ایران - یوریکا

موسسه ایرانی مطالعات اروپا و امریکا

اتحادیه اروپا : پایش هفتگی اتحادیه اروپا (12 تا 18 فوریه 2018 - 23 تا 29 بهمن 1396)
تعداد بازدید: 131 تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۷:۱۰

12 تا 18 فوریه 2018 - 23 تا 29 بهمن 1396



فهرست

  1. برنامه اروپا برای بازسازی عراق پسا داعش
  2. مناقشه بر سر نام جمهوری مقدونیه عاملی تنش‌زا در روابط یونان و جمهوری مقدونیه  
  3.  رشد اختلافات میان بروکسل و کشورهای اروپای مرکزی با محوریت گروه ویزگراد 4
  4. اشتباهات اروپایی ترامپ
  5. یک شروع جدید برای دفاع اروپایی


برنامه اروپا برای بازسازی عراق پسا داعش

روز چهارشنبه (25 بهمن) کنفرانسی به‌منظور بازسازی عراق در کویت برگزار شد و دولت‌های شرکت‌کننده در کنفرانس تقبل 30 میلیارد دلار برای بازسازی کشور عراق را برعهده گرفتند. لازم به ذکر است که عراق رقمی در حدود 88 میلیارد دلار را تقاضا نموده بود. وزیر برنامه‌ریزی عراق، قصی آدولفاته در این کنفرانس گفته بود که عراق برای بازسازی به حدود 23 میلیارد دلار در کوتاه‌مدت و بیش از 65 میلیارد دلار در میان‌مدت نیاز خواهد داشت.

موگرینی مسئول سیاست خارجی اروپا در سخنان آغازین این کنفرانس بیان داشت:پس از سال‌ها جنگ، صلح هنوز امکان‌پذیر است. عراق نشان می‌دهد که مسیر به‌سوی یک دموکراسی فراگیر و گوناگون ممكن است با موانعی همراه باشد، اما این راهی است كه ارزش طی کردن مسیر را دارد. ما در این لحظات حساس مسئولیت داریم به مردم عراق کمک کنیم. در حالی در کویت هستیم که منطقه از صلح و آرامش بسیار دور شده است. ما می‌توانیم دموکراسی را به عراق بازگردانیم. البته دشوار است ولی ممکن است. باید به ایام تاریک عراق پایان داد، افتخار می‌کنم که عراق همواره از تاریخ خود دفاع کرده است. ‌ سال گذشته سه و نیم میلیارد دلار از سازمان ملل به عراق کمک شد و اکنون نیز 400 میلیون یورو از بودجه اتحادیه اروپا برای عراق اختصاص می‌یابد. ما استراتژی جدیدی برای بازسازی عراق داریم. بازسازی فقط راه و ساختمان نیست، بلکه مؤسسات و نهادهای قانونی باید بازسازی شوند. اتحادیه اروپا که ماه گذشته راهبرد خود در خصوص عراق را منتشر نموده بوده بود که دارای این مؤلفه‌ها می‌بود:

   - حفظ اتحاد، استقلال و تمامیت ارضی عراق
   - ارتقاء رشد اقتصادی جامع، دانش‌محور و پایدار
   - تقویت هویت ملّی و مصالحه در میان اقوام و جوامع گوناگون در این کشور
   - ارتقای نظام قضائی مستقل و مؤثر در عراق
   - پرداختن به چالش‌های مهاجرت و
   - حمایت از روابط خوب عراق با همسایگان

بیشترین میزان کمک مالی از سوی ترکیه تقبل شد که تعهد داد ۵ میلیارد دلار به عراق اعتبار دهد. امیر کویت نیز اعلام کرد این کشور یک میلیارد دلار وام و یک میلیارد دلار نیز به‌صورت سرمایه‌گذاری مستقیم به عراق کمک خواهد کرد. عربستان سعودی ۱.۵ میلیارد دلار وعده کمک مالی داد و صندوق مالی عرب که در کویت است اعلام کرد حدود ۱.۵ میلیارد دلار طی سال‌های آینده به بازسازی زیرساخت‌های عراق کمک خواهد کرد. قطر یک میلیارد دلار، امارات متحده عربی ۵۰۰ میلیون دلار و بانک توسعه اسلامی نیز ۵۰۰ میلیون دلار وعده کمک دادند. دولت آلمان نیز ۵۰۰ میلیون یورو و اتحادیه اروپا نیز ۴۰۰ میلیون یورو کمک خواهند کرد. دولت آمریکا در نظر دارد سه میلیارد دلار به‌صورت وام و تسهیلات مالی دیگری برای کمک به سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی در عراق اهدا کند. (سرویس اقدام اتحادیه-رویترز/ 25 بهمن 1396)

مناقشه بر سر نام جمهوری مقدونیه عاملی تنش‌زا در روابط یونان و جمهوری مقدونیه

مناقشه بر سر نام جمهوری مقدونیه عاملی تنش‌زا در روابط یونان و جمهوری مقدونیه و مانعی برای پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا و ناتو تلقی می‌شود.

طی هفته گذشته تعداد زیادی از مردم یونان در تظاهرات گسترده‌ای که در شهر سالونیک دومین شهر بزرگ این کشور برگزار شد نسبت به کاربرد نام مقدونیه توسط همسایه شمالی خود اعتراض کردند. مناقشه نام مقدونیه به یک عامل تنش‌زا در روابط یونان و جمهوری مقدونیه در منطقه بالکان محسوب می‌شود و یونان بر این اساس مانع پیوست این کشور به اتحادیه اروپا و ناتو شده است. در سال 1992 و در پی جدا شدن جمهوری مقدونیه از یوگوسلاوی سابق بالغ‌بر یک‌میلیون نفر که حدود ده درصد از کل جمعیت این کشور می‌شد در یونان تظاهرات کردند، در سال پس‌ازآن این کشور بانام موقت «جمهوری سابق مقدونیه یوگوسلاوی» Former Yugoslav Republic of Macedonia به سازمان ملل متحد پیوست؛ که در حال حاضر سازمان‌های بین‌المللی از این نام رسمی استفاده می‌کنند

برآورد پلیس در این راهپیمایی اعتراضی بالغ‌بر 100 هزار شرکت‌کننده بوده است که در چند سال اخیر کم‌سابقه محسوب می‌شود و این در حالی است که در ژانویه 2018 دو کشور با یکدیگر توافق کردند تا با آغاز مذاکرات به راه‌حلی برای این مناقشه 25 ساله پیدا کنند. یونان عقیده داردکه کاربرد واژه مقدونیه توسط این جمهوری جداشده از یوگوسلاوی سابق ممکن است در آینده نسبت به استان مقدونیه در شمال یونان نیز ادعای ارضی پیدا نماید و از سوی دیگر هم این جمهوری را متهم به سرقت هویت خود نموده است. در تظاهرات اخیر هواداران حزب راست افراطی فجر طلایی حضور چشمگیری داشتند و از نمادهای سنتی و تاریخی یونان استفاده گسترده نمودند

فرودگاه بین‌المللی اسکوپیه پایتخت جمهوری مقدونیه هم‌اکنون فرودگاه اسکندر کبیر نام دارد، این کشور همچنین از دیگر نمادهای فرهنگ یونانی مانند نماد خورشید نیز استفاده کرده است و بسیاری از معابر و مجسمه‌های مرتبط با اسکندر و فیلیپ در این کشور وجود دارند. نکته مهم اینکه هر دو کشور خود را وارث فرهنگی مقدونیه باستان می‌دانند درحالی‌که نژاد مردم جمهوری مقدونیه اسلاو بوده و ارتباطی با مفهوم تاریخی مقدونیه ندارند بااین‌حال باید توجه داشت اسلاوها هم‌سال‌های متمادی در این ناحیه حضورداشته‌اند و معتقدند قدمت آن‌ها نسبت به بسیاری از یونانیان ساکن استان شمالی مقدونیه یونان که در قرن بیستم به این ناحیه مهاجرت کردند بیشتر است. از منظر جغرافیایی مقدونیه باستان در حال حاضر در سه کشور یونان، جمهوری مقدونیه و قسمتی از بلغارستان تقسیم‌شده‌اند.

 در سال 2005 یونان از آغاز مذاکرات برای پیوستن این جمهوری به اتحادیه اروپا جلوگیری نمود و در سال 2008 از این اهرم برای ایجاد مانع برای پیوستن این کشور به ناتو استفاده کرد. مقامات یونان تأکید کرده‌اند هرگونه کاربرد نام مقدونیه توسط همسایه شمالی اسلاو خود را نخواهند پذیرفت و معتقد است هرگونه نام جدید می‌بایستی در کلیه ارتباطات بین‌المللی و به شکل فراگیر مورداستفاده قرار گیرد و تنها منحصر به روابط دوجانبه میان یونان و این کشور نباشد. ازجمله نام‌های پیشنهادی یونان «جمهوری بالکان مرکزی» است. در حال حاضر یونان سومین کشور سرمایه‌گذار در جمهوری مقدونیه پس از هلند و اتریش محسوب می‌شود. یونان معمولاً این کشور را فیروم FYROM که اختصار نام موقت آن است یا اسکوپیه خطاب می‌کند. (نیویورک‌تایمز / 28 بهمن 1396)

رشد اختلافات میان بروکسل و کشورهای اروپای مرکزی با محوریت گروه ویزگراد 4

افزایش اختلافات میان کشورهای اروپای مرکزی با بروکسل بر سر موضوعاتی مانند مهاجرت باعث نزدیکی بیش‌ازپیش این کشورها و ایجاد یک محور جدید منتقد اتحادیه شده است. ویزگراد 4 اگرچه تا تحقق به سطح یک اتحادیه قوی راه طولانی در پیش دارد اما تا همین‌جا اتحادیه را با یک خطر جدی روبرو کرده است.

به نظر می‌رسد رهبران کشورهای لهستان و مجارستان پس از سه دهه از رهایی از کمونیسم دیگر اشتیاقی نسبت به ارزش‌های لیبرال دمکراسی اروپای غربی که زمانی به دنبال آن بودند ندارند. هم‌اکنون لهستان در رأس یک بلوک از کشورهای منتقد اتحادیه قرارگرفته و بر بستر پوپولیسم رو به رشد در شرق و مرکز اروپا در حال تبدیل به یک تهدید برای اتحادیه اروپاست. موج ناسیونالیسم و هویت خواهی از یک‌سو و بحران پناه‌جویان و جهانی‌شدن از سویی دیگر هم‌زمان با پیروزی ترامپ و برگزیت در سال‌های قبل باعث ایجاد گفتمانی بر پایه نقد چند فرهنگ گرایی و مخالفت با مهاجرت در کشورهای اروپای مرکزی شده است. این تهدید بیشتر در چارچوب گروه ویزگراد 4 خود را نشان می‌دهد. نام ویزگراد برگرفته از اتحادی است که در سال 1335 میلادی میان پادشاهی لهستان مجارستان و بوهم در شهر ویزگراد بسته شد و هم‌اکنون گروه ویزگراد شامل لهستان، مجارستان، اسلواکی و جمهوری چک است.

در مورد نزدیکی کشورهای فوق به‌غیراز هم‌جواری جغرافیایی چند عامل تأثیرگذار بوده‌اند نخست میراث مشترک مبارزه با کمونیسم به‌عنوان یک عامل متحد کننده و دیگر تجربه مشترک در مسیر گسترش و همگرایی اتحادیه اروپا، علیرغم اختلاف‌نظرهایی که پس از فروپاشی کمونیسم میان جناح‌های داخلی این کشورها بر سر مسائلی مانند دگرگونی ساختار سیاسی، خصوصی‌سازی و چگونگی مواجهه با میراث کمونیسم وجود داشت اما پیوستن به اتحادیه اروپا هدف مشترک یکایک آن‌ها در آن هنگام بود. بااین‌حال این اشتیاق دیری نپایید و در سال‌های اخیر دچار افول جدی شدی است، اروبان و کاچینسکی هر دو ارزش‌های لیبرال را موردانتقاد قرار می‌دهند. بطوریکه اکنون طنین شعارهای بازگشت کنترل بروی مرزها در ورشو، بوداپست و حتی پراگ و براتیسلاوا هم به گوش می‌رسد، لهستان و مجارستان هر یک خواستار بازپس‌گیری قدرت از سوی بروکسل هستند، البته این امر البته نه به معنای خروج از اتحادیه بلکه اصلاح ساختار آن و افزایش سطح استقلال آن‌هاست.

در لهستان اتحادی میان کلیسای کاتولیک و ملی‌گرایان این کشور با محوریت حزب قانون و عدالت شکل‌گرفته است، سیاست خارجی این کشور نیز از مسیر همکاری با آلمان به نگاه به اروپای مرکزی تغییر کرده است. لهستان در حال حاضر در حال تحقق ایده «اروپای ملل مستقل» است در مقابل مفهوم کنونی اتحادیه قرار داشته و خواستار برهم زدن توازن قوای کنونی و پایان تسلط کشورهای اروپای غربی است. اختلاف‌نظر جدی بر سر موضوع مهاجرت، مخالفت بروکسل باسیاست مجارستان در قبول کمک‌های خارجی به دانشگاه‌های این کشور و نیز اختلاف‌نظر بروکسل در مورد اصلاح نظام قضایی لهستان که به‌زعم اتحادیه قوانین این سازمان منطقه‌ای را زیر پا می‌گذارد همگی ازجمله مشکلات پیش رو هستند.

بااین‌وجود چالش‌هایی نیز پیش روی این کشورها وجود دارد برای مثال بریتانیا که می‌توانست یک متحد بالقوه برای سیاست‌های اصلاحی موردنظر لهستان باشد از اتحادیه خارج شد و این امر جایگاه هواداران اصلاح و افزایش سطح استقلال درون اتحادیه را تضعیف کرد، بطوریکه هم‌اکنون به‌جز موضوع مهاجرت، توافق دیگری در سطح فراگیر گروه ویزگراد مشاهده نمی‌شود، از سویی نیز پروژه دیگر منطقه‌ای یعنی «ابتکار سه دریا» که در راستای افزایش سطح همکاری میان کشورهای حوزه دریای بالتیک، آدریاتیک و دریای سیاه می‌پرداخت نیز به دلیل پایین بودن اعتماد طرفین راهی از پیش نبرده است. از دیگر چالش‌های گروه ویزگراد می‌توان به نوع برخورد اعضا با روسیه و ترکیه اشاره کرد، برای مثال درحالی‌که لهستان نسبت به روسیه دید منفی دارد اوربان در مجارستان از دوستان نزدیک پوتین محسوب می‌شود و از سویی نیز علیرغم حمایت لهستان از پیوستن ترکیه به اتحادیه اتریش با توجه به تجارب تاریخی این کشور نسبت به عثمانی همواره مخالف این امر است.

نباید فراموش کرد افزایش سطح انتقادات از برنامه‌های لیبرالیستی بروکسل و رشد حس تبعیض و کاهش حمایت کمیسیون که تحت نفوذ کشورهای غرب اروپاست همگی می‌تواند چالش جدی برای اتحادیه و نیز آلمان ایجاد نماید که با همه این احوال عمده‌ترین شریک تجاری گروه ویزگراد تلقی می‌شود. نکته هنگامی اهمیت پیدا می‌کند که توجه کنیم هم‌اکنون مصادف با صدمین سالگرد فروپاشی امپراطوری هابسبورگ در اروپای مرکزی است و در طی دهه‌های اخیر تا این حد کشورهای لهستان مجارستان، جمهوری چک، اسلاوکی و حتی اتریش به هم نزدیک نشده بودند. امری که امکان ایجاد گروه ویزگراد 5 با حضور اتریش را تقویت می‌کند البته نباید از یاد برد که این کشور برخلاف سایر اعضای این گروه عضو ناتو نبوده و از سال 1955 خط‌مشی بی‌طرفی در سیاست خارجی را پیگیری کرده ست.

درنهایت می‌توان گفت علیرغم پیچیدگی‌های شرایط اروپای مرکزی موضوع مهاجرت و مخالفت با چند فرهنگ گرایی بستر مناسبی را برای مخالفت باارزش‌های اتحادیه اروپا فراهم کرده و احتمالاً در آینده بستر شکل‌گیری یک سازمان منطقه‌ای برعلیه ارزش‌های اتحادیه اروپا باشد.

(شورای روابط خارجی اروپا-کارنگی / 29 بهمن 1396)

اشتباهات اروپایی ترامپ

طبق اسناد استراتژی امنیت ملی (NSS) و استراتژی دفاع ملی (NDS) ایالات‌متحده آمریکا، اگر نظام بین‌الملل به‌سوی رقابت قدرت‌های بزرگ به‌ویژه چین و روسیه به‌عنوان بزرگ‌ترین رقبای استراتژیک ایالات‌متحده حرکت می‌کند، داشتن اروپایی بیشتر متحدتر شامل موضوعات دفاعی و متعاقباً توانایی مقاومت در برابر فشارهای روسیه و چین، درنهایت منافع آمریکا را برآورده خواهد کرد.

با توجه به اظهارنظرهای منفی قبل و بعد از انتخابات دونالد ترامپ در خصوص اروپا و ناتو، نهایتاً در استراتژی امنیت ملی (NSS) و استراتژی دفاع ملی (NDS) متحدان و شرکای اروپایی خود را ارج نهاد. هرچند این استراتژی و لحن آن متفاوت با لحن و نتایج سیاست‌های استراتژیک اوباما است، بااین‌حال هر دو این اسناد دولت ترامپ در خصوص موضوعات مختلف امنیت اروپایی شگفت‌آور هستند. خروجی اصلی این دو سند این است که چشم‌انداز جهانی به‌طور فزاینده‌ای با رقابت‌های استراتژیک مشخص می‌شود. بالأخص چین و روسیه.

استراتژی دفاع ملی به‌روشنی در این خصوص اشاره می‌کند که: «رقابت‌های بین دولتی و نه تروریسم در حال حاضر نگرانی اصلی در امنیت ملی ایالات‌متحده است.» پایتخت‌های اروپا نگران بودند که ترامپ دیدگاه‌های مثبتی نسبت به روسیه دارد، اکنون از این مسئله که در دو سند مذکور ترامپ روسیه را به‌عنوان یک قدرت تجدیدنظرطلب و چالشی برای منافع آمریکا می‌داند خشنود هستند.

 هر دو سند (NSS, NDS) حمایت کامل خود از اتحادهای سنتی آمریکا را اعلام می‌کنند. NSS اهمیت متحدین و شرکای اروپایی را برای پیشبرد منافع آمریکا و کمک به عقب راندن و بازدارندگی رقبای استراتژیک ایالات‌متحده اعلام می‌کند. کلمه متحدان 78 بار در سند تکرار شده است بسیار بیشتر از سند امنیت ملی اوباما.

NDS اعلام می‌کند که شبکه‌های اتحاد و همکاری ایالات‌متحده ستون فقرات امنیت جهانی است. هر دو سند مشارکت فعال ایالات‌متحده در اروپا را صریحاً بیان کرده و اروپای قوی و آزاد را دارای اهمیت حیاتی برای ایالات‌متحده بیان می‌کنند.

هر دو سند حمایت صریحی از ناتو و ماده 5 آن ارائه می‌دهند که قبل از این و از دوران نامزدی ترامپ برای ریاست جمهوری تاکنون در اظهارنظرهای مختلف خود روابط فرا آتلانتیک را آسیب‌پذیرتر کرده بود. هر دو سند بیان می‌کنند که ایالات‌متحده انتظار دارد متحدان اروپایی تعهدات هزینه‌های دفاعی و امنیتی‌شان را برآورده کنند بااین‌حال لحن تندی به کار نبرده و از برتری آمریکا در این خصوص صحبتی به میان نیاورده است.

ازنظر اروپا باوجود برخی نکات مثبت در خصوص سیاست دفاعی اروپا در این اسناد، نقص ظریف اما مهمی در هر دو سند وجود دارد و آن عدم توجه به تلاش‌های اروپایی نه صرفاً در خصوص عدم توجهی به‌صرف هزینه‌های بیشتر دفاعی اروپا، بلکه حتی در عدم ارائه نقش بیشتر و پررنگ‌تر برای اتحادیه اروپا در امور دفاعی و امنیتی قاره خود است. در این خصوص سران اروپا معتقد هستند که ترامپ احتمالاً به نادیده گرفتن نقش اتحادیه اروپا در امور دفاعی ادامه خواهد داد. بااین‌حال سران اروپا استدلال می‌کنند که اگر بنا بر اسناد استراتژیک آمریکا سیستم بین‌الملل به سمت رقابت‌های جهانی و به‌ویژه چین و روسیه، بزرگ‌ترین رقبای استراتژیک ایالات‌متحده حرکت می‌کند، بنابراین اروپایی متحد و قوی در امور دفاعی به نفع آمریکا نیز خواهد بود که بتواند در مقابل فشارهای چین و روسیه به‌راحتی با کمک شرکای اروپایی خود مقاومت و مهار کند.

در این راستا برخی پژوهشگران مسائل دفاعی اتحادیه اروپا سه راهکار برای عملکرد بهتر سیاست دفاعی اتحادیه اروپا ارائه می‌کنند:

 یک معامله برگزیتی با لندن که بریتانیا را قادر به مشارکت در مأموریت‌های نظامی آینده اتحادیه اروپا کند. با این اقدام می‌توان شرکت‌های بریتانیایی را برای گرفتن بخشی از پروژه‌های تجهیزات دفاعی اتحادیه اروپا سهیم کرد که نتیجه آن نگه‌داشتن ظرفیت‌های نظامی بریتانیا در سیاست‌های مستقل دفاعی اتحادیه اروپا علی‌رغم خروج این کشور از اتحادیه اروپا خواهد بود.

 یک توافقنامه با ناتو که به اتحادیه اروپا اجازه استفاده از فرماندهی مشترک و سلاح‌های متعارف آن (همچون هواپیماهای بدون سرنشین PREDATOR و هواپیماهای حمل‌ونقل C-17) برای عملیات‌هایی که ناتو به‌طور کامل درگیر آن نیست. این در شرایطی است که کشورهای عضو اتحادیه اروپا تهدید شده‌اند و نیاز به اقدام دارند. این مورد به‌احتمال‌زیاد با مخالفت ایالات‌متحده و شخص ترامپ مواجه خواهد شد.

ایجاد قوانین جدید بسیار سخت‌گیرانه باهدف حمایت قاطعانه از زیرساخت‌ها در برابر حملات سایبری. در جنگ‌ها دشمنان جایی را هدف قرار می‌دهند که کمترین مقاومت و بیشترین تأثیر را داشته باشد. لذا پژوهشگران معتقد هستند که وابستگی رو به رشد امور بانکی، حمل‌ونقل، مراقبت‌های بهداشتی، انرژی و مالی و به اینترنت همراه با اشکالات حفاظتی که در این خصوص مواجه هستیم ما را به‌شدت آسیب‌پذیر خواهد کرد. لذا پیش‌بینی می‌کنند که در درگیری‌های سایبری احتمالی آینده زیرساخت‌های نظامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا زیر حملات سخت و سریع باشد. هدف این حملات به تحلیل بردن توانایی دولت‌ها در تصمیم‌گیری، مجبور کردن مردم به اعتراض به دولت‌ها و پذیرش صلح بر اساس شرایط دشمن می‌باشد (موسسه کارنگی برای صلح بین‌المللی/ 25 بهمن 1396)

یک شروع جدید برای دفاع اروپایی

اروپا با چالش‌های امنیتی زیادی مواجه است. روسیه قصد دارد امنیت اروپا را تحت‌الشعاع قرار دهد و نشان داده است که تمایل خود را به نقض حاکمیت سایر کشورها و افزایش قدرت هسته‌ای خود نشان می‌دهد. خاورمیانه و شمال آفریقا در آتش است، تروریسم خانگی (داخلی)، خیابان‌های اروپا را تهدید می‌کند و جنگ‌های سایبری و اطلاعاتی در حال افزایش است. در حال حاضر اروپا برای مدیریت این طیف تهدیدها ناتوان است و دیگر نمی‌تواند به تعهدات امنیتی آمریکا اعتماد کند. شهروندان از ورشو تا پاریس، از لیسبون تا برلین به‌طور قانونی انتظار دارند که اروپا از آن‌ها محافظت کند. تضمین امنیت شهروندان و حفظ صلح در قاره، بهترین راه برای اتحادیه اروپا است تا مشروعیت خود را به نسل جدیدی از اروپایی‌ها اثبات کند. یک نظرسنجی اخیر نشان می‌دهد که 75 درصد از پاسخ‌دهندگان از همکاری قابل‌توجهی میان ارتش‌های ملی حمایت می‌کنند و بیشترین حمایت از مدلی است که در آن ارتش‌های ملی اغلب می‌توانند باهم همکاری کنند ضمن اینکه به‌طور مستقل هم در سطح ملی به کار خودشان ادامه دهند.

  • برخی مؤلفه‌های فرصت زا برای سیاست دفاعی مستقل اتحادیه اروپا

روی کار آمدن مکرون طرفدار سیاست‌های همگرایی اروپا جان تازه‌ای به همکاری اروپا و تغییر نگرش‌های آلمان به ابتکارات امنیتی، ایجاد کرد. در سراسر اروپا پذیرفته‌شده است که نیاز به اجازه دادن به گروه‌های کوچک‌تری از کشورها برای پیروی از ادغام «انعطاف‌پذیر»، می‌تواند جایگزین خوبی برای طرح‌های یکپارچه‌سازی اجباری قبلی باشد که در طول 6 دهه عمر اتحادیه اروپا نتیجه نداده است.

اتحادیه اروپا از طریق برنامه[1]PESCO(همکاری ساختار دائمی) تحت برنامه‌های چتر امنیتی خود درحال‌توسعه است؛ اما این نمی‌تواند پایان خط باشد. این طرح دفاعی به‌جای ابتکارات سیاسی که می‌تواند تصور عمومی را بدبین کند، روی پروژه‌های فنی کوچک تمرکز می‌کند.

دولت جدید ائتلافی آلمان به‌زودی کار خود را آغاز می‌کند، اکنون لحظه‌ای برای ایجاد تغییرات بزرگ‌تر است. این پیشنهاد به دنبال گامی بنیادی در جهت هدف «اروپائی که محافظت می‌کند» را تعیین می‌کند.

در گزارش پیشنهادهایی برای پیشبرد بهتر سیاست‌های دفاعی اتحادیه اروپا ارائه‌شده است.

اغلب اوقات، رویکردهای اروپایی به سیاست مشترک امنیتی و دفاعی، به‌جای ایجاد توانایی، به یکپارچگی نهادی متمرکزشده است؛ اما ادغام دفاع اروپا تنها اقدام قانونی در این زمینه برای بیشینه‌سازی امنیت در قاره اروپا است. برای انجام این کار، اتحادیه اروپا باید قابلیت‌های عملیاتی جدید ایجاد کند. اروپا برای ایجاد صلحی پایدار باید توانایی دفاع از منافع اروپایی را با نیروهای اروپایی داشته باشد، ازجمله، در صورت لزوم، از طریق مداخلات.

   الف) سرمایه‌گذاری بیشتر

قابلیت‌های جدید نیاز به سرمایه‌گذاری دارند. هیچ جایگزینی برای این واقعیت ساده وجود ندارد. یکی از موانع در این زمینه آلمان است. اروپا باید موانع سرمایه‌گذاری در توانایی‌های نظامی را حذف کند. در درازمدت، اتحادیه اروپا می‌تواند ظرفیت‌های خود را افزایش دهد بدون صرف هزینه‌های بیشتر و با جمع‌آوری و به اشتراک‌گذاری تجهیزات خود. اتحادیه اروپا دارای تنوع سیستم‌های سلاح شش برابر نسبت به ایالات‌متحده است؛ به‌عنوان‌مثال، برای هر مدل ناوشکن نابودگر ایالات‌متحده، اتحادیه اروپا دارای هفت مورد است. بااین‌حال، حداقل دو دلیل وجود دارد که چرا خرید تجهیزات به‌تنهایی کافی نیست. اول، تهدیدات امنیتی که رودرروی اروپا هستند. دوم، قابلیت‌های نظامی مشترک اروپا تنها درصورتی‌که تحت یک فرمان اروپایی متحد باشند، معنی می‌یابد. نهایتاً در این زمینه به این نتیجه می‌رسد که:

تا زمانی که دولت‌های عضو و پارلمان‌های آن‌ها قدرت تصمیم‌گیری در مورد اینکه آیا ارتش آن‌ها در عملیات شرکت کند یا نه (حق وتو کشورها) برقرار باشد، قابلیت‌های موجود را نیز با خطر فرسایش روبرو خواهد کرد.

   ب) فن‌آوری‌های جدید

سرمایه‌گذاری و خریدهای مشترک به‌ویژه در فن‌آوری‌های جدیدتر، ازجمله سایبر، هواپیماهای بدون سرنشین و هوش مصنوعی ازجمله مواردی است که در پروژه‌های پیشنهادی PESCO توجه زیادی به آن شده است. همچنین توسعه و به دست آوردن تجهیزات مرسوم مانند هواپیماهای بدون سرنشین اروپایی و تکنولوژی ضد هواپیماهای بدون سرنشین. تحقیقات در حوزه هوش مصنوعی و استقلال در آن تأکید شده که بخشی از آن توسط صندوق دفاع ملی تأمین خواهد شد. اروپا همچنین نیاز به یک موضع مشترک در مورد قانونی بودن سلاح‌های خودکار مرگبار دارد. پیشنهاد ایجاد یک سازمان اروپایی برای نوآوری مخرب زا، ایجاد آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاع اروپایی[2]، گام‌های موردنظر در این زمینه است.

  ج) نیروی رزمی

هسته اصلی این پیشنهاد توسعه یک نیروی امنیتی انعطاف‌پذیر اروپایی است. پیشنهاد امانوئل مکرون برای ایجاد یک ابتکار مداخله اروپایی، یک ایده بسیار خوب در این زمینه می‌باشد اما اگر کشورهای دیگر آن را به‌عنوان وسیله‌ای برای اهداف سیاست خارجی مداخله‌گری فرانسوی محسوب کنند، احتمال دارد که شکست بخورد.

ادراکات تهدید در سراسر اروپا به طرز چشمگیری متفاوت است: شهروندان در مادرید، نگرانی‌های امنیتی بسیار متفاوتی نسبت به کسانی که در تالین هستند، دارند. به همین علت، ابتکار مکرون باید به یک طرح جامع امنیت اروپا گسترش یابد که به‌صراحت برای مقابله با نگرانی‌های امنیتی دیگر کشورهای اروپایی مانند دفاع منطقه‌ای و امنیت مرزی طراحی‌شده است.

بخشی از این باید شامل ایجاد یک نیروی نظامی قابل‌انعطاف اروپایی آماده رزمی باشد که بتواند در مأموریت‌های اتحادیه اروپا و سازمان ملل شرکت کند که شامل سربازان کشورهای عضو اتحادیه اروپایی می‌شود. باید یک نیروی قابل‌توجه 100،000 سرباز دارای توانایی خاکی و آبی باشد تا بتواند در اطراف سواحل اروپا نیز عمل کند.

نهایتاً گزارش به این مسئله می‌پردازد که به‌جای یک ارتش اروپایی که نیروهای نظامی ملی را جایگزین کند، طرح‌های جدید دفاعی اروپا باید یک ارتش فرعی اروپایی را در نظر داشته باشند. در عمل، این امر می‌تواند بر اساس ترکیب کمی از نیروها و تجهیزات موجود با نیروها و منابع جدید باشد؛ اما نکته کلیدی این است که هر کشوری نیروی نظامی مستقل خود را حفظ خواهد کرد. نظرسنجی‌ها نشان داده‌اند که مردم اروپا از چنین ابتکاراتی حمایت می‌کنند. یک نظرسنجی اخیر نشان می‌دهد که 75 درصد از پاسخ‌دهندگان از همکاری قابل‌توجهی میان ارتش‌های ملی حمایت می‌کنند و بیشترین حمایت از مدلی است که در آن ارتش‌های ملی اغلب می‌توانند باهم همکاری کنند ضمن اینکه به‌طور مستقل هم در سطح ملی به کار خودشان ادامه دهند. تأکید این طرح این است که به‌هیچ‌وجه نیروی ناتو را به تحلیل نخواهد برد. برعکس، ناتو بارها اعلام کرده است که از توانایی‌های بالقوه اروپایی و آمادگی برای مبارزه با آن به‌عنوان نیروی مکمل در عملیات‌ها استقبال خواهد کرد. نهایتاً در درازمدت، این نیرو اعتمادبه‌نفس در توانایی‌های عملیاتی اتحادیه اروپا را افزایش می‌دهد، به بیشینه‌سازی امنیت که هدف طرح‌های دفاعی اروپایی است منجر می‌شود و مزایای استفاده از تجهیزات مشترک و سیستم‌های یکپارچه را نشان می‌دهد. (شورای روابط خارجی اروپا/ 25 بهمن 1396)

 



[1] Permanent Structured Cooperation (PESCO)

[2] Defense Advanced Research Projects Agency (Darpa)


پیشنهاد این صفحه صفحه مناسب چاپ
 

سایر خبرها

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۰ - پایش هفتگی بریتانیا (16 تا 22 آوریل 2018 -27 فروردین تا 2 اردیبهشت 1397)

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۷:۴۰ - پایش هفتگی اتحادیه اروپا (16 تا 22 آوریل 2018 - 27 فروردین تا 2 اردیبهشت 1397)

۲۹ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۰ - پایش هفتگی آمریکا ( 9 تا 15 آوریل- 20 تا 26 فروردین 1397)

۲۹ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۰ - پایش هفتگی بریتانیا ( 9 تا 15 آوریل- 20 تا 26 فروردین 1397)

۲۹ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۰ - پایش هفتگی فرانسه (9 تا 15 آوریل 2018 / 20 تا 26 فروردین 1397)

۲۲ فروردین ۱۳۹۷ - ۲۳:۵۰ - پایش هفتگی فرانسه (19 مارس تا 8 آوریل 2018 - 28 اسفند 1396 تا 19 فروردین 1397)

۲۲ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۴:۳۸ - پایش هفتگی بریتانیا (19 مارس تا 8 آوریل 2018 - 28 اسفند 1396 تا 19 فروردین 1397)

۲۲ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۶ - پایش هفتگی آمریکا (19 مارس تا 8 آوریل 2018 - 28 اسفند 1396 تا 19 فروردین 1397)

۲۲ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۰ - پایش هفتگی اتحادیه اروپا (19 مارس تا 8 آوریل 2018 - 28 اسفند 1396 تا 19 فروردین 1397)

۲۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۵:۲۰ - پایش هفتگی بریتانیا (5 تا 11 مارس 2018 - 14 تا 20 اسفند 1396)

۲۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۰ - پایش هفتگی فرانسه (26 فوریه تا 4 مارس 2018 – 7 تا 13 اسفند 1396)

۱۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۷ - پایش هفتگی آمریکا (26 فوریه تا 4 مارس 2018 – 7 تا 13 اسفند 1396)

۱۰ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۰ - پایش هفتگی فرانسه (19 تا 25 فوریه 2018 / 30 بهمن تا 6 اسفند 1396)

۰۹ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۰ - پایش هفتگی اتحادیه اروپا (19 تا 25 فوریه 2018 / 30 بهمن تا 6 اسفند 1396)

۰۹ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۷ - پایش هفتگی آمریکا (19 تا 25 فوریه 2018 – 30 بهمن تا 6 اسفند 1396)

۰۹ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۰ - پایش هفتگی بریتانیا (19 تا 25 فوریه 2018 – 30 بهمن تا 6 اسفند 1396)

۰۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۶:۲۰ - پایش هفتگی آمریکا (12 تا 18 فوریه 2018 - 23 تا 29 بهمن 1396)

۰۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۳ - پایش هفتگی بریتانیا (12 تا 18 فوریه 2018 - 23 تا 29 بهمن 1396)

۰۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۷:۱۰ - پایش هفتگی اتحادیه اروپا (12 تا 18 فوریه 2018 - 23 تا 29 بهمن 1396)

۰۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۰ - حضور ایالات ­متحده و بروز اختلافات