ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

نوشتار دیگران > آلمان > آلمان، فرماندهی که فرمان‌بردار شد

آلمان، فرماندهی که فرمان‌بردار شد

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴/۹/۱۸ تعداد بازدید: 559

طبق پیش‌بینی‌ها، ادغام 5 میلیون مهاجر در قلب جامعه آلمان، هزینه‌ای بالغ بر یک تریلیون یورو و زمانی 30 ساله، همچون واقعه اتحاد آلمان شرقی و غربی دربر خواهد داشت.



پیش از شروع بحران مهاجرت در تابستان 2015، آلمان به عنوان نیروگاه اقتصادی_مالی و بزرگترین بستانکار اروپا، جایگاه قدرتمندی را به خود اختصاص داده بود؛ به طوری که بدون رضایت آلمان، هیچ فعالیتی در اتحادیه اروپا صورت نمی‌پذیرفت، تمامی ناحیه یورو مشمول سیاست ریاضت اقتصادی بوده و اصلاحات شکل گرفته بود. حتی در وخیم‌ترین شرایط، ولفگانگ شوئبله، وزیر دارایی آلمان، طرح خروج یونان[1] را طرح می‌کرد. اما این دوره درخشش با سرعت چشمگیری به پایان نزدیک شده است. اکنون تغییری 180 درجه‌‌ در جایگاه آلمان از فرماندهی به فرمان‌برداری مشهود است.

یورو و شنگن دو معضل مهم اروپا

واژه «خوب» در تضاد کامل با واژه «هدفمند» قرار دارد. مصداق این صحبت، کاربست یورو و قرارداد شنگن، بدون در نظر گرفتن پشتیبانی و برنامه‌ریزی لازم برای  اجرای آنها می‌باشد. به کاربستن واحد پول یورو، بدون در نظرگرفتن پشتیبانی مناسب در اتحادیه‌ای اقتصادی و مالی برای آن، توسط سیاستمداران اروپایی، به بحرانی وخیم در اتحادیه اروپا منجر شده است. لازم به ذکر است که بحران اجتنا‌ب‌ناپذیر اروپا، اکنون توسط وام‌های اعطایی از سوی بانک مرکزی اروپا، تحت کنترل درآمده است؛ اما بازگشت انتقام‌جویانه این اوضاع وخیم به سطوح سیاسی، به محض رخ‌داد رکود اقتصادی بعدی، دور از انتظار نیست. از سویی دیگر، مشکل بزرگ اتحادیه اروپا، مرزهای باز و عقد قرارداد شنگن است؛ چراکه این قرارداد، بدون درنظر گرفتن عملکرد کنترل مرزی و اتخاذ سیاست‌های خاص اروپا در مواجه با موضوع مهاجران و پناهندگان، تدوین شده و مورد بهره برداری قرار گرفته است.

علی رغم بحران ناحیه یورو، بحران مهاجرت نیز که این ‌روزها سرفصل بسیاری از مشکلات قرار گرفته، از نتایج این سیاست‌های اشتباه به شمار می‌رود. بسیاری از سیاستمدارانی که مدعی هستند که هنوز امکان خروج از واحد پول یورو و قرارداد شنگن وجود دارد، در نهایت بی‌کفایتی و یا عدم روراست بودن نخبگان سیاسی اروپا را عامل به وجود آمدن این اوضاع می‌دانند. اکنون، آلمان به مقصد نخست اکثریت مهاجران تبدیل شده است. بر اساس آمار موجود، تنها در سال 2015، بیش از یک میلیون مهاجر به آلمان وارد خواهند شد؛ به گفته کارشناسان، این رقم تا سال 2020 به بیش از 10 میلیون نفر نیز خواهد رسید.

افسانه منفعت اقتصادی

اگرچه مردم آلمان تاکنون حامی سیاست‌ مرزهای باز و کمک‌های انسان‌دوستانه بوده‌اند، اما در حال حاضر، حمایت‌ها با رکود سریعی مواجه است. موج مهاجرت و ناخرسندی عمومی حاصل از آن، سبب ایجاد ترس و اضطراب در میان بخش عظیمی از مردم آلمان شده است. با این وجود، برخی از سیاستمداران، از دیدگاه جمعیت‌شناسی به موضوع مهاجرت نگریسته و آن را در جهت رشد جمعیت آلمان، که در چند دهه، پایین‌ترین نرخ تولد را در جهان غرب به خود اختصاص داده بود، مفید می‌دانند. آنان از ورود مهاجران جوان، به عنوان راه حل نجات از مشکلات جمعیتی آلمان یاد می‌کنند. پر واضح است که این نظریه، فقط یک خوش فکری محض است. اقتصادی مدرن، نظیر آلمان، تنها به مهاجران واجد شرایط و یا کسانی که قابل آموزش دیدن و رسیدن به سطوح مهارتی بالا هستند، نیاز دارد. اگرچه تعداد اندکی از مهاجران، دارای تحصیلات عالی هستند، اما بخش عظیمی از آنان فاقد تحصیلات لازم و صلاحیت مربوطه می‌باشند. بالاترین کمینه دستمزد به ازای هر ساعت کار در آلمان، 8/50 یورو بوده، که این مبلغ، ادغام جمعیت کم مهارت را در زمره نیروی کار بسیار دشوار می‌سازد.

منفعت اقتصادی آلمان در موضوع مهاجران، با طرح تعدادی سوال و محاسباتی ساده در غالب نمودار 1 نشان داده شده است. اگر جمعیت مهاجر به دو دسته مولد (افرادی که برای امرار معاش خود کار می‌کنند، مالیات پرداخت کرده و در سیستم امنیت اجتماعی خود را سهیم می‌دانند) و غیر مولد تقسیم شوند، حال این سوالات مطرح می‌شود که هر کدام چه سهمی را به خود اختصاص داده‌اند؟ میانگین درآمد گروه مولد و در مقابل، هزینه سالانه گروه غیر مولد چه مقدار است؟

نمودار 1، نشان‌دهنده مدلی برای یک میلیون مهاجر، با فرض 25000 یورو هزینه مهاجران غیرمولد و مجموع مالیات پرداختی توسط مهاجران مولد، معادل 40% درآمد آنان، است. این اعداد نشان دهنده هزینه/سود خالص بر حسب میلیارد یورو در سال است. (لازم به ذکر است، آلمان کشوری است که مالیات وعوارض اجتماعی بالایی را برای شهروندان خود در نظر می‌گیرد.)

آلمان، فرماندهی که فرمان بردار شد

نمودار 1

بنابر نتایج فوق، پرواضح است که فروض خوشبینانه‌ای لازم بوده تا موضوع مهاجرت را به عامل مثبتی برای اقتصاد المان تبدیل کند. اگر سهم مهاجران مولد ویا میانگین درآمدی پایین باشد، بنابراین هزینه ادغام 5 میلیون مهاجر در دل جامعه آلمان، ممکن است هزینه‌ای یک تریلیون یورویی و زمانی 30 ساله، همچون واقعه اتحاد آلمان شرقی و غربی در بر داشته باشد. و چون دولت آلمان، برای انجام اقدامات مقتضی در راستای افزایش تعداد مهاجران مولد آماده نیست، بنابراین پرهزینه‌ترین نتیجه را باید انتظار داشت.

مخاطرات سیاسی قابل‌توجه

با طولانی‌تر شدن بحران مهاجرت، عدم تحقق وعده‌های سیاستمداران به مردم، بیش از پیش خود را نشان می‌دهد. حتی اوضاع وخیم‌تر نیز شده، زیرا شک به اینکه دولت آلمان کنترل شرایط را از دست باشد، به یقین رسیده است. دولت آلمان در تلاش است تا بحران جاری را تحت کنترل درآورد؛ بنابراین از یک سو خواستار کاهش تعداد مهاجران بوده و همزمان از سوی دیگر، سعی در افزایش ظرفیت‌ها برای ایجاد سرپناه دارد. حتی برای تحقق این سیاست، از برخی اصول گذشته خویش از جمله حفظ فاصله با ترکیه، نیز صرف‌نظر کرده است. پیشروی تلاش در این زمینه، تا جایی بوده که می‌توان به دیدار مرکل و اردوغان در میان کمپین انتخاباتی ترکیه، اشاره کرد. صدراعظم آلمان، حمایتی چندین میلیارد یورویی را در صورت کمک ترکیه به کاهش تعداد مهاجران، به آن وعده داده است. وی همچنین نسبت به اجازه سفرهای بدون ویزا و عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا نیز اظهار تمایل کرد. از سویی دیگر، به لطف بحران مهاجرت، یونان نیز از نوعی معافیات‌ بدهی‌ برخوردار می‌شود که پیش از این بدان پیشنهاد نشده بود. این معافیت مشروط به این است که یونان بتواند کنترل‌های مرزی خود را بهبود بخشیده و به جای فرستادن مهاجران به نقاط دیگر اروپا، آنها را در اردوگاه‌هایی در جزیره خود نگه دارد.

همراه با تلاش آلمان برای افزایش ظرفیت، جهت پذیرش پناهندگان حقیقی جنگ سوریه، سختگیری آن در برگرداندن کسانیکه به دلایل اقتصادی خود را در گروه پناهندگان جای داده‌اند، بیشتر می‌شود. به علاوه، آلمان از شرکای اروپایی خود درخواست می‌کند که تعداد بیشتری از پناهندگان را بپذیرند. اما تحقق این امر بسیار دشوار است. دولت بریتانیا پذیرش 20000 پناهنده را در بازه زمانی 4 ساله پذیرفته است. در حالیکه که این رقم معادل تعداد مهاجران ورودی است که روزانه به وارد آلمان می‌‎شوند. فرانسه نیز تاکنون پذیرای 1500 پناهنده شده است، که معادل تعداد مهاجرانی که چند هفته گذشته، وارد شهر کوچک کمپتن در ایالات بایرن شده‌اند، می‌باشد. نکته قابل توجه این است که بنا بر باور آنان، بحران بوجود آمده، نتیجه سیاست‌های شکست خورده خود کشور آلمان است. و اما شرکای اروپایی در این رابطه، لیست طویلی را تهیه کرده‌اند و معتقدند جهت پذیرش درخواست آلمان، می‌بایست خود را برای آن آماده کنند. درصدر این لیست، نقض بنیادین سیاست سال‌های گذشته حوزه یورو وجود دارد، که به شرح ذیل است:

- پایان دادن به پیمان ثبات: بنابر خواسته ایتالیا و دیگر کشورها، هزینه‌های بحران مهاجرت نمی‌بایست در کسری بودجه رسمی محاسبه شود. بدیهی است که این موضوع، تغییر دهنده این حقیقت، که بدهی ناپایدار به روند صعودی خویش ادامه می‌دهد، نیست.
- اجرای اتحادیه انتقالی[2]:  فرانسه و سایر کشورهای اروپایی درگیر در بحران مهاجرت، سال‌های بسیاری در خصوص اجرای اتحادیه انتقالی در اروپا با هم لابی کرده‌اند. اکنون این موضوع به سرفصلی مهم تبدیل شده است. این امر با درخواست آلمان مبنی بر«همبستگی» بر موضوع مهاجرت، مغایرت دارد.
- پارلمان اروپا: تشکیل پارلمانی اروپایی با دارا بودن قدرت رای در موضوعاتی از جمله برنامه‌های هزینه و سیاست های اقتصادی برای منطقه یورو، آروزیی دیرینه به ویژه برای فرانسه محسوب می‌شود.
- پرداخت‌ نقدى‌ بدهى‌ از طریق انتشار پول: درصورت عدم توانایی سیاستمداران در بروکسل جهت غلبه بر اصول اقتصادی، وزن بدهی‌ها به صورت غیر قابل تحملی بالا خواهد رفت. بنابراین فشاری بر بانک مرکزی اروپا تحمیل خواهد شد تا برای حل این مشکل، از روش پرداخت‌ نقدى‌ بدهى‌ از طریق انتشار پول استفاده کند.

تمامی موارد مذکور، هزینه‌های بسیاری را بر آلمان تحمیل خواهد کرد. علاوه بر آن، سیاستمداران آلمانی و به‌ویژه مرکل، از میان دو گزینه‌ی حمله پناهندگان به ایستگاه‌های قطار، که بازتاب رسانه‌ای بسیاری را به خود اختصاص داده بود، و صرف هزینه، ترجیح می‌دهند گزینه دوم را انتخاب کنند. به عقیده آنان، این گزینه نامشهودتر و مبهم‌تر خواهد بود و آنها را از سیل فشارهای سیاسی از سوی مردم، در امان نگاه می‌دارد.

حاصل صحبت این که، هریک از اقدامات مذکور، به نوعی سبب هدر رفت ارزش‌های کشور آلمان خواهد شد. بنابراین، انتخاب عنوان "تبدیل فرمانده به توزیع‌کننده مالی" و نه صرفا فرمان‌بردار، بهترین انتخاب ممکن خواهد بود./4

 

گلبالیست   2 نوامبر 2015

 



[1] - Grexit

[2] - Transfer Union

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

مصاحبه مهم فولکر پرتس رییس اندیشکده مهم آلمانی در باره مسائل سوریه

۱۳۹۶/۲/۱۰

شواهدی در ردّ ادعاهای غرب و کاربرد سلاح‌های شیمیایی در سوریه و دیدگاه کارشناس آلمانی

۱۳۹۶/۱/۲۱

رکورد رشد اقتصادی آلمان

۱۳۹۵/۱۲/۸

سه کشور نروژ، سوئیس و سوئد باثبات‌تر از آلمان

۱۳۹۵/۱۱/۲۳

عدم نیاز آلمان به سلاح هسته ای

۱۳۹۵/۹/۲۴

شکست اطلاعاتی آمریکا در بحران‌های اخیر آلمان

۱۳۹۵/۸/۱۱

آلمان : منافع غرب در بقای داعش

۱۳۹۵/۸/۱

تهاجم تسلیحاتی غرب

۱۳۹۵/۴/۲۰

رایزنی‌های تهران و برلین درباره تحولات منطقه

۱۳۹۵/۳/۲۶

رقابت فشرده برای تجارت با ایران

۱۳۹۵/۳/۴

فساد مالیاتی در کلیسای کاتولیک آلمان

۱۳۹۴/۹/۲۵

دلایل مداخله نظامی آلمان در سوریه: از سیاست داخلی تا سیاست خارجی

۱۳۹۴/۹/۲۵

آلمان، فرماندهی که فرمان‌بردار شد

۱۳۹۴/۹/۱۸

آیا دوره طلایی مرکل به پایان رسیده است؟

۱۳۹۴/۸/۳۰

حمایت نظامی روسیه از سوریه و موضع‌گیری آلمان

۱۳۹۴/۸/۱۹

بحران پناهندگان و تغییر رفتار ناگهانی خانم صدراعظم

۱۳۹۴/۶/۲۶

اتحادیه اروپا از نگاه مردم و احزاب آلمان

۱۳۹۴/۶/۳

تغییرات جمعیتی آلمان در 85 سال آینده

۱۳۹۴/۵/۱۴

ارزیابی دویچه بانک از تاثیر توافقنامه هسته‌ای بر اقتصاد آلمان

۱۳۹۴/۵/۱۰

اهمیت نقش آلمان در مذاکرات هسته‌ای با ایران

۱۳۹۴/۴/۲۵

دیدگاه مردم و احزاب آلمان در خصوص پوشش خبری بحران اکراین در رسانه‌های این کشور

۱۳۹۴/۲/۲۲

توهین به ادیان یا آزادی عقیده؟

۱۳۹۴/۲/۱۴

دیدگاه مردم و احزاب آلمان نسبت به برخورد دولت این کشور با "داعش"

۱۳۹۴/۲/۸

سفرهای دو جانبه مقامات ایرانی و آلمانی از سال 2000 تا 2011

۱۳۹۴/۱/۱۵