ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

نوشتار دیگران > آلمان > آیا دوره طلایی مرکل به پایان رسیده است؟

آیا دوره طلایی مرکل به پایان رسیده است؟

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴/۸/۳۰ تعداد بازدید: 560

در آغاز سال جاری، دکتر آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، مدعی جایگاه موفق‌ترین سیاستمدار جهان بوده است. او با سه پیروزی انتخاباتی پی در پی، مقتدرترین چهره سیاسی در اروپا شناخته می‌شد و علاوه بر آن، محبوبیت زیادی را در کشور خود نیز بدست آورده بود. اما علی رغم سابقه درخشان مرکل، وقوع بحران مهاجرت، که آلمان را بیش از دیگر کشورهای اتحادیه اروپا درگیر خود کرده، ممکن است به پایان درخشش وی بینجامد.



پذیرش بیش از یک میلیون پناهنده در سال جاری توسط آلمان، سبب افزایش تشویش عمومی شده و از سویی این موضوع به انتقادهای وارده بر مرکل از سوی هم‌حزب‌هایش دامن زده است. برخی از متحدان سیاسی نزدیک به مرکل، اذعان می‌کنند که این امکان وجود دارد، وی پیش از انتخابات عمومی سال 2017، از سمت خویش کناره گیری کند. حتی اگر او در دوره زمانی کامل دولت سوم، در مسند صدارت باقی بماند، اما تصور دولت چهارم مرکل بعید به نظر می‌رسد.

از برخی جهات، تفاسیر فوق ناعادلانه هستند. مرکل عامل ایجاد جنگ سوریه و یا مشکلات اریتره و افغانستان نبوده است. پاسخ وی به وضع اسفناک میلیون‌ها پناهنده که به خاطر جنگ آواره شده‌اند، جسورانه و همراه با مهربانی بوده است. او همواره تلاش کرده است تا به بهترین سنت‌های آلمان پس از جنگ، از جمله احترام به حقوق بشر و پایبندی به تعهدات حقوقی بین‌الملل پایبند بماند.

مشکل این است که دولت مرکل کنترل شرایط را از دست داده است. اگرچه مقامات آلمان در نظر عموم، بر بیانیه مرکل مبنی بر اینکه "ما می‌توانیم" صحه می‌گذارند، اما ترسی پنهانی ناشی از پیامدهای بحران که شامل افزایش هزینه‌ها، نارضایتی از خدمات اجتماعی، کاهش رتبه مرکل در نظرسنجی‌ها و افزایش خشونت راست افراطی است، وجود دارد. روزنامه خبری اشپیگل نیز نوشت:" این روزها آلمان مکانی است که مردم از بیان تنفر و بیگانه‌هراسی خویش پروا ندارند".

با آشفته شدن اوضاع آلمان، مباحث پیرامون اثرات مثبت اقتصادی و اجتماعی مهاجرت، تاثیر خویش را از دست می‌دهند و به جای آن، ترس از اثرات سیاسی و اجتماعی بلندمدت پذیرش تعداد زیادی مهاجر، پا به عرصه می‌گذارد. لازم به ذکر است که، پناهندگان همچنان با نرخی حدود روزانه 10هزار نفر  به سوی آلمان می‌آیند. درمقابل، بریتانیا داوطلب پذیرش تنها 20000 پناهنده سوری طی 4 سال شده است. اما این موارد با آرامش و کنترل مد نظر مرکل که سبب اخذ نام "مامان" برای او شده بود، متفاوت است. طی سال گذشته، که مرکل پاسخ اروپا به بحران حوزه یورو و الحاق کریمه به روسیه را رهبری کرد، رای دهندگان آلمانی بیش از هر وقت دیگر به مرکل و قضاوت‌های وی ایمان آوردند.

با این حال، بحران مهاجران سبب ایجاد دیدگاه دیگری نسبت به مرکل شده است. به نظر می‌رسد برخی از رای‌دهندگان به این نتیجه رسیده باشند که مامان مرکل دیوانه شده و مرزهای آلمان را به روی بیچارگان زمین گشوده است. البته این فکر، بیانگر نگاه بسیار ساده لوحانه‌ای به موضوع است. تصمیم آلمان در ماه گذشته مبنی بر بازنگرداندن پناهندگان به اولین کشور امنی که بدان وارد شدند، تنها اذعانی واقع بینانه بوده که دیگر کاربردی نیست. با این وجود، به طور گسترده مرکل با عنوان سیاست "درهای باز" شناخته می شود.

تنها راه برگرداندن سریع اوضاع به حالت عادی، ساخت مرزهایی همانند آنچه که دولت مجارستان ساخته، می‌باشد. برخی از محافظه‌کاران آلمانی خواستار چنین اقداماتی هستند اما کاملا بعید به نظر می‌رسد که مرکل، گزینه انتخابی اوربان، نخست وزیرمجارستان، را بپذیرید. او می‌داند چنین سیاستی می‌تواند پایانی برای جابجایی آزادانه افراد در داخل اتحادیه اروپا باشد، و حتی سبب بی‌ثباتی جدی بالکان براثر تجمع مهاجران گردد. در عوض وی خواستار راه حل اروپایی در پاسخ به این مشکل است. اما برنامه‌های آلمان با مقاومت شدیدی مواجه است. این برنامه‌ها شامل مکانیزم اجباری تقسیم مهاجران در سراسر اتحادیه اروپا و همچنین بودجه اضطراری به منظور تقسیم هزینه‌ها می‌باشد. در نتیجه، رابطه آلمان با شرکای اروپایی خود، که پیش از این به دلیل بحران اروپا تیره و تار شده بود، اکنون رو به وخامت بیشتری گذاشته است و انتخابات دولت ضد مهاجر در لهستان نیز نمی‌تواند بدان کمک کند.

آیا مرکل، هنوز هم می‌تواند اوضاع را به حالت عادی برگرداند؟ اگر دولت آلمان خوش شانس باشد، آمدن زمستان جریان ورود مهاجران را کند خواهد کرد و در نتیجه فضای تنفس برای سازماندهی پذیرش پناهندگان و ایجاد نظم جدیدی هماهنگ با کشورهای عبوری به خصوص ترکیه فراهم خواهد شد.

اگر تعداد مهاجرانی که به سوی آلمان می‌روند با نرخ حاضر برای مدت زمانی ادامه یابد، و مرکل بر سیاست درهای باز متعهد باقی بماند، فشارها برای کاستن از آن همچنان افزایش خواهد یافت. در حال حاضر هیچ رقیب علنی‌ای وجود ندارد اما بدون‌شک بحران مداوم  عواقبی را در بر خواهد داشت.

بدون در نظر گرفتن سرنوشت شخصی و شهرت صدراعظم، بحران مهاجران به عنوان یک نقطه عطف به شمار می‌آید. با نگاهی به گذشته می‌توان گفت، نخستین دهه پس از روی‌ کار آمدن مرکل در سال 2005، دوره‌ای پر برکت برای آلمان محسوب می‌شود، زیرا در آن زمان کشور توانست از صلح، رفاه و احترام بین‌‌المللی همراه با فاصله گیری از مشکلات جهان، لذت ببرد. این دوره طلایی اکنون به پایان رسیده است./4

 

استریتز تایمز    28 اکتبر 2015

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
 
مطالب دیگر در این بخش تاریخ انتشار

مصاحبه مهم فولکر پرتس رییس اندیشکده مهم آلمانی در باره مسائل سوریه

۱۳۹۶/۲/۱۰

شواهدی در ردّ ادعاهای غرب و کاربرد سلاح‌های شیمیایی در سوریه و دیدگاه کارشناس آلمانی

۱۳۹۶/۱/۲۱

رکورد رشد اقتصادی آلمان

۱۳۹۵/۱۲/۸

سه کشور نروژ، سوئیس و سوئد باثبات‌تر از آلمان

۱۳۹۵/۱۱/۲۳

عدم نیاز آلمان به سلاح هسته ای

۱۳۹۵/۹/۲۴

شکست اطلاعاتی آمریکا در بحران‌های اخیر آلمان

۱۳۹۵/۸/۱۱

آلمان : منافع غرب در بقای داعش

۱۳۹۵/۸/۱

تهاجم تسلیحاتی غرب

۱۳۹۵/۴/۲۰

رایزنی‌های تهران و برلین درباره تحولات منطقه

۱۳۹۵/۳/۲۶

رقابت فشرده برای تجارت با ایران

۱۳۹۵/۳/۴

فساد مالیاتی در کلیسای کاتولیک آلمان

۱۳۹۴/۹/۲۵

دلایل مداخله نظامی آلمان در سوریه: از سیاست داخلی تا سیاست خارجی

۱۳۹۴/۹/۲۵

آلمان، فرماندهی که فرمان‌بردار شد

۱۳۹۴/۹/۱۸

آیا دوره طلایی مرکل به پایان رسیده است؟

۱۳۹۴/۸/۳۰

حمایت نظامی روسیه از سوریه و موضع‌گیری آلمان

۱۳۹۴/۸/۱۹

بحران پناهندگان و تغییر رفتار ناگهانی خانم صدراعظم

۱۳۹۴/۶/۲۶

اتحادیه اروپا از نگاه مردم و احزاب آلمان

۱۳۹۴/۶/۳

تغییرات جمعیتی آلمان در 85 سال آینده

۱۳۹۴/۵/۱۴

ارزیابی دویچه بانک از تاثیر توافقنامه هسته‌ای بر اقتصاد آلمان

۱۳۹۴/۵/۱۰

اهمیت نقش آلمان در مذاکرات هسته‌ای با ایران

۱۳۹۴/۴/۲۵

دیدگاه مردم و احزاب آلمان در خصوص پوشش خبری بحران اکراین در رسانه‌های این کشور

۱۳۹۴/۲/۲۲

توهین به ادیان یا آزادی عقیده؟

۱۳۹۴/۲/۱۴

دیدگاه مردم و احزاب آلمان نسبت به برخورد دولت این کشور با "داعش"

۱۳۹۴/۲/۸

سفرهای دو جانبه مقامات ایرانی و آلمانی از سال 2000 تا 2011

۱۳۹۴/۱/۱۵