آوردن حمایت جامعه آلمان و همسو کردن آن با سیاست‌های خود انجام نداده است، امری که برای داشتن یک سیاست خارجیِ قابل‌اطمینان، بسیار ضروری است. در نظر آنها این شکاف به وجود آمده میان گرایش‌های واقعی سیاست خارجی و تصویری که از آن ترسیم می‌شود، سیاست خارجی آلمان را با این خطر مواجه می‌سازد که حمایت عمومی را از دست بدهد و اعتبار استراتژیک و دموکراتیکش مورد تردید قرار گیرد. 

نظرسنجی‌ای که در چارچوب پروژه مذکور صورت گرفت، نشان داد که هر چند اکثریت پاسخ‌دهندگان موافق با افزایش فعالیت‌های آلمان در زمینه‌های کمک‌های بشردوستانه، دیپلماسی، تقویت جامعه مدنی، خلع‌ سلاح و کنترل تسلیحات، حمایت از ایجاد نهادهای دولتی حتی پلیس و نیروهای امنیتی و همچنین افزایش کمک‌های مالی هستند، اما تنها اقلیت بسیار کوچکی با دخالت نظامی آلمان و فروش اسلحه به متحدین موافق هستند. بر این اساس استفاده از نیروهای نظامی تنها در موارد خیلی خاص مورد حمایت جامعه قرار گرفته است؛ به عنوان مثال برای دفع تهدیدات مستقیم، نجات جان انسان‌ها در صورت وجود خطر نسل‌کشی  و یا برای مهار و انهدام تسلیحات کشتارجمعی. در این گزارش برخلاف گزارش بنیاد علم و سیاست، نقش ارتش به‌خصوص به‌عنوان ابزار سیاست خارجی کمتر مورد توجه قرار گرفته است که البته بیشتر انعکاس‌دهنده  نظر منفی افکار عمومی نسبت به این موضوع است.

«کتاب سفید 2016»

در فوریه 2015، پروژه تدوین «کتاب سفید 2016»[15] نیز کلید خورده است که همانند پروژه «بازنگریِ» وزارت خارجه، در نگارش آن از تبادل افکار و نظرات میان سه حوزه سیاست، علم و جامعه استفاده می‌شود. «کتاب سفید 2016» به احتمال بسیار زیاد دربرگیرنده مطالبی در خصوص اهداف سیاسی آلمان، چالش‌ها و تهدیدات آلمان، نقش آلمان در دنیا و همچنین ابزارها و استراتژی‌های امنیتی و دفاعی آلمان در سال‌های آتی خواهد بود که البته تمامی این موارد با محوریت «ارتش» است. در این ارتباط شایان ذکر است که اورزولا فن‌درلاین، وزیر دفاع آلمان، معتقد است اصول سیاست امنیتی آلمان باید دوباره تعریف شوند، اما این بار باید برای سیاست امنیتی بدونِ تابو، تلاش کرد که شاید بتوان این صحبت وی را به داشتن ارتشی قوی‌ تعبیر کرد که برخلاف خواسته جامعه و محدودیت‌های تحمیل‌شده به آن، آماده حضور در عملیات‌های نظامی باشد.

در این خصوص فرانتس یوزف یونگ[16]، وزیر دفاع سابق آلمان و معاون فراکسیون اتحادیه احزاب مسیحی، با تأکید بر افزایش بودجه دفاعی، می‌گوید: «ما باید نقش‌های حمایتی را از طریق همکاری نزدیک‌تر در ائتلاف‌ با هم‌پیمانانمان تضمین کنیم، به تعهداتمان در خصوص عملیات‌های نظامی عمل کنیم و ارتش را برای جوانانمان جذاب سازیم. ... اما همه اینها مستلزم افزایش بودجه دفاعی است.»

با توجه به گزارش‌های دوره‌ای منتشرشده در صفحه اینترنتی وزارت دفاع آلمان و اظهارات مقامات آلمانی انتظار می‌رود که مباحث اصلی ذکر شده در گزارش بنیاد علم و سیاست و همچنین گزارش ‌«بازنگری» وزارت خارجه مبنی بر پذیرش «مسئولیت بیشتر» آلمان، در «کتاب سفید 2016» نیز وجود داشته باشند. البته با یک تفاوت عمده نسبت به گزارش «بازنگری» وزارت خارجه و آن اینکه محور اصلی «کتاب سفید 2016»، «ارتش» است. این کتاب به عنوان سند رسمی دولت فدرال، به‌خصوص به عنوان طرحی بنیادین برای توسعه ارتش آلمان و مبنای عمل آن خواهد بود که بر «نیروهای نظامی» به عنوان ابزاری برای پذیرش «مسئولیت بیشتر» تأکید دارد. همچنین این انتظار می‌رود، برای شهروندانی که نسبت به این موضوع دچار تردید هستند، اهمیت یک ارتش قوی را روشن سازد و جامعه را نسبت به ضرورت سیاست‌های امنیتی متقاعد کند.

2-1. رویکرد آلمان در خصوص «استراتژی بازدارندگی هسته‌ای» ناتو

با توجه به بحران اوکراین و رویارویی روسیه با غرب، به نظر می‌رسد، آلمان به عنوان یکی از اعضای اصلی ناتو، از تلاش برای عادی‌سازی به‌کارگیری نیروهای نظامی در قالب پذیرش «مسئولیت بیشتر»، فراتر رفته و احیای «استراتژی بازدارندگی هسته‌ای» ناتو و عادی‌سازی استفاده از آن را در دستور کار نخبگان و اتاق‌های فکر خود قرار داده است.

در این ارتباط و با توجه به نشست سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) در هشتم و نهم ژوئيه سال جاری میلادی در ورشو لهستان و با محوريت تقويت اين ائتلاف، ارتش و اندیشکده‌های آلمانی به‌کارگیری سلاح هسته‌ای علیه روسیه را مورد بررسی قرار داده‌اند. آکادمی سیاست امنیتی فدرال[17]، مسکو را به «تجاوز نئوامپریالیستی» علیه کشورهای اروپای شرقی متهم کرده و خواستار احیای استراتژی «بازدارندگی هسته‌ای» شده است.

بنیاد علم و سیاست آلمان [18]که مهم‌ترین اندیشکده نزدیک به دولت آلمان در مسائل مربوط به سیاست خارجی این کشور است، نیز چنین نظری دارد. این اندیشکده ورود تسلیحات هسته‌ای به برنامه‌های جنگ‌افزاری ناتو را امری قابل‌تصور می‌داند و معتقد است که قابلیت‌های جنگ‌افزاری هسته‌ای و غیرهسته‌ای (متعارف) می‌توانند در ارتباط بیشتری با هم قرار گیرند. علاوه بر آن، بهتر است مانورهای واقعی‌تر و بیشتری انجام شود و در آنها از سیستم‌های با قابلیت حمل سلاح‌ هسته‌ای هم استفاده شود. از نظر این اندیشکده همچنین این امکان وجود دارد که بتوان مدت زمانی را که برای آماده‌سازی سلاح‌های هسته‌ای مستقرشده آمریکا در  اروپا مورد نیاز است، تا حد قابل‌توجهی کوتاه کرد. البته به گفته کارشناسان بنیاد علم و سیاست این اقدامات تنها در قبال روسیه مطرح هستند.

همچنین هیئت‌های تخصصی‌ای که توسط وزارت دفاع آلمان مأمور تدوین «کتاب سفید2016» آلمان شده‌اند، از ناتو خواسته‌اند تا دکترین «بازدارندگی هسته‌ای» خود را که در طول جنگ سرد در برابر اتحاد جماهیر شوروی توسعه داده بود، با هدف دفاع در برابر «تهدیدات احتمالی روسیه در شرق» احیا کند.

در این راستا شورای سیاست خارجی آلمان[19] نیز خواستار تلاش‌های تبلیغاتی بیشتر برای افزایش پذیرش افکار عمومی آلمان نسبت به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای شده است. این اندیشکده در مجله «سیاست بین‌المللی» خود در یکم ژانویه 2016 مقاله‌ای را با عنوان «بازنگری در استراتژی بازدارندگی» منتشر کرده است که در آن به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای در استراتژی «بازدارندگی» علیه روسیه تأکید شده است. در این مقاله که توسط کلودیا مولینگ[20] و کریستین مایور[21] نوشته شده است، آمده است که اگرچه دولت استفاده از جنگ‌افزارهای هسته‌ای را برای اجرای استراتژی «بازدارندگی» ضروری می‌داند و می‌تواند در خصوص برنامه جنگ‌افزارها تصمیم بگیرد، اما این بدان معنی نیست که مردم هم آن را به‌عنوان بخشی از سیاست‌های امنیتی کشور قلمداد کنند و می‌توانند با آن به‌عنوان عامل تشدیدکننده خطرآفرین مخالفت کنند. از این‌رو به‌منظور مقابله با نگرش «تردیدآمیز» بسیاری از آلمانی‌ها نسبت به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای، توصیه نویسندگان این مقاله، راه‌اندازی بحثی با موضوع «سیاست امنیتی» است، زیرا آنها معتقدند همان‌طور که کنفرانس امنیتی مونیخ (2014)، پذیرش «مسئولیت بیشتر» را برای انجام عملیات‌های نظامی غرب مطرح کرد و به نوعی نشان داد که افکار عمومی در این خصوص قابل‌تغییر است، بنابراین نظر مردم در خصوص به‌کارگیری سلاح‌های هسته‌ای هم قابل‌تغییر است. 

بنابراین با توجه به آنچه گفته شد، از سال 2006 که اولین کتاب سفید آلمان منتشر شد تا سال 2016 که دومین کتاب سفید در حال تدوین است، به‌خصوص از سال 2013 به بعد، همسو با تبیین سیاست‌های خارجی، امنیتی و دفاعی، گفتمان «مسئولیت بیشتر» تقویت‌ شده و بر نقش ارتش به عنوان بخشی از این گفتمان و ابزار سیاست‌خارجی بیش از پیش تأکید شده است. ارتشی که هم در سیاست‌های اعلامی دولتمردان آلمان و هم در پروژه‌های انجام‌شده، دامنه عمل آن در چارچوب ناتو، اتحادیه اروپا و سازمان ملل تعریف شده است و همواره ادغام سیاست خارجی آلمان در نهادهای بین‌المللی مورد تأکید ‌قرار گرفته است.

به بیان دیگر، نخبگان سیاسی سعی کرده‌اند از طریق تقویت این گفتمان و تأکید بر لزوم به‌کارگیری نیروهای نظامی، «نظامی‌گری» در سیاست خارجی آلمان در میان افکار عمومی به مسئله‌ای عادی و قابل‌قبول تبدیل شود که البته بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از نظرسنجی‌های مردمی به نظر می‌رسد، در راه نیل به این هدف موفقیت‌هایی هم حاصل شده است. به ‌طوری‌که در نظرسنجی‌ای که در 3 دسامبر 2015، در خصوص حضور نظامی آلمان در ائتلاف ضد داعش از شهروندان آلمانی به عمل آمد، 58 درصد از سؤال‌شوندگان با این تصمیم دولت موافق بودند و تنها 37 درصد آنها مخالفت خود را با آن اعلام کردند که از میان موافقان، 59 درصد حضور آلمان را در قالب هواپیماهای شناسایی و سوخت‌رسان و 34 درصد نیز حضور فعال آلمان را در حملات هوایی خواستار شدند. در این میان 22 درصد هم موافق اعزام نیروی زمینی به سوریه بودند. با توجه به این آمار و مقایسه آن با نتایج نظرسنجی‌های به‌عمل‌آمده در خصوص حضور نظامی آلمان در افغانستان مشخص می‌شود که نگرش جامعه آلمان نسبت به موضوع «نظامی‌گری» در سیاست خارجی این کشور تغییر کرده و پذیرش افکار عمومی نسبت به حضور ارتش آلمان در عملیات‌های نظامی افزایش یافته است. از این‌رو می‌بینیم که ارتش آلمان پس از گذشت هفتاد سال از جنگ جهانی دوم، بزرگ‌ترین عملیات نظامی خود را در سوریه، نه در چارچوب نیروهای صلح سازمان ملل بلکه در قالب نیروهای ائتلافی ضد داعش، آغاز می‌کند که به گفته بسیاری از کارشناسان، این حضور نظامی آغازگر فصل جدیدی در سیاست خارجی آلمان است.

12

13

2.    حضور آلمان در ائتلاف ضد داعش (سوریه و عراق)

اتفاقات تروریستی 13 نوامبر در پاریس راه را برای حضور نظامی آلمان در ائتلاف ضد داعش در سوریه هموار کرد، چراکه این اتفاقات ابزار لازم را برای متقاعد کردن افکار عمومی آلمان، در اختیار دولت این کشور قرار داد. از این‌رو پارلمان این کشور در دسامبر 2015 با توجه به سه فاکتور، همراهی نسبی افکار عمومی آلمان، تهدیدات امنیتی و اقتصادی در پی بحران پناهندگان و خطرات داعش و همچنین خواسته و انتظارات روزافزون متحدان آلمان برای پذیرفتن مسئولیت بیشتر در جنگ با داعش، حضور نظامی آلمان را در ائتلاف ضد داعش به تصویب رساند.

البته مارکوس کایم[22]، یکی از مشاوران دولت و مدیر گروه سیاست امنیتی بنیاد علم و سیاست آلمان، در این خصوص می‌گوید که آلمان با مداخله نظامی خود در سوریه و عراق به یک «قدرت‌ تأثیرگذار و شکل‌دهنده در خاورمیانه و خاور نزدیک» تبدیل می‌شود. بر اساس گفته‌های وی، مداخله نظامی آلمان، تنها عملیاتی کوتاه‌مدت نیست، بلکه فرای سال‌های آینده برنامه‌ریزی شده است و احتمالاً 10 سال به طول خواهد انجامید. وی با اشاره به اینکه عملیات نظامی آلمان در منطقه، در راستای ایجاد یک «نظم نوین سیاسی بلندمدت» در کل منطقه عمل خواهد کرد، تصریح می‌کند که آلمان در «اتحاد با دیگر کشورها» خود را متعهد می‌داند، «برای مدت طولانی، به صورت نظامی و خصوصاً سیاسی» در منطقه ایفای نقش کند. به‌هرحال اینکه برلین می‌خواهد با «تفکر ایجاد نظم» برای مدتی طولانی دست به مداخله نظامی بزند، «سیاست جدیدی» برای آلمان محسوب می‌شود.

بر اساس بحث‌های موجود، هرچند ائتلاف بین‌المللی ضد داعش، در راستای ایجاد «نظم نوین» مورد نظر غرب، استفاده از نیروهای زمینی را غیرممکن نمی‌داند، اما فرستادن نیروهای غربی نیز به هیچ‌وجه مطرح نیست. ازاین‌رو  تمرکز اصلی آلمان، بر حمایت از نیروهای محلی نظامی قرار دارد. این نیروها در سوریه کردها و شورشیان مخالف دولت را شامل می‌شوند و در عراق کردها و شبه‌نظامیان سنی را در برمی‌گیرد، اما دولت عراق و سوریه در این جرگه قرار نمی‌گیرند. ازاین‌رو شاهد آن هستیم که هرچند اشتاین مایر در سفر خود در دسامبر 2015 به عراق، همانند اورزولا فون در لاین، وزیر دفاع آلمان، در ابتدا به دولت عراق و سپس به اقلیم مستقل کرد، قول همکاری و حمایت می‌داد ولی در عمل حمایت‌های برلین کاملاً نابرابرانه است: درحالی‌که اقلیم کرد در شمال عراق، تجهیزات نظامی و آموزش‌های گسترده‌ای از آلمان برای شبه‌نظامیان پیشمرگ خود دریافت می‌کند، دولت عراق برای نیروهای نظامی‌اش به میزان کاملاً محدودی تنها تجهیزات حفاظتی دریافت می‌کند. دلیل چنین برخوردی نیز این‌گونه بیان می‌شود که دولت شیعی عراق در ادامه راه قابل‌اعتماد نیست، چراکه دولت عراق روابط خوبی با ایران و روسیه دارد، ولی در مقابل اقلیم مستقل کرد وفادار به غرب تلقی می‌شود و بارزانی، رئیس این اقلیم، بدون هیچ پیش‌شرطی آماده همکاری با غرب است.

جمع‌بندی و ملاحظات

بعد از اتحاد مجدد آلمان و افزایش انتظارات هم‌پیمانانش از این کشورمبنی بر پذیرش «مسئولیت بیشتر»، نخبگان سیاسی آلمان از اوایل قرن 21 تلاش کرده‌اند جامعه را تحت تأثیر قرار دهند تا «فرهنگ جنگ»[23] جایگزین «فرهنگ خویشتن‌داری» شود و در پی آن بتوانند از طریق تقویت ساختار و تجهیزات نظامی، تناسب لازم میان ارتش و وظایف جدید روبه‌افزایش آن را به وجود آورند. در این راستا آنها سعی کرده‌اند در قالب اسناد امنیتی-دفاعی، پروژه‌های تحقیقاتی و سخنرانی‌ها، نقش «ارتش» را در گفتمان «مسئولیت بیشتر» تقویت کنند. این روند به‌‌خصوص از سال 2013 با سرعت بیشتری دنبال ‌شده است. در این میان می‌توان به پروژه‌هایی همچون «قدرت جدید مسئولیت‌ جدید» بنیاد علم و سیاست، «بازنگری 2014» وزارت خارجه و اظهارات دولتمردان آلمان در کنفرانس امنیتی مونیخ 2014 و همچنین گزارش‌های دوره‌ای منتشرشده در خصوص «کتاب سفید 2016» اشاره کرد. البته به‌تازگی آلمان از تلاش برای عادی‌سازی به‌کارگیری نیروهای نظامی در قالب پذیرش «مسئولیت بیشتر»، فراتر رفته و احیای «استراتژی بازدارندگی هسته‌ای» ناتو و عادی‌سازی استفاده از تسلیحات هسته‌ای علیه روسیه را نیز در دستور کار نخبگان و اتاق‌های فکر خود قرار داده است.

حضور نظامی آلمان در ائتلاف ضد داعش که بعد از جنگ جهانی دوم بزرگ‌ترین عملیات نظامی این کشور محسوب می‌شود نیز شاهد بر این مدعی است و نشان می‌دهد که تلاش‌های انجام شده در جهت تقویت نقش نیروهای نظامی به عنوان بخشی از گفتمان «مسئولیت بیشتر» و  تغییر نگرش جامعه آلمان نسبت به موضوع «نظامی‌گری» در سیاست خارجی این کشور با موفقیت‌هایی‌ همراه بوده است و از این به بعد شاهد حضور نظامی پررنگ‌تری از آلمان در عرصه‌های بین‌المللی به‌خصوص در چارچوب ناتو و ائتلاف‌های متشکل از هم‌پیمانانش خواهیم بود.

لذا با التفات به آنچه گفته شد، توجه به موارد ذیل در اتخاذ تصمیمات سیاسی، امنیتی و اقتصادی و تنظیم مناسبات دوجانبه ضروری است:

- باید با مطالعه دقیق سیاست‌های خارجی و امنیتی آلمان به‌خصوص سند امنیتی-دفاعی 2016، درک و شناخت درستی از رفتار و اهداف این کشور به‌ دست آورد و با توجه به آن، برای اقدامات متناسب در زمینه‌های مختلف، برنامه‌ریزی بلند مدت و دقیقی انجام گیرد.

- با توجه به رویارویی روسیه و غرب و مباحث مطرح شده در خصوص احیای «بازدارندگی هسته‌ای» ناتو و همچنین با توجه به این موضوع که مواضع ایران و روسیه غالبا به یکدیگر نزدیک‌تر هستند، باید در اتخاذ تصمیمات با آگاهی و هوشیاری کامل عمل شود تا علاوه بر تأمین منافع کشور و بهره‌گیری از فرصت‌های دو طرف، از قرار گرفتن ج.ا.ا در فضای اختلاف با دو کشور روسیه و آلمان جلوگیری شود.

- با توجه به تأکید نخبگان سیاسی آلمان بر اهمیت نهادهای بین‌المللی مانند اتحادیه اروپا، ناتو و سازمان ملل و ادغام سیاست‌های خارجی این کشور در آنها، باید نگاهی واقع‌گرایانه به سیاست خارجی آلمان داشت و از انتظارات و توقعات غیرواقعی از این کشور پرهیز شود و نیز اولویت‌هاي مشخص و تعریف‌شده‌ای در مناسبات دوجانبه در دستور کار قرار گیرد.

- اگرچه آلمان تاکنون هیچ‌گاه ملاحظات نظامی-امنیتی‌اش را نسبت به ایران به نفع تعاملات اقتصادی‌اش، نادیده نگرفته است، اما با این وجود نباید از اهمیت ویژه‌ای که آلمان همواره برای منافع اقتصادی‌اش قائل بوده و هست، غافل شد، لذا باید سعی شود در کنار مدیریت سیاسی روابط فی‌مابین و با بهره‌گیری از فرصت به وجود آمده بعد از لغو تحریم‌ها و قابلیت‌های منحصر بفرد اقتصادی آلمان، چارچوب روابط اقتصادي و همکاری‌هاي صنعتی و تحقیقاتی بلندمدت مجدداً تعریف شوند و حجم مبادلات تجاری و میزان سرمایه‌گذاری این کشور در ایران بیش از پیش گسترش یابد تا بتوان از آن در مواقع ضروری به عنوان ابزاری سیاسی استفاده کرد.

 

صفورا رئوفی
گروه تخصصی آلمان- بهمن 1394                                                                                                                    



[1]. تلاش ایالات‌متحده آمریکا جهت تعقیب سیاست یک‌جانبه‌گرایی، آغاز تحرک نوین اتحادیة اروپا برای تعمیق روند هم‌گرایی درونی و پیگیری سیاست خارجی و امنیتی واحد، مشترک و مستقل در نظام بین‌الملل، کم‌رنگ شدن نقش و نفوذ روسیه در اروپای مرکزی و شرقی از مهم‌ترین متغیرهای بین‌المللی بودند که سیاست خارجی آلمان فدرال را در تحت تأثیر قرار می‌داد. (ثقفی عامری، 1385)

[2]. Weißbuch 2006

[3]. ESD

[4]. Horst Köhler

[5]. SWP  

[6]. GMF 

[7]. این پروژه توسط دانشمندان، سیاستمداران، دیپلمات‌ها و مقامات رسمی بنامی تهیه شد و از نوامبر 2012- سپتامبر 2013 به طول انجامید. „Neue Macht Neue Verantwortung”

[8]. Mitstreiter

[9]. Herausforderer

[10]. Störer

[11]. Joachim Gauck

[12]. Ursula von der Leyen

[13]. Frank-Walter Steinmeier

[14]. Review 2014 — Außenpolitik Weiter Denken

[15]. Weißbuch 2016

[16]. Franz Josef Jung

[17]. BAKS

[18]. SWP

[19] . DGAP

[20]. Claudia Mölling

[21]. Christian Major

[22]. Markus Kaim

[23] . Kultur der Kriegsfähigkeit

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

کمیسیون شرق اقتصاد آلمان

۱۳۹۷/۱/۲۱

بررسی اهداف و ابزارهای نفوذ آلمان در خاورمیانه: کردستان هدف اصلی آلمان

۱۳۹۷/۱/۲۰

ترجمه کامل سخنرانی وزیر خارجه آلمان در کنفرانس بررسی سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۷/۱/۱۲

ماراتن تشدید تنش‌ها در روابط ترکیه و آلمان

۱۳۹۶/۵/۱

راهکارهای تصمیم سازان بنیاد علم و سیاست آلمان SWP برای حفظ ترکیه در بلوک غرب

۱۳۹۶/۱/۱۹

از سیاست نگاه به شرق تا سیاست سرد: مرکل، پوتین و سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۶/۱/۱۵

جایگاه منطقه خلیج فارس در سیاست خارجی و امنیتی آلمان پس از جنگ سرد

۱۳۹۶/۱/۱۵

برآورد آلمان از سیاست خارجی ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۲۵

لایحه جدید وزارت دفاع آلمان؛ کنترل‌های امنیتی اسلامگرایان افراطی در ارتش

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

بررسی اهداف و منافع روسیـه، ترکیـه و آلمـان در قبال یکدیگر

۱۳۹۵/۹/۲۹

بررسی اجمالی پرخاشگری کلامی مقامات آلمانی علیه ایران

۱۳۹۵/۹/۳

اهداف آلمان در دور جدید "امنیتی سازی" و "ایران‌هراسی"

۱۳۹۵/۷/۲۸

پیشرفت میلیتاریسم در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۷/۲۴

روند جدید در سیـاست خارجی آلمـان و اهداف این کشور در مداخله نظامی سوریه

۱۳۹۵/۴/۱۵

برگ‌هایی از سیاست خارجی آلمان با مرور زندگی یک وزیر خارجه

۱۳۹۵/۴/۶

فهم سیاست در آلمان

۱۳۹۵/۲/۲۹

تغییر نگرش در سیاست خارجی آلمان

۱۳۹۵/۲/۴

معرفی کتاب «قدرت در مرکز»اثر دکتر هرفرید مونکلر

۱۳۹۴/۱۲/۱۱

ترمیم وجهه عربستان در مسئله تروریسم، سیاست جدید ائتلاف غربی

۱۳۹۴/۱۲/۲

تحلیلی کوتاه از سفر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان به تهران

۱۳۹۴/۹/۲۵

نگاهی کوتاه به زندگی و دوران صدارت اعظمی هلموت اشمیت

۱۳۹۴/۸/۳۰

رسوایی های اطلاعاتی اخیر در آلمان؛ بازتابی از سیاست خارجی آلمان و روابط فراآتلانتیکی

۱۳۹۴/۴/۱۵

سیاست خارجی آلمان در قبال روسیه

۱۳۹۴/۴/۱۵

روایتی دیگر از همکاری جاسوسی آلمان و آمریکا

۱۳۹۴/۲/۲۷

افشای حمایت مالی آلمان از برنامه‌ هسته‌ای رژیم صهیونیستی

۱۳۹۴/۲/۱۵

نگرش نزدیکِ ایران و آلمان نسبت به تحولات یمن

۱۳۹۴/۲/۱۴

حمايت رئيس جديد پليس جنايي آلمان BKA از مبارزه با تروریسم اسلامگرایانه

۱۳۹۴/۲/۱۳