ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

گزارش تحلیلی > ایالات متحده آمریکا > تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا: تهدید اصلی چین یا روسیه؟

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا: تهدید اصلی چین یا روسیه؟

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴/۹/۲۸ تعداد بازدید: 1243

مقدمه
فضاي ایجادشده در دوران جنگ سرد، ترتيبات امنيتي اروپا را شديداً تحت تأثير تعاملات دوجانبه اتحاد شوروی و ایالات‌متحده آمريكا قرار داد و در اين شرايط، آمريكا نقش يك نجات‌دهنده را در ميان متحدان غربي خود ايفا مي‌كرد؛ به عبارت دیگر در اين زمان، تضمين امنيت اروپا اساساً راهبرد آمريكا به شمار می‌آمد که بازوی نظامی آن سازوكارهاي عملياتي ناتو بود. با فروپاشی نظام شوروی سابق، گرایش به سمت ایجاد یک همکاری نظامی مشترک امنیتی اروپایی از سوی کشورهای این منطقه هویدا گشت. پیمان ماستریخت، پیمان آمستردام، اعلامیه سنت مالو، نشست کلن و پیمان نیس در همین راستا بودند؛ اما تحولات منطقه اروپای شرقی به ویژه بحران بالکان و جنگ بوسنی و جنگ کوزوو و حتی بروز جنگ‌های قومی در جمهوری­های تازه استقلال‌یافته شوروی نشان از ناکارآمدی سیاست‌های دفاعی مستقل اروپا داشت و توجیهات مناسبی را برای تداوم و گسترش ناتو به شرق به وجود آورد تا از طریق احیای این سازمان و تداوم حضور نظامی امریکا، اروپا بر مخاطرات و بحران­ها فائق آید.

 بااین‌حال گسترش ناتو به شرق، پیامدهایی برای سیستم امنیتی اروپا داشت که درنهایت با اصرار غرب برای به عضویت درآوردن اوکراین به اتحادیه اروپا و (و قبل از آن گرجستان) به ناتو منجر به بحران اوکراین و الحاق شبه‌جزیره کریمه به روسیه شد. شاید بتوان دامنه بحران اوکراین را در سوریه مشاهده کرد. درواقع می‌توان گفت یکی از دلایلی که روسیه وارد فاز نظامی در سوریه شد این بود که با نشان دادن خود به عنوان بازیگر جهانی بتواند در موضوع اوکراین قدرت چانه‌زنی خود را افزایش دهد زیرا که از سوی قدرت‌های غربی در پی الحاق کریمه و تحولات مربوطه و با تحریم‌های اعمال‌شده به‌شدت تحت فشار قرارگرفته بود.

ایالات‌متحده از سال 2011، چین را به عنوان تهدید نخست معرفی و راهبرد خود را بر شرق آسیا متمرکز نمود. هدف این بود که از تعهدات خود در دو منطقه خاورمیانه و اروپا کم کند و بر شرق آسیا تمرکز کند اما با وقوع بحران اوکراین در شرق اروپا و تهدید روسیه، به نظر می‌رسد این راهبرد با چالش مواجه شده است و تهدید کنونی نه از جانب چین که از جانب روسیه است.

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا



بحران اوکراین
گسترش ناتو به شرق تبعاتی برای سیستم امنیتی اروپا به وجود آورد. حمایت امریکا از گسترش ناتو به شرق با این توجیه صورت گرفت که نباید پس از فروپاشی پیمان ورشو فرصت تجدید ساختار را به روسیه می‌داد. لذا امریکا تلاش نمود کشورهای اقمار روسیه در حوزه بالتیک (لتونی، استونی، لیتوانی) را که مسکو حساسیت زیادی به آن‌ها داشت را وارد ناتو کند و این امر در سال 2004 اتفاق افتاد. اهمیت این سه کشور برای روسیه در سطح بالایی قرار دارد و این امر به دلیل وجود منطقه کالینینگراد می‌باشد که متعلق به روسیه اما خارج از خاک این کشور و در هم‌جواری لیتوانی واقع‌شده و از موقعیت راهبردی برای کنترل مناطق شمال اروپا برخوردار است. به همین دلیل هرگونه عاملی که سبب کاهش دسترسی روسیه به کالنینگراد، خصوصاً در مواقع بحرانی شود برای روسیه مسئله آفرین است.تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا1

اما آنچه بیش از همه برای روسیه حساسیت‌زا شد و واکنش روسیه را برانگیخت، ایده تلاش برای پیوستن کشورهای حوزه قفقاز و شرق اروپا به ویژه اوکراین بود که دارای روابط فرهنگی، تاریخی و اقتصادی ویژه‌ای با روسیه است. در سال 2008 امریکا با همراهی لهستان و دولت‌های بالتیک پیشنهاد داد که اوکراین و گرجستان به پیمان نظامی ناتو بپیوندند. این امر روسیه را در مسیری قرار داد که نقض حاکمیت اوکراین را منطقی‌ترین سیاست برای امنیت خود بداند.

روسیه در کنفرانس امنیتی مونیخ در سال 2007 و سپس نشست سران ناتو در بخارست در تابستان سال 2008 تهدید کرده بود که اگر اوکراین به ناتو ملحق شود، به معنای پایان دادن آن کشور به عنوان یک کشور مستقل شده و روسیه می‌تواند کریمه و شرق اوکراین را به خود ملحق کند. همچنین دیمیتری پسکوف[1] سخنگوی کرملین هشدار داد «طرح‌های اوکراین برای پیوستن به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی روسیه را مجبور خواهد کرد که تدابیر متقابلی را انجام دهد.» این اقدامات متقابل بین غرب و شرق منجر به شکل‌گیری «معمای امنیت[2]» در اروپا شد.

پس از تجاوز روسیه به اوکراین و الحاق کریمه به خاک خود در مارس سال 2014، ساختار امنیتی اروپا به چالش کشیده شد. از آن زمان به بعد روسیه از جدایی‌طلبان شرق اوکراین حمایت کرد که این امر تنش بیش‌ازپیش بین غرب و روسیه را همراه داشته است زیرا تا قبل از آن مرزهای مسکو از طریق لتونی (عضو ناتو) به فاصله حدود 600 کیلومتری ناتو رسیده و با الحاق احتمالی اوکراین به ناتو نیز فاصله آن از مرزهای شمالی اوکراین به مسکو به حدود 500 کیلومتر می‌رسید. لذا نتیجه آن شد که ساختار امنیتی اروپای پس از جنگ سرد، پیش‌بینی‌های سابق خود را از دست داد. همچنین تجاوز به مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی توسط روسیه منجر به‌نوعی ناامنی در اروپا شد که ترس اعضای ناتو و دولت‌های بالتیک درباره نیات و انگیزه‌های بلندمدت روسیه را در برداشت.

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا2   قطب شمال (از طریق مرزهای شمالی روسیه و کانادا)

روسیه رزمایش نظامی را در مارس سال 2015 در منطقه شرق اروپا و قطب شمال انجام داد. این رزمایش شامل 80000 نیرو، 12000 ادوات سنگین، 65 ناو جنگی، 15 زیردریایی و 220 هواپیما می‌بود. چینش حوزه‌های درگیر و نیروهای به کار گرفته‌شده، حاکی از انتخاب عامدانه مناطق انتخاب‌شده بود. مقیاس رزمایش که از لحاظ ژئوپلیتیکی قطب شمال، کالنینگراد، شبه‌جزیره کریمه و جزیره ساخالین در منتهی‌الیه شرق را شامل می‌گردید و ایضاً تجهیزات به کار گرفته‌شده نشان از شبیه‌سازی جنگ با ایالات‌متحده و ناتو داشت.

همچنین در یک مقیاس بزرگ‌تر روسیه سعی دارد تا حوزه نفوذ خود را در منطقه قطب شمال گسترش دهد که این امر موجب خواهد شد تا هم اعضای ناتو یعنی دانمارک، ایسلند و نروژ و هم اعضای غیر ناتو یعنی سوئد و فنلاند از باب روسیه دغدغه داشته باشند. لذا این گروه از کشورها همراه با لهستان و دولت‌های بالتیک، روسیه را تهدیدی بزرگ برای امنیت خود تلقی می‌کنند. نتیجتاً اینکه جدا از اوکراین که منجر به رقابت بین روسیه و اتحادیه اروپا شد منطقه قطب شمال نیز در حال تبدیل شدن به یک رقابت راهبردی بین روسیه و غرب است.

عدم آمادگی ناتو
در مقابل، ناتو نیز یکی از بزرگ‌ترین رزمایش‌های خود را در ماه ژوئن 2015 در اروپا برگزار کرد که شامل 15 هزار نیرو بود. این سازمان در ادامه قدرت‌نمایی، قصد دارد بزرگ‌ترین رزمایش خود را در دهه اخیر، در پاییز 2015 با 36 هزار پرسنل از 30 کشور و کشورهای هم‌پیمان انجام دهد. این رزمایش از 11 مهر تا 15 آبان ماه (3 اکتبر تا 6 نوامبر 2015) به طول می‌انجامد و در آن 140 هواپیما و 60 کشتی شرکت خواهند داشت.

رزمایش ترایدنت جانکچر

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا3

ناتو همچنین موافقت کرده است به منظور اطمینان بخشیدن به متحدان خود در کشورهای بالتیک، لهستان و حوزه‌های جنوبی این پیمان توان دفاعی خود را از این کشورها افزایش دهد. بااین‌حال انجام چنین رزمایش‌ها و تضمین‌هایی منجر به استقرار دائمی نیرو در این کشورها نشده چراکه اراده سیاسی و توانمندی نظامی برای انجام آن وجود ندارد و تنها بریتانیا اعلام داشته که در نظر دارد که «تعداد کمی» نیرو در آخرین گام و به بهانه خنثی‌سازی تجاوز روسی در کشورهای بالتیک مستقر کند.

 آلمان از هرگونه استقرار یا آرایش نیروی دائمی میان اعضای شرقی ناتو مخالفت می‌کند چراکه این کشور بزرگ‌ترین متحد امریکا بوده و بیش‌ترین نیروی امریکایی نیز در آلمان قرار دارد لذا در صورت حمله احتمالی روسیه، آلمان اولین قربانی آن خواهد بود. بعلاوه باوجوداینکه کشورهای ناتو در نشست سال گذشته خود در ولز موافقت کردند که %2 از تولید ناخالص داخلی خود را صرف بودجه دفاعی کنند، آمار ذیل نشان می‌دهد که اکثر کشورهای ناتو حتی با وجود تهدید روسیه قصدی برای افزایش هزینه‌های دفاعی خود ندارند و تنها چهار کشور اروپایی این انتظار را برآورده نموده‌اند.

هزینه دفاعی ناتو بر حسب تولید ناخالص داخلی

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا4

در کل می‌توان گفت که علی‌رغم انجام رزمایش نظامی و افزایش توان دفاعی از کشورهای بالتیک، ناتو برای مقابله با تهدیدات، مشکلات خاص خود را دارد که گسترش ناتو بخشی از دلیل را فراهم می‌کند. ازآنجایی‌که رأی‌گیری در ناتو به اتفاق آرا صورت می‌گیرد به دست آوردن اجماع میان اعضا دشوار می‌نماید. همچنین 28 کشور عضو ناتو، برداشت مشترکی از تهدید نداشته و اعضای جنوبی ناتو به ویژه اسپانیا، ایتالیا، یونان و ترکیه بیشتر نگران آشوب‌های خاورمیانه هستند تا شرق اروپا؛ اما کشورهای شرق و غرب اروپا بیشتر نگران تهدید روسیه می‌باشند. بدین منظور آلمان برای اولین بار پس از آغاز بحران اوکراین جنگنده‌های «یوروفایتر» خود را که مجهز به گلوله‌های جنگی بود بر فراز دولت‌های بالتیک به پرواز درآورد که به نظر می‌رسد برای جلوگیری از حمله احتمالی روسیه این پروازها انجام می‌گیرد.

کشورهای ناتو در مورد آینده گسترش ناتو دید واحدی ندارند. مونته‌نگرو که از کشورهای غرب بالکان می‌باشد به‌شدت در حال لابی کردن است تا در نشست آتی ناتو در ورشو به پیمان ناتو بپیوندد. بااین‌حال معلوم نیست که کشورهای دیگر ورود آن را بپذیرند. دولت مقدونیه نیز اگرچه معیارهای لازم برای عضویت در ناتو را دارد اما به خاطر اختلافی که با یونان بر سر نام این کشور وجود دارد یونان مانع از ورود آن به ناتو و اتحادیه اروپا می‌شود. مضافاً بر این کشورهای بزرگ ناتو پیشنهاد «برنامه اقدام عضویت[3]» را که یک دولت را در مسیر عضویت در ناتو قرار می‌دهد، به گرجستان ارائه نداده‌اند. چراکه که نمی‌خواهند روسیه را تحریک و یا سیگنال منفی به روس‌ها بفرستند که این امر درواقع حق وتوی روسیه را بر سر موضوع گسترش ناتو نشان می‌دهد.

در شرایط موجود به نظر می‌رسد که اعضای اروپایی ناتو آمادگی کافی برای مقابله با تهدیدات روسیه را ندارند و برای تأمین امنیت خود بیشتر به آمریکا متکی هستند. بر این اساس نقش حافظ صلحی[4] امریکا بسیار پررنگ‌تر بوده و بیرون کشیدن نیروهای امریکا از اروپا و یا کاهش تعهدات آمریکا طبق راهبرد «چرخش به شرق آسیا» مخاطراتی را برای این قاره به همراه دارد.

تا قبل از بحران اوکراین برخی از کشورهای اروپایی کاهش و یا خروج نیروهای امریکایی از این قاره خواستار شده و حتی برخی بر خروج کلاهک‌های امریکایی از این قاره تأکید نمودند؛ اما بحران اوکراین و تصرف کریمه توسط روسیه منجر به درخواست مجدد از امریکا برای حضور بیشتر نظامی و تجهیزات به ویژه از سوی کشورهای بالتیک و برخی کشورهای شرق اروپا مانند لهستان شد. همزمان در ماه گذشته اعلام گردید آمریکا قصد دارد 20 بمب هسته‌ای جدید از نوع B61 در پایگاه هوایی «بوچل» آلمان طی سال جاری مستقر کند که این اقدام ممکن است توازن قوا در اروپا را بر هم زده و بدون شک باعث می‌شود تا روسیه اقدامات متقابلی را برای اعاده توازن و تعادل استراتژیک اتخاذ کند.

پذیرش ضمانت امریکا توسط اروپا
حضور نظامی امریکا توسط اروپایی‌ها پذیرفته‌شده است. تحولات بعد از فروپاشی شوروی نشان می‌دهد که اروپایی‌ها مایلند تا به عنوان شرکای دون‌پایه امریکا برای اداره دنیا عمل کنند. بدیهی است که بریتانیا بهترین نمونه برای این رفتار است. امریکا از پایان جنگ سرد در پنج جنگ عراق (1991)، بوسنی (1995)، کوزوو (1999)، افغانستان (2001) و عراق (2003). شرکت کرده است. در تمام این جنگ‌ها بریتانیا شانه به شانه امریکا جنگ کرده است؛ اما این فقط بریتانیا نیست. ناتو نیز در خارج از قلمرو خود برای اولین بار و به‌طور مستقیم در تاریخ خود در افغانستان دخالت نمود. درواقع نیروهای 28 عضو ناتو در افغانستان حضور داشتند و در مارس 2003 در جنگ عراق ائتلافی متشکل از بریتانیا، لهستان و اسپانیا تشکیل دادند و یک سال پس از شروع جنگ، چک، مجارستان، ایتالیا، لیتوانی، لتونی، هلند، نروژ، پرتغال و رومانی که همه عضو ناتو بودند نیروهای خود را به عراق گسیل داشتند و در دسامبر 2004 نیز مأموریت آموزشی خود را در عراق آغاز کرد. در پی اعلام امریکا برای تمدید نیروهای خود حداقل تا دو سال بعد نیز آلمان نیز اعلام داشت که نیروهای آن کشور تا اواخر 2016 در افغانستان باقی خواهند ماند.

 از طرف دیگر اروپایی‌ها تاکنون نتوانسته‌اند به سیاست امنیتی و خارجی مشترک دست پیدا کنند و نیروی نظامی منسجمی نیز برای خود تأسیس نکرده‌اند. بجای آن مهم‌ترین ابزار برای تأمین امنیت، ناتو است که یک نهاد تحت رهبری امریکا به شمار می‌رود. علاوه بر این نتایج نظرسنجی صورت گرفته توسط موسسه تحقیقاتی پیو در بهار 2015 نشان از بی‌میلی کشورهای اروپایی در انجام اقدام نظامی احتمالی علیه روسیه پس از تجاوز به اوکراین دارد و معتقد هستند که در صورت حمله احتمالی روسیه این امریکا است که باید از اروپا دفاع کند نه کشورهای اروپایی.

در صورت منازعه نظامی روسیه با یکی از کشورهای عضو ناتو، کشورهای ناتو تمایلی برای دفاع از کشورهای عضو ناتو ندارند.

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا5  در صورت منازعه نظامی روسیه با یکی از کشورهای عضو ناتو، کشورهای ناتو معتقد هستند که امریکا از آن‌ها دفاع خواهد کرد.

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا6 تقویت نقش ایالات‌متحده در تضمین امنیتی ناتو
جهت تقویت بیشتر ناتو، اکنون شاهد ورود نیروها و کشتی‌های جنگی بیشتر امریکا در حوزه اروپا به ویژه در حوزه بالتیک، دریای سیاه و برخی از کشورهای شرق اروپا می‌باشیم. در 25 سپتامبر 2015 ناوشکن «یواس اس کارنوی[5]» وارد آب‌های مدیترانه شد. ناوشکن «یو اس اس کارنوی» چهارمین ناوشکن امریکایی است که ایالات‌متحده اعزام می‌کند. قبل از این سه ناوشکن به نام‌های «یو اس اس دونالد کوکـ[6]» «یو اس اس پورتر[7]» و «یو اس اس رس[8]» به اروپا اعزام شده بودند. ژنرال ینس استولتنبرگ[9] دبیر کل ناتو در این رابطه گفت «وجود این چهار ناوگان دفاع موشکی برای تقویت حفاظت در اروپا در برابر تهدیدهای موشکی بالستیک حیاتی هستند و من از ایالات‌متحده برای مشارکتش در امن کردن ملت‌های ما تشکر می‌کنم.»

اولویت‌های راهبردی امریکا از اروپا و خاورمیانه تا شرق آسیا
طی 7 دهه گذشته 3 حوزه ژئوپلیتیک اروپا، خاورمیانه و شرق آسیا برای ایالات‌متحده مهم و به‌شدت مراقب این مناطق بوده است. ایالات‌متحده بر حسب شرایط نظام بین‌الملل راهبردها و سیاست‌های خود را طوری تنظیم می‌کرد تا به بهترین وجه منافع ملی خود و متحدان خویش را پیش ببرد. اولویت ژئوپلیتیکی امریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم، بر محور روابط راهبردی با اروپا متمرکز بود لذا راهبرد کلان این کشور در منطقه اروپا تعریف شد. راهبرد کلان امریکا راهبرد «درب‌های باز[10]» بود که دربرگیرنده مؤلفه‌های اقتصادی، ایدئولوژیکی و امنیتی بود. در دوران جنگ سرد، منافع ملی امریکا غالباً در منطقه‌ اروپای غربی قابل‌تعقیب بود، تهدیدات نیز از جانب پیمان ورشو که ناشی از حضور شوروی و ارتش سرخ در این منطقه بود شکل می‌گرفت. سیاست‌های مقابله با این تهدیدات هم غالباً در حوزه اروپای غربی و از طریق طرح مارشال و ایجاد سازمان آتلانتیک شمالی که در راستای «راهبرد درب‌های باز» بود اعمال می‌شد. همچنین ایالات‌متحده برای تأمین امنیت متحدان اروپایی و امنیت خود به دنبال حفظ و برقراری ثبات در منطقه خاورمیانه بود تا از نفوذ شوروی در این منطقه مهم جلوگیری نماید. با فروپاشی شوروی و از بین رفتن تهدیدهای ناشی از آن و تغییر ساختار نظام بین‌الملل و وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001، منطقه‌ خاورمیانه که در دوران جنگ سرد در راهبردهای ایالات‌متحده جایگاه فرعی داشت، به منطقه جغرافیایی اصلی تبدیل شد و کانون توجه رهبران امریکا قرار گرفت چراکه امنیت اسراییل و موجودیت آن موردتوجه و چالش اسلام‌گرایانی شده بود که از ایده‌های انقلاب اسلامی ایران نشأت می‌گرفتند. مجموع این تحولات در این مقاطع زمانی در خاورمیانه منافع ملی امریکا را به چالش گرفت که درنهایت منجر به آن شد که ایالات‌متحده برای رویارویی با این تهدیدها اولویت خود را منطقه خاورمیانه قرار دهد لذا با استفاده از قدرت نظامی، دو کشور افغانستان و عراق را در قالب حملات پیشدستانه و پیشگیرانه مورد هدف قرارداد. طراحی استراتژیست های آمریکا این بود که با ایجاد رژیم‌های وابسته، دموکراتیک و با ایجاد ملت - دولت سازی در این کشورها به گسترش‌ ارزش‌های لیبرالیسم بپردازد به طوری که هم الهام‌بخش و هم الگویی برای سایر کشورهای منطقه باشد تا از این طریق بتواند هژمونی خود را در منطقه اعمال کند. در این دوره جایگاه اروپا در سیاست خارجی امریکا، با توجه به با تهدیدهای نامتقارن برآمده از منطقه خاورمیانه نقشی فرعی پیدا کرد. البته امریکا در این دوره و عمدتاً در قالب سازمان ناتو از کشورهای اروپایی استفاده می‌کند تا هم حضور و مشارکت اروپایی‌ها تداوم داشته باشد و هم از شکل‌گیری رقیبی دیگر نیز جلوگیری کرده باشد و هم تا حدودی هزینه‌های مبارزه با تروریسم را کاهش دهد و از سوی دیگر با افزایش تعداد اعضای ناتو، بتواند مسیر تبدیل شدن به قدرتی هژمون را برای خود هموار کند.

بحران بدهی و مالی سال 2008 و شکست امریکا در افغانستان و عراق (با هزینه حدود 3 تریلیون دلار) که برخی دلایل آن را سیاست‌های جنگ‌طلبانه جرج بوش می‌دانستند منجر به روی کار آمدن باراک اوباما با شعار تغییر شد. در این دوره ایالات‌متحده راهبرد «چرخش به شرق آسیا» را مطرح می‌کند. وقوع تحولاتی مانند افول قدرت امریکا، بحران مالی و شکست‌های نظامی امریکا در جنگ‌های عراق و افغانستان و بحران بدهی‌ها سبب شد که امریکا امنیت خود را جهت اقتصادی داده و از این جهت باعث شد که برخلاف ادوار گذشته اولویت حوزه ژئوپلیتیکی خود را شرق آسیا قرار دهد.

راهبرد چرخش به شرق آسیا
در حین تحولات عربی ایالات‌متحده راهبرد «چرخش به شرق آسیا» را مطرح کرد. در اکتبر سال 2011 هیلاری کلینتون با «چرخش راهبردی به سمت منطقه آسیا پاسیفیک» تصویری از «قرن پاسیفیک امریکایی»[11] را ارائه داد. یک ماه بعد و در تاریخ 11 نوامبر 2011 باراک اوباما در مجلس استرالیا تلاش‌های امریکا برای پیشبرد امنیت، رفاه و حقوق بشر از طریق منطقه اقیانوس آرام (پاسیفیک) را توصیف نمود که طی یک سال بعد، در سند راهبرد دفاعی وزارت دفاع در ژانویه سال 2012 و همچنین از سوی مقامات دیگر امریکا مانند لئون پنتا وزیر دفاع وقت در گفتگوی شانگری-لا[12] در ژوئن 2012، اشتون کارتر، معاون وزارت دفاع وقت در سازمان غیرانتفاعی جامعه آسیا[13] در اوت سال 2012، با جزییات بیشتر مورداشاره قرار گرفت. این مجموعه اظهارات و سخنرانی‌ها در مورد «چرخش به شرق آسیا»، بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 و انتخاب دوباره باراک اوباما از سوی مقامات امریکایی مجدداً دنبال شد. با توجه به ارزیابی اظهارات و بیانیه‌های مقامات و سازمان‌های رسمی ایالات‌متحده، در بعد امنیتی این راهبرد سه هدف اصلی را دنبال می‌کند:

1-تقویت روابط با کشورهای شرق آسیا[14] که شامل سه زیر بخش می‌شود:

 الف)مدرنیزه کردن اتحادهای موجود

 ب) گسترش و تعمیق پیمان‌ها

 ج) ایجاد روابط سازنده با چین

2- ارتقاء موضع نظامی[15] که شامل سه زیر بخش می‌شود:

 الف) توزیع حضور از لحاظ جغرافیایی

 ب) بهبود عملیات انعطاف‌پذیر

 ج) افزایش پایداری سیاسی

3- ظرفیت‌های پیشرفته میدانی[16] که شامل سه زیر بخش می‌شود:

 الف) اضافه کردن نیروهای بیشتر در منطقه اقیانوس آرام

 ب) سرمایه‌گذاری در سامانه‌ها و فناوری‌های پیشرفته

 ج) توسعه تاکتیک‌ها و طرح‌های ابداعی

این اهداف به‌مرورزمان کمرنگ شدند. ایده در پس راهبرد چرخش به شرق آسیا این بود که ایالات‌متحده از تعهدات خود در خاورمیانه و اروپا کم و بر شرق آسیا تمرکز می‌کند اما با توجه به تجاوز روسیه به اوکراین در سال 2014 و ورود نظامی روسیه به سوریه در ماه گذشته که با نقض مکرر حریم هوایی یک کشور عضو ناتو یعنی ترکیه همراه بود به نظر می‌رسد که شک و تردید امریکا و هم‌پیمانان آن از نیات واقعی روسیه در این رابطه افزایش‌یافته است.

درنتیجه نیروهای جدید ایالات‌متحده در شهر داروین استرالیا مستقر و همزمان گفتگوهای راهبردی و اقتصادی بین پکن و واشنگتن از سپتامبر 2015 آغاز گردید که از توافقات مهم سفر اخیر رئیس‌جمهور چین به امریکا موافقت با فروش 300 فروند هواپیمای بوئینگ به چین بوده است. این دیدار رسمی بین دو رییس‌جمهور امریکا و چین خشم برخی از اعضای کنگره و مقامات امریکایی را در پی داشته است.

پس از الحاق کریمه در مارس 2014، ایالات‌متحده در راستای منافع خود در اوکراین و کوتاه کردن دست روسیه از کیف با متحدان اروپایی خود، اقدام به تحریم روسیه، اعزام کشتی‌های جنگی به دریای سیاه، افزودن 12 جنگنده اف 16 در لهستان، قطع رابطه نظامی با روسیه در غالب ناتو و به تحریم غیررسمی روسیه از گروه 8 پرداخت تا نشان دهد هنوز هم به عنوان چتر محافظتی برای اروپا عمل می‌کند؛ اما از روز چهارشنبه 15 مهر 1394 روسیه با باز کردن جبهه دوم حملات هوایی خود را برای سرکوب مواضع داعش و تروریست‌ها در سوریه آغاز کرد چراکه روسیه و شخص پوتین اطمینان حاصل نموده است که ایالات‌متحده آمریکا و متحدان آن هزاران تروریست فعال از قفقاز و آسیای مرکزی را برای ایجاد ناامنی در مرزهای جنوبی روسیه آماده می‌کند، به همین علت مبارزه با تروریسم در خارج از مرزها را مفیدتر از انتظار برای ورود تروریست‌ها به داخل مرزها و همسایگان خود می‌داند. بااین‌حال به نظر می‌رسد که هدف مسکو از ورود به سوریه تنها برای مبارزه با تروریسم نیست بلکه با این اقدام در صد نمایش به‌نوعی ابرقدرتی خود و به دنبال مقابله با آمریکا و تضعیف ناتو می‌باشد. حملات اخیر روس‌ها به مواضع داعش در سوریه که با نقض حریم هوایی ترکیه همراه بود حکایت از این امر دارد چراکه ناتو که تا پیش‌ازاین به خاطر بحران اوکراین مجبور بود تمرکز خود را متوجه کشورهای حوزه بالتیک گرداند حال باید نگران مرزهای جنوبی خود باشد چراکه با انجام حملاتی موشکی روسیه از خزر حوزه تهاجمی روسیه علیه غرب و ناتو توسعه بیشتری یافته است. بدین منظور و برای دفاع از ترکیه ناتو قصد دارد نیروهایی را به ترکیه اعزام کند.

تجاوز روسیه به اوکراین و الحاق شبه‌جزیره کریمه در سال 2014، تحولات اخیر منطقه خاورمیانه به ویژه سوریه و حملات روسیه به مواضع داعش نشان می‌دهد که امریکا تا حدودی در محاسبات خود دچار خطای راهبردی شده است و منطقه اروپا و کشور روسیه کانون تحولات و تهدیدات آتی برای ایالات‌متحده است.

جمع‌بندی و نظریه:
چرخش به شرق آسیا که در سند راهبرد دفاعی ژانویه سال 2012 با عنوان «توازن مجدد به سمت شرق آسیا[17]» آمده، تفاوت‌هایی را نسبت به گذشته داشته است. درگذشته ایالات‌متحده معمولاً امنیت خود را از جنس نظامی- راهبردی تعریف و از اروپا شروع می‌کرد، لذا تهدید روسیه و سپر دفاعی موشکی اولویت اول بود؛ اما در این سند ایالات‌متحده از دریچه آسیا و اقیانوسیه به جهان می‌نگرد و چین را تهدید نخست می‌شمرد. بر این اساس اولویت مناطق خود را شرق آسیا، خاورمیانه و اروپا قرار می‌دهد. نکته دیگر این سند این است که روسیه را تهدید قلمداد نمی‌کند. چراکه امریکا می‌خواهد، قدرت و ظرفیت روسیه و چین باهم علیه امریکا استفاده نشود، ازاین‌رو تنها چین را به عنوان تهدید مطرح می‌کند چراکه اگر روسیه هم به عنوان یک تهدید معرفی شود، می‌تواند راهبرد دفاعی امریکا را در جهان به خطر بیاندازد. لیکن وقایع بعدی نشان می‌دهد که تهدید نه از جانب چین بلکه از جانب روسیه بوده و بر اساس جمع‌بندی اخیر «شورای روابط خارجی اروپا[18]»، ارتش روسیه و توانایی‌های آن از سوی امریکا و اروپا دست‌کم گرفته‌شده بود.

1- حمله روسیه به گرجستان در سال 2008.

2- تجاوز روسیه به اوکراین و الحاق شبه‌جزیره کریمه توسط روس‌ها.

3- قصد روس‌ها برای ورود به حریم هوایی امریکا در روز استقلال این کشور در 4 جولای 2015.

4- برگزاری رزمایش‌های نظامی توسط روسیه در منطقه شرق اروپا و قطب شمال.

5- ورود روس‌ها به سوریه و بمباران هوایی توسط جنگنده‌های روس و نقض مکرر حریم هوایی ترکیه.

6- نقض مکرر حریم هوایی کشورهایی چون بریتانیا، استونی، لیتوانی، پرتغال که همگی از اعضای ناتو هستند.

7- عدم آمادگی اروپا برای رویکرد نگاه به شرق امریکا.

همچنین به نظر می‌رسد که اهداف موردنظر در تحقق راهبرد چرخش به شرق آسیا به‌مرورزمان کم‌رنگ و دچار سردرگمی شده است:

1- استقرار نیروهای جدید ایالات‌متحده در استرالیا

2- آغاز گفتگوهای راهبردی و اقتصادی با چین

3- دیدار رسمی روسای جمهور امریکا و چین در ماه گذشته (سپتامبر 2015) که به تعبیر مجله نشنال اینترست اوباما با این دیدار، چرخش به شرق را متوقف کرد.

به نظر می‌رسد امریکا در خاورمیانه هم بنا به دلایل ذیل، بجای کاهش تعهداتش، درصدد است تا حضور خود را تقویت کند، راهبرد حضور در افغانستان که باراک اوباما در 15 اکتبر 2015 اعلام نمود می‌تواند حاکی از این امر باشد:

1- در راستای مقابله با حضور پیش از پیش نظامی روس‌ها در منطقه؛ در غیر این صورت باید روسیه را به عنوان یک بازیگر جهانی و منطقه‌ای به رسمیت بشناسد.

2- حمایت از امنیت اسراییل.

3- امنیت جریان انرژی منطقه خاورمیانه و خلیج‌فارس.

4- و نیز مباحث مربوط به منابع انرژی در شرق مدیترانه

همچنین حضور سخت روسیه در سوریه به دو جهت در راستای منافع جمهوری اسلامی می‌باشد:

1- حفظ محور مقاومت از طریق حکومت بشار اسد

2- مقابله با گروهای تروریستی

حال که سیاست جمهوری اسلامی ایران و روسیه در منطقه تا حدودی هم‌پوشانی دارد و اقدامات عملی مسکو در مسئله سوریه نیز در راستای منافع ملی ایران است، جمهوری اسلامی ایران باید در صورت شکل‌گیری رقابت بین روسیه و امریکا به سیاق جنگ سرد و شکل‌گیری دو بلوک، با هوشیاری مضاعفی از خطر افتادن در دام طرح‌هایی مانند طرح خاورمیانه بزرگ و تجزیه منطقه (که می‌تواند از آثار آن باشد) بر حذر بماند. به عبارتی وجهه المصالحه این دو قدرت بزرگ قرار نگیرد.

 

گروه تخصصی امریکای شمالی/ 1- 5 آبان 1394



[1] Dmitry Peskov

[2] Security dilemma

[3] Membership Action Plan (MAP)

[4] pacifier

[5] USS Carney

[6] USS Donald Cook

[7] USS Porter

[8] USS Ross

[9] Jens Stoltenberg

[10] Open doors

[11] America pacific century

[12] Shangri-La Dialogue

[13] Asia Society

[14] Strengthen relationships

[15] Enhance military posture

[16] Field advanced capabilities

[17] Rebalance to Asia

[18] ECFR

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

کارنامه یکساله نظامی ترامپ و مواضع احزاب سیاسی

۱۳۹۷/۲/۲۴

کارنامه یکساله اقتصادی ترامپ و مواضع احزاب سیاسی

۱۳۹۷/۲/۲۳

کارنامه یکساله اجتماعی ترامپ و مواضع احزاب سیاسی

۱۳۹۷/۱/۲۶

عوامل موثر بر تصمیمات کاربردی سیاست خارجی امریکا و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران: احتمالات ایجاد شبکه جاسوسان خصوصی

۱۳۹۷/۱/۲۰

قراردادهای فروش تسلیحات به کشورهای جنوب شرق آسیا

۱۳۹۷/۱/۱۹

نقش جارد کوشنر در سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه

۱۳۹۷/۱/۱۹

همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق: لابی کردها در آمریکا، سناریوهای آینده و جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۷/۱/۸

ابرقدرتی زیر سایۀ ترس از روسیه

۱۳۹۶/۱۲/۸

سند راهبرد امنیت ملی ایالات متحده آمریکا و مهار فدراسیون روسیه

۱۳۹۶/۱۲/۲

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش دوم)

۱۳۹۶/۸/۱۶

حملات صوتی به دیپلمات‌های آمریکایی در کوبا

۱۳۹۶/۸/۱۶

سیاست انرژی دونالد ترامپ؛ پیامدهای جهانی و تبعات آن برای ایران (بخش نخست)

۱۳۹۶/۸/۷

استراتژی جدید دونالد ترامپ در خصوص ایران؛ نواخت طبل جنگ

۱۳۹۶/۸/۲

ترامپ، سازمان ملل؛ هیاهو برای هیچ

۱۳۹۶/۷/۴

ایالات متحده آمریکا، موضوع هسته‌ای کره شمالی و برجام

۱۳۹۶/۶/۲۸

تحلیل روند اسناد امنیت ملی ایالات‌متحده امریکا از آغاز تا کنون (2015-1987)

۱۳۹۶/۵/۲۱

تشکیل تیم مورد اعتماد ترامپ در مورد موافقت نامه هسته ای ایران

۱۳۹۶/۵/۱

بیم و امید ترامپ از گسترش روابط با روسیه

۱۳۹۶/۴/۲۷

مدل‌سازی دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ

۱۳۹۶/۴/۱۳

چشم‌انداز روابط آمریکا و چین در مواجهه با تهدید کره شمالی

۱۳۹۶/۳/۳۱

مهار و بازداشتن ایران پس ازتوافق هسته ای:مرکزمطالعات بین الملل و راهبردی (CSIS) مارس 2017 مصادف با فروردین ماه 96

۱۳۹۶/۳/۳

ارزیابی سیاست خارجی 14 هفته ای ترامپ

۱۳۹۶/۲/۱۲

حمله موشکی آمریکا به سوریه: پارادوکس سیاست‌های اعلامی و اعمالی

۱۳۹۶/۲/۱۰

بررسی تیم سیاست خارجی و امنیتی ترامپ

۱۳۹۶/۲/۹

معرفی و تحلیل شخصیت مایکل فلین مشاور امنیت ملی سابق ایالات متحده در دولت ترامپ

۱۳۹۵/۱۲/۷

راهبردهای احتمالی دولت ترامپ در سوریه و تاثیرات آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۵/۱۲/۳

دکترین ترامپ و تیم مشاوران سیاست خارجی او

۱۳۹۵/۱۰/۱۳

جایگاه معاونت ریاست جمهوری در ساختار سیاسی امریکا

۱۳۹۵/۱۰/۷

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛ معرفی چهره های کلیدی تیم سیاست خارجی هیلاری کلینتون

۱۳۹۵/۹/۱۵

چرایی تفاوت بین خوانش کاخ سفید و کنگره از متن گزارش 28 صفحه‌ای

۱۳۹۵/۷/۷

اختلافات میان امریکا و عربستان؛ تاکتیکی یا راهبردی؟

۱۳۹۵/۵/۱۹

انتخابات 2016ریاست جمهوری امریکا؛ تحلیلی بر آخرین وضعیت انتخابات و بررسی موضع گیری نامزدها نسبت به خاورمیانه و بالاخص ایران

۱۳۹۵/۵/۶

بررسی روابط تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی؛با نگاهی به شرکت‌های برتر نظامی جهان

۱۳۹۵/۴/۱۹

آمریـکا؛ سیـاست چرخش به شرق آسیـا و تاثیر آن بر خاورمیانه

۱۳۹۵/۴/۱۴

سرگردانی ناتو در سوریه

۱۳۹۴/۱۲/۲

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛موضع گیـری نامزدها نسبت به توافق هستـه ای ایـران

۱۳۹۴/۱۰/۱۹

تأثیر تحولات شرق اروپا بر راهبرد چرخش به شرق امریکا: تهدید اصلی چین یا روسیه؟

۱۳۹۴/۹/۲۸

انتخابات 2016 ریاست جمهوری امریکا؛مروری بر فرآیند انتخابات و معرفی کاندیداهای این دوره

۱۳۹۴/۸/۱۳

بررسی گزارش دیلی بیست از تامین اینترنت ایران بوسیله یک شرکت آمریکایی وابسته به سیا

۱۳۹۴/۸/۱۲

بررسی محبوبیت جهانی ایران از دیدگاه مرکز تحقیقاتی پیو

۱۳۹۴/۴/۲۱

مقامات اسرائیل: به تعویق افتادن توافق هسته ای با ایران بهتر از به نتیجه رسیدن آن است

۱۳۹۴/۳/۲۰

همایش مبارزه با خشونت گرایی افراطی در کاخ سفید

۱۳۹۴/۲/۲۸

آمریکا و خاورمیانه

۱۳۹۴/۲/۲۲

روابط آمریکا-کوبا؛ اهمیت آن در حرکت به سمت کاهش تنش در روابط ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴/۲/۲۲